کلام ایام تاریخی- ۶۵۱، روزهای تاریخی و پر فضیلت ماه ربیع الاول

بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ*

میلاد کریم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و ولادت امام صادق (علیه السلام)

بخش سیزدهم* 

کلیات*

  • امان هايی از طرف خداوند برای انسانها.
  • برکات حضور رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- در بین انسانها و برای آنها.
  • استغفار امانی است از طرف خداوند برای انسانها.
  • رفعت پناهگاهی که از طرف خداوند برای انسانها بود.
  • دعوت توحیدی رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- شامل همه اهل عالم می باشد.
  • چرا در بعضی زمانها و مکان ها میزان نزول رحمت خداوند متفاوت است؟
  • میزان بهره مندی از برکات وجود پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم).
  • تفاوت میزان بهره مندی انسانها از امکانات زندگی.
  • ایمان متقین به آخرین کتاب آسمانی و کتابهای آسمانی قبلی.
  • در آخرین کتاب آسمانی تحریفی راه نیافته است.
  • رسالت جهانی پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم).
  • وجود رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم- سببی برای نزول رحمت و برکات خاص برای همه انسانها است.
  • محرومیت بعضی از انسانها در شرایط زمانی و مکانی مختلف چگونه قابل جبران است؟
  • خدای سبحان در فضای انتشار رحمت خود همه انسانها را با شرایط متفاوت در نظر می گیرد.
  • خدای سبحان متناسب با توان و شرایط زندگی افراد برای آنها تکلیف معین می کند.

 *****************

 در انتهای مقاله قبلی متذکر کلامی از امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – شدیم درباره یکی از آیات کریمه قرآن که بمنزله تفسیری است درباره آیه کریمه، یا بیان نکته ای درباره آن آیه. امام – علیه السلام – در کلام خود فرمود:‌

    «كَانَ فِي الْأَرْضِ أَمَانَانِ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ وَ قَدْ رُفِعَ أَحَدُهُمَا، فَدُونَكُمُ الْآخَرَ، فَتَمَسَّكُوا بِهِ؛ أَمَّا الْأَمَانُ الَّذِي رُفِعَ فَهُوَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله)، وَ أَمَّا الْأَمَانُ الْبَاقِي فَالاسْتِغْفَارُ» (۱) یعنی: در زمین [زندگی زمینی] دو تا پناهگاه درمقابل عذاب خدا بود، که یکی از آن دو رفعت یافت [برچیده و تعطیل شد] پس دومی را از دست ندهید و به آن تمسک بجوئید، اما امانی که رفعت یافت و از زمین فاصله گرفت، شخص رسول الله ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ بود و اما امان باقی، «استغفار» است.

    امام – علیه السلام – بطور ضمنی درباره آیه کریمه، هم به مقام قدسی رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – اشاره ای فرموده و نقش آن در زندگی انسانها، اگر چه بعد از رحلت آن حضرت و رفعت آن پناهگاه و هم به نقش و تأثیر «استغفار» در زندگی آنها و در حقیقت کلام امام متضمن تذکری برای استفاده اهل ایمان از جهت کاربردی آیه کریمه است. به بیان دیگر تفسیری است کاربردی برای آیه و یا جهتی از آن.

    حاصل بحث اینکه حضور رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – و استقرار او در بین مردم پناهگاهی بود در مقابل عذاب خدای سبحان و رحمت واسعه خداوند سبب ایجاد آن پناهگاه شده بود و آن ذات قدوس، پیامبر خود را رحمتی برای عالمیان قرار داده بود، بطوریکه فرمود:

    «وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ» (الانبیاء آیه ۱۰۷) 

    و ما در مقالات قبلی درباره این آیه کریمه و معانی آن توضیحاتی ذکر کردیم. به هر حال آیه کریمه متذکر موضوع تأثیرات مبارک حضور رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – در بین مردم شده و کلام امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – هم متذکر جهت کاربردی آیه کریمه و توجه بیشتر اهل ایمان به مقام و شخصیت آن وجود مبارک و همچنین نقش «استغفار» در زندگی آنها می شود، خصوصاً در زمانی که آن پناهگاه اولی از عالم دنیا رفعت یافته است.

     نکته دیگری درباره آیه کریمه و کلام امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – قابل تذکر است و آن اینکه کلام مورد بحث بعد از رحلت رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – از امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – صادر شده است، پس نیازی به توجه مجدد و مستمر درباره آن وجود دارد. توضیح اینکه آیه کریمه طبعاً در زمان حیات دنیوی رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – نازل شده بود و لازم بود مورد توجه اهل ایمان قرار بگیرد. یعنین اهل ایمان بهره و فواید لازم را از حضور آن حضرت در بین خودشان ببرند، اما امکان آن بهره مندی بر حسب ظاهر با رحلت رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – از بین رفته بود! حال لازم است این نکته مورد توجه و تدبر قرار بگیرد که ذکر موضوع امان خداوند از عذاب از ناحیه حضور آن حضرت در بین مردم چه حکمتی دارد؟ یا به بیان دیگر، از آن مرتبه از رحمت خدای سبحان که با حضور آن حضرت در بین مردم برقرار بود و بعد از رحلت آن حضرت، رفعت یافته بهره ای هم نصیب کسانی می شود که زمان برقراری جریان نبوت و رسالت او در عالم دنیا نبودند، می شود، یا آن رحمت اختصاص به عده ای از اهل ایمان داشت که آن زمان و مجاورت با رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – را درک کردند. توضیح بیشتر اینکه آیا مرتبه ای از رحمت خداوند که از ناحیه حضور آن وجود مبارک در بین مردم برقرار بود و با رحلت آن حضرت از عالم دنیا قطع شد، اختصاص به گروهی از اهل ایمان و معاصران او داشت و بقیه اهل ایمان بطور کلی و بطور کامل از آن بی بهره می مانند؟

    در جواب این شبهه عرض می کنیم که خواه و ناخواه عده ای از انسانها در زمان ها و مکان های مختلف از نوعی و مرتبه ای از رحمت و برکات خداوند، بی بهره و یا کم بهره خواهند بود و این محرومیت به موقعیت آنها در زندگی و به خود آنها ارتباط می یابد و خدای سبحان رحمت واسعه خود را در همه زمانها و مکان ها برقرار می کند و انسانها از ناحیه اراده و مشیت و افعال او محرومیتی پیدا نمی کنند و یا اگر بطور اجتناب ناپذیر به محرومیتی مبتلا شدند، خدای سبحان از جهت دیگری آنها را از رحمت و برکات خود بهره مند می سازد.

    بعنوان مثال:‌ وقتی یک پیامبر از طرف خدای سبحان به مقام نبوت و رسالت مبعوث می شد و مردم کلام خدا را بطور مستقیم از خود شخص آن پیامبر می شنیدند و رفتارهای کریمانه و اخلاق آسمانی را از شخص آن پیامبر مشاهده می کردند، رغبت زیادی نسبت به آموزش های دینی پیدا می کردند. اما آن فرصت یعنی مصاحبت با شخص یک پیامبر و دریافت آموزش های دینی برای ساکنان مناطق دیگر به اندازه کسانیکه مجاور آن پیامبر بودند و در محل زندگی او ساکن بودند، غالباً امکان پذیر نبود و آنها طبعاً در محل زندگی خود حضور داشتند و خبرهای ظهور پیامبر و آموزش های او را توسط دیگران می شنیدند. طبعاً آن جریان اجتناب ناپذیر بود و آنها چاره ای نداشتند جز اینکه آموزش ها را بطور غیر مستقیم و از راه دور دریافت کنند و یا چند نفر را از بین خود انتخاب کنند و بعنوان نماینده های خود به محل حضور و سکونت آن پیامبر بفرستند تا در سخنان و رفتارهای آن شخص مدعی نبوت تحقیق کنند و موضوع نبوت مورد ادعا را بررسی کنند و برگردند و خبرها را به اطلاع افراد جامعه خود برسانند. در آن صورت دو نوع تأثیر از معارف دین خدا در بین مردم جریان پیدا می کرد، یکی تأثیر در افرادی که همسایه های آن پیامبر بودند و رفتارهای کریمانه و جاذب او را مشاهده می کردند و در مسیر جاذبه های شخصیتی او قرار می گرفتند، دومی کسانیکه سخنان و رفتارهای او را از دیگران می شنیدند، طبعاً در آن صورت آن دو نوع تأثیر با یکدیگر تفاوتهایی خواهند داشت. همچنین کسانی که در زمان حیات یکی از پیامبران خدا زندگی می کردند و امکان تحقیق درباره دین خدا برای آنها چه بطور مستقیم و چه غیر مستقیم برقرار بود، با کسانی که مدتها بعد از رحلت آن پیامبر به دنیا آمدند و بعد از مدتی با معارف دین خدا آشنا شدند، تفاوتهائی با یکدیگر خواهند داشت. در این صورت عده ای از انسانها از مصاحبت با شخص یک پیامبر محروم خواهند شد. و فواید همزمان بودن با یک پیامبر و همسایه بودن با او به ساکنان مناطق دیگر نخواهد رسید و آنها از آن فواید بی بهره خواهند بود.

    این جریان اجتناب ناپذیر است و چاره ای از آن نیست و چون نمی شود همه انسانها در یک زمان متولد شوند و یا فقط در یک منطقه سکونت کنند تا از برکات حضور یک پیامبر در آن زمان و آن جامعه بطور مستقیم و مساوی با یکدیگر بهره مند شوند!

    اما این جریان اختصاصی به موضوع نبوت و ظهور یک پیامبر ندارد بلکه در جهاتی بین عده زیادی از انسانها عمومیت دارد مثل اینکه یک طبیب بسیار ماهر و با تجربیات فراوان در علم طب و شناسائی و معالجه بیماران در یک شهر و یک منطقه از یک شهر سکونت دارد و بیماران از نقاط مختلف به مطب او و بیمارستان یا درمانگاهی که او در آنجا اشتغال به کار دارد می روند و تحت معاینه و معالجه قرار می گیرند. طبعاً رجوع به آن طبیب برای کسانیکه در آن کشور یا آن شهر یا آن منطقه زندگی می کنند آسانتر است نسبت به کسانی که در کشور یا شهر یا منطقه دیگری زندگی می کنند. یعنی ساکنان آن شهر از فضیلتی برخوردار هستند که دیگران از آن محروم یا کم بهره اند. اما به هر حال این جریان اجتناب ناپذیر است.

کلام ایام - 137، ماه رمضان ماه برکات بی پایان
بخوانید

    این موضوع درباره برقراری یک بیمارستان و یک مدرسه و یک مرکز تجاری و فروشگاه و یک پارک عمومی و یک کتابخانه و یک مرکز پلیس و یک حکومت صالح و امثال آنها هم برقرار است. همچنین شامل افرادی هم می شود که در خانواده ای به دنیا آمده اند که اخلاق متعالی و برتر در آن برقرار بوده و والدین آن افراد تحصیل کرده بودند و آموزشهای علمی و اخلاقی مطلوبی دریافت کرده بودند، در مقابل و برعکس کسانی در خانواده و محیط زندگی نوع دیگری به وجود آمده و پرورش یافته اند.

    مثالها و نمونه ها از این قبیل موارد زیاد است و با اندک تعقلی درباره اصل این موضوع و بعضی از فروع آن اهمیت موضوع روش می شود و اینکه درباره دفع و رفع چنین مشکلی چه کار باید کرد؟  و آیا می شود بعضی از این نوع تفاوتها در حقوق بین انسانها در نظر گرفته شود و کسانی که از بعضی جهات دچار محرومیت ها و سختی ها قرار می گیرند مشمول بعضی از معافیتها و امتیازات و حقوق اجتماعی خاص قرار بگیرند؟

    اما درباره موضوع نبوت و بعثت پیامبران و نزول کتاب های آسمانی، این موضوع صورت خاص دیگری دارد و موقعیت افراد انسانی در آن جریان بطور کامل مورد توجه قرار می گیرد. توضیح اینکه مراتبی از الطاف و برکات خدای سبحان از ناحیه بعثت پیامبران بین عموم انسانها بصورت یکسان جریان می یابد، مثل جاذبه خاص کلام خداوند در کتابهای آسمانی و آن مقدار از فضائل اخلاقی که از رفتارهای پیامبران خدا در جوامع مختلف منتشر می شود و عموم انسانها از آن مطلع می شوند. و در آن  جریان انسانها بطور یکسان مورد توجه  و  تکریم  و  محبت قرار می گیرند و  از فواید و آثار و برکات دین خدا  بطور  یکسان
بهره مند می شوند.

    اما چون بحث و بررسی روشهای آموزشی و پرورشی عده ای از پیامبران و فرهنگ حاکم بر جوامعی که آنها در آن جوامع به رسالت و نبوت مبعوث شدند، در یک مقاله مختصر امکان پذیر نیست، ما ناچار به بررسی بعضی جهات جریان رسالت و نبوت وجود مبارک پیامبر خاتم حضرت محمد – صلی الله علیه و آله و سلم – اکتفاء می کنیم. دیگر اینکه اصلاً بحث ما در این مقالات به همین موضوع مربوط است اگر چه ایمان به همه پیامبران خدا و نزول کتابهای آسمانی قبلی جزء وظایف دینی اهل ایمان و پیروان حقیقی دین خدا می باشد. بطوریکه خدای سبحان در آیاتی از آخرین کتاب آسمانی بطور مکرر متذکر این موضوع شده و از جمله می فرماید:

    « ذَٰلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ ۛ فِيهِ ۛ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ – الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ – وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَبِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ» (البقره آیات ۲-۴) یعنی: آن است کتابی که هیچ تردیدی در آن نیست، هدایتی است برای اهل تقوا، آنان که ایمان می آورند به غیب [بطور مستمر] و نماز برپای می دارند و از آنچه به آنها روزی دادیم انفاق می کنند – و آنانکه ایمان می آورند به آنچه بر تو نازل کردیم و آنچه که قبل از تو نازل شده و آنها به آخرت هم ایمان یقیین می آورند – آنها بر هدایتی از طرف پروردگارشان قرار دارند و آنها همان رستگارانند.

    در آیات کریمه فوق ایمان به آخرین کتاب آسمانی یعنی قرآن کریم و ایمان به کتابهای قبلی از اوصاف مؤمنان حقیقی یعنی اهل تقوا شمرده شده و البته مراد ایمان مستمر می باشد – که قبلاً بطور مکرر در بعضی از مقالات درباره آن یعنی ایمان مستمر توضیحی آوردیم – و آن چیزی علاوه بر عقیده و معرفت قلبی است.

    در هر صورت پیروان حقیقی دین خدا و ایمان آورنده ها به آخرین پیامبر خدا و آخرین کتاب آسمانی، به کتابهای آسمانی قبلی هم علاوه بر آخرین کتاب آسمانی، ایمان می آورند و آن ایمان هم صورت استمراری دارد. البته قابل تذکر است که ایمان مورد نظر درباره اصل کتابهای آسمانی قبلی یعنی تورات و انجیل می شود و نه صورت تحریف یافته از آنها که امروزه اهل کتاب مدعی پیروی از آنها هستند.

     نکته دیگر اینکه قرآن مجید یعنی آخرین کتاب آسمانی مشتمل بر همه معارف دین خدا و صورت کامل آموزش های وحیانی و فضائل کتابهای آسمانی قبلی می باشد و تنها کتاب آسمانی است که تحریفی در آن راه نیافته و اصلاً امکان تحریف در آن وجود ندارد.

عمومیت دعوت پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم)

    اصل دعوت پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم – جنبه عمومی و جهانی دارد  و این موضوع بارها در کتاب آسمانی مورد تذکر قرار گرفته است، از جمله خدای سبحان فرمود:

    ۱- «وَ مَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ» (الانبیاء آیه ۱۰۷) یعنی: این [قرآن] نیست جز آموزشی برای همه اهل عالم.

    ۲- «إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ» (ص آیه ۸۷) یعنی: این [قرآن] نیست جز آموزش برای اهل عالم.

    ۳- «وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ» (سبأ آیه ۲۸) یعنی:‌ما [ای پیامبر] تو را نفرستادیم جز برای تمام مردم بشارت دهنده و هشدار دهنده لیکن اکثر مردم نمی دانند.

    در این نوشتار به ذکر این آیات کریمه اکتفاء می کنیم چون بحث اصلی در آن اصل موضوع نزول رحمت و برکات خدای سبحان از ناحیه وجود مبارک قدسی رسول اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم – می باشد و تفاوت میزان بهره مندی از وجود آن حضرت برای عموم انسانها٬ فرعی است به آن موضوع اصلی. و عنایات پروردگار عالمیان به عموم انسانها در این زمینه و روش فعالیت پیامبر خاتم – صلی الله علیه و آله و سلم – و در نظر داشتن عموم انسانها و استحقاق آنها برای دریافت آن برکات در ادامه بحث روشنتر خواهد شد. حاصل بحث اخیر در این سلسله مقالات و تکمیل آن -در حد این مقاله عبارت است از بیان ذیل :

وجود رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم- و شخصیت قدسی او سببی برای نزول رحمت و برکات خاص به تمام عالم انسانها می باشد و خدای سبحان توسط آن وجود مبارک مراتبی متعالی از رحمت و برکات خود را به عالم انسانها نازل فرموده است. بطوریکه برای همه انسانها در همه زمانها امکان بهره مندی از آن برکات وجود دارد. جهتی از برکات به موضوع دفع عذاب از انسانها مربوط میشود که عمدتاٌ شامل آن عده از انسانها می شود که معاصر آن حضرت بودند و یا در منطقه زندگی می کردند که آن وجود مبارک در آن منطقه حضور و استقرار داشت و حضور او در بین مردم امانی بود از طرف خدای سبحان برای آنها . البته آن امان و آن پناهگاه با رحلت آن حضرت رفعت یافت و ظاهراٌ و بصورتی برچیده شد.

ما قبلاٌ متذکر شدیم که آیا می شود گفت معاصران پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم- و افرادی که در مجاورت او زندگی می کردند بهره مند از فضیلتی بودند که دیگران در آن زمان و زمانهای دیگر از آن فضیلت محروم خواهند بود؟ در جواب از این شبهه عرض کردیم که این جریان اجتناب ناپذیر است چون امکان ندارد که همه مردم در یک زمان  و در منطقه معینی از زمین حضور پیدا کنند تا بطور مستقیم از برکات حضور رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- بهره مند شوند! و گفتیم که این جریان اختصاص به این مورد ندارد و بلکه در جهات مختلفی در زندگی انسانها برقرار است. اما در نظام زندگی در دین توحیدی این مشکل به نحوی برطرف می شود و از بین می رود و محرومیت زیادی شامل حال انسانها از این طریق نمی شود.

توضیح اینکه خدای سبحان در فضای انتشار رحمت خود همه انسانها با شرایط متفاوت زندگی آنها را در نظر می گیرد و متناسب با نعمت ها و یا سختی ها و مشقت ها و میزان بهره مندی ها یا محرومیت ها با بندگان خود رفتار می کند و اگر افرادی از بندگانش از جهتی دچار محرومیت ها و سختی های زندگی قرار گرفتند از جهت دیگر و بصورتی دیگر آن محرومیت ها و سختی ها را برای آنها جبران می کند. البته این نوع توجه به انسانها و حقوق آنها  و بهره مندی متناسب با نیاز های آنها از ناحیه علم و قدرت و دیگر صفات کمالیه ذات قدوس الله امکان پذیر است خدای سبحان در کتاب آسمانی می فرماید:

«لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا»(البقره آیه۲۸۶) یعنی: خداوند کسی را جز متناسب با توان او مکلف نمی کند.

یعنی اینکه  خدای سبحان متناسب با توان و شرایط زندگی افراد برای آنها تکلیف معین می کند و استعداد و توانایی و امکانات و شرایط زندگی آنها را در نظر می گیرد. توضیح بیشتر اینکه خدای سبحان هم در جهت تکالیف و میزان آنها و نحوه عمل به دستوراتش وضعیت بندگانش را در نظر می گیرد و هم در جهت الطاف و عنایات و عطایای خودش و رزقی که به بندگان عطا می کند و منظور «رزق» به معنی گسترده آن است.

این بحث در شماره بعدی ادامه خواهد یافت(ان شاء الله تعالی)

الیاس کلانتری

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن