کلام ایام تاریخی ـ ۵۵۵، ماه مبارک رمضان و مهمانی ملکوتی خدای سبحان

در آخرین بخش از مقالات مربوط به فضائل ماه شعبان یعنی «کلام ایام تاریخی ـ ۵۵۳، ماه شعبان و روزهای پرفضیلت و تاریخی آن» بحث ما منتهی شد به کلامی از امام امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ درباره یاری خواستن خدای سبحان از بندگان خود و همچنین قرض خواستن او از بندگان خود و مراد اصلی و حقیقی خدای ـ عزّوجل ـ از کلام خود در این زمینه!

اما بحث موردنظر تمام نشده بود که وارد ماه مبارک رمضان شدیم و لازم بود مقالات مربوط به ماه رمضان را شروع کنیم. لذا در انتهای آن مقاله یعنی: مقاله : « کلام ایام تاریخی شماره ـ ۵۵۳، وعده دادیم که در مقالات مربوط به ماه رمضان مجدداً متذکر موضوع موردبحث در آن مقاله شویم تا هم بحث آن مقاله کاملتر شود و هم زمینه ای فراهم شود جهت ورود در بحثی که مشترک بین این سه ماه نورانی است یعنی: ماه رجب و ماه شعبان و ماه رمضان.

امام ـ علیه السلام ـ در کلام شریف خود آیاتی از قرآن مجید را مورد استشهاد قرار داده که هم اصل موضوع مورد بحث در آن آیات ذکر شده و هم مراد حقیقی خدای سبحان از بیان آنها. اصل آیات موردبحث در مقاله قبلی ذکر شد و در این مقاله ما به ذکر و توضیح چند نکته درباره معانی مراد از آیات و کلام امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ درباره موضوع موردبحث اکتفاء می نمائیم.

یکم: امام ـ علیه السلام ـ در خطبه شریف خود قبل از ذکر موضوع یاری خواستن خدای سبحان از بندگان و بقیه مطالب دراین زمینه در مقام توصیه های اخلاقی به انسانها فرمود:

« أَسْهِرُوا عُيُونَكُمْ وَ أَضْمِرُوا بُطُونَكُمْ وَ اسْتَعْمِلُوا أَقْدَامَكُمْ وَ أَنْفِقُوا أَمْوَالَكُمْ وَ خُذُوا مِنْ أَجْسَادِكُمْ فَجُودُوا بِهَا عَلَى أَنْفُسِكُمْ وَ لَا تَبْخَلُوا بِهَا عَنْهَا » (۱) یعنی: چشمانتان را بیدارنگهدارید [در حد ضرورت بخوابید] و شکمهایتان را [با اکتفاء به غذای اندک ] لاغر کنید و قدمهای خود را [در کارهای خیر] به کار بیاندازید، و اموال خود را [برای نیازمندان] انفاق کنید، و از پرداختن به خواسته های بدنی و جسمانی کمتر کنید و از آنها برای [رشد و پرورش] نَفس های خود بهره برداری کنید و در این کار بخل نورزید.

امام ـ علیه السلام ـ در این عبارت از خطبه شریف خود، راههای پرورش مطلوب «روح انسانی» و رساندن آن به مرتبه ای متعالی را به انسانها نشان می دهد و آنها را به راه زندگی حقیقی سوق می دهد.

دوم: امام ـ علیه السلام ـ جهت تأثیر لازم و کامل کلام خود درانسانها و بطور کلی مخاطبان کلامش به چند آیه از کتاب خدا استشهاد فرموده و آنها عبارتند از آیات ذیل:

« إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُركُم وَيُثَبِّت أَقدامَكُم  » (محمد/۷)

«  مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ وَلَهُ أَجْرٌ كَرِيمٌ » (الحدید/۱)

« وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا » (الفتح/۷)

«  وَلِلَّهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ » (المنافقون/۷)

اینکه امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ دریک قطعه کلام کوتاه چند بار به آیاتی از قرآن مجید استشهاد کرده، نشان دهنده میزان توجه به کلام خدا و آیات قرآن مجید در سخنان و رفتارهای آن معلم آسمانی است.

ذکر یک یا چند آیه از قرآن مجید در کلام یک گوینده و یک نویسنده و یک معلم و یک خطیب تأثیر زیاد و عمیقی در مخاطبان به وجود می آورد. و این رفتار آن حضرت مشتمل بریک نوع آموزش هم می باشد. بطور کلی قداست مأخذ یک کلام میزان تأثیر آن را متناسب با قداست آن مأخذ افزایش می دهد. و این کار آثار مطلوب دیگری دارد که در جای مناسبی لازم است موردبحث و گفتگو قرار بگیرد.

سوم: امام ـ علیه السلام ـ در این کلام استدلالی به کار برده که مبتنی بر آیات قرآن مجید و عقل سلیم است و آن اینکه: وقتی جنود (سپاهیان) آسمانها و زمین برای او و در اختیار اوست، پس درخواست نصرت از انسانها لازم است معنای دیگری غیر از معنای متداول در بین انسانها داشته باشد و مراد خدای سبحان از این درخواست نصرت خواستن به معنای عرفی آن نیست، پس بنابراین محتمل است آیاتی از قرآن دلالتی بر غیر معانی متعارف و متداول داشته باشد، یا علاوه بر معانی ظاهری و لفظی، معانی دیگری هم در بعضی آیات موردنظر باشد و به آنها «معانی باطنی » گفته می شود، یا یک نوع از معانی باطنی. و لازم است این نوع معانی از طریق تدبر و دقت و بررسی از آیات و کشف ارتباط آنها با آیات دیگر آشکار شود.

معانی غیر ظاهری آیات قرآن  در مراتب متعددی قرار دارد و بعضی از آنها دراثر تدبر و دقت و توجه به بعضی از ارتباط های بین آیات برای دانشمندان آشنا به قرآن کشف می شود و بعضی دیگر از آنها احتیاج به علم عمیق و فوق عادی صاحبان مقام عصمت و امامت دارد، لذا اهل ایمان و علاقه مندان به معارف کتاب آسمانی علاوه بر تدبر و تفکر در معانی آیات، لازم است با سخنان و رفتارهای معلمان آسمانی آشنا شود.

چهارم: مجموع معارف و علوم و معانی آیات قرآن مجید در محدوده ای قرار نمی گیرد و بطور حقیقی بی انتها و بی پایان است! و ما قبلاً در چند مقاله در این زمینه تذکراتی داشتیم و بحث تفصیلی دراین زمینه را به فرصت مناسب دیگری موکول کردیم.

اما بجهت ضرورتی که در این نوشتار وجود دارد به ذکر و توضیح مثالی و نمونه ای درباره موضوع موردب حث می پردازیم و آن اینکه در کلام شریف امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ نکته بسیار دقیقی مورد توجه قرار گرفته است و آن ارتباطی است که بین موضوع مورد بحث با آیاتی از قرآن مجید برقرار است و امام ـ علیه السلام ـ حاصل آن ارتباط را بیان فرموده است. توضیح اینکه در ظاهر کلام خدا یعنی آیه هفتم از «سوره محمد» ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ آموزشی برای اهل ایمان وجود دارد و آن عبارت است از سنتی از خدای سبحان که او کسانی را که او را یاری کنند، متقابلاً یاری خواهد کرد.

این معنائی ظاهری است که بدون تدبر هم، از آیه کریمه آشکار می شود. معنای دیگر ظاهری آیه کریمه این است که خدای سبحان اهل ایمان از بندگان خود را دعوت به یاری کرده است بطوریکه فرمود:

« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُركُم وَيُثَبِّت أَقدامَكُم » معنای سومی از معانی ظاهری آیات از اندکی دقت و یا حتی برای بعضی بدون آن از الفاظ آیه آشکار می شود و آن اینکه یاری خداوند از نوع عطایای ظاهری و مربوط به متاع زندگی دنیا و یا حداقل محدود به آن نیست، چون فرمود: شما را یاری می کند و نفرمود که مالی و رفاهی در زندگی شما به وجود می آورد.

اما اینکه معنای دیگری را برای آیه کریمه بیان فرمود، احتیاج به تدبر و تعمق در آیه کریمه و آیات مشابه آن و بعضی آیات دیگر وجود دارد یا به بیان دیگر، دانشمندان و افراد آشنا به قرآن برای فهم آن معنای غیر ظاهری احتیاج به تدبر و تعمق دارند، اما آن معانی باطنی برای صاحبان مقام عصمت و امامت ابتداءً هم آشکار است و آنها بدون تدبر و بررسی و تحقیق هم علم به آن معنای حقیقی دارند.

توضیح بیشتر اینکه امام ـ علیه السلام ـ به تذکر و آموزش الفاظ آیه و معنای ظاهری آن به مردم اکتفاء نمی کند، بلکه اشاره ای فرموده به معنای دیگری از آن که در ظاهر الفاظ آیه کریمه وجود ندارد. یعنی اینکه یاری خواستن خدای سبحان از بندگان خود به معنی عرفی و ظاهری هرگز مورد نظر در این آیه نیست! چون او احتیاج به یاری بندگانش ندارد و قدرت های موجود در بندگان را هم او عطا می کند و اگر لازم باشد آنها را هم از مخلوقات خود پس
می گیرد. و اصلاً احتیاج در مورد او بی معنا است و این امری است که برای اهل ایمان مسلم و قطعی است.

لزوم آشنائی با فرهنگ عالم ملکوت

      در این نوشتار برای ماه مبارک رمضان و ضیافت خدای منان عنوان «مهمانی ملکوتی خدای سبحان» را انتخاب کردیم، لذا لازم است توضیحی هر چند فشرده درباره کلمه «ملکوت» ذکر کنیم. این کلمه در فرهنگ دین خدا مشهور است و کاربردهای مختلفی دارد. در قرآن مجید این کلمه در چهار آیه به کار رفته است. خدای سبحان می فرماید:

  • «وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلِيكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ» (الانعام/۷۵) یعنی: و این چنین ملکوت آسمانها و زمین را به ابراهیم نمایاندیم تا از اهل یقین باشد.
  • «أَوَلَمْ ينْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيءٍ وَأَنْ عَسَى أَنْ يكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَي حَدِيثٍ بَعْدَهُ يؤْمِنُونَ» (الاعراف/۱۸۵) یعنی: آیا در ملکوت آسمانها و زمین و آنچه خدا آفریده است ننگریستند و اینکه احتمال دارد اجل آنها نزدیک شده باشد، پس به کدام کلام [بعد از قرآن] ایمان می آورند؟
  • «قُلْ مَنْ بِيدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيءٍ وَهُوَ يجِيرُ وَلَا يجَارُ عَلَيهِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ» (المومنون/۸۸) یعنی: بگو ملکوت [فرمانروائی و حکومت] همه چیز در دست کیست؟ و اینکه او پناه می دهد و خودش در پناه کسی قرار نمی گیرد اگر می دانید.
  • «فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيءٍ وَإِلَيهِ تُرْجَعُونَ» (یس/۸۳) یعنی : پس پاک و منزه است آنکه ملکوت همه چیز در دست اوست و بسوی او بازگردانیده می شوید.

از توجه به آیات کریمه فوق الذکر بر حسب ظاهر الفاظ آنها چند نکته به ذهن می رسد از جمله:

یکم: عالم ملکوت یا ملکوت آسمانها و زمین عالمی است که پیامبران خدا یا عده ای از آنها از جمله حضرت ابراهیم – علیه السلام – نسبت به آن علم دارند و خدای سبحان در مرحله ای از آموزش آنها، برای امر نبوت و رسالت آن علم را به آنها عطا می کند.

دوم: کسانی که ملکوت آسمانها و زمین به آنها ارائه شده از اهل «یقین» خواهند بود، یا به  مرحله خاصی از یقین می رسند

سوم: انسانها برای آشنائی با ملکوت آسمانها و زمین و بطور کلی با عالم ملکوت احتیاج به علم و ایمان خاص پیامبران خدا دارند. بطوریکه حضرت ابراهیم – علیه السلام – از علم و کمالاتی که بعد از رؤیت ملکوت آسمانها و زمین پیدا کرد، در آموزش انسانها بهره می برد.

چهارم: علم به عالم ملکوت و نظامی که در آنجا برقرار است از نوع علم اکتسابی عادی انسانها نیست، بلکه علمی است که از طریق نوعی وحی به پیامبران می رسد  و انسانهای دیگر برای بهره بردن از آن علم بطور غیر مستقیم لازم است با پیامبران خدا در ارتباط باشند  و تحت آموزش آنها قرار بگیرند.

پنجم: انسانها نیاز کامل دارند که به ملکوت آسمانها و زمین توجه کنند و آشنائی با آن عالم را از آموزشهای پیامبران خدا دریافت کنند و برای رسیدن به آن مقصد فرصت زیادی ندارند و احتمال دارد زمان انتقال آنها به عالم بعد از دنیا یعنی زمان رسیدن «اجل» آنها نزدیک باشد.

علوم و اطلاعات مربوط به عالم ملکوت در کتابهای آسمانی و صورت کامل آن در قرآن مجید قرار دارد، پس از طریق آشنائی با کتاب آسمانی می شود به آن علوم دسترسی پیدا کرد. و راه دیگری برای رسیدن به آن مقصد نهائی و مجموعاً مقصد آفرینش انسان وجود ندارد.

ششم: انسانها در لحظه انتقال از دنیا و رحلت از آن، وارد عالم ملکوت خواهند شد. پس آشنائی با آن عالم از طریق آموزشهای پیامبران خدا  و کتابهای آسمانی ضرورت اجتناب ناپذیر دارد و لازم است آن علم و آن اطلاعات قبل از ورود به آن عالم یعنی قبل از رسیدن «اجل» معین شده برای انسان تحقق یابد و الا احتمال دارد انسان مبتلا به زیانها و خسرانهای شدید حتی سقوط از پرتگاههای کنار جاده حیات شود.

هفتم: از طرف خدای سبحان در تمام عوالم وجود، از جمله در عالم ملکوت نظامی برقرار است و انسانها در صورت پناه بردن به حکومت خدای سبحان در امنیت و آرامش به سر خواهند برد و هیچ قدرتی و حکومتی نخواهد توانست آنها را تحت سلطه خود بگیرد و از پناهگاه امن خدای سبحان خارج کند.

هشتم: آنچه را خدا آفریده، حداقل موجوداتی که در عالم دنیا قرار دارند، و اعمال انسانها یک صورت دنیوی ظاهری دارند و یک صورت ملکوتی. لذا انسان در حالیکه در دنیا قرار دارد، یعنی قبل از رحلت از دنیا و ورود به عالم ملکوت هم با آن عالم نوعی ارتباط دارد و لازم است آشنائی با آن عالم که به بیانی باطن این عالم را تشکیل می دهد  با جدیت و در هر فرصتی که بدست می آید، انجام گیرد.

کلام ایام ـ 527، ماه شعبان و روزهای پرفضیلت و تاریخی آن
بخوانید

معنی عالم ملکوت یا ملکوت آسمانها و زمین

      از توجه به آیات کریمه فوق الذکر و حتی ظواهر الفاظ آنها و توجه به نکاتی که ذکر شد، موضوع «عالم ملکوت» تا حدی به اذهان نزدیک می شود. اما در سخنان و نظریات فلاسفه و عرفا معانی زیادی برای عالم ملکوت ذکر شده از جمله: عالم مافوق الطبیعه، عالم معنا، عالم حقیقت، عالم نور، عالم ملائکه، عالم غیب، عالم قدس، عالم امر، عالم مثال، عالم مجردات و عناوین زیاد دیگر و همچنین آن عالم را مقابل عالم ملک و عالم ناسوت و عالم جبروت دانسته اند. ما به صرف نظر از عناوین زیاد به کار رفته در منابع فلسفی و عرفانی و نظریات مختلف دانشمندان در این زمینه می گوئیم: عالم ملکوت مجموعاً به عالمی گفته می شود که در ورای عالم دنیا یا باطن آن قرار دارد  بین آن و عالم دنیا ارتباطی برقرار است و اعمال انسان علاوه بر صورت ظاهری و طبیعی و دنیوی، یک صورت دیگری دارد که فراتر از حیطه صورت ظاهری آنها است و آن صورتهای غیر ظاهری ملکوت اعمال انسان است و اعمال انسانها که در دنیا از آنها صادر می شود به عالم ملکوت منتقل می شود و در آن عالم از آنها محافظت می شود. و انسانها در زمان رحلت و خروج از دنیا وارد آن عالم خواهند شد  و زندگی آنها در آن عالم استمرار و ادامه خواهد یافت.

ما بحث تفصیلی درباره عالم ملکوت را به فرصت مناسبی موکول می کنیم و فعلا به این تعریف اجمالی در این نوشتار اکتفاء می کنیم همچنین درباره این مطلب که ملکوت آسمانها و زمین فقط در دست خدای سبحان است.

در خطبه مشهور نقل شده از وجود مبارک پیامبر اکرم حضرت محمد – صلی الله علیه و آله و سلم – ماه رمضان ماه ضیافت خدای سبحان نامیده شده، یعنی در این ماه در عالم ملکوت مهمانی با شکوه و جلال و عظمت خاصی برقرار است و اهل ایمان به آن مهمانی دعوت شده اند.

مهمانی خدای سبحان اوصاف عظیم شگفت انگیزی دارد که در خطبه شریف با بیانی بسیار زیبا ذکر شده است. این خطبه بسیار مشهور است  و در منابع حدیثی جایگاه رفیعی دارد.

در مقالات سالهای قبل شرح و تفسیری به آن خطبه شریف نوشته شده از جمله در مقالات ذیل:

کلام ایام -۴۸۸ دعوت به ضیافت بهشتی در ماه خدای سبحان (در ۵ بخش و با شماره های ۴۸۹-۴۹۰- ۴۹۷ و ۴۹۸)

خوانندگان گرامی را به مرور مجدد آن مقالات توصیه می نمائیم و جهت یادآوری آن مباحث و آمادگی بیشتر، عناوین مباحث قبلی را مجدداً متذکر
می شویم و بعد و در شماره های بعدی توضیحات لازم جهت این عنوان معین شده برای مقالات خواهد آمد. ان شاءالله تعالی.

عناوین اصلی موضوعات مقالات قبلی

۱ـ موضوع باز شدن درهای آسمان در احادیث.

۲ـ باز شدن درهای آسمان جهت صعود به بهشت.

۳ـ غفران خداوند برای بنده گان در ماه رمضان.

۴ـ ماه رمضان و عبادت شکوهمند روزه.

۵ـ ارتباط ماه رمضان با قرآن مجید.

۶ـ ماه رمضان و دعاهای آن.

۷ـ مقایسه زندگی دنیوی با زندگی اخروی.

۸ـ اعمال ماه رمضان سبب کسب استعداد ورود به بهشت در انسانها می شود.

۹ـ موضوع قبولی اعمال و آثار آن در زندگی انسانها.

۱۰ـ استجابت دعاها در ماه رمضان.

۱۱ـ دستورات مؤکد رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ به دعا.

۱۲ـ بعضی از شرایط استجابت دعا.

۱۳ـ احتیاج به توفیق خداوند در عبادات.

۱۴ـ اهمیت روزه ماه رمضان.

۱۵ـ موقعیت و اهمیت تلاوت قرآن درماه رمضان.

۱۶ـ جایگاه اراده و تصمیم انسان ها در اعمال ارادی و جایگاه خدای سبحان در اعمال بنده.

۱۷ـ اتصال قدرت بنده به قدرت بی پایان خدای سبحان با دعا.

۱۸ـ حیات حقیقی انسانها در عالم آخرت و در بهشت تحقق خواهد یافت.

۱۹ـ زمان مناسب تر برای دعا.

۲۰ـ اعمالی که از انسانها صادر می شود، خواه و ناخواه آثاری خواهد داشت و آثار اعمال به روح صاحب عمل متصل خواهد بود.

۲۱ـ تکریم ماه رمضان و عبادت شکوهمند آن در حدی اهمیت دارد که افطار یک روزه دار معادل آزاد کردن یک برده محسوب می شود.

۲۲ـ اصلاح اخلاق در ماه رمضان.

۲۳ـ اکرام یتیم در ماه رمضان و پاداش عظیم آن.

۲۴ـ نظر رحمت خداوند به انسان در حال دعا.

۲۵ـ درهای بهشت در این ماه باز است مگر یک انسان با اعمال خود آنها را به روی خود ببندد.

۲۶ـ افضل اعمال در ماه رمضان در کلام رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم )

۲۷ـ غفران خداوند برای بنده گان در ماه رمضان.

۲۸ـ مغفرت خداوند موجب اجر عظیم و رزق خداوند خواهد شد.

۲۹ـ چرا دعاهای ما گاهی مستجاب نمی شود؟

۳۰ـ برای چه چیزهائی باید دعا کرد؟

۳۱ـ ماه رمضان زمان باز شدن درهای آسمان.

۳۲ـ آمادگی برای ورود به ماه رمضان از چه طریقی امکان پذیر است؟

۳۳ـ ماه رمضان نهر عظیمی از برکات خداوند است.

۳۴ـ برکت به فایده و خیر ثابت و فراوان گفته می شود.

۳۵ـ برکات و رحمت خداوند درماه رمضان می تواند تمامی نیازهای زندگی دنیوی انسان را تأمین کند.

۳۶ـ در آیات متعددی از قرآن، مغفرت و بهشت در کنار هم ذکر شده است.

۳۷ـ مغفرت خداوند عامل پاکسازی روح و از بین رفتن آلودگی های آن و آثار نامطلوب گناهان می شود.

۳۸ـ انسان ها در ماه رمضان علاوه بر بهره مندی از جریان رحمت عادی، از مراتب برتری از آن هم بهره مند می شوند.

۳۹ـ تکریم یک مهمان لازم است با شخصیت و موقعیت اجتماعی و اخلاقی و علمی و سنین عمر او متناسب باشد.

۴۰ـ ارزش وجودی انسان چقدر است!

۴۱ـ پذیرائی خدا از انسانها در ماه رمضان.

۴۲ـ کلامی از امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ درباره ارزش و قیمت انسان.

۴۳ ـ زمانی که «عقل» انسان تحت سلطه هواهای نفسانی او قرار می گیرد.

۴۴ ـ محرومیت انسان از بعضی لذت ها بجهت روزه گرفتن، زمینه بهره مندی از نعمت های بهشتی را در روح او به وجود می آورد.

۴۵ ـ دو نوع نعمت خداوند برای انسانها، نوعی که با دعا و درخواست حاصل می شود و نوعی که بدون درخواست و دعا شامل حال او می گردد.

۴۶ ـ استجابت دعاها در ماه رمضان.

۴۷ ـ کلیدهای گنج ها و خزانه های خدای سبحان.

۴۸ ـ کلامی از امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ درباره دعا و نقش آن در زندگی انسان.

۴۹ ـ خدای سبحان رزق همه موجودات و مخلوقات را بعهده خود گرفته است.

۵۰ ـ تشنگی و گرسنگی در حال روزه داری یادی از وضعیت انسان در روز قیامت خواهد بود.

۵۱ ـ کلامی از رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ درباره حفظ زبان.

۵۲ ـ سخنی از لقمان حکیم در ارزش سکوت و کم حرفی.

۵۳ ـ مهربانی با یتیمان و آثار آن در زندگی انسان.

۵۴ ـ کلامی درباره توبه از گناهان.

۵۵ ـ بلند کردن دستها بسوی آسمان در وقت دعا و منظور از آن.

۵۶ ـ عدم استجابت دعای بنده به موقعیت خود او و به نوع دعای او مربوط می شود.

۵۷ ـ گاهی وقت ها استجابت دعا به حکمتی تأخیر می افتد و نباید «تأخیر در استجابت» را « عدم استجابت » تلقی کرد.

۵۸ ـ زمانهای مناسب برای استجابت دعا.

۵۹ ـ نظر رحمت خدا بسوی بنده ها.

۶۰ ـ پذیرش درخواست بنده در صورت تحقق مناجات با خدا.

۶۱ ـ تحقق حالت ندا در دعا.

۶۲ ـ توجه کامل قلبی به خدا در مقام دعا و قطع توجه از غیر او (کلام ایام از شماره ۱۳۲ تا ۱۳۹)

۶۳ ـ موقعیت رفیع ماه رمضان و ایام و ساعات آن در آموزش های آسمانی.

۶۴ ـ جریان عمومی و عادی رحمت خداوند.

۶۵ ـ جریان رحمت خاصه خداوند و زمان ها و مکان های متناسب با انتشار آن.

۶۶ ـ روزه ماه رمضان یکی از ارکان اصلی اعمال و عبادات مخصوص ماه رمضان می باشد.

۶۷ ـ علت حرمت و ممنوعیت خوردن و آشامیدن در حال روزه.

۶۸ ـ تقوا و ارتباط آن با ورود به بهشت.

۶۹ ـ تعریفی از تقوا و معنی آن.

۷۰ ـ تفاوت حیات انسانی با حیات سایر جانداران.

۷۱ ـ عده ای از انسانها بعد از انتقال به عالم بعدی متوجه فقدان حیات انسانی در وجود خود می شوند.

۷۲ ـ جانداران دیگر ـ غیر از انسان ـ راههای زندگی و رسیدن به مقاصد و نیازهای خود را از طریق نوعی وحی بنام « وحی غریزی» می شناسند.

۷۳ ـ انسانها در فضای نوع خاصی از هدایت خداوند قرار دارند و آن عبارت است از هدایت از طریق قوه عقل و پیامهای مستقیم توسط پیامبران.

۷۴ ـ اگر یک انسان از هدایت نوع برتر مخصوص خود محروم شود، زندگی او فاسد و تباه خواهد شد.

۷۵ ـ آسایش و رضایت توهمی انسان از ناحیه اختلاط دو نوع حیات با یکدیگر و غفلت او از این اختلاط.

۷۶ ـ مقصد انسانهائی که حیات انسانی در آنها فعال نشده است.

۷۷ ـ مراد از قلوبی که قدرت «تفقه» ندارند چیست؟

۷۸ ـ چشم سالمی که نمی بیند و گوش سالمی که نمی شنود.

۷۹ ـ قلب انسانی کارائی و نقش خاصی در زندگی او دارد، غیر از کارائی قلب جانداری.

۸۰ ـ بینائی و شنوائی انسانی و جانداری و تفاوت آن دو با یکدیگر.

۸۱ ـ انسان دو نوع قلب و چشم و گوش دارد، نوعی برای حیات جانداری و نوع دیگر برای حیات انسانی.

۸۲ ـ ادراکات جانداری و ادراکات انسانی.

۸۳ ـ محبوسیت بعضی از انسانها در زندان حیات جانداری.

۸۴ ـ قلب انسانی از ناحیه داشتن قوای خاص روحی فعالیت دیگری نسبت به سایر جانداران دارد و آن عبارت است از «تعقل» و «تفکر»

۸۵ ـ در انسان علاوه بر تمایل و کشش بطرف نیازهای عادی مثل غذا و آب، تمایلات و کشش های متعالی دیگری وجود دارد که از حیات انسانی او نشأت می گیرد.

۸۶ ـ آزادی از زندان طبیعت همراه با توشه ذخیره شده و لوازم سفر بسوی مقصد حیات.

۸۷ ـ آموزشهای آسمانی و اعمال عبادی.

۸۸ ـ ارتباط روزه گرفتن با حیات انسانی.

۸۹ ـ عادت کردن انسان به لذتهای ناشی از حیات جانداری و توقف در آن مرحله سبب تباهی حیات انسانی می شود.

۹۰ ـ تأثیرات تقوا در زندگی فردی و اجتماعی انسان ها.

۹۱ ـ معیار سنجش ارزش های وجودی انسان و میزان کرامت او کدام است؟

۹۲ ـ اگر یک مرد یا زن از همسر خود کراهت پیدا کنند، چه عاملی می تواند موجب برقراری زندگی آنها شود و از آن زندگی لذت ببرند.

۹۳ ـ علت از بین رفتن تمایل و علاقه اولیه در بین همسران چیست؟

۹۴ ـ در جریان از هم پاشیدن یک خانواده علاوه بر فرزندان، حقوق افراد دیگری هم ضایع می شود.

۹۵ ـ دوگانگی وجود انسان در آیاتی از قرآن مجید و بطور مکرر در کلام رهبران آسمانی به کار رفته است.

۹۶ ـ انسان فطرتاً و در اصل هم دارای قلب و چشم و گوش جانداری است و هم قلب و چشم و گوش انسانی.

۹۷ ـ در وجود انسان علاوه بر علم عادی آموزشی، علم دیگری هم وجود دارد که از طریق نوعی وحی (الهام) به او عطا می شود.

۹۸ ـ دشمن ترین و خطرناکترین دشمنان انسان.

۹۹ ـ «من انسانی »اصل و حقیقت وجود این موجود است و همان است که پایدار می ماند.

۱۰۰ ـ «من طبیعی» در اصل ابزار و وسیله «من حقیقی» برای رسیدن به مقصد حیات است.

۱۰۱ ـ وضعیت و موقعیت انسان در زندگی دنیوی.

۱۰۲ ـ دوگانه بودن وجود انسان در ادبیات و فرهنگ ما (کلام ایام از شماره ـ ۲۰۲ تا ۲۰۸)

الیاس کلانتری

پاورقی:

۱ـ نهج البلاغه، خطبه ۱۸۳

دکمه بازگشت به بالا
بستن