کلام ایام تاریخی – ۶۴۳، روزهای تاریخی و پر فضیلت ماه ربیع الاول

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ*

میلاد  کریم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)

و ولادت امام صادق (علیه السلام)

بخش پنجم*

*کلیات*

  • مکتوب بودن رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم- در تورات و انجیل.
  • اهل کتاب قبل از ظهور و بعثت رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- او را می شناختند.
  • یهود پیامبران فرستاده شده بسوی خودشان را هم در حد امکان اذیت می کردند.
  • سبب اصلی عدم ایمان گروهایی از یهودیان به پیامبر خاتم(صلی الله علیه و آله و سلم) و مخالفت با آن حضرت.
  • علم به حقایق اشیاء از جمله به اوصاف و رفتار های انسانها محدود به ملت و گروه خاصی از آنها نمی شود.
  • کشفیات علمی دانشمندان درباره علم طب٬ اختصاص به مردم یک کشور و افراد یک ملت ندارد.
  • پیامبران خدا -علیهم السلام- علم عطا شده به انسانها را از پروردگار عالمیان دریافت و به انسانها عرضه می کنند.
  • لازم است بهره برداری از علم به حقایق اشیاء از جمله  علم به اوصاف و رفتارهای انسانها بین آنها عمومیت پیدا کند.
  • علومی که جنبه جهانی پیدا می کند و از حصار یک زمان و یک منطقه فراتر می رود.
  • آموزش های آسمانی با عظمت تر از آن است که در محدوده های مرز های جغرافیایی یک منطقه محبوس شود.
  • آیا حضرت عیسی -علیه السلام- یک پیامبر اروپائی بود؟
  • آیا درست است که به ملل غربی گفته شود: چرا شما از یک پیامبر شرقی پیروی می کنید؟
  • اگر پیامبری بنام «زرتشت» وجود داشته و دین  آسمانی داشته قطعاً باید مورد احترام قرار بگیرد.
  • در قرآن مجید ایمان به پیامبران قبلی و تکریم آنها جزو اوصاف مؤمنان حقیقی شمرده شده است.
  • عدم ایمان بعضی از علمای پیرو شریعت های قبلی جنبه علمی و عقیدتی ندارد.
  • استدلال  به کار رفته در قرآن در تخطئه رفتار علمای یهود درباره پیامبر خاتم(صلی الله علیه و آله و سلم).
  • عدم ایمان قوم یهود به کتاب نازل شده بسوی خودشان.
  • عامل اصلی عدم ایمان یهودیان به پیامبران و تکذیب یا کشتن آنها.
  • یهود ساکن اطراف شهر یثرب (مدینه) انتظار ظهور پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) را می کشیدند.
  • استفتاح یهودیان با مشرکان جزیرة العرب درباره ظهور پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم).
  • مخالفت یهود و مشرکان با پیامبران خدا -علیهم السلام- هنوز و در زمان ما هم ادامه دارد.
  • راه انسانها بالخصوص دانشمندان آنها راهی است با شکوه و روشن و نورانی و دارای قداستها و ارزش های معنوی.
  • علم عادی متداول بین انسانها علم آمیخته به جهل است.
  • علم وحی مشتمل بر حقایق خالص در شناسائی مخلوقات خداوند بالخصوص انسانها می باشد.
  • انسانها در شاهراه باشکوه و هموار و روشن زندگی وحیانی با شخصیت های عظیم قدسی یعنی پیامبران خدا همسفر و همراه هستند.

* * * * * * * * * *

    در بیان اوصاف شریف رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – در آیات قرآن کریم وارد بحثی در موضوع مکتوب بودن آن حضرت در تورات و انجیل شدیم. لازم به ذکر است که ذکر نام رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم –   و او صاف شریف آن حضرت اختصاصی به تورات و انجیل و آموزش های حضرت موسی و حضرت عیسی – علیهما السلام – ندارد و بلکه دیگر پیامبران هم آن وجود مبارک قدسی را به امت های خود معرف نمودند و اما تورات و انجیل بعنوان مصادیق برتر و آشکارتر از بین کتابهای آسمانی، در آیات مورد بحث در این مقالات ذکر شده است.

در هر صورت طبق آیاتی از قرآن کریم، موضوع ظهور پیامبر خاتم – صلی الله علیه و آله و سلم – در کتابهای آسمانی و در آموزش های پیامبران قبلی، موضوعی آشکار و شناخته شده بود بطوریکه خدای سبحان فرمود:

«الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَإِنَّ فَرِيقًا مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ» (البقره آیه ۱۴۶) یعنی:‌کسانیکه به آنها کتاب [آسمانی] دادیم و پیامبر خاتم – صلی الله علیه و آله و سلم – را می شناختند، همچنانکه فرزندان خود را می شناختنند و اما گروهی از آنان حق را می پوشانند [و منکر می شوند]، در حالیکه خودشان می دانند.

یعنی ایمان نیاوردن عده ای از اهل کتاب به پیامبر خاتم – صلی الله علیه و آله و سلم – و کتاب آسمانی همراه او یعنی قرآن مجید جنبه علمی و عقیدتی ندارد و از ناحیه جهل به اصل موضع نیست، بلکه از روی عناد با حق و نافرمانی نسبت به خداوند و پیامبران خدا و پیروی از هواهای نفسانی خودشان بوده و همچنین ایمان آوردن عده ای از آنها از ناحیه ایمان به الله و پیامبران او و اطاعت از آنها می باشد.

     این گروه از اهل کتاب عمدتاً یهود در زمان حیات حضرت موسی و حضرت عیسی – علیهما السلام – هم تا می توانند برای پیامبر فرستاده شده بسوی خودشان یعنی حضرت موسی و بعد از آن حضرت عیسی هم مزاحمتهای زیادی به وجود آوردند  و از دستورات آنها سرپیچی کردند و آنها و کتاب آسمانی نازل شده به آنها را تکذیب نمودند.

    اما علم به حقایق اشیاء از جمله به اوصاف و رفتارهای انسانها محدود به آنها نمی شود. آیا صفات ذاتی و فطری انسانها در مناطق مختلف زمین با مناطق دیگر متفاوت است؟ آیا می شود گفت که کشفیات علمی دانشمندان درباره «علم طب» اختصاص به مردم یک کشور و افراد یک ملت دارد؟ یعنی اگر داروئی و روش معالجه ای از ناحیه فعالیت علمی و تحقیقات یک پزشک کشف و آشکار شده فقط درباره اهل کشوری مو‌ثر خواهد بود که آن پزشک اهل آن کشور است؟

    این نوع دیدگاه در بین گروهی جاهل امکان دارد پیدا شود یا مورد عمل قرار بگیرد. اما علم به حقیقت اشیاء و خواص موجودات که در خلقت آنها به کار رفته است، در بین انسانها عمومیت دارد و بهره برداری از آن باید در سطح عالم و همه انسانها عمومیت پیدا کند.

    پیامبران خدا – علیهم السلام – علم عطا شده به انسانها را که از پروردگار عالمیان دریافت کرده اند به انسانها عرضه می کنند و انسانهائی که قوه عقل خود را در زندگی خود به کار می برند، آن علم را از طریق پیامبران خدا – علیهم السلام – دریافت می کنند و مطابق آن علم، رفتار می کنند و از آن علم بهره مند می شوند. اما افراد جاهلی هم بین انسانها هستند که راه خدا را سدّ می کنند و مانع توجه دیگران به علم نازل شده از طرف پروردگار عالمیان به انسانها می شوند.

    ما قبلا در بخش پرسش و پاسخ مقاله کوتاهی را در پاسخ به سؤالی نوشته ایم و مناسبت دارد آن مقاله کوتاه در همین جا ذکر شود. سوال مورد نظر بصورت ذیل بود:

۲۰- برای ما به عنوان یک ایرانی پیامبر ایرانی بهتر است یا پیامبر عرب؟

    پاسخ :بعضی از پدیده‌ها و علوم و حقایق جنبه جهانی پیدا می‌کند و از حصار یک زمان و یک منطقه فراتر می‌رود، اغلب فرآورده‌های علمی از این‌گونه است. مثلا فرآورده‌های علم طب وقتی برای پزشکان و انسان‌های مورد معالجه پزشکان شناخته شده است در سطح جهانی و از طرف انسان‌ها در جوامع مختلف مورد استفاده قرار می‌گیرد. چه این علم از مطالعات و تحقیقات پایه گذار علم طب یعنی بقراط حکیم که دو هزار و چند سال پیش زندگی می‌کرده بدست آمده باشد، چه اطبای زمان ما، چه در یونان قبل از میلاد مسیح، چه در ایران چه در مصر یا هندوستان یا اروپا و یا هر جای دیگر عالم. آیا ما به عنوان یک ایرانی از فرآورده‌های علم طب که از دانشمندان امروز اروپا بدست آمده استفاده نمی‌کنیم و آیا درست است که ما مثلا از قانون پاستوریزه کردن برخی مواد غذایی استفاده نکنیم، به بهانه اینکه یک ایرانی هستیم و طبیب ایرانی برای ما بهتر است و این کار حاصل تحقیقات یک دانشمند اروپایی است؟ آیا اروپایی‌ها از کتاب های طب ابو علی سینا به‌عنوان یک طبیب ایرانی استفاده نمی‌کنند؟ اگر ما بخواهیم از این نظریه که در این سؤال مطرح شده، پیروی کنیم باید فرآورده‌های علمی همه دانشمندان عالم را کنار بگذاریم و به علوم صرفاً ایرانی توجه ‌کنیم.

نبوت یعنی بهره بردن از علم خداوند که از طریق یک پیامبر به انسان‌ها عرضه می شود. این آموزش آسمانی با عظمت‌تر از آن است که در محدوده مرزهای جغرافیایی یک منطقه محبوس شود.

آیا ملت‌های اروپایی و آمریکایی مدعی پیروی از حضرت عیسی(علیه السلام) نمی‌باشند؟ آیا حضرت عیسی(علیه السلام) یک پیامبر اروپایی بود؟ او که در شرق و بیت‌المقدس بدنیا آمده و همان منطقه زیسته بود. آیا درست است که به ملل غربی گفته شود که چرا شما از یک پیامبر شرقی پیروی می‌کنید؟ اگر علمی را پیامبری از طرف خداوند آورده باشد، باید مورد بهره برداری قرار بگیرد، حال آن پیامبر در هر منطقه از زمین به دنیا آمده و زندگی کرده باشد فرقی نمی‌کند. مهم آن است که اثبات شود او پیامبر خداست و پیام خدا را به انسان‌ها عرضه می کند و همچنین این پیام‌ آسمانی به طور خالص و دست نخورده باقی مانده و با سخنان انسان‌ها آمیخته نشده است. باید به این سؤال کننده گفت که آن پیامبر ایرانی مورد نظر کیست که برای ما ایرانی‌ها بهتر است؟ اگر منظور زرتشت است که اصلاً او تاریخ مشخصی ندارد و معلوم نیست از کجا ظهور کرده و در چه تاریخی بوده و آموزش ها و احکام دینی او کدام است؟ اگر پیامبری به نام زرتشت بوده است و دینی آسمانی داشته قطعاً مورد احترام خواهد بود، اعم از این که ایرانی بوده باشد یا غیر ایرانی. اما بحث سر این است که هیچ دلیل قطعی بر نبوت او و اینکه او کتاب آسمانی داشته است وجود ندارد. از این مهم‌تر موضوع پیامبرانی است که تاریخ معینی داشته‌اند و نبوت آنها اثبات شده و آنها دارای  کتاب آسمانی بوده‌اند و آخرین کتاب آسمانی یعنی قرآن مجید، نبوت آن پیامبران و کتاب آسمانی آنها را به طور صریح تأیید کرده است. اما همان پیامبران پیروان خود را به پیروی از آخرین پیامبر خدا و تبعیت از احکام و معارف آخرین کتاب آسمانی توصیه کرده‌اند. با پیروی از آخرین پیامبر، موضوع نبوت پیامبران قبلی و علوم موجود در کتاب‌های آسمانی نفی نمی‌شود، بلکه هر یک از شریعت‌ها و کتاب‌های آسمانی کتابها و پیامبران قبلی را تصدیق کرده‌اند. قرآن مجید پیامبران قبلی و کتاب‌های آنها را تصدیق کرده و احترام به پیامبران و بهره‌برداری از علوم و سخنان آنها را توصیه کرده‌است. به عنوان نمونه در قرآن مجید از جمله اوصاف متقین ایمان به کتابهای آسمانی قبلی ذکر شده، بطوری که می‌فرماید:

کلام ایام- 336، ماه رمضان و جایگاه آن در فرهنگ قدسی
بخوانید

    «وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَآ أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَآ أُنْزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِالْأَخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ» (البقره آیه ۴) یعنی: و آنان که ایمان می آوردن به آنچه که بر تو نازل شده و آنچه که قبل از تو نازل شده و آنها نسبت به آخرت ایمان یقینی می آورند.

در این آیه از قرآن ایمان به آنچه به پیامبر آخری نازل شده و آنچه به پیامبران قبلی نازل شده از شرایط دینداری حقیقی معرفی شده است. اما بحث اصلی بر سر این موضوع مطرح می‌شود که انسان‌ها موظف به پیروی از سخنان خداوند می باشند، نه آنچه علمای دینی در ادیان مختلف و یا سایر مردم به نام دین و آموزش های دینی وارد دین کرده‌اند.

کتاب‌های آسمانی قبلی که نزول آنها از طرف خداوند قطعی بوده و مورد تأیید همگان می‌باشند، در معرض انواع تحریفات قرار گرفته‌اند و در آنها سخنان انسان‌ها با سخنان خداوند مخلوط شده و آنها سخنان خدا ـ بصورت کامل و دست نخورده ـ محسوب نمی‌شوند، حتی در نظر پیروان ادیان قبلی بخصوص دانشمندان آنها، تا چه رسد به کتابی که هیچ دلیل قابل قبولی برای آسمانی بودن آن و تاریخ آن وجود ندارد.

     عدم ایمان بعضی از علمای پیرو شریعت های قبلی به پیامبر خاتم – صلی الله علیه و آله و سلم – و آخرین کتاب آسمانی جنبه علمی و عقیدتی ندارد، بلکه آنها جهت اهداف دیگری از ایمان آوردن خود داری کردند و عامه مردم هم از آنها پیروی کردند، و آنها از پذیرفتن حکم خداوند و سفارشات و آموزشهای پیامبران مبعوث شده بسوی خودشان و کتاب آسمانی نازل شده برای خودشان هم استنکاف نمودند.

      موضوع ایمان عده ای از علمای مسیحی و خودداری علمای یهودی – جز قلیلی از آنها – به پیامبر خاتمٰ – صلی الله علیه و آله و سلم – و آخرین کتاب آسمانی و علل آن رفتارها در آیات متعددی از قرآن کریم ذکر شده است. بعنوان نمونه:

    ۱- «وَلَمَّا جَاءَهُمْ كِتَابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ وَكَانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ  فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكَافِرِينَ» (البقره آیه ۸۹) یعنی: وقتی کتابی از طرف الله بسوی آنها آمد که تصدیق کننده برای آنچه نزد آنها بود، و آنها قبلاً [در انتظار آن کتاب] نسبت به کافران پیروزی می جستند، اما وقتی بسوی آنها آمد آنچه را می شناختند، نسبت به آن کفر ورزیدند، پس لعنت خدا بر کافران باد.

    آیه کریمه رفتاری درباره اهل کتاب و عمدتاً یهودیان را مورد تخطئه قرار داده است، و اشاره ای دارد به موقعیت و عقاید و رفتارهای آنها که قبلاً به لحاظ عقایدشان و آموزشهای کتابهای آسمانی، انتظار ظهور پیامبر خاتم – صلی الله علیه و آله و سلم – و نزول کتاب آسمانی همراه او را داشتند و در مقابل کافران استفتاح می نمودند. استفتاح یعنی طلب فتح و جستجوی آن و خود را پیروز دانستن و در انتظار پیروزی خود بودن. اما وقتی آن پیامبر موعود مبعوث شد و آن کتاب آسمانی نازل شد، نسبت به آن کفر ورزیدند. پس مشمول لعنت خداوند قرار گرفتند و از رحمت او محروم شدند و فواید و منافع و برکات نازل شده از طرف خداوند را از دست دادند.

    ۲- «وَلَمَّا جَاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ نَبَذَ فَرِيقٌ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ كِتَابَ اللَّهِ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ كَأَنَّهُمْ لَا يَعْلَمُونَ» (البقره آیه ۱۰۱) یعنی:‌ وقتی رسولی از طرف خداوند بسوی آنها آمد که آنچه را نزد آنها بود تصدیق می کرد، گروهی از کسانیکه به آنها کتاب [آسمانی] داده شده بود [اهل کتاب]، کتاب خدا را به پشت سر خود انداختند، گوئی چیزی [درباره آن] نمی دانند.

   در این آیه کریمه هم رفتار گروههائی از اهل کتاب و عمدتاً یهود مورد تخطئه قرار گرفته و اشاره ای شده به اینکه آنها به کتابهای آسمانی نازل شده بسوی خودشان هم کفر ورزیدند. یعنی آن گروه از اهل کتاب که از ایمان آوردن به پیامبر خاتم حضرت محمد – صلی الله علیه و آله و سلم – خودداری کردند و نسبت به آن حضرت کفر ورزیدند، نسبت به پیامبران خودشان هم کفر ورزیدند و نسبت به آموزشهای کتاب آسمانی نازل شده بسوی خودشان هم بی اعتناء شدند مثل کسانیکه نمی دانستند. یعنی: آنها حقیقت امر را می دانستند و نسبت به آن علم کامل داشتند.

    ۳- «وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا نُؤْمِنُ بِمَا أُنْزِلَ عَلَيْنَا وَيَكْفُرُونَ بِمَا وَرَاءَهُ وَهُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقًا لِمَا مَعَهُمْ  قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنْبِيَاءَ اللَّهِ مِنْ قَبْلُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» (البقره آیه ۹۱) یعنی: و آنگاه که به آنها گفته شود ایمان بیاورید به آنچه خدا نازل کرد، می گویند: ما ایمان می آوریم به آنچه بر خودمان نازل شده و به غیر آن کفر می ورزند در حالیکه آن حق است و تصدیق کننده آنچه با آنها بود. بگو پس چرا پیش از این پیامبران خدا را می کشتید اگر مومن بودید؟

    این گروه از انسانها هواهای نفسانی خود را پیروی می کنند و با آنچه از طرف خداوند نازل شده مخالفت دارند، حال دستورات و احکام خداوند چه در کتابی باشد که بر آنها نازل شده و چه در کتاب دیگری که بعد از کتاب نازل شده توسط پیامبر دیگری به انسانها عرضه شده است.

    یهود مدعی پیروی از حضرت موسی – علیه السلام – و کتاب آسمانی نازل شده بر او یعنی تورات بودند، اما اکثر آنها در ادعای خود دروغ می گفتند و آنها پیرو حضرت موسی نبودند و به کتاب آسمانی نازل شده بر خودشان هم عمل نمی کردند و تا می توانستند حضرت موسی – علیه السلام – را اذیت کرذند و با دستورات او مخالفت نمودند. همچنانکه در آیه کریمه فوق الذکر به رفتارهای آنها اشاره ای شده است. باز خدای سبحان در این زمینه فرمود:

    ۴- «لَقَدْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَأَرْسَلْنَا إِلَيْهِمْ رُسُلًا ۖ كُلَّمَا جَاءَهُمْ رَسُولٌ بِمَا لَا تَهْوَىٰ أَنْفُسُهُمْ فَرِيقًا كَذَّبُوا وَفَرِيقًا يَقْتُلُونَ» (المائده آیه ۷۰) یعنی:‌ما از بنی اسرائیل پیمان محکمی گرفتیم و بسوی آنها پیامبرانی فرستادیم، [اما] هز زمان پیامبری چیزی بر خلاف هواهای نفسانی آنها می آورد، گروهی را تکذیب می کردند و گروهی را می کشتند.

    مخالفت با پیامبران خدا و اقدام به کشتن آنها از طرف یهود، رفتاری آشکار و شناخته شده بود. از جمله آنها مدتها برای کشتن حضرت عیسی – علیه السلام – فعالیت داشتند و حکومت روم را برای کشتن آن حضرت تحریک نمودند، اما موفق به کشتن او نشدند و در شبی تاریک در باغی که حضرت عیسی – علیه السلام –  احتمالاً پنهان شده بود، شخص دیگری را گرفتند و به دار کشیدند و تصور کردند که حضرت عیسی را کشته اند.

    یهود ساکن در اطراف شهر «یثرب» (مدینه) انتظار ظهور پیامبر خاتم – صلی الله علیه و آله و سلم – را داشتند و با مشرکان آن منطقه محاجّه می کردند و اظهار می کردند که بزودی پیامبری در آن منطقه ظهور خواهد کرد و آنها از او پیروی خواهند نمود و با مشرکان مقابله خواهند کرد. اما وقتی پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم – ظهور کرد،عده قلیلی از آنها به آن حضرت ایمان آوردند و اما اکثرشان به بهانه های مختلفی از ایمان به او و پیروی از او و ایمان به آخرین کتاب آسمانی خودداری کردند و حتی مخالفت های خود را آشکار نمودند و اقدام به جنگ با پیامبر خدا ٰ – صلی الله علیه و آله و سلم – نمودند و با مشرکان جزیرة العرب علیه آن حضرت همکاری کردند.

    مخالفت یهود و مشرکان با پیامبران خدا و کتابهای آسمانی و «آموزشهای وحیانی» هنوز هم در سطح جهان ادامه دارد و محدود به زمان خاص و منطقه خاصی نمی باشد. پس لازم است ریشه های عقیدتی و فکری آن مورد بررسی و تحقیق دانشمندان و انسان شناسان و مورخان و جامعه شناسان قرار بگیرد. لازم است اصل موضوع مخالفت با علم نازل شده از طرف خدای سبحان برای زندگی انسانها و نحوه آن مخالفت و انواع آن مورد شناسائی قرار بگیرد.

    انسانها در طول تاریخ حیات خود در روی زمین برای کشف رازهای علمی و شناسائی موجودات اعم از جمادات و نباتات و انسانها و روان انسانها زحمات زیادی را تحمل کرده اند و هزینه های زیادی پرداخته اند، حتی عده قابل توجهی از انسانها در راه کشف رازهای علمی و نشر آن جان خود را از دست داده اند.

    راه انسانها بالخصوص دانشمندان از بین آنها راهی است باشکوه و روشن و نورانی و دارای قداستها و ارزش های معنوی. اما علم متداول بین انسانها علم آمیخته با جهل است و انسانها لازم است بطور مستمر از میزان جهل ها بکاهند و علم مورد استفاده خود را خالص تر کنند. مقبول ترین دلیل برای آمیخته بودن علم رائج در بین انسانها با انواع جهل ها، آن است که این نوع علم متحول می باشد و رو به تکامل دارد و دائماً رازهای جدیدی در فضای آن کشف می شود.

    علم دیگری هم در دسترس انسانها قرار دارد که لازم است مورد توجه عمیقی قرار بگیرد و دانشمندان در عرصه های نورانی آن وارد شوند و رازهای جدیدی را در فضای آن کشف کنند و آن علمی است که پروردگار عالمیان برای زندگی حقیقی و مطلوب و توأم با آسایش و رفاه بسوی انسانها فرستاده است و آن عبارت است از «علم وحیانی» و آن علم خطابردار نیست و هیچ گونه آمیختگی با جهل ندارد و کمال آن از نوع دیگری است و علم عادی بشری هم جایگاه رفیعی در عرصه آن علم دارد. علم مورد نظر از طرف خدای سبحان به پیامبران وحی می شود و بطور مستقیم از طریق کتابهای آسمانی و سخنان و رفتارهای آن شخصیت های قدسی به انسانها عرضه می شود.

   علم وحی مشتمل بر حقایق خالص در شناسائی مخلوقات خداوند بالخصوص انسانها می باشد و راهی را برای انسانها هموار می کند که به مقصد حقیقی خلقت او منتهی می شود. انسانها در آن شاهراه باشکوه و هموار و روشن با شخصیت های عظیم قدسی یعنی پیامبران خدا همسفر و همراه هستند. شخصیت هائی که خدای سبحان آنها را برای هدایت انسانها در جاده حیات پرورش داده و همه فضائل انسانی را به آنها عطا کرده است و آنها «معلمان آسمانی» برای انسانها هستند.

الیاس کلانتری

۱۴۰۴/۷/۱۲

 

 

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن