کلام ایام تاریخی – ۶۱۹، آموزشهای دین خدا در سیره و کلام معلمان آسمانی (علیهم السلام)

بخش چهارم*
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ*
مقاله قبلی با ذکر عباراتی از کلام امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – درباره بعثت رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم- و شخصیت و رفتارهای او به پایان رسید. در ادامه آن مطالب به ذکر مطالب دیگری از آن حضرت می پردازیم. امام – علیه السلام – در خطبه دیگری درباره وجود مبارک رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم- توصیفی بعمل آورده و کلام خود را با دعائی برای آن حضرت شروع کرده است و خطاب به پروردگارش عرض می کند:
«اللَّهُمَّ دَاحِيَ الْمَدْحُوَّاتِ، وَدَاعِمَ الْمَسْمُوكَاتِ، وَجَابِلَ الْقُلُوبِ عَلَى فِطْرَتِهَا: شَقِيِّهَا وَسَعِيدِهَا. اجْعَلْ شَرَائِفَ صَلَوَاتِكَ، وَنَوَامِيَ بَرَكَاتِكَ، عَلَى مُحَمَّد عَبْدِكَ وَرَسُولِكَ الْخَاتِمِ لِمَا سَبَقَ، وَالْفَاتِحِ لِمَا انْغَلَقَ، وَالْمُعْلِنِ الْحَقَّ بِالْحَقِّ.» (۱) یعنی: خداوندا، ای گسترنده و رها کننده گسترده ها [برای کار خود] و ای برپا دارنده آسمانهای بلند و ای آفریننده دل ها – چه شقی و چه سعید – بر فطرت اصلی خود. درودهای شریف و برکات فزاینده خود را بر بنده و رسولت محمد – صلی الله علیه و آله و سلم- بفرست [قرار بده]که پایان دهنده گذشته است و گشاینده گره های پیچیده، پیامبری که حق را بر مبنای حق اعلان نمود. (۲)
خطبه شریف با مدح و ثنای پروردگار عالمیان و ذکر بعضی از صفات او شروع شده و مطالب آن عمدتاً اختصاص به اوصاف و رفتارهای رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم- دارد.
آغاز خطبه، با ذکر صفاتی از پروردگار عالمیان، علاوه بر رعایت یک ادب توحیدی، تذکری است بر یک نکته علمی و آن اینکه یکی از شرایط و عوامل استجابت دعا، حمد و مدح و ثنای پروردگار عالمیان است. ذکر اسماء و اوصاف خدای سبحان برای استجابت دعا از ضروریات است. ما قبلاً و در مقالات متعددی متذکر این موضوع شده ایم. این موضوع در آیات متعددی از قرآن کریم و در روایات نقل شده از معلمان آسمانی – علیهم السلام – مورد تذکر قرار گرفته است. و در این نوشتار ما به آیاتی از قرآن استشهاد می کنیم.
«الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيُؤْمِنُونَ بِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ – رَبَّنَا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدتَّهُمْ وَمَن صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ ۚ إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ - وَقِهِمُ السَّيِّئَاتِ ۚ وَمَن تَقِ السَّيِّئَاتِ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيم» (غافر آیات ۷-۹) یعنی: آنهائی که عرش [خدا] را حمل می کنند و آنهایی که اطراف آن [عرش] هستند، پروردگارشان را با حمد تسبیح می گویند و به او [بطور مستمر] ایمان می آورند و استغفار می کنند برای کسانیکه ایمان آورده اند [و می گویند] پروردگارا همه چیز را در وسعت رحمت و علم خود قرار داده ای پس در غفران خود قرار بده کسانی را که توبه کردند و از راه تو پیروی نمودند و آنها را از عذاب آتش جهنم نگاه دار. پروردگارا آنها را وارد کن در باغهای بهشتی دائمی که به آنها وعده داده ای و با کسانی از پدران و همسران و فرزندانشان که صالح شده اند، همانا تو عزیر و حکیم هستی و آنها را از بدیها حفظ کن و هرکس را که تو از بدیها حفظ کردی، همانا او را مورد رحمت قرار داده ای و آنست رستگاری [و سعادت] عظیم.
در این آیات دعا و استفغار ملائکه برای اهل ایمان ذکر شده، اما قبل از اصل دعا و درخواست، بعضی از صفات و افعال ذات قدوس الله بصورت کلام ملائکه خطاب به پروردگار عالمیان ذکر شده است. آنها قبل از اصل دعای مورد نظرشان، به رحمت واسعه پروردگار عالمیان و علم بی پایان او اشاره ای نموده اند که به همه چیز احاطه دارد. قطعاً ملائکه با گفتن این کلام نمی خواستند مطلبی را – نستجیر بالله – به خداوند اطلاع دهند، یعنی قطعاً پروردگار عالمیان به این مطلب و همه چیز علم دارد! پس ذکر این مطلب علت دیگری خواهد داشت و آن اینکه زمینه استجابت دعا را در خود دعا کننده ها به وجود خواهد آورد، و یا در شنونده های این کلام یعنی انسانها تأثیری خواهد داشت.
همچنین امکان دارد این عمل یعنی رفتار ملائکه در دعا برای اهل ایمان آموزشی برای انسانها باشد، یعنی آنها متذکر رحمت واسعه و علم بی پایان پروردگار عالمیان می شوند، تا استفغار آنها منشأ تأثیراتی در انسانها شود.
همچنین در بخش دیگری از این دعا، آنها خطاب به پروردگار عالمیان عرض می کنند که پروردگارا تو عزیز و حکیم هستی. بطور قطع این سخن یعنی ذکر «اسماء الحسنای» خدای سبحان بصورت خطاب به او، جهت اطلاع دادن به ذات قدوس نیست و پروردگار عالمیان خود به صفاتش علم دارد و این مطلب نیاز به بحث ندارد. پس ذکر صفاتی از او بصورت خطاب به خود او، حکمت دیگری خواهد داشت، یا فراهم شدن زمینه استجابت، یا تذکری برای انسانها و آموزشی برای آنها.
خدای سبحان در آیه ای از کتاب آسمانی یعنی قرآن کریم می فرماید:
«وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ فَادْعُوهُ بِهَا ۖ وَذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمَائِهِ ۚ سَيُجْزَوْنَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ» (الاعراف آیه ۱۸۰) یعنی: اسماء الحسنی اختصاص به الله دارد، پس او را با آنها بخوانید و رها کنید کسانی را که در اسماء او دچار انحراف شده اند و آنها بزودی مجازات خواهند شد، برای آنچه انجام می دادند.
در آیه کریمه سه مطلب اساسی درباره صفات پروردگار عالمیان و موضوع دعا وجود دارد و آنها عبارتند از:
۱- اسماء الحسنی و اختصاص آن ها به ذات قدوس الله
۲- تذکری درباه نحوه دعا و درخواست از خداوند
۳- انحراف عده ای از انسانها از شاهراه توحید و درباره این سه مطلب توضیحات فشرده ای عرض می کنیم
مراد از «اسم» درباره ذات قدوس اللّه اوصاف کمالیه است که به او نسبت داده میشود و اسم و صفت در این زمینه معنائی نزدیک به هم دارند و تقریباُ هر دو درباره او به یک معنا به کار می روند. کلمه حسنی مؤنث احسن است و مراد از اسماء حسنی آن است که اوصاف کمالیه او به هیچ حدی محدود نیست، یعنی «علم» او حد محدودی ندارد و بی پایان است همچنین «قدرت» او محدود به هیچ حدی نیست و همینطور سایر صفات او مثل «رحمت» که محدود به حدی نیست و به همه چیز وسعت یافته است بطوریکه خود او در کتاب آسمانی فرمود:
«وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ ۚ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُمْ بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ» (الاعراف /۱۵۶) یعنی: و رحمت من بر همه چیز وسعت یافته [و همه چیز را در وسع خود گرفته است] پس آن را مقرر می کنم برای کسانیکه تقوا می ورزند و زکات می پردازند و کسانیکه به آیات ما ایمان دارند.
مراد این است که«رحمت» در ذات قدوس اللّه محدود به هیچ حدی نیست و بصورت «حسنی» یعنی «احسن» می باشد و اگر عده ای از انسانها از بعضی جهات رحمت او محروم می شوند، این محرومیت از ناحیه محدود بودن رحمت او نیست و علت دیگری دارد و به موقعیت و علم و رفتارهای انسانها مربوط می شود، بطوریکه در خود آیه کریمه فرمود:
«پس آن را مقرر می کنم برای کسانیکه تقوا می ورزند و زکات می پردازند و کسانیکه به آیات ما ایمان می آورند.»
حاصل بحث اینکه همه اوصاف کمالیه در ذات قدوس اللّه – عزوجل – بصورت «حسنی» یعنی «احسن» وجود دارد و همچنین «اسماء الحسنی» اختصاص به «اللّه» دارد و هیچ موجودی در آن با او مشارکت ندارد و فقط صفات کمالیه را او به هر یک از مخلوقات خود در حد محدودی عطا می کند، یعنی مخلوقات او از ناحیه اعطاء او واجد کمالاتی می شوند و آن کمالات محدود می باشد بجهت مخلوق بودن آنها. و از نوعی که مخلوقات ظرفیت و شایستگی آن را دارند.
دیگر اینکه صفات اللّه اختصاص به ذات قدوس او دارد و آنچه در مخلوقات وجود دارد،از نوع دیگری است، لذا نباید صفات اللّه را به صفات مخلوقات تشبیه کرد و تشبیه اللّه به مخلوقات یک نوع شرک است بطوریکه در کلام امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – که قبلا به آن استناد شد – این تشبیه در بین مشرکان رواج داشت و امام – علیه السلام – در خطبه شریف خود به آن اشاره ای نموده،بطوریکه فرمود:
«بَیْنَ مُشَبِّهٍ لِلَّهِ بِخَلْقِهِ أَوْ مُلْحِدٍ فِی اسْمِهِ»(۳)یعنی: گروهی از آنها خدا را تشبیه به مخلوقاتش می کردند و گروهی دیگر در اسماء مقدس او الحاد می ورزند.
خدای سبحان در آیه کریمه مورد بحث به انسانها دستور داده است که اللّه را با اسماء حسنای او بخوانند. یعنی در حالت دعا و درخواست از پروردگارشان، اسماء او را در نظر بگیرند و مورد توجه کامل قرار دهند و این رفتار یکی از شرایط استجابت دعا بلکه شرط اصلی آن است.
ما بارها چه در مقالات «کلام ایام تاریخی» و چه در مقالات «پرسش و پاسخ» درباره دعا متذکر این موضوع بسیار با اهمیت شدیم که عدم استجابت دعا عمدتاً به وضعیت روحی دعا کننده مربوط می شود، مگر اینکه خدای سبحان درباره یک شخص و دعای او اراده خاصی داشته باشد.
یعنی دعا و درخواست از پروردگار عالمیان لازم است وضعیت روحی دعا کننده را تغییر دهد و ظرفیت مناسبی برای دریافت رحمت خداوند در او به وجود آورد. این تغییر حالات روحی و وضعیت انسان از توجه عمیق به اسمای حسنای پروردگار عالمیان در بنده حاصل می شود.
همانطور که به طور ضمنی به آن اشاره شد، جهل نسبت به اسماء و صفات خدای سبحان و بعضی عوامل دیگر سبب انحراف عده ای از انسانها از شاهراه توحید می شود ودر نتیجه آنها در پرتگاهها و باتلاق های شرک گرفتار می شوند. تا جائی که صفات نقص را هم به اللّه نسبت می دهند و در عمل خالق عالم را با صفات مخلوقات او در نظر می گیرند و دچار انحرافات عقیدتی و اخلاقی در این زمینه می شوند. برای دفع خطر این نوع شرک یا نجات از آن انسانها احتیاج به آموزشهای وحیانی دارند که در اعمال و رفتار و سخنان معلمان آسمانی یعنی وجود مبارک رسول خدا – صلی الله علیه و آله- و امامان اهل بیت -علیهم السلام- قرار دارد.
در مقاله قبلی یکی از خطبه های امام امیر المؤ منین علی -علیه السلام- را در توصیف رسول اکرم – صلی الله علیه و آله وسلم- مبنای بحث قرار دادیم و عبارتی از آن را همراه با شرح و توضیحی ذکر کردیم. امام – علیه السلام- در ادامه کلام خود در همان خطبه فرمود:
«وَ الدَّافِعِ جَيْشَاتِ الْأَبَاطِيلِ وَ الدَّامِغِ صَوْلَاتِ الْأَضَالِيلِ كَمَا حُمِّلَ فَاضْطَلَعَ قَائِماً بِأَمْرِكَ مُسْتَوْفِزاً فِي مَرْضَاتِكَ غَيْرَ نَاكِلٍ عَنْ قُدُمٍ وَ لَا وَاهٍ فِي عَزْمٍ» یعنی: و جوشش ها و غليان باطل ها را دفع و خاموش، و هيبت شديد و حملات گمراهي ها را محو و نابود ساخت. رسالتي را که بر عهده گرفت، با کمال قدرت پيش برد به امر تو قيام کرد و در راه تحصيل رضاي تو برشتافت. در تکاپو به پيش هرگز عقب ننشست و در هيچ تصميمي سستي نورزيد.(۴)
در این عبارت اشاره ای شده به قدرت روحی عظیم و استقامت شدید رسول خدا – صلی الله علیه و آل وسلم- در انتشار معارف دین خدا و دفع جوشش های باطل و در هم شکستنی حملات ضلالت.
همچنین اشاره ای شده است به تحقق رسالت خدای سبحان بطور کامل از طرف رسول خدا – صلی الله علیه و آله وسلم- و قیام با شکوه او به امر پروردگار عالمیان، و اینکه آن حضرت در اجرای پروردگارش هیچ گونه سستی نداشت و حتی یک قدم در مقابل مشکلات عظیم عقب نشینی ننمود.
امام -علیه السلام- که خود از روز اول بعثت رسول خدا-صلی الله علیه و آله وسلم- کنار آن حضرت بود و استقامتی برتر از کوههای ریشه دار در دفاع از حریم دین خدا از خود نشان می داد، استقامت و قدرت روحی رسول خدا -صلی الله علیه و آله وسلم- را با این عبارات بیان کرده است این امر خود شگفتی های عظیمی دارد. علاقه و اشتیاق رسول خدا- صلی الله علیه و آله وسلم- برای ترویج معارف دین خدا و نشر آیات کتاب خدا متناسب با میزان محبت به خدای سبحان و اشتیاق و علاقه به آن ذات قدوس بود و محبت قلبی شدید او نسبت به پروردگارش اثر عمیقی هم در محبت به مخلوقات او و رحمتی برای عالمیان داشت امام -علیه السلام- در ادامه کلام خود در آن خطبه شریف فرمود:
«وَاعِياً لِوَحْيِكَ حَافِظاً لِعَهْدِكَ مَاضِياً عَلَى نَفَاذِ أَمْرِكَ حَتَّى أَوْرَى قَبَسَ الْقَابِسِ وَ أَضَاءَ الطَّرِيقَ لِلْخَابِطِ وَ هُدِيَتْ بِهِ الْقُلُوبُ بَعْدَ خَوْضَاتِ الْفِتَنِ وَ الْآثَامِ وَ أَقَامَ بِمُوضِحَاتِ الْأَعْلَامِ وَ نَيِّرَاتِ الْأَحْكَامِ فَهُوَ أَمِينُكَ الْمَأْمُونُ وَ خَازِنُ عِلْمِكَ الْمَخْزُونِ وَ شَهِيدُكَ يَوْمَ الدِّينِ وَ بَعِيثُكَ بِالْحَقِّ وَ رَسُولُكَ إِلَى الْخَلْقِ.» یعنی: او بود دريافت کننده وحي الهي و نگهدارنده عهد رباني و حرکت کننده در مسير اجراي دستور تو، تا آنگاه که نور الهي را ابلاغ و در پهنه هستي منتشر ساخت که جويندگان انوار خداوندي را به مقصودشان نائل ساخت و راه را بر گمشده در تاريکيهاي جاهليت روشن نمود. هم به وسيله او بود که دلهاي فرو رفته در فتنه ها و گناهان هدايت گشت. پيامبري عزيز که پرچمها و علائم رهنما را برپا داشت و احکام نوراني خداوندي را ابلاغ و اجراء فرمود او (بر حقايق و اسرار) امين و نگهبان علم مخفي تو بود و شاهد تو در روز حساب و مبعوث بر حق از طرف تو و فرستاده تو بسوي خلق.(۵)
در این عبارات هم رفتارهای کریمانه و صادقانه رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – مورد توصیف قرار گرفته و آثار آن رفتارهای شکوهمند فداکارانه و عالمانه با بیانی بسیار زیبا و بلاغتی بی نظیر مورد تذکر قرار گرفته است. و هم اشاره ای شده است به جهاد علمی و فرهنگی آن حضرت که در تمام دوره نبوت و رسالتش برقرار بود و همان رفتارهای جاذب توأم با محبت و مهربانی خاصی نسبت به انسانها سبب نجات آنها از فتنه ها و گردابهائی شد که از آثار گناهان و فسادهای دوره جاهلیت به وجود آمده بود و جوامع انسانی را آلوده ساخته بود.
اخلاق جاذب کریمانه رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – مثل رگباری پرآب و پی در پی بر جوامع انسانی ابتداءً در سطح وسیعی از زمین نازل می شد و فضای زندگی انسانها را شستشو می داد و اخبار آن تحول عظیم مبارک در سطح جهانی منتشر می شد و زمینه های ایمان به دین خدا و بهره برداری از آن را در سطح جوامع دیگر فراهم می ساخت و قلوب انسانها را متوجه نور حاصل شده از وحی خدای سبحان و علم نازل شده به سوی انسانها می نمود.
امام -علیه السلام – در کلام شریف خود بطور مکرر به جهانی بودن دعوت رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – اشاره ای نموده از جمله در این عبارت از خطبه شریف که فرمود:
«وَ بَعِيثُكَ بِالْحَقِّ وَ رَسُولُكَ إِلَى الْخَلْقِ» یعنی رسالت آن حضرت محدود به قوم و ملت خاصی نبود، بلکه عمومیت داشت برای جهانیان، همچنانکه در خطبه اول بطور ضمنی مورد اشاره ای قرار گرفت بطوریکه فرمود:
«وَ أَهْلُ الْأَرْضِ يَوْمَئِذٍ مِلَلٌ مُتَفَرِّقَةٌ وَ أَهْوَاءٌ مُنْتَشِرَةٌ وَ طَرَائِقُ مُتَشَتِّتَةٌ بَيْنَ مُشَبِّهٍ لِلَّهِ بِخَلْقِهِ أَوْ مُلْحِدٍ فِي اسْمِهِ أَوْ مُشِيرٍ إِلَى غَيْرِهِ فَهَدَاهُمْ بِهِ مِنَ الضَّلَالَةِ وَ أَنْقَذَهُمْ بِمَكَانِهِ مِنَ الْجَهَالَةِ» (۶) یعنی:در آن زمان اهل زمین مللی پراکنده [و سرگردان] با تمایلات متفرق [و در اختلاف با دیگران] که گروهی از آنان «الله» را – عزّ و جلّ- به مخلوقاتش تشبیه می کردند یا در اسماء او دچار انحراف شده بودند و گروهی دیگر با اسماء او به غیر او اشاره می کردند پس خدای سبحان آنها را هدایت نمود توسط رسول گرامی خود از جهالت و گمراهی نجات داد.
قابل توجه است که در زمان حیات دنیوی رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – همه مردم روی زمین ایمان نیاوردند و آن گمراهی ها و ضلالت ها در بین بعضی ملتها ادامه پیدا کرد، پس چطور امام -علیه السلام – در این کلام به هدایت عمومی انسانها اشاره ای نموده است؟
در جواب این سؤال عرض می کنیم که برنامه رسالت حضرت محمد – صلی الله علیه و آله و سلم – بطور قطع جهانی بود و این مطلب از آیات متعددی در قرآن کریم و از رفتارهای آن حضرت بخوبی آشکار می شود. خدای سبحان خطاب به آن حضرت فرمود:
«وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ» (سبأ آیه ۲۸) یعنی: ما تو را نفرستادیم مگر برای تمام انسانها،بشارتکر و هشدار دهنده لیکن اکثر انسانها نمی دانند.
همچنین فرمود:
«وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ» (الانبیاء آیه ۱۰۷) یعنی: ما تو را نفرستادیم جز رحمتی برای عالمیان
عمومیت و جهانی بودن رسالت پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم – از نظر آیات قرآن قطعی و مسلم است و نیازی به بحث و اثبات نیستٰ، لذا به اشاره ای درباره آن اکتفاء شد.
موضوع جهانی بودن دعوت پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم – از رفتارهای آن حضرت هم کاملا آشکار بود، از جمله نوشتن نامه به رؤسای کشورهای دیگر و دعوت آنها به دین خدا و تذکرات پی در پی به سخنان و رفتارهای پیامبران قبلی و کتابهای آسمانی که اخبار متعددی در آن کتابها، درباره وعده پیامبران قبلی درباره ظهور آن حضرت وجود داشت
اما اینکه چگونه می شود به موضوع هدایت عمومی انسانها استدلال کرد، در حالیکه عموم مردم جهان در دوره عمر دنیوی پیامبر خاتم به دین خدا ایمان نیاوردند، ما به خواست خدا در مقاله بعدی توضیحاتی در این زمینه ذکر خواهیم نمود. ان شاءالله تعالی.
پاورقی ها:
۱- نهج البلاغه، خطبه – ۷۲، «اللّهم داحی المدحوات و داعم المسموکات …»
۲- نهج البلاغه، ترجمه محمد تقی جعفری ،ص ۱۸۳
۳-نهج البلاغه،خطبه یکم
۴- نهج البلاغه، ترجمه محمد تقی جعفری، ص ۱۸۵
۵- همان
۶- نهج البلاغه، خطبه اول