کلام ایام تاریخی – ۶۲۸، ماه ذوالحجة و جریان پربرکت ذکر الله کثیر در آن

بخش سوم*
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ*
در مقاله قبلی اشاره ای شد به ارتباط عبادات معین شده برای اهل ایمان و احکام تکلیفی، با موضوع «ذکر الله» و آیاتی از قرآن کریم برای اثبات اصل موضوع، مورد مثال و استشهاد قرار گرفت. در این بخش از سلسله مقالات مربوط به ماه ذوالحجة به تفصیل و شرح این موضوع می پردازیم.
همچنانکه در مقاله قبلی به آن اشاره شد، جریان ذکر الله ارتباط عمیق اساسی با اکثر عبادات معین شده برای انسانها دارد، علاوه بر اینکه خود آن عبادت عظیمی است و گاهی و بلکه غالباً آن را نمی شود از اعمال عبادی جدا کرد. یعنی عمده اعمال عبادی بدون ذکر الله، در حقیقت عبادت محسوب نمی شود و آثار مورد انتظار را در وجود انسانها نخواهد داشت.
در این بخش از مباحث به تفصیلی در این زمینه می پردازیم و این ارتباط را بین ذکر الله و عبادات، مورد بررسی و بحث دقیق قرار می دهیم.
خدای سبحان در کتاب آسمانی در نقل جریان بعثت حضرت موسی – علیه السلام – به مقام رسالت و نبوت در سوره «طه» فرمود:
«وَهَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ مُوسَىٰ» (طه آیه ۹) یعنی: و آیا خبر [جریان بعثت] موسی به تو رسید؟
و در ادامه بیان آن جریان و نزول وحی بر آن حضرت و دستورالعمل برای دعوت بسوی دین خدا فرمود:
«وَأَنَا اخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِمَا يُوحَىٰ» (آیه ۱۳) یعنی:من تو را برگزیدم [ای موسی] پس گوش فرا بده به آنچه بر تو وحی می شود.
و در ذکر ادامه جریان و در کلام خود به موسی فرمود:
«إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي» (آیه ۱۴) یعنی: من هستم الله، معبودی جز من نیست، پس مرا عبادت کن و نماز را برپای دار برای یاد من.
در آیه کریمه از بین عبادات فقط «نماز» اختصاص به ذکر و تصریح پیدا کرده و این نشان دهنده اهمیت و جایگاه رفیع آن عبادت باشکوه در بین اعمال عبادی است.
در آیه کریمه فقط به ذکر اصل نماز و توصیه به آن اکتفاء نشده و بلکه اشاره ای لطیف هم به حکمت و آثار آن شده و مراد این است که با اقامه صلاة «نماز» ذکر خدا تحقق پیدا می کند. یا فایده بسیار عظیم عبادتی به نام نماز، اتصال و ارتباط با «ذکر الله» است و طبعاً همه انسانها از جمله پیامبران خدا – علیهم السلام – و از جمله خود موسی در تمام جهات زندگی به «ذکر الله» و استمرار و کثرت آن احتیاج دارند. و خود حضرت موسی – علیه السلام – هم، علاوه بر نیاز شخصی مستمر و دائمی به این ارتباط، برای شروع کار رسالت و ادامه آن و رسیدن به مقاصد خود در آن زمینه، احتیاج به «ذکر الله» دائمی دارد و اقامه نماز آن هدف مقدس را محقق می کند و به ثمر کامل می رساند.
در آیات دیگری از قرآن مجید هم ارتباط نماز با ذکر الله مورد توجه قرار گرفته است، بطوریکه در انتهای مقاله قبلی به بعضی از آن آیات کریمه اشاره ای شد. از جمله آیه کریمه ای که از سوره «جمعه» نقل شد.
بطوریکه فرمود:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِن يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَىٰ ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ۚ ذَٰلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ» (الجمعه آیه ۹ )
در آیه کریمه به اهل ایمان دستور داده شده است که وقتی ندای نماز جمعه به آنها می رسد، یعنی صدای اذان ظهر روز جمعه را می شنوند، کار و کسب خود را رها کنند و بشتابند بسوی نماز، اما قابل توجه است که در همین آیه کریمه بعد از ذکر اصل نماز، به حکمت یا مجموعاً موقعیت و آثار آن یعنی «ذکر الله» اشاره ای شده و فرمود بشتابید به سوی ذکر الله. یعنی نفرمود بشتابید بسوی نماز، بلکه از نماز با «ذکر الله» یاد فرمود.
قابل تذکر است که «ذکر الله» در امر رسالت موسی – علیه السلام – علاوه بر تأثیرات روحی در جهت فردی و شخصی ، نقش ابزاری هم دارد، یعنی امر عظیم و سنگینی رسالت و اصلاح افکار و عقاید مردم و مبارزه فرهنگی و عقیدتی با فرعون و پیروان او ، بدون به کار بستن آن امکان پذیر نیست. بطوریکه این موضوع در همان ابتداء کار هم مورد توجه خود موسی -علیه السلام- هم قرار گرفت ، لذا در مقام درخواست از خداوند ، آن را هم به زبان آورد.
توضیح اینکه وقتی موسی – علیه السلام – اولین مرحله از وحی پروردگارش را دریافت کرد و به مقام رسالت و نبوت مبعوث شد، جهت شروع کار چند چیز از او درخواست نمود، و خدای سبحان در آیات این سوره مبارکه و چند سوره دیگر کلام موسی – علیه السلام – را نقل کرده بطوریکه در همین سوره فرمود:
«قَالَ رَبِّ ﭐشْرَحْ لِي صَدْرِي – وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي – وَﭐحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِي – يَفْقَهُواْ قَوْلِي – وَﭐجْعَل لِّي وَزِيراً مِّنْ أَهْلِي – هَارُونَ أَخِي – ﭐشْدُدْ بِهِ أَزْرِي – وَأَشْرِکْهُ فِي أَمْرِي – کَيْ نُسَبِّحَکَ کَثِيراً – وَنَذْکُرَکَ کَثِيراً» (طه آیه ۲۵-۳۴) یعنی : پروردگار را به من شرح صدر (صبر و تحمل و استقامت و حوصله و قوت قلب) عطا کن و کار رسالت را برای من آسان گردان و گره را از زبانم باز کن، تا انسان ها سخن مرا در یابند (و در قلوب آن ها مؤثر شود) و برای من وزیری از خاندانم قرار بده، هارون برادرم را، و مرا به وسیله او تقویت کن و او را در امر (نبوت و رسالت) من شریک قرار بده، تا این که (دو تائی) تو را زیاد تسبیح کنیم و زیاد ذکر کنیم.
منظور از «تسبیح کثیر» و «ذکر کثیر» در این آیات، تسبیح و ذکر بین مردم است نه تسبیح و ذکر شخصی و قلبی و در خلوت. مرحوم علّامه طباطبایی (ره) در تفسیر این آیات می فرماید:
مراد تسبیح و ذکر آن دو یعنی موسی و هارون (علیه السلام) تنزیه آن دو نسبت به الله – سبحانه – و ذکر آن دو با هم برای خداوند در بین مردم به طور علنی است، نه در حال خلوت یا در دلهایشان به طور سری، چون ذکر قلبی و در خلوت احتیاجی به قرار دادن هارون (علیه السلام) به عنوان وزیر ندارد، بلکه مراد این است که آن دو یعنی موسی (علیه السلام) و هارون (علیه السلام) او را با همدیگر در بین مردم تسبیح و ذکر کنند، آن هم تسبیح و ذکر کثیر در مجامع و اجتماعات و جلسات. یعنی ذکر الله را در سطح جامعه بصورت کثیر و آشکار برقرار کنند.
ذکر الله چه به صورت فردی و شخصی و چه به صورت دیگر یعنی در بین انسان ها هم دارای مراتب و درجاتی است. آثار ذکرالله هم متناسب با میزان و نحوه توجه به خداوند و عمق و وسعت و به طور کلی نوع و مرتبه آن خواهد بود. به عنوان مثال آثار و برکات ذکر الله در سیره حضرت موسی (علیه السلام) و برادش هارون (علیه السلام) و آن چه از کتاب آسمانی و تورات حاصل شد، شامل قوم بنی اسرائیل به طور مستقیم و اقوام دیگر به طور غیر مستقیم تا زمان ظهور پیامبر صاحب شریعت دیگر یعنی حضرت عیسی (علیه السلام) می شد.
در کلام خدای سبحان خطاب به حضرت موسی و برادرش هارون – علیهما السلام – اشاره دیگری هم به نقش «ذکر الله» در جهت دعوت مردم به دین توحیدی شده و آن اینکه خطاب به آن دو فرمود:
«اذْهَبْ أَنْتَ وَأَخُوكَ بِآيَاتِي وَلَا تَنِيَا فِي ذِكْرِي»(آیه ۴۲) یعنی : تو و برادرت با آیات من بروید[یا آیات مرا با خود ببرید] و در یاد کردن من [اتصال و ارتباط با من ] سستی نکنید.
از این آیه کریمه هم ظاهر می شود که «ذکر الله» یکی از لوازم و ابزارهای کار رسالت و وسیله قدرت روحی آن دو بزرگوار در مواجهه با سختی ها و مشقت های امر رسالت بوده است و تمام مشکلات راه با استفاده و بهره مندی از آن برطرف می شد.
بحث در این قسمت از مقاله به ارتباط عبادتی بنام نماز با ذکر الله دارد و متذکر شدیم که خدای سبحان در اولین مرتبه از وحی خود به حضرت موسی – علیه السلام – دستور اقامه صلاة (نماز) را به او داد، اما در این دستور و فرمانِ خداوند، علاوه بر اصل این عبادت عظیم و بسیار ضروری یکی از آثار و فواید آن هم مورد توجه قرار گرفته و آن عبارت است از اتصال به ذکر الله از این طریق. یعنی: از طریق «نماز» اما بجهت توجه خاصی که به موضوع ذکر الله در مأموریت و رسالت حضرت موسی، شده متذکر اصل این موضوع در مسیر دعوت او بسوی دین خدا هم شدیم، یعنی علاوه بر موضوع نماز و ارتباط آن با ذکر الله به جهت دیگری از آثار و نتایج و فواید ذکر الله اشاره ای نمودیم.
در توضیح ارتباط عبادت مشهور بنام «صلاة» یعنی نماز با ذکر الله به این تذکر اکتفاء می کنیم، چون منظور اصلی از طرح این موضوع، روشن شدن ارتباط عبادت عظیم «حج» و بعضی از ارکان آن با ذکر الله است.
خدای سبحان در کتاب خود (قرآن کریم) درباره حج و بعضی از اجزاء آن فرمود:
«لَيْسَ عَلَيْکُمْ جُناحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْ رَبِّکُمْ فَإِذا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفاتٍ فَاذْکُرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ وَ اذْکُرُوهُ کَما هَداکُمْ وَ إِنْ کُنْتُمْ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّالِّينَ» (ترجمه آیه در مقاله قبلی ذکر شد) خدای سبحان در این آیه کریمه به بعضی از اجزاء حج اشاره ای فرموده و متذکر موضوع ذکر الله درباره آنها شده یعنی وقت کوچ از عرفات بطرف مشعر الحرام، لازم است حجاج به ذکر الله مشغول شوند، همچنانکه قبل از کوچ بطرف مشهر الحرام و در عرفات هم مشغول ذکر الله بودند.
در آیه کریمه علاوه بر دستور به ذکر الله، اشاره ای هم به بعضی جهات اخلاقی موضوع شده و خدای سبحان متذکر نعمت هدایت خود درباره حجاج و یا همه انسانها بطرف دین توحیدی شده است.
در ادامه بیان مطالب فوق درباره حج و ارتباط آن با «ذکر الله» می فرماید:
«فَإِذَا قَضَيْتُم مَّنَاسِكَكُمْ فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَذِكْرِكُمْ آبَاءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْرًا ۗ فَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ» (آیه ۲۰۰) یعنی: و آنگاه که مناسک خودتان (اعمال حج) را بجای آوردید، خدا را ذکر کنید، همچنانکه پدران خود را ذکر می کنید یا شدیدتر از آن
مراد از ذکر خدا در این آیه کریمه هم ذکر کثیر است یعنی بطور زیاد و عمیق و پی در پی خدا را یاد کنید بطوریکه پدران خود را ذکر می کنید و بلکه از آن هم بیشتر و جدی تر و عمیق تر
باز در ادامه بیان موضوع فرمود:
«وَاذْكُرُوا اللَّهَ فِي أَيَّامٍ مَّعْدُودَاتٍ فَمَن تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ وَمَن تَأَخَّرَ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ لِمَنِ اتَّقَىٰ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ» (البقره آیه ۲۰۳) یعنی:و خدا را یاد کنید در روزهای معین، پس هرکس شتاب کند و اعمال را در دو روز انجام دهد، گناهی برای او نخواهد بود و هرکس تأخیر کند و اعمال را در سه روز انجام دهد، برای او هم گناهی نخواهد بود، برای کسی که تقوا بورزد، پس به تقوای خدا عمل کنید [ملتزم تقوا شوید و بدانید [توجه کنید] شما فقط بسوی او محشور (گرد آورده)خواهید شد.
خلاصه و حاصل کلام اینکه عمل حج هم مثل نماز ارتباط عمیق و اساسی با «ذکر الله» دارد و ذکر الله در همه جهات این عبادت باشکوه مثل رگباری از باران پرحجم در فضای روح انسانها جریان می یابد.
ادامه دارد…