کلام ایام – ۵۱۸،آموزش های دین خدا در کلام و سیره حضرت فاطمه زهرا ( سلام الله علیها)

شرح و تفسیر خطبه فاطمیه علیها السلام
(بخش دوم )

در شماره قبلی از این سلسله مقالات (بخش اول) وارد یک بحث مقدماتی شدیم و در این شماره بعد از تکمیل آن بحث مقدماتی و ذکر نکات جدیدی، بحث اصلی تفسیر خطبه شریف را شروع خواهیم نمود.
ششم: حمایت از دین خدا و نصرت آن در رأس عبادات و وظایف انسان ها قرار دارد چه جهت تأسیس آن و چه برای برقراری صورت اصلی و حقیقی آن و جلوگیری از انحرافاتی که مخالفان و دشمنان آن یا افراد جاهل طرفدار آن در معارف و احکام آن به وجود می آورند. حفظ دین خدا و ارکان بنای آن از حفظ جان انسان هم مهمتر است! چون بدون آن نوع فعالیت و حمایت از آن هم جان انسانها به خطر می‌افتد و آنها هم جان خود را در معرض انواع خطرات مهلک قرار میدهند و هم همه حقوق انسانی خود را و اگر حیات و جان آنها هم محفوظ ماند و بر حسب ظاهر خطری متوجه آن نشد، آن حیات جانداری خواهد بود و نه حیات انسانی.
حمایت از دین خدا و حفاظت از ارکان آن حیات انسان ها و حقوق انسانی آنها را تضمین می کند و حیات جانداری را به حیات انسانی تبدیل می کند.
حضرت صدیقه طاهره با آن اقدام خود، مانع اختلاط معارف دین خدا با اعمال انسان ها شد! و این کار و مقابله با حکومت غاصب و حکومت عادی بشری که جای حکومت حقیقی دینی را گرفته بود، برای آن حضرت خطر کشته شدن را داشت و سر انجام هم آن وجود قدسی حق حیات خود را در راه حمایت از دین خدا هزینه کرد و با شهادت در راه خدا، از دنیا رفت.
در روز رحلت پیامبر خاتم – صلی الله علیه و آله و سلم – و بسته شدن درهای برکات آسمانی از نوع نبوت و رسالت، برکات خدای سبحان از طریق امامت به فضای زندگی انسان ها جریان یافت. اما در آن روزها مصیبت عظیم دیگری – علاوه بر مصیبت اصلی اولی – یعنی رحلت پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – به وقوع پیوست و آن مصیبت دوم عبارت بود از غصب حکومت امیرالمومنین علی – علیه السلام – و تبدیل حکومت حقیقی دینی به حکومت عادی بشری! آن حادثه بسیار زیانبار تزلزلی در ارکان بنای دینی به وجود آورد، به طوری که اگر مدیریت مقام امامت و جانشین حقیقی پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – یعنی امام امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – و همکاری فداکارانه همسرش حضرت صدیقه طاهره، فاطمه زهرا – سلام الله علیها- نبود، آن تزلزل شدید امکان داشت سبب درهم شکستن ارکان بنای تازه تأسیس دین خدا شود.
در آن زمان و سال ها و ماه های آخر حیات دنیوی رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – خط حملات نظامی کافران و مخالفان دین خدا به مرکز جامعه دینی یعنی شهر مدینه و مجموعا مناطق تحت نفوذ دین خدا در جهاتی از بین رفته بود و در جهاتی بسیار ضعیف شده بود، اما خطر بزرگی بنای دین توحیدی و ارکان اصلی آن را تهدید می کرد و این خطر هم جنبه استمرار داشت و اکنون هم برقرار است و تا ظهور کامل حقایق دین توحیدی و تجلی آن نور قدسی در سطح جهان و به صورتی کاملاً آشکار استمرار خواهد یافت و سرانجام در دوره ظهور و قیام و رهبری آخرین حجت پروردگار عالمیان امام مهدی منتظر – علیه السلام – آن خطر در سطح عالم و برای همیشه از بین خواهد رفت. انشاالله تعالی.

آن خطر بزرگ مورد نظر قرار دادن صورتی تقلبی از دین خدا به جای صورت حقیقی آن بود! و در آن صورت نه تنها جاذبه های حقیقی و قدسی دین خدا متوقف می شود و یا در جهاتی از بین می رود، بلکه صورتی نامطلوب و یا نفرت انگیز از آن در فضای جوامع دینی و جوامع دیگر استقرار می یابد. لذا جهت جلوگیری از به وجود آمدن چنان وضعیتی احتیاج به فعالیت گسترده فرهنگی بود و این فعالیت که در اواخر عمر پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – و از طرف آن وجود مبارک قدسی شروع شده بود توسط امام امیرالمومنین علی – علیه السلام – و همسرش حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها – یعنی دختر پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – استمرار یافت.
در این قسمت بخشی از یک مقاله منتشر شده قبلی را در این زمینه نقل می کنیم:

«حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) یکی از شخصیت ها و رهبران آسمانی است. آن بزرگوار در مدت عمر کوتاه خود و فرصتی که برای او حاصل شد، اقدام به جهادی کرد که می شود آن را «جهاد علمی و عقیدتی و فرهنگی» نامید. جهادی که آن بزرگوار به راه انداخت بصورت گنجینه عظیمی است که با معیارهای عادی متداول بین انسان ها، ارزیابی آن امکان پذیر نیست.

آثار و نتایج جهاد علمی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

بعد از حادثه رحلت وجود مبارک پیامبر خاتم حضرت محمد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و در همان روز حادثه دیگری در جامعه دینی پدید آمد که می شود آن را دومین مصیبت بزرگ تاریخ نامید. مصیبت اول رحلت آخرین پیامبر خدا یعنی حضرت محمد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) بود. چون در این حادثه ارتباط مستقیم عالم انسان ها با آسمان قطع شد و نزول برکات خاص خداوند از نوع نبوت به پایان رسید.

قبلاً در این زمینه مقاله ای تحت عنوان: «رحلت پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) بزرگترین حادثه تاریخ» در سایت قرار دادیم. این مقاله با شماره ۱۰۶ در بخش کلام ایام قرار دارد و توصیه می کنیم جهت روشن شدن بیشتر موضوع، مورد مطالعه قرار بگیرد.

حادثه مصیبت دوم هم به حادثه اول شباهت دارد و آن اینکه در اثر عواملی- که فعلا فرصت بحث در مورد آن ها نیست- حکومت دینی آسمانی در جامعه دینی به حکومت عادی بشری تبدیل شد. حکومتی که بوسیله پیامبر اکرم حضرت محمد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) برقرار شده بود، منشأ تحولات عظیم فکری و فرهنگی و اجتماعی در بخشی از جهان آن روز شده بود و اگر همان حکومت بوسیله جانشین و وصی و خلیفه حقیقی آن حضرت یعنی وجود مبارک امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و امامان معصوم بعدی (علیهم السلام) ادامه می یافت، آن تحول مبارک تمام سطح عالم را فرا می گرفت و نور ناشی از آن تمامی تاریکی ها را از بین می برد و در تمام سطح جهان دوران جهل و شرک و جنگ ها و خشونت ها و فقرها و همه نابسامانی ها به پایان می رسید.

اما در اثر حادثه ای که پیش آمد یک حکومت عادی بشری جای حکومت آسمانی را گرفت و طبعاً آثار و برکات آن هم قطع شد. اما قطع برکات خاص حکومت آسمانی و محرومیت انسان ها از آن یک طرف قضیه بود، اما موضوع جهت بسیار مهم دیگری هم دارد و آن اینکه حکومت عادی بشری بنام «حکومت کامل دینی» معرفی شود!!!

توضیح اینکه: حکومت کامل دینی در طول تاریخ فقط بوسیله تعدادی از پیامبران در منطقه ای از زمین برقرار شده و برای همه آن بزرگواران بلحاظ شرایط فرهنگی و اجتماعی و تاریخی، امکان تأسیس آن نوع حکومت فراهم نبوده است. و این گروه از پیامبران بدون داشتن قدرت حکومتی، در حد امکان به آموزش های عقیدتی و اخلاقی انسان ها و مقداری از احکام عبادی می پرداختند.

اگر در یک زمان و شرایط خاص اجتماعی امکان تأسیس حکومت دینی- از نوع آنچه پیامبران خدا برقرار کردند- نبود طبعاً مردم از فواید کامل معارف دین توحیدی محروم می شدند. اما در عین حال بعضی از فواید و آثار دین خدا شامل حال آن ها می شد.

پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) هم در دوره قبل از هجرت و در شهر مکه به این نوع فعالیت و آموزش انسان ها اکتفاء می کرد. اما بعد از هجرت و در شهر مدینه امکان تأسیس حکومت دینی فراهم شد و آن بزرگوار موفق به تأسیس آن شد! در نتیجه آثار و برکات حکومت دینی در سطح وسیعی در عالم آن روز برقرار و اخبار آن در سطح جهانی منتشر شد.

مشکلی که بعد از رحلت پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) پیش آمد این بود که حکومت غاصب جهت بدست آوردن نوعی مشروعیت کاذب سیاسی عنوان حکومت دینی برای خود انتخاب کرد، و آن را بین مردم تبلیغ کرد.

مصیبت اصلی این بود که کارهای عوامل حکومتی و رفتارهای آن ها در اظهارات و تبلیغات عنوان دینی پیدا می کرد و عامه مردم آن ها را اعمال دینی تلقی می کردند. در نتیجه اعمال حقیقی دینی و اخلاق و رفتار شکوهمند و مقدس پیامبران با اعمال انسان های عادی مخلوط می شد. وضع جامعه دینی بصورتی در آمده بود که برای امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) امکان هیچگونه فعالیت سیاسی و اجتماعی فراهم نمی شد، چون فعالیت سیاسی آن حضرت در جهت بدست آوردن حکومت دینی و تسلط حکومتی بر جامعه منتهی به اغتشاش و جنگ و درگیری داخلی می شد، و در آن صورت مناسب ترین فرصت ها برای دشمنان دین توحیدی جهت هدم و نابودی اساس آن بوجود می آمد.

در چنین وضعیت بحرانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) با یک نوع فعالیت علمی و فرهنگی صورت حقیقی دین توحیدی را از آمیخته شدن با رفتارهای حکومت عادی بشری نجات داد. اما لازمه اقدام به آن جهاد مقدس، درگیر شدن با حکومت زمان بود. و برای اینکه آن جهاد مقدس به نتیجه مورد نظر برسد، احتیاج به یک فداکاری بود و آن بزرگوار خود را برای بقای اساس و ارکان دین توحیدی فدا کرد.

قیام فرهنگی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در مقابل حکومت و دفاع او از دین توحیدی و ارائه چهره حقیقی دین خدا به انسان ها. متضمّن درس های متعددی است! و در این مقاله به بعضی از آن ها بطور اجمالی اشاره ای می کنیم.

۱-دین خدا بطور مستمر از طرف دو گروه از انسان ها مورد تهدید قرار می گیرد، یکی از آن دو گروه «کفار» و دیگری «منافقان» هستند. رفتار کفار با دین خدا در تمام طول تاریخ زندگی انسان ها و در همه جای دنیا شناخته شده است، آن ها به هر علتی با تمام پیامبران و آموزش های دینی مقابله می کردند و برای جلوگیری از فعالیت های دینی جنگ ها به راه می انداختند و عده زیادی از پیامبران خدا در زمان های مختلف بوسیله آن ها کشته شدند.

کلام ایام - 141، شب قدر کنار ملائکه و روح
بخوانید

گروه دوم منافقان هستند که مخالفت آن ها با پیامبران و دین خدا صورت دیگری دارد و آن اینکه وقتی مقابله نظامی با پیروان دین خدا امکان پذیر و یا به مصلحت آن ها نمی باشد، این گروه راه دیگری انتخاب می کنند و آن اینکه آن ها ادعا می کنند که به دین خدا ایمان آورده اند و از آن پیروی می کنند. آن ها با این ادعا وارد فضای جامعه دینی می شوند، اما نیت اصلی آن ها مخالفت با دین خدا و تخریب صورت اصلی آن می باشد.

خطر گروه دوم از مخالفان دین خدا یعنی منافقان، از گروه اول بیشتر است، بجهت اینکه این گروه چهره حقیقی دین خدا را مخدوش می کنند و در آن صورت جاذبه حقیقی آن برای عامه انسان ها آشکار نمی شود و آن چهره مخدوش نمی تواند عامل جذب انسان ها بسوی دین خدا شود و بلکه موجب مخالفت ها با آن و حداقل بی اعتنائی ها نسبت به اصل آن و یا بعضی از معارف و احکام آن می شود.

پیروان دین توحیدی در مقابل گروه اول یعنی کفار و مخالفت های آن ها حالت دفاعی به خود می گیرند، بطوریکه اگر کفار اقدام به جنگ کردند، آن ها هم در مقام دفاع از دین خدا و پیروان آن وارد جنگ می شوند، اگر چه پیامبران خدا و پیروان حقیقی آن ها تمایلی به جنگ و کشتن انسان ها حتی مخالفان خود ندارند، اما وقتی دشمنان جنگ را شروع کردند، آن ها هم ناچار در مقام دفاع وارد جنگ می شوند.

اما مخالفت منافقان صورت دیگری دارد و آن ها غالباً مقابله نظامی با پیروان دین خدا نمی کنند و فعالیت آن ها به صورت های دیگری انجام می گیرد. لذا مبارزه با آن ها مشکلات بیشتری دارد، چون آن ها از قوای خود پیروان دین خدا هم در جهت منافع خود استفاده می کنند و با کمک گرفتن از خود آن ها علیه آن ها کاری می کنند!!! و در این وضغیت از صورت کاذب و غیر حقیقی دین، علیه صورت حقیقی آن استفاده می کنند.

در چنین وضعیتی وظیفه دینی مؤمنین جهاد با منافقان بصورت های مناسب با فعالیت آن ها است. رهبری این نوع جهاد در زمان حضور پیامبران و رهبران آسمانی به عهده آن ها قرار می گیرد. خداوند به پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود:

«يا أَيهَا النَّبِي جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ» (التوبة/۷۳) یعنی: ای پیامبر با کفار و منافقان جهاد کن و به آن ها سخت بگیر و جایگاه آن ها جهنم است و چه بد بازگشتگاهی است.

بعد از حادثه رحلت پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و ممنوعیت فعالیت های اجتماعی و سیاسی امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) حضرت فاطمه سلام الله علیها مسئولیت و رهبری این نوع جهاد را به عهده گرفت و در اثر آن فداکاری، دین خدا از خطر سقوط و انهدام نجات یافت.

۲-در بعضی زمان ها فرصت مناسبی برای پیروان دین خدا و جانشینان حقیقی آن ها حاصل نمی شد که چهره حقیقی و جاذب دین خدا را در جهات گوناگون آن به همه انسان ها نشان بدهند و لذا عده زیادی از انسان ها نسبت به حقایق دینی بی اطلاع و بی توجه می ماندند و از ارزش های حقیقی آن در غفلتی بسر می بردند و در این وضعیت بالخصوص زمانی که شرایط جامعه دینی عادی نبود، انتشار نور دین خدا احتیاج به فعالیت های گسترده ای داشت. توضیح اینکه دین خدا در اصل دارای ارزش ها و فواید عظیم فوق حد محاسبه هست. اگر چه خیلی از انسان ها حتی گروه عظیمی از پیروان دین توحیدی هم از این موضوع غفلت دارند.

حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) با رفتارهای فداکارانه خود به انسان ها آموخت که ارزش های دین خدا در حدی است که می شود انسان ها جان خود را برای آن فدا کنند و در رأس این گروه از انسان ها پیامبران خدا و جانشینان حقیقی آن ها قرار دارند.

یعنی اگر عموم انسان ها به هر علتی از ارزش های دین توحیدی و ضرورت آن برای زندگی خود غفلت دارند از رفتار فداکارانه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) این درس را می توانند یاد بگیرند که حقیقت دین خدا آن مقدار ارزش و اهمیت دارد که آن حضرت برای بقای آن آگاهانه خود را فدا کرد. یعنی ارزش دین خدا در حدی است که گروه عظیمی از پیامبران و رهبران آسمانی از جمله حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) جان خود را برای آن فدا کردند.»(۱)

حضرت صدیقه طاهره، فاطمه زهرا – سلام الله علیها- با رفتار خود و ایراد آن خطبه و استیضاح حکومت غاصب به جامعه دینی و افرادی از جوامع دیگر که در مقام تحقیق درباره دین خدا و بعثت پیامبر خاتم – صلی الله علیه و آله و سلم- و نزول آخرین کتاب آسمانی بر آمده بودند اعلام کرد که صورت حقیقی دین خدا و معارف آن غیر از صورت تقلبی برقرار شده در جامعه دینی است و آن صورت تقلبی چیزی جدا از حقایق اصلی دینی است، همچنین صورت های تقلبی دیگری که امکان دارد در آینده و در زمان های بعدی از آن ساخته شود.
البته لازم به تذکر است که غالباً و در جوامع مختلف از اشیاء نفیس و قیمتی و مطلوب انسان ها صورت های تقلبی می سازند و به انسان ها عرضه می کنند! مثل طلا و انواع جواهرات نفیس و قیمتی و امثال آنها.
هفتم: از رفتار حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها – در استیضاح حکومت غاصب بر می آید که وظایف مقام نبوت و رسالت که خدای سبحان برعهده رسول گرامی خود قرار داده بود، منحصر به تلاوت آیات قرآن و یاد دادن الفاظ آنها به انسانها نبود و بلکه آن عمل یعنی یاد دادن الفاظ آیات یکی از وظایف مقام نبوت و رسالت بود. لذا قرار گرفتن شخصیتی که صاحب کمالات و فضائل و علم رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – باشد، امری ضروری و اجتناب ناپذیر می باشد و آن مقامی نیست که یک فرد عادی از انسان ها بتواند عهده دار آن شود، حتی اگر انسانی دانشمند، عادل و دارای فضائل اخلاقی باشد، بلکه آن جایگاه اختصاص به صاحبان مقام عصمت دارد.
هشتم: این خطبه شریف با نام «خطبه فدکیه» شهرت یافته، اگر چه نام دیگری هم در بعضی منابع حدیثی درباره آن به کار رفته، اما آن نام شهرتی ندارد. این نامگذاری فعلی هم تناسب چندانی با محتوای آن و مباحث به کار رفته در آن ندارد، در این خطبه حتی یک بار هم کلمه «فدک» ذکر نشده.
در خطبه شریف مباحث علمی و عقیدتی و قرآنی بسیار مهمی وجود دارد که موضوع فدک و غصب آن با وجود اهمیت زیادی که داشته، از محورهای مباحث آن محسوب نمی شود، لذا لازم است اسم دیگری برای آن معین شود و به کار برود مثلاً «خطبه فاطمیه» و یا اسم مناسب دیگری و ما بحث مناسبی در این زمینه در تفسیر بعضی از عبارات آن خواهیم آورد. انشالله تعالی.

در این بخش شرح و توضیح عبارات خطبه شریف را شروع می کنیم و بقیه مباحث ضروری در این زمینه را ذیل مبحث مربوط به تفسیر الفاظ و عبارات آن متذکر خواهیم شد. ان شاءالله تعالی.

شرح و تفسیر خطبه فاطمیه (علیها السلام )
بسم الله الرحمن الرحیم

۱-« اَلْحَمْدُلِلَّهِ عَلي ما اَنْعَمَ، وَ لَهُ الشُّكْرُ عَلي ما اَلْهَمَ، وَ الثَّناءُ بِما قَدَّمَ، مِنْ عُمُومِ نِعمٍ اِبْتَدَاَها، وَ سُبُوغِ الاءٍ اَسْداها، وَ تَمامِ مِنَنٍ اَوْلاها » یعنی: حمد برای «الله» است بر نعمت هایی که عطا کرد و شکر برای اوست در آنچه الهام فرمود، و ثنا بر آنچه پیش فرستاد و فراوانی نعمت هایی که بخشید و تمام منت هایی که برای انسان ها ارزانی داشت.
حضرت صدیقه طاهره – سلام الله علیها – کلام خود را با حمد و شکر و ثنای پروردگار عالمیان شروع کرده و متذکر نعمت های فراوان و عطایای او به انسان ها شده است. و این رفتار رعایت یک ادب توحیدی است که اهل ایمان موظف به انجام آن هستند.
« حمد » یعنی: ستایش برای فعل جمیل اختیاری. حمد در اصل اختصاص به ذات قدوس «الله» دارد یا همه حمد ها برای اوست، چون همه افعال جمیل اختیاری که از مخلوقات صادر می شود، در حقیقت از ناحیه او و اراده و فعل اوست و هم او مخلوقات را  به انجام افعال جمیل موفق می کند.
« شکر » در اصل به معنی آشکار کردن و در معارف دینی به معنی توجه به نعمت و انتقال توجه به عطا کننده نعمت یعنی: پروردگار عالمیان است و مقابل آن قرار می گیرد.
شکر گاهی به همان معنی حمد به کار می رود و گاهی در معنای محدود تری نسبت به آن.
حمد و شکر و ثنای پروردگار عالمیان در این خطبه شریف و عبارات ابتدایی آن مورد نظر اصلی و حقیقی و عمیق حضرت صدیقه طاهره – سلام الله علیها – بوده و توجه به آن و اظهار آن صرفاً به عنوان مقدمه خطبه و رعایت یک سنت مشهور دینی متداول بین اهل ایمان نمی باشد.
ما به جهت رعایت اختصار ادامه بحث درباره حمد و شکر و ثنای ذات قدوس الله و بحث در کاربرد آنها را به بخش بعدی موکول می کنیم و در آن بحث متذکر کاربرد این رفتار توحیدی و فواید عظیم آن خواهیم شد. انشاالله تعالی.
الیاس کلانتری
۱۴۰۱/۱۱/۲

پاورقی:
۱- وب سایت حکمت طریف، کلام ایام – ۱۱۶ ، برکات ولادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

دکمه بازگشت به بالا
بستن