کلام ایام تاریخی- ۶۵۳، آموزش های دین خدا در کلام و سیره حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ*
کلیات:
- تبریک سالروز ولادت حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
- امیدواریم در ایام این عید بزرگ در مسیر جریان رحمت خاصه پروردگار عالمیان قرار بگیریم
- در مقالات جدید شرح و تفسیر خطبه شریف حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها شامل تمام عبارات آن خواهد شد.
- استیضاح حکومت جامعه دینی از طرف حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
- حکومت تازه تأسیس دینی از طرف رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – با یک کودتا به حکومت عادی بشری تبدیل شد.
- ضایعات پدید آمده در آن تحول زیانبار در حدی بود که امکان داشت ارکان بنای دین توحیدی را درهم بشکند.
- بحران بوجود آمده در جامعه دینی با مدیریت غیر مستقیم امیرالمؤمنین علی و حضرت فاطمه – سلام الله علیهما – خطر شکسته شدن ارکان بنای دین توحیدی را از بین برد.
- نیازهای بسیار ضروری و روزمره انسان برای زندگی
- ارزش و اهمیت اشیاء مختلف و قیمت آن ها به میزان نیاز همه انسانها یا عده ای از آنها ارتباط پیدا می کند.
- معیارهای ارزش دفاع از یک کشور و هزینه های نظامی برای آن
- اختلاف دیدگاهها و نظریات بین انسانها درباره اشیاء مختلف گاهی سبب دعواها و دشمنی ها و جنگ ها می شود.
- عده ای از افراد حتی در سنین فعالیت های عقلانی به تذکرات بهداشتی پزشکان هیچ اعتنایی نمی کنند و در نتیجه مبتلا به بیماریهای خطرناکی می شوند.
- بی اعتنایی بعضی از انسانها به تذکرات بهداشتی پزشکان، ارزش علم طب و تحقیقات دانشمندان در این رشته را از بین نمی برد.
- بی اطلاعی عده زیادی از والدین کودکان و جوانان درباره حالات روحی آنها آثار بسیار زیانباری به وجود می آورذ که گاهی آن زیانها قابل جبران هم نیستند.
- از بین رفتن نتایج آثار زحمات و فداکاریهای والدین در پرورش فرزندان خود
- ارزش علم طب و سلامت انسانها چقدر است و چه مقدار لازم است صرف آن شود؟
- ارزش و اهمیت آموزشهای دین خدا با کدام معیارها لازم است سنجیده شود؟
- رفتارها و سخنان پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – درباره ارزش و قیمت دین خدا
- دین خدا حقیقتی است که پیامبران خدا – علیهم السلام – و در رأس آنها پیامبر خاتم – صلی الله علیه و آله و سلم – حتی حق حیات خود را برای آن فدا کردند.
- استیضاح حکومت جامعه دینی بعد از رحلت رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – خطر کشته شدن را به دنبال داشت.
ایام عزاداری برای شهادت حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا – سلام الله علیها – سپری شد و سالروز ولادت آن وجود مبارک قدسی فرا رسید. و اکنون در آستانه ورود به آن روز بسیار مبارک قرار گرفته ایم. برای شهادت آن شخصیت قدسی عمدتاً دو زمان در منابع تاریخی و در کتب سیره ذکر شده است یکی روز سیزدهم ماه جمادی اول و دیگری روز سوم ماه جمادی دوم. و ولادت آن حضرت هم در روز بیستم همین ماه جمادی دوم وقوع یافته است. امشب و فردا، روز بسیار پر برکتی است و سالروز عید بزرگی است برای اهل ایمان و پیروان دین توحیدی. در چنین روزی امواج عنایات و رحمت و برکات خدای سبحان آن گوهر بهشتی را به فضای عالم انسانی آورده است.
امیدواریم در ساعات و لحظات این عید بزرگ در مسیر جریان امواج رحمت پروردگار عالمیان قرار بگیریم و جوایز گران قیمتی را از کَرَم بی پایان آن ذات قدوس دریافت کنیم و خدای منّان شفاعت آن شخصیت قدسی را برای عالمیان و همه ما مقدر بفرماید.
در سال های گذشته در ایام ولادت حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها و گاهی در ایام شهادت آن بزرگوار در مقالاتی بعضی از رفتارها و سخنان آن حضرت را با شرح و توضیحات فشرده ای نقل کردیم و سرانجام تصمیم گرفتیم که به ذکر و شرح قطعات منتخب از خطبه شریف آن حضرت اکتفاء نکنیم و بلکه شرح و تفسیر خطبه شامل همه عبارات آن شود، بطور کامل.
شرح و تفسیر خطبه شریف از مقاله «کلام ایام» شماره ۵۱۷ با مقدمه ای شروع شد و در سه شماره ادامه یافت. در مقالات حاضر و شماره های بعدی شرح و تفسیر عبارات خطبه را ادامه می دهیم.
قبل از شروع به بحث تفسیر خطبه اشاره ای به حکمت صدور آن و فواید مجموع آن می نماییم و متذکر می شویم که درباره فواید و آثار و حکمت بیان آن از طرف حضرت صدیقه طاهره، فاطمه زهرا – سلام الله علیها – در مقاله شماره ۵۱۷ از بخش کلام ایام مطالبی در این زمینه با شرح فشرده ای نوشته شد، و مناسبت دارد که آن مقاله هم مورد توجه و مطالعه مجدد قرار بگیرد.
خطبه شریف به منظور استیضاح حکومت از طرف حضرت فاطمه – سلام الله علیها – صادر شده است. این استیضاح در زمانی صورت گرفت که حکومت دینی حقیقی به حکومت عادی بشری تبدیل شد، یعنی حکومتی که از طرف رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – تأسیس یافته بود و آثار مبارک آن در سطح وسیعی از جهان منتشر شده بود و قلوب عده زیادی از انسان ها را جذب کرده بود با یک کودتا دگرگون شد و نظام آن از هم پاشید و جانشین حقیقی رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – یعنی: امام امیر المؤمنین علی – علیه السلام – جهت جلوگیری از یک جنگ داخلی در جامعه دینی و متلاشی شدن آن جامعه تازه تأسیس از حکومت فاصله گرفت و به ارکان آن جامعه ضربات شکننده سنگینی خورد.
ضایعات پدید آمده در آن تحول زیان بار در حدی بود که امکان داشت ارکان بنای دین خدا در هم بشکند و آن بنای با شکوه عظیم فرو ریزد اما مدیریت بحران به وجود آمده از طرف وصی و خلیفه حقیقی پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – یعنی امام امیر المؤمنین علی – علیه السلام – و تحمل مشقت های عظیم و استقامت بی نظیر آن حضرت و فداکاری حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها – آن ضربات سنگین دفع شد و خطر شکسته شدن ارکان بنای دین توحیدی برطرف شد.
در این نوشتار قبل از ورود در بحث تفسیر و شرح خطبه حضرت صدیقه طاهره مطلبی را درباره رفتار آن حضرت در استیضاح حکومت و حمایت از صورت حقیقی دین خدا توضیح می دهیم.
استیضاح حکومت در آن شرایط خطرات زیادی داشت و حتی امکان کشته شدن مخالفان حکومت هم وجود داشت. اما حضرت فاطمه – سلام الله علیها – به آن اقدام کرد و در راه دفاع از حقیقت دین خدا از حق حیات خود هم صرف نظر نمود و در آن راه شکوهمند به شهادت رسید.
لزوم ارزیابی دین خدا و معیارهای آن
انسانها در زندگی فعلی خود در عالم دنیا و رسیدن به خواسته های خود احتیاج به بهره مندی از اشیاء مختلفی دارند. در رأس نیازهای انسان برای ادامه زندگی و آسایش در آن اشیایی قرار دارند که انسان ها دائماً و روز و شب به آنها نیاز دارند مثل غذا و آب و لباس و محلی برای سکونت یعنی مسکن و امثال آنها. نیاز انسان به این قبیل اشیاء بسیار ضروری است و آن اشیاء ضرورت حیاتی برای انسان دارند.
اشیاء دیگری هم در فضای زندگی انسان ها مورد نیاز می باشند که بهره مندی انسان از آنها بصورت شبانه روزی مثل غذا و آب و مسکن نیست و بلکه در بعضی از روزها و ماه ها و سالها انسان به آنها احتیاج پیدا می کند مثل طبیب و دارو و لوازم طبی و بیمارستان و درمانگاه و امثال آنها. چون بعضی از افراد انسانی گاهی وقت ها دچار یک بیماری خفیف و سطحی و یا شدید و گسترده و عمیق می شوند و بعضی از انواع بیماریها به راحتی و در عرض چند روز یا چند ساعت قابل معالجه هستند و بعضی دیگر احتیاج به معالجات تخصصی طولانی دارند.
ارزش و اهمیت اشیاء مختلف و قیمت آنها هم به میزان نیاز همه انسانها و یا بعضی از آنها به آن اشیاء ارتباط پیدا می کند. بعنوان مثال اگر یک یا چند خانواده بخواهند در شهری و یا منطقه جدیدی از یک شهر زندگی کنند، افراد سالخورده آن خانواده ها در شناسائی و ارزیابی آن شهر و آن محل معیارها و عواملی را در نظر می گیرند که شاید افراد جوان به آنها اعتنائی کنند و به دنبال اشیاء دیگر باشند. برای افراد سالخورده وجود یک بیمارستان و یا درمانگاه و یا یک مدرسه جهت تحصیل فرزندان و نزدیک بودن آن نوع اماکن و امثال آنها مطلوب است. اما برای یک جوان کم تجربه که هنوز مبتلا به یک بیماری با اهمیتی نشده، بودن و یا نبودن و نزدیک یا دور بودن این قبیل اماکن اهمیت زیادی نخواهد داشت و او آنها را در ارزیابی محل سکونت در نظر نخواهد گرفت.
ارزش و قیمت اشیاء مورد نیاز انسانها هم با میزان کاری که در ساختن آنها انجام گرفته و موادی که برای ساختن آنها به کار رفته و فراوانی یا کمبود آن مواد متناسب خواهد بود. بعنوان مثال انسان احتیاج اجتناب ناپذیری به تهیه حداقل یک جفت کفش و پوشیدن آن دارد، حداقل وقتی که احتیاج دارد از منزل خود برای کاری بیرون برود، اما قیمت یک حفت کفش مورد نیاز انسان با یک قطعه ساختمان جهت سکونت یعنی یک مسکن، یکسان و یا نزدیک به هم نخواهد بود و انسان ناچار است برای محافظت از مسکن خود و جلوگیری از خرابی و آسیب دیدن آن به میزان مناسبی هزینه کند و از آن محافظت به عمل آورد. یعنی نمی شود قیمت خرید یک واحد مسکن با قیمت یک جفت کفش یکسان باشد و همچنین نمی شود هزینه مواظبت از یک جفت کفش با هزینه مورد نیاز برای محافظت مسکن در حد یکدیگر باشد. همچنین آن دو شییٔ مورد نیاز در نظر انسان اهمیتی یکسان داشته باشند.
مثال دیگر اینکه: در بعضی از جوامع انسانی در طول عمر بعضی از افراد و یا تمام افراد آن جامعه هیچ جنگی واقع نمی شود. یعنی افرادی در آن جامعه سکونت دارند که هیچ وقت شاهد وقوع جنگی نبوده اند و خطری هم آن جامعه را تهدید نمی کند، لذا فعالیت های نظامی و تهیه اسلحه و لوازم جنگی و امثال آنها برای افراد آن جامعه و بالخصوص برای جوانان و افراد کم تجربه اهمیت خاصی نخواهد داشت. اما دیدگاه حکومت ها و افراد مرتبط با حکومت و افراد سالخورده آشنا به تاریخ عمومی و تاریخ کشور خودشان و همسایگان آن کشور با آن گروه اول متفاوت خواهد بود. در هر صورت دیدگاهها و نظریات انسانها و رفتارهای آنها درباره اشیاء مرتبط با زندگی آنها با دیگران در جهاتی متفاوت خواهد بود.
ارزش بعضی از اشیاء در جوامع انسانی و در دیدگاههای مختلف مورد توجه عموم مردم قرار می گیرد. مثل غذائی که انسان ناچار است هر روز آن را مصرف کند و همچنین داروئی که برای معالجه بیماریهای متداول مورد نیاز است. اما اهمیت وجود بعضی از اشیاء و قوانین و نظامهای اجتماعی و حکومتی در بین افراد مختلف گاهی تفاوتهای زیادی با یکدیگر خواهد داشت. بعنوان مثال یک یا چند جوان کم سن و سال و کم تجربه در یک مسافرت با اتومبیل شخصی عدم برقراری نظارت پلیس راهنمائی و رانندگی و دوربین هائی که تخلفات را ثبت می کند، برای آنها لذتی ایجاد می کند و آنها با سرعت های خطرناکی در حال بی خیالی و گفتن و خندیدن آن سفر را ادامه می دهند و نگرانی قابل توجهی درباره خطرات آن نوع رانندگی ندارند. اما بر عکس افراد در سنین فعالیت های عقلانی و با تجربه، نظارت دقیق پلیس راهنمائی و فعال در جاده ها و دوربین های ثبت تخلفات و جریمه های سنگین برای رفتارهای خلاف قانون را یک ارزش و کمال تلقی می کنند و از برقراری آن وضعیت قانونمند و جلوگیری از تخلفات رانندگی مسرور و خوشحال می شوند.
دیدگاههای متفاوت بین انسانها درباره اشیاء مختلف حتی اشیائی که ارزش های آشکار و شناخته شده ای دارند، همیشه برقرار است، لذا این دیدگاههای مختلف بین انسانها اختلافات زیادی به وجود می آورد و گاهی سبب دعواها و دشمنی ها و جداشدن از دوستان و بستگان نزدیک می شود.
افرادی را مشاهده می کنیم که به تذکر بهداشتی یک طبیب درباره جلوگیری از ابتلاء به یک بیماری بسیار خطرناک هیچ اعتنائی نمی کنند و به آن کار خلاف بهداشت و بیماریزا ادامه می دهند. بعنوان مثال بارها دیده شده که شخصی درباره نوشیدن چای یا قهوه داغ و خوردن غذای داغ به عده ای تذکر داده و گفته است که خوردن اشیاء داغ احتمال دارد بعد از مدتی منجر به سرطان مری شود و آمارهائی از تحقیقات اطباء در این زمینه را اعلام کرده، اما آن تذکرات در عده ای کوچکترین اثر را نداشته و آنها به همان کار خطرناک ادامه داده اند و گاهی حتی آن رفتار خطرناک را به نحوی توجیه کرده اند
البته بطور مسلم بی اعتنائی یک انسان کم تجربه و یک جوان بی خیال درباره بهداشت بدنی و سلامت خود، ارزش آن تحقیقات و تذکرات بهداشتی اطبّاء را از بین نمی برد و بیماریهای ناشی از یک نوع بی اعتنائی به دستورات اطبّاء گروه گروه انسانها را به گرداب مرگ می کشاند! اما در عین حال بی اعتنائی ها به توصیه های پزشکان در بین مردم ادامه می یابد.
حال باید این موضوع مورد بررسی قرار بگیرد که ارزش حقیقی علم طب و تحقیقات علمی پزشکان چقدر است؟آیا معقول است که انسان نسبت به فراورده های علمی در این زمینه بی اعتنا باشد؟ آیا معقول است که انسانها تذکرات دانشمندان علم طب را دریافت کنند حتی اگر لازم باشد برای بدست آوردن آن نظریات هزینه ای صرف کنند و مثلاً کتابی تهیه کنند و بخوانند و یا با پزشکی مشورت کنند و نظریات او را جویا شوند و توصیه های پزشکان را با توجه کامل مورد عمل قرار دهند.
در مورد روش های تربیتی و رفتارهای والدین با اطفال و در اختلافات بین افراد خانواده ها و زوجین هم موضوع شبیه به همین است و بلکه بسیار عظیم تر و با اهمیتی بیشتر. چون بیماریها در مواردی آثار و اسباب شناخته شده ظاهری دارند و یا حداقل با آزمایشهای طبی و برای پزشکان، عوامل بیماریها و یا تعدادی از آنها قابل شناسائی است اما درباره پدیده های روحی و عوامل ابتلاء به بیماریهای روحی موضوع اهمیت بیشتری دارد، بطوری که بی اطلاعی عده ای از انسانها از عوامل و اسباب بیماریها و ناراحتی ها و حالات نامطلوب روحی سبب ایجاد مشکلات عظیمی بین انسانها می شود که در بعضی هم مشکلات به وجود آمده آثار دائمی خواهد داشت و بیماریهائی به وجود خواهد آمد که قابل معالجه کامل هم نیستند.
بی اطلاعی عده زیادی از والدین کودکان و جوانان درباره حالات روحی آنها آثار زیانبار زیادی به وجود خوهد آورد که در بعضی موارد هم قابل جبران نخواهد بود، و عمده زحمات والدین یا تمام آنها درباره فرزندانشان از بین خواهد رفت.
حال بعد از این توضیحات لازم است این موضوع مورد بررسی و ارزیابی قرار بگیرد که ارزش علم طب چقدر است؟ و برای برقراری سلامت و صحت بدن و معافیت از ابتلاء به بیماریها چقدر لازم است هزینه شود؟ آیا ارزش و قیمت علم طب و حاصل تحقیقات علمی دانشمندان برای افراد یک جامعه و مدیران آن چه مقدار هزینه احتیاج دارد؟ یا یک حکومت برای سلامت مردم و پیشگیری از شیوع بیماریها و یا انواع خاصی از آنها چه مقدار از بودجه های یک کشور را می تواند و مجاز است که مصرف کند؟ آیا برای ارزیابی تحقیقات علمی درباره بیماری ها و بهداشت عمومی جامعه نظریات چه کسانی باید به کار بسته شود و امثال آنها.
درباره موضوع تربیت انسانها برای یک زندگی متعالی توأم با رفاه و آسایش و برقراری عدالت و فضائل اخلاقی و ارزش های انسانی هم موضوع دارای همان نوع اهمیت است و بلکه بیشتر چون رفتارهای اصلاح نشده عده ای در یک جامعه می شود تمام نظامات علمی آن جامعه را در هم بریزد. چون در صورت فراگیر شدن بیماریهای روحی و آموزش ها و تربیت های غیر عالمانه اساس نظام زندگی به هم خواهد خورد و آثار آن پدیده همه جهات زندگی از جمله بهداشت بدنی انسانها را درهم خواهد ریخت مثل جریان اعتیاد به مواد مخدر که به یک مشکل بزرگ جهانی تبدیل شده است.
حال بعد از ذکر این مطلب بعنوان مقدمه به بیان اصل موضوع «ارزیابی دین خدا» می پردازیم، و عرض می کنیم که در ارزیابی دین خدا و بیان ارزش حقیقی آن کفایت می کند رفتارها و سخنان پیامبران خدا – سلام الله علیهم – و در رأس آنها رفتارها و سخنان پیامبر خاتم حضرت محمد – صلی الله علیه و آله و سلم – و اوصیاء او یعنی صاحبان مقام عصمت و امامت و شخص حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا – سلام الله علیها – در این مقاله ما به بیان مختصر موضوع اکتفاء می کنیم و مطالب لازم در این زمینه به تدریج در تفسیر بعضی از عبارات خطبه شریف بیان خواهد شد. ان شاء الله تعالی.
قابل تذکر است که ما قبلاً و در بعضی از مقالات درباره ارزش و قیمت حقیقی دین خدا و آموزشها و معارف آن توضیحاتی عرض کردیم و موضوع را از یک جهت بررسی نمودیم و آن عبارت بود از رفتارها و سخنان اولیاء خاص خدای سبحان و شخصیت های قدسی و معلمان آسمانی درباره ارزش حقیقی دین خدا و در این نوشتار هم همین جهت را در نظر می گیریم و متذکر مطالبی در این زمینه می شویم.
در ارزیابی حقیقی دین خدا حتی توجه فشرده ای به سیره شریف رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – و شخصیت های خاندان عصمت و طهارت – علیهم السلانم – اهمیت و ارزش خاص موضوع را آشکار می کند. یعنی حقیقتی که پیامبر خاتم – صلی الله علیه آله و سلم – تمامی علم و قدرت و دارائی ها و امکانات زندگی و حتی حق حیات خود را برای رسیدن به آن مقصد عظیم به کار برد و تمام دوره رسالت و نبوت خود را در نوعی جهاد علمی و فرهنگی و اخلاقی به سر برد و از حداقل آسایش و استراحت که مورد نیاز برای زندگی بود هم صرف نظر کرد و کوههائی از مشکلات را شکافت و راه انسانها برای رسیدن به مقصد حقیقی حیات را هموار ساخت. آن وجود مبارک قدسی دائماً در کنار حوادثی حرکت می کرد که خطر کشته شدن برای او داشت اما او هیچ اعتنائی به مشقت ها و درد و رنج ها و خطرات و مخالفت و دشمنی مخالفان دین خدا نداشت آن جهاد فرهنگی و تلاشهای فوق طاقت و آن علم مخصوص و قدرت فوق عادی عطا شده به او و کسب شده از رفتارهای او سرانجام منتهی به استقرار بنای شکوهمند دین خدا و استحکام ارکان اصلی آن شد.
در کنار آن وجود مبارک و بعد از رحلت او پرورش یافته عظیم و قدرتمند او و وصی و جانشین او امام امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – قرار داشت که همان جهاد شکوهمند را ادامه داد و تمامی قدرت روحی و علمی و امکانات خود را در دفاع از حریم دین خدا و استحکام ارکان آن بنای مقدس به کار برد و سرانجام در آن صراط مستقیم خدائی به درجه رفیع شهادت نائل شد.
سومین شخصیت قدسی و از نظر زمانی دومین آنها و شخص حضرت صدیقه طاهره دختر رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – و همسر امام امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – و مادر دو گوشواره عرش خداوند – امام حسن و امام حسین – سلام الله علیهما و دو سرور جوانان اهل بهشت بود که در زمانی بحرانی جهت حفاظت از صورت حقیقی دین خدا و دفاع از حریم آن و جلوگیری از آلوده شدن آن، جهادی را که پدر گرامی او، رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – شروع کرده بود ادامه داد و در کنار امام امیر المؤمنین و همراه او مدیریت غیر مستقیم بحران به وجود آمده را به عهده گرفتند و خطبه شریف مورد بحث و تفسیر هم از آن وجود مبارک در همین زمینه صادر شده است.
پس ارزش دین خدا در آن حدی است که شریف ترین و گرامی ترین و ارزشمندترین شخصیت های قدسی تمامی علم و قدرت و فرصت های عمر خود را برای معرفی و انتشار حقایق و آموزش های آن و حفظ پاکی ها و قداست ها و زیبائی های آن و جاذبه های آن به کار بردند.
تأسیس بنای رفیع دین خدا و انتشار فضائل آن و استحکام ارکان آن احتیاج به فداکاری عده ای از شخصیت های عظیم عالم قدس داشت و در رأس آنها قرار گرفته اند شخصیت هائی که خدای سبحان آن ها را درکتاب آسمانی «مطهرون» خوانده و مشمولان «آیه تطهیر» یعنی ذوات مقدسه:
رسول خدا (صلی الله علیه و آله)
امام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)
حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
امام حسن مجتبی (علیه السلام)
امام حسین سید الشهداء (علیه السلام)
و صاحبان مقام عصمت و امامت (علیهم السلام) و این جریان برای آگاهی از ارزش و قیمت دین خدا و توجه عمیق قلبی به آن کفایت می کند.
ادامه شرح و تفسیر خطبه شریف حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
قبلاً متذکر شدیم که تفسیر خطبه شریف را از مقاله کلام ایام شماره – ۵۱۷، شروع کردیم و بعد از فاصله ای که متأسفانه طولانی هم شد، از همین مقالات ادامه می دهیم ، با ذکر چند عبارت اول خطبه که در دو مقاله قبلی (۵۱۸-۵۱۹) مورد شرح و تفسیر قرار گرفت:
۱- «اَلْحَمْدُلِلَّهِ عَلي ما اَنْعَمَ، وَ لَهُ الشُّكْرُ عَلي ما اَلْهَمَ، وَ الثَّناءُ بِما قَدَّمَ، مِنْ عُمُومِ نِعمٍ اِبْتَدَاَها، وَ سُبُوغِ الاءٍ اَسْداها، وَ تَمامِ مِنَنٍ اَوْلاها» یعنی: حمد برای الله است بر نعمت هائی که عطا کرد و شکر برای اوست در آنچه الهام فرمود و ثنا بر آنچه پیش فرستاد و فراوانی نعمت هائی که بخشید و تمام منت هائی که برای انسانها ارزانی داشت.
۲- «جَمَّ عَنِ الْاِحْصاءِ عَدَدُها، وَ نَأى عَنِ الْجَزاءِ اَمَدُها، وَ تَفاوَتَ عَنِ الْاِدْراكِ اَبَدُها» یعنی: نعمت هائی که بیشتر و فراوانتر از حد شمارش و دورتر از حد ارزیابی است و انتهای آنها خارج از ادراک است.
۳- «وَ نَدَبَهُمْ لاِسْتِزادَتِها بِالشُّكْرِ لاِتِّصالِها، وَ اسْتَحْمَدَ اِلَى الْخَلائِقِ بِاِجْزالِها، وَ ثَني بِالنَّدْبِ اِلى اَمْثالها» یعنی: بندگان را برای افزایش نعمتها و استمرار آنها به شکر خود فرا خواند و از آنها حمد خود را خواست جهت عظمت و کثرت آن نعمتها و دعوت خود را مکرر فرمود جهت امثال آن نعمت ها
حضرت صدیقه طاهره – سلام الله علیها – در این عبارت از خطبه شریف اشاره ای فرمود به آثار مبارک شکر بر نعمت ها و فواید فراوان آن نعمت و آن توفیق یعنی شکر، و اینکه خدای غنی حمید از امر به شکر هم نفع و سود بندگان را در نظر گرفته است.
خدای سبحان در کتاب آسمانی به ازدیاد نعمت ها در مقابل شکر بندگان تصریح فرموده، بطوریکه فرمود:
«وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ ۖ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ» (ابراهیم آیه ۷) یعنی: آنگاه که پروردگارتان اعلام فرمود که اگر شکر کردید، قطعاً [نعمت خود را بر شما] زیاد خواهم کرد. و اگر کفر ورزید همانا عذاب من شدید است. شکر در کتاب خدا غالباً مقابل کفر قرار می گیرد و کفر به معنی پنهان کردن حقیقت آشکار و روشن است، پس شکر که مقابل آن قرار می گیرد به معنی آشکار کردن است. بطور کلی بهره برداری از نعمت است، با یاد منعم، یعنی توجه به نعمت و انتقال توجه به خدای سبحان که آن نعمت را عطا کرده است. اما کفر در مقابل شکر عبارت است از توجه به نعمت و بهره برداری از آن و حبس توجه در خود نعمت و قطع ارتباط نعمت با خداوند.
یکی از فواید عبادتی به نام شکر ازدیاد حتمی و قطعی نعمت های خداوند است و عده ای از انسانها با صرف نظر از شکر و اهمال درباره آن از استمرار نعمت ها و ازدیاد آنها محروم و دچار زیانها و خسارت های زیادی می شوند. خدای سبحان در آیاتی از قرآن مجید عدم شکر در مقابل نعمت ها و یا اندک بودن آن را مورد انتقاد قرار داده، بطوریکه فرمود:
«ٰوَهُوَ الَّذِي أَنْشَأَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ ۚ قَلِيلًا مَا تَشْكُرُونَ» (المؤمنون آیه ۷۸) یعنی: اوست آنکه برای شما گوش و چشم ها و قلب ها پدید آورد [آفرید] چه اندک شکر می نمائيد.
مراد این است که شکر شما در مقابل این نعمت های عظیم اندک است
همچنین فرمود:
«وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ ۚ وَمَنْ يَشْكُرْ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ ۖ وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ» (لقمان آیه ۱۲) یعنی: و ما به لقمان حکمت دادیم که برای الله شکر کن و هرکس شکر کند برای خودش شکر کرده و کسی که کفر بورزد، در حقیقت خدا بی نیاز و شایسته حمد است.
در آیه کریمه بطور صریح دستور شکر به لقمان داده شده و بطور ضمنی به سایر انسانها و اشاره لطیفی هم شده به اینکه شکر در مقابل نعمت ها در اصل رفتار مناسب اهل حکمت است و تصریحی شده به اینکه به لقمان حکمت عطا شده بود.
در نظر داشتیم بحث در این عبارت از خطبه شریف را در همین نوشتار به پایان ببریم و در شماره بعدی عبارات دیگر از آن را مورد شرح و تفسیر قرار دهیم. اما بعداً متذکر شدیم که حضرت صدیقه طاهره، فاطمه زهرا – سلام الله علیها – موضوع شکر و حمد پروردگار عالمیان را با اهمیت زیادی در این خطبه و این عبارت بیان فرموده، لذا تصمیم گرفتیم بحث در این زمینه را در شماره بعدی ادامه دهیم و در آن شماره به پایان برسانیم تا به کمال مورد نظر برسد. ان شاء الله تعالی.
الیاس کلانتری
۱۴۰۴/۰۹/۲۴