کلام ایام تاریخی- ۶۵۲، روزهای تاریخی و پر فضیلت ماه ربیع الاول

بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ*
میلاد کریم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و ولادت امام صادق (علیه السلام)
بخش چهاردهم*
بحث ما در شماره قبلی از این سلسله مقالات رسید به موضوع عمومیت دعوت توحیدی رسول خاتم حضرت محمد – صلی الله علیه و آله و سلم – و جهانی بودن آن و اینکه رحمت و برکات نازل شده از بعثت آن حضرت در همه زمان ها استمرار دارد و هیچ زمانی قطع نخواهد شد.
در مباحث قبلی کلامی از امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – مورد بررسی قرار گرفت و آن کلام مشتمل بر تفسیری مختصر بر یکی از آیات کریمه قرآن مجید بود و حاصل بحث این بود که خدای سبحان حضرت رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – و اقامت او را بین مردم، امانی برای آن ها قرار داده است و با حضور آن وجود مبارک عذابی بر آن ها نازل نمی شود و همچنین تا مردم استغفار می کنند، باز عذاب موردنظر بر آن ها نازل نمی شود.
این نکته هم مورد بررسی قرار گرفت که آیا معاصران آن حضرت و کسانی که سعادت مجاورت با او را داشتند – یعنی سکونت در منطقه ای از زمین که آن وجود مبارک هم در آن منطقه حضور داشت – برخوردار از فضیلتی بودند که دیگران چه در زمان حیات دنیوی او و چه بعد از رحلت او از آن فضیلت محروم می باشند؟
در پاسخ این سؤال و برطرف شدن این شبهه عرض کردیم که جهتی از این موضوع اجتناب ناپذیر است چون همه انسان ها در یک زمان و زمان های دیگر که نمی توانند در زمان واحد و در مکان واحدی جمع شوند و کنار یک پیامبر زندگی کنند، تا بتوانند بطور یکسان از برکات وجودی آن شخصیت قدسی بهره مند شوند! یعنی طبعاً انسان ها در زمان ها و مکان های مختلفی حضور و زندگی خواهند داشت و بهره مندی بعضی از آن ها از بعضی دیگر خواه و ناخواه متفاوت خواهد بود.
اما در نظام زندگی در عرصه دین توحیدی خدای سبحان محرومیت های عده ای از بندگان خود را به نحوی جبران می کند و بهره مندی اندک عده ای از بندگان خود را در بعضی جهات از طرق دیگر به بهره مندی بیشتری تبدیل می نماید، حال چه این نوع جبران در عالم دنیا تحقق یابد و چه در زندگی بعد از دنیا و در آخرت.
در این زمینه متذکر آیه ای از قرآن مجید شدیم و در این نوشتار هم آیه کریمه مورد نظر را محدوداً مورد توجه قرار می دهیم. خدای سبحان فرمود:
«لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا» از این آیه کریمه بر می آید که خداوند در تکالیف بندگان خود و میزان اعمال عبادی آن ها وضعیت بندگان خود را از جهات مختلف در نظر می گیرد، حال چه در اصل عمل عبادی و وظایف معین شده برای آن ها و چه در نحوه انجام آن اعمال. به عنوان مثال:
خدای سبحان بندگان خود را موظف فرموده است به انفاق نسبت به نیازمندان و بعضی از امور اجتماعی، اما افرادی که وضع مالی مناسبی ندارند از انجام این تکلیف معاف می شوند، یعنی این عمل عبادی عمدتاً اختصاص به ثروتمندان دارد و یا اینکه انفاق افراد کم در آمد را، خدای سبحان ده ها و صدها و حتی گاهی بیشتر از آن ها به حساب می آورد و به آن ها پاداشی بیشتر عطا می کند.
همچنین بندگان در حال سفر و بیماری و ضعف بدنی و سنین بالای عمر خود، از روزه گرفتن معاف می شوند و در صورت امکان بعد از رفع آن وضعیت های خاص قضای روزه خود را به جای می آورند و یا اگر روزه گرفتن برای آن ها مشقت قابل توجهی به وجود می آورد، آن ها می توانند به جای روزه، کفاره ای بپردازند، و از این طریق از روزه گرفتن معاف شوند.
در عطایا و الطاف خدای سبحان هم استحقاق ها و نیازهای انسان ها مورد عنایت و توجه آن ذات قدوس قرار می گیرد.
امیرالمؤمنین علی -علیه السلام- فرمود:
«تَنْزِلُ الْمَعُونَةُ عَلى قَدْرِ الْمَؤُونَةِ»(۱) یعنی: کمک (خدا) به اندازه نیاز نازل می شود. امام – علیه السلام – در این کلام شریف اشاره ای به یکی از سنت های خدا نموده و آن نزول کمک به بندگان و نزول رزق برای آن ها است. یعنی در عطایای پروردگار عالمیان به بندگان، میزان نیاز آن ها در نظر گرفته می شود و وضعیت بندگان سببی برای تفاوت ها در عطایای خداوند می شود. پس وضعیت بندگان از جهات مختلف مورد عنایات پروردگار عالمیان می باشد هم در تکالیف آن ها و هم عطایای خداوند به آن ها و هم در میزان پاداش اخروی آن ها و این مطلوب بطور کامل حاصل نمی شود جز در حیطه علم بی پایان خدای سبحان و در تقدیرات او.
برکات وجود مبارک رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم – برای انسان های در شرایط متفاوت
برکات وجود رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- مجموعاً بی پایان است و فوق حد اندازه گیری و ارزیابی با محاسبات عادی و متعارف. لوازم و ابزارهای موردنیاز انسان ها جهت انتقال جریان رحمت خدا هم از طریق شخصیت پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – بی پایان و فوق حد محاسبه است. لوازم اصلی انتقال رحمت و برکات خداوند به بندگان، علم خاص و قدرت خاص و بصیرت و استقامت فوق عادی است که خدای سبحان زمینه های آن ها را به پیامبر گرامی خود عطا کرده و آن ها با اعمال و رفتارهای فوق عادی آن حضرت به طور کامل تجلی یافته و محقق شده است.
این قسمت از بحث را با ذکر و توضیح چند نکته به پایان می بریم و وارد بحثی دیگر در تفسیر و توضیح موضوع اصلی و تفسیر آیه کریمه مورد بحث می شویم:
یکم: از مجموع آیات قرآن مجید و تصریح تعدادی از آن آیات، وجود رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – و فعالیت های او و حضور او در بین مردم سبب پدید آمدن برکات فراوان و انتقال آن ها به فضای زندگی انسان ها شده است. و یکی از آن ها پناهگاهی از طرف خدای سبحان برای بندگان است که مانع نزول عذاب در مقابل اعمال آن ها بود. اما آن امان بر حسب ظاهر با رحلت آن حضرت رفعت یافته و انسان ها از آن ناحیه دچار محرومیتی شده اند. اما تذکر و توضیح یک موضوع در این زمینه ضروری است.
و آن اینکه اگرچه با رحلت رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- امنیت ناشی از وجود و حضور آن حضرت رفعت یافته و از انسان ها فاصله گرفته، اما مرتبه ای از رحمت و برکات وجود او در صورت دیگری بین انسان ها برقرار است یعنی از حضور آن باب رحمت خداوند در زمانی بین انسان ها تحولات مبارکی پدید آمده و تا زمانی که آن تحولات از ناحیه رفتارهای عبادی انسان ها برقرار باشد، مرتبه ای از رحمت و برکات خداوند هم برای اهل ایمان و اعمال صالح برقرار خواهد بود. همچنان که یکی از آن دو نوع امان با استغفار انسان ها برای آن ها برقرار می باشد و «استغفار» بندگان و استمرار و کثرت آن از جمله آموزش های خدای سبحان در قرآن مجید و آموزش های عملی رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- می باشد.
پروردگار عالمیان وجود رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- و رسالت او را رحمتی برای «عالمیان» قرار داده است.
به طوری که آیه کریمه:
«وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ» چند بار در مباحث این مقالات مورد استناد قرار گرفت، طبعاً عالمیان در زمان واحد و دوره حیات دنیوی آن حضرت در دنیا حضور نخواهند داشت، لذا لازم است رحمت ناشی از وجود و رسالت رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- در زمان های دیگر هم استمرار داشته باشد، اگر چه در صورت ها و اَشکال مختلف. توضیح اینکه یکی از مراتب نزول رحمت پروردگار عالمیان به فضای زندگی انسان ها امان او در مقابل نزول عذاب است و رحمت خدای سبحان از ناحیه رسول او -صلی الله علیه و آله و سلم- اَشکال و صورت های دیگری هم دارد.
دوم: در این زمینه مناسبت دارد که کلامی از امیر المؤمنین علی -علیه السلام- را مورد توجه قرار دهیم. امام -علیه السلام- در یکی از سخنان خود فرمود:
«كُنَّا إِذَا احْمَرَّ الْبَأْسُ اتَّقَيْنَا بِرَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله)، فَلَمْ يَكُنْ أَحَدٌ مِنَّا أَقْرَبَ إِلَى الْعَدُوِّ مِنْهُ»(۲) یعنی: زمانی که آتش جنگ به شدت بر افروخته می شد [و کار جنگ به مرحله سختی می رسید] ما کنار رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- پناه می گرفتیم، لذا هیچ کس از ما به دشمن نزدیک تر از آن حضرت نبود.
این مطلب و این کلام نقل شده از امیرالمؤمنين علی -علیه السلام- احتیاج به توضیحی دارد و آن اینکه نوع فعالیت های امام -علیه السلام- در جنگ ها و فداکاری و شجاعت بی نظیر او در مقابل دشمنان و حفظ وجود مبارک پیامبر خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- در تاریخ مشهور و زبانزد خاص و عام بوده است به طوری که در جنگ «اُحد» وقتی شایع شد که رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- کشته شده مسلمین فرار کردند و پراکنده شدند و در بخشی از جنگ فقط ۳ نفر کنار آن حضرت ماندند و زمانی رسید که فقط امام -علیه السلام- کنار آن حضرت ماند و به تنهایی از وجود شریف رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- دفاع می کرد. دشمنان دین خدا در آن بخش از جنگ با تمام جدیت قصد کشتن رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- را داشتند و گروه گروه برای کشتن آن حضرت حمله می کردند و امیر المؤمنین به تنهایی تمامی آن حملات را دفع می کرد و سرانجام با همت فوق عادی و صلابت و شجاعت بی نظیر امام -علیه السلام- خطر کشته شدن رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- برطرف شد و امام -علیه السلام- جراحت های زیادی در آن مرحله از جنگ دریافت کرد به طوری که در منابع تاریخی ذکر شده است که دهها زخم به پیامبر مبارک امام -علیه السلام- وارد شده بود.
جریان خوابیدن امام -علیه السلام- در خانه رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- در شبی که خانه آن حضرت از طرف کفار محاصره شده بود، یعنی شب هجرت مخفیانه او از مکه، در منابع تاریخی مشهور است، و اشاره ای هم در کتاب خدا، قرآن مجید به فداکاری آن حضرت در حفاظت از وجود مبارک رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- شده است، به طوری که فرمود:
«وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ» (البقرة آیه۲۰۷) یعنی: از انسان ها کسی هست که جانش را در راه بدست آوردن رضایت الله می فروشد و خدا نسبت به بندگان مهربان است.
قابل توجه است که احتمال کشتن امام – علیه السلام – در آن شب در حلقه محاصره دشمنان با محاسبات عادی تقریباً حتمی بود.
در جنگ بدر که خطرناک ترین جنگ های دفاعی پیامبر خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- و پیروان او بود و تعداد سپاه دشمن ۳ برابر همراهان آن حضرت بودند و آن ها با سلاح ها و تجهیزات کامل و برای جنگ آمده بودند و مسلمین با اندک اسلحه و تجهیزات جنگی آمده بودند و قصد جنگ نداشتند که ناگهان مورد حمله سپاه کفار قرار گرفتند، امام امیرالمؤمنین با شجاعت و ایمان و قدرت روحی بی نظیر خود تحول عظیمی در میدان جنگ پدید آورد به طوری که از هفتاد نفرکشته شده های سپاه مهاجم سی و شش نفر آن ها فقط به دست خود شخص امام – علیه السلام – کشته شدند و سی و چهار نفر توسط بقیه سپاه دین خدا. و رفتار جنگی امام – علیه السلام – سبب قدرت روحی و استقامت و آرامش روحی همراهان رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – شد.
حال چطور امام -علیه السلام- می فرماید که در زمانی که جنگ شدت می یافت ما کنار رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – پناه می گرفتیم. و آن حضرت در چنان شرایط نزدیک ترین فرد به دشمنان بود؟
در جواب این شبهه می شود گفت: اولاً: امام -علیه السلام- در این کلام در مقام توصیف رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – و بیان شجاعت و صلابت خاص آن حضرت و هیبت مقدس او بوده که در جنگ ها در صف اول مجاهدان و نزدیک ترین افراد به سپاه دشمن بود.
ثانیاً: مراد امام – علیه السلام – از پناه بردن به رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – فقط شخص خودش نبوده، بلکه او رفتار مجموع افراد سپاه دین خدا را بیان نموده و این نوع کلام در سخنان امام – علیه السلام – زیاد مشاهده می شود، که فعلی را به عموم مردم یا عموم اهل ایمان نسبت می دهد، حتی گاهی خود شخص آن وجود مبارک در آن رفتار موردنظر نبوده باشد. به طوری که او در کلامی فرمود:
«لَقَدْ كُنَّا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله) نَقْتُلُ آبَاءَنَا وَ أَبْنَاءَنَا وَ إِخْوَانَنَا وَ أَعْمَامَنَا : مَا يَزِيدُنَا ذَلِكَ إِلَّا إِيمَاناً وَ تَسْلِيماً ، وَ مُضِيّاً عَلَى اللَّقَمِ ، وَ صَبْراً عَلَى مَضَضِ الْأَلَمِ ، وُجِدَا فِي جِهَادِ الْعَدُوِّ»(۳) یعنی: ما در حضور رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بودیم، پدران و فرزندان و برادران و عموهای خود را می کشتیم و این کشتار با نزدیک ترین اشخاص به ما، جز بر ایمان و تسلیم و حرکت ما در راه روشن و بردباری ما در برابر نیش های درد آگین و کوشش ما در جهاد با دشمن نمی افزود.(۴)
قطعاً در این کلام منظور امام علیه السلام شخص خود نمی باشد چون در زمان آن جنگ ها پدر امیرالمومنین زنده نبود و همچنین فرزندان او در سنینی نبودند که در جنگی شرکت کنند چون کودکان خردسال بودند. پس بنابراین در این کلام مراد – امام علیه السلام – عموم افراد سپاه دین خدا بودند.
ثالثاً: شاید مراد از پناه بردن به رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- در زمان شدت یافتن جنگ، جهت دفع خطر کشته شدن و سالم ماندن در میدان جنگ نباشد، بلکه اجتماع در کنار آن وجود مبارک و بهره مندی از حضور او احتمال دارد برای پیروزی بر دشمن و ازدیاد شجاعت در آن ها باشد که مقصد اصلی عده قابل توجهی از مؤمنان در جنگ ها همان بوده است.
رابعاً: در هر صورت از کلام امام – علیه السلام – بر می آید که محل استقرار رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم- در میدان جنگ محل جریان رحمت خاصه خدای سبحان و محل نزول برکات فراوان و محل استقرار ملائکه بوده است. طبق تصریح خدای سبحان در کتاب آسمانی گروه هایی از ملائکه برای نصرت دین خدا و شخص رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- در جنگ ها و بعضی دیگر از اهداف مأموریت داشتند. نصرت خدای سبحان – عزّوجلّ – برای اهل ایمان و پیروان دین توحیدی هم توسط وجود مبارک قدسی رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – به آن ها می رسید و شخص آن حضرت و روح قدسی او ظرفیت بسیار وسیعی جهت دریافت امواج رحمت و برکات خداوند داشت و آن امواج رحمت و برکات به طرف مقام قدسی خاص او جریان می یافت و از آن ناحیه به فضای زندگی انسان ها منتقل می شد.
سوم: مدیریت جامعه دینی از طرف وجود مبارک رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – و تجلی شخصیت قدسی آن حضرت در رفتارها و تعمق او در عبودیت پروردگار عالمیان و درجه اخلاص او در حدی بوده که جاذبه های آن شخصیت از مرزهای زمان و مکان محدود فراتر رفت و به آینده گان هم رسید و عامل و سبب نوعی هدایت معنوی گردید، علاوه بر آموزش ها باکلام و بصورت محسوس برای انسانها.
به بیان دیگر آن وجود قدسی علاوه بر آموزش انسانها به روشهای ظاهری و انجام کامل وظایف «مقام نبوت» عامل و سبب نوعی هدایت باطنی هم برای انسانها چه معاصران و چه آینده گان بود. تأثیرات آن نوع هدایت و میزان و وسعت آن ارتباط کاملی با درجات شخصیت آن وجود مبارک داشت.
لازم به ذکر است که بعد از رحلت آن حضرت و وقوع حوادثی زیانبار از ناحیه تبدیل حکومت دین خدا که توسط رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – برقرار شده بود به حکومت مسلمین رهبری معنوی امام امیر المومنین علی – علیه السلام – و حضرت صدیقه طاهره، فاطمه زهرا – سلام الله علیها – دختر رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – و دیگر معلمان آسمانی یعنی صاحبان مقام عصمت و امامت برای آینده گان استمرار یافت و برقرار ماند. حتی برکات این نوع هدایت در مراتبی شامل حال معاصران آن حضرت هم شد. در نتیجه می شود آن هدایت معنوی را، هم به شخص معلمان آسمانی و صاحبان مقام امامت و هم به خود شخص رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – نسبت داد. چون در هر صورت استمرار آن هدایت معنوی را خود آن وجود مبارک پایه گذاری کرد و ارکان آن بنای باشکوه هدایتِ معنوی بصورتی ساخته شد و استحکام یافت که در مقابل طوفان های حوادث شکسته نشود و برقرار بماند.
بعد از ذکر اوصافی از رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – و بیان رفتارهایی از آن وجود مبارک قدسی در آیه کریمه مورد بحث (سوره اعراف آیه ۱۵۶) به وظایف اهل ایمان و پیروان آن حضرت اشاره ای فرموده و متذکر نتایج و آثار مبارک پیروی از آن حضرت شده و بهتر است توضیح و شرح این بخش آخری از آیه کریمه را تفسیر کاربردی آن تلقی کنیم.
در این بخش از آیه مورد بحث در این سلسله مقالات فرمود:
«فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»
در این بخش از آیه کریمه – بطوریکه قبلا متذکر شدیم وظایف انسانها و در رأس آنها اهل ایمان مورد توجه و تذکر قرار گرفته و به آثار و نتایج و فواید عظیم رفتارها و تکالیف مورد نظر اشاره ای شده است.
چند نکته دقیق و لطیف در این بخش از آیه کریمه هم قابل بحث و توضیح تفصیلی می باشد. مثل بخش قبلی و عبارات اول آیه کریمه از جمله:
- موقعیت حرف «فاء» در اول این بخش از آیه و در کلمه «فَالَّذِينَ»
- معنی ایمان در این آیه، بعد از اینکه در ابتدای آن فرمود: «الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ»
- مراد از تعزیر رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – از طرف اهل ایمان
- منظور از «نصرت» آن حضرت در زمان حیات دنیوی او و بعد از رحلت او از دنیا
- منظور از «اتباع» از نوری که با او نازل شده است و تفاوت تبعیت از رسول و تبعیت از کتاب آسمانی
- مراد از «فلاح» برای پیروان رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – و پیروان قرآن کریم چیست؟
- در آیه بعدی هم (اعراف آیه ۱۵۸) مجددا متذکر موضوع رسالت و عمومیت و جهانی بودن آن رسالت و نبوت و امی بودن آن حضرت شده و سرانجام موضوع ایمان رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – به الله و «کلمات خدا» و تبعیت اهل ایمان از آن حضرت و «اهتداء» آنها شده است.
شرح و توضیح این موضوعات احتیاج به نوشته شدن چند مقاله دارد و ما نوشتن و انتشار آن مقالات را به فرصتی موکول می کنیم که امیدواریم در ایام ماه عظیم رجب حاصل شود. ان شاء الله تعالی.
تذکر دیگر اینکه عنوان کامل انتخاب شده برای این مقالات بصورت ذیل بود:
«کلام ایام تاریخی – ۶۵۲، روزهای تاریخی و پرفضیلت ماه ربیع الاول»
«میلاد کریم رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – و ولادت امام صادق (علیه السلام)»
اما فرصت مناسبی تا اینجا برای موضوع ولادت امام صادق – علیه السلام – حاصل نشد، امیدواریم مقالات مربوط به آن وجود مبارک قدسی در اولین فرصت و مناسبت نوشته و منتشر شود.
الیاس کلانتری
پاورقی ها:
۱- نهج البلاغه، بخش حکمت ها، شماره-۱۳۹
۲- در کتاب شریف نهج البلاغه و در بخش حکمت ها بعد از حکمت شماره -۲۶۰، چند حدیث در یک فصل کوتاه ذکر شده است که احتیاج به تفسیر و توضیح دارد و بعد از آن فصل کوتاه در بین بخش حکمت ها، ذکر سخنان امیرالمؤمنین علی -علیه السلام- از شماره -۲۶۱، ادامه یافته است، لذا ما در پاورقی برای این کلام شریف نوشتیم حکمت بعد از شماره -۲۶۰
۳- نهج البلاغه، خطبه ۵۶
۴- نهج البلاغه، ترجمه محمد تقی جعفری، صفحه ۱۶۱