کلام ایام تاریخی – ۶۳۷، نهضت مقدس حسینی – علیه السلام – تجلی بی پایان عظمت و ارزش های دین خدا

بخش بیست و هفتم*
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ*
کلیات*
- نعمت های برتر خداوند برای انسان ها در کلام امام حسین (علیه السلام)
- آیا شکر برای نعمت های خداوند یک عمل عبادی است یا یک نعمت از طرف پروردگار عالمیان.
- ارتباط عبادتی به نام شکر پروردگار عالمیان و افعال بندگان
- در عبادتی به نام شکر علاوه بر رفتار و عمل بندگان، احتیاج به عنایتی از طرف خداوند وجود دارد.
- آیا هدایت انسان به اعمال خود او ارتباط دارد، یا فعلی است از طرف خدای سبحان؟
- آیا انسان صاحب مشیتی هست یا افعال او تماماً افعال خداوند است؟
- مشیت انسان و مشیت خداوند در افعال او
- ارتباط مشیت خداوند با مشیت انسان در افعال عبادی آن ها
- انتساب فعل با خدای سبحان معنای خاص قرآنی دارد و از نوع انتساب فعل به بنده ها نمی باشد
- انسان ها در اراده و افعال خود استقلالی ندارند و اراده و افعال آن ها تحت حکومت اراده و مشیت خدای سبحان قرار دارد.
- خداوند «فاعل فاعل» پدیده ها است نه فاعل ظاهری آن ها
- تأثیر مشیت خداوند در مشیت و فعل بندگان
- آیا مشیت خداوند به مشیت عبد تعلق می یابد یا به فعل عبد بطور استقلالی
- فعل بنده جبری نیست و از طرف دیگر مشیت او جنبه استقلالی هم ندارد.
- فاعلیت پروردگار عالمیان نوع خاصی از فاعلیت هست و معنای خاصی دارد، غیر از معنایی که بین عامه مردم متداول هست
- آیا در کلام خداوند مشیت انسان ها نفی شده است؟
- سه نوع رفتار عبادی صادر شده از حضرت سید الشهداء امام حسین -علیه السلام- در خطابه شریف او
- نعمت های مذکور در کلام امام حسین -علیه السلام- و نعمت در خواست شده از خداوند در همان کلام
- علت اینکه امام -علیه السلام- حمد و شکر را به شخص خود نسبت داد اما در کلام خود درباره تأخیر در جنگ به خود و همراهان خود؟
- نعمت های پروردگار عالمیان وسیع تر و بیشتر از آن مواردی است که در عرف مردم، نعمت محسوب می شوند.
- سرور و خوشحالی اصحاب حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) جهت توفیق حضور در آن جنگ نا برابر.
- پاداش خداوند برای صابران در مصیبت ها و بلاها
* * * * * * * * * * * *
بخش اول خطابه شریف حضرت سیدالشهداء امام حسین -سلام الله علیه- در غروب روز تاسوعا که در اجتماعی از یاران و همراهان از آن وجود مبارک صادر شد، در مقالات قبلی مورد بحث و توضیح و تفسیر قرار گرفت. امام -علیه السلام- در انتهای آن بخش از خطابه از خدای سبحان -عزّ و جلّ- در خواستی نموده و کلام خود را با آن در خواست و دعا همراه کرده و آن دعا و درخواست، شکر درباره نعمت های پروردگار عالمیان است. و ما در این نوشتار به ذکر و بیان چند نکته درباره کلام مورد نظر می پردازیم:
یکم: امام -علیه السلام- کلام شریف خود را با ثنا و حمد پروردگار عالمیان آغاز کرده و علاوه بر اصل «حمد» که لازم است در همه حالات زندگی انسان انجام بگیرد، متذکر نعمت های عظیم پروردگار عالمیان شده چه برای اهل ایمان و چه برای اهل بیت عصمت و طهارت -سلام الله علیهم- بطور خاص و در مرتبه ای متعالی و فوق عادی.
امام -علیه السلام- در آن بخش از کلام شریف خطاب به خدای سبحان عرض می کند:
«فَاجْعَلْنَا مِنْ الشاکرین» یعنی: پروردگارا ما را از شاکران قرار بده. قابل تذکر است که امام -علیه السلام- بعد از ذکر نعمت هایی در کلام خود متذکر «شکر» پروردگار عالمیان شده و آن نعمت های متعالی و برتر عبارتند از:
- تکریم انسان ها با نبوت
- تکریم خاص اهل بیت عصمت و طهارت -علیهم السلام- با نبوت
- تعلیم قرآن به معنایی که قبلاً بیان شد.
- اعطاء فهم عمیق و کامل (فقه) در معارف دین خدا
- قرار دادن «اسماع» و «ابصار» و «افئده» در اهل ایمان و به معنی خاص در شخصیت های قدسی از اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) امام -علیه السلام- بعد از بیان آن نعمت ها از پروردگار عالمیان در خواست می نماید که آن ها را از شاکران قرار دهد. یعنی شکر در برابر نعمت های خدای سبحان را از او می خواهد! و این نکته قابل توجه دقیق و عمیق است.
توضیح اینکه «شکر» برای نعمت های پروردگار عالمیان یک رفتار عبادی است و بنده ها موظف به شکر در مقابل نعمت های خدای سبحان هستند، اما در این کلام از خدا خواسته شده که بندگان را از شاکران قرار بدهد.
در توضیح بیشتر مطلب عرض می کنیم که در اخلاق دینی رفتاری به نام شکر ارتباطی با انسان ها دارد و آن ها بطور مکرر و در موارد زیادی از آیات قرآن موظف به شکر در برابر نعمت های خداوند شده اند از جمله در آیات کریمه ذیل:
۱- «فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُوا لِي وَلَا تَكْفُرُونِ»﴿البقره/ آیه ۱۵۲﴾
۲- «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَاشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ»﴿البقره/ آیه ۱۷۲﴾
۳- «فَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلَالًا طَيِّبًا وَاشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ»﴿النحل/ آیه۱۱۴﴾
۴- «فَابْتَغُوا عِنْدَ اللَّهِ الرِّزْقَ وَاعْبُدُوهُ وَاشْكُرُوا لَهُ»﴿العنکبوت/ آیه۱۷﴾
در آیات کریمه فوق و آیات فراوان دیگر به عنوان یک عمل عبادی مستمر به انسان ها دستور داده شده که برای الله شکر کنند و شاکران مورد تکریم و تجلیل قرار گرفته اند.
اما اهمیت و عظمت عبادتی به نام «شکر» در حدیاست که امام -علیه السلام- در کلام شریف خود، از پروردگار عالمیان در خواست می کند که آن ها را از شاکران قرار دهد، یعنی توفیق این عبادت عظیم را از خدا در خواست می کند.
دوم: در این بخش از کلام مبارک بر می آید که غیر از رفتار و عمل عبادی بندگان، برای توفیق در عمل احتیاج به عنایاتی از خدای -عزّ و جلّ- وجود دارد و جهت دریافت عنایات او لازم است انسان ها دعا کنند. یعنی صِرف اراده بنده و تصمیم و رفتار او و حصول اسباب و مقدمات عمل، برای انجام و تحقق آن کافی نیست بلکه احتیاج به عطایا و توفیقات خدای سبحان وجود دارد.
این مطلب -مورد بحث- با آیه کریمه ذیل در قرآن مشابهتی دارد. خدای سبحان فرمود:
«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمَانِهِمْ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ »﴿یونس /آیه۹﴾ یعنی: کسانی که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند پروردگارشان آن ها را از ناحیه ایمانشان [و به سبب همان ایمانشان] هدایت می کند و آن ها در باغ های بهشتی پر نعمت خواهند بود که نهرهایی در قصرهای آن ها جریان دارد.
این نکته که ذکر شد و استشهاد به آیه کریمه فوق و توجه به ارتباط آن با آیات دیگری از قرآن مجید شبهه ای را که گروهی از مسلمین به وجود آورده اند، برطرف می کند. منظور شبهه ای که به «افعال خدای سبحان» و ارتباط آن افعال با افعال اختیاری انسان ها دارد، توضیح مختصر اینکه:
عده ای از پیروان دین توحیدی، مشیت و اراده و نقش انسان ها را در امر هدایت خودشان به طور کلی نفی می کنند و اعمال انسان -و باصطلاح سرنوشت او را به طور کلی به اراده و مشیت خدای سبحان- عزّ و جلّ- نسبت می دهند! و در این انتساب فعل بر خداوند دانسته یا ندانسته، و غفلتاً پروردگار عالمیان و افعال او را به مخلوقات او تشبیه می کنند و در نتیجه در ورطه نوعی جبر گرایی سقوط می کنند.
منظور این است که انتساب یک فعل و به طور کلی افعال مخلوقات و افعال اختیاری انسان ها به ذات قدوس الله، معنای خاصی دارد و نباید این انتساب را مثل انتساب فعل به انسان ها در نظر گرفت. توضیح بیشتر اینکه افعال انسان ها یعنی افعال اختیاری آن ها یک انتساب به خود آن ها دارد به معنای متداول بین عامه انسان ها و یک انتساب به خدای سبحان و این دو نوع انتساب مثل همدیگر نیستند. یعنی انتساب فعل به انسان و دیگر موجودات یک معنی دارد و انتساب همان فعل به خدای سبحان معنای دیگری. و خدای سبحان فاعلی در ردیف مخلوقاتش نیست؛ بلکه او «فاعل فاعل» افعال انسان ها است و فاعلیت -به معنی خاص موردنظر را- خود او به انسان ها عطاء می کند و هر وقت بخواهد آن را از انسان ها و دیگر مخلوقات می گیرد و قدرت فاعلیت آن ها از بین می رود. یعنی اینکه انسان ها و دیگر موجودات در اراده و افعال خود استقلالی ندارند و اراده و مشیت آن ها تحت حکومت اراده و مشیت خدای سبحان قرار دارد.
به آیه کریمه ذیل و تفسیر و توضیح آن اشاره ای می نماییم و بحث تفصیلی و استدلالی در این زمینه را به فرصت مناسبی موکول می کنیم: خدای سبحان در قرآن کریم می فرماید:
«وَ ما تَشاؤُنَ إِلاَّ أَنْ يَشاءَ اللهُ رَبُّ الْعالَمينَ»﴿التکویر /آیه۲۹﴾
عدم توجه دقیق به آیه کریمه فوق و استفاده جاهلانه از آن منشأ پیدایش عقیده سخیف و جاهلانه ای شده و آن عقیده به نوعی «جبر» است و یا به بیان دیگر جبر گراها برای اثبات عقاید خودشان این آیه و آیات مشابه آن ها را مورد استفاده نادرستی قرار داده اند.
آیه کریمه مورد استشهاد اصل مشیت انسان ها را نفی نفرموده و آن چه را نفی فرمود، «مشیت استقلالی» است در مقابل مشیت خدای سبحان کتاب خود می فرماید:
«وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا »﴿الانسان آیه ۳۰﴾
این آیه کریمه نظیر آیه سوره مبارکه «تکویر» است که قبلاً ذکر شد. علامه طباطبایی -رضوان الله تعالی علیه- در تفسیر آیه کریمه فوق، مطلبی آورده است که خلاصه و حاصل آن به صورت ذیل است:
در این آیه استثنایی نسبت به آیه قبل وجود دارد که از آن حاصل می شود که مشیت بنده متوقف به مشیت خداوند است و مشیت خدای تعالی تأثیری در مشیت و فعل بنده دارد از طریق تعلیق آن به مشیت بنده. مشیت خدا به مشیت عبد تعلق می یابد و نه به فعل عبد به طور استقلالی و اینکه فعل بنده جبری نمی باشد و از طرف دیگر مشیت و فعل بنده هم صورت استقلالی ندارد یعنی بنده نمی تواند مشیت استقلالی داشته به طوری که بتواند فعلی را انجام دهد چه خداوند خواسته باشد و چه نخواسته باشد. یعنی بنده مشیت و فعل استقلالی ندارد و مشیت او محدود به مشیت خدای تعالی است.(۱) سرانجام اینکه در آیه کریمه محل بحث و امثال آن مشیت استقلالی از بنده نفی شده، نه مشیت بطور کلی و کامل. و اینکه عبد مشیتی دارد وابسته به مشیت خداوند و در محدوده آن مشیت.
باز متذکر می شویم که در هدایت بنده و مشیت و افعال او، مشیت خدای سبحان -عزّ و جلّ- اثر و دخالت دارد و اینکه فاعلیت الله- نوع خاصی از فاعلیت است و نه به معنی عرفی و آنچه در بین عامه مردم وجود دارد و نباید فعل خدا را به فعل مخلوق او تشبیه کرد.
امام -علیه السلام- در کلام شریف خود اشاره ای نموده به اینکه توفیق شکر در برابر نعمت های خداوند را لازم است از خود آن ذات قدوس در خواست نمود، علاوه بر وظایف و افعالی که بنده ملتزم به انجام آن ها می باشد.
سوم: امام -علیه السلام- در کلام خود ذات قدوس الله را «ثنا» گفته و «حمد» برای او را به جا آورده و بعد از اشاره به نعمت هایی از طرف او، در خواست توفیق شکر از او نموده. یعنی سه نوع رفتار عبادی درباره پروردگار عالمیان انجام داده، یکی ثنا و حمد برای او، دوم ذکر بعضی از نعمت های او و سوم دعا و درخواستی از او که افراد مورد نظر از انسان ها را از شاکران قرار دهد.
امام -علیه السلام- علاوه بر ذکر نعمت هایی که از پروردگارش عطاء شده، نعمت دیگری را از او درخواست می کند و آن نعمت عبارت است از شکر برای پروردگار عالمیان و اینکه این نعمت مورد نظر هم لازم است از طرف او عطاء شود. یعنی رفتار آن حضرت و دیگر اهل ایمان درباره شکر پروردگارشان به تنهایی نیاز بنده را برطرف نمی کند، بلکه در همین نوع رفتار و در همین عبادت نیز نیاز به عنایات و عطایای پروردگار عالمیان وجود دارد و بلکه در اصل فعل او سبب تحقق آن نعمت و استمرار آن و توفیق بنده درباره آن می شود، و فعل بنده هم، اثر و نتیجه فعل پروردگارش خواهد بود.
در کلام امام -علیه السلام- فعل حمد با واژه «متکلم وحده» به کار رفته (احمدک) اگر چه در کلام مربوط به درخواست «مهلت یک شبه» برای شروع جنگ، عبادات در آن شب به خود شخص او و همراهان نسبت داده ش به طوری که:
«لَعْناً نصلی لِرَبِّنَا اللیله وَ نَدْعُوَهُ وَ نَسْتَغْفِرُهُ» یعنی: تا امشب برای پروردگارمان نماز بخوانیم و دعا کنیم و استغفار به جای بیاوریم.
از اینکه امام -علیه السلام- درباره حمد این واژه را به کار برد یعنی «احمدک» بر می آید که «حمد» در مقام رفیع خاص می تواند باشد و مراد باشه که از اولیاء خاص پروردگار عالمیان و صاحبان مقام عصمت و نبوت و رسالت و امامت صادر می شود و البته این مطلب منافاتی ندارد با اینکه همان رفتار سطحی دیگر و مرتبه دیگری از پیروان و پرورش یافته های آن ها صادر شود.
این موضوع درباره تمام نعمت های مذکور در این کلام صدق می کند، همانطور که در مباحث قبلی همین موضوع مورد اشاره ای قرار گرفت. یعنی توفیق شکر در برابر نعمت های پروردگار عالمیان نعمتی است از طرف او به بندگان، همچنان که تکریم آن ها با «نبوت» و «تعلیم قرآن» از طرف او نعمتی است عظیم که به بندگان عطاء می شود.
چهارم: از کلام شریف امام -علیه السلام- در همین بخشی که محل بحث قرار دارد روشن می شود که لازمه بهره مندی از نعمت ها «حمد» برای افعال او و «شکر» مقابل نعمت های اوست و اینکه نعمت های پروردگار عالمیان وسیع تر و بیشتر از آن مواردی است که در عرف عامه مردم، نعمت محسوب می شوند و البته در اصل هم نعمت های خداوند بالاتر از حد شمارش و محاسبه عادی بین انسان می باشند، به طوری که خدای سبحان در کتاب آسمانی فرمود:
«وَآتَاكُمْ مِنْ كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ »﴿ابراهیم / آیه۳۴﴾ یعنی: از هر چه از او در خواست کردید، به شما عطاء کرد، و اگر [بخواهید] نعمت های او را بشمارید، قادر بر این نخواهید بود.
مراد این است که نعمت های پروردگار عالمیان به انسان ها در مجموع نامحدود است و فوق حد محاسبه و شناسایی. البته در عرف عامه انسان ها فقط تعداد اندکی از نعمت ها مورد توجه قرار می گیرد و نعمت محسوب می شود.
جالب توجه است که امام -علیه السلام- و یاران و همراهان او در وضعیتی قرار داشتند که جهت دفاع از صورت حقیقی دین خدا و هدایت انسان ها به طرف راه های حقیقی زندگی و مقصد اصلی آفرینش گرفتار مشقت ها و سختی ها و درد و رنج های فراوانی شده اند تا حدی که لازم شده با یک سپاه سی هزار نفری و با یک حکومت دارای قدرت نظامی عظیم بجنگند و کشته شدن تمام مردان در آن گروه قطعی است و تعداد آن ها حدود یکصد نفر می باشد، یعنی جنگ و برخورد نظامی یکصد نفر با سی هزار نفر. اما آن ها جهت حضور خود در چنین موقعیتی خدا را شکر می کنند و قرار گرفتن در آن موقعیت را نعمتی از طرف خدای سبحان تلقی می کنند.
پس لازم است انسان ها درباره بلاها و گرفتاری هایی که در راه خدا و حمایت از دین خدا به آن ها می رسد، دیدگاهی علاوه بر آنچه در عرف عموم انسان ها برقرار است، پیدا کنند و این نوع بلاها را لازم است نعمت خدا تلقی کنند، و اینکه خدای سبحان برای تحمل بلاها و سختی ها در این زمینه و در صورت صبر بندگان پاداش عظیمی به آن ها عطاء خواهد کرد. چه در عالم دنیا و زندگی برقرار فعلی و چه در آخرت و نظام زندگی اخروی و البته پاداش اخروی بسیار عظیم تر و مطلوب تر خواهد بود و صورت استمراری پیدا خواهد کرد.
باز لازم به تذکر است که بلاها و گرفتاری ها و مشقت ها در صورتی نعمت خواهند بود که انسان در مسیر معین شده از طرف خداوند و با ارشاد و راهنمایی سفیران او در عالم دنیا مسیر زندگی را طی کند و در جاده حقیقی و علامت گذاری شده از طرف خدای سبحان و همراه سفیران او حرکت کند، اما در مسیر نادرست و در بیراهه ها، گرفتاری ها عامل درد و رنج و مشقت های زیاد خواهد شد و آن درد و رنج ها به تدریج وسعت و شدت خواهد یافت، به طوری که میزان و مدت و زمان آن نوع گرفتاری ها هم فوق حد محاسبه می باشد، همچنان که فواید و لذت های ناشی از سیر در راه خدا و پاداش های عظیم او به اهل ایمان هم فوق حد محاسبه و شناسایی کامل در عالم دنیا می باشد و ارزش های کامل و حقیقی آن ها عمدتاً در عالم بعدی یعنی عالم آخرت آشکار خواهد شد.
الیاس کلانتری
۰۶/۰۷/ ۱۴۰۴
پاورقی:
۱-المیزان فی تفسیر القرآن، علامه طباطبایی، تفسیر سوره انسان آیه۳۰