کلام ایام تاریخی -۵۵۹، ماه مبارک رمضان و مهمانی ملکوتی خدای سبحان

بخش ششم*

کلیات*

  • هزینه «مهمانی ملکوتی خدای سبحان»
  • تفاوتهای مهمانی خداوند با مهمانیهای عادی در بین انسانها
  • در مهمانی خدای سبحان انسانها بدون پرداخت هزینه خاصی، بلکه با اندک اعمالی مالک مسکنی در بهشت می شوند.
  • همسایگی با پیامبران و شخصیت های قدسی
  • لذات ناشی از قرائت قرآن مجید و مجموع اعمال و عبادات معین شده و مورد سفارش برای ماه رمضان
  • اعمالی که نه تنها مشقتی برای انسانها و اهل ایمان و عمل ندارد، بلکه اهل ایمان لذتهائی هم از آنها می برند.
  • تناسب یک یا چند روز خودداری و امساک در ساعاتی از روز از خوردن و آشامیدن با ورود در بهشت و سکونت دائمی در آن 
  • هزینه تهیه مسکن در بهشت و مالکیت قصرهای آن و همسایگی با پیامبران خدا (علیهم السلام)
  • پاداش فراوان برای اعمال اندک
  • قدرت لازم برای تهیه و تأمین خواسته ها و نیازهای مهمانان حضور یافته در مهمانی خداوند
  • تعداد حاضران در مهمانی ملکوتی خدای سبحان 
  • باز شدن درهای آسمان در طول ماه رمضان
  • معنی باز شدن درهای آسمان در ماه مبارک رمضان
  • نزول ملائکه در شب قدر و نقش آنها در زندگی انسانها 
  • اوصافی از ملائکه و رفتارها و مأموریت های آنها درباره انسانها
  • انسانها محافظانی از ملائکه دارند.
  • کلامی از امیرالمؤمنین علی – علیه السلام- در توصیف ملائکه و اعمال آنها
  • بحثی درحقیقت فرشتگان از استاد محمد تقی جعفری 
  • عناوین مورد نظر در توصیف ملائکه و مأموریتهای آنها درباره انسانها

   *  *  *  *  *  *  *  *  * *  *

   مباحث مقالات ماه مبارک رمضان به موضوع شب قدر و عظمت و برکات آنها منتهی شد. عظمت و برکاتی که فوق تصورات و محاسبات عادی انسانی است . اما به توضیح و بیان بخشی از فضائل آن که عناوین آنها قبلاً ذکر شده بود نرسیدیم و ماه رمضان امسال هم به آخرین روزهای خود رسید، لذا تصمیم گرفتیم که مطالب باقی مانده از فضائل و برکات شبهای قدر را با مطالب پایانی این مقالات بصورت توأم مورد بحث قرار دهیم.

   در مجموع مقالات ماه رمضان بعضی از فضائل این ماه مبارک مورد بحث قرار گرفت و برای این سلسله مقالات عنوان «ماه مبارک رمضان و مهمانی ملکوتی خدای سبحان» انتخاب شد که لازم است تکمیل مباحث مربوط به این عنوان و مجموع مباحث مربوط به ماه مبارک رمضان مورد توجه دیگری قرار بگیرد.

هزینه مهمانی ملکوتی خدای سبحان

     بخشی از اوصاف این مهمانی عظیم در مباحث قبلی ذکر شد و تفاوتهای آن با مهمانی های عادی و متعارف در بین انسانها مورد اشاره ای قرار گرفت. اما این توصیفات در مقابل عظمت موضوع ماه مبارک رمضان و مهمانی خدای سبحان فقط قطره ای محسوب می شود در مقابل نهر عظیم جریان یافته از فضائل و برکات و رحمت خدای منّان در این ماه عظیم و این مهمانی باشکوه و جلال ملکوتی.

      در مهمانی های عادی بین انسانها، از مهمانها با مقداری غذا و میوه و نوشابه و شیرینیجات و همچنین گاهی با هدایایی و امثال آنها پذیرائی می شود و غالباً زمان آن نوع مهمانی ها چند ساعت و یا یک یا چند روز بیشتر نیست  و اگر مهمانی جنبه فردی و شخصی داشته باشد، نهایتاً از یک و یا چند مهمان و افراد خانواده آنها چند روز پذیرائی به عمل می آید و آن مهمانی به پایان می رسد و متداول یا امکان پذیر نیست به مهمانها خانه و مسکن شخصی هدیه شود و آنها حق مالکیت آن مسکن را بدست آورند و بطور دائم در آن حق سکونت پیدا کنند و یا برای همیشه در آن مسکن از آنها پذیرائی شود.

       اما در مهمانی خدای سبحان انسانها بدون پرداخت هزینه خاصی  و یا مال قابل توجهی و بلکه با اندکی عمل و عبادت مالک مسکنی در بهشت می شوند و امکان همسایگی با پیامبران و شخصیت های قدسی برای آنها حاصل می شود. یعنی بهای آن مسکن بهشتی روزه گرفتن در ایام ماه رمضان و قرائت قرآن و دعا و درخواست از پروردگار عالمیان و یا انفاق مقداری مال و غذا و لباس برای نیازمندان و اصلاح اخلاق و رفتارها  می باشد که خود این اعمال هم لذت خاصی از نوع دنیوی و فوق دنیوی دارد، مثل لذتی که روزه داران بالخصوص وقت نزدیک شدن افطار از روزه گرفتن می برند و یا لذت دیدار با بستگان و دوستان در مجلس مهمانی و افطاری.

لذات ناشی از قرائت قرآن مجید و مجموعاً ذکر الله

     در این بخش از مقالات مربوط به فضائل و برکات مخصوص ماه مبارک رمضان و بیان اوصافی از مهمانی خداوند – عزّ و جلّ – و جلالت و عظمت خاص شبهای قدر همچنین خلاصه ای از مجموع مباحث، نکاتی را متذکر می شویم و به شرح و بیان اجمالی آنها اکتفاء می نمائیم.

یکم: لذات ناشی از قرائت قرآن مجید و مجموع اعمال و عبادات معین شده
و مورد سفارش برای ماه رمضان

در نظام زندگی دنیوی انسانها برای تأمین نیازهای خود لازم است کارهائی انجام بدهند و گاهی مشقت هائی را تحمل کنند بالخصوص  برای تهیه مسکنی که مورد علاقه آنها و برای آنها و افراد خانواده آنها رضایت بخش است.

    گاهی انسانها بالخصوص در بعضی جوامع با وجود اشتغال تمام وقت به کار و بدست آوردن درآمدی از آن اشتغال، از عهده هزینه های زندگی ناتوان می شوند، حتی گاهی تا آخر عمر خود هم نمی توانند مالک مسکنی بشوند که نیازها و خواسته های خودشان و خانواده تحت سرپرستی خودشان در آن مسکن تأمین شود. اما در مهمانی مورد بحث یعنی مهمانی خدای سبحان قصرهای بهشتی و همسایگی با پیامبران و اولیاء خدا و صالحان با انجام اعمالی اندک به انسانها عطا می شود.

   اعمالی که نه تنها مشقتی برای انسانها و اهل عمل و ایمان ندارد، بلکه اهل ایمان لذتی هم از آن اعمال می برند، حتی اگر آن عمل از نوع انفاق مقداری مال و بخشش آن به نیازمندان باشد.

    تناسب یک روز و یا چند روز، خودداری و امساک در ساعاتی از روز، از خوردن و آشامیدن و همچنین خواندن مقداری نماز یا خواندن فلان دعا یا مقداری تلاوت قرآن و یا اصلاح اخلاق خود، با ورود در بهشت و سکونت در قصرهای بهشتی خیلی شگفت انگیز است!

     این تجارت شگفت انگیز و بدست آوردن سود عظیم فوق حد تصور از آن ، همان است که قبلاً و در توضیح و شرح دعای مخصوص ماه رجب به آن اشاره شد یعنی دعای مشهور ذیل:

     «یا من ارجوه لکل خیر……» و در ادامه آن گفته شده «یا من یعطی الکثیر بالقلیل….»

    دوم: تأمین خواسته ها و نیازهای مهمانان حضور یافته در مهمانی خداوند که عده کثیری از انسانها هستند و امکان دارد همه انسانهای خلق شده در تمام عالم و همه زمانها باشند، احتیاج به قدرتی عظیم فوق حد تصور و فضائی در عالم دارد که از قدرت محاسبه انسانها خارج است! اما درباره خدای سبحان چنین مشکلی و هیچ مشکل دیگری و هرگز وجود نخواهد داشت. یعنی این مهمانی شگفت انگیز در مقابل قدرت خداوند و دارائی بی پایان او و قلمرو حکومت او چیزی به حساب نمی آید همچنانکه جلوه های قدرت او و رحمت واسعه او در آفرینش موجودات و در رأس آنها انسانها  وایجاد رزق دنیوی برای آنها در همین عالم دنیا هم آشکار است. با اینکه عالم دنیا کوچکترین عوالم است نسبت به آنچه او آفریده و در نظام هستی برقرار کرده است.

    سوم: رحمت و برکات خداوند در عالم دنیا متناسب با محدودیت ها و ظرفیت روحی بسیار محدود انسانها نازل می شود، اما این محدودیت برای عالم ملکوت و بطور کلی عالم آخرت مثل عالم دنیا نیست. قبلاً متذکر شدیم که رحمت و برکات خدای سبحان در عالم دنیا گاهی در مجاری شناخته شده و عادی و گاهی در مجاری فوق عادی و برتر و وسیعتر جریان می یابد و امکان بهره مندی انسانها در وضعیت های فوق عادی بیشتر فراهم می شود، اما در شب قدر میزان نزول رحمت و برکات خارج از حد محاسبه و بررسی می باشد. پس زیانکار کسانی خواهند بود که از فرصت های گرانقدر به وجود آمده در این ماه پر برکت و شب قدر برقرار در آن غفلت کنند و از آن دارائی ها و امکانات خاص بی بهره و یا کم بهره شوند.

    ما قبلاً متذکر کلام شریف رسول خدا – صلی الله علیه و آله – شدیم که در این زمینه فرمود:

   «ان ابواب السماء تفتح فی اول لیلة من شهر رمضان و لا تغلق الی آخر لیلة منه» (۱)  یعنی: درهای آسمان در شب اول ماه رمضان باز می شود و تا شب آخر آن بسته نمی شود.

     باز شدن درهای آسمان در تمام شب های ماه رمضان احتیاج به توضیحی دارد که ما آن را از آن مقاله قبلی نقل می کنیم:

در شرح و توضیح کلام شریف رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم-  در آن مقاله آمده است:

البته لازم است ابتداء موضوع باز شدن درهای آسمان مورد بررسی قرار بگیرد و مراد از آن روشن شود. و بعد ارتباط این موضوع با ماه رمضان مورد بحث قرار بگیرد.

به اصل موضوع باز شدن درهای آسمان در بعضی از آیات قرآن به نحو اجمالی اشاره ای شده است. و در تعدادی از احادیث نقل شده از ذوات مقدسه معصومین (علیهم السلام) هم این موضوع گاهی به نحو اجمالی و گاهی با تفصیلی ذکر شده است. و از بررسی آیاتی از قرآن و بعضی از احادیث، معنای اراده شده از آن آشکار می شود. خداوند در قرآن می فرماید:

  «إِنَّ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنَا وَاسْتَكْبَرُوا عَنْهَا لَا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَلَا يدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِياطِ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُجْرِمِينَ» (الأعراف/۴۰) یعنی: کسانیکه آیات ما را تکذیب کردند و از پذیرفتن آن ها استکبار ورزیدند، درهای آسمان به روی آن ها باز نخواهد شد و آن ها وارد بهشت نخواهند شد مگر آنکه ریسمان ]ضخیم[ بادبان کشتی ]و یا شتر[ وارد چشمه سوزن خیاطی شود، و ما این چنین مجازات می کنیم مجرمان را.

بحث تفسیری در مورد این آیه را در ادامه مباحث مربوط به فضائل ماه رمضان خواهیم آورد. ان شاء الله.

در آیه دیگری در ضمن بحث از حوادث روز قیامت خداوند می فرماید:

  «يوْمَ ينْفَخُ فِي الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْوَاجًاوَفُتِحَتِ السَّمَاءُ فَكَانَتْ أَبْوَابًا» (النبأ/ ۱۸-۱۹) یعنی: روزی که در صور دمیده می شود، پس گروه گروه می آئید، و آسمان گشوده می شود و به صورت درهائی در می آید.

به تفسیر این آیه هم در ادامه بحث اشاره ای خواهیم کرد.

موضوع باز شدن درهای آسمان در احادیث

جهت روشن شدن معنای اراده شده از باز شدن درهای آسمان، تعدادی از احادیث را در این زمینه ذکر و بررسی می کنیم:

در روایتی از امام باقر (علیه السلام) نقل شده است که فرمود:

   «إنَّ اللّهَ عز و جل يُحِبُّ مِن عِبادِهِ المُؤمِنينَ كُلَّ (عَبدٍ) دَعّاءٍ فَعَلَيكُم بِالدُّعاءِ فِى السَّحَرِ اِلى طُلوعِ الشَّمسِ فَاِنَّها ساعَةٌ تُفْتَحُ فيها اَبوابُ السَّماءِ وَ تُقسَمُ فيهَا الاَرزاقُ وَ تُقضى فيهَا الحَوائِجُ العِظامُ»(۲) یعنی: خداوند دوست دارد از بندگان خود بنده ای را که زیاد دعا کند، پس بر شما باد به دعا در وقت سحر تا طلوع آفتاب، زیرا آن ساعتی است که درهای آسمان در آن ساعت باز می شود و رزق ها در آن تقسیم می شود، و حوائج بزرگ در آن برآورده می شود.

از قرائن موجود در این روایت بر می آید که درهای آسمان برای دعا و درخواست بندگان باز می شود. یعنی در چنین ساعتی دعاهای بندگان به مقام استجابت صعود می کند. و همچنین امکان دارد مراد باز شدن درهای آسمان برای نزول رزق انسان ها باشد. و باز امکان دارد مراد باز شدن درهای آسمان جهت صعود اعمال بندگان باشد، از جمله دعاهای آن ها.

در روایتی از وجود مبارک رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) نقل شده است که فرمود:

«یُفَتَّحُ أَبْوَابُ السَّمَاءِ بِالرَّحْمَةِ فِی أَرْبَعِ مَوَاضِعَ عِنْدَ نُزُولِ الْمَطَرِ وَ عِنْدَ نَظَرِ الْوَلَدِ فِی وَجْهِ الْوَالِدَیْنِ وَ عِنْدَ فَتْحِ بَابِ الْكَعْبَةِ وَ عِنْدَ النِّكَاح» یعنی: در چهار موضع درهای آسمانی برای رحمت خداوند باز می شود، زمان نزول باران، و در جائی که فرزند ]با محبت و احترام[ به صورت والدین نگاه می کند، و زمان باز شدن در کعبه، و در جائی که عقد ازدواج برقرار می شود.

در این روایت اشاره شده است که درهای آسمان برای نزول رحمت خداوند باز می شود، و رحمتی از خداوند برای اهل آن چهار موضع نازل می شود.

کلام ایام ـ476، ماه رجب و نهری در بهشت
بخوانید

در تفسیر المیزان در بحث روائی مربوط به آیه «وَ فُتِحَتِ السَّماءُ فَكانَتْ أَبْواباً» به نقل از تفسیر قمی آورده است که امام (علیه السلام) فرمود: درهای بهشت باز می شود،(۲) یعنی مراد از این آیه باز شدن درهای بهشت به روی اهل بهشت است.

   قابل تذکر است که در شبهای ماه رمضان و بالخصوص در شب قدر، علاوه بر جریان رحمت و برکات خدای سبحان در مجاری عادی و متعارف، جریان فوق عادی و فوق حد شناسائی عادی هم بالخصوص برای اهل ایمان در عالم برقرار است.

چهارم: نزول ملائکه در شب قدر و نقش آنها در زندگی انسانها

    ملائکه جمع مَلَک بمعنی فرشته است. در قرآن مجید بطور مکرر و در آیات زیادی ذکری از آنها به میان آمده. ملائکه موجوداتی هستند که مأموریتهای خاصی برای برقراری نظام زندگی انسانها دارند و اراده خدای سبحان را درباره انسانها به مرحله اجراء در می آورند. آنها کارگزاران عالم خلقت و ربوبیت از طرف خدای سبحان هستند.

    عقیده به وجود ملائکه یا نقش آنها در زندگی انسانها از ارکان عقاید دینی است بطوریکه خدای سبحان فرمود:

      «لَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيينَ»  (البقره/۱۷۷) در این آیه کریمه عقیده به ملائکه در کنار توحید و زندگی اخروی و کتاب آسمانی و پیامبران ذکر شده و این نشانه اهمیت و لزوم شناختن این نوع موجودات است و بلکه نقش آنها در زندگی انسانها است. ملائکه موجوداتی متعالی و مطیع محض پروردگار عالمیان هستند. و خدای سبحان در این زمینه می فرماید:

      «وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمَنُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ بَلْ عِبَادٌ مُكْرَمُونَ-لَا يسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُمْ بِأَمْرِهِ يعْمَلُونَ» (الانبیا/ ۲۶-۲۷) یعنی: گفتند خدای رحمان فرزندی از ملائکه گرفته است، منزه است او بلکه آنها [ملائکه] بندگانی ارجمند هستند. – در سخن [به پروردگارشان] سبقت نمی گیرند و مطیع امر او هستند.

   گروهی از ملائکه حفاظت از انسانها را بعهده دارند و گروهی دیگر یا همان گروه محافظان اعمال انسانها هستند. بطوریکه خدای سبحان در کتاب آسمانی فرمود:

    «وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَيرْسِلُ عَلَيكُمْ حَفَظَةً حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لَا يفَرِّطُونَ» (الانعام/۶۱) یعنی : او قاهر (یعنی قدرتمند مسلط و حاکم) بر بندگان و فوق آنها است و نگهبانانی بر شما می فرستد، تا اینکه زمان مقدر برای رحلت شما برسد و در آن زمان فرستادگان ما [از ملائکه] جان[روح] او را بطور کامل پس می گیرند و آنها [در مأموریت و وظایف محول شده] کوتاهی نمی کنند.

در آیات قرآن مجید مأموریت های دیگری برای آنها ذکر شده و اما در این بحث فشرده به ذکر این موارد اکتفاء کردیم.

     امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – در توصیف ملائکه و اعمال آنها و نقش آنها در یکی از خطبه های خود فرمود:

    «ثُمَّ فَتَقَ مَا بَيْنَ السَّمواتِ العُلاَ، فَمَلاَََهُنَّ أَطْواراً مِنْ مَلائِکَتِهِ: مِنْهُمْ سُجُودٌ لاَيَرْکَعُونَ، وَرُکُوعٌ لاَ يَنْتَصِبُونَ، وَصَافُّونَلاَ يَتَزَايَلُونَ وَمُسَبِّحُونَ لاَ يَسْأَمُونَ، لاَ يَغْشَاهُمْ نَوْمُ العُيُونِ، وَلاَ سَهْوُ العُقُولِ، وَلاَ فَتْرَةُ الاََبْدَانِ، ولاَ غَفْلَةُ النِّسْيَانِ. وَمِنْهُمْ أُمَنَاءُ عَلَى وَحْيِهِ، وأَلسِنَةٌ إِلَى رُسُلِهِ، وَمُخْتَلِفُونَ بِقَضَائِهِ وَأَمْرهِ. وَمِنْهُمُ الحَفَظَةُ لِعِبَادِهِ، وَالسَّدَنَةُلاََِبْوَابِ جِنَانِهِ. وَمِنْهُمُ الثَّابِتَةُ في الاََْرَضِينَ السُّفْلَى أَقْدَامُهُمْ، وَالمَارِقَةُ مِنَ السَّماءِ العُلْيَا أَعْنَاقُهُمْ، والخَارجَةُ مِنَ الاََْقْطَارِ أَرْکَانُهُمْ، وَالمُنَاسِبَةُ لِقَوَائِمِ العَرْشِ أَکْتَافُهُمْ، نَاکِسَةٌ دُونَهُ أَبْصارُهُمْ، مُتَلَفِّعُونَتَحْتَهُ بِأَجْنِحَتِهِمْ، مَضْرُوبَةٌ بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ مِنْ دُونَهُمْ حُجُبُ العِزَّةِ، وَأسْتَارُ القُدْرَةِ، لاَ يَتَوَهَّمُونَ رَبَّهُمْ بالتَّصْوِيرِ، وَلاَ يُجْرُونَ عَلَيْهِ صِفَاتِ المَصْنُوعِينَ، وَلاَ يَحُدُّونَهُ بِالاََْماکِنِ، وَلاَ يُشِيرُونَ إِلَيْهِ بِالنَّظَائِرِ.»(۳) یعنی: «سپس خداوند سبحان آسمانهای بلند را از هم باز کرد و ميان آنها راپر از انواعی از فرشتگان ساخت، برخی از فرشتگان سجده کنندگانی هستند رکوعی ندارند، برخی ديگر برای رکوع خميده اند و قامت برای قيام راست نمی کنند، گروهی از آنان صف کشيدگانی هستند که هرگز دگرگونی در وضع خود نمی دهند، تسبيح گويانی هستند که خستگی و فرسودگی راهی بآنان ندارد، نه بر چشمانشان خوابی پيروز می گردد و نه بر عقولشان اشتباهی، نه بر کالبدهايشان سستی روی می آورد و نه به آگاهی هايشان غفلت فراموشی، دسته ای از فرشتگان را امنای وحی و زبان گويا بر پيامبرانش قرار داد، و دسته ديگری را وسايط اجرای فرمان قضا و امر ربوبی اش، جمعی از آنان را نگهبانان بندگانش فرمود، و جمع ديگری را پاسبانان درهای فردوس برينش.

بعضی از آن فرشتگان پاهايی در سطوح پايين زمين دارند و گردنهايی بالاتراز مرتفع ترين آسمانها، و اعضای کالبدی گسترده تر از پهنه صفحات کيهان بيکران، و دوش هايی همسان پايه های عرش، اين موجودات مقدس در برابرعرش خداوندی از روی تعظيم چشم به پايين دوخته اند، و در زير عرش ربانی به بال های خويشتن پيچيده اند. ميان اين فرشتگان و کائنات پايين تر، حجابی از عزت ملکوتی و پرده هايی ازقدرت فوق طبيعی زده شده است، آنان هرگز خدا را با تصوير و ترسيم های محدود کننده نمی پندارند، و صفات ساخته ها را به مقام شامخش نسبت نمی دهند، و او را با تصور در جايگاه ها محدود نمی سازند، و با امثال ونظاير اشاره به ذات اقدسش نمی کنند.» (۴)

ما بحث تفصیلی درباره «ملائکه» را مثل بعضی از مباحث علمی و عقیدتی دیگر به فرصت مناسب دیگری موکول می کنیم، اما اشاره ای به اصل وجود آنها و مأموریت های مختلف آنها در عالم ربوبیت خدای سبحان می نمائیم و برای این منظور قطعاتی از تفسیر نهج البلاغه مرحوم استاد محمد تقی جعفری را از آن کتاب نقل می کنیم.

بحثی در حقیقت فرشتگان

  « موضوع فرشتگان در اديان گذشته هم با اصطلاحات گونه گون و تعريفات مختلف مطرح بوده است . در دين اسلام با نظر به قرآن و احاديث معتبر در  وجود فرشتگان هيچگونه جاى ترديد نيست . در قرآن مجيد در ۱۳ مورد كلمه مَلَك و در دو مورد مَلَكين كه تثنيهء مَلَك است آمده و در حدود ۷۳ مورد كلمهء ملائكه وارد شده است .
بعضى از انديشمندان دوران معاصر براى اين كه هر حقيقتى را با چهرهء طبيعى آن بپذيرند ، فرشتگان را انواعى از نيروها و قواى مخفى طبيعت تلقى نموده ، میخواهند استبعاد افرادى را كه در طبيعت نمىتوانند واقعيت ديگرى را بپذيرند ، منتفى بسازند .ولى اين يك سطحى نگرى در شناسايیها است كه ناشى از تفسير نابجاى علم و طبيعت است .مگر آنان كه عناصر را در چهار نوع منحصر می دانستند علمگرايان نبوده اند. مگر آنان كه صوت را از پديده‌هاى عرضى دانسته ، آن را غير قابل انتقال تلقى میكردند چهرهء دانشمندى نداشتند آرى ، آنان كسانى بودند كه با طرفدارى جدّى از علم ، بقاى اعراض مانند صوت را پس از بوجود آمدن امكان ناپذير میدانستند نيز متفكرانى كه از علم دفاع می كردند و كمترين اطلاعى از جريانات ذرات بنيادين طبيعت نداشتند ، اندك نبوده‌اند .
اگر طول تاريخ را در نظر بگيريم ، همواره با اين پديده روبرو می گرديم كه علم در هر دوره و هر جامعه اى مقدارى از واقعيتها را در اختيار دانشمندان مىگذاشته است دانشمندان در برابر اين جريان مستمر بر دوگروه بودند گروه يكم – مردم بى گنجايشى بودند كه توقع داشتند كه همان مقدار محدود از مسائل علم ، تمامى سطوح طبيعت و روابط اجزاى آن را در اختيارشان قرار داده است . اينان نه تنها از حركت به پيش محروم بوده‌اند ، بلكه از پيشروى ديگران نيز جلوگيرى مىكرده‌اند گروه دوم – متفكران هشيارى بودند كه با عبارات و بيانات مختلف محدوديت علم خود را درك كرده ، راه پيشروى را بروى خود و ديگران نمی بسته‌اند . اين عبارت از نيوتن مشهور است : « مانند كودك خردسالى هستم كه در ساحل اقيانوس بيكرانى ايستاده ، تنها چند عدد سنگريزهء رنگارنگ در جلو چشمانش زير آب مىبيند ، ولى اقيانوس بيكرانى با محتويات نامحدودش در مقابل ديدگان آن كودك خردسال مجهول است  اينان در ضمن اين كه راه علم را براى آيندگان هموار مىكردند ، عظمت گنجايش مغز آدمى را هم اثبات می نمودند . بهر حال اين يك روش بنيانكن است كه : ما نخست علم و جهان هستى را محدود می كنيم و سپس در دريايى از وحشت و اضطراب غوطه ور می گرديم آيا كسى نيست از ما بپرسد كه با مشاهدات فراوان در طول تاريخ در بارهء قالب ناپذيرى اصول و مسائل علمى از يك طرف ، و با شناسائى انسان و بيكرانه جويی هايش از طرف ديگر ، و نامحدود بودن روابط و اجزاى طبيعت با سيستم باز كه رو به ماوراى طبيعت ( متافيزيك به معناى عمومى آن ) دارد ، چگونه به خود اجازه می دهيد كه علم و جهان هستى را محدود نموده ، در برابر مفاهيم و مسائل عالى و با اهميت به وحشت و اضطراب و نيهيليستى دچار شويد كدامين دليل شما را وادار كرده است كه تارهايى از چند رشته قضاياى محدود ، مانند عنكبوت دور خود بتنيد و سپس بگوئيد : جهان هستى همين است كه من با همين مفاهيم و قضايا آن را شناخته و با آن ارتباط برقرار كرده‌ام باصطلاح معمولى بايد گفت : خوشا بحالشان ، كه خيلى راحت و در آسايشند ما در مباحث آيندهء علم و جهان هستى ، و نوع سيستم آن دو را از نظر باز و بسته بودن ، مطرح خواهيم كرد . اكنون می پردازيم به اصل موضوع بحث : می گوئيم فرشتگان وجود دارند ] و اگر نامحسوس بودن وجود فرشتگان را دليل نيستى آنان بدانيم ، نيمهء اساسى معلومات خود را كه عبارت است از واقعيات نامحسوس منكر شده‌ايم . و هيچ متفكر خردمند نمىتواند اين قضيهء ( نمی بينم پس وجود ندارد ) را زمينهء جهانبينى خود قرار داده و حكم به نيستى بيرون از منطقهء حواسّ نمايد .
ما می دانيم كه ارتعاشات صوتى بايستى بحدّ معينى برسد تا ما آن را بشنويم اجسام و اشكال و رنگها در فاصله‌هاى معينى براى ما مطرح می شوند . دانه اى از الكترون و انرژى را تاكنون نديده‌ايم . جاذبيت محسوس نيست . هيچيك از پديده‌ها و نيروهاى درونى مانند انديشه و تخيل و اراده و آن حقيقتى كه مديريت آنها را در اختيار دارد و « من » ناميده مىشود ، وارد منطقه حواس نمی شوند ، و حتى تسليم حساسترين وسايل نمی گردند . اين فرشتگان از جنس و نوع اجزاء و پديده‌هاى عالم طبيعت نيستند ، بلكه موجودات مقدس وداراى ماهيتهاى مخصوصى می باشند توصيفات ما در بارهء فرشتگان مستند به منبع وحى است يا بطور مستقيم كه قرآن است و يا بطور غير مستقيم كه از زبان ولىّ اللَّه اعظم امير المؤمنين و ساير أئمهء معصومين ( ع ) مىباشد . ما نخست مقدارى از توصيفات قرآن را در بارهء فرشتگان می آوريم و سپس به توصيف امير المؤمنين ( ع ) می پردازيم » (۵)

مرحوم استاد بعد از این بحث استدلالی علمی، عناوینی را در ارتباط موضوع با آیاتی از قرآن انتخاب کرده و آن آیات کریمه را همراه با ترجمه ذکر کرده است ما جهت رعایت اختصار و با در نظر گرفتن حجم مناسب برای مقاله به ذکر آن عناوین اکتفا می کنیم و بحث تفصیلی در این زمینه را در ضمن مقاله ای در بخش «درسهایی از نهج البلاغه» در آینده ای نزدیک خواهیم نوشت. ان شاء الله تعالی.

  نتیجه اینکه خدای سبحان مخلوقی بنام انسان را در سطحی متعالی تکریم فرموده و گروهی از مخلوقات برتر خود را بنام ملائکه با قدرتهای عظیم در مسیر زندگی او تحت امر و اراده خود قرار داده است، و در شب قدر قدرت های خاصی به آنها عطا می فرماید و آنها در آن شب حامل برکات فراوان خاصی برای اهل ایمان می باشند.

       عناوین مورد نظر در توصیف ملائکه و مأموریت های آنها و ارتباط آنها با انسانها در تفسیر استاد محمد تقی جعفری عبارتند از

  • ۱- فرشتگان شایسته مخاطب بودن خدا هستند.
  • ۲- از فرشتگان رسولانی انتخاب می شوند
  • ۳- فرشتگان درباره توحید شهادت می دهند
  • ۴- فرشتگان خدا را تسبیح و تقدیس می کنند.
  • ۵- فرشتگان واسطه هائی برای اجرای مشیت الهی در امورند.
  • ۶ از فرشتگان مأمورانی برای کارهای معینی هستند.(۶)

الیاس کلانتری

پاورقی :

  • ۱- وبسایت حکمت طریف، بخش کلام ایام تاریخی شماره ۵۵۴، به نقل از بحارالانوار، ج ۹۶ ص ۳۴۴ حدیث – ۸
  • ۲- المیزان فی تفسیر القران، علامه طباطبایی، تفسیر آیه ۱۹، سوره « نبأ» ( بخش روایی)
  • ۳- نهج البلاغه، خطبه اول
  • ۴- نهج البلاغه، ترجمه استاد محمد تقی جعفری ص ۴۷
  • ۵-ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، محمد تقی جعفری ج ۲ ص ۱۱۶
  • ۶- ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، محمد تقی جعفری، ج ۱ ص ۱۱۹

 

دکمه بازگشت به بالا
بستن