کلام ایام تاریخی- ۶۵۰، روزهای تاریخی و پر فضیلت ماه ربیع الاول

بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ*

میلاد کریم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و ولادت امام صادق (علیه السلام)

بخش دوازدهم*

کلیات*

  • جاذبه های اخلاق عظیم پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)
  • کمالات و فضائل و ارزش های فوق عادی قرآن مجید در اخلاق و رفتارهای پیامبر خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- تجلی کامل داشت.
  • ارزش های آیات قرآن مجید و جاذبه های اخلاق عظیم رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- در اصل یک حقیقت هستند که در دو صورت تجلی یافته است.
  • تفاوت شرایط فکری و اخلاقی جامعه دینی زمان استقرار رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- در بین مردم با زمان های دیگر.
  • تفاوت میزان تأثیرات سخن و کلام در انسان ها با تأثیرات ناشی از رفتارها.
  • آموزش با سخن و کلام در چه گروهی از انسان ها می تواند مؤثر واقع شود؟
  • تأثیرات آموزش ها از طریق ذکر و بیان داستان ها
  • تأثیرات آموزش ها از طریق ظهور فضائل علمی و اخلاقی در اخلاق و اعمال و رفتارها
  • ذکر و بیان داستان های اقوام بالخصوص پیامبران خدا و پیروان آن ها و کاربرد آن داستان ها در آموزش انسان ها
  • میزان و نوع تأثیرات رفتارهای فوق عادی پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در انسان ها
  • کمک رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- به یک حیوان مجروح یا ضعیف و قرار دادن آن حیوان در جای امن در حال سفر
  • رفتار کریمانه رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- با یک جوان یهودی که مزاحمت مستمری برای آن حضرت داشت.
  • نوعی از هدایت انسان ها که فقط به ذات قدوس الله نسبت داده می شود.
  • آن نوع هدایت که به رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- نسبت داده می شود در چه صورتی در انسان ها مؤثر واقع خواهد شد.
  • آیا پیامبر خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- عهده دار هدایت انسان ها بود؟
  • حضور و استقرار رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- در بین مردم امانی از عذاب خدای سبحان برای آن ها بود.
  • استغفار امان دیگری از عذاب خداوند برای بندگان می باشد.

* * * * * * * * * * * *

     مباحث شماره قبلی از این سلسله مقالات منتهی شد به موضوع تأثیرات آیات قرآن کریم و جاذبه های خاص فوق عادی آن، یا اخلاق آسمانی و جاذبه های رفتاری متعالی فوق عادی پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – در انسانها. در ادامه آن مباحث عرض می کنیم که جاذبه های اخلاقی و رفتارها و اعمال رسول خدا ٰ – صلی الله علیه و آله و سلم – و تأثیرات خاص آیات قرآن کریم دو موضوع مستقل بی ارتباط با یکدیگر نیستند و بلکه این دو حقیقت ارتباط و اتصال کامل حقیقی با یکدیگر دارند و هرگز از همدیگر جدا نمی شوند. یعنی:‌ هر دو در اصل یک حقیقت متصل به هم هستند.

    توضیح اینکه کمالات و فضائل و ارزش های فوق عادی قرآن مجید در اخلاق و رفتارهای پیامبر خدا تجلی و ظهور آشکار و کامل پیدا کرده و اخلاق و رفتارهای فوق عادی او صورت تجسم یافته و ظاهر شده آیات قرآن می باشد و کمالات و فضائل و جاذبه های خاص هر دو حقیقت متعالی دارای منشأ واحدی می باشند.

   یعنی اگر آیات کلام خدا صورت تجسمی پیدا می کرد، به شکل و صورت وجود مبارک قدسی رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – در می آمد و متقابلاً اگر شخصیت و رفتارها و علم خاص و بطور کلی وجود رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – بصورت سخن و کلام در می آمد، همان کتاب آسمانی می شد که بنام «قرآن کریم» شناخته می شود. فضائل و کمالات و ارزش های هر دو حقیقت یکی است و آن دو از همدیگر جدا نمیشوند.

   این مطلب صورت دیگر همان کلام مشهور نقل شده از وجود مبارک رسول خدا ٰ – صلی الله علیه و آله و سلم – می باشد که از آن حضرت درباره «کتاب خدا» و اهل بیت عصمت و طهارت – علیهم السلام – نقل شده است. بطوریکه آن حضرت فرمود:

   «انّی تارِکٌ فیکُمُ الثَّقَلَینِ: کِتابَ اللِّٰهِ وَ عِترَتی اَهلَ بَیتی ما اِن تَمَسَّکتُم بِهِما لَن تَضِلّوا اَبَدًا وَ اِنَّهُما لَن یَفتَرِقا حَتّیٰ یَِردا عَلَیَّ الحَوضَ» یعنی:‌من در بین شما دو امانت گرانبها و نفیس باقی می گذارم [و آن دو عبارتند از] کتاب خدا و عترت خودم و شما تا با آن دو همراه هستید، هرگز گمراه نمی شوید و آن دو از یکدیگر جدا نمی شوند، تا در کنار حوض نزد من بیایند. (۱)

    تفاوت اوضاع فکری و رفتارهای پیروان دین خدا در زمان حیات دنیوی رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – با زمان های بعدی و در زمان ما به حضور رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – در بین مردم و ظهور و تجسم جاذب و زیبای قرآن کریم در رفتارها و شخصیت قدسی آن حضرت و عدم حضور او مربوط می شود.

    یک مطلب علمی و اخلاقی یک وقت بصورت کلام و سخن و نوشته ای برای انسانها عرضه می شود. و در وقتی دیگر و شرایطی دیگر بصورت عمل و رفتاری از بعضی انسانها ظهور می یابد. اما صورت ظاهر شده آن مطلب علمی و اخلاقی جاذبه زیادی نسبت به صورت کلامی آن در انسانها خواهد داشت. و دیگر اینکه صورت کلامی یک مطلب علمی و اخلاقی عمدتاً در عده ای از انسانها مثل صاحبان اندیشه ها و تفکرات و بطور کلی دانشمندان و صاحبان حکمت و عقول خالص و امثال آنها اثر مورد انتظار را خواهد داشت، اما صورت ظهور یافته همان عمل در انسانهای بیشتر و یا بطور کلی عموم انسانها و بصورتی عمیق تر مؤثر واقع می شود و در روح آنها نفوذ می یابد.

    تأثیرات عمیق آموزشها از طریق ذکر و بیان داستانها از این نوع است و برتری تأثیر داستان ها و ذکر حوادث وقوع یافته در اعمال و رفتارهای اقوام قبلی بالخصوص پیامبران خدا – علیهم السلام – در انسانها به همین مطلب مورد بحث ارتباط می یابد.

   اما اگر آموزشهای علمی و بالخصوص اخلاقی در رفتارها و اعمال انسانها ظهور پیدا کند – بجای کلام صِرف – تأثیرات آن بیشتر و عمیق تر خواهد بود. بعنوان مثال:‌ اگر کسی مثل یک معلم و مربی، آموزش ها را بصورت کلام و سخن به متعلمان بیان کند آن کلام و سخن در صورت مطابقت با فطرت انسانها در متعلمان تأثیری به وجود خواهد آورد، اما اگر او با رفتارها و اعمال خود آنها را آموزش دهد، تأثیر آن نوع آموزش زیادتر و عمیق تر خواهد شد.

   اگر آموزش ها از طریق ظهور فضائل علمی و اخلاقی یک شخصیت قدسی و معلم آسمانی و در کنار حوادث زندگی انسانها انجام بگیرد و مردم آن رفتارهای متعالی و جاذب را از آن معلمان مشاهده کنند، و آن گروه از معلمان در جاده زندگی حقیقی با متعلمان همراه و همسفر باشند، تأثیرات آموزش ها بسیار زیاد و عمیق و ریشه دار خواهد  شد.

    قابل ملاحظه و مشاهده است که بخش عظیمی از آموزش علوم و اخلاقیات در انسانها از طریق ذکر داستانهای اقوام قبلی و در رأس آنها پیامبران مبعوث شده بسوی آنها است. البته لازم به تذکر است که در قرآن مجید ذکر و بیان داستانها به منزله ابزاری در امر آموزش به کار گرفته شده است! یعنی آموزش انسانها با داستان. بطوری که خدای سبحان فرمود:‌

    «نَتْلُو عَلَيْكَ مِنْ نَبَإِ مُوسَىٰ وَفِرْعَوْنَ بِالْحَقِّ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ» (القصص آیه ۳) یعنی:‌ ما بخشی از داستان موسی و فرعون را بصورت حقیقی بر تو می خوانیم برای [آموزش] قومی که ایمان می آورند.

    قابل توجه است که خواندن داستان در این آیه کریمه بصورت فعل مضارع به کار رفته بطوریکه فرمود «نَتْلُو عَلَيْكَ» یعنی بیان داستانها جهت آموزش اهل ایمان لازم است به صورت استمراری و بطور مکرر انجام گیرد تا تأثیرات لازم و مورد انتظار از آموزشها تحقق کامل و گسترده پیدا نماید.

   میزان و نوع تأثیرات رفتارهای فوق عادی پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در انسانها

    اصل نوع تأثیر و میزان آن در رفتارهای رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – در انسانها در مقایسه با تأثیر سخنان و آموزش از طریق خطابه ها و کلام ها یک موضوع است و رفتارهای متعالی فوق عادی موضوع دیگری است. توضیح اینکه اثر رفتار و عمل در امر آموزش و  اثر سخن و کلام تأثیرات متفاوتی دارند و این موضوع در امر آموزش عمومیت دارد یعنی در روش آموزشی معلمان و مربیان عادی هم موضوع آموزش با عمل و رفتار در قیاس با آموزش از طریق سخن و کلام،  برتری آموزش با عمل جایگاه علمی قابل توجهی دارد. اما تأثیرات اعمال و رفتارهای متعالی پیامبران خدا – علیهم السلام – بالخصوص وجود مبارک قدسی پیامبر خاتم – صلی الله علیه و آله و سلم – جایگاه بسیار رفیع متفاوتی با آموزشهای معلمان عادی دارد. بعنوان مثال: نقل شده است که روزی پیامر خدا ٰ – صلی الله علیه و آله و سلم – با عده ای از اصحاب در بیابانی در حال سفر بودند، آن حضرت متوجه یک حیوان مجروح یا مریض و ضعیف در کنار جاده شد و به همراهان دستور داد که در کنار جاده توقف کنند و خود او و همراهان از مرکب پیاده شدند و برای آن حیوان مجروح یا مریض و گرسنه غذائی آماده کردند و آسایشی برای او به وجود آوردند و او را در جای امنی قرار دادند و بعد از آن به راه خود ادامه دادند.

    دیدن آن نوع رفتار از وجود مبارک رسول خدا ٰ – صلی الله علیه و آله و سلم – و ترحم به یک حیوان در حال سفر و در بیابان و حتی شنیدن آن رفتار از کسانی که آن را مشاهده کرده بودند، تأثیرات اخلاقی بسیار عظیمی در انسانها دارذ در قیاس با تذکرات اخلاقی بصورت سخن و کلام درباره ترحم به حیوانات و کمک به آنها در وقتی که نیاز به کمک دارند.

    یا نقل کرده اند که پیامبر خاتم – صلی الله علیه و آله و سلم – در اوائل زمان بعثت به مقام رسالت و نبوت که قدرت اجتماعی و شهرت زیادی پیدا نکرده بود، بطور مستمر مورد اذیت و مزاحمت عده ای از افراد جاهل قرار می گرفت. بطوریکه در سیره شریف او نقل شده، یک جوان یهودی گاهی در سر راه آن حضرت قرار می گرفت و خاکستر بطرف او پرتاب می کرد و از آن طریق مزاحم آن وجود مبارک می شد. اما ناگهان چند روزی مزاحمت آن شخص قطع شد و خبری از او نبود، آن حضرت ازهمسایه ها و افرادی که در آن مکان بودند حال او را پرسید و فرمود که چند روزی است از او خبری نیست! به او خبر دادند که آن جوان مریض است و بستری! رسول خدا ٰ – صلی الله علیه و آله و سلم – تصمیم گرفت که عیادتی از او بعمل آورد و درب خانه او را زد و از اهل آن خانه اجازه ورود و عیادت خواست. آن جوان در مقابل آن عظمت اخلاقی و گذشت و بزرگواری او شرمنده شد و بشدت تحت تأثیر قرار گرفت.

کلام ایام - 358، ماه پرشکوه ذی الحجة و روزهای عظیم آن
بخوانید

    در آن جریان یک آموزش اخلاقی بسیار متعالی از رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – تحقق پیدا کرد، و آن رفتار جاذب فوق عادی نوعی تأثیر و مرتبه ای از آن برای آن جوان جاهل مزاحم و افراد خانواده او و کسانی که شاهد آن رفتار بودند داشت و نوعی از تأثیر هم برای کسانی که بعداً آن جریان را شنیدند و یا در کتابها خواندند.

     در آن رویداد رفتار کریمانه و متعالی رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – عظمت روحی و فضائل اخلاقی آن حضرت تجلی و ظهور بسیار آشکاری پیدا کرد. و آن عظمت محصول و آموزش و تربیت خاص خدای سبحان در پیامبر او بود و ما قبلا هم در این سلسله مقالات تذکری نسبت به آن تربیت خاص خدائی بعمل آوردیم.

    حاصل کلام در این قسمت اینکه تحول به وجود آمده در تاریخ و زمان بعثت پیامبر خاتم – صلی الله علیه و آله و سلم – به مقام رسالت و نبوت و در مرتبه ای دیگر در زمانهای بعدی و تغییرات پربرکتی که در وضع زندگی مردم در بخشی از جهان بطور مستقیم و در بخش های دیگر بطور غیر مستقیم و نجات انسانها از جهالت و ضلالت حاصل عظمت های اخلاقی و علم خاص عطا شده به آن وجود مبارک قدسی بود که در آیه کریمه مورد بحث به آن اشاره شده و در کلام امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – هم با تفصیلی یا بیان خاصی مورد تذکر قرار گرفته است.

    خلاصه و حاصل مطالب این شماره از مقالات و دو شماره قبلی یعنی: کلام شماره ۶۴۷و ۶۴۸ و ۶۴۹ و معانی آیات کریمه مورد استناد را می توانیم به صورت ذیل جمع بندی کنیم و این قسمت از توضیحات تفسیری مربوطه مورد بحث را به پایان برسانیم

    ۱- در آیاتی از قرآن کریم هدایت انسانها صرفاْ به الله – عزّوجلّ – نسبت داده شده و حتی آن نوع هدایت از پیامبر خدا هم – صلی الله و علیه و آله وسلّم – نفی شده است، مثل آیه ۵۶ از سوره قصص و آیه ۱۷ از سوره کهف. لازم به تذکر است آیات مورد استناد در مجموع این مقالات در شماره ۶۴۸ نوشته شد.

    ۲- از مجموع آیات مورد استناد در این مقالات برمی آید که هدایت انسانها به دو نوع اصلی تقسیم می شود ، یعنی اینکه به دو نوع هدایت در آیات کریمه مورد استناد اشاراتی شده و یکی از آن دو فقط به ذات قدوس الله – عزوجّل – نسبت داده می شود و نوع دیگر به پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلّم – و در حقیقت آن حضرت واسطه هدایت خداوند می باشد.

    ۳- هدایت انسانها از طرف پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلّم- در صورتی که مطابق مشیت و قوانین خدای سبحان باشد در آنها موثر خواهد شد و در غیر اینصورت تحقق پیدا نخواهد کرد .

   ۴- در آیه کریمه ای از قرآن مجید هدایت انسانها به روحی از امر خداوند نسبت داده شده که مراد از آن همان آیات قرآن است (سوره شوری آیه ۵۲) و قابل توجه دقیق است که در این آیه کریمه هدایت انسانها، هم به قرآن مجید و «نور» آن نسبت داده شده و هم به پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلّم – و این همان مطلبی است که قبلاْ گفته شد درباره ارتباط قرآن با اخلاق عظیم و رفتارهای متعالی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم)

    ۵- در آیه دیگری هدایت انسانها به سنت های خداوند و جهاد در راه خدا نسبت داده شده و اینکه این نوع هدایت شامل «محسنان» می شود. یعنی در این نوع هدایت خود انسانها هم نقشی دارند به طوری که خدای سبحان فرمود :

    «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمَانِهِمْ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ» (یونس آیه ۹) یعنی: کسانیکه ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند پروردگارشان آنها را با ایمانشان هدایت می کند در بهشت پرنعمت که نهرهایی در آنحا جریان دارد.

    ایمان و اعمال صالح انسانها سبب جریان رحمت خداوند و در نتیجه هدایت آنها می شود . در این آیه کریمه هم به هدایت خداوند و سبب آن اشاره ای شده است

    ۶- پیامبر خدا عهده دار هدایت انسانها تا مقصد نهایی خلقت نیست و بلکه او وظیفه تذکر دارد و با تذکر از نوع آنجه در سیره و رفتارهای پیامبران به کار بسته می شود وظیفه او به پایان می رسد «اهتداء» یعنی پذیرش هدایت وظیفه بندگان خداوند است .

    ۷- هدایت انسانها از طرف رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلّم – هم با کلام آن وجود مبارک انجام می گیرد و هم با اعمال و رفتارها و تاثیر هدایت و آموزش  با عمل و رفتار بیشتر از تاثیر آن با کلام است.

    ۸- پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلّم – در امر هدایت انسانها و نجات آنها از ضلالت و جهالت بیش از حد وظایف و توان خود تلاش می کرد و سختی ها ومشقت های زیادی را تحمل می نمود بطوری که خدای سبحان از روی ملاطفت خود چند بار او را از طریق فرستادن آیاتی از قرآن مجید از آن  نوع رفتار طاقت فرسا نهی فرمود.

    ۹- تفاوت نوع تاثیر رفتارهای پیامبرخدا – صلی الله علیه و آله و سلّم – با جاذبه خاص در انسانها و رفتارهای معلمان عادی قرآن مجید، در شخصیت قدسی آن حضرت و اخلاق عظیم او و علم مخصوص او و میزان محبوبیت او در قلوب انسانها بود.

    ۱۰- پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلّم – جلوتر از پیروان خود و بیش از آنها به دستورات اخلاقی و فرمانهای پروردگار عالمیان عمل می نمود. مثلا اگر آن حضرت پیروان خود را به انفاق بخشی از اموال خود به نیازمندان توصیه میکرد و به آنها می فرمود که بخشی از اموال خود را جهت رفع نیاز همنوعان خود انفاق کنند، خود او غالباً اموالی را که به دستش می رسید به نیازمندان انفاق می نمود و اندک غذا و مالی را که در اختیار داشت به نیازمندان می بخشید و خودش غالباً گرسنه می ماند و یا به حداقل غذا اکتفاء می فرمود.

صورت دیگری از برکات وجود مبارک پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – برای انسانها 

    آنچه گفته شد به جریان نزول رحمت و برکات خدای سبحان از طریق اعمال و رفتارها و شخصیت قدسی پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – و علم مخصوص عطا شده به او از طرف خدای سبحان بود که جلوه های آشکاری هم غالباً در زندگی انسانها دارد، اما نزول رحمت و برکات خدای سبحان از ناحیه وجود مبارک رسول او – صلی الله علیه و آله و سلم – منحصر و محدود به آن انواع ظاهری نمی شود. بلکه جهت دیگری هم در جریان رحمت و برکات در فضای زندگی انسانها برقرار است و آن  از نوع دیگری است و کمتر مورد توجه عموم مردم قرار دارد.

    خدای سبحان در کتاب آسمانی فرمود:

     «وَ مَا كَانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ وَ مَا كَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ» (الانفال/۳۳) یعنی: خداوند درمقام عذاب [و مجازات] آنها نخواهد بود، مادام که تو در بین آنها هستی و [همچنین] خداوند عذاب کننده آنها نیست مادام که استغفار می کنند.

   این آیه کریمه در کلامی مورد استشهاد امام امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – قرار گرفته بطوریکه فرمود:

    «كَانَ فِي الْأَرْضِ أَمَانَانِ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ وَ قَدْ رُفِعَ أَحَدُهُمَا، فَدُونَكُمُ الْآخَرَ، فَتَمَسَّكُوا بِهِ؛ أَمَّا الْأَمَانُ الَّذِي رُفِعَ فَهُوَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله)، وَ أَمَّا الْأَمَانُ الْبَاقِي فَالاسْتِغْفَارُ» یعنی: در زمین [زندگی زمینی] دو تا پناهگاه درمقابل عذاب خدا بود، که یکی از آن دو رفعت یافت [و برچیده و تعطیل شد] پس دومی را از دست ندهید و به آن تمسک بجوئید، اما امانی که رفعت یافت و از زمین فاصله گرفت، شخص رسول الله ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ بود و اما امان باقی، «استغفار» است.

  در آیه کریمه که مورد استشهاد امام ـ علیه السلام ـ قرار گرفته، وجود مبارک رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ و استقرار او در بین مردم، امان و پناهگاهی در مقابل عذاب و مجازات خدا معرفی شده است و همچنین استغفار چنان موقعیتی دارد. یعنی سبب دفع عذاب خدا می شود.

    پس حضور رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – و استقرار او در بین انسانها سپری و مانعی از عذاب می شود، علاوه بر رحمت و برکاتی که از آموزشهای ظاهری او و اعمال و رفتارهای متعالی فوق عادی او جریان یافته است.

   موضوع نزول و انتشار رحمت و برکات خدای سبحان از ناحیه حضور رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – و استقرار او بین انسانها احتیاج به توضیحاتی و ذکر رویدادهائی در سیره شریف آن حضرت دارد و ما این بحث را در شماره بعدی «ان شاء الله تعالی»‌ ادامه خواهیم داد.

الیاس کلانتری

۱۴۰۴/۰۹/۰۶

پاورقی:

۱- صدور این روایت شریف از وجود مبارک رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – قطعی است و آن در منابع روائی شیعه و اهل سنت بطور متواتر نقل شده است.

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن