کلام ایام تاریخی – ۵۴۵، ماه رجب و روزهای پرفضیلت و تاریخی آن

آموزشهای دین خدا در سیره  و کلام امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)

(بخش سوم )*

مقالات مربوط به «اعیاد ماه رجب» تحت عنوان کلی فوق یعنی: « ماه رجب و روزهای پرفضیلت و تاریخی آن » نوشته خواهد شد و در ذیل آن عنوان فرعی مربوط به هریک از آن اعیاد هم خواهد آمد.

     در سالهای گذشته در ایام ولادت امام امیرالمؤمنین علی- علیه السلام – و همچنین ایام شهادت آن وجود مبارک قدسی مقالاتی نوشته شد و آن نوع مقالات منتهی شد به ذکر نمونه هائی از کلام شریف آن حضرت و شرح و توضیحی درباره معانی آنها. در این نوشتار هم آن نوع از مباحث تحت همان عنوان فوق الذکر و در ردیف شماره های قبلی ادامه خواهد یافت.

     با عرض تبریک روز مبارک سیزدهم ماه رجب و سالروز ولادت امام امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – عباراتی از کلام شریف آن «معلم آسمانی» به همه دوستداران و شیعیان آن حضرت، و همه پیروان دین خدا و همه جوانمردان عالم کلام انتخاب شده برای این مقاله را ذکر می کنیم و به شرح و تفسیر فشرده ای درباره آن می پردازیم .

     امام – علیه السلام – در یکی از خطبه های خود می فرماید:

     أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ الدُّنْيَا قَدْ أَدْبَرَتْ وَ آذَنَتْ بِوَدَاعٍ وَ إِنَّ الْآخِرَةَ قَدْ أَقْبَلَتْ وَ أَشْرَفَتْ بِاطِّلَاعٍ أَلَا وَ إِنَّ الْيَوْمَ الْمِضْمَارُ وَ غَداً السِّبَاقُ وَ السَّبْقَةُ الْجَنَّةُ وَ الْغَايَةُ النَّارُ أَ فَلَا تَائِبٌ مِنْ خَطِيئَتِهِ قَبْلَ مَنِيَّتِهِ أَ لَا عَامِلٌ لِنَفْسِهِ قَبْلَ يَوْمِ بُؤْسِهِ (۱)

     یعنی: اما بعد، همانا دنیا روی برگردانده و اعلام وداع می نماید و آخرت روی آورده و حضور خود را آشکار کرده است. آگاه باشید امروز زمان تمرین و آمادگی و فردا روز مسابقه است. سبقت بسوی بهشت و نتیجه عقب ماندگی ورود به جهنم است

آیا توبه کننده ای هست که از گناه خود توبه کند قبل از رسیدن روز رحلت خود؟ آیا کسی هست که قبل از روز سخت و گرفتار شدن برای خودش کاری کند؟این کلام شریف در مجموع در بالاترین درجه اثرگذاری است و ما با در نظر گرفتن حجم محدود مقاله و رعایت اختصار به شرح و توضیح عباراتی از آن    اکتفاء می نمائیم

    امام – علیه السلام – در موارد زیادی از کلام خود موقعیت دنیا و زندگی موقتی کوتاه در آن را به انسانها معرفی می فرماید و آنها را بسوی مقصد حیات و آفرینش یعنی زندگی اخروی و زندگی در بهشت سوق می دهد. در این خطبه هم با بیانی که شدیداً تاثیرگذار است متذکر همین آموزش حیاتبخش شده است.

      فرسایش جسم انسان در اثر گذشت زمان و ازدیاد عمر و ابتلاء به ضعف ها و بیماری ها و مهمتر از همه رحلت بستگان  و آشنایان و وداع آنها از زندگی دنیوی از آشکارترین جلوه های سفر انسان بسوی آخرت و جدا شدن از فضای حیات دنیوی است . و دنیا وداع خود را با این رویدادها اعلام
می کند.

      همزمان با وداع دنیا و همراه با آن آخرت روی آوردن خود را اعلام می کند. یعنی انسانها سپری کردن روزها و ساعت ها و حتی لحظات و دقایق عمر خود دارند از زندگی دنیا فاصله می گیرند و به زندگی اخروی نزدیک می شوند.

     رحلت از دنیا و ورود به فضای زندگی اخروی رویدادی است که در اصل باید مطلوب و مورد تمایل و علاقه انسانها باشد و در حقیقت انسانها لازم است با میل و رغبت و علاقه و اشتیاق به استقبال آن بروند. اما عده زیادی از انسانها در اثر عدم آموزش های صحیح دینی و بعضی عوامل دیگر، آن رویداد معقول و حکیمانه را، رویدادی نامطلوب حزن آور و دردناک تلقی می کنند! چه درباره خودشان و چه درباره افراد خاندان و بستگان و دوستان خود و تمام کسانی که به آنها انس گرفته اند.

      بی اعتنائی به اصل حیات انسانی و حقیقت آن و مقصد آفرینش و همچنین اصل و حقیقت حیات دنیوی که سرانجام به آن مقصد باشکوه و مطلوب و دارای ارزش های فوق تصور منتهی خواهد شد، سبب چسبیدن عده زیادی از انسانها به این زندگی موقتی و کوتاه و پر از گرفتاری و درد و رنج و محرومیت می شود.

     در چنین وضعیتی رهبران و معلمان آسمانی با کلام و رفتار خود انسانها را برای حرکت عاقلانه و عالمانه در جاده حیات یعنی «زندگی دنیوی» و رسیدن به مقصد آفرینش یعنی «زندگی اخروی» آموزش می دهند و برای گرفتن نتیجه مطلوب و رسیدن به فواید عظیم و نجات آنها از لغزیدن در پرتگاههای حیات و سقوط در جهنم، سختی ها و مشقت هائی را تحمل می کنند و گاهی حق حیات خود را هم در پیمودن آن راه نجات و هدایت انسانها بسوی آن مقصد، هزینه می کنند .

        امام – علیه السلام – در کلام شریف خود زندگی دنیا را به زمان و فضای تمرین و آماده شدن برای یک مسابقه معرفی فرموده و روز رحلت از دنیا را مسابقه ای تلقی کرده است که نتیجه برنده شدن و قبولی در آن ورود به بهشت است و مردود شدن در آن مسابقه و امتحان سقوط در جهنم.

     این نوع تشبیه و بیان حقیقت حیات دنیوی  و فرصت عمر انسان زیباترین و موثرترین و حکیمانه ترین نوع بیان در این زمینه و تفسیری است حقیقی از آیات قرآن کریم درباره حیات موقتی و زود گذر دنیوی و حیات دائمی و حقیقی اخروی.

      درباره شرح و توضیح کلام شریف و نوع بهره مندی بیشتر از آن، توجه به چند نکته ضروری است  و مهمترین آنها عبارتند از :

     یکم: این مسابقه مورد بحث از نوع مسابقات متداول در عالم دنیا و در بین انسانها نیست که یک یا دو یا سه یا چند نفر معدود برنده و تعداد زیادی بازنده داشته باشد، بلکه امکان برنده شدن و قبول پذیرش در آن نامحدود است و برای همه برندگان فضای مناسب و وسیع و بدون محدودیتی در آن وجود دارد.

    دوم: امکانات و سرمایه بکار رفته در آن نامحدود است. چون عهده دار جوایز آن، خدای غنی کریم است با دارائی و قدرت بی پایان، چون «ملک» آسمانها و زمین مال او و در اختیار اوست .همچنانکه خود او فرموده است:

  • «وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ» (النور/۴۲) یعنی: و برای الله است ملک [و حکومت] آسمانها و زمین و به سوی اوست بازگشت [همه]
  • «لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يحْيي وَيمِيتُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيءٍ قَدِيرٌ» (الحدید/۲) یعنی: برای اوست ملک آسمانها و زمین، او زنده می کند و می میراند و او بر هر چیزی قادر است.
  • «وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ» (آل عمران /۱۰۹) یعنی : و برای الله است آنچه در آسمانها است و آنچه در زمین است و بسوی او برمی گردد امور.

      همچنین فضای بهشت هم دارای وسعتی است بی پایان و فوق حد محاسبه. بطوریکه خدای سبحان فرمود:

کلام ایام -457، پرده برداری از جمال دین خدا در نهضت عاشورا
بخوانید

  «وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ » (آل عمران /۳۳ ) یعنی: و سرعت بگیرید[بشتابید] برای رسیدن به مغفرتی از طرف پروردگارتان و بهشتی که وسعت آن آسمانها و زمین است، آماده شده است برای اهل تقوا [و پرهیزکاران]

     جلوه های این نوع پذیرش و وسعت فضای آن مسابقه و امتحان و امکان قبولی عموم انسانها و یا اکثریت آنها و هر عده دیگر در عالم دنیا هم نمودار است. مثل آفتاب که بهره برداری هر تعداد انسان از نور و حرارت آن امکان پذیر است و آن بهره مندی و استفاده هر مقدار باشد، نقصانی در نور و حرارت آن به وجود نمی آید. همچنین «روح» یعنی عامل حیات که هر قدر در موجودات دمیده شود و هر تعداد موجود آفریده شود چه از نوع روح نباتی و روح جانداری و روح انسانی و چه از انواع دیگری از آن، نقصانی در همه عالم و همه نقاط آن پیدا نمی شود. و موارد و مثالهای دیگر

     سوم: برای قبولی و برنده شدن و پذیرفته شدن در این مسابقه عظیم، احتیاج به تحمل تمرینات سخت و مشقت آور وجود ندارد و بلکه لذت های ناشی از همین تمرین و آمادگی، انسان را بسوی خود می کشاند و اندک فعالیتی، برنده شدن و سبقت گرفتن در آن را امکان پذیر می کند. یعنی آمادگی برای قبولی و برنده شدن در این مسابقه عظیم با مقداری تمرین و آموزش امکان پذیر است و سختی ها  و هزینه های مسابقات متداول و متعارف بین انسانها، در آن وجود ندارد

     چهارم: شرکت در این مسابقه و برنده شدن در آن اصل و متن زندگی انسانها را شامل می شود و نه فروعات و حواشی آن را. یعنی انسان خواه و ناخواه لازم است خود را برای رسیدن به آن مقصد آماده کند. مثل اینکه انسان یا باید غذا بخورد و آب بنوشد و یا از گرسنگی و تشنگی خواهد مرد! و همچنین انسان وقتی در جاده ای حرکت کرده، یا به مقصد خواهد رسید و یا در بیراهه ای خواهد رفت و یا از پرتگاههای کنار جاده سقوط خواهد کرد.

      بعنوان مثال: اگر انسان در منطقه ای و فضائی که امکان حمله حیوانات وحشی وجود دارد یا از ناحیه رعایت امور ایمنی سالم خواهد ماند و یا از ناحیه خطرات ناشی از آن نوع حیوانات و یا انسانهای راهزن و غارتگر دچار آسیب ها و مشقت خواهد شد و یا حتی جان خود را هم از دست خواهد داد. پس لازم است او در فضای امنی قرار بگیرد و در پناهگاهی وارد شود، تا امنیت و سلامت و دارائی های او از آسیب ها و خطرات در امان بماند.

        پنجم: آسایش و استراحت و لذت کسانی که برای شرکت در یک مسابقه تمرین می کنند و خود را آماده حضور در آن می نمایند، بعد از مسابقه و برنده شدن حاصل می شود و تحقق پیدا می کند و نه در زمان قبل از مسابقه و یا در حال برقراری مسابقه. و استراحت و لذت طلبی در زمان تمرین و قبل از مسابقه سبب مردود شدن و یا کسب درجات پائین تر می شود.

    همچنین لذت برنده شدن پایدار و زیاد و خیلی بیشتر از لذت استراحت و پرداختن به کارهای غیر ضروری بجای تمرین است.

     ششم: لذت برنده شدن در مسابقات وقتی که جایزه برنده شدن خیلی زیاد و خیلی مطلوب باشد، خستگی و بعضی از محرومیت های زمان تمرین را از بین می برد. فرض کنیم در همین نوع زندگی فعلی در جائی یک مسابقه مهم جهانی برقرار شود و به یک یا چند نفر اول برنده در آن مسابقه یک واحد مسکونی بسیار وسیع و قیمتی و یک وسیله نقلیه گران قیمت و تعدادی سکه طلا و امتیازات خاصی برای زندگی و مسافرت و تحصیل و امثال آنها پرداخت شود، در آن صورت خستگی ناشی از تمرین قبل از مسابقه در مقابل لذت ناشی از آن برنده شدن بالخصوص افتخارات آن نوع قهرمانی و برنده شدن خیلی عظیم تر و مطلوبتر از استراحت و تفریحات قبل از مسابقه و زمان تمرین خواهد بود.

هفتم: امام – علیه السلام – در ادامه کلام شریف انسانها را با کلام موثر به توبه از خطاها و برگشت از بیراهه ها و غنیمت شمردن فرصت ها تشویق می نماید و می فرماید:

«أَفَلاَ تَائِبٌ مِنْ خَطِیئَتِهِ قَبْلَ مَنِیَّتِهِ» یعنی فرصت این تمرین و آمادگی اندک است و لازم است انسان قبل از به پایان رسیدن آن از فرصت ها و امکانات موجود، بهره برداری کند و خود را برای آن مسابقه باشکوه بی پایان آماده سازد.

فرصت برای ورود در فضای آن مسابقه زمان معین و قابل پیش بینی ندارد و هر آن احتمال دارد آن فرصت زمانی به پایان برسد، لذا لازم است انسان از هر نوع فرصتی چه از نظر  زمان و چه امکانات مورد نیاز برای آن بهره برداری کند.

    هشتم: امام – علیه السلام – فرمود:

« أَلاَ عَامِلٌ لِنَفْسِهِ قَبْلَ یَوْمِ بُؤْسِهِ» در این بخش از کلام شریف دو نکته بسیار دقیق وجود دارد یکی مراد از «نفس» در این کلام شریف است و دیگری
« بُؤس» و موقعیت آن دو کلمه را در این کلام در بیان این نکته و نکته بعدی توضیح می دهیم

نفس در این کلام به معنی «خود» و «خویشتن» است.

احتمال دارد کسی بگوید: مگر انسانها برای دیگران کار می کنند، که امام – علیه السلام – آنها را تحریک و تشویق می کند که برای خود کار کنند؟ و اینکه غالباً حس خود دستی در انسانها حتی گاهی بصورت افراطی وجود دارد و انسانها حتی گاهی حقوق دیگران را بخاطر منافع خود ضایع می کنند، و این نوع رفتار آنها قابل انتقاد و ملامت و هشدارهای اخلاقی است !

شرح و توضیح این  نکته را به بخش بعدی موکول می کنیم چون متضمن بحث دقیق قرآنی و عقیدتی و اخلاقی است و در این بخش با اشاره ای به معنی اصطلاح دوم فوق الذکر، بحث را به پایان می بریم.

 نهم : امام – علیه السلام – در این بخش از کلام شریف به انسانها هشدار می دهد که روز سختی هم در پیش دارند، مگر اینکه در زمان فعلی که در اختیار دارند از غفلت ها و سستی ها فاصله بگیرند تا گرفتار آن سختی ها نشوند. یا با اعمال معینی از آن سختی ها که عمدتاً برای انسانها عمومیت دارد، خلاص شوند و آن سختی ها برای آنها تخفیف پیدا کند. درباره این نکته هم بخواست خدای سبحان در بخش بعدی توضیحاتی ذکر خواهد شد.

الیاس کلانتری

پاورقی:

۱- نهج البلاغه خطبه ۲۸

 

دکمه بازگشت به بالا
بستن