کلام ایام تاریخی- ۶۴۸، روزهای تاریخی و پر فضیلت ماه ربیع الاول

بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ*

میلاد کریم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و ولادت امام صادق (علیه السلام)

*بخش دهم*

کلیات*

  • اشاره ای به سنت خدای سبحان درباره بعثت پیامبران و نزول کتاب های آسمانی
  • معرفی پیامبران خدا توسط پیامبران قبلی (علیهم السلام)
  • کلامی از امیرالمؤمنین علی -علیه السلام- درباره اوضاع زندگی انسان ها قبل از بعثت پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم)
  • اخذ میثاق خدای سبحان درباره پیامبر خاتم -صلی الله علیه و آله وسلم- از پیامبران قبلی (علیهم السلام)
  • گرفتاری ها و مشقت ها و درد و رنج های ملت ها قبل از ظهور پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم)
  • هدایت انسان ها به مقاصد آفرینش توسط پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم)
  • ریشه اصلی گرفتاری ها و نابه سامانی ها در زندگی انسان ها 
  • نقش و تأثیرات آموزش های توحیدی در برطرف شدن مشکلات اصلی انسان ها
  • نزول اولین آیات کتاب آسمانی بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) 
  • اولین اصول آموزش و پرورش انسان ها در سیره شریف رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)
  • آیات نازل شده بر پیامبر خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- در روز اول بعثت
  • اولین دستورالعمل صادر شده بر پیامبر خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- در آیات قرآن مجید
  • اولین سوره نازل شده بر پیامبر اکرم -صلی الله علیه و آله و سلم- بصورت کامل
  • آیاتی از قرآن مجید درباره اصل هدایت انسان ها و نجات آن ها از جهالت
  • عامل هدایت انسان ها به مقاصد اصلی آفرینش

* * * * * * * * * * *

     در انتهای شماره قبلی یعنی بخش نهم از این سلسله مقالات متعهد شدیم که در این شماره تغییرات و تحولاتی را که در اثر دعوت به دین توحیدی از طرف پیامبر خاتم – صلی الله علیه و آله و سلم –  تحقق یافت از کلام امام امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – مورد بررسی قرار دهیم. حال در این زمینه عرض می کنیم که امام – علیه السلام – در موارد متعددی در خطبه ها و بیانات خود درباره موضوع مورد بحث کلامی ذکر کرده و ما در این نوشتار بعضی از آن موارد را مورد شرح و توضیح قرار می دهیم :

    یکم: ابتداءً و قبل از ذکر کلامی از امام – علیه السلام – در این زمینه و بررسی آن اشاره ای می کنیم به اهمیت و موقعیت رفیع این نوع کلام و ارزش و اعتبار علمی آن. این توضیحات و تحلیل ها از مقام و موقعیت علمی خاص امام امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – صادر شده. آن وجود مبارک قدسی صاحب مقام عصمت و امامت و علم لدنی  و دارای بصیرت فوق عادی و فوق متعارف بود. بنابراین کلام صادر شده از او بالاتر از حد ارزیابی با معیارهای متداول بین انسانها وبالاتر از حد قیمت گذاری می باشد. اما جهت نیاز اجتناب ناپذیری که به حاصل علم خاص عطا شده به او از طرف پروردگار عالمیان داریم٬ به ذکر و توضیح مواردی از کلام شریف آن حضرت می پردازیم و از توجه به آن نمونه ها و ذکر و توضیح آنها در حد ظرفیت اندک خودمان بهره برداری می کنیم.

   امام امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – در یکی از خطبه های خود درباره جریان نبوت و رسالت می فرماید:

    «لَمْ یُخْلِ اللَّهُ سُبْحَانَهُ خَلْقَهُ مِنْ نَبِیٍّ مُرْسَلٍ أَوْ کِتَابٍ مُنْزَلٍ أَوْ حُجَّهٍ لَازِمَهٍ أَوْ مَحَجَّهٍ قَائِمَهٍ رُسُلٌ لَا تُقَصِّرُ بِهِمْ قِلَّهُ عَدَدِهِمْ وَ لَا کَثْرَهُ الْمُکَذِّبِینَ لَهُمْ مِنْ سَابِقٍ سُمِّیَ لَهُ مَنْ بَعْدَهُ‏ أَوْ غَابِرٍ عَرَّفَهُ مَنْ قَبْلَهُ عَلَى ذَلِکَ نَسَلَتِ الْقُرُونُ و مَضَتِ الدُّهُورُ وَ سَلَفَتِ الْآبَاءُ وَ خَلَفَتِ الْأَبْنَاءُ»(۱) یعنی : خداوند سبحان هرگز خلق خود را خالی و محروم از پیامبران و کتاب و حجت و برهان لازم و رساننده به مقصود رها نساخته است. این پیامبران خدا ساخته٬ پیروزمندانی بودند که نه کم بودند تا عددشان اخلالی به انجام مأموریشان وارد کند٬ و نه فراوانی تکذیب کنندگان تبهکار از اجرای تصمیم الهی شان بازشان می داشت.سنت الهی بر آن بود که نام پیامبران آینده را به گذشتگان ابزار کند و نام انبیای گذشته را به آینده گان معرفی نماید. قرون و اعصار به دنبال هم فرا رسیدند و به گذشته در خزیدند . نیاکان جای خود را به فرزندان باز گذاشتند.(۲)

    در این عبارت از خطبه شریف ٬ امام – علیه السلام – بر اصل جریان نبوت اشاره ای فرمود و نقش آن شخصیت های قدسی را در زندگی انسانها و هدایت آنها متذکر شده است و بطور ضمنی موضوع معرفی پیامبر خاتم – صلی الله علیه و آله و سلم- در این قسمت از کلام شریف مورد تذکر قرار گرفته است.

    امام  – علیه السلام – در ادامه این بخش از خطبه خود می فرماید:

    «إِلَى أَنْ بَعَثَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مُحَمَّداً [صلی الله علیه وآله‏] رَسُولَ اللَّهِ لِإِنْجَازِ عِدَتِهِ وَ إِتْمَامِ نُبُوَّتِهِ مَأْخُوذاً عَلَى النَّبِیِّینَ مِیثَاقُهُ مَشْهُورَهً سِمَاتُهُ کَرِیماً مِیلَادُهُ وَ أَهْلُ الْأَرْضِ یَوْمَئِذٍ مِلَلٌ مُتَفَرِّقَهٌ وَ أَهْوَاءٌ مُنْتَشِرَهٌ وَ طَرَائِقُ مُتَشَتِّتَهٌ بَیْنَ مُشَبِّهٍ لِلَّهِ بِخَلْقِهِ أَوْ مُلْحِدٍ فِی اسْمِهِ أَوْ مُشِیرٍ إِلَى غَیْرِهِ فَهَدَاهُمْ بِهِ مِنَ الضَّلَالَهِ وَ أَنْقَذَهُمْ بِمَکَانِهِ مِنَ الْجَهَالَهِ» یعنی:تا اینکه خدای سبحان محمد رسول الله را مبعوث فرمود برای انجام وعده خویش به مرحله کمال رساندن نبوتش٬ در حالیکه درباره [معرفی او] از پیامبران قبلی پیمان گرفته بود. پیامبری با نشانه های مشهور و ولادت باشکوه [و گرانقدر و ارزشمند] و اهل زمین در آن روزگار ملتهايی پراکنده و عقاید و افکار متضاد و راهای پیچ در پیچ و متشتت بودند. گروهی از آنها الله را به مخلوقاتش تشبیه می کردند و گروهی دیگر اسماء [وصفات] او را به موجودات دیگر نسبت می دادند.

    خدای  سبحان آن مردم [گمراه و پراکنده] را بوسیله آن وجود مبارک قدسی از ضلالت و جهالت نجات داد.

    در این بخش از کلام امام – علیه السلام – در خطبه شریف گرفتاریها و مشقت های زندگی انسان ها از ناحیه افکار پراکنده شرک آمیز و انواعی از شرک ها مثل تشبیه ذات قدوس «الله» به مخلوقاتش و نسبت دادن صفات و افعال او به غیر او از موجودات در بین مردم آن زمان مورد توجه و تذکر قرار گرفته است.

    امام – علیه السلام – به عوامل اصلی و ریشه های گرفتاریهای مردم و سختی ها و مشقت های آنها در زندگی برقرار بین آنها اشاره ای فرموده و از کلام شریف او برمی آید که عوامل اصلی آن گرفتاریها جریان انواعی از شرک در افکار و اعمال مردمان در آن عصر بوده است.

    در جریان زندگی، آن مردم جاده هموار و روشن و امن توحید و خداپرستی را رها کرده و در بیراهه ها و بیابانهای خشک و فاقد آثار حیات سردرگم و حیرت زده و گرفتار در طوفان های حوادث حرکت می کردند. یا عده ای از آنها در زندان های تاریک افکار شرک آمیز و بصورت برده های حکام و زمامداران و رؤسای قبائل گرفتار بودند تا اینکه سرانجام جریان «حیات انسانی» بصورت آفتابی از افق زندگی انسانها طلوع کرد و فضای زندگی انسانها از ناحیه نور آن روشن شد. تاریکیها برطرف شد و راههای حیات انسانی آشکار گردید.

     آن وجود قدرتمند قدسی با یاری پیروان صادق و خالص خود راههای زندگی را هموار نمود و موانع آن راهها را درهم کوبید و کاروان حیات انسانی را در آن راههای آشکار و امن به حرکت درآورد و خودش و یاران وفادار و انسان دوست خودش جلو آن کاروان و در کنار مردم به طرف مقصد حیات حرکت کردند و بطوریکه آن جریان و آن حرکت بطور دائم و در همه زمانها استمرار خواهد داشت و هیچوقت متوقف نخواهد شد.

     امام – علیه السلام – مجموع آن تحولات عظیم را در فضای زندگی انسانها فعل خدای سبحان و توسط وجود مبارک رسول گرامی او معرفی می کند و در عبارت ذیل به آن اشاره ای فرموده است:

    «فَهَدَاهُمْ بِهِ مِنَ الضَّلَالَةِ وَ أَنْقَذَهُمْ بِمَكَانِهِ مِنَ الْجَهَالَةِ»

    در این عبارت از خطبه شریف – که ترجمه آن قبلاً ذکر شد – هدایت انسانها به مقاصد آفرینش و نجات آنها از گرفتاریها و درد و رنج ها به «الله» نسبت داده شده و تحقق اراده و مشیت آن ذات قدوس از ناحیه توسطیّت پیامبر خاتم و کتاب آسمانی نازل شده به آن حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم)

   در رفتارهای مقام رسالت و نبوت و در ترتیب نزول آیات کتاب خدا توجه به ریشه های اصلی گرفتاریهای انسانها و راههای برطرف شدن آن گرفتاریها و نجات انسانها از زندانهای شرک و بت پرستی به معنی کلی و وسیع آن بطور آشکار مشاهده می شود.

    توضیح اینکه در رفتارهای رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – و در ترتیب نزول آیات قرآن و در همین کلام – مورد بحث – نقل شده از امیر المؤمنین علی – علیه السلام- عامل اصلی گرفتاریها و مشقت ها و درد و رنج های انسانها جریان انواع «شرک» و خروج انسانها از جاده «توحید» معرفی شده است و راههای هدایت انسانها به راههای حقیقی حیات هم از ناحیه «توحید» دانسته شده و توجه حتی اجمالی به آیاتی از کتاب آسمانی یعنی:‌ قرآن کریم این مطلب مورد بحث را اثبات می کند. بعنوان نمونه در این بخش از این نوشتار به چند مورد از آیات موردنظر اشاره ای می نمائیم.

  •   «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ – خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ – اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ» (العلق آیات۱-۳)
کلام ایام تاریخی - 594، ماه پرشکوه و پر برکت رجب و ایام تاریخی آن
بخوانید

    این آیه کریمه و دو آیه بعد از آنها ظاهراً در اولین مرحله از نزول وحی به پیامبر خاتم – صلی الله علیه و آله و سلم – از طرف ذات قدوس «الله» عطا شده است. از آیات کریمه جلوه هائی از توحید پروردگار عالمیان آشکار است و از توجه هرچند اجمالی به آنها روشن می شود که اساس آموزشهای پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – توحید است و آن اساس و محور اصلی همه آموزشهای دین خدا می باشد.

    در این آیات «ربوبیّت» الله و خلقت همه مخلوقات از طرف او و اکرمیت مطلق او بر همه چیز از جمله موجوداتی که مشرکان آنها را بدون الله و یا همراه با او عبادت می کردند مورد تذکر قرار گرفته است.

  •    «يَا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ – قُمْ فَأَنْذِرْ – وَرَبَّكَ فَكَبِّرْ – وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ – وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ – وَلَا تَمْنُنْ تَسْتَكْثِرُ – وَلِرَبِّكَ فَاصْبِرْ» (المدثر آیات ۱-۷) در این دسته از آیات که ظاهراً در همان روز اول بعثت پیامبر اکرم بر آنحضرت نازل شده هم جلوه های توحید و خداشناسی و خداپرستی آشکار است.

محورهای اصلی مطالب در نظر گرفته شده در این آیات عبارتند از:

    ۱- شروع دعوت به طرف دین خدا و توجه به رحمت بی انتها و نامحدود و استمرار دائمی آن رحمت.

۲- امر پروردگار عالمیان به پیامبر اکرم – صلی  الله علیه و آله و سلم – در جهت شروع آموزش انسانها [از ناحیه نبوت و علم مخصوص عطا شده به او]

۳- ربوبیت الله [عزّوجلّ] و تکبیر او و آموزش انسانها درباره کبریا و عظمت او و اختصاص ربوبیّت به آن ذات قدوس در دین خدا و آموزشهای پیامبر او (ٰٰصلی الله علیه و آله و سلم)

۴- استقامت قدرتمند رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – و امر خدای سبحان به آن استقامت در عبارتی بصورت کنائی

۵- فاصله گرفتن از شرک و آثار آن

۶- اخلاص در مقابل پروردگار عالمیان و اندک شمردن اعمال خود در برابر عظمت خاص پروردگار عالمیان

۷- صبر و تحمل سختی ها در راه برقراری نظام دین خدا

 

  • «بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ﴿۱الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۲ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ﴿۳ مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ ﴿۴ إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ﴿۵ اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ ﴿۶ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ ﴿۷﴾» (الفاتحه آیات ۱-۷)

    این سوره مبارکه  ظاهراً اولین سوره کاملی است که یکجا و در اولین روزهای بعثت پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم – به آنحضرت نازل شده است. سوره دارای عظمت و موقعیت رفیع اختصاصی و انحصاری است. بطوریکه در آیه کریمه ای از قرآن،  همین سوره در ردیف یا مقابل مجموع قرآن گرفته و محسوب شده است. بطوریکه خدای سبحان فرمود:

    «وَلَقَدْ آتَيْنَاكَ سَبْعًا مِنَ الْمَثَانِي وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَ» (الحجر آیه ۸۷) یعنی: و همانا ما به تو «سبع المثانی» [سوره حمد] و قرآن عظیم را عطا کردیم.

در این توصیف سوره مبارکه حمد یعنی «فاتحه الکتاب» مقابل مجموع قرآن قرار داده شده یعنی مثل مجموع قرآن و خلاصه و فشرده آن محسوب شده است، می شود گفت این سوره مبارکه، قرآن فشرده و خلاصه شده، در مقابل قرآن عظیم می باشد.

محور اصلی مباحث این سوره هم موضوع توحید و انواع آن مثل توحید نظری و توحید عملی و همچنین عبودیت انسان در مقابل خالق و پروردگار عالمیان و موضوع قیامت است که آن هم ارتباط اساسی با توحید دارد.

   در کلام مورد بحث و نقل شده از امیرالمو‌ٔمنین علی – علیه السلام – اجمالا به نقش رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – در هدایت انسانها به راههای حقیقی حیات انسانی و برطرف شدن جهل ها و گمراهی ها اشاره ای شده است و تصریحی درباره عامل اصلی آن تحول عظیم در افکار و اعمال انسان ها. بطوریکه فرمود:

    «فَهَدَاهُمْ بِهِ مِنَ الضَّلَالَةِ وَ أَنْقَذَهُمْ بِمَكَانِهِ مِنَ الْجَهَالَةِ» در این عبارت از خطبه شریف از یک نظر به دو موضوع اشاره ای شده است یکی هدایت انسانها ار ضلالت و دیگر نجات آنها از جهالت.

    هدایت از ضلالت و نجات از جهالت هردو به «الله» نسبت داده شده در دو کلمه «هداهم» و «انقذهم» یعنی خدای سبحان با بعثت پیامبر خاتم – صلی الله علیه و آله و سلم – به مقام رسالت و نبوت و به وسیله او و مقام او انسانها را هدایت فرمود و از جهالت نجات داد.

    اما عامل و سبب آن هدایت و نجات مورد نظر پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – و مکان (موقعیت) او معرفی شده است. یعنی خدای سبحان از ناحیه موقعیت و رفتارهای پیامبر خود، آن تحول مبارک را در زندگی انسان ها به این موضوع احتیاج به تفصیل و یا حداقل توضیح فشرده ای دارد و آن اینکه نقش پیامبر خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- در هدایت انسان ها از ضلالت و نجات آن ها از جهالت چگونه بود و اینکه اصلاً آیات قرآن کریم سبب هدایت انسان ها و برطرف نشدن مشقت ها و مشکلات عظیم و نابسامانی های گسترده در زندگی انسان ها شده، یا رفتارهای پیامبر خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- و ارشاد انسان ها از ناحیه کلام او و مدیریت جامعه دینی از ناحیه سیره آن حضرت؟ 

   هدایت انسان ها در آیات فراوانی در قرآن کریم مورد توجه و ذکر و بیان قرار گرفته و در این نوشتار ما فقط به تعداد اندکی از آن آیات اشاره ای می نماییم در حد روشن شدن اصل موضوع مورد بحث:  

    ۱- «إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا» (الانسان آیه۳)

    ۲- «إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ» (القصص آیه ۵۶)

    ۳- «مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَمَنْ يُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ وَلِيًّا مُرْشِدًا» (الکهف آیه ۱۷)

    ۴- «وَكَذَٰلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَٰكِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا ۚ وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ» (الشوری آیه ۵۲)

    ۵- «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ» (العنکبوت آیه ۶۹)

    ۶- «لَيْسَ عَلَيْكَ هُدَاهُمْ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ » (البقره آیه ۲۷۲)

    ۷- «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمَانِهِمْ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ» (یونس آیه ۹)

    ۸- «وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ» (الشوری آیه۵۲)

   در آیه یکم، از آیات فوق الذکر در موضوع هدایت انسان ها، به «الله» عزّوجلّ نسبت داده شده بطوریکه فرمود «إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ»

  در آیه دوم، «هدایت» انسان ها از طرف پیامبر خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- نفی شده و به مشیت الله نسبت داده شده است.

  در آیه سوم، هم موضوع هدایت انسان ها مورد تذکر قرار گرفته و هم «اهتداء» بنده ها

  در آیه چهارم، هدایت به روحی از طرف خداوند نسبت داده شده که همان کلام خدای سبحان است یعنی قرآن مجید.

   در آیه پنجم، هدایت انسان ها و کسانی که در راه خدا جهاد می کنند به سنتی از طرف خداوند نسبت داده شده است.

   در آیه ششم اشاره ای شده است به اینکه پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – عهده دار هدایت انسان ها نیست، بلکه هدایت آن ها به عهده ذات قدوس الله – عزّوجلّ – می باشد.

   در آیه هفتم، هدایت انسان ها هم به خود آن ها و هم به فعل خداوند نسبت داده شده است.

   در آیه هشتم، هدایت انسان ها به «صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ» به شخص پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – نسبت داده شد، در حالیکه در آیه دوم هدایت به یک معنی از آن حضرت نفی شده است.

   این بحث در این شماره به پایان نرسید، اما جهت رعایت روش اختصاری معمول در مقالات، بقیه بحث را به شماره بعدی موکول می نماییم. ان شا الله تعالی.

  الیاس کلانتری

۱۴۰۴/۸/۲۵

پاورقی ها:

۱ – نهج البلاغه ٬ خطبه اول

۲ – نهج البلاغه٬ ترجمه استاد محمد تقی جعفری٬ ص۵۲

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن