کلام ایام تاریخی- ۶۴۷، روزهای تاریخی و پر فضیلت ماه ربیع الاول

بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ*
میلاد کریم رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم)
و ولادت امام صادق (علیه السلام)
بخش نهم*
کلیات*
- معیارها و اصول اخلاق دینی در اصل مطابق فطریات انسان ها معین شده است.
- فطریات انسان ها ثابت و تغییر ناپذیر است و از علم و قدرت نامحدود پروردگار عالمیان نشأت می گیرد.
- در انسان ها بطور فطری تمایلی به کمک به نیازمندان وجود دارد، این تمایل در جوامع مختلف با اشکال و صورت های مختلفی در رفتارهای انسان ها ظهور می یابد.
- پیامبران خدا -علیهم السلام- از ناحیه عمل به احکام اخلاقی و دیگر فضائل محبوبیت زیادی در بین مردم پیدا می کردند.
- محبوبیت پیامبران خدا -علیهم السلام- در قلوب انسان ها عامل و سبب قدرتمندی در جهت انجام احکام اخلاقی در بین انسان ها است.
- دو نوع تفاوت در بین احکام اخلاقی دینی با احکام عادی اجتماعی
- انسان ها از طریق علوم عادی قدرت شناسایی کامل وجود خود را به دست نمی آورند.
- انسان های زیادی در طول تاریخ حیات خود عملاً امکانات زندگی و دارایی ها و حتی حق حیات خود را برای شناسایی خود این موجود مصرف کرده اند.
- ظهور کمونیسم و در هم ریختن بناهای اخلاقی در بخش عظیمی از جهان در زمان اخیر
- اگر فرضاً در عالم علم و در فضای اخلاقی یک جامعه و یا در سطح جهانی معروف ها و منکرها کاملاً شناخته شدند، عامل اجرا و به کار بردن اصول اخلاقی موردنظر انسان ها چگونه باید فعال و برقرار شود؟
- کشتارهای عظیم میلیونی از مردم در کشورهایی که اصول ملک کمونیسم در آن ها به قدرت و حکومت رسید
- توصیف خدای سبحان از فضائل اخلاقی و رفتارهای جاذب پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم)
- آن مرتبه متعالی فوق عادی جاذبه های اخلاقی پیامبر خاتم -صلی الله علیه و آله و سلم- از ناحیه رحمت خاصه خدای سبحان تحقق می یافت.
- تأثیرات علم و اخلاق و رفتارهای فوق عادی پیامبر خاتم -صلی الله علیه و آله و سلم- محدود به چند رفتار مشهور صادر شده از آن حضرت و در محدوده زمانی حیات دنیوی او نمی شود.
- رفتار شکوهمند شخصیت های خاندان رسالت در جریان انفاق غذای موردنیاز خود در سه روز پی در پی به مسکین و یتیم و اسیر!
- پاداش عظیم خدای سبحان به شخصیت های قدسی خاندان رسالت -علیهم السلام- در جریان انفاق غذای خود به نیازمندان
- حلال کردن «طیّبات» و تحریم خبائث از ناحیه رفتارهای پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) برای مردم
- شروع «حیات طیبه» از عالم دنیا و تحقق کامل آن در بهشت
- برطرف شدن سنگینی ها و مشقت های انسان ها و آزاد کردن آن ها از بندها و حبس ها و غلّ هایی که شرک و بت پرستی به دست و پا و گردن انسان ها بسته شده بود.
* * * * * * * * * * *
در شماره قبلی بعد از بعضی توضیحات تفصیلی درباره آیه کریمه مورد بحث در توصیف اخلاق کریمانه و رفتارهای رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – با مردم، رفتارهائی با لطافت خاص و جاذبه های فوق عادی، مجدداً به توضیح معانی بعضی از الفاظ آیه کریمه پرداختیم. بحث در این شماره را در تکمیل توضیحات تفسیری همان آیه از قرآن کریم ادامه می دهیم:
۲- معیارها و اصول اخلاق دینی در اصل مطابق فطریات انسانها معین شده است و فطریات انسان ها ثابت و تغییر ناپذیر است و از علم و قدرت نامحدود پروردگار عالمیان نشأت می گیرد. در فطرت انسان قدرت عظیمی برقرار است و آن قدرت از طرف خدای سبحان و علم و قدرت بی پایان او بطور مستمر به انسان عطا می شود و انسان از ناحیه آن قدرت می تواند به احکام اخلاقی عمل کند و نتایج مطلوب و فواید مورد نیاز زندگی خود را به دست آورد. در معیارهای اخلاقی قراردادی که انسانها در جوامع مختلف مجبور می شوند به آنها عمل کنند قدرت لازم برای انجام رفتارهای ضروری و مورد نیاز وجود ندارد مگر آن مقدار از قوانین اجتماعی که در اصل با فطرت انسان ها مطابقت دارد. بعنوان مثال:
در انسانها بطور فطری تمایلی به کمک به نیازمندان وجود دارد. این تمایل در جوامع مختلف با اَشکال و صورتهای مختلفی در رفتارهای انسانها تجلی می یابد. گاهی این تمایل فطری در معرض تغییراتی قرار می گیرد و حتی گاهی بصورت اجباری و الزامی و در شکل بعضی از انواع مالیاتها از انسان ها گرفته می شود، لذا آن تمایل فطری در انسانها و آن رفتار انسانی توأم با رأفت و محبت، تبدیل می شود به یک رفتار اجباری و در نتیجه آن جاذبه فطری و طبیعی خود را از دست می دهد.
۳- پیامبران خدا – علیهم السلام – دارای شخصیت های اخلاقی بسیار متعالی و فوق عادی هستند. آنها از ناحیه عمل به احکام اخلاقی شریعتی که برای مردم آورده اند، و دیگر فضائل، محبوبیت زیادی در بین مردم بدست می آورند. لذا وقتی خودشان به احکام اخلاقی بطور کامل عمل می کنند. اعمال آنها جاذبه زیادی در قلوب انسانها به وجود می آورد و انسانها به توصیه های اخلاقی آنها یعنی پیامبران خدا و رهبران آسمانی با میل و رغبت زیاد عمل می کنند.
سرانجام اینکه این موضوع مورد بحث در احکام اخلاقی دینی دو نوع تفاوت با احکام اخلاقی عادی اجتماعی پیدا می کند که یکی از آن دو، جنبه علمی دارد و دیگر جنبه رفتاری. قابل تذکر است که احکام اخلاقی دینی و معروف ها و منکرها از علم پروردگار عالمیان نشأت می گیرد و معین می شود و مطابق با فطرت انسانها است و انسان در اصل تمایل شدید ذاتی به انجام آنها دارد. اما طبعاً احکام اخلاقی و قوانین اجتماعی لزوماً مطابق اقتضای فطرت انسانها نیست، البته احتمال وجود دارد که بعضی از جوامع انسانی احکام اخلاقی ارزشمندی را که مطابقتی هم با فطرت انسانها دارد، مورد توجه قرار داده باشند و به آنها عمل کنند، اما علم کامل به وجود انسان و فطرت سالم او و خواص آن حقیقت عظیم و متعالی ترین مخلوق خداوند یعنی «روح انسانی» جز از طریق علم وحیانی حاصل نمی شود.
در نتیجه انسانها از طریق علوم عادی بشری قدرت شناسائی کامل وجود خود را به دست نمی آورند. لذا معلوم نمی شود که «معروف ها» و «منکرها» در فضای اخلاقی یک جامعه آموزش یافته با قوانین و احکام غیر دینی، معروف ها و منکرهای حقیقی باشد و یا غیر حقیقی و یا مخلوطی از آن دو.
مثالهای زیادی را برای این موضوع می شود ذکر کرد. یعنی درباره معروف ها و منکرهای اجتماعی و حتی در جهت اخلاق فردی و شخصی انسانها، بلکه می شود گفت تمام یا عمده تاریخ حیات انسانی در این آزمایش طولانی و بسیار پرهزینه صرف شده است و متأسفانه انسانهای زیادی در طول تاریخ حیات خود، امکانات زندگی و دارائی ها و حتی حق حیات خود را در این آزمایشگاه مصرف کرده اند و به نتیجه مطلوب مورد نیاز خود هم نرسیده اند! و تازه بعد از سپری کردن تاریخی پر از دردها و رنج ها و تحمل مشقت ها و خسران ها و زیانها، امروزه لوازم آدمکشی و تخریب فضای زندگی انسانها متحول شده و پیشرفت کرده و در نتیجه گروه گروه انسانها با وسایل پیشرفته جدید قتل عام می شوند، حتی کودکان و نوزادان و جهانیان هم ناظر و تماشاگر صحنه های این نوع قتل عام هستند. آشکارترین نمونه از این نوع آزمایش در زمان ما و در سطح جهانی و یا بخش گسترده ای از جهان و عمدتاً در عالم «کمونیسم» وقوع یافت. و این تحول بسیار گسترده با خسارت ها و تلفات انسانی زیادی همراه بود که در بعضی از کشور جریان یافت و بعد از مدتی فروکش نمود.
در آن حادثه یک یا جند نفر علیه نظامهای حکومتی زمان خود قیام کردند و تمامی نظامهای اخلاقی و اجتماعی و حکومتی را مورد حملات فرهنگی قرار دادند و با سخنان کوبنده و مخرب خود فضای اخلاقی جهانی را درهم ریختند و برای اصلاح فضای زندگی انسانها افکار و اعمال جدیدی را به ملل عالم امروز توصیه کردند. آن افکار افراطی و خشونت آمیز از ناحیه بعضی عوامل اجتماعی و اخلاقی طرفداران زیادی در جوامع مختلف پیدا کرد و به تدریج به قدرت نظامی و سیاسی عظیمی تبدیل شد و منشأ جنگها و قتل عامها شد و سرانجام بعد از قدرت سیاسی و نظامی زیادی که به دست آورد و بعد از کشتارهای عظیمی که عمدتاً در اتحاد جماهیر شوروی سابق و چین انجام گرفت، آن نظام اجتماعی در هم ریخت و انسانها مجدداً به دوره قبل از ظهور کمونیسم و افکار و اخلاق قبلی تمایل کردند. در منابع تاریخی ذکر شده است که در زمان استالین رهبر سیاسی اتحاد جماهیر شوروی و از ناحیه خواسته های او بیش از چهل میلیون انسان کشته شدند یعنی او برای تثبیت حکومت خود این تعداد انسانها را قتل عام کرد. و همچنین در چین کمونیست بیش از سی ملیون نفر به دست مائو رهبر سیاسی آن کشور قتل عام شدند.
ما در این مباحث در مقام تحلیل و ریشه یابی حوادث مربوط به ظهور کمونیسم و علل اجتماعی و سیاسی و اخلاقی آن نیستیم و این جریان را بعنوان یک مثال و نمونه در این نوشتار آوردیم و قصد ما روشن شدن بیشتر موضوع «معروف» ها و «منکر»های حقیقی و فطری و تفاوت آنها با معروف ها و منکرهای توهمی است و یا مخلوطی از آنها و اینکه چگونه پیامبران خدا (علیهم السلام) و در رأس آنها وجود مبارک پیامبر خاتم حضرت محمد – صلی الله علیه و آله و سلم – توانستند اعمال معروف و پسندیده را به جهانیان معرفی کنند و به جریان بیندازند و اعمال ناپسند را در جوامع انسانی ممنوع کنند، بطوریکه انسانها با میل و رغبت به اعمال معروف عمل کنند و از اعمال ناپسند خودداری نمایند.
نکته بعدی اینکه: فرضاً در عالم علم و در فضای اخلاقی یک جامعه و یا در سطح جهانی معروف ها و منکرها کاملاً شناخته شدند و مورد قبول و تأیید و تصدیق عموم انسانها یا اکثر آنها قرار گرفتند، اما عامل اجرا و به کار بردن آنها چگونه باید فعال و برقرار شود. یعنی چه عاملی لازم است قدرت به جریان انداختن آن نوع اخلاق را در یک جامعه فراهم کند؟ و آن قدرت از کجا باید تأمین شود؟
پیامبران خدا – علیهم السلام – شخصیت های قدسی هستند و پرورش یافته مستقیم پروردگار عالمیان و دارای فضائل اخلاقی فوق عادی و از طرف خدای سبحان بطور مستمر قدرتهای روحی خاصی به آنها عطا می شود و در این زمینه پیامبر خاتم حضرت محمد – صلی الله علیه و آله و سلم – دارای موقعیت ممتاز خاصی است حتی در بین پیامبران. بطوریکه خدای سبحان در کتاب آسمانی خطاب به آن وجود مبارک قدسی فرمود:
«وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ» (القلم آیه ۴) یعنی: و تو اخلاق عظیمی داری.
و همچنین درباره اخلاق و رفتارهای او فرمود:
«فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ ۖ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ» (آل عمران آیه ۱۵۹) یعنی: از ناحیه رحمت خاصه ای از طرف خداوند، نسبت به آنها [مردم] ملایم و مهربان شدی و اگر سختگیر و خشن بودی آنها از دور تو پراکنده می شدند.
در این آیه کریمه اشاره ای شده به لطافت و جاذبه خاص اخلاقی رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – با مردم و اینکه آن درجه از نرمی و لطافت اخلاق آن حضرت از ناحیه رحمت خاصه ای بود که از طرف خدای سبحان – عزّ و جلّ – به او عطا شده بود.
تأثیرات جمیل رفتارهای پیامبر خاتم در اخلاق و رفتارهای انسانها، حتی علاوه بر پیروان او بلکه در اخلاق عمومی جهانی خیلی بیشتر از آن است که در یک یا چند مقاله و یک یا چند کتاب قابل شرح و بررسی و توضیح و بیان باشد و ما فقط اشاره ای نمودیم به معنی ظاهری دو آیه کریمه فوق الذکر، جهت روشن شدن مطلب مورد بحث.
قابل تذکر است که تأثیرات علم و اخلاق و رفتارهای فوق عادی پیامبر خاتم – صلی الله علیه و آله و سلم – محدود به چند رفتار مشهور صادر شده از آن حضرت و در محدوده زمانی حیات دنیوی او نمی شود و بلکه آن نوع عظمت اخلاقی در رفتارهای جانشینان حقیقی او و دیگر حجت های پروردگار عالمیان از خاندان او یعنی صاحبان مقام عصمت و امامت و معلمان آسمانی بعد از او هم تجلی استمراری داشت. بعنوان یک نمونه به رفتاری عظیم کریمانه ای که در زمان حیات دنیوی خود آن حضرت از وجود مبارک امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – و همسرش حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا – سلام الله علیها – و دو کودک آنها یعنی حسن و حسین – سلام الله علیهما – صادر شده اشاره ای می کنیم و آن اینکه آن ذوات مقدسه سه روز تمام گرسنگی را تحمل کردند در حالیکه روزه می گرفتند و غذای خود را به مسکین و یتیم و اسیر عطا کردند، و در نتیجه سوره ای از قرآن مجید در شأن آنها و بیان رفتار کریمانه فوق عادی آنها نازل شد که همان سوره مبارکه انسان در قرآن مجید است و در آیات آن تحسین پروردگار عالمیان از آن رفتار عظیم فوق عادی اعلام شد و طبعاً این نوع رفتارهای فوق عادی و انتشار اخبار آنها چه در جامعه دینی و چه جوامع دیگر منشأ آثار عمیق گسترده ای در افکار و اخلاق و رفتارهای عده زیادی از مردم جهان و افراد جوامع مختلف انسانی خواهد شد و تمایلات فطری برای انجام اعمال خیر و ممدوح و مطلوب را در آنها افزایش خواهد داد.
نکته آخر در این موضوع آن است که «امر به معروف» و «نهی از منکر» در سیره شریف رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – بصورت صرفاً اعلام و اطلاع و نام بردن از معروف ها و منکرها نبوده، بلکه آن وجود مبارک قدسی با اعمال و رفتارهای خود و تحمل سختی ها و مشقت ها و خطرات زیاد مردم را در آن راهها وارد کرد و بطرف مقاصد حقیقی آفرینش هدایت فرمود و آن راهها را برای مردم هموار نمود.
خدای سبحان در ادامه توصیف خود از رفتارهای پیامبر خاتم – صلی الله علیه و آله و سلم – می فرماید:
«وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ» یعنی: و او طیبات را برای انسانها حلال و خبائث را برای آنها حرام می نمود.
طیّب یعنی پاک و مطبوع و طبع پسند است و زیبا و دل چسب که طبع انسان از آن لذت می برد و مقابل آن کلمه خبیث قرار می گیرد یعنی آلوده و زشت و منفور و ناپسند.
طیّب در قرآن کریم، هم صفت انسانها قرار گرفته و هم اشیاء و هم اخلاق و رفتار و بطور کلی مصادیق زیادی در بین موجودات دارد. به انسان پاک و دارای فضائل اخلاقی و با ایمان و صاحب اعمال صالح، انسان طیّب گفته می شود. خدای سبحان درباره این صفت و صاحبان آن می فرماید:
«الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ طَيِّبِينَ يَقُولُونَ سَلَامٌ عَلَيْكُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» (النحل آیه۳۲) یعنی: کسانی را که ملائکه [روح آنها را] دریافت می کنند،در حالیکه آنها طیب هستند، به آنها می گویند: سلام بر شما، داخل بهشت شوید به جهت اعمالی که انجام می دادید
پس انسان های طیّب و صاحبان اعمال طیّب کسانی هستند که از ناحیه عقاید و افکار و اعمال طیّب که در عالم دنیا انجام می دادند، شایستگی ورود به بهشت و استعداد زندگی در آن را پیدا می کنند و ملائکه در وقت قبض روح آنها به آنها بشارت به بهشت می دهند و به آنها سلام می دهند و می گویند وارد بهشت شوید بجهت اعمالی که انجام می دادید.
باز خدای سبحان در این زمینه می فرماید:
«مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَىٰ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ» (النحل آیه ۹۷) یعنی:کسی که عمل صالح انجام دهد از مرد یا زن در حالی که مؤمن هم باشد بطور قطع آنها را در حیات طیّبه ای قرار می دهیم [در حیات طیّبه ای در می آوریم] و به آنها اجر [و پاداش] بهتر از آنچه انجام می دادند عطا می کنیم.
در این آیه کریمه زندگی حقیقی انسانی «حیات طیبه» نامیده شد که در عالم دنیا استعداد آن با ایمان و اعمال صالح کسب می شود و صورت حقیقی و کامل آن در بهشت تحقق می یابد. در این دو آیه کریمه از قرآن مجید، هم انسان با کلمه «طیّب» مورد توصیف قرار گرفته هم نوعی از زندگی، یعنی زندگی در بهشت .
خدای سبحان درباره اشیاء طیّب در کتاب خود می فرماید:
«يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ ۚ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ» (البقره آیه ۱۶۸)
در این آیه کریمه طیّب صفت بعضی از غذاها و خوردنی ها قرار گرفته، یعنی غذاهای پاک و تمیز و سالم و مفید و متناسب با طبع انسان.
درباره حلال قرار دادن «طیبات» و تحریم «خبائث» مطلب شبیه موضوع امر رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – به معروف و نهی آن حضرت از منکر است. یعنی موضوع صرفاً با بیان و اشیاء طیب و اشیاء خبیث کامل نمی شود، بلکه آن وجود مبارک با اعمال و رفتارهای کریمانه خاص خود و آموزشهائی که خودش پیش از دیگران به آنها عمل می کرد و تحمل سختی ها، مردم را در مسیر بهره برداری از طیبات و رغبت به آنها و نفرت از خبائث و خودداری از نزدیک شدن به آنها هدایت می فرمود و ارزشها و مطلوبیت های «طیبات» و بی ارزش و منفور و زیان آور بودن «خبائث» را آشکار می ساخت.
در آیه کریمه مورد بحث و در ادامه توصیف خدای سبحان از رسول اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم – آمده است:
«وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ » یعنی: او [رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم] سنگینی ها [و مشقت ها] و بندها و غل هائی را که [بر گردن و دست و پای] آنها بود برمی دارد.
توضیح اینکه زندگی آمیخته به شرک و جدا شده از آموزش های پیامبران خدا – علیهم السلام – مشقت ها و سختی های کمرشکنی برای انسانها به وجود می آورد، و قیدها و بندها و غل هائی برای آنها می بندد.
إِصْرَ به معنی سنگینی و گره زدن و بستن و حبس است. اغلال جمع غل بمعنی طوقی که بر گردن می بندند جهت ذلّت یا شکنجه، و غالباً درباره اسیران و زندانیان به کار بسته می شود.
در آیه کریمه اشاره ای شده است به اینکه زندگی مشرکان سختی ها و مشقت ها و سنگینی هائی برای مردم به وجود می آورد و مردم زمان جاهلیت و قبل از ظهور پیامبر خاتم – صلی الله علیه و آله و سلم – و انتشار آموزش ها و تحولاتی که با انتشار دعوت به دین توحیدی به وجود آمد زندگی بسیار سخت نکبت باری داشتند و آداب و رسوم بت پرستی ذلت ها و حقارتها و نابسامانیهای زیادی بر مردم تحمیل می نمود.
امام امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – در بعضی از خطبه های خود از آن زمان و نحوه زندگی انسانها اوصافی را بیان فرموده و تغییرات و تحولات زندگی انسان ها را با ظهور پیامبر خاتم – صلی الله علیه و آله و سلم – و نزول کتاب آسمانی بصورتی بسیار زیبا ستوده است. ما توصیف امام – علیه السلام – را از زندگی مردم در دوره جاهلیت و تحولاتی که از زمان انتشار نور وحی در جهان و یا بخشی گسترده از آن به وجود آمد، به شماره بعدی موکول می نمائیم. ان شاء الله تعالی.
الیاس کلانتری