تفسیر کاربردی قرآن کریم ـ ۲

مثال دوم: خداوند به صورت های دیگر و با بیانات دیگر هم متذکر آن عظمت فوق ادراک عادی انسان ها در مورد قرآن کریم شده است، از جمله می فرماید:

«لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَرَأَيتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يتَفَكَّرُونَ» (الحشر/۲۱) یعنی اگر این قرآن را بر کوهی نازل می کردیم یقیناً می دیدی که آن کوه از خشیّت خداوند خاشع می شد و از هم می پاشید و آن ها مثال هائی است که بر مردم می زنیم، باشد که تفکر کنند.

در این آیه کریمه خود قرآن مجید با زبان مثال مورد تعظیم قرار گرفته است. یعنی اگر عظمت موجود در قرآن بصورت ظاهری در می آمد و مثلاً تجسّم می یافت و بر کوه نازل می شد، آن کوه با همه عظمت و صلابت و استحکام از ناحیه آن قدرت عظیم از هم می پاشید. علت اصلی این عظمت در قرآن مجید، عظمت بی پایان پروردگار عالم و صفات و افعال او است- سبحانه و تعالی- و علت دیگرش آن است که پروردگار عالمیان آن را برای همه انسان ها و برای همه زمان ها و جهت تأمین نیازهای نامحدود انسان ها نازل کرده است.

حال که این کتاب دارای این عظمت می باشد، پس قلوب انسان ها از قرائت آن و شنیدنش و تفکر در معانی آن باید خاشع شود و تحت تأثیر عمیقی قرار بگیرد، اما گروهی از انسان ها نسبت به اصل آن یا عظمت خاص آن کم توجه یا بی توجه هستند و در نتیجه از عظمت بی پایان آن متأثّر و خاشع نمی شوند و حتی بعضی از انسان ها با آن به مخالفت هم بر می خیزند.

مثال سوم: خداوند- عزّوجلّ- می فرماید:

  «وَقَالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا» (الفرقان/۳۰) یعنی: پیامبر گفت: پروردگارا قوم من این قرآن را ترک کردند [و آن را کنار گذاشتند]مراد از رسول وجود مبارک حضرت محمد- صلّی الله علیه و آله و سلّم- است و مراد از قوم طبق نظر مرحوم علامه طباطبائی- رضوان الله تعالی علیه- عموم عرب بلکه عموم امت آن بزرگوار، به اعتبار کافران و عاصیان از آن ها است.(۵)

مراد این است که روز قیامت رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- از رفتار قوم خود به خداوند شکایت خواهد کرد که آن ها این قرآن را با عظمت و قداست و اهمیت خاص آن ترک کردند و به آن ایمان نیاوردند و آن را مهجور گذاشتند.

و امکان دارد مراد از قوم آن حضرت عموم آن ملتی باشد که پیامبر خدا در بین آن ها مبعوث شد و گروهی از آن ها به نبوت و رسالت و کتاب آسمانی او ایمان آوردند و گروهی آن را ترک کردند و از آن فاصله گرفتند، اگر مراد از ترک، عدم ایمان باشد شامل کفار از قوم آن حضرت می شود و اگر بی اعتنائی و یا کم توجهی هم باشد شامل عده ای از ایمان آورنده ها هم می شود. مثل آنچه در موضوع تکذیب آن در توضیح آیه ۸۲ از سوره واقعه گفته شد. یعنی گروهی از قوم آن را با عدم ایمان خود «مهجور» گذاشتند و گروهی هم به عظمت خاص آن توجه لازم و شایسته آن را به کار نبستند!

به احتمال قوی همان معنی اول صحیح است. اگرچه منافاتی بین آن دو معنی وجود ندارد.

اما کسانی که با عدم ایمان خود به کتاب آسمانی آن را مهجور گذاشتند رفتارشان جاهلانه و از روی عناد و لجاجت و در نتیجه قابل تخطئه است. چون در این کتاب یعنی قرآن مجید آیات و نشانه های آشکار فراوانی وجود دارد که ثابت می کند آن، از علم خداوند نشأت گرفته و از طرف آن ذات قدّوس نازل شده است و یک یا چند مورد از آن آیات و نشانه های فراوان برای ایمان آوردن به آن کفایت می کند و یک توجه مختصر هم برای یک دانشمند محقّق، و توسط دانشمندان برای سایر انسان ها موقعیت و مقام خاص آن را اثبات می کند.

پس بحث در موضوع ایمان آوردن به قرآن و توجه به عظمت آن در جهت دیگر و بی اعتنائی و بی توجهی و عدم ایمان به آن «تفسیر کاربردی» تعدادی از آیات می باشد.

مثال چهارم: رسول اکرم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- در یکی از خطبه های خود فرمود:

«فَإِذَا الْتَبَسَتْ عَلَيْكُمُ الْفِتَنُ كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَيْكُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّهُ شَافِعٌ مُشَفَّعٌ وَ مَاحِلٌ مُصَدَّقٌ‏ وَ مَنْ جَعَلَهُ أَمَامَهُ قَادَهُ إِلَى الْجَنَّةِ وَ مَنْ جَعَلَهُ خَلْفَهُ سَاقَهُ إِلَى النَّارِ»(۶) یعنی: پس اگر وقتی فتنه ها مانند قطعات شب تاریک شما را فرا گرفت، به قرآن روی آورید، به آن تمسّک بجوئید زیرا آن است شفیعی که شفاعتش پذیرفته می شود و گزارش دهنده ای است تصدیق شده، هر کس آن را پیشوای خودش قرار داد، او را به بهشت رهبری خواهد کرد و هر کس آن را پشت سر خود انداخت، او را به آتش جهنم خواهد کشاند.

رسول اکرم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- ابتداءً در این خطبه شریف مردم را به انجام اعمال صالح و آماده شدن برای زندگی در مقصد آفرینش تشویق کرده و از بعضی فتنه ها و گرفتاری های مردم در زمان بعد از رحلت خود – بطور ضمنی-  و بطور کلی زندگی انسان ها در دنیا خبر داده است و می فرماید اگر فتنه ها فضای زندگی آن ها را فرا گرفت مثل شب تاریک به قرآن مجید روی آورند و آن را راهنمای خود در خروج از فتنه ها و ظلمت ها قرار بدهند.

یعنی: در قرآن مجید چنین خاصیتی وجود دارد و انسان ها می توانند از طریق روی آوردن به آن و بهره برداری از نوری که در آن قرار دارد، راه خروج از فتنه ها و گرفتاری ها را پیدا کنند. چون این کتاب آسمانی راه منتهی به بهشت و سعادت دائمی را به انسان ها نشان می دهد و آن ها را در جاده زندگی بطرف مقصد آفرینش یعنی بهشت هدایت می کند و اگر کسی به آیات این کتاب بی اعتناء باشد و از حوزه رهبری آن خارج شود، قطعاً جاده دیگری بطرف مقصد حیات پیدا نخواهد کرد و در اثر ظلمت های متعدّد در پرتگاهی سقوط خواهد کرد و وارد جهنم خواهد شد.

طبعاً در این کلام شریف هم، آشنائی عملی با قرآن و بهره برداری از آن در مقام عمل و اطاعت از دستورات خداوند، مورد نظر و سفارش می باشد، نه صِرف قرائت آن و نهایتاً لذت بردن از آن قرائت. و جالب توجه است که بعداً و در زمان رحلت رسول اکرم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- پیشگوئی آن حضرت هم آشکارا تحقّق یافت و فتنه هائی در جامعه دینی به راه افتاد و فضای نورانی ایجاد شده در جامعه دینی را سیاهی ظلمت ها فرا گرفت و اگر نبود رهبری آسمانی امام امیرالمؤمنین علی- علیه السلام- و تحمّل رنج ها و مشقّت های توانفرسای آن حضرت و فعالیت فرهنگی و علمی دختر گرامی رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- و دفاع فداکارانه او از دین خدا، آن تاریکی ها و ظلمت ها پایدار می ماند و نور به وجود آمده از انتشار معارف دین آسمانی برای همیشه خاموش می شد!

از این خطبه شریف و بالخصوص آن قطعه فوق الذکر برمی آید که مراد رسول اکرم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- از این سفارش به مردم، جنبه عملی توجه به قرآن است که باید در رفتارهای افراد جامعه جریان می یافت. که البته گروه اندکی به آن عمل کردند، اما همان رفتارهای آن گروه اندک تحت رهبری امام امیرالمؤمنین علی- علیه السلام- و حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا- سلام الله علیها- موجب مصونیّت بنای باشکوه دین آسمانی از خطر شکسته شدن و نابودی شد.

مثال پنجم: امیرالمؤمنین در یکی از خطبه های خود می فرماید:

«وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ( صلى الله عليه وآله ) نَصِباً بِالصَّلَاةِ بَعْدَ التَّبْشِيرِ لَهُ بِالْجَنَّةِ لِقَوْلِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَيْها فَكَانَ يَأْمُرُ بِهَا أَهْلَهُ وَ يَصْبِرُ عَلَيْهَا نَفْسَهُ»(۷) یعنی: رسول خدا جهت نماز بطور دائم خود را به سختی و مشقّت می انداخت، در حالیکه خداوند به او بشارت بهشت داده بود زیرا خداوند فرموده بود.«خاندانت را به نماز امر کن و جهت بر پا داشتن آن صبر و تحمل به کار ببر» و آن حضرت بطور مستمر اهل خود را به آن امر می کرد و در انجام آن خود را به صبر و تحمل وادار می کرد.

مراد این است که رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ به جهت توجه کامل به آیه ای از قرآن و عمل به محتوای آن با تمام جدیت و اهمیت، نماز را بر پا می کرد و آن را محور کارهای دیگر قرار می داد و خود  را به خواندن نماز های زیاد وادار  می ساخت و سختی های زیادی را در این زمینه متحمل می شد. و اهل خود را هم بطور مکرر به نماز توصیه می فرمود

مثال ششم : امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ فرمود :

«وَ مَنْ قَرَأَ الْقُرْآنَ فَمَاتَ فَدَخَلَ النَّارَ فَهُوَ مِمَّنْ كَانَ يَتَّخِذُ آيَاتِ اللَّهِ هُزُواً»(۸) یعنی: کسی که قرآن را قرائت کند و بعد از آن از دنیا برود و در جهنم داخل شود ، او از کسانی خواهد بود که آیات خدا او را به مسخره می گرفتند! منظور از قرائت در این کلام شریف و امثال آن فرا گرفتن قرآن و دریافت آن در حد حفظ کردن و یا نزدیک به آن است و کلمه  «قرائت » هم در اصل به این معنی است و آن متفاوت با کلمه  تلاوت است . و در عرف مسلمین در تاریخ صدر اسلام و بعد از آن « قرّاء قرآن» به حفاظ گفته می شد.

مراد امام ـ علیه السلام ـ این است که کلام خدا در صورت نفوذ در روح انسان می تواند عامل نجات او از سقوط در جهنم  شود و لازم است انسان چنین  تأثّری را از کلام خدا بپذیرد  و تحت تأثیر جاذبه آیات قرآن قرار بگیرد،در غیر این صورت او به قصد تأثیر پذیری و یا بطور جدی آیات قرآن را قرائت نکرده و بلکه آن ها را به مسخره گرفته است. یعنی اگر کسی به قصد یاد گرفتن و توجه قلبی و عمل کردن به قرآن سراغ آن برود و آن را یاد بگیرد ، روح او قطعاً تحت تأثیر آیات قرآن قرار خواهد گرفت و چنین قدرت تأثیری در آن وجود دارد و با وجود قرآن  و امکان فرا گرفتن آن و عمل به معانی آن، دیگر علتی برای سقوط انسان در جهنم  نمی ماند، مگراینکه انسان آیات قرآن را به مسخره بگیرد و قصدش ـ العیاذ بالله ـ یاد گرفتن آن، و تأثیرپذیری از آن نباشد!

کلمه هزء و هزو به معنی مسخره کردن است و چند بار در قرآن مجید عمدتاً در مورد دین خدا و کلام خدا و نماز و آیات قرآن به کار رفته است. امام ـ علیه السلام ـ در کلام شریف خو د توجهی به مجموع قرآن و این گونه آیات داشته از جمله آیه ذیل:

 «وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَلَا تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَارًا لِتَعْتَدُوا وَمَنْ يفْعَلْ ذَلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ وَلَا تَتَّخِذُوا آياتِ اللَّهِ هُزُوًا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيكُمْ وَمَا أَنْزَلَ عَلَيكُمْ مِنَ الْكِتَابِ وَالْحِكْمَةِ يعِظُكُمْ بِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيءٍ عَلِيمٌ»(البقرة/۲۳۱) یعنی: وقتی زنان را طلاق دادید و آن ها به پایان عده خود رسیدند، پس آن ها را بخوبی نگاه دارید و یا بخوبی آزادشان کنید و نباید آن ها را به نحوی نگاهدارید که آزار و زیان ببینند و به حقوق آن ها تعدی کنید و هر کس چنین رفتاری کند بخودش ظلم کرده است و آیات خدا را به مسخره نگیرید و در نظر بگیرید نعمت خدا را بر خودتان و آنچه را نازل کرد بر شما از کتاب و حکمت و ملتزم تقوا در برابر الله شوید و بدانید که او به همه چیز دانا است.

مثال هفتم: در یکی از خطبه های امام- علیه السلام-  آمده است که فرمود:

تفسیر کاربردی قرآن کریم ـ 7
بخوانید

«قَدْ جَعَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ الِاسْتِغْفَارَ سَبَباً لِدُرُورِ الرِّزْقِ وَ رَحْمَةِ الْخَلْقِ، فَقَالَ سُبْحَانَهُ «اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهاراً»؛ فَرَحِمَ اللَّهُ امْرَأً اسْتَقْبَلَ تَوْبَتَهُ وَ اسْتَقَالَ خَطِيئَتَهُ وَ بَادَرَ مَنِيَّتَهُ»(۹) و خدای سبحان استغفار را سبب فراوانی ]و بارش رزق[ و رحمتی برای خلق قرار داد و فرمود:

«فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا– يرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيكُمْ مِدْرَارًا–  وَيمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَيجْعَلْ لَكُمْ أَنْهَارًا» (نوح/ ۱۰ – ۱۲) یعنی: استغفار کنید از پروردگارتان که او دائماً غفار است، تا باران آسمان را پی در پی برای شما بفرستد و شما را با اموال و پسران یاری کند و برای شما باغ ها و نهرهائی قرار دهد.

امام- علیه السلام- در کلام خود قبل از این قطعه مورد بحث ارتکاب گناهان را سبب نقص ثمرات و حبس برکات خداوند و بسته شدن درهای خزائن خیرات و استغفار بندگان ]یا استغفار زیاد آن ها را[ سبب باز شدن درهای رحمت و برکات و فراوانی رزق و داشتن فرزندان معرفی فرموده است. و برای اثبات این مطلب یا تذکر مؤثرتر برای آن استشهاد به آیاتی از قرآن کرده است. این آیات بصورت نقل قول حضرت نوح به مردم در قرآن کریم ذکر شده، و این استفاده و بهره برداری از آیاتی است برای رفع نیازهای مردم و تأمین خواسته های آن ها و خودداری آن ها از گناهان.

امام- علیه السلام- در این زمینه سخنان دیگری هم دارد که در آن ها هم توجه کاربردی به آیات قرآن کریم محور کلام قرار گرفته است! از جمله می فرماید:

«اسْتَنْزِلُوا الرِّزْقَ بِالصَّدَقَةِ»(۱۰) یعنی: رزق را با صدقه به فضای زندگی خود نازل کنید[مثل باران]

و همچنین می فرماید:

«إِذَا أَمْلَقْتُمْ فَتَاجِرُوا اللَّهَ بِالصَّدَقَةِ»(۱۱) یعنی: هر وقت گرفتار فقر شدید از طریق صدقه دادن با خدا تجارت کنید. در این دو قطعه کلام- امام- علیه السلام- تصریحی به آیات قرآن نکرده، اما مبنای کلام آن حضرت آیاتی از قرآن از جمله آیات ذیل بوده است.

  • «مَثَلُ الَّذِينَ ينْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَاللَّهُ يضَاعِفُ لِمَنْ يشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ» (البقرة/۲۶۱) یعنی: مثل کسانیکه اموال خود را در راه خدا انفاق می کنند، همانند دانه ای است که هفت سنبل از آن بروید و در هر سنبل صد تا دانه باشد و خداوند برای هر کس بخواهد چند برابر می کند و الله وسعت بخش دانا است.
  • «مَنْ ذَا الَّذِي يقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً وَاللَّهُ يقْبِضُ وَيبْسُطُ وَإِلَيهِ تُرْجَعُونَ» (البقرة/۲۴۵) یعنی: کیست آنکه به خداوند قرض حسنه بدهد ]به بندگان او انفاق کند[ تا خداوند آن را برای او چندین و چند برابر کند و خدا محدود می کند و وسعت می دهد و بسوی او برمی گردید.

کلام امام- علیه السلام- ارتباط آشکاری با این دو آیه و آیات مشابه دیگر دارد و آن بزرگوار در کلام خود صدقه دادن به نیازمندان را تجارت با خداوند معرفی کرده که نتیجه آن بدست آوردن سود فراوان و برطرف شدن فقر است.

مثال هشتم! حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ در کلام شریف خود در مسجد النبی ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در جریان غصب خلافت امیر المؤمنین علی ـ علیه السلام ـ و غصب فدک خطاب به سران حکومت و مردم  حاضر در مجلس فرمود:

«وَ کَیْفَ بِکُمْ؟ وَ أَنّی تُؤْفَکُونَ وَ کِتَابُ اللهِ بَیْنَ أَظْهُرِکُمْ اُمُورُهُ ظَاهِرَةٌ  وَ أَعْلَامُهُ بَاهِرَةٌ وَ زَوَاجِرُهُ لَائِحَةٌ،وَ أَوَامِرُهُ وَاضِحَةٌ، قَدْ خَلَّفْتُمُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِکُمْ، أَ رَغْبَةً عَنهُ تُرِیدُونَ؟ أَمْ بِغَیْرِهِ تَحْکُمُونَ »(۱۲) یعنی: و شما در چه وضعیتی هستید و به کجا برگردانده می شوید؟ و کتاب خدا پیش رویتان است!امور آن آشکار و احکام آن درخشان و نشانه های آن روشن و منع ها و تحریم های آن معلوم و آشکار و اوامر آن واضح و روشن است و شما آن را پشت سر خود قرار دادید و از آن صرف نظر کردید و آیا می خواهید بطور کامل از آن اعراض کنید و با چیزی غیر از آن حکم کنید؟!

 در این بخش از سخنان آن حضرت از رفتار حکومت غاصب و حامیان آن و مردم بی تفاوت در مقابل حوادث جامعه دینی با لحنی عتاب آمیز انتقاد شده و علت اصلی همه مشکلات جامعه بی اعتنائی به قرآن مجید  و ترک عمل نسبت به آن تلقی شده است و آن حضرت در ادامه این بخش از خطبه شریفه عواقب وخیم و زیان بار بی اعتنائی به قرآن مجید و مجازاتهای پروردگار عالمیان را متذکر شده است.

تا این قسمت از بحث نمونه هائی ازکلام خدا ـ عزّوجلّ ـ و رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و امیر المؤمنین علی و حضرت فاطمه زهرا ـ سلام الله علیهما ـ در مورد اصل توجه عملی به قرآن مجید ذکر شد و مورد توضیح قرار گرفت و در ادامه بحث نمونه ها و مثالهائی از آیات خاص و نحوه  عمل به آن ها و بهره برداری از آن ها و بطور کلی کاربرد آن آیات را ذکر و مورد بحث قرار می دهیم :

مثال نهم : امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ در شرح و توضیح حوادث زمان حکومت خود و بعد از انتقاداتی از حکام قبلی فرمود:

« فَلَمَّا نَهَضْتُ بِالْأَمْرِ نَكَثَتْ طَائِفَةٌ وَ مَرَقَتْ أخْرَى وَ قَسَطَ آخَرُونَ كَأَنَّهُمْ لَمْ يَسْمَعُوا اللَّهَ سُبْحَانَهُ يَقُولُ تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ» (۱۳) یعنی: وقتی من به امر حکومت قیام کردم ، گروهی عهد خود را شکستند، و گروه دیگری سرکشی کردند و گروه دیگری هم راه ستمگری را در پیش گرفتند! گو اینکه کلام خدای سبحان را نشنیده بودند که می فرماید: آن است سرای آخرت [و بهشت] آن را برای کسانی قرار دادیم که در زمین اراده تکبر و فساد نمی کنند و عاقبت نیکو [ و زندگی بهشتی ] برای اهل تقوا خواهد بود.

مراد امام ـ علیه السلام ـ این بود که آیه ای از قرآن و توجه به آن و عمل کردن به محتوای آن کافی بودکه آن ها را از سرکشی و ظلم و طغیان و مخالفت با حکومت حقیقی دینی و خلیفه حقیقی رسول  خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ باز بدارد و آن عبارت است از آیه ذیل:

« تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ» (القصص/۸۳) یعنی: توجه کامل فقط به همین یک آیه از قرآن مجید هم کافی بود آن ها را از رفتن در بیراهه ها و خود داری از ظلم و ستم و بی عدالتی باز بدارد ، تا چه رسد به صدها آیه از قرآن در این زمینه و مجموع کلام خدا.

امام ـ علیه السلام ـ در ادامه کلام خود فرمود:« بَلَى وَ اللَّهِ لَقَدْ سَمِعُوهَا وَ وَعَوْهَا لَکِنَّهُم‏ حَلِیَتِ الدُّنْیَا فِی أَعْیُنِهِمْ وَ رَاقَهُمْ زِبْرِجُهَا » یعنی: بلی به خدا سوگند آن ها کلام خدا شنیدند و آن را فرا گرفتند اما دنیا  و زینت آن در نظر آن ها آراسته شد و آن ها فریب آن را خوردند.

مثال دهم : نقل کرده اند که مرد جوانی از فقر خود به رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ شکایت کرد و راه بر طرف شدن آن را جویا شد، آن حضرت به او توصیه فرمود که ازدواج کند، ظاهراً آن جوان از پاسخ آن حضرت تعجب کرد و حکمت آن دستور را جویا شد. یعنی طبق محاسبات عادی وقتی یک انسان ازدواج کند طبعاً هزینه زندگی او بیشتر می شود و نه تنها فقر او بر طرف نمی شود ، بلکه بیشتر هم می شود. اما آن   حضرت در جواب سؤال او و یا تعجب او آیه ای از قرآن مجید را تلاوت فرمود و آن آیه ذیل است:

«وَأَنْكِحُوا الْأَيامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يكُونُوا فُقَرَاءَ يغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ» (النور/۳۲) خداوند در این آیه به مؤمنان دستور می دهد که بین مردان و زنان آماده به ازدواج و غلامان و کنیزان سنت شریف ازدواج را بر قرار کنند و نگران فقر آن ها نباشند چون خداوند آن ها را از فضل خود بی نیاز خواهد کرد.

 یعنی خداوند میزان رزق انسان ها و اسباب و علل آن ها را مطابق نیازها و حکمت های خاصی قرار داده است و اگر کسی به روشی خدا پسندانه و با توکل به پروردگارش ازدواج کند، خداوند رزق همسر و فرزندان او را هم به او عطا خواهد کرد.

در این آیه به تقدیرات پروردگار عالمیان در مورد رزق بندگان اشاره ای  شده و اینکه خداوند به نیازهای بندگان توجه دارد و با ازدیاد نیازهای بندگان تقدیرات او هم تغییر می کند و وسعتی در زندگی آن ها ایجاد می کند.

در ارتباط با این آیه کریمه هم کلامی از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل شده است که فرمود:

« مَنْ تَرَكَ التَّزْوِيجَ مَخَافَةَ الْفَقْرِ فَقَدْ أَسَاءَ الظَّنَّ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ» (۱۴) یعنی: هر کس ازدواج را ترک کند از ترس فقر، او نسبت به خداوند سوء ظن پیدا کرده است چون خداوند می فرماید:« و اگر فقیر بودند خداوند آن ها را ار فضل خود بی نیاز خواهدکرد»

مثال یازدهم: نقل کرده اند که مردی از فقر خود و نداشتن فرزند به امیر المؤمنین علی علیه السلام ـ شکایت کرد آن حضرت او را به « استغفار» توصیه فرمود و وقتی او از ارتباط استغفار با مشکل خود سؤال کرد آن حضرت به آیات ذیل اشاره فرمود:

« فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا ـ يرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيكُمْ مِدْرَارًا ـ وَيمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَيجْعَلْ لَكُمْ أَنْهَارًا» (نوح / ۱۰ ـ ۱۲) یعنی [پروردگارا] به آن ها گفتم که استغفار کنید از پروردگارتان که او غفار است و در نتیجه [و با استغفارفراوان شما] از آسمان باران های پی در پی می فرستد و شما را با اموال و فرزندان یاری می کند و برای شما باغ های و نهر های بوجود می آورد. این آیات متضمن قطعه ای از داستان حضرت نوح (ع) است که مشتمل بر کلام آن حضرت خطاب به قومش می باشد و در ضمن آن کلام افرام قوم خود را توصیه به استغفار می کند و آن را سبب آمدن باران های فراوان و امداد خداوند بر آن ها با اموال و فرزندان معرفی می کند.

الیاس کلانتری

۱۴۰۱/۱۱/۳

پاورقی ها:

۵-تفسیر المیزان، علامه طباطبائی، سوره فرقان، آیه سوم

۶-اصول کافی، شیخ کلینی، کتاب فضل القرآن، حدیث ۲، (نسخه انتشارات علمیّه اسلامیّه، ج ۴، ص ۳۹۸)

۷- نهج البلاغه، خطبه ۱۹۹

۸-همان، حکمت ۲۲۸- ۲

۹-همان، خطبه ۱۴۳

۱۰-همان، حکمت ۱۳۷

۱۱-همان، حکمت ۲۵۸

۱۲ ـ خطبه حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ در مسجد النبی ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ مشهور به خطبه فدکیه

۱۳ ـ نهج البلاغه، خطبه سوم مشهور به خطبه شقشقیه.

۱۴- من لایحضر الفقیه، شیخ صدوق، ج ۳ ، ص ۳۸۵ ، ح ۴۳۵۳

دکمه بازگشت به بالا
بستن