کلام ایام تاریخی- ۶۴۹، روزهای تاریخی و پر فضیلت ماه ربیع الاول

بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ*

میلاد کریم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و ولادت امام صادق (علیه السلام)

*بخش یازدهم*

کلیات:

  • هدایت انسانها در آیات قرآن کریم هم به رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – نسبت داده شده و هم از آن حضرت نفی شده است.
  • از توجه دقیق به آیاتی از قرآن کریم در زمینه موضوع هدایت انسانها برمی آید که دو نوع هدایت در آیات کریمه منظور می باشد.
  • نوعی از هدایت اختصاص به ذات قدوس الله – عزّوجلّ – دارد و به غیر او نسبت داده نمی شود. 
  • نوع هدایتی که به پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – نسبت داده شده،  متفاوت با نوع هدایتی است که به خداوند نسبت داده می شود. 
  • سعی و تلاش طاقت فرسای رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – برای هدایت کافران.
  • الطاف خدای سبحان نسبت به پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم – و نهی از فعالیت های طاقت فرسای او 
  • تأسف و تأثّر شدید رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – و خزن بی پایان او جهت عدم ایمان عده ای از کافران
  • هدایت انسانها از طرف رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – طبق مشیت پروردگار عالمیان تحقق می یابد.
  • هدایتی که اختصاص به خدای سبحان دارد وابسته به مشیت و اراده تکوینی او می باشد.
  • هدایت انسانها از طرف پیامبران خدا – علیهم السلام – هدایت استقلالی نیست و بلکه وابسته به هدایت خدای سبحان است.
  • هدایتی که در آیاتی از قرآن کریم از پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – نفی شده، همان هدایت اختصاصی الله است.
  • اگر فرضاً روش هدایتی پیامبران خدا – علیهم السلام – مطابق قوانین هدایتی خداوند نباشد تأثیر مورد انتظار را در انسانها نخواهد داشت.
  • نقش رفتارها و شخصیت اخلاقی پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – در موضوع میزان تأثیر آموزش های دینی در انسانها
  • خدای سبحان اثر گذاری خاص فوق عادی آموزش های وحیانی در انسانها را به جاذبه های اخلاقی و رفتارهای متعالی فوق عادی پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم – نسبت می دهد.
  • تأثیرات آموزشهای دین خدا از ناحیه آیات قرآن و جاذبه های خاص کلام خداست یا از ناحیه اخلاق و رفتارها و شخصیت اخلاقی پیامبر خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم)؟
  • چرا آموزشهای معلمان قرآن تأثیرات کامل مورد انتظار را در انسانها ندارد؟
  • عامل و سبب اصلی تحولاتی که در زمان ظهور پیامبر خاتم ٰ- صلی الله علیه و آله و سلم – در بخش وسیعی از عالم پدید  آمد مجموع قدرت دین خدا بود یعنی هم جاذبه های خاص قرآن کریم و هم اخلاق آسمانی پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – و شخصیت قدسی او.

* * * * * * * * * * * *

    در شماره قبلی بحثی در موضوع هدایت انسانها و انتساب آن به شخص رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – شروع شد. و تعدادی از آیات قرآن کریم در آن، مورد استناد قرار گرفت و شرح و توضیح موضوع به این شماره موکول شد. در این زمینه عرض می کنیم که موضوع هدایت انسانها توسط رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – هم در آیاتی از قرآن مجید مورد تصریح قرار گرفته و هم در کلام مورد بحث نقل شده از امیرالمؤمنین مورد تذکر قرار گرفته و موضوع اصلی مورد بحث هم در این سلسله مقالات همین موضوع است. بطوریکه امام – علیه السلام – فرمود:

    «فَهَدَاهُمْ بِهِ مِنَ الضَّلَالَهِ وَ أَنْقَذَهُمْ بِمَکَانِهِ مِنَ الْجَهَالَهِ»

    در مقاله قبلی متذکر شدیم که هدایت انسانها در این کلام از خطبه شریف امام – علیه السلام – در اصل به ذات قدوس الله – عزّوجلّ – نسبت داده شده و رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – نقش واسطه بین الله و انسانها را دارد و از آیات مورد استناد هم همین مطلب برمی آید. اما این توسطیت از نوع عادی متداول بین انسانها نیست و بلکه رفتارها و اعمال رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – و شخصیت آن حضرت در آن نقش خاص محوری دارد. توضیح اینکه:

در آیه کریمه دوم از آیات مورد استناد در شماره قبلی فرمود:

    «إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ ۚ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ» (القصص آیه ۵۶) یعنی: هدایت انسانها در این آیه کریمه از طرف پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – نفی شده و خدای سبحان به آن حضرت اعلام می فرماید که او نمی تواند کسانی را که دوست دارد هدایت کند،بلکه «الله» هرکسی را که مشیت او به آن تعلق بگیرد، هدایت می کند. یعنی هدایت انسانها از ناحیه مشیت خداوند تحقق می یابد.

    توضیح بیشتر اینکه وجود مبارک رسول خدا ٰ- صلی الله علیه و آله و سلم – برای ایمان آوردن عده ای از کافران، سعی و کوشش فراوانی به کار می برد و از ایمان نیاوردن عده ای از کفار شدیدا متأثر می شد، اما آن مقدار سعی و تلاش فوق طاقت او بود، حتی طاقت خاص مقام نبوت و رسالت. آن وجود مبارک رحمتی بود برای انسانها از طرف خدای سبحان و رحمت خدای سبحان از ناحیه اعمال و رفتارهای فوق طاقت او شامل کفار هم می شد و او با وجود عدم ایمان عده ای از کفار هیچ آسایشی نداشت. آن وجود قدسی که «رحمة للعالمین» بود بطور مدام گمراهی انسانها و عذاب اخروی آنها و حتی گرفتاریهای دنیوی آنها را مورد توجه عمیق قرار می داد و از اینکه عده ای به الله و کتاب آسمانی و زندگی اخروی ایمان نمی آوردند و سرانجام و اگر به فضای ایمان به ربوبیت «الله» عزّوجلّ وارد نشوند در جهنم و عذاب ابدی سقوط خواهند کرد، شدیدا متأثر می شد و تمایل شدیدی داشت به اینکه آن عده از کفار هم مثل عده دیگر از آنها ایمان بیاورند و از آن عذابهای بی پایان نجات یابند، حتی اگر ایمان آوردن آنها از ناحیه سعی و کوشش زیاد و تحمل درد و رنج طاقت فرسای او امکان پذیر باشد. یعنی:‌آن حضرت آسایش انسانها حتی کفار و مخالفان و دشمنان خود را به آسایش و تأمین حداقل لوازم زندگی و آسایش و استراحت خود ترجیح می داد و مشقت های زیادی را تحمل می نمود.

   اما خدای سبحان بارها در آیاتی از قرآن مجید متذکر آن نوع رفتار طاقت فرسای پیامبرش شد و او را از تحمل آن همه رنج و مشقت نهی فرمود. ما بارها و در مقالات قبلی متذکر این موضوع شده ایم و به آیاتی از قرآن مجید استناد نموده ایم، اما بجهت اهمیت خاص این موضوع و تکمیل مباحث این مقالات مجددا آیاتی از کلام خدا را متذکر می شویم. خدای سبحان فرمود:

     «فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ عَلَى آثَارِهِمْ إِنْ لَمْ يؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِيثِ أَسَفًا –  إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَيهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا» (الکهف آیات ۶و۷) یعنی: پس شاید ]و احتمال دارد[ تو جان خودت را از اندوه اینکه ]عده ای از مردم[ ایمان نیاوردند از دست بدهی – در حقیقت ما آنچه را بر روی زمین است، زینت آن قرار دادیم تا آن ها ]انسان ها[ را امتحان کنیم که کدام از آن ها بهتر عمل می کنند!

   همچنین در آیات دیگری فرمود:

«طهمَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَىٰ – إِلَّا تَذْكِرَةً لِمَنْ يَخْشَىٰ» (طه آیات ۱-۳)

در این آیات کریمه هم خدای سبحان رسول گرامی خود را از اینکه خودش را به مشقت زیادی بیندازد نهی فرموده و این نهی و امثال آن در موارد دیگر، از نوع ملاطفت پروردگار عالمیان نسبت به رسولش می باشد.

    دیگر اینکه خدای سبحان در این نوع آیات متذکر مشیت خود در امر هدایت انسانها شده است و آن اینکه مشیت او عامل و سبب تحقق جریان هدایت انسانها می شود و رسول او در این جریان نقش خاصی دارد. و این موضوع مورد توضیح و بیان قرار خواهد گرفت.

    خدای سبحان در این زمینه می فرماید:

   «وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يكُونُوا مُؤْمِنِينَ» (يونس آیه۹۹) یعنی: اگر پروردگار تو خواسته بود، تمامی انسان هائی که در روی زمین هستند، ایمان می آوردند، پس آیا تو می خواهی مردم از روی اکراه  ایمان بیاورند؟

    از اینکه خدای سبحان در آیه ای از قرآن مجید هدایت انسان ها را از پیامبرش نفی فرموده – سوره قصص آیه۵۶ – که فرمود: «إِنَّكَ لا تَهْدي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللهَ يَهْدي مَنْ يَشاءُ» و در آیه دیگری آن را به پیامبرش نسبت داده، – سوره شوری آیه۵۲ – که فرمود:

    «إِنَّكَ لَتَهْدي إِلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ» بر می آید که دو نوع هدایت در این زمینه موردنظر است و یکی از آن دو نوع هدایت اختصاص به پروردگار عالمیان دارد و از غیر او نفی می شود، و اما نوع دیگر به پیامبر اکرم نسبت داده می شود.

   آن هدایتی که اختصاص به ذات قدوس الله دارد – عزّوجلّ – به مشیت و اراده تکوینی او ارتباط دارد و به نوع خلقت انسان و قوانین و نسبت های خداوند درباره او متصل می باشد، و اگر روش هدایتی پیامبران خدا با مشیت او همراه باشد در انسان ها مؤثر خواهد بود یعنی هدایت پیامبران خدا – علیهم السلام – درباره انسان ها هدایت استقلالی نیست و بلکه وابسته به مشیت و قوانین هدایتی خدای سبحان است. این مطلب همان چیزی است که آیه۵۲ از سوره «شوری» ذکر شده بطوری که فرمود:

    «إِنَّكَ لَتَهْدي إِلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ» یعنی: [تو ای پیامبر] قطعاً [انسان ها را] به صراط مستقیم هدایت می کنی

قابل توجه است که مطلب موردنظر در این بخش از آیه کریمه از دو جهت مورد تأکید قرار گرفته یکی با کلمه «ان» و دیگر با حرف «ل» در کلمه «لتهدی»مجموعاً در زمینه موضوع موردبحث چند نکته دقیق قابل توجه است.

کلام ایام - 114، حادثه شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
بخوانید

   یکم: قوانین و سنت های هدایتی پروردگار عالمیان بر رفتارهای آموزشی پیامبران خدا – علیهم السلام – حاکم است و در آیات موردبحث درباره رفتارهای آموزشی پیامبر خاتم – صلی الله علیه و آله و سلم – مورد تصریح قرار گرفته است.

   دوم: هدایت موجودات انواعی دارد، که نوعی از آن به مشیت تکوینی پروردگار عالمیان ارتباط دارد و آن نوع هدایت اختصاص به ذات قدوس او دارد و به غیر او نسبت داده نمی شود.

   سوم: هدایتی که از پیامبران و بطور صریح در آیات قرآن مجید از پیامبر خاتم -صلی الله علیه و آله و سلم- نفی شده همان هدایت اختصاصی «الله» است بطوری که فرمود:

    «إِنَّكَ لا تَهْدي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللهَ يَهْدي مَنْ يَشاءُ» (القصص آیه۵۶) و اگر رفتارهای هدایتی و آموزشی پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – مطابق قوانین و سنت های پرودگار عالمیان باشد، در انسان ها مؤثر خواهد شد و إلا اثر مورد انتظار را در آن ها نخواهد داشت.

    چهارم: پیامبر خاتم – صلی الله علیه و آله و سلم – در امر هدایت انسان ها نقش واسطه را دارد بین ذات قدوس الله و بنده های او و هدایت در اصل به الله نسبت داده می شود. اما واسطه بودن آن حضرت در امر هدایت از نوع متداول و متعارف بین انسان ها نیست، بلکه رفتارهای آن وجود مبارک تأثیرات خاصی در انسان ها دارد که به مجموع علم خاص و جاذبه های رفتاری فوق عادی و شخصیت قدسی او ارتباط می یابد و این نوع تأثیرات در رفتارهای معلمان عادی بشری امکان پذیر نیست مگر در رفتارهای معلمان آسمانی و شخصیت های قدسی و صاحبان مقام عصمت و امامت (علیهم السلام)

    توضیح بیشتر اینکه اگر در نظام اجتماعی و عرفی متداول بین انسانها، شخصی واسطه انتقال یک پیام به شخص دیگری شود، و رسالت او در حد خبر دادن درباره موضوعی به آن شخص باشد، وقتی آن شخصِ واسطه پیام مورد نظر را به اطلاع شخص مورد نظر رساند، رسالت او تحقق می یابد و شخصیت اخلاقی و رفتارهای آن شخص واسطه نقش و تأثیر خاصی در ابلاغ آن پیام نخواهد داشت. چه شخص واسطه با طرفین آن رسالت و پیام یعنی پیام دهنده و پیام گیرنده سابقه آشنائی و دوستی طولانی داشته باشد و چه فقط در جریان انتقال آن پیام برای اولین بار همدیگر را دیده باشند مثل مأمور یک شرکت پُستی و امثال آن و همچنین شخصیت اخلاقی و اجتماعی آن مأمور و کارمند آن شرکت پستی نقش خاصی در ابلاغ پیام مورد نظر نخواهد داشت و مأموریت و رسالت او فقط ابلاغ یک پیام خواهد بود.

    اما اگر فردی مأموریت برای ایجاد صلح و تفاهم بین دو نفر یا دو گروه داشته باشد و پیامهای طرفین یک اختلاف و دعوا را به یکدیگر منتقل کند، در آن صورت شخصیت اخلاقی و میزان علم و تجربیات او در این مأموریت و ابلاغ پیامها و ایجاد صلح بین طرفین یک دعوا نقش مهمی در آن مأموریت و رسالت خواهد داشت.

    و اما اگر یک انسان واسطه شود برای آموزش و تربیت یک فرد یا گروهی از افراد مثل معلمان مدارس و استادان صاحب حرفه ها و هنرها و امثل آنها،در آن صورت آن شخصِ واسطه در آموزش، لازم است آشنائی یا تبحّری و علم و تجربیات خاصی را قبلاً بدست آورده باشد و برای این نوع آموزش ها و انتقال این نوع پیامها با اطلاعات علمی و رفتارهای جاذب اخلاقی اقدام کند. و در این صورت علم و تجربه و شخصیت اخلاقی و جاذبه های رفتاری او تأثیرات زیادی در اجرای آن مأموریت و ابلاغ آن رسالت خواهد داشت.

    پیامبران خدا – سلام الله علیهم اجمعین – صاحب شخصیت های قدسی و علم و قدرت فوق عادی انسانی بودند. خدای سبحان آنها را برای آموزش و هدایت انسانها پرورش داده بود. آنها دارای جاذبه های اخلاقی فراوانی بودند. آنها انسانها را هم با علم و کلام خود در مسیر زندگی هدایت می کردند و هم با رفتارهای جاذب خود و آن رفتارها عامل اصلی جذب انسانها بسوی دین خدا می شد.

    در بین پیامبران خدا – سلام الله علیهم اجمعین – پیامبر خاتم حضرت محمد – صلی الله علیه و آله و سلم – موقعیت بسیار ممتاز خاصی داشت و ما قبلاً و در بعضی از مقالات بیاناتی اگر چه مختصر و فشرده در این زمینه داشتیم و به مواردی از آیات کریمه قرآن مجید اشاره ای نمودیم.

    ما بارها متذکر شدیم که خدای سبحان تأثیرات عمیق و گسترده معارف دین خدا را به جاذبه های اخلاقی و شخصیتی پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم – نسبت داده است. بطوریکه در کتاب آسمانی در این زمینه فرمود:

     «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ» (آل عمران/۱۵۹) یعنی: از ناحیه رحمتی از الله نسبت به آن ها [مردم] ملایم (بسیار خوشرفتار و نرمخو) شدی و اگر سختگیر (خشن و سخت دل) بودی آن ها از دور تو پراکنده می شدند، پس آن ها را عفو کن و برای آن ها طلب غفران کن و با آن ها در «امر» مشورت کن، و وقتی در کاری تصمیم گرفتی پس به الله توکل کن، همانا الله توکل کنندگان را دوست می دارد.

    پنجم: اگر در سیره شریف رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – مشاهده می شود که آموزشهای او سریعاً در سطح وسیعی از عالم زمان بعثت او در مردم اثر گذاشت و آن توع تأثیر و ابعاد مختلف آن سبب شگفتی انسانهای زیاد و بالخصوص دانشمندان جامعه شناس و بعضی ازموّرخان شده، لازم است نکته قبلی از جهات مختلفی مورد توجه و بررسی قرار بگیرد. یعنی: وقتی گفته می شود که عامل اصلی آن تأثیرات عظیم و شگفت انگیز جاذبه های اخلاقی آن حضرت و سایر فضائل او بود، و این مطلب اجمالاً از توجه به سیره شریف او آشکار می شود و تصریح خدای سبحان در کتاب آسمانی به این مطلب آن را در ردیف سایر مسلمّات قرار داده، لازم است علاوه بر ذکر اجمالی آن، به بعضی از جهات تفصیلی موضوع هم اشاره ای شود.

     توضیح بیشتر اینکه: بطور قطع ابزار کار پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم – در هدایت انسانها و اصلاح امور زندگی آنها و نجات آنها از ضلالت و جهالت، کلام خدای سبحان یعنی:‌قرآن کریم بود و این مطلب هم از مسلمّات است و احتیاج به آوردن دلائل زیاد و استناد به حوادث تاریخی مربوط به سیره شریف آن حضرت وجود ندارد.

    اما لازم به تذکر است که چرا آن تأثیرات مورد بحث بعداً و در زمان های دیگر در حد مورد انتظار برقرار نبوده و اکنون و در زمان ما هم برقرار نیست! در حالیکه قرآن کریم موجود در دست مسلمین همان کتاب آسمانی است و معلمان کتاب آسمانی هم، آیات همان کتاب را به انسانها آموزش می دهند! به بیان دیگر چرا آموزشهای معلمان قرآن تأثیرات مورد بحث را در انسانها حتی عده زیادی از پیروان دین خدا ندارد؟ و چرا از آن تحولات مبارک مذکور در این مقالات و سایر مقالات و کتب و خطابه ها و آموزش های دانشمندان خبری و یا خبرهای قابل توجهی نیست؟

    البته مراد ما آن نیست که قرآن کریم تأثیرات اخلاقی و علمی گذشته را از دست داده است! نه قطعاً چنین مطلبی مورد نظر نیست و بلکه منظور اصلی آن است که قرآن مجید در زمان نزول آن و زمان بعثت پیامبر خاتم – صلی الله علیه و آله و سلم – تأثیرات عظیم فوق عادی در اخلاق و رفتار انسانها داشت و آن فضائل برای کتاب ایمانی ثابت شده و از مسلمّات تاریخ ظهور پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم – می باشد. اما آن وضعیتِ ظهور کرده در تاریخ حیات انسانها اکنون برقرار نیست و تفاوت آشکاری بین مردم این زمان و دوره رسالت و نبوت پیامبر خاتم – صلی الله علیه و آله و سلم – در این زمینه به وجود آمده است.

    در جواب این سؤال و در توضیح این موضوع عرض می کنیم که این تفاوت و این مشکل در زمانهای بعد از رحلت رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – و در زمان ما به چند عامل ارتباط دارد و مجموعاً به موضوع حضور آن حضرت در بین مردم و عدم حضور او مربوط می شود.

   توضیح اینکه عامل و سبب اصلی تحولاتی که در زمان ظهور پیامبر خاتم – صلی الله علیه و آله و سلم –  در عالم آن روز یا بخشی از عالم پدید آمد، اصل «دین خدا» بود و مجموع آن یعنی آیات کتاب آسمانی و اخلاق و رفتار پیامبر خدا و علم او بصورت تفسیر آیات آن! اما در زمانهای بعدی پیامبر خدا ٰ- صلی الله علیه و آله و سلم – و علم او و سفارشات او درباره معلمان آسمانی یعنی:‌صاحبان مقام عصمت و امامت حضور نداشت. یعنی: شخصیت هائی که مثل رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – و صاحبان همان فضائل و همان علم و همان جاذبه های اخلاقی بودند در نتیجه فقط یکی از آن دو عامل برقرار ماند و آن فقط الفاظ آیات قرآن مجید بود، بدون تفسیر و توضیح معانی آن ها از جانب پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – و اوصیاء و جانشینان معصوم او یعنی همان معلمعان آسمانی.

    این قسمت از بحث در شماره بعدی ادامه خواهد یافت ان شاء الله تعالیٰ

الیاس کلانتری

۱۴۰۴/۰۹/۰۳

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن