کلام ایام ـ ۵۳۱، دعوت رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ از انسانها برای ضیافت بهشتی

بخش سوم*

شب قدر و خیریت عظیم آن

در بخش قبلی موضوع «عظمت و خیریت شب قدر» مورد بحث قرار گرفت و ادامه بحث به این شماره موکول شد. در آیات سوره قدر و آیاتی از سوره دخان اشاراتی به عظمت خاص شب قدر شده و ما متذکر توضیحاتی در آن جهات شدیم.

یکی از جهات عظمت آن شب «تنزل ملائکه و روح » در آن است و آنچه به این جریان ارتباط می یابد. در سوره مبارکه «قدر» بعد از ذکر موضوع «خیریت خاص شب قدر» که مجموعاً مقدار آن بیش از هزار ماه است به همین موضوع یعنی «تنزل ملائکه و روح» اشاره ای شده و در حقیقت دو آیه آخر سوره تفسیری است بر این خیریّت عظیم و یا بیانی است درباره جهتی از عظمت آن شب، همچنانکه در اول سوره هم به نحوی به آن عظمت اشاره ای فرمود و آن عبارت بود از «ظرفیت برای نزول قرآن» و بخواست خدا درباره آن ظرفیت و موضوع نزول قرآن در ادامه این مباحث توضیحاتی خواهیم آورد.

اما درباره نزول ملائکه در شب قدر و ارتباط آن جریان با زندگی انسانها و کثرت فواید آن جریان عرض می کنیم که عظمت آن رویداد لازم است با معیارهای خاص فوق عادی سنجیده شود چون موضوع به عالم دیگری غیر از عالم دنیا و حوادث آن ارتباط دارد و جهاتی از آن در افقی بالاتر از حد ادراکات عادی انسانی قرار دارد و در کلام خدای سبحان هم با ذکر عبارت «ما ادراک » به آن اشاره ای شده.

برای روشن شدن عظمت آن حادثه که  در شب قدر وقوع می یابد لازم است توضیحی درباره ملائکه و قدرت و موقعیت آنها و ارتباط آنها با زندگی انسانها ذکر شود، و این مطلب را از بعضی مقالات قبلی ذکر می کنیم:

ارتباط انسانها در شب قدر با ملائکه

در آیه چهارم از سوره قدر فرمود:

«تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ»(القدر/۴) یعنی : ملائکه و روح در آن شب با اذن پروردگارشان نازل می شوند بجهت تدبیر  هر امری از امور عالم یا امری از امور.

در این آیه کریمه دو موضوع اصلی لازم است مورد بحث و بررسی قرار بگیرد یکی موضوع « تنزل ملائکه و روح» و دیگری معنی« اذن» پروردگار، بطور کلی، و در این آیه. درباره معنی اذن پروردگار درمقالات قبلی بحث قرآنی فشرده ای مطرح شد و دراین مقاله هم، آن قسمت از بحث از آن مقالات نقل شد و در این بخش به همان بحث اکتفاء می کنیم.اما موضوع ملائکه و نزول آنها در شب قدر و ارتباط زندگی انسانها با آنها مورد بحث محوری در این مقاله و ادامه آن خواهد بود.

در آیات زیادی از قرآن از موجوداتی به نام «ملائکه» ذکری به میان آمده و اوصافی ار آنها بیان شده است در این مقاله فرصت لازم برای بحث مفصل در حقیقت وجود ملائکه در اختیار نیست و فقط جهتی از حقیقت وجود آنها و ارتباط آنها با انسانها را بطور فشرده مورد بحث قرار می دهیم.

ابتداءً لازم به تذکر است که در قرآن مجید ایمان به ملائکه در کنار ایمان به الله و حیات اخروی و کتابهای آسمانی و پیامبران ذکر شده است! بطوریکه خداوند می فرماید:

«وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيينَ» (البقرة/۱۷۷) یعنی: بّر آن است که انسان ایمان بیاورد به الله و روز قیامت [ و حیات اخروی ] و ملائکه و کتاب [ آسمانی ] و پیامبران.

از این آیه کریمه اهمیت موضوع ملائکه و لزوم شناسائی صفات و افعال آنها روشن می شود.

طبق آیاتی از قرآن مجید آنها موجوداتی شریف و گرامی هستند که از طرف خداوند مأموریت دارند برای به جریان انداختن زندگی انسانها و اداره آنها یعنی واسطه های بین خداوند ـ عزّوجلّ ـ و عالم مشهود هستند به طوری که تمام حوادث مربوط به زندگی انسانها به نحوی به صفات و افعال آنها ارتباط دارد. و آنها موکل بر زندگی انسانها هستند( تفسیر المیزان )

شناسائی ملائکه و افعال و صفات آنهاـ اگر چه در مرتبه سطحی ـ موجب آشنائی بیشتر با قوانین و سنتهای پروردگار و بهره برداری بیشتر از آنها در مسیر زندگی دنیوی و در راه یابی به حیات مطلوب اخروی می شود.

ملائکه قدرتهای عظیمی در اختیار دارند و ابعاد وجودی آنها بسیار عظیم و حیطه فعالیت آنها بسیار گسترده است و نباید قدرت و مو قعیت آنها را با موجودات شناخته شده در عالم طبیعت مقایسه کرد.

امام امیر المؤمنین علی ـ علیه السلام ـ در یکی از خطبه های خود در مورد ملائکه می فرماید:

«وَ مِنْهُمْ أُمَنَاءُ عَلَى وَحْيِهِ وَ أَلْسِنَةٌ إِلَى رُسُلِهِ وَ مُخْتَلِفُونَ بِقَضَائِهِ وَ أَمْرِهِ وَ مِنْهُمُ اَلْحَفَظَةُ لِعِبَادِهِ وَ اَلسَّدَنَةُ لِأَبْوَابِ جِنَانِهِ» یعنی:گروهی از ملائکه امنای وحی پروردگار و زبان گویای او بر پیامبرانش و در تردد برای قضاء و امر او هستند! و از آنها گروهی محافظان بندگان خدا و نگهبانان درهای بهشت او هستند.»

در قطعه فوق الذکر به بعضی از اوصاف ملائکه و ارتباط آنها با عالم انسانها و زندگی آنها اشاراتی شده و بقیه کلام امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ در خطبه شریف خود متذکر بعضی از اوصاف و رفتارهای ملائکه و اعمال آنها در زندگی انسانها شده از جمله:

« ۱ـ انتقال کلام خداوند ـ جلّ جلاله ـ از طریق نوعی وحی به پیامبران. در این کلام علاوه بر اصل موضوع انتقال پیامهای خداوند، بطور ضمنی به قدرت و مقامات قدسی آن موجودات شریف هم اشاره شده و آن موضوع «امین» بودن آنها برای وحی خداوند است. ظاهراً مراد این است که آنها شایستگی دریافت وحی از عالم ربوبیت و انتقال آن را بصورت کامل و حقیقی به فضای ادراکات صاحبان مقام نبوت و رسالت دارند. هم حقیقت وحی خارج از حوزه ادراکات عادی انسانی است و هم موضوع امین بودن گروهی از ملائکه نسبت به آن و هم سالم ماندن آن از هر گونه آسیب، مثل دخالت شیاطین جنّ در آن! و بطورکلی حقیقت موضوع انتقال آن به پیامبران خدا و نوع امین بودن ملائکه حاملان وحی در این مأموریت برای انسانها قابل درک کامل نیست، مگر گروهی از انسانهای متعالی که خداوند در کلام خود از آنها با کلمه «مطهرون» ذکری آورده است.بطوریکه فرمود:

«إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ ـ  فِي كِتَابٍ مَكْنُونٍ ـ لَا يمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ ـ  تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ»( الواقعه/ ۷۷ ـ ۸۰) یعنی: آن قرآنی است گرانقدر [و رفیع] در کتابی [و مقامی] برتر [از افق ادراکات عادی انسانها] قرار دارد ـ دسترسی به [عمق حقایق و معارف و معانی] آن ندارند، جز مطهرون ـ و آن صورت تنزیلی پیدا کرده از طرف پروردگار عالمیان [و مراتبی از حقایق آن قابل درک انسانها ی عادی قرار گرفته است] پس طبق کلام شریف امیر المؤمنین علی ـ علیه السلام ـ گروهی از ملائکه واسطه انتقال وحی خداوند به قلب شریف پیامبران هستند. بطوریکه خداوند فرمود:

« وَإِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ ـ   نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ ـ عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ ـ  بِلِسَانٍ عَرَبِي مُبِينٍ(الشعراء ، ۱۹۲ـ ۱۹۵) یعنی: آن [قرآن] تنزیل یافته پروردگار عالمیان است ـ و آن را روح الامین نازل کرده ـ بر قلب تو، تا از هشدار [و آموزش] دهنده ها باشی ـ با زبان گویا و روشن، و همچنین فرمود:

« قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ لِيثَبِّتَ الَّذِينَ آمَنُوا وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ» (النحل/۱۰۲) یعنی: بگو آن را روح القدس از طرف پروردگارت به حق نازل کرد، تا ثابت قدم گرداند کسانی را که ایمان آوردند و هدایت و بشارتی است برای مسلمین!

از توجه دقیق به این دو آیه کریمه و تدبر در آنها نکات علمی متعددی آشکار می شود از جمله :

الف: الفاظ قرآن کریم و معانی ظاهری آنها صورتی نازل شده از یک سلسله حقایق بسیار رفیعی است که فوق حد فهم و درک عادی انسانی است و اما صورت نازل شده ای از آن قابل فهم و بهره برداری انسانهای عادی می باشد.

ب: تنزیل قرآن نیازمند قدرت بی پایان پروردگار عالمیان است!  توضیح اینکه : مراد از تنزیل قرآن آوردن آن از یک مقام رفیع و برتر به عالم دنیا به معنی متعارف و عادی نیست، چون در آن صورت نه احتیاج به علم و قدرت «رب العالمین » وجود دارد و نه مقام خاص «روح الامین » و«روح القدوس» بودن «جبرئیل» یعنی فرشته قدرتمندی که فرمانروائی همه فرشتگان را هم بعهده دارد! چون اگر موضوع همان بود که در یک توجه سطحی و اولیه روشن می شود گفتن اسم «فرشته وحی» یعنی حضرت جبرئیل ـ علیه السلام ـ برای رساندن آن مطلب کفایت می کرد و به توصیف او بصورت روح الامین  و روح القدس نیازی نبود.

دیگر اینکه: نیازی به گفتن این عبارت که «روح القدس» آن را از طرف پرودگارت به حق نازل کرده هم نبود، یعنی نازل کردن به حق و و گفتن این عبارت در کلام خدا و امر به پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ که این مطلب را به انسانها بگوید، متضمن نکته ای است و آن از طرفی به «ربوبیت ذات قدّوس الله» ارتباط دارد و از طرفی به روح الامین و روح القدس بودن فرشته وحی!!! و از جهت دیگر موضوع ارتباط دارد به نتیجه و اثر این نوع تنزیل که تثبیت مؤمنان است و هدایتی و بشارتی برای مسلمین !!

احتمال دارد کسی بگوید تثبیت مؤمنان از ناحیه نزول تدریجی قرآن تحقق می یابد و بطوریکه بکار رفتن موضوع نزول از «باب تفعیل» (نزّله)دلالت بر آن می کند! در جواب می شود گفت، این مطلب اولاً قطعی نیست، یعنی دلالت «تنزیل» به نزول تدریجی در همه موارد، و این موضوع قابل نقد است! ثانیاً بر فرض صحت، موضوع «تنزیل به حق» سرجای خود قرار دارد و از گفتن آن در کلام خدا، معنای خاصی مورد نظر می باشد

ج: تنزیل قرآن از طرف «رب العالمین» و توسط روح الامین و روح القدس ـ بطوریکه به آن اشاره شد ـ  فرستادن قرآن از یک مقام یا مکان رفیع به معنی عرفی به عالم دنیا و یا به بیان دیگر از آسمان به زمین باز به معنی عرفی و همچنین واسطه بودت حضرت جبرائیل ـ علیه السلام ـ در این کار نیست، بلکه هم تنزیل آن در اصل احتیاج به قدرت بی پایان خداوند ـ جلّ جلاله ـ دارد و هم مقام «روح الامین» و «روح القدوس» بودن جبرئیل!باید مورد توجه قرار بگیرد

اما علاوه بر این دو نکته، و دو عامل، عامل سومی هم در این موضوع دخیل است و آن عبارت است از مقام قدسی خاص رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و قلب شریف او. یعنی : برای دریافت وحی پروردگار احتیاج به زمینه مساعدی در قلب و روح شریف پیامبران خدا وجود داشت، و در مرتبه ای برتر برای دریافت آیات قرآن مجید یعنی نوع خاصی از وحی و حقایق بسیار رفیع انحصاری و اختصاصی آن نیاز به ظرفیت قلب و روح مبارک رسول اکرم حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ وجود داشت و آن هم از ناحیه تربیت  خاص خداوند در آن وجود شریف قدسی به وجود آمده بود! یعنی: قابل توجه و دقت است که خداوند فرمود:

کلام ایام - 324، رجب نهری در بهشت
بخوانید

« نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ ـ عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ » یعنی: اینکه ظرف این نزول قلب مبارک آن حضرت بوده است و آن غیر از انتقال یک مطلب بصورت صوتی یعنی از ناحیه تکلم به معنی عرفی و یا از طریق یک نامه است و اینکه نازل کردن قرآن از طریق وحی به قلب شریف پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ به معنی ایجاد و انتقال صوت به سمع شریف آن حضرت نبوده است! چون در آن صورت یک انسان عادی هم می تواند آن را دریافت کند، بلکه لازمه دریافت وحی  و انتقال آن بصورت کلام به انسانها و همچنین آموزش آن به آنها از ناحیه رفتارها به نحوی که تأثیرات  لازم  را در آنها به وجود آورد مستلزم موقعیت قدسی خاص پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ و ظرفیت روحی و قوای وجودی آن حضرت می باشد

۲ـ تردد در مسیر اجرای اراده و امر خداوند! ملائکه با قدرتهایی که در اختیار آنها بطور مستمر قرار می گیرد دائماً و مستمراً و بدون وقفه در مسیر اجرای قضاء و اراده و اوامر خداوند در عالم قرار دارند و مقتضیات ربوبیت خداوند ـ جلّ جلاله ـ در مورد موجودات ـ بالخصوص انسانها ـ توسط آنها انجام می گیرد. یعنی تمام قوای وجودی آن موجودات بسیار قدرتمند در مسیر به راه انداختن  زندگی  انسانها و تأمین نیازهای آنها به کار می رود.

۳ـ امام ـ علیه السلام ـ باز در بیان افعال ملائکه و بعضی از اوصاف آنها فرمود:

«و منهم الحفظة لعباده» یعنی : گروهی از آنها محافظانی برای بندگان او هستند. موضوع حفاظت ملائکه از انسانها در چند آیه از قرآن ذکر شده است از جمله :

«وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَيرْسِلُ عَلَيكُمْ حَفَظَةً حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لَا يفَرِّطُونَ» (الأنعام/۶۱) یعنی: او بر بندگانش  قاهر [و مسلط]  است و برای شما محافظانی می فرستد، تا وقتی که حادثه موت [انتقال از دنیا] برای یکی از شما فرا رسد [که در آن صورت] فرستاده های ما [از ملائکه] او را دریافت می کنند و آنها [در انجام وظایف خود] هیچ کوتاهی نمی کنند.

از این آیه مبارکه بر می آید که انسانها محافظانی از ملائکه دارند و خداوند بطور مستمر به آنها جهت حفاظت از بندگانش مأموریت و قدرت می دهد. و آنها تا لحظه رحلت مقدر شده خطرات و بلای خاص را از بندگان دفع می کنند.

موضوع حفاظت ملائکه از انسانها لازم است مورد بررسی قرار بگیرد که آیا ملائکه حافظ انسانها، وجود او را از خطرات حفظ می کنند ـ بطوریکه در آیه فوق الذکر نسبت به آن تصریح شد ـ یا اعمال و دارائی های آنها را دریافت و محافظت می کنند و به فضای زندگی آنها در عالم بعدی منتقل می کنند؟!! ظاهراًملائکه محافظ هر دو نوع مأموریت را بر عهده دارند وما بحث مفصل مستند به آیات قرآن در این زمینه را به فرصت دیگری موکول می کنیم (ان شاء الله تعالی) و در این بخش به همین اشاره کوتاه اکتفاء شد.

۴ـ امام ـ علیه السلام ـ در ادامه کلام خود به مأموریت دیگری از ملائکه اشاره فرموده و آن اینکه گروهی از آنها دربانان بهشت خدا هستند! طبعاً مراد از دربان بهشت این نیست که گروهی از ملائکه در کنار درهای ورودی به بهشت ایستاده اند و اجازه ورود به اهل  بهشت می دهند و درها را به روی آنها باز می کنند و همچنین مانع ورود دیگران می شوند ! این موضوع درباره ورود به بهشت و اهل بهشت به این صورت صدق نمی کند! بلکه احتمالاً مراد این است که آنها در عالم دنیا نظارت بر بندگان خدا دارند و عوامل ورود به بهشت از نوع ایمان و اعمال صالح تحت مراقبت آنها قرار دارد و آنها بندگان خدا را در مسیر آماده شدن و حرکت به سوی بهشت کمک می کنند! و یا معنای دیگری شبیه به همین!

امام ـ علیه السلام ـ در ادامه کلام شریف خود فرمود:

« مِنْهُمُ الثَّابِتَةُ فِي الْأَرَضِينَ السُّفْلَى أَقْدَامُهُمْ وَ الْمَارِقَةُ مِنَ السَّمَاءِ الْعُلْيَا أَعْنَاقُهُمْ وَ الْخَارِجَةُ مِنَ الْأَقْطَارِ أَرْكَانُهُمْ وَ الْمُنَاسِبَةُ لِقَوَائِمِ الْعَرْشِ أَكْتَافُهُمْ نَاكِسَةٌ دُونَهُ أَبْصَارُهُمْ مُتَلَفِّعُونَ تَحْتَهُ بِأَجْنِحَتِهِمْ مَضْرُوبَةٌ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ مَنْ دُونَهُمْ حُجُبُ الْعِزَّةِ وَ أَسْتَارُ الْقُدْرَةِ لَا يَتَوَهَّمُونَ رَبَّهُمْ بِالتَّصْوِيرِ وَ لَا يُجْرُونَ عَلَيْهِ صِفَاتِ الْمَصْنُوعِينَ وَ لَا يَحُدُّونَهُ بِالْأَمَاكِنِ وَ لَا يُشِيرُونَ إِلَيْهِ بِالنَّظَائِرِ»(۲) یعنی: گروهی از آنها پاهایشان در سطوح پائین زمین قرار گرفته و گردنهای آنها از بالاترین مرتبه آسمان فراتر رفته است…

در این قطعه از کلام به ابعاد وجودی و قدرت عظیم ملائکه اشاره شده.بطوریکه قبلاً متذکر شدیم در روز بیستم ماه مبارک رمضان و چند ساعت مانده به شب بیست و یکم ناچار این مقاله را بصورت ناقص منتشر کردیم، تا همین مقدار از آن مورد استفاده قرار بگیرد و متعهد شدیم در روز بعد از  بیست و یکم بقیه آن را بنویسیم.

 اما در ادامه این بحث متذکر این نکته می شویم که در شب قدر ملائکه قدرتمند با قدرت و امکانات وجودی فوق حد محاسبه ما انسانها، در جهت انتقال رحمت و برکات خداوند به فضای  عالم انسانی فعالیت دارند و زیانکار کسی خواهد بود که به موقعیت شب های قدر بی اعتناء و یا کم توجه باشد، که در آن صورت به خسارتی عظیم فوق حد محاسبه مبتلا خواهد شد.

بحث در این مقالات به موضع ابعاد وجودی و حیطه قدرت ملائکه رسید و در این بخش در آخرین فرصت که به شب بیست و سوم باقی مانده مقاله ناتمام قبلی  و موقعیت ملائکه را در حد ظرفیت این سلسله مقالات به پایان می رسانیم و در آن متذکر نحوه بهره مندی از موقعیت شب قدر و نحوه ارتباط با ملائکه می شویم و در بخش بعدی متذکر موقعیت حجت خداوند در شب قدر و نزول ملائکه به محضر شریف و منیع او و بهره مندی از مقام و موقعیت آن وجود مبارک خواهیم شد.

در کلام شریف امام ـ علیه السلام ـ اشاره ای به ابعاد وجودی یا ابعاد قدرت ملائکه شده و بجهت ناقص ماندن مقاله قبلی مجدداً متذکر معنای کلام آن حضرت بصورت اجمالی و در حد تقریبا ترجمه می شویم و بحث درباره حیطه قدرت و فعالیت ملائکه را در شب قدر ادامه می دهیم: امام ـ علیه السلام ـ فرمود:

«گروهی از آنها پاهایشان در سطوح پائین زمین قرار گرفته و گردنهای آنها از بالاترین مرتبه آسمان فراتر رفته است…»

و در ادامه این قطعه از کلام مبارک فرمود:

«وَ الْخَارِجَةُ مِنَ الْأَقْطَارِ أَرْكَانُهُمْ وَ الْمُنَاسِبَةُ لِقَوَائِمِ الْعَرْشِ أَكْتَافُهُمْ ….» (۳) یعنی :ارکان وجودی آنها از اقطار عالم بیرون رفته و شانه های آنها مناسب قوائم عرش پروردگار عالمیان [وحمل آن] قرار دارد. مراد از این عرش در این کلام شریف مرتبه ای از علم خداوند و یا حکومت او به تمام عوالم وجود است و حمل عرش هم معنای رفیعی دارد که در این بحث فشرده، مجال و فرصتی برای طرح آن وجود ندارد. از مجموع کلام امام ـ علیه السلام ـ اقتدار عظیم گروهی از ملائکه و فعالیت مستمر بدون وقفه آنها روشن می شود.»(۴)

امکان اتصال به قدرت عظیم ملائکه در شب قدر

جهت توجه بیشتر به عظمت جریان نزول ملائکه در شب قدر و بهره مندی بیشتر از موقعیت آن شب، لازم بود به موقعیت و قدرت و اختیارات ملائکه بطور مطلق و بطور خاص در شب قدر اشاره ای شود جهت ارتباطی که آن جریان با زندگی انسانها و تقدیرات خدای سبحان درباره آنها دارد.

در این زمینه لازم است چند نکته مورد توجه بیشتری قرار بگیرد.

یکم: مأموریت خاص و اعمال ملائکه در شب قدر بی ارتباط با وضعیت و رفتارهای انسانها در آن شب نیست. چون اگر ارتباطی در این جهت نبود به ذکر موقعیت شب قدر و نزول ملائکه نیازی نبود. پس ذکر این موضوع با اهمیت خاصی که در آیات قرآن بکار رفته دلیل آشکاری است بر این ارتباط.

دوم: تقدیر است خدای سبحان درباره انسانها در شب قدر و غیر آن، به اعمال آنها ارتباط دارد و متناسب با رفتارهای آنها آن تقدیرات هم تغییر می یابد، لذا انسانها می توانند از ناحیه اعمال و رفتارهای خود در شب قدر مثل دعای زیاد و تلاوت  قرآن زیاد و توبه از اعمال زشت و گناهان و انفاق به نیازمندان و اصلاح اخلاق و رفتار خود مشمول رحمت و برکات عظیمی از طرف خدای سبحان قرار بگیرند.

سوم: در شب قدر علاوه بر مأموریت ملائکه برای اصلاح امور زندگی انسانها و قدرتی که از آنها جریان می یابد، قدرت عظیم دیگری به جریان می افتد و آن قدرت وجود مبارک حجت پروردگار عالمیان و سفیر او در بین انسانا است و آن شخصیت قدسی در زمان حیات رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ خود آن حضرت بود و در زمانهای بعدی صاحبان مقام امامت و اوصیاء آن وجود مبارک بودند و اکنون هم وجود قدسی حضرت ولی عصر امام زمان در آن مقام رفیع قرار دارد.

در شب قدر قدرت معنوی حجت پروردگار عالمیان با قدرت عظیم ملائکه در جهت اصلاح امور زندگی انسانها  وکمک به آن و انتقال رحمت و برکات فوق عادی پروردگار عالم به آنها در مرتبه ای خاص و فوق عادی به جریان می افتد.

چهارم: برای دریافت مراتب برتر از رحمت و برکات خاص خدای سبحان در شب قدر، احتیاج به ظرفیت متناسبی در انسانها وجود دارد ولازم است انسانها ظرف روحی خود را پاک کرده و آن را جهت دریافت رحمت بیشتر و برکات بیشتر آماده سازند و ظروف بیشتری برای بهره مندی بیشتر فراهم کنند و آن وضعیت از ناحیه عبادات و اعمال خاصی امکان پذیر است که برای چنین شبی معین و سفارش شده است.

پس تمام دقایق شبهائی که احتمال شب قدر بودن آنها قوی تر است مثل شب بیست و سوم ماه رمضان باید مورد بهره برداری و توجه عمیق قرار بگیرد و فرصت ها از دست نرود.

اعمال شب قدر در کتابهای دعا مثل کتاب شریف «مفاتیح الجنان» مذکور است و این کتاب مشهور و در دسترس قرار دارد.

الیاس کلانتری

۲۴/۱/۱۴۰۲

پاورقی ها:

۱ـ وبسایت حکمت طریف، کلام ایام ـ۲۱۱ ، شب قدر و همراهی با ملائکه

۲ـ نهج البلاغه، خطبه اول

۳ـ  این عبارت و عبارات قبلی در این مقاله از خطبه شریف امیر المؤمنین ازنهج البلاغه نقل شد و در این مباحث به ذکر معانی آنها در حد ترجمه و گاهی ترجمه ناقص اکتفاء شد،روشن شدن معانی کامل این عبارات احتیاج به بحث قرآنی و عقیدتی و علمی مفصلی دارد و این بحث به فرصت مناسبی موکول می شود(ان شاء الله تعالی)

۴ـ همان ـ ۲۱۲

دکمه بازگشت به بالا
بستن