کلام ایام تاریخی- ۵۷۰، ماه ذوالحجة و فضائل و ایام تاریخی آن

*بخش دوم*

کلیات

  • زندگی اجتماعی و حتی زندگی شخصی رسول خدا – صلی الله علیه و آله وسلم- تحت نظر مستقیم خدای سبحان قرار داشت.
  • کلام امیر المؤمنین درباره پرورش وجود مبارک رسول خدا –صلی الله علیه و آله و سلم- توسط بزرگترین فرشته از فرشتگان خداوند.
  • نظارت خاص پروردگار عالمیان به پرورش پیامبران در سنین کودکی آنها
  • پیمانی که خداوند از پیامبران گرفت.
  • پیمانی که خداوند از پیامبر خاتم –صلی الله علیه و آله وسلم- گرفت.
  • خدای سبحان سفیران خود در بین انسانها را با علم و قدرت و فضائل اخلاقی خاصّی مجهز فرموده است .
  • مراتبی از آن نوع نظارت و پرورش اختصاصی خداوند درباره پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم )
  • ازدواج امیر المؤمنین علی و فاطمه زهرا- سلام الله علیهما – با امر و فرمان خدای سبحان انجام گرفت.
  • آموزشهائی برای انسانها از جریان ازدواج امیر المؤمنین علی و حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیهما )
  • جنبه آموزشی ازدواج حضرت فاطمه زهرا با امیر المؤمنین علی(سلام الله علیهما )
  • استمرار آموزشهای آسمانی بعد از رحلت پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم)
  • رفتار کریمانه حضرت فاطمه زهرا- سلام الله علیها- در اعطاء لباس عروسی خود به یک زن فقیر و نیازمند به لباس.

 

در بخش قبلی گفته شد که زندگی اجتماعی رسول خدا – صلی اللَّهِ علیه وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ – و حوادث و جریانات مربوط به آن و حتی زندگی شخصی او تحت نظر مستقیم خدای سبحان قرار داشت و طبق مدلول کلامی از امیر المؤمنین علی – علیه السلام – از زمانی که دوره شیر خوردن آن وجود مبارک قدسی به پایان رسید، یعنی زمان دو سالگی او، خدای سبحان بزرگترین فرشته از فرشتگان خود را مأمور آموزش او و همراه او قرار داد تا آن فرشته از طرف خدای سبحان در راه مکارم و محاسن اخلاق در شب و روز او را همراهی کند.

از اینکه امام – علیه السلام – درباره رسول خدا – صلی اللَّهِ علیه وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ – و آموزش خاص او توسط ملائکه متذکر زمان باز گرفتن از شیر یعنی اوائل دوره کودکی او شده و همچنین متذکر موضوع همراهی آن فرشته بصورت شبانه روزی شده بر می آید که آموزش و پرورش مستقیم و اختصاصی خدای سبحان درباره آن وجود مبارک قدسی، شامل تمام دوره عمر او می شد و اختصاص به دوره بعثت به مقام نبوت و رسالت او نداشت.

قابل تذکر است که آموزش انسانها توسط پیامبران خدا –علیهم السَّلَامُ – و طبعاً و قطعاً و در مرتبه ای برتر توسط پیامبر خاتم – صلی اللَّهِ علیه وَ آلِهِ وَ سلم – از طریق کلام و همچنین از طریق سیره عملی و در رفتارهای آنها تحقق می یافت و هم مجموع کلام و هم مجموع رفتارهای آنها بی ارتباط با دوره کودکی آنها نمی توانست باشد و بطور قطع آموزش خاص آن ذوات مقدسه لازم بود از دوره کودکی شروع شود و در شخصیت آنها آمادگی لازم برای آموزش انسانها تحقق یابد.

شخصیت آخرین پیامبر خدا- صلی اللَّهِ علیه وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ – علاوه بر اشتراکات با مجموع پیامبران ، اختصاصاتی هم داشت چون نبوت و رسالت آن وجود قدسی برای همه زمانها بود، در حالیکه نبوت و رسالت پیامبران دیگر محدودیت زمانی داشت، تا دوره ظهور پیامبر صاحب شریعت بعدی و زمان نزول کتاب آسمانی دیگر. درباره این موضع به آیه ای از قرآن مجید استشهاد می کنیم. خدای سبحان می فرماید:

« وَإِذْ أَخَذْنَا مِنَ النَّبِيينَ مِيثَاقَهُمْ وَمِنْكَ وَمِنْ نُوحٍ وَإِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى ابْنِ مَرْيمَ وَأَخَذْنَا مِنْهُمْ مِيثَاقًا غَلِيظًا»(الأحزاب/۷) یعنی: زمانی که ما از پیامبران پیمان آنها را گرفتیم و از تو و از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی پسر مریم و از آنها [پیامبران] پیمانی سنگین گرفتیم.

قابل توجه است که در این آیه کریمه ابتداءً به پیمان عمومی خدای سبحان اشاره ای شده -بالفظ «النبین» و بعد از آن به پیمانی که از پیامبران « اوالعزم» گرفته شده که این نوع پیمان عظیم تر و سنگین تر از پیمان عمومی پیامبران بوده و در ذکر اسامی آنها ترتیب زمانی رعایت شده ، اما درباره وجود مبارک پیامبر خاتم – صلی الله علیه و آله و سلم- موضوع بطور اختصاصی و بدون در نظر گرفتن زمان آن ذکر شده یعنی پیمان گرفته شده از آن حضرت تفاوتی دارد با پیمانی که از دیگر پیامبران گرفته شده، حتی دیگر پیامبران« اولوالعزم» چون خدای سبحان فرمود « ومنک» یعنی و از تو و بعد فرمود: «و من نوح و ابراهیم و موسی و عیسی بن مریم» یعنی برای وجود مبارک رسول اکرم جداگانه کلمه «مِنْ» را به کاربرده و درباره سایر پیامبران یکجا و مجموعا این کلمه را به کار برده است.

حاصل بحث اینکه خدای سبحان از همه پیامبران در مجموع پیمانی برای نبوت و رسالت آنها گرفته و پیمان گرفته شده از پیامبران «اولوالعزم» با سایر پیامبران –علیهم السلام-  متفاوت بوده و پیمان گرفته شده از وجود مبارک حضرت خاتم الانبیاء – صلی الله علیه و آله وسلم- اختصاصی و متفاوت با همه پیامبران و حتی پیامبران «اولوالعزم» بود و در درجه رفیع خاصی قرار داشت.

منظور اصلی از این بحث تذکر این نکته عقیدتی و علمی ضروری است که خدای سبحان سفیران خود در بین انسانها را با علم و قدرت و فضائل اخلاقی خاصی مجهز فرموده و آنها را برای ارشاد و راهنمائی بندگانش به مقاصد حقیقی حیات پرورش داده است و آنها را توسط گروهی از ملائکه تحت نظارت مستقیم خود قرار داده است.

مراتبی از آن نوع نظارت و پرورش اختصاصی خدای سبحان درباره پیامبر اکرم- صلی الله علیه و آله وسلم- درباره جانشینان حقیقی او یعنی امامان اهل بیت –علیهم السلام- و وجود قدسی حضرت صدیقه طاهره، فاطمه زهرا-سلام الله علیهما- هم برقرار بود و برای این مطلب شواهد زیادی در سخنان و رفتارهای پیامبر خدا- صلی الله علیه و آله و سلم- وجود دارد و مطلب در جای خود قابل اثبات قطعی است.

محور اصلی بحث در این مقاله، شخصیت قدسی حضرت فاطمه زهرا – سلام اللَّهِ علیهما – است و جریان ازدواج او با امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – و توضیحی درباره رفتار رسول خدا – صلی الله علیه و آله وسلم- و کلام آن حضرت درباره موضوع ازدواج آن دو شخصیت قدسی ، که می فرمود درباره ازدواج فاطمه –سلام الله علیها – منتظر فرمان پروردگار هستم. لذا این توضیح مقدماتی برای روشن شدن جایگاه موضوع اصلی ضروری بود. حال در ادامه بحث مربوط به نکته اول، متذکر نکات دیگر مربوط به آن رویداد مبارک می شویم.

       دوم: از رفتار رسول خدا – صلی اللَّهِ علیه وَ آلِهِ وَ سلم- در مجلسی که امیرالمؤمنین علی – علیه السَّلَامُ – به قصد خواستگاری فاطمه زهرا -سلام اللَّهِ علیها- در آن حاضر شد روشن می شود که قبل از آن مجلس، حکم و فرمان خدای سبحان درباره ازدواج فاطمه -سلام الله علیها- با آن حضرت صادر شده بود و رسول خدا – صلی اللَّهِ علیه وَ آلِهِ وَ سلم- از موضوع اراده خاص خدای سبحان خبر داشت! و بلکه منتظر اظهار تمایل حضرت علی -علیه السَّلَامُ – بود. اما لازمه به جریان افتادن آن رویداد، اظهار آن تمایل و حضور آن حضرت در مجلس رسول خدا – صلی اللَّهِ علیه وَ آلِهِ وَ سلم- بود. یعنی قابل توجه است که در آن خواستگاری نفرمود که منتظر وحی آسمانی و فرمان خدای سبحان هستم. و بلکه در همان ساعت و همان مجلس اقدام لازم را انجام داد و موافقت خود و دختر خود را اعلام فرمود.

       سوم: از نظر رسول خدا -صلی اللَّهِ علیه وَ آلِهِ وَ سلم-حضرت علی-علیه السَّلَامُ – در مرتبه ای بسیار رفیع از فضائل انسانی و کرامات شخصیتی و اخلاقی قرار داشت و طبعاً هیچ انسانی را نمی شد با او مقایسه کرد جز پیامبران خدا و او بعد از وجود قدسی پیامبر خاتم یعنی خود شخص حضرت محمد -صلی اللَّهِ علیه وَ آلِهِ وَ سلم- برترین و متعالی ترین شخصیت عالم آفرینش بود و طبعاً وجود قدسی حضرت فاطمه زهرا -سلام اللَّهِ علیها- هم در مورد حضرت علی -علیه السَّلَامُ – چنین دیدگاهی را داشت، پس پاسخ مثبت رسول خدا -صلی اللَّهِ علیه وَ آلِهِ وَ سلم- و موافقت آن حضرت با آن پیشنهاد و خواستگاری روشن و قطعی بود، حتی عده ای از اصحاب آن حضرت هم، چنان تصوری را پیدا کرده بودند. اما در عین حال وقتی نیت و قصد حضرت علی -علیه السَّلَامُ – در محضر رسول خدا – صلی اللَّهِ علیه وَ آلِهِ وَ سلم- اظهار شد، آن حضرت جواب خود را به آن پیشنهاد به نظرخواهی از دختر گرامی خود موکول فرمود و از آن مجلس خارج شد و با دخترش مشورتی کرد و نظر او را جویا شد و برگشت و  موافقت خود را اعلام فرمود.

منظور اینست که رسول خدا – صلی اللَّهِ علیه وَ آلِهِ وَ سلم- یقین داشت که دخترش فاطمه زهرا -سلام اللَّهِ علیها- به طور قطع با پیشنهاد ازدواج امیرالمؤمنین علی -علیه السَّلَامُ – موافقت خواهد داشت. چون عظمت شخصیت و فضائل او و ارزش های وجودی او مشابهی در بین انسان ها نداشت، جز وجود مبارک قدسی خود شخص رسول خدا -صلی اللَّهِ علیه وَ آلِهِ وَ سلم- بنابراین نه شخص رسول خدا -صلی اللَّهِ علیه وَ آلِهِ وَ سلم- و نه حضرت صدیقه طاهره -سلام اللَّهِ علیها-  هیچ تردیدی در پذیرش آن درخواست یعنی خواستگاری نخواهند داشت. اما با وجود این وضعیت، جهت دریافت نظر او از آن مجلس خارج شد و با دختر گرامی خود گفتگو کرد و نظر او را جویا شد.

کلام ایام - 30، معارف دین توحیدی در کلام حضرت فاطمه زهرا
بخوانید

این رفتار رسول خدا – صلی اللَّهِ علیه وَ آلِهِ وَ سلم- هم مثل رفتارهای دیگر او حتی درباره زندگی شخصی، حاوی آموزشی برای انسان ها است و توجهی به حقوق انسان ها در امور زندگی و از جمله در موضوع ازدواج یعنی حق انتخاب همسر و تمایلات قلبی آن ها در امر انتخاب همسر و آزادی یک انسان در تصمیم گیری برای آن.

جهت بسیار مهم موضوع، باز به جنبه آموزشی و عقیدتی آن ارتباط می یابد و آن این که معلمان آسمانی به طوری که قبلاً متذکر شدیم تحت تعلیم و پرورش مستقیم خدای سبحان قرار داشتند و پروردگار عالمیان آن ها را از طرق خاص فوق عادی برای ارشاد انسان ها و رهبری آن ها به سوی مقصد حقیقی آفرینش آماده ساخته است. و زندگی شخصی آن ها  هم تحت نظر مستقیم و خاص پروردگار عالمیان جریان می یافت و «اسوه» ای برای انسان ها بود. و البته لازم به تذکر است که این نوع ارشاد انسان ها از ناحیه معلمان آسمانی جنبه استمراری دارد و این نظام در فضای حیات انسان ها دائماً برقرار است.

چهارم: در روایات سیره شریف رسول خدا-صلی اللَّهِ علیه وَ آلِهِ وَ سلم- آمده است که وقتی زندگی مشترک امیرالمؤمنین علی – علیه السلام- با حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا – سلام الله علیها- شروع شد و چند روز از آن رویداد گذشت، روزی رسول خدا -صلی اللَّهِ علیه وَ آلِهِ وَ سلم-  به امیرالؤمنین علی –علیه السلام- فرمود:

«كَيْفَ وَجَدْتَ أَهْلَكَ» یعنی: همسرت را چگونه یافتی؟

امام –علیه السلام- عرض کرد:

«نِعْمَ الْعَوْنُ عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ» یعنی: بهترین کمک برای اطاعت خداوند است.

این کلام یعنی جواب امیرالمؤمنین علی –علیه السلام- برای سوال رسول خدا – صلی اللَّهِ علیه وَ آلِهِ وَ سلم- تأییدی است بر آنچه درباره مقام معلمی آسمانی حضرت فاطمه – سلام الله علیهما- گفته شد.

توضیح اینکه حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیهما- در زمان ازدواج در سنین پائین عمر شریفش بود و احتمالاً در سنین ده یا دوازده یا طبق احتمال  ضعیف دیگری در سنین هجده سالگی! اما آثار آموزش مستقیم خدای سبحان در وجود شریف او آنقدر عمیق و گسترده بود که آن «معلم آسمانی» در عرض همان چند روز کوتاه برای امیرالمؤمنین علی –علیه السلام- تجلی یافت و آشکار شد. و آن رویداد خیلی عجیب بود، چون امام امیرالمؤمنین علی –علیه السلام-خود در عالی ترین مراتب عبودیت برای «الله»  قرار داشت و صاحب مقام «عصمت کبری» و فضائل عظیم فوق عادی بود. پس از آن رویداد برمی آید که آموزش خدای سبحان درباره آن معلم آسمانی از نوعی فوق عادی و اختصاصی بلکه از طریق نوعی وحی بود و نه از طرق متعارف عادی .

 

پنجم: در سیره شریف حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیهما- نقل شده است که وقتی او را به عنوان عروس به خانه همسرش می بردند یک زن فقیر از او لباسی درخواست کرد و آن وجود مبارک لباس تازه خودش را به آن زن فقیر عطا کرد و لباس قبلی خود را پوشید و با آن لباس به خانه همسرش رفت. این نوع تکریم انسانها حتی یک انسان سائل آن هم در چنان موقعیت و شب عروسی و عطا کردن لباس عروس به یک فقیر از آثار و نتایج آن نوع آموزش است و صاحب آن فضائل فوق عادی. اگر آن شخصیت قدسی لباس مستعل عادی خود را هم به آن زن فقیر و سائل عطا می کرد، نیاز آن سائل به لباس برطرف می شد و ای بسا آن فقیر از همان لباس عطا شده هم خوشنود می شد اما کرامت و اخلاق عظیم حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا –سلام الله علیها- و آن آموزشهای فوق عادی با آن نوع انفاق عادی هماهنگ نبود و آن بزرگوار با آن رفتار کریمانه خود آن فرد فقیر و سائل را در بالاترین مرتبه ممکن تکریم فرمود و درسی از کرامت ها و فضیلت ها را به سایر انسانها و پیروان خود آموخت.

ششم: حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها- از طرف خدای سبحان جهت آموزش انسانها و ارشاد آنها به مقصد آفرینش ماموریتی داشت. آن ماُموریت از همان نوعی بود که پیامبران خدا و صاحبان مقام عصمت و امامت داشتند. یعنی او صاحب مقام عصمت و علم مخصوص یعنی «علم لدنی» بود.

آن وجود قدسی عهده دار ارشاد و هدایت بانوان عالم در مرتبه ای فوق عادی به مقصد حقیقی حیات و «اسوه» ای برای آنها بود و طبعاً قدرت علمی و روحی مورد نیاز برای آن مقام را از تقرب به خدای سبحان در مرتبه ای متعالی دریافت می کرد. آن مقام متعالی که وجود قدسی فاطمه زهرا –سلام الله علیها-در آن قرار داشت، شبیه همان مقاماتی بود که پیامبران خدا –علیهم السلام- داشتند و بالخصوص پدر بزرگوارش یعنی رسول خدا –صلی الله علیه و آله و سلم – داشت و او عامل انتقال فضائل انسانی و اخلاق کریمه فوق عادی به فضای فرهنگ عمومی جهانی بود.

هفتم: ازدواج بخشی از زندگی انسان و مرحله بسیار مهمی از آن است و ازآن  مرحله به بعد انسان وظایف و مسئولیت های جدیدی پیدا می کند و لازم است برای آن مرحله از زندگی آموزشهای مناسبی دریافت کند و خود را برای اداره آن دوره از زندگی آماده کند.

انسان در زندگی مشترک با شخصی دیگر به عنوان همسر گاهی وقت ها در همان ابتداء و زمان شروع آن با مشکلاتی مواجه می شود و اگر با راههای بر طرف کردن آن مشکلات آشنا نباشد، دچار سختی ها و مشقت ها می شود و گاهی آن بنای مبارک و مقدسی که خود یک شخص و فرد مقابل او با تحمل سختی ها و هزینه های سنگینی آن را ساخته آن دچار آسیب می شود و حتی گاهی از هم می پاشد.

نکته بسیار مهم دیگر در امر ازدواج و ورود در آن مرحله از عمر، مرحله صاحب فرزند شدن افراد انسانی است که با فرد دیگری برای ازدواج توافق کرده اند و وارد فضای یک زندگی مشترک شده اند.

اغلب انسان ها تحت تاُثیر تمایلات طبیعی و فطری و بدون آگاهی قبلی از صفات و روحیات و اخلاق و شخصیت یک فرد با او ازدواج می کنند و بعد از مدتی هم بدون دریافت آموزشهای مناسب و بدون مطالعه قابل توجهی، صاحب فرزند می شوند. یعنی هم شروع زندگی مشترک از ناحیه تمایلات طبیعی و عاطفی تحقق پیدا می کند و هم پدر و مادرشدن و ضروت پرورش فرزندان.

این دو امر بسیار مهم یعنی همسر یک انسان شدن و هم پدر و مادر یک یا چند کودک شدن غالباً و یا حداقل در زندگی بعضی از انسانها بدون دریافت آموزش های مناسب انجام می یابد. لذا گاهی مشکلات زیادی در مسیر زندگی به وجود می آید. تا جائی که حتی گاهی فضای زندگی بحرانی می شود و همسران و گاهی کودکان محبوب طرفین مبتلا به مشقت ها و سختی های عظیمی می شوند و در آن صورت یا بنای مقدس زندگی مشترک با همسر و فرزندان از هم می باشد و یا شیرینی ها و مطلوبیت های زندگی به تلخی ها و اضطراب ها و مشقتت ها تبدیل می شود.

نکته قابل توجه دیگر در این زمینه موضوع اختلافات همسران با یکدیگر این است که اغلب انسانهائی که مدتی بعد از شروع زندگی مشترک دچار اختلافات و بحران ها شده اند، عامل اختلاف و بروز وضعیت نامطلوب را از ناحیه انتخاب همسر و اهمال و بی دقتی در آن مرحله می دانند و نه از ناحیه نوع رفتارها و اعمال. یعنی عامل اصلی ظهور و بروز اختلافات بین همسران که از ناحیه نوع رفتارها و بعضی عوامل دیگر است، مورد غفلت و اهمال قرار می گیرد. . نسبت به آن ها توجه لازم معطوف نمی شود.

زندگی حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا-سلام الله علیها- از ناحیه اخلاق عظیم و فضائل انسانی فوق عادی آن وجود قدسی، اسوه ای با تأثیرات عمیق و گسترده در انسانها بود، بالخصوص در مورد بانوان. رفتارهای کریمانه فوق عادی آن شخصیت قدسی که ناشی از ایمان و اخلاص به پروردگار عالمیان و تقرب خاص نسبت به آن ذات قدّوس بوده، تاثیرات عظیمی دراخلاق و رفتارهای پیروان آن اسوه آسمانی به وجود می آورد و عامل برطرف شدن مشکلات و تفاهم ها و ابراز محبت ها به همسران و فرزندان می شود.

در زمینه اثر گذاری سیره شریف حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا- سلام الله علیها- نیاز به تألیفات مستقل مفصلی وجود دارد و در این نوشتار فقط به اشاراتی نسبت به بعضی از مسائل اکتفاء نمودیم.

امیدواریم در مناسب های دیگری الطاف و عنایات خدای منّان جهت نوشتن موضوعات دیگر در این زمینه سبب توفیقاتی شود.

الیاس کلانتری

 

 

 

 

 

 

دکمه بازگشت به بالا
بستن