کلام ایام تاریخی – ۶۳۳ ، نهضت مقدس حسینی- علیه السلام- تجلی بی پایان عظمت و ارزش های دین خدا

بخش بیست و سوم*

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ*

*کلیات*

  • درخواست مهلت یک شب از طرف امام حسین -علیه السلام- و تأخیر شروع جنگ بین سپاه خدا و سپاه شیطان.
  • چرا سپاهیان حکومتی مهلت درخواست شده را قبول کردند؟
  • عده قابل توجهی از افراد سپاه حکومتی تمایل قلبی به جنگ با امام حسین -علیه السلام- و یاران او نداشتند.
  • تأثیر صلابت و قدرت روحی حضرت عباس -علیه السلام- و همراهان او در سپاه دشمن.
  • نگرانی عمال حکومت یزید از قیام افراد سپاه خود و توبه و بازگشت آنها.
  • کسانی از اهل سپاه حکومتی که توبه کردند و به سپاه امام -علیه السلام- پیوستند.
  • مراد از «ایمان مستقر» و «ایمان مستودع» چیست؟
  • کلامی از امیرالمؤمنین علی -علیه السلام- درباره دو نوع ایمان.
  • بی اعتنائی امام حسین -علیه السلام- و یاران او به کثرت سپاه دشمن.
  • فضائل مقام عصمت و امامت فوق حد افهام عادی و توصیفات و تعریفات متعارف می باشد.
  • جنبه های آموزشی کلام امام حسین -علیه السلام- درباره درخواست مهلت برای تأخیر شروع جنگ.
  • علم خدای سبحان به وضعیت و رفتارهای بندگان «علم فعال» است.
  • توجهات مستمر و پی در پی پروردگار عالمیان به وضعیت و اعمال بندگان.
  • ارتباط علم خدای سبحان با رازقیت او درباره موجودات.
  • تمامی موجودات عالم بطور مستمر و «آن به آن» در حیطه علم فعال خداوند قرار دارند.
  • آیاتی از قرآن کریم درباره علم فعال خدای سبحان.
  • کلامی از امیرالمؤمنین علی -علیه السلام- درباره علم فعال خداوند به موجودات.

حضرت عباس -علیه السلام- پیام سپاه دشمن را به امام -علیه السلام- رساند و آن حضرت به او فرمود که برگرد نزد قوم و اگر توانستی آن ها را در این زمان و امشب از جنگ منصرف کن و تا فردا صبح به تأخیر بیانداز و خطاب به او همراهان خود علت و حکمت آن درخواست را اعلام فرمود. حضرت عباس -علیه السلام- برگشت و درخواست امام -علیه السلام- به آن ها اعلام فرمود. سپاه دشمن بعد از مکث و گفت و گویی با یکدیگر سرانجام آن درخواست مهلت را قبول کردند و برگشتند. اما اینکه به چه علتی آن درخواست را قبول کردند، در حالی که آن ها به قصد جنگ آمده بودند و می دانستند که امام -علیه السلام- بیعت نخواهد کرد و اگر فرضاً بنا بود بیعتی انجام بگیرد دیگر احتیاج به درخواست مهلت نبود. و امام -علیه السلام- و همراهانش از مردان می توانستند همان موقع تسلیم و بیعت خود را اعلام کنند!

در جواب این سؤال می شود گفت: همانطور که قبلاً گفته شد، در بین آن سپاه عده زیادی بودند که تمایل قلبی به جنگ با امام -علیه السلام- نداشتند و از ناحیه اجبار حکومتی در آن جریان شرکت کرده بودند و عده قابل توجهی از افراد آن سپاه هم از کسانی بودند که قبلاً به امام -علیه السلام- نامه ها نوشته بودند و نمایندگانی نزد آن فرستاده بودند و او را به شهر کوفه دعوت کرده بودند.

همچنین می شود گفت که صلابت و قدرت روحی شخص حضرت عباس -علیه السلام- و آن گروه همراه او و شخصیت اجتماعی افرادی مثل حبیب بن مظاهر و زهیر بن قین و امثال آن دو هم در تصمیم گیری آن سپاه تأثیر نبود. اما قدرت ایمان و استقامت آن گروه و تحمل خطر مقابله نظامی با آن سپاه عظیم و یا بخشی از آن سپاه، سبب نگرانی امیر سپاه شده بود و او یعنی: ابن سعد لعین شخصاً تمایل قلبی به جنگ با امام حسین -علیه السلام- نداشت – به طوری که قبلاً این موضوع مورد تذکر قرار گرفت.

عدم تمایل ابن سعد به جنگ با امام حسین -علیه السلام- جهت سیاسی داشت و نه جهت اخلاقی و عقیدتی. او می دانست که جنگ با امام حسین -علیه السلام- بالخصوص در آن منطقه خطرات زیادی برای حکومت و از جمله خود او خواهد داشت. او به تعداد طرفداران امام حسین -علیه السلام- در کوفه توجه داشت اگر چه حکومت وقت با سیاست بازی ها و دروغ ها و تهدیدها عده ای را در سپاه حکومتی گرد آورده و به جنگ با امام -علیه السلام- وادار کرده است. اما هر آن احتمال دارد عده ای از آن سپاه از رفتار خود پشیمان شوند و برگردند و علیه همان حکومت قیام کنند. لذا تا جایی که ممکن بود تمایل داشت کار جنگ را به تأخیر بیاندازد و رفتار خود را عملی شرعی و جایز و لازم وانمود کند.

این دیدگاه بعداً از رفتارهای اهل کوفه چه زمان بعد از عاشورا و بعدها در جریان «قیام توابین» و «قیام مختار» از اهل کوفه آشکار شد. حتی گفته شده عده ای حدود سی نفر از سپاه کوفه در شب عاشورا جدا شدند و به همراهان امام -علیه السلام- پیوستند و در معرض شهادت قرار گرفتند مثل دیگر یاران آن حضرت و جریان توبه جناب حرّ ریاحی و پیوستن او به یاران امام -علیه السلام- و شهادت در راه خدا و دفاع از آن حضرت به طور کامل در تاریخ آن نهضت مقدس آشکار است.

افراد زیادی هم در سپاه شیطان بودند که تمایل به توبه و پیوستن به «سپاه خدا» را داشتند، اما رفتن به استقبال شمشیرها و نیزه ها و پیوستن به گروهی که حدود یکصد نفر بودند و مقابل سی هزار نفر قرار گرفته بودند، احتیاج به قدرت ایمانی و صلابت و بصیرتی عظیم یعنی «ایمان مستقر» داشت و کار همگان و صاحبان ایمان های ضعیف و عاریه ای یعنی «ایمان مستودع» نبود. توضیح اینکه «ایمان» از یک نظر به دو قسم تقسیم می شود و آن دو عبارتند از:

  • «ایمان مستقر»
  • «ایمان مستودع»

ایمان مستقر ایمانی است ثابت و نیرومند که قلب ها نفوذ می کند و استقرار می یابد و در صاحبش استقامت شدیدی در مقابل گناه به وجود می آورد. و مانع ارتکاب گناه می شود و نوع دیگری آن ایمان مستودع و عاریه ای است و در مقابل کشش و تمایل استقامتی به صاحبش نمی دهد و کنار می رود و شخص مرتکب گناه می شود و احتمال دارد بعداً باز بر گردد.

امام امیرالمؤمنین علی -علیه السلام- در این زمینه فرمود: «فَمِنَ الْإِيمَانِ مَا يَكُونُ ثَابِتاً مُسْتَقِرّاً فِي الْقُلُوبِ، وَ مِنْهُ مَا يَكُونُ عَوَارِيَّ بَيْنَ الْقُلُوبِ وَ الصُّدُورِ إِلَى أَجَلٍ مَعْلُومٍ»(۱) یعنی: نوعی از ایمان آن است که در قلوب ثابت و مستقر می شود و نوع دیگر عاریتی است در تردد بین قلوب و صدر تا زمان معین.

این نوع ایمان مال صاحبش نمی باشد مثل شیء که عاریه است و پس گرفته خواهد شد. این نوع ایمان گاهی در انسان وجود دارد و گاهی مفقود است و لحظه مرگ و انتقال به عالم آخرت از انسان سلب می شود، چون مال آن انسان نبود. همچنین این نوع ایمان بازدارنده از مقابل گناه نیست و قدرت قابل توجهی در مقابل تمایل نفس انسان به گناه ندارد.

اما محور اصلی بحث در این زمینه نوع رفتار امام -علیه السلام- بود در بی اعتنایی به عدد سپاه دشمن و رفتار او در مقابل آن ها و فرستادن حضرت عباس -علیه السلام- و آن بیست نفر از مردان همراه امام -سلام الله علیه- جهت متوقف کردن آن سپاه و صلابت و قدرت روحی و ایمانی آن گروه که بدون هیچ گونه نگرانی مقابل آن سپاه قرار گرفتند بالخصوص روحیه حضرت عباس -علیه السلام- که از رفتار شریفش متجلی بود. رفتار آن گروه و شجاعت و صلابت همه یاران امام -علیه السلام- ناشی از ایمان یقینی مستمر به خدای سبحان و نبوت و کتاب آسمانی و زندگی اخروی و دیگر حقایق بود که در روح متعالی آن ها نفوذ کرده بود.آن ها پیروان حقیقی رسول خدا -صَلِّیَ ٱللّٰهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ- و پرورش یافته های مدرسه امیر المؤمنین علی و امام حسن و خود امام حسین -سلام الله علیهم- بودند و با رفتارهای شکوهمند خود فضائل آن مکتب و آن مدرسه را به جهانیان نشان دادند.

فضائل مقام عصمت و امامت در اصل فوق حد افهام عادی انسانی و توصیفات و تعریفات با معیارهای عادی و متعارف می باشد و قدرت ایمان پیروان آن مکتب و پرورش یافته های آن مدرسه هم در تاریخ حیات انسان ها کم نظیر و در جهاتی بی نظیر بود. و امام -علیه السلام- به آخرین آموزش های خود در خطاب ظاهری به همراهان و به طوری غیر مستقیم به همه جهانیان پرداخت و ما تعدادی از نکات کلام شریف امام -علیه السلام- را مورد بحث و بررسی قرار دادیم و در این مقاله و ادامه مباحث قبلی نکات دیگری را مورد بحث قرار می دهیم .

کلام ایام - 303، بیست و هشتم ماه صفر و رحلت کریمانه
بخوانید

کلام نورانی آن وجود مبارک قبلاْ ذکر شد و در این بخش جهت توجه بیشتر و تأثیر بیشتر مجدداْ آن را ذکر می کنیم :

«اِرْجِعْ اِلَيْهِمْ فَاِنْ اسْتَطَعْتَ اَنْ تُؤَخِّرَهُمْ اِلى غَدْوَةٍ وَتَدْفَعَهُمْ عَنّا الْعَشِيَّةَ لَعَلَّنا نُصَلّى لِرَبِّنَا الْلَّيْلَةَ وَنَدْعُوَهُ وَنَسْتَغْفِرَهُ، فَهُوَ يَعْلَمُ اَنِّى قَدْ كُنْتُ اُحِبُّ الصَّلاةَ لَهُ وَتِلاوَةَ كِتابِهِ وَكَثْرَةَ الدُّعاءِ وَالاِسْتِغْفارِ»

‍‍‍‍‍‍‍پنجم: امام -علیه السلام- در ادامه کلام شریف خود فرمود:

«فَهُوَ يَعْلَمُ اَنِّى قَدْ كُنْتُ اُحِبُّ الصَّلاةَ لَهُ وَتِلاوَةَ كِتابِهِ وَكَثْرَةَ الدُّعاءِ وَالاِسْتِغْفارِ» تمامی کلام امام -علیه السلام- جنبه آموزشی دارد بالخصوص این قسمت از آن که با عبارت «فهو یعلم» شروع شده است. یعنی: پروردگارم می داند که من همیشه نماز برای او و تلاوت کتاب او و دعای زیاد و استغفار زیاد را دوست داشتم.

آن حضرت پرداختن به نماز و دعا و استغفار را به خود و همراهان نسبت داد یعنی : باشد که امشب همه ما به نماز برای پروردگارمان و دعا و استغفار بپردازیم. یعنی این اعمال مورد نظر را خود شخص او انجام خواهد داد و طبعاْ طبق توصیه و ارشاد او همراهان و یاران او هم انجام خواهند داد.

اما نکته بعدی موضوع دوست داشتن نماز و تلاوت کتاب الله بود که در آن زمینه مطالبی درباره شخص خود فرمود! یعنی دوست داشتن نماز و تلاوت کتاب خدا و… بطور دائمی و همیشگی و در تمام دوره عمر دنیوی خود او برقرار بوده است.

طبعاً اظهار این نوع رفتار یعنی: اقامه نماز و تلاوت زیاد و مستمر کتاب خدا لازم است جنبه شخصی پیدا  کند اگرچه این نوع اظهار مطلب و موضوع جنبه آموزشی هم پیدا کند و به رفتار دیگران هم ارتباط یابد.

قابل توجه است که اصل اشتغال فراوان به نماز و تلاوت قرآن یک موضوع است و اظهار آن به دیگران موضوع دیگر و در این قسمت از بحث منظور ما اظهار این رفتار است نه اصل موضوع اشتغال به آن چند نوع عبادت.

ششم: امام -علیه السلام- اظهار فرمود:«فهو یعلم …» یعنی : او می داند! مراد این است که خدای سبحان علم و توجه مستمری به اعمال او دارد او و اعمال او بالخصوص اعمال عبادی بسیار مهم او دائماً مورد توجه خاص پروردگار عالمیان قرار دارد.

مناسبت دارد که درباره این نوع علم توجه پروردگار عالمیان، عبارت «علم فعال» یا امثال آن را به کار ببریم. یعنی مراد از آن فقط علم و اطلاع نیست بلکه توجه استمراری خدای سبحان هم در این نوع علم مورد نظر می باشد.

این موضوع یعنی توجه استمراری به وضعیت و حال بندگان در آیات متعددی از قرآن کریم مورد تذکر قرار گرفته است. بعنوان نمونه چند مورد از آیات قران کریم و بعضی از احادیث را مورد توجه و بررسی قرار می دهیم:

  • « وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا وَيعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا كُلٌّ فِي كِتَابٍ مُبِينٍ» (هود/۶) یعنی: هیچ موجود زنده ای نیست جز اینکه رزق او بر عهده الله است و او می داند محل استقرار و محل حضور موقتی او را.

خدای سبحان در این آیه کریمه به علمی اشاره فرموده است که تمامی موجودات عالم بطور دائم و مستمراً و «آن به آن» در حیطه آن قرار دارند. می فرماید: الله -سبحانه و تعالی- رزق تمامی مخلوقات جنبنده (زنده) خود را بر عهده دارد و او می داند [علم و توجه دارد] محل استقرار و محل رفت و آمد هر مخلوقی را . یعنی رزقی را که او برای هر موجودی تقدیر فرموده به محل استقرار آن موجود و در صورت حرکت به مکانهای دیگری که آن موجود حضور می یابد ، حواله خواهد شد . بطوریکه اگر یک حیوان دریائی مثل یک ماهی در عمق آبهای یک دریا و در قسمت های تاریک آن حرکت می کند و احتیاج به غذا هم دارد ، خدای سبحان که رازق همه موجودات است، رزق او را به محلی که به آن رسیده و استقرار یافته و یا در حال حرکت است منتقل می کند .

در این آیه کریمه مراد از کلمه «یعلم» فقط مطلق  علم نیست ، بلکه مراد علم در جریان و فعال است، چون اگر غیر از این باشد، اعطاء رزق به موجودات در حرکت و رفت و آمد تحقق نمی یابد و رزق یک موجود یک وقت به محل و مکانی حواله و ارسال می شود که در آن محل و مکان حضور یا استقرار ندارد.

امام امیرالمؤمنین علی -علیه السلام- در یکی از خطبه های خود می فرماید:

  • «يَعْلَمُ عَجِيجَ الْوُحُوشِ فِي الْفَلَوَاتِ وَ مَعَاصِيَ الْعِبَادِ فِي الْخَلَوَاتِ وَ اخْتِلَافَ النِّينَانِ فِي الْبِحَارِ الْغَامِرَاتِ»(۲) یعنی : او (خدای سبحان) صدای بلند (فریاد) حیوانات وحشی را در بیابان ها می داند [و به آنها توجه دارد] و همچنین گناهان بنده ها را در خلوت [پنهانی] ها و رفت و آمد ماهی را در دریاهای ژرف و با آب زیاد می داند .

مراد از کلمه «یعلم» در این کلام شریف هم همانست که عرض شد، یعنی علمی که تمامی موجودات عالم را تحت نظر و توجه مستمر خود دارد.

از کلام شریف امیرالمؤمنین علی -علیه السلام- برمی آید که علاوه بر انسانها، موجودات دیگر هم مثل حیوانات وحشی در بیابانها و ماهی ها در دریاهای عمیق و تاریک با وسعت عظیم تحت نظارت مستمر پروردگار عالمیان قرار دارند و اگر غیر از این باشد، اعطاء رزق خداوند و حفیظیّت درباره آنها تحقق نمی یابد. قطعاً هیچ علمی و هیچ قدرتی  نمی تواند رزق تعداد بیشماری از حیوانات در بیابانها و ماهی ها در دریاها را به آنها برساند، جز علم و قدرت بی پایان پروردگار عالمیان و آن علم دائماً فعال است و درباره مخلوقات خداوند از ناحیه خود آن ذات قدوس در تمام عوالم وجود جریان دارد.

  • «وَهُوَ اللَّهُ فِي السَّمَاوَاتِ وَفِي الْأَرْضِ يَعْلَمُ سِرَّكُمْ وَجَهْرَكُمْ وَيَعْلَمُ مَا تَكْسِبُونَ»(الانعام/ آیه ۳)  یعنی : اوست الله در آسمانها و زمین می داند[علم دارد به ] نهان و آشکار شما  و می داند آنچه را کسب می کنید.

در این آیه کریمه هم بطور قطع مراد از «یعلم» علم فعال و در جریان است چون کسب بنده ها عمل و  رفتاری است استمراری و پی در پی .

  • «وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا وَلَا حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَلَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ»(الانعام/ آیه ۵۹) یعنی: و تنها نزد اوست کلیدهای غیب و جز او موجودی به آنها علم ندارد و او می داند آنچه را در خشکی ها و دریاها وجود دارد و برگی از درختی سقوط نمی کند جز اینکه او به آن علم دارد و هیچ دانه ای در تاریکی های زمین و هیچ تر و خشکی نیست جز اینکه در کتابی مبین قرار دارد .

از این آیه کریمه هم بطور آشکار موضوع «علم فعال» خدای سبحان  بر می آید.

ادامه این بحث در مقاله بعدی خواهد آمد .ان شاءالله تعالی.

الیاس کلانتری

۱۴۰۴/۰۴/۲۳

 

 

پاورقی ها:

۱- نهج البلاغه، خطبه/ ۱۸۹ «فمن الایمان ما یکون ثابتا…»

۲ – همان، خطبه/۱۹۸ «یعلم عجیج الوحوش…»

 

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن