کلام ایام – ۵۲۴، تجلی اعظم خدای سبحان و شروع عظیم ترین و برترین مرتبه آموزشی آسمانی برای انسانها

بخش دوم

در بخش قبلی در شرح و توضیح جریان بعثت رسول خدا –صلی الله علیه و آله و سلم- اولین آیات نازل شده از قرآن مجید را ذکر کردیم و بحث به بیان اجمالی از معانی دو آیه اول سوره علق منتهی شد، در این بخش آیات بعدی را با شرح و توضیح اجمالی می آوریم و بعد از آن به نتیجه گیری از مباحث و ذکر نکاتی درباره اولین مرحله ومرتبه از آموزشهای دین خدا خواهیم پرداخت.

۳ – « اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ»

در این آیه کریمه امر به قرائت تکرار شده و پیامبر خدا –صلی الله علیه و آله و سلم- مجددأ مأمور به قرائت شده و به نکته دیگری هم در آیه کریمه اشاره ای شده و آن «اکرمیت» پروردگار عالمیان است. در ادامه بحث متذکر نکاتی در معنی حقیقی قرائت و کریمیت و اکرمیت پروردگار عالمیان خواهیم شد.

۴ – « الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ»

قلم ابزار و وسیله کتابت یعنی نوشتن و ثبت یک مطلب است و این آیه کریمه متضمن نکات لطیف و دقیق تفسیری است و ما متذکر جهاتی از شرح و توضیح آن می شویم :

قلم ابزار نوشتن است حال این نوشتن به هر صورتی تحقق یابد (یعنی مفهوم اصلی و عام کتابت) عامل آن در اصل «قلم» نامیده می شود. و آنچه به نام قلم بین انسانها و جود دارد ، مصداقی از قلم و نوعی از آن است ، نه این که قلم منحصر به این وسیله مشهور باشد! اگر مراد از قلم همین ابزار شناخته شده باشد لازمه معنای این آیه آن خواهد بود که تعلیم عموم انسانها بلکه عموم مخلوقات به وسیله همین ابزار انجام گیرد ! درحایکه وقتی این آیه نازل شده تعداد انگشت شماری در جوامع انسانی وجود داشتند که با خواندن و نوشتن آشنا بودند. بعنوان مثال در شهر مکه تعداد کسانی که خواندن و نوشتن میدانستند فقط ۱۷ نفر بودند .

در مناطق دیگر زمین هم وضع تقریبا مشابه همین بود پس چگونه تعلیم انسانها به این معنی ظاهری و عرفی به وسیله قلم انجام گرفته است ؟ تازه این تعداد اندک با سواد در دوره ظهور پیامبر اکرم –صلی الله علیه و آله-  بودند و در زمانهای قبلی و دوران های اولیه وضع مردم متفاوت با این بود . با این توضیح روشن می شود که دوران های زیادی از تاریخ حیات انسان بر روی زمین گذشته که از کتابت و خواندن و نوشتن به معنی عرفی و ظاهری خبری نبود .

 نکته دیگر اینکه در این آیات موضوع تعلیم با قلم بلافاصله بعد از خلقت عموم موجودات و بالخصوص خلقت انسان ذکر شده  و این مطلب تناسبی با نوع زندگی انسانها در دوره های گذشته نخواهد داشت.

اگر در تاریخ تحولات اجتماعی در اثر تعالیم دینی پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم- و امامان معصوم –علیهم السلام- اکتساب علم از طریق خواندن و نوشتن گسترش سریعی پیدا کرد و از آن زمان به بعد هم این تحول در تمام جهان نفوذ کرد ، بطوریکه عالم غرب را هم متحول نمود این جریان مربوط به دوره ظهور پیامبر اسلام – صلی الله علیه و آله و سلم- می باشد و از آثار و برکات دین توحیدی و آموزش های آن است ، اما قبل از ظهور آن حضرت –بطوریکه ذکر شد- از هزاران نفر ساکن یک قریه و منطقه گاهی یک یا دو، سه نفر با خواندن و نوشتن و قلم «به معنی عرفی» سر و کار داشتند.

این آیه کریمه با صرف نظر از آموزش های گسترده پیامبر اکرم- صلی الله علیه و آله و سلم- و تحولاتی که در جوامع مختلف ایجاد کرد و با صرف نظر از اهمیت خاصی که به تعلیم و خواندن و نوشتن در آموزش های دینی منظور شده ، باید معنای قابل تحقق داشته باشد و مصداق پیدا کند .

این آیه مربوط به اصل تعلیم با قلم می باشد نه تعلیم با قلم بعد از ظهور دین اسلام و جریان آموزش های آن . یعنی شامل همه انسانها و در زمانهای قبلی هم می شود . حتی در این آیه هیچ دلیلی بر انحصار تعلیم  نسبت به انسانها وجود ندارد و بلکه آیه عمومیت دارد و شامل موجودات دیگر هم می شود و اگر هم با صرف نظر از این موضوع فقط موجودی به نام «انسان» را مشمول تعلیم در این آیه بدانیم – در حایکه آیه بعدی مربوط به آن است –  باز هم در معنای آیه دچار اشکال خواهیم شد. یعنی اهمیت علم و تعلیم و تعلم که عمدتا با خواندن و نوشتن انجام می یابد ، در آموزش های وحی و در سنت رسول اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم- مورد نظر در این آیه نمی توند باشد .

قابل توجه است که تعلیم مطالب وحی از طرف پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم- به انسان ها هم ، عمدتا و یا حداقل در ابتدای کار دعوت آن حضرت به وسیله قلم به معنی عرفی نبوده است. بلکه آن حضرت آیات را بر مردم می خواندند و مردم آنها را استماع و حفظ می کردند و تعالیم دیگر پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم- نیز از طرق خطابه و سخنرانی و از طریق اعمال و رفتار های خود بوده است نه از طریق نوشتن  چون وقتی در آن زمان جز عده ای انگشت شمار، کسی با خواندن و نوشتن آشنا نبود ، راهی غیر از آن وجود نداشت .

البته بطوریکه ذکر شد این تحول مبارک را آن حضرت به وجود آورد و با تلاش گسترده ای که او در این مورد به کار برد، این کار در بین مسلمین متداول شد ، تا جایی که در سیره شریف آن حضرت آمده است که وقتی در جنگ بدر عده ای از کفار مکه را اسیر کردند ، آن حضرت مقرر فرمود هر اسیری که بتواند به ده نفر خواندن و نوشتن یاد بدهد آزاد خواهد شد .

در تعالیم امامان معصوم –علیهم اسلام- به مطلق علم و تعلیم و تعلم آن ارزش فوق العاده ای منظور می شد تا جایی که امام صادق – علیه السلام – فرمود : در روز قیامت جوهر قلم دانشمندان با خون شهیدان مقایسه خواهد شد و جوهر قلم دانشمندان نسبت به خون شهیدان ترجیح خواهد یافت .

کلام ایام - 33، نزول برکات قدسی به عالم دنیا
بخوانید

با این توضیحات به نظر می رسد مراد از «تعلیم با قلم» مذکور در این آیه کریمه معنای ظاهری و عرفی آن نباشد، بلکه مراد تعلیم فطری خدای سبحان در مورد موجودات باشد که به نحوه خلقت آنها مربوط و متصل است. توضیح اینکه پروردگار عالمیان تعالیمی در فطرت و خلقت انسانها و موجودات دیگر به کار برده است و آن تعالیم عبارتند از گرایش های غریزی در جانداران و تمایلات و گرایش های غریزی و فطری در انسانها .

در مورد انسان خدای سبحان در نهاد و فطرت او تعالیمی به کار برده است و انسان بدون آموزش به معنی عرفی به بعضی از اشیاء و کارها تمایلاتی در درون خود دارد و از بعضی از چیز ها و کارها نفرتی در وجود خود می یابد و اگر تعالیم معلمان هم مطابق و متناسب با این تعلیمات الهی بود در روح انسان پذیرش خواهد داشت. و وقتی یک معلم مطلبی را به یک انسان تعلیم می دهد ، تعلیم او آن زمینه فطری را در انسان به کار می اندازد و آن را بارور می کند.

تعالیم پیامبران هم بر این اصل مبتنی بوده است ، بطوریکه امیرالمؤمنین علی – علیه اسلام – می فرماید:

«فبَعَثَ فيهِم رُسُلَهُ و واتَرَ إلَيهِم أنبياءهُ ؛ لِيَستَأدُوهُم مِيثاقَ فِطرَتِهِ ، و يُذَكِّروهُم مَنسِيَّ نِعمَتِهِ ، و يَحتَجُّوا علَيهِم بالتَّبليغِ ، و يُثيروا لَهُم دَفائنَ العُقولِ»(۱) یعنی: پس، فرستاد برای آنها رسولانی را و پی در پی پیامبران خود را بسوی آنها گسیل داشت ، تا انسان ها را به ادای پیمان فطری خود وادار نمایند و نعمت های فراموش شده او را به یادشان بیاورند و با تبلیغ، دلایل روشن وظایف رسالت را به جای آورند و نیروهای پنهان شده عقول مردم را برانگیزانند و بارور سازند .

تعالیم معلمان بشری اگر زمینه فطری در انسانها نداشته باشد به راحتی مورد پذیرش او واقع نخواهد شد و حداقل با مشکلات زیاد و تخریب بخشی از فطرت انسان نوعی پذیرش پیدا خواهد کرد . مثلا اگر بنا باشد یک معلم به عده ای متعلم در سنین کودکی که دارای سلامت فطری می باشند ، صداقت، پاکی، عاطفه انسانی و امثال آنها را یاد بدهد ، کارش مورد پذیرش قرار خواهد گرفت و اما اگر بخواهد به همان کودکان تبهکاری و خیانت و دروغ گفتن و ظلم به دیگران و امثال آنها را یاد بدهد مورد پذیرش کامل  و سریع قرار نخواهد گرفت ! بجهت اینکه تعلیم صداقت و پاکی و عاطفه انسانی معلم با تعلیم اولیه خداوند در مورد انسان تناسب دارد و از تائید فطرت او برخوردار است .

مثلا اگر یک بچه کبوتر –حتی اگر بدون مادر زندگی و رشد کرده باشد- اولین بار یک گربه را ببیند می پرد و از منطقه خطر خود را دور می کند و او این نوع حفاظت از خود را با دویدن بر روی زمین جهت فاصله گرفتن از آن گربه انجام نمی دهد او میداند که گربه نمی تواند پرواز کند و در آسمان او را بگیرد جز یک پرش محدود از روی زمین تا چند متر. این حالت در آن بچه کبوتر از تعلیم خداوند نشأت گرفته است و این نوع تعلیم مشمول موضوع این آیه  می باشد و امثال آن در موجودات و در انسانها .

به نظر می رسد در آیه کریمه مورد بحث، این معنای «تعلیم» مورد نظر باشد و این تعلیم عاملی دارد و آن هر حقیقتی باشد مشمول معنای عام  و حقیقی تعلیم با قلم خواهد بود و به آن حقیقت و آن وسیله در عرف آموزش های وحی «قلم» گفته شده است . حتی این معنای عام می تواند شامل تعلیم با قلم به معنای متعارف هم بشود . این معنای عام قلم با بعضی احادیثی که از ائمه معصومین –علیهم السلام- نقل شده مطابقت دارد.(۲)

۵ – «عَلَّمَ الْإِنْسَانَ مَا لَمْ يعْلَمْ»

بعد از موضوع تعلیم موجودات بوسیله قلم یعنی عموم مخلوقات قابل تعلیم، در این آیه کریمه موضوع تعلیم انسان بصورت خاص ذکر شده و این دو آیه یعنی آیه چهارم و آیه پنجم در تناسب با یکدیگر، شبیه دو آیه اول سوره هستند. یعنی همانطور که در آیه اول و آیه دوم ابتداء خلقت موجودات بطور عام و بعد خلقت انسان ذکر شده ، در این دو آیه نیز –آیه چهارم و پنجم- ابتداء موضوع تعلیم عمومی موجودات و بعد تعلیم انسان بطور خاص مطرح شده است.

این آیات پنجگانه در مجموع و در ارتباط با یکدیگر و همچنین ارتباط با زمان و موقعیت نزول و باز در ارتباط با افکار و عقاید و اعمال انسانها متضمن نکات علمی و عقیدتی متعددی هستند و بدون توجه به آن نکات مقاصد ملحوظ در آنها بطور کامل تحقق و ظهور پیدا نخواهد کرد و اهم آن نکات عبارتند از :

یکم: اولین آموزش برای انسانها در کتاب آسمانی «خداشناسی» است . خداشناسی اساسی ترین و ضروری ترین و مفید ترین معرفت برای آنهاست و محور همه معارف دیگر. شناسائی کامل و صحیح عالم آفرینش و فضای زندگی انسان و خود انسان و مقصد  اصلی آفرینش بدون این معرفت امکان پذیر نیست . منظور از خداشناسی در این نوشتار آن نوع معرفتی است که در کتاب آسمانی یعنی «قرآن مجید» و در روش های آموزشی پیامبر اکرم –صلی الله علیه و اله و سلم- و امامان معصوم –علیهم السلام- برقرار است فواید  «خداشناسی حقیقی» و متناسب با  آیات قرآن و آموزش های معلمان آسمانی، بی پایان و مستمر و بطور دائم  رو به ازیاد است.

ادامه دارد…

پاورقی ها :

۱ – نهج البلاغه ، خطبه اول

۲ – تفسیر۲ (رشته الهیات و معارف اسلامی)  تالیف نویسنده مقالات ، دانشگاه پیام نور

دکمه بازگشت به بالا
بستن