کلام ایام تاریخی – ۶۲۷، ماه ذوالحجة و جریان پربرکت ذکر الله کثیر در آن

بخش دوم*
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ*
کلیات:
- ذکر الله منحصر و محدود به زمان و ایام و ساعات خاصی و همچنین نوع خاصی نیست
- سعادت و فلاح انسان متوقف بر ذکر الله کثیر از طرف اوست
- جایگاه ذکر الله در قرآن کریم
- کلامی از امام صادق – علیه السلام – درباره ذکر الله
- امام باقر – علیه السلام – و روش او در ذکر الله کثیر
- حدود معین شده برای عبادات در قرآن کریم و احادیث رسول الله – صلی الله علیه و آله و سلم – و امامان اهل البیت (علیهم السلام)
- در بین عبادات، تنها برای ذکر الله حدی معین نشده است.
- موقعیت خانه هائی که در آنها قرآن خوانده شود و ذکر الله جریان پیدا کند
- کلامی از رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – درباره بهترین اعمال انسانها و رفعت درجات آنها نزد خداوند.
- آثار و برکات «ذکر الله کثیر» در زندگی انسانها، در کلامی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)
- جایگاه «ذکر الله» در معارف دین خدا و اعمال عبادی
- کلام خدای سبحان در ساعت بعثت حضرت موسی – علیه السلام – به مقام نبوت و رسالت
- جایگاه ذکر الله در اولین مرتبه از نزول وحی به حضرت موسی(علیه السلام)
- ارتباط «حج» و زیارت خانه خدا با «ذکر الله»
* * * * * * * * * * * * * *
قبل از رسیدن ماه ذوالحجه و روزهای اول آن تصمیم داشتیم بعد از ذکر فضائل این ماه بطور فشرده و توصیفی مختصر از آن به شرح و تفسیر بعضی از دعاهای معین شده برای آن بپردازیم و مقالاتی در این زمینه بنویسیم، اما تا اینجا و در یک مقاله به توضیح بعضی از نکات مربوط به عبادت عظیم حج موفق شدیم و فرصت ایام دهه اول ماه و روز عرفه و عید اضحی (قربان) به پایان رسید. حال برای این بی نظمی یا ناتوانی و قصورات بلکه تقصیرات استغفار می کنیم و از پروردگارمان با التماس تقاضا می نمائیم که الطاف و عنایاتش را در ایام باقی مانده این ماه یعنی زمان دو سوم آن شامل حال همه ما بگرداند تا موفق به جبران بعضی از فرصت های از دست رفته بشویم. و از کسانیکه در این ایام توفیق زیارت خانه خدا نصیبشان شده تقاضای دعا داریم و امیدواریم آنها با ذخائر فراوانی از آثار اعمال عبادی و تقوائی که بدست آورده اند و با حج مقبول و سعی مشکور و با دعاهای مستجاب به وطن خود برگردند و آن تأثیرات با شکوه و سرمایه های معنوی بدست آمده را برای همیشه حفظ کنند و از دستبرد شیطان مصون بدارند و آن مطلوب عظیم حاصل نمی شود جز از طریق «ذکر الله کثیر» بعد از این مقدمه به عرض خوانندگان این مقالات و علاقه مندان به آنها می رسانیم : ذکر الله منحصر و محدود به زمان و ایام و ساعات خاصی و همچنین نوع خاصی نیست، همچنانکه در قرآن مجید، اهل ایمان توصیه به نوع کثیر آن شده اند. بطوریکه خدای سبحان فرمود:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا» (الاحزاب آیه ۴۱) یعنی: ای کسانیکه ایمان آورده اید، الله را ذکر کنید، ذکری زیاد.
و همچنین خدای سبحان اعلام فرموده است که «فلاح» یعنی سعادت انسان و رسیدن او به مقصد مطلوب و حقیقی خلقت و ورود در بهشت و زندگی دائمی در آن از ناحیه «ذکر الله کثیر» امکان پذیر است، بطوریکه فرمود:
«وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَّعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (الجمعه آیه ۱۰) یعنی: و الله را زیاد ذکر کنید، باشد که رستگار شوید.
ما قبلا درباره «ذکر الله» و نوع کثیر آن در مقالات متعددی وارد بحث شدیم و اینجا و در این مقاله از تکرار اصل آن مباحث خود داری می کنیم و فقط درباره جهتی از آن به بیان فشرده ای می پردازیم، اگر چه تکرار آن مباحث هم دلنشین و جاذب و بلکه گاهی هم لازم و ضروری است. اما به لحاظ فرصت محدودی که داریم به همین بیان فشرده درباره جهت مورد نظر از بحث تفصیلی به همین بیان فشرده اکتفاء می نمائیم.
از امام صادق – علیه السلام – نقل شده است که فرمود:
«ما مِن شيءٍ إلاّ و لَهُ حَدٌّ يَنتَهِي إلَيهِ إلاّ الذِكرَ فلَيسَ لَهُ حَدٌّ يَنتَهي إلَيهِ» (۱) هیچ چیزی نیست جز اینکه برای آن حدی وجود دارد که به آن [حد] منتهی می شود، جز ذکر [خدا] که برای آن حدی وجود ندارد.
امام – علیه السلام – در ادامه این کلام شریف می فرماید:
«فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْفَرَائِضَ فَمَنْ أَدَّاهُنَّ فَهُوَ حَدُّهُنَّ وَ شَهْرَ رَمَضَانَ فَمَنْ صَامَهُ فَهُوَ حَدُّهُ وَ الْحَجَّ فَمَنْ حَجَّ فَهُوَ حَدُّهُ إِلَّا الذِّكْرَ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ يَرْضَ مِنْهُ بِالْقَلِيلِ وَ لَمْ يَجْعَلْ لَهُ حَدّاً يَنْتَهِی إِلَيْهِ ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآيَةَ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيراً وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلًا فَقَالَ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ حَدّاً يَنْتَهِی إِلَيْهِ قَالَ وَ كَانَ أَبِی ع كَثِيرَ الذِّكْرِ لَقَدْ كُنْتُ أَمْشِی مَعَهُ وَ إِنَّهُ لَيَذْكُرُ اللَّهَ وَ آكُلُ مَعَهُ الطَّعَامَ وَ إِنَّهُ لَيَذْكُرُ اللَّهَ وَ لَقَدْ كَانَ يُحَدِّثُ الْقَوْمَ وَ مَا يَشْغَلُهُ ذَلِكَ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ كُنْتُ أَرَى لِسَانَهُ لَازِقاً بِحَنَكِهِ يَقُولُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ كَانَ يَجْمَعُنَا فَيَأْمُرُنَا بِالذِّكْرِ حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ وَ يَأْمُرُ بِالْقِرَاءَةِ مَنْ كَانَ يَقْرَأُ مِنَّا وَ مَنْ كَانَ لَا يَقْرَأُ مِنَّا أَمَرَهُ بِالذِّكْرِ» یعنی:الله – عزّ و جلّ- فرائض را واجب کرده و هرکس آنها را بجای آورد به حد و انتهای آنها رسیده [مثل] ماه رمضان که هرکس آن [ماه] را روزه بگیرد، پس حد آن همانست و [مثل] حج، پس حدّ آن انجام آن [عبادت] است، بجز ذکر [الله]، که الله – عزّ و جلّ- به اندک آن راضی نشده و برای آن حدّی قرار نداده است که به آن منتهی شود، سپس [امام علیه السلام] این آیه را تلاوت فرمود:
«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اذكُرُوا اللَّهَ ذِكرًا كَثيرًا وَسَبِّحوهُ بُكرَةً وَأَصيلًا» (الاحزاب آیات ۴۲ و ۴۳) پس فرمود: الله – عزّوجلّ- حدی برای آن معین نفرموده که به آن منتهی شود. [امام] فرمود: پدرم – علیه السلام – کثیر الذکر بود، گاهی من همراه او راه می رفتم [می دیدم ]که او مشغول ذکر الله است. همین طور گاهی با او غذا می خوردم، و در همان حال او مشغول ذکر الله بود و [همچنین] او با مردم گفتگو می کرد و آن گفتگو او را از ذکر الله باز نمی داشت. و من دائماً می دیدم که زبانش به کامش می چسبد و می گفت «لا اله الا الله» و همیشه ما را جمع می کرد و به ما دستور ذکر الله می داد تا آفتاب طلوع کند و همان وقت ما را امر به قرائت قرآن می نمود. و هرکدام از ما می توانست قرائت می کرد و آنکه را قرائت نداشت امر به ذکر می کرد.
امام صادق – علیه السلام – در این قطعه از کلام شریف خود، سیره پدر بزرگوارش امام باقر – علیه السلام – را درباره «ذکر الله کثیر» به آشکارترین صورت نشان داده و اینکه اشتغال به کارهای ضروری هم مانع ذکر الله در او نبود.
ظاهراً منظور امام صادق – علیه السلام – در این قسمت ازکلام خود که فرمود: «من کان یقرأ منّا – قرائت از حفظ است. و اصلاً در فرهنگ دینی زمان پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – و امامان اهل بیت – علیهم السلام – «قاری» به حافظ قرآن گفته می شد.
و اینکه فرمود:
«كَانَ يَجْمَعُنَا فَيَأْمُرُنَا بِالذِّكْرِ حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ » یعنی:ما را جمع می کرد و دستور ذکر به ما می داد، مراد آن است که آن حضرت به اهل خانواده خود برای نماز صبح دستور می داد که جمع شوند و با هم نماز بخوانند و مشغول «ذکر الله» شوند تا طلوع آفتاب و بعد از آن هم که آفتاب طلوع کرد، به قرائت قرآن بپردازند.
امام صادق – علیه السلام – در ادامه کلام شریف خود فرمود:
«وَ الْبَيْتُ الَّذِی يُقْرَأُ فِيهِ الْقُرْآنُ وَ يُذْكَرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهِ تَكْثُرُ بَرَكَتُهُ وَ تَحْضُرُهُ الْمَلَائِكَةُ وَ تَهْجُرُهُ الشَّيَاطِينُ وَ يُضِيءُ لِأَهْلِ السَّمَاءِ كَمَا يُضِيءُ الْكَوْكَبُ الدُّرِّيُّ لِأَهْلِ الْأَرْضِ وَ الْبَيْتُ الَّذِی لَا يُقْرَأُ فِيهِ الْقُرْآنُ وَ لَا يُذْكَرُ اللَّهُ فِيهِ تَقِلُّ بَرَكَتُهُ وَ تَهْجُرُهُ الْمَلَائِكَةُ وَ تَحْضُرُهُ الشَّيَاطِينُ» یعنی: در خانه ای که قرآن خوانده شود و در آن ، الله – عزّ و جلّ- ذکر شود برکتش زیاد شود و ملائکه در آن [خانه] حاضر می شوند و شیاطین از آن دور می شوند و آن [خانه]برای اهل آسمان درخشش پیدا می کند، همچنانکه ستاره دری(نورانی و فروزان) برای اهل زمین درخشش دارد و خانه ای که در آن قرآن خوانده نمی شود و، الله یاد نمی شود، برکتش کم می شود و ملائکه از آن فاصله می گیرند و شیاطین در آن حضور می یابند.
امام – علیه السلام – در ادامه کلام خود استنادی به کلامی از رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – نموده و فرمود:
«وَ قَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ [صلی الله علیه و آله و سلم] أَ لَا أُخْبِرُكُمْ بِخَيْرِ أَعْمَالِكُمْ لَكُمْ أَرْفَعِهَا فِي دَرَجَاتِكُمْ وَ أَزْكَاهَا عِنْدَ مَلِيكِكُمْ وَ خَيْرٍ لَكُمْ مِنَ الدِّينَارِ وَ الدِّرْهَمِ وَ خَيْرٍ لَكُمْ مِنْ أَنْ تَلْقَوْا عَدُوَّكُمْ فَتَقْتُلُوهُمْ وَ يَقْتُلُوكُمْ فَقَالُوا بَلَى فَقَالَ ذِكْرُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ كَثِيراً ثُمَّ قَالَ جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِيِّ ص فَقَالَ مَنْ خَيْرُ أَهْلِ الْمَسْجِدِ فَقَالَ أَكْثَرُهُمْ لِلَّهِ ذِكْراً وَ قَالَ- رَسُولُ اللَّهِ [صلی الله علیه و آله و سلم] مَنْ أُعْطِيَ لِسَاناً ذَاكِراً فَقَدْ أُعْطِيَ خَيْرَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ قَالَ فِي قَوْلِهِ تَعَالَى- وَ لا تَمْنُنْ تَسْتَكْثِرُ قَالَ لَا تَسْتَكْثِرْ مَا عَمِلْتَ مِنْ خَيْرٍ لِلَّهِ» یعنی: و به تحقیق رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – فرمود:آیا شما را به بهترین اعمالتان آگاه نکنم که بیش از اعمال دیگر درجات شما را بالاتر می برد و نزد خدایتان پاکتر است و برای شما از دینار و درهم (سکه های طلا و نقره) بهتر است و برای شما پرفایده تر است از اینکه با دشمنانتان برخورد کنید، پس آنها را بکشید و آنها نتوانند شما را بکشند؟
عرض کردند:بلی (یعنی:آگاه بفرمائید)
فرمود:آن ذکر الله کثیر است، سپس امام – علیه السلام – فرمود: مردی خدمت پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – رفت و عرض کرد، بهترین اهل مسجد چه کسانی هستند؟ او فرمود آنهائی که بیشتر الله را ذکر می کنند و رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – فرمود: به کسی که زبان گویا [نسبت به الله] داده شده، بطور قطع به او خیر دنیا و آخرت عطا شده است.
و درباره کلام خدای تعالی: «وَلَا تَمْنُن تَسْتَكْثِرُ» یعنی :و منت نگذار در حالیکه [اعمالت را] زیاد میشماری. و تفسیر آن فرمود : یعنی آنچه را انجام می دهی برای خدا کثیر مشمار و تصور نکن.
ظاهراً سؤال دومی است از شخص که خدمت پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – رسیده و بعد از سؤال اول که پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – به آن جواب کامل داده سؤال دومی پرسیده که به جواب سؤال اول او هم مرتبط است و آن اینکه خدای سبحان چه خطاب به رسول گرامی خود و چه خطاب به انسانهای دیگر می فرماید: که اعمال و عبادات خود را اگر چه کثیر هم باشند، خود او آنها را کثیر مشمارد و اعمال خود را در مقابل عظمت پروردگار عالمیان قلیل و اندک بشمارد و این یک ادب جمیل توحیدی است که انسان اعمال و عبادات خود را در مقابل عظمت پروردگارش حقیر و اندک بشمارد، اگر چه اعمال او در اصل حقیر و اندک نباشد و بلکه کثیر هم باشد. و مراد از آیه کریمه آن است که آنچه را از اعمال خیر به آن عمل کردی کثیر حساب نکن.
و احتمال دیگر اینکه وجود مبارک پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم – در جواب سؤال آن شخص کلام اصلی خود را فرمود و در انتهای کلام خود و جهت تکمیل آن به آیه ای از کلام الله استشهاد نمود و مراد از آن را اعلام فرمود. البته این احتمال قوی تر از احتمال قبلی است.
آیه کریمه متضمن یک نکته اخلاقی و عقیدتی است و آن اینکه لازم است انسانها اعمال عبادی و خیر خود را در مقابل عظمت خدای سبحان اندک حساب کنند و به عبادات بیشتر و عظیم تر بپردازند! و این نوعی آموزش به بنده ها است.
قابل تذکر است که آیه کریمه در اول بعثت پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – نازل شده و با آیات دیگر همراه خود، یعنی مجموع هفت آیه [اول سوره مدثر] مشتمل بر دستورالعملی از طرف خدای سبحان نسبت به پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم – می باشد. و این دسته از آیات اول بعثت بلکه روز اول آن جهت شروع دعوت توحیدی پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم – نازل شده و روش کار را به آن حضرت آموزش می دهد. و آن وجود مبارک قدسی طوری با جدیت و همتی بی نظیر و استقامتی برتر از کوه های ریشه دار به وظیفه خود در امر نبوت و رسالت عمل کرد تا جائی که خدای سبحان از ناحیه ملاطفت و رحمت خود آن وجود گرامی را از تحمل مشقت های کمرشکن و فوق حد تحمل نهی فرمود.
جایگاه «ذکرالله» در معارف دین خدا و اعمال عبادی
در فرهنگ دین خدا و معارف آن «ذکرالله» جایگاه رفیعی دارد به طوریکه در بعضی از مقالات قبلی اصل موضوع و بعضی از جهات آن مورد بحث تفصیلی قرار گرفت. در آن مباحث به ذکر و تفسیر و توضیح آیاتی از قرآن کریم درباره این موضوع پرداختیم. و همچنین روایاتی از معلمان آسمانی -علیهم السلام- مورد استناد و استشهاد قرار گرفت و همچنانکه قبلأ در همین مقاله متذکر شدیم که فعلأ و در این سلسله مقالات وارد عرصه آن مباحث نمی شویم.اما جهتی از این موضوع بسیار مهم محوری، در معارف دین خدا را مورد توضیح قرار می دهیم و آن اینکه علاوه بر دستورات مکرر خدای سبحان به اهل ایمان درباره«ذکر الله» و نوع کثیر آن و خودداری آنها از اهمال درباره آن، ذکر الله جایگاه رفیعی در عبادات و اعمال دینی دارد و به بیان دیگر خیلی از اعمال دینی مثل «نماز» و«حج» و دیگر اعمال، اتصال محکم و شدیدی به ذکر الله دارند. یعنی یا اصل عمل و رفتار عبادی برای اتصال به ذکر الله برای اهل ایمان معین شده است، یا هدف نهائی و اصلی از تشریع یک عمل عبادی، رسیدن به آن حالت با شکوه و مبارک روحی یعنی ذکر الله است و یا ذکر الله ارکان اصلی یک عبادت را تشکیل می دهد. بعنوان مثال: در آیاتی از قرآن کریم، «ذکرالله» کنار یک عمل عبادی قرار گرفته و یا عامل آن معرفی شده و یا بخشی از آن محسوب شده است.
بعنوان نمونه تعدادی از آیات قرآن کریم را در این زمینه مورد توجه قرار می دهیم:
۱- «إِنَّنِی أَنَا اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا أَنَا فَاعْبُدْنِی وَأَقِمِ الصَّلاةَ لِذِکْرِی»(طه آیه ۱۴) یعنی:من هستم الله،معبودی جز من نیست ، پس مرا عبادت کن و نماز را جهت ذکر (یاد) من بر پای دار.
درباره این آیه کریمه و موضوع بعثت حضرت موسی (علیه السلام) و نزول وحی بر او در مقاله بعدی توضیح لازم خواهد آمد. ان شاء الله تعالیٰ.
۲-«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نُودِیَ لِلصَّلاةِ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِکْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَیْعَ ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ»(الجمعه آیه۹) یعنی: ای کسانیکه ایمان آورده اید ، چون برای نماز ندا داده شد در روز جمعه، بشتابید بسوی ذکر الله و داد و ستد را رها کنید، این برای شما بهتر است اگر می دانستید.
۳- «اتْلُ مَا أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنَ الْکِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ وَلَذِکْرُ اللَّهِ أَکْبَرُ وَاللَّهُ یَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ»(العنکبوت آیه ۴۵) یعنی: آنچه را از کتاب به تو وحی شد تلاوت کن و نماز را بر پای دار،که قطعاً نماز از کار زشت و نا پسند باز می دارد و قطعاً ذکر الله بالاتر (عظیم تر) است و الله، علم دارد به آنچه عمل می کنید.
۴-«لَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلا مِنْ رَبِّکُمْ فَإِذَا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفَاتٍ فَاذْکُرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ وَاذْکُرُوهُ کَمَا هَدَاکُمْ وَإِنْ کُنْتُمْ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّالِّینَ»(البقرة آیه ۱۹۸) یعنی: بر شما محذوری و حرجی نیست که از فضل پروردگار تان جویا شوید [در جهت رسیدن به آن حرکت کنید] پس چون از «عرفات» کوچ نمودید، الله را ذکر کنید در مشعر الحرام .و او را یاد کنید همچنان که شما را هدایت کرد، اگر چه قبلاً از گمراهان بودید.
۵- «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُلْهِکُمْ أَمْوَالُکُمْ وَلا أَوْلادُکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَمَنْ یَفْعَلْ ذَلِکَ فَأُولَئِکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ» (المنافقون آیه ۹) یعنی: ای کسانی که ایمان آورده اید[ مواظب باشید که] اموالتان و اولادتان شما را از ذکر الله باز ندارد و هر کس چنین کند [از ذکر الله باز بماند] آنان از زیان کاران خواهند بود.
آیات کریمه فوق الذکر مشتمل بر نکات لطیف و دقیق تفسیری هستند و ما در ادامه بحث متذکر بعضی از دقایق تفسیری آنها خواهیم شد. – ان شاءالله تعالی- اما فعلاً اشاراتی می کنیم به اصل ارتباط ظاهری ذکر الله با بعضی از عبادات و احکام دینی .
قابل توجه و تذکر است که در آیه اول که از سوره«طه» نقل شد،جریان بعثت حضرت موسی -علیه السلام- به مقام نبوت و رسالت، موضوع ذکر الله با نماز ارتباط یافته است.
در آیه سوره جمعه هم موضوع نماز با ذکر الله توأم ذکر شده و نماز ذکر الله محسوب شده است. همچنین در آیه سوم نماز با ذکر الله ارتباط یافته. و در آیه چهارم عبادت «حج» همراه ذکر الله بیان شده است. و در آیه پنجم خدای سبحان به حضرت موسی و برادرش هارون – علیهما السلام – دستور داده است در مأموریتی که به عهده آنها گذاشته شد- یعنی موضوع نبوت و رسالت، در ذکر خدا سستی نکنند.
الیاس کلانتری
۱۴۰۴/۳/۱۷
پاورقی:
۱- اصول کافی، شیخ کلینی، کتاب الدعاء، باب ذکر الله عزوجل کثیراُ، حدیث ۱ (علمیه الاسلامیه، ج ۴ ص ۲۵۸)