کلام ایام تاریخی-۶۳۵،نهضت مقدس حسینی- علیه السلام- تجلی بی پایان عظمت و ارزش های دین خدا

بخش بیست و پنجم*
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ*
*کلیات*
- موقعیت نعمت «نبوت» در کلام حضرت امام حسین (علیه السلام).
- میزان عظمت نعمت نبوت.
- از طریق نبوت علم خدای سبحان جهت زندگی انسانها به آنها عرضه می شود.
- نور انتشار یافته از شخصیت و علم پیامبران خدا، امواج ظلمت ها را می شکافت.
- خدای سبحان با اعطاء نعمت نبوت انسانها را مورد تکریم خاص خود قرار داده است.
- کسانیکه خدای سبحان با اعطاء نعمت نبوت آنها را تکریم فرموده است، چه کسانی هستند.
- افرادی از مسلمین که دارای ایمان ظاهری یا ابتدائی هستند.
- افرادی از اهل ایمان که دارای ایمان حقیقی و کامل به الله و پیامبران او و کتابهای آسمانی هستند.
- کسانیکه در ایمان و عبودیت آنها ناخالصی وجود ندارد.
- تکریم خداوند درباره بنی آدم از ناحیه خلقت آنها.
- عده ای از انسانها به تکریم خداوند از ناحیه نبوت بی اعتناء شدند.
- تکریم انسانها از ناحیه خلقت و تکریم آنها از ناحیه نبوت.
- چه کسانی می توانند وارد پناهگاه امن و وسیع توحیدی شوند؟
- همراهان و یاران حضرت امام حسین -علی السلام- از کدام گروه از انسانها بودند.
- فضائل همراهان و یاران امام حسین -علیه السلام- به نحو اجمال و در حد فهم عادی انسانها در کلام شریف آن حضرت ذکر شده است.
- مراتب متعدد تکریم خدای سبحان در انسانها از ناحیه نعمت نبوت.
- مراد از «نبوت عامه» و «نبوت خاصه» چیست؟
- قرآن مجید مشتمل بر تمام علومی است که انسانها از طریق وحی نیاز به دریافت آن علوم دارند.
- حمد امام حسین -غلیه السلام- برای الله -عزّوجلّ- جهت نزول کتاب آسمانی.
- علت تأثیر خاص آموزش ها توسط پیامبر خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- در انسانها.
- تفاوت آموزش های پیامبر خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- با آموزش های معلمان عادی.
- تطابق روش آموزشی پیامبر خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- با آموزش خدای سبحان.
- معنی آموزش خداوند و نوع آن.
- مراتب متعدد اکرام خداوند درباره انسانها با اعطاء نعمت نبوت.
- تذکری درباره تعلیم قرآن از طرف خدای سبحان.
* * * * * * * * * * * *
خطبه مورد بحث در این سلسله مقالات در غروب روز تاسوعا در اجتماعی که از یاران و همراهان امام حسین -علیه السلام- تشکیل یافته بود، از آن وجود مبارک قدسی صادر شد. در مقاله قبلی بعضی از نکات آن خطبه شریف مورد شرح و توضیح و بحث قرار گرفت. در این مقاله نکات دیگری از آن و مطالب مربوط به آن را مورد بحث قرار می دهیم .
۶- امام حسین -علیه السلام- در مقام حمد برای پروردگار عالمیان به نعمت عظیم «نبوت» اشاره ای نمود و متذکر عظمت آن نعمت شد. نعمتی که ارزش و اهمیت و فواید و منافع آن با معیارهای عادی متداول بین انسان ها قابل اندازه گیری نیست.
نبوت ارتباط مستقیم خاصی است بین پروردگار عالمیان با انسان ها با توسطیّت یکی از سفیران او که یک شخصیت قدسی است و تحت آموزش و تربیت مستقیم خدای سبحان قرار داشته و علم مخصوصی به او عطا شده است. آن شخصیت قدسی دارای فضائل اخلاقی فوق عادی می باشد.
از طریق نبوت علم خدای سبحان جهت زندگی انسان ها به آن ها عرضه می شود و روش زندگی حقیقی به آن ها نشان داده می شود و آن شخصیت های قدسی همراه انسان ها جاده منتهی به مقصد حقیقی آفرینش را طی می کنند.
نور انتشار یافته از شخصیت و علم و رفتارهای پیامبران خدا -علیهم السلام- امواج ظلمت ها را می شکافد و فضای زندگی انسان ها را روشن می کند و پرتگاه های کنار جاده زندگی دنیوی را به انسان ها نشان می دهد و پیروی از راهنمایی ها و توجه کامل به قوانین ارشادی نازل شده از طرف خدای سبحان به پیامبران مانع سقوط آن ها از پرتگاه های کنار جاده و رفتن در بیراهه ها می شود.
امام -علیه السلام- در ابتداء خطابه خود به نعمت عظیم نبوت اشاره ای نموده و ذات قدوس احدیت را جهت اعطاء آن نعمت عظیم حمد می کند، و متذکر می شود که خدای سبحان با اعطاء این نعمت عظیم انسان ها را مورد تکریم خاص خود قرار داده است.
اما این که آن حضرت در کلمه «اکرمتنا» یعنی «ما را اکرام فرمودی» چه کسانی را اراده کرده است، می شود گفت چند احتمال در این زمینه وجود دارد و آن ها عبارتند از:
یکم: مراد عموم انسان ها است که پروردگار عالمیان جهت ارشاد آن ها پیامبرانی را فرستاده تا آن ها را به سوی مقصد آفرینش هدایت کنند.
دوم: مراد اهل ایمان است که با پذیرش رهبری پیامبران خدا و ایمان به نبوت آن ها، راه اصلی زندگی حقیقی را پیدا نموده و در آن راه روشن و علامت گذاری شده وارد شده اند و در حال حرکت به سوی مقصد حیات هستند. اما در بین این گروه از انسان ها افرادی هم قرار دارند که ایمان آن ها در مراحل ابتدایی است و به مرحله کمال نرسیده است، اما مجموعاً از بعضی برکات همان ایمان مقدماتی و ظاهری هم بهره مند هستند.
همچنین در بین این گروه از انسان ها افرادی هم قرار دارند که ایمان آن ها ابتدایی و ضعیف و مجموعاً غیر حقیقی است و آثار ایمان حقیقی را ندارد. و عده ای هم به دروغ ادعای ایمان دارند و در اصل و حقیقتاً به دین خدا ایمان نیاورده اند، اما در جامعه دینی زندگی می کنند و از بعض مزایای جامعه دینی به ناحق بهره برداری می کنند.
سوم: احتمال سوم آن است که مراد – امام علیه السلام- از این کلمه، مسلمین حقیقی و اهل ایمان حقیقی باشد که از بین عموم انسان ها، آن ها با ایمان حقیقی به الله و ایمان به پیامبران او و ایمان به کتاب های آسمانی و ایمان به قیامت و دیگر حقایق برقرار در عالم به جاده اصلی حیات رسیده اند و در آن جاده آشکار و باصطلاح آن شاهراه روشن به سلوک خود ادامه می دهند و با پیامبران خدا -علیهم السلام- در طی جاده حیات حقیقی همراهی دارند.در ایمان این گروه از انسان ها و در عبودیت آن ها ناخالصی وجود ندارد و آن ها از همه مزایای تکریم خداوند درباره بندگانش از طریق نبوت بهره مند می شوند.
گروه اول قطعاً در این کلام موردنظر نمی توانند باشند چون در بین انسان ها، هم افراد صالح وجود دارند و هم افراد فاسد! طبعاً افراد فاسد مشمول تکریم خداوند از طریق نعمت «نبوت» قرار نگرفته اند. البته می شود گفت که عموم افراد انسانی از ناحیه خلقت و از نوع انسان بودن مورد نوعی تکریم قرار می گیرند. همچنان که خدای سبحان در کتاب آسمانی فرمود:
«وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلًا»﴿ الاسراء/آیه۷۰﴾
در این آیه کریمه تکریم خدای سبحان درباره «بنی آدم» از ناحیه خلقت او مورد نظر می باشد. اما اگر عده ای از انسانها به تکریم خدای سبحان از ناحیه «نبوت» بی اعتناء شدند و ملتزم به انجام فرمانهای پروردگارشان شدند و در مسیر عبادت شیطان به راه افتادند، ارزش های وجودی آنها در خلقت به عوامل فساد تبدیل خواهد شد، در نتیجه تکریم خداوند از ناحیه بعثت پیامبران و ارسال رسولان -سلام الله علیهم اجمعین- و فرستادن کتابهای آسمانی درباره آنها منتفی خواهد شد. پس نمیشود مراد امام -علیه السلام- در این کلام درباره موضوع تکریم انسانها از طریق نبوت عمومی ،کسانی باشند که بر حسب ظاهر به دین خدا ایمان آورده اند و اعضاء جامعه دینی محسوب می شوند.
با این توصیفات روشن می شود که مراد آن حضرت گروه سوم از گروههای فوق الذکر هستند.یعنی کسانی که به دین خدا ایمان آورده اند و در پناهگاه امن توحیدی وارد شده اند و به حقایق موجود و برقرار در عالم از جمله «نبوت» ایمان خالص و کامل دارند.
آن گروه از انسانها از برکات خدای سبحان و نعمت های او از جمله نعمت «نبوت» بهره مند می باشند و از ناحیه آن نعمت به جاده مقصد آفرینش و حیات انسانی وارد می شوند و از همین زندگی دنیا و قبل از رحلت خود در معرض نعمت های بی پایان خدای سبحان قرار می گیرند و در انتهای جاده حیات وارد بهشت جاویدان می شوند و به زندگی خود در جوار ملکوت خدای سبحان و در کنار پیامبران و شخصیت های قدسی در بهشت همسایه خواهند بود و رفاقت خواهند داشت . بطوریکه خدای سبحان در کتاب آسمانی فرمود:
- مراتب متعدد اکرام خداوند درباره انسانها با نبوت . یعنی : اکرام عموم اهل ایمان و در مرتبه برتر اکرام مؤمنان برتر در مقام عبودیت مثل اولیاء الله به معنای خاص و اهل اخلاص و اکرام شخصیت های قدسی و معلمان آسمانی.
- تعلیم قرآن از طرف خدای سبحان که باز مثل مطلب قبلی دارای مراتب متعددی است و درباره عموم اهل ایمان قرار دارد. و درباره شخصیت های قدسی در نوعی برتر و متفاوت با عموم اهل ایمان قرار دارد.
- معنی «فقاهت در دین» که آن هم دارای مراتبی است و شخصیت های قدسی در آن زمینه هم در مراتب خاصی قرار دارند نسبت به عموم اهل ایمان، حتی خواص آنها. و توضیح مختصر لازم برای این موضوع در ادامه این مطالب خواهد آمد. ان شاء الله تعالی.
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم_الرَّحْمَنُ _ عَلَّمَ الْقُرْآنَ _ خَلَقَ الإنْسَانَ _ علَّمَهُ الْبَیَانَ »(الرحمن-آیات۱تا۴)در این آیات کریمه «تعلیم قرآن» به خدای سبحان نسبت داده شده و این موضوع در کنار «خلقت انسان» و قبل از آن ذکر شده است. تعلیم قرآن در این آیات ظاهراً غیر از موضوع «نزول» آن است و معنای دیگری از آن مورد نظر می باشد، و می شود مراد از آن «خلقت روح انسان متناسب با قرآن» یا متمایل به آن باشد، یعنی خدای سبحان خواصی در روح انسان بلحاظ خلقت قرار داده است ک تناسبی با علوم به کار رفته در قرآن مجید دارد ، و مراد از آن فطرت توحیدی در انسان است و یا شبیه به آن . یعنی : مطالب و آموشهای کتاب آسمانی و قرآن مجید ، با کتاب تکوین هماهنگ است و آموزشها و احکام کتاب آسمانی متناسب با فطریات انسان است.
این موضوع شباهتی یا ارتباطی هم پیدا می کند با آیه دوم سوره مبارکه جمعه بطوریکه فرمود:
«هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يتْلُو عَلَيهِمْ آياتِهِ وَيزَكِّيهِمْ وَيعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ – وَآخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يلْحَقُوا بِهِمْ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ» (الجمعة/۲-۳) یعنی : اوست آنکه در بین تعلیم نیافته ها رسولی از بین خودشان مبعوث فرمود که آیات او را بر آنها تلاوت می کند و آنها را رشد روحی می دهد[یا پاکیزه شان می گرداند] و به آنها کتاب و حکمت یاد می دهد و آنان قبلاً در ضلالت[وگمراهی] آشکاری بودند.
قابل توجه است که در این آیه کریمه از یک نظر دو نوع رفتار و فعالیت به رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- نسبت داده شده ، بلکه چهار نوع فعالیت_ در صورت تفکیک کامل _ و آنها عبارتند از:
۱ – تلاوت آیات قرآن و یاد دادن آنها به مردم
۲ – تزکیه انسانها
۳ – آموزش کتاب
۴ – آموزش حکمت
در این آیه کریمه مراد از موضوع تلاوت آیات قرآن بر مردم و یاد دادن الفاظ آیات به آنها، همان تعلیم کتاب و حکمت نمی تواند باشد، یعنی تلاوت آیات خداوند یک موضوع است و تعلیم (آموزش) کتاب و آموزش حکمت موضوع دیگری است. چون اگر مراد یاد دادن الفاظ آیات بود، طبعاً آن مقصود با تلاوت آیات تحقق پیدا می کردو نیازی به ذکر مجدد موضوع با عبارت «یعلمهم الکتاب و الحکمة» نبود، همچنانکه در آن صورت نیازی به ذکر عبارت «یزکیهم» هم نبود، چون تزکیه انسانها هم با تلاوت آیات قرآن تحقق پیدا می کرد. پس در حقیقت پیامبر خدا -صلی الله علیه و آله وسلم- هم آیات خدا را بر مردم تلاوت می کرد یعنی : پی در پی بر آنها می خواند و الفاظ آیات را با تلاوت آنها به مردم یاد می داد و هم مؤظف به تزکیه آنها و تعلیم کتاب و حکمت برای آنها بود. باز لازم به تذکر است که مراد از کلمه «کتاب» در این آیه کریمه ، نوعی از معانی قرآن است و مراد از «حکمت» نوع دیگری از معانی است.
علت اصلی یا یکی از علل اصلی تاثیر آیات قرآن مجید در برنامه تعلیمی رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- نسبت به مردم و عدم تاثیر آموزشهای معلمان عادی و یا تأثیر اندک و خفیف آن آموزشها در نوع آن آموزش هاست. بطوریکه آموزش رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- و امامان اهل البیت آموزش حقیقی کامل است و آموزش معلمان عادی عمدتاً یاد دادن الفاظ آیات قرآن است و این نوع تعلیم تفاوتهای اساسی با یکدیگر دارند . نحوه یاد دادن (تعلیم) رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- مبتنی بر علم نبوت و جاذبه های اخلاقی و شخصیتی خاص آن حضرت بود، اما آموزش های معلمان عادی بشر فاقد عوامل آن نوع تأثیر می باشد.
نکته دیگر اینکه : در جریان تعلیم (آموزش) انسانها از ناحیه پیامبر خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- تأثیر اصلی و حقیقی از تطابق روش تعلیم او با تعلیم خداوند و سازگاری آن دو نوع تعلیم حاصل می شود ، اما در نوع دیگر یعنی تعلیم معلمان عادی بشری این نوع امکان و در آن حد وجود ندارد و قدرت تأثیر آموزش متناسب با علم عادی و قدرت عادی معلمان می باشد و علم و رفتارهای معلمان عادی هر مقدار به علم و شخصیت اخلاقی پیامبر خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- نزدیکتر شود ، تأثیر آموزش های آنها هم بیشتر خواهد بود.
قابل تذکر است که روش آموزشی امامان اهل البیت-علیهم السلام- و میزان تأثیر آنها در انسانها هم مطابق روش رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- می باشد.