کلام ایام تاریخی -۵۶۳ ، ماه مبارک رمضان و مهمانی ملکوتی خدای سبحان

بخش دهم*

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرحیم*

کلیات*

  • انسان با صرف نظر از روح نباتی دارای دو نوع حیات و دو نوع روح است
  • حیات جانداری و حیات انسانی در وجود انسان به یکدیگر متصل هستند
  • زندگی انسان ابتداءً با نفس یا روح جانداری شروع می شود.
  • در نوزاد انسان و کودک او در قیاس با سایر جانداران به تدریج تفاوت هایی در رفتارها به وجود می آید
  • چرا دوره نوزادی و کودکی و جوانی در بچه انسان ده، پانزده سال طول می کشد و در اغلب حیوانات این دوره غالباً در یک سال یا دوسال به پایان می رسد.
  • رفتارهای مشترک بین فرزند انسان و بچه های سایر جانداران
  • هیچ فرد عاقلی کودک ۲،۳ساله را به خاطر رفتارش سرزنش و مجازات نمی کند.
  • سنین عمر کودک انسان هر قدر بالاتر می رود، تفاوت رفتارهای او با سایر جانداران بیشتر می شود.
  • حیات اصلی انسان عمدتاً بعد از رسیدن به کمال جسمانی او به جریان می افتد.
  • لازم است قوای جسمانی انسان هم در جهت رسیدن به مقصد اصلی به کار بسته شود.
  • در ماه رمضان از ناحیه عبادتی به نام «روزه» و سایر عبادات زمینه ورود به فضای زندگی انسانی فراهم می شود.
  • امساک از خواسته ها و تمایلات حیات جسمانی سبب تقویت قوای روحی برای رسیدن به زندگی انسانی خواهد شد.

                                                                 ****************************

در مقالات ماه مبارک رمضان و مقالات دیگری چند مرتبه متذکر شدیم که انسان دارای دو نوع «حیات» و دو نوع «روح» است. البته با صرف نظر از روح یا نفس نباتی و دو نوع روح متعالی دیگر که اختصاص به بعضی از انسان ها دارد. اما آنچه مورد بحث اصلی در این مقالات است دو نوع حیات متصل به یکدیگر در وجود انسان است و آن دو نوع عبارتند از: «حیات جانداری» و «حیات انسانی».

زندگی انسان ابتداءً با نفس یا روح جانداری شروع می شود و در زمان ولادت و دوره ی نوزادی و حتی قبل از آن حیات جانداری در او فعال می شود و نوزاد انسان مشترکات زیادی با نوزادان جانداران دیگر دارد. مثل «تنفس» که عملی است غیر ارادی –درانسان و سایر جانداران- و نیاز به غذا و آب که باعث گرسنگی و تشنگی همراه است و احتیاج به مادر و قرار گرفتن در کنار او و پناه بردن به او در شرایط و وضعیت های خاص.

اما در نوزاد انسان و کودک او در قیاس با نوزاد سایر جانداران به تدریج تفاوت هایی در رفتارها نسبت به بچه جانداران دیگر پیدا می شود. در جهت رشد بدنی و وضعیت جسمانی تفاوت ها به طور خیلی سریع شروع می شود. قبلاً متذکر شدیم که رشد بدنی کودک انسان در مدت ده سال، پانزده سال، در سایر جانداران گاهی در یک سال یا دو سال و بلکه حتی در چند ماه تحقق پیدا می کند. یعنی: دوره نوزادی و کودکی و حتی جوانی بچه یک جاندار یک سال، دو سال یا کمی بیشتر یا کمتر است و در این مدت او به یک موجود کامل از نوع خود تبدیل می شود، اما این دوره در فرزند انسان گاهی ده، پانزده سال، بلکه بیشتر یا اندکی کمتر طول می کشد.

از بحث در تفاوت ها و اشتراکات طبیعی و غریزی و مربوط به خلقت بچه های انسان ها و سایر جانداران فعلاً صرف نظر می کنیم و رفتارهای این دو نوع از مخلوقات یعنی، انسان ها و سایر جانداران را مورد بحث قرار می دهیم.

اگر کودک انسان که در سنین اولیه عمر خود قرار دارد مثل یک سالگی و دو سالگی گرسنه باشد و مقداری غذا و خوردنی های دیگر در فضای دید او قرار بگیرد، به طرف آن غذا می رود و بدون هیچ مقدمه ای به خوردن آن مواد غذایی مشغول می شود. و کاری ندارد به این که آن غذا مال چه کسی است و خوردن آن آیا از نظر اخلاق عمومی و اجتماعی کار درستی است یا نه.

اما اگر کودک در سنین مناسب برای آموزش باشد مثلاً در شش یا هفت سالگی یا کمی کمتر از آن یا خودش می فهمد که نباید بدون اجازه صاحب آن شیء آن را بردارد و به خود اختصاص دهد، یا آن را دور بریزد و یا خراب کند، یا اگر دیگری به او تذکر داده غالباً می پذیرد، اگر چه با بی میلی و حزن و ناراحتی. و اما بچه ی یک جاندار دیگر غیر از انسان بلافاصله شروع کند به خوردن آن ماده غذایی چه در سن یک سالگی باشد و چه ده سالگی و یا کمتر و یا بیشتر و از عرف عقلا هم کار آن حیوان خلاف اخلاق و قوانین حاکم جامعه محسوب نمی شود و طبعاً نباید آن حیوان را مجازات کرد. چون او از نظر نوع خلقت و نوع زندگی و ادراکات خود، هیچ کار خلافی را مرتکب نشده است و رفتار او اقتضای خلقت و قوای جسمانی و طبیعی و مطابق غرایز اوست.

درباره ی کودک انسان هم که در سنین اولیه عمر مثلاً دو سالگی و سه سالگی و یا کمی بیشتر قرار دارد موضوع شبیه همان نوزاد جانداران دیگر است و هیچ فرد عاقلی یک کودک در آن سن و سال را به جهت آن نوع رفتار مجازات نمی کند، حتی مجازات در حد سرزنش و نهی با عمل و یا با سخن، حتی در حد اخم کردن به او. اما اگر شبیه آن رفتار از انسان در سنین عقلی و حتی از یک نوجوان در حال تحصیل در مدارس سر بزند عقلا آن رفتار را زشت تلقی می کنند و از عمل آن نوجوان انتقاد می کنند.

سنین عمر کودک انسان هر قدر بالاتر می رود و آموزش های او هر قدر بیشتر می شود، تفاوت های رفتار او با جانداران بیشتر می شود. اما در سایر جانداران چنین تحولی وجود ندارد و رفتار های مثلاً یک آهوی دو ساله با آهوی ده ساله تفاوتی ندارد و تغییری در آن ها مشاهده نمی شود.

علت اصلی این نوع تفاوت ها بین انسان و سایر جانداران تفاوت در مقصد آفرینش انسان است. رشد جسمانی در جانداران دیگر غیر از انسان انتهای سیر تحولی و تکاملی اوست، اما در انسان حیات نوع برتری وجود دارد و رشد جسمانی مقدمه آن حیات متعالی و راه ورود به عرصه آن نوع حیات است و حیات اصلی او عمدتاً بعد از رسیدن به کمال جسمانی او به جریان می افتد لذا رشد بدنی او در مرحله ای از عمرش متوقف می شود و بعد از آن مرحله، رشد عقلی و حیات حقیقی او شروع می شود، گر چه مراحل مقدماتی آن از سنین جوانی و بلکه نوجوانی و کودکی شروع شده است.

حیات جسمانی انسان مقصد آفرینش او نیست و لازم است قوای جسمانی او در جهت رسیدن به مقصد اصلی به کار بسته شود و او باید از این طریق وارد فضای زندگی انسانی شود.

در ماه رمضان و از ناحیه عبادتی به نام «روزه» و تلاوت و قرائت زیاد قرآن کریم و دعا و ذکر الله کثیر زمینه ورود به فضای زندگی انسانی و رفتن به مراتب برتر آن فراهم می شود. لذا لازم است قوای وجود انسان عمدتاً در مسیر رسیدن به مقصد اصلی آفرینش به کار بسته شود و در وجود او قدرت لازم جهت صعود از عالم حس و فضای حیات جانداری به حیات انسانی فراهم شود.

حیات جانداری و لذت های آن با حیات انسانی و لذت ها و پدیده های مربوط به آن به منزله دو کفه ی یک ترازو هستند و هر کدام از آن دو کفه سنگین تر شود، کفه ی دیگر سبک تر خواهد بود، لذا امساک از خواسته ها و تمایلات حیات جسمانی سبب تقویت قوای روحی برای رسیدن به زندگی انسانی خواهد شد. در آن صورت لذات ناشی از خوردن و نوشیدن و خوابیدن و پوشیدن لباس های مورد علاقه و جمع کردن مال، جای خود را به لذات مربوط به عدالت، دوستی، صلح و روابط محبت آمیز با هم نوعان و کمک به دیگران و اطعام نیازمندان و ارتباط با خدای سبحان خواهد بخشید.

73- حکمت خواندن نماز و دعا و قرآن به صورت اجباری چیست؟
بخوانید

لذت های نوع دوم با فطرت و خلقت انسان سازگار است و از بین نمی رود و به طور مستمر وسعت پیدا می کند، آن ها لذت های برتری نسبت به لذات حسی و جسمانی هستند، در حالی که لذت های نوع اول یعنی آن چه مربوط به زندگی حسی و جسمانی است، ناپایدار و موقتی و کودکانه و توهمی می باشد.

در این بخش قطعه ای از یک مقاله قبلی را مجدداً مورد توجه قرار می دهیم:

در این قسمت از بحث متذکر مواردی از کلام امام ـ علیه السلام ـ درباره حیات دنیوی و حقیقت حیات و حیات اخروی می شویم:

۱- «تَجَهَّزُوا رَحِمَكُمُ اللَّهُ، فَقَدْ نُودِيَ فِيكُمْ بِالرَّحِيلِ، وَ أَقِلُّوا الْعُرْجَةَ [الْعَرْجَةَ] عَلَى الدُّنْيَا، وَ انْقَلِبُوا بِصَالِحِ مَا بِحَضْرَتِكُمْ مِنَ الزَّادِ، فَإِنَّ أَمَامَكُمْ عَقَبَةً كَئُوداً وَ مَنَازِلَ مَخُوفَةً مَهُولَةً لَا بُدَّ مِنَ الْوُرُودِ عَلَيْهَا وَ الْوُقُوفِ عِنْدَهَا» (۱) یعنی: آماده شوید [و لوازم سفر را فراهم کنید] خدا شما را مورد رحمت خود قرار دهد، که ندای «الرحیل» (کوچ و حرکت) زده شده. اقامت [و استراحت] در دنیا را کم کنید و با اندوخته ای شایسته و مناسب بسوی آخرت برگردید، زیرا جلوتر و سر راه شما گردنه ای صعب العبور و سخت و خطرناک قرار دارد و منزلگاههائی ترسناک و هول انگیز که از ورود بر آنها و توقف در آن منازل چاره ای نیست.

امام – علیه السلام – در این کلام شریف زندگی دنیوی انسانها را، نوعی سفر معرفی کرده و فرصت عمر را به توقف اندک در استراحتگاههای کنار جاده و اینکه ندای سفر زده شده و اهل کاروانها در فرصت اندکی که در اختیار دارند، لازم است لوازم سفر خود را آماده کرده  و حرکت خود را شروع کنند.

امام – علیه السلام – در موارد دیگری از کلام خود تصریح فرموده به اینکه لوازم زندگی در عالم بعدی یعنی در برزخ و زمان طولانی قیامت و بعد از آن لازم است از عالم دنیا و از فرصت زندگی دنیوی فراهم شود و این فرصت اندک است و نیاز به اندوخته و توشه، بسیار زیاد.

۲-  امام – علیه السلام – در کلام دیگری در این زمینه می فرماید:

«آهِ ! مِن قِلَّةِ الزّادِ ، و طُولِ الطَّريقِ ، و بُعدِ السَّفَرِ ، و عَظيمِ المَورِدِ ! » (۲) یعنی: آه از ناچیز و اندک بودن توشه [و اندوخته] و طولانی بودن راه و دوری سفر و عظمت محل ورود و نزول.

توجه عمیق و مکرر به طولانی بودن این سفر، محرک انسان است به اندوختن بیشتر لوازم زندگی اخروی و توجه اندک و سطحی و گذرا به زندگی دنیوی. همچنین حتی اگر انسان اندوخته و ذخیره قابل توجهی هم برای زندگی اخروی فراهم کرده باشد، باز هم لازم است آن اندوخته را اندک بشمارد و برای اندوخته بیشتر تلاش کند.

۳- «وَ اعْمَلُوا لِلْجَنَّةِ عَمَلَهَا؛ فَإِنَّ الدُّنْيَا لَمْ تُخْلَقْ لَكُمْ دَارَ مُقَامٍ، بَلْ خُلِقَتْ لَكُمْ مَجَازاً، لِتَزَوَّدُوا مِنْهَا الْأَعْمَالَ إِلَى دَارِ الْقَرَارِ» (۳) یعنی: و برای بهشت عمل مربوط و مخصوص به آن را انجام دهید، همانا دنیا محل اقامت ساخته نشده [محل اقامت شما نیست] بلکه آفریده شده برای عبور [و بعنوان جاده و مزرعه] تا از آنجا اعمالی را اندوخته کنید برای محل اقامت و استقرار.

در این کلام هم تصریح شده به اینکه زندگی دنیا محل عبور و جاده است برای رسیدن به مقصد اصلی آفرینش و اینکه آنچه در زندگی اخروی مورد نیاز است، باید از همین جاده و فضای اطراف آن فراهم شود.

۴- امام – علیه السلام – در کلام دیگری باز در همین زمینه می فرماید:

«تَزَوَّدوا في أيّامِ الفَناءِ لأيّامِ البَقاءِ ، قد دُلِلتُم علَى الزّادِ، و اُمِرتُم بالظَّعنِ» (۴) یعنی : پس در ایام رو به زوال برای ایام باقی آخرت اندوخته کنید و توشه برگیرید، که شما سفارش شده اید به ذخیره سازی و مأمور شدید به کوچ و حرکت

کلام ایام ـ ۳۸۷،سهم و بهره انسانها از رحمت خدای غنی کریم
بخوانید

و در ادامه همان کلام می فرماید:

۵- «أَلاَ فَمَا یَصْنَعُ بِالدُّنْیَا مَنْ خُلِقَ لِلاْخِرَةِ! وَ مَا یَصْنَعُ بِالْمَالِ مَنْ عَمَّا قَلِیل یُسْلَبُهُ، وَ تَبْقَى عَلَیْهِ تَبِعَتُهُ حِسَابُهُ» (۵)  یعنی : آگاه باشید [و توجه کنید به اینکه چه کاری دارد با دنیا کسی که برای آخرت آفریده شده و چه کاری دارد با مال، کسی که به زودی آن را از او می گیرند و باقی می ماند برای او تبعات [آثار و نتایج] و حساب آن مال.

از سخنان فوق و سخنان زیاد دیگری که از وجود مبارک رسول خدا – صلی الله علیه و آله – و سایر معلمان آسمانی و همچنین خود وجود مبارک امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – رسیده بر می آید که در وجود انسان دو عامل یا دو قدرت و یا دو روح و نفس دائماً با یکدیگر مقابله دارند. اما در اصل هم آن دو با یکدیگر نوعی ارتباط و اتحاد داشتند و یا به نوعی تعاون و همکاری هدایت شده اند. آن دو عبارتند از «روح جانداری» و «روح انسانی ».

فعالیت حیاتی وجود انسان در مرحله نوزادی و کودکی عمدتا از ناحیه روح جانداری جریان می یابد، لذا رشد بدنی انسان در آن دوره و سنین کودکی و نوجوانی شدیدتر و بیشتر است. اما به تدریج فعالیت روح انسانی در او بیشتر و قوی تر می شود و در مرحله ای از عمر او امکان تسلط او بر روح جانداری برقرار می شود.

توضیح اینکه آن دو نوع روح یعنی روح جانداری و روح انسانی جهت به راه انداختن زندگی انسان در اصل لازم است با یکدیگر همکاری کنند و هر دو برای تعاون و همکاری به یکدیگر نیاز دارند! اما همکاری و تعاون آنها بصورتی باید باشد که روح جانداری تحت مدیریت و حکومت روح انسانی و یا یکی از قوای اصلی آن یعنی «قوه عقل» قرار بگیرد. اما گاهی در مورد خیلی از انسانها و یا در سنین اولیه عمر در عموم آنها بجای تعاون و همکاری آن دو مقابله و مخالفتی در بعضی جهات زندگی برقرار می شود.

در قرآن مجید گاهی کلمه «نفس» بدون قیدی و قرینه ای آشکار و بطور مطلق به کار رفته و اشاره ای به نوع آن نشده است که مراد از آن کدام نفس است، یعنی نفس جانداری و یا نفس انسانی! و گاهی هم به معنی عامل حیات به کار رفته است یعنی «روح» به معنی عرفی و یعنی آنچه به صورت متعارف مقابل جسم قرار می گیرد. در مواردی هم کلمه نفس به یکی از انواع آن گفته شده، یعنی درباره یکی از انواع آن به کار رفته است، پس ضرورت دارد در بررسی معنی حقیقی این کلمه یا معنی یکی از انواع آن دقت لازم به کار بسته شود.(۶)

با این توضیحات روشن می شود که پذیرایی از انسان ها در ضیافت خدای سبحان متناسب با موقعیت آن ها در نظام خلقت، و رحمت واسعه خداوند و دارایی بی پایان او می باشد و آن ها در این ضیافت در مرتبه ای متعالی مورد تکریم قرار می گیرند. و این ضیافت عظیم و مقدمات آن و مرحله اولیه آن از دنیا و ماه مبارک رمضان شروع می شود و مراتب کامل آن در فضای زندگی اخروی و در باغ ها و قصر های بهشتی تحقق می یابد.

پاورقی ها:

 

۱.نهج البلاغه، خطبه ۲۰۴
۲.نهج البلاغه، حکمت شماره ۷۷
۳.همان خطبه ۱۳۲
۴.همان خطبه ۱۵۷
۵.همان
۶.وب سایت حکمت طریف، بخش: کلام ایام تاریخی، مقاله:
کلام ایام تاریخی- ۵۴۶، ماه رجب و روزهای پر فضیلت و تاریخی آن

 

 

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن