کلام ایام تاریخی- ۶۵۴، آموزش های دین خدا در کلام و سیره حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ*
کلیات:
- موقعیت حمد برای پروردگار عالمیان و شکر در مقابل نعمت های او در قرآن کریم
- آثار و نتایج شکر در مقابل نعمت ها
- افزایش نعمت های خداوند در اثر شکر
- شکر اکثر بندگان در مقابل نعمت های پروردگار عالمیان اندک است.
- خداوند دارای فضل عظیمی برای بندگان است
- شکر نسبت به پروردگار عالمیان هم نوعی «ذکر الله» است.
- قطع نعمت ها از ناحیه اندک بودن شکر در کلام امام امیرالمؤمنین (علیه السلام)
- شکر و ذکر الله در رفتارهای اهل تقوا
- نتایج و آثار دعا، توبه، استغفار و شکر
- تفاوت معنی «حمد» و «شکر»
- علت اختصاص حمد برای الله
- چرا خدای سبحان از بندگان درخواست حمد و شکر کرده است؟
- ترجمه غلط متداول و مشهور درباره عبارت «لا اله الا الله»
- مشرکان عموما به خالقیت «الله» عزّوجلّ عقیده داشتند و منکر ربوبیت او بودند.
- دین خالص و اخلاص در دینداری
- خدای سبحان از انسانها اخلاص در دین را می خواهد
- نتایج و آثار اخلاص نسبت به پروردگار عالمیان در کلام حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها)
- درخواست مشرکان از پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – و پاسخ خدای سبحان به آنها
* * * * * * * * * * * * * * * * * *
از مقاله قبلی وارد بحث در شرح و تفسیر خطبه شریف حضرت فاطمه زهرا – سلام الله علیها – شدیم. عرض کردیم که آن حضرت موضوع حمد و شکر را در این خطبه با اهمیت زیادی متذکر شده است و ما در آن بحث و شرح و توضیح عبارات خطبه شریف آیاتی از قرآن کریم را مورد استناد قرار دادیم. حال در ادامه آن بحث عرض می کنیم:
حمد پروردگار عالمیان و شکر در مقابل نعمت های عطا شده از جهات گوناگونی در آیات کتاب آسمانی مورد توجه و تذکر قرار گرفته است و یکی از آن جهات موضوع استمرار و ازدیاد نعمت ها می باشد. بطوریکه این موضوع با اهمیت زیادی در آیات قرآن مورد تذکر و تأکید قرار گرفته است.
خدای سبحان فرمود:
«وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ» این آیه کریمه را در شماره قبلی از این مقالات با ترجمه و شرح مختصری ذکر کردیم.
از دلایل اهمیت خاص و زیاد شکر، آن است که فرمود:
«وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ» یعنی: و آنگاه که اعلام فرمود یعنی پروردگار انسان و بالخصوص اهل ایمان این موضوع را به آنها اعلام و اظهار فرمود و به آنها اطلاع داد.
دیگر اینکه کلمه «رب» در آیه کریمه به ضمیر «کم» اضافه شده یعنی به مخاطبان قرآن فرموده: «ربّ شما»، یعنی این اعلام و هشدار و آموزش اقتضای «ربوبیت» خداوند است، بالخصوص برای اهل ایمان و پیروان دین توحیدی. و اطلاع دادن به آنها هم درباره این «سنت» و مشیت خداوند در این زمینه باز اقتضای ربوبیت او است درباره اهل ایمان.
نکته دیگر آوردن این فعل خداوند درباره اهل ایمان یعنی ازدیاد نعمت در اثر شکر بصورت مؤکد (لَأَزِيدَنَّكُمْ)
موضوع با اهیمت دیگر آن است که خدای سبحان از بندگان خود، «شکر کثیر» را خواسته است و به شکر اندک از طرف آنها راضی نمی شود. بطوریکه در کتاب آسمانی فرمود:
«وَهُوَ الَّذِي أَنْشَأَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ ۚ قَلِيلًا مَا تَشْكُرُونَ»
این آیه کریمه در مقاله شماره قبلی همراه با ترجمه ذکر شد.
مراد خدای سبحان از آیه کریمه آن است که شکر شما یعنی مخاطبان و پیروان قرآن کریم در مقابل این نعمت های عظیم یعنی گوش و چشم ها و قلب ها اندک است و لازم است شما شکر زیادی مقابل نعمت ها انجام دهید.
همچنین خدای سبحان در آیه ای از قرآن کریم فرمود.
«وَلَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ فِي الْأَرْضِ وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ قَلِيلًا مَا تَشْكُرُونَ» (الاعراف آیه ۱۰) و شما را در زمین قدرت بخشیدیم و برای شما در آن لوازم و وسائل زندگی قرار دادیم و شما کمتر شکر می کنید.
مراد این است که در مقابل نعمت های فراوان خداوند برای انسانها، شکر آنها اندک است و این جریان محرومیت از ازدیاد نعمت ها را به دنبال خواهد شد. و باز خدای سبحان فرمود:
«انَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ» (البقره آیه ۲۴۳) یعنی: همانا الله صاحب [و عطا کننده] فضل برای انسان ها است و لکن اکثر انسانها شکر [نعمت ها را ] به جای نمی آورند.
یا شکر آنها در مقابل نعمت ها اندک است.
دیگر اینکه شکر پروردگار عالمیان هم نوعی «ذکر الله» است و بندگان وقتی شکر زیادی برای نعمت ها انجام می دهند، به دستور دیگری از خدای سبحان عمل می کنند. و ما بصورت مکرر در مقالات قبلی متذکر موضوع ذکر الله کثیر شده ایم و اینکه خدای سبحان در آیات متعددی به بندگان خود دستور «ذکر کثیر» داده است. از جمله در آیه کریمه ذیل که می فرماید:
«وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (الجمعه آیه ۱۰) یعنی: و الله را زیاد ذکر کنید، باشد که رستگار شوید [و به سعادت برسید]
در این آیه کریمه و آیات دیگری از قرآن کریم به انسانها و بالخصوص اهل ایمان دستور داده شده که ذکر الله کثیر بجای آورند
چون سعادت انسانها و رستگاری آنها متوقف بر ذکر کثیر خدای سبحان است
این مطلبی که ذکر شد بطور ضمنی در آیه کریمه ذیل هم مورد تذکر قرار گرفته است. خدای سبحان در کلام خود فرمود:
«فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُوا لِي وَلَا تَكْفُرُونِ» (البقره آیه ۱۵۲) یعنی: پس مرا ذکر کنید تا من هم شما را ذکر کنم و شکر مرا بجای آورید و نسبت به من کفر نورزید
امام امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – فرمود:
«اِذا وَصَلَتْ اِلَيْكُمْ اَطْرافُ النِّعَمِ فَلا تُنَفِّرُوا اَقْـصاها بِقِلَّةِ الشُّكْر» (۱) یعنی: وقتی مقدمات [بخش اول] نعمت ها به شما رسید مراتب بعدی [ و ادامه] آنها را با کمی شکر از دست ندهید.
امام – علیه السلام – قطع نعمت ها و محرومیت از دریافت کامل آنها را از ناحیه اندک بودن شکر می داند و به انسانها هشدار می دهد که مبادا از شکر نعمت ها حتی شکر زیاد برای آنها غفلت کنند. یعنی شکر برای نعمت ها سبب استمرار آنها و ازدیاد آنها می شود، آن هم شکر زیاد، و عدم شکر و یا عدم شکر زیاد سبب محرومیت از مراتب بعدی آنها می شود.
امام – علیه السلام – در بیان اوصاف اهل تقوا و توصیف آنها در عبارتی از خطبه شریف خود می فرماید:
«يُمْسِي وَ هَمُّهُ الشُّکّرُ وَ يُصْبِحُ وَ هَمُّهُ الذِّکْرُ» (۲) یعنی: اهل تقوای حقیقی روز را به شب می رساند، در حالیکه همت او شکر است و شب را به روز می رساند در حالیکه همت او ذکر [الله] است.
مراد آن است که اهل تقوا در تمام ساعات روز در فکر پیدا کردن فرصت های مناسب برای شکر پروردگار عالمیان هستند و پدیده مطلوب و دلنشین برای آنها شکر است و اینکه ساعات شب مناسب ترین ساعات برای شکر خداوند است برای نعمت های او از جمله نعمت حیات. و شب را به صبح می رسانند – با مقداری خواب و عبادت در شب و اشتغال روحی آنها در ذکر الله است و لذت آنها در سپری شدن ساعات شب و رسیدن به روز و لذت ذکر الله است .
باز امیرالمؤمنین – علیه السلام – درباره شکر می فرماید:
«وَ مَنْ أُعْطِيَ الشُّكْرَ لَمْ يُحْرَمِ الزِّيَادَةَ» (۳) صورت کامل کلام شریف بصورت ذیل است:
«مَنْ أُعْطِيَ أَرْبَعاً لَمْ يُحْرَمْ أَرْبَعاً؛ مَنْ أُعْطِيَ الدُّعَاءَ لَمْ يُحْرَمِ الْإِجَابَةَ، وَ مَنْ أُعْطِيَ التَّوْبَةَ لَمْ يُحْرَمِ الْقَبُولَ، وَ مَنْ أُعْطِيَ الِاسْتِغْفَارَ لَمْ يُحْرَمِ الْمَغْفِرَةَ، وَ مَنْ أُعْطِيَ الشُّكْرَ لَمْ يُحْرَمِ الزِّيَادَةَ» یعنی: امام – علیه السلام – فرمود: به کسی که چهار چیز عطا شده از چهار چیز محروم نمی شود. به کسی که دعا عطا شده از اجابت محروم نمی شود و به کسی که توبه عطا شده از قبولی توبه محروم نمی شود. و به کسی که استغفار عطا شده از مغفرت محروم نمی شود و به کسی که شکر عطا شده، از ازدیاد نعمت محروم نمی شود.
محل بحث در این نوشتار، عبارت آخر این کلام شریف است. در کلام امام – علیه السلام – مجموعاً چهار تا از سنت های پروردگار عالمیان مورد تذکر قرار گرفته و چهارمی از آنها به شکر و نتیجه آن اختصاص دارد. و مراد آن است که شکر بنده در مقابل نعمت های پروردگار عالمیان، بطور حتمی افزایش نعمت را به دنبال خواهد داشت. و این موارد از سنت های خداوند است و سنت الله هرگز تغییر نمی کند و تعطیل نمی شود.
قابل توجه دقیق است که در این کلام شریف، درباره هر چهار مورد از نعمت ها و همچنین آثار و نتایج آنها کلمه «اعطاء» به کار رفته است یعنی هم دعا و هم اجابت دعا به پروردگار عالمیان نسبت داده شده و همچنین موارد بعدی از آنها یعنی: لازمه کلام شریف آن است که دعا و توبه و استغفار وشکر از الطاف پروردگار عالمیان به بندگان است. یعنی: دعا را خدای سبحان به بنده عطا می کند و همچنین اجابت آن دعا را، همینطور بقیه نعمت های مذکور در کلام شریف را.
اما قابل تذکر است که نقش بنده ها درباره این اعمال نباید مورد غفلت قرار بگیرد و بلکه لازم است نقش انسان در عطایای پروردگارش مورد توجه و عمل قرار بگیرد. همچنانکه عمل شکر لازم است از بنده صادر شود و افزایش نعمت ها دربرابر شکر از طرف خدای سبحان و در سه مورد دیگر هم همینطور.
توضیح بیشتر اینکه دعای بنده عملی است از طرف او و اجابت دعا، هم فعلی است از خدای سبحان. اما توفیق دعا از عنایات و الطاف خداوند است و صرفاً با عمل و رفتار بنده محقق نمی شود. یعنی تمایل به دعا و انجام آن، هم ارتباطی با فعل بنده دارد و هم ارتباطی با مشیت و اراده و الطاف پروردگار عالمیان. و بنده لازم است توفیق دعا کردن – با شرایط استجابت آن – را از خداوند بخواهد و خودش هم به وظایفی در این زمینه عمل کند و از خدای سبحان توفیق دعا کردن را درخواست کند. همین طور درباره توبه و استغفار و شکر.
حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا – سلام الله علیها – در عبارت مورد بحث از خطبه شریف هم اشاره ای به «شکر» فرموده هم به «حمد» برای پروردگار عالمیان. بطوریکه فرمود:
«وَ نَدَبَهُمْ لاِسْتِزادَتِها بِالشُّكْرِ »
« وَ اسْتَحْمَدَ اِلَى الْخَلائِقِ بِاِجْزالِها »
شکر و حمد دو نوع رفتار از طرف بندگان است که معنایی نزدیک به هم دارند و گاهی در یک معنی به کار می روند. اما از خود این کلام شریف و روایات دیگر از معلمان آسمانی، برمی آید که این دو کلمه معنای متفاوت البته نزدیک به هم دارند. بطوریکه امام امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – در کلامی فرمود:
« الْحَمْدُ لِلَّهِ الْوَاصِلِ الْحَمْدَ بِالنِّعَمِ وَ النِّعَمَ بِالشُّكْرِ » (۴) یعنی: حمد مخصوص الله است که حمد را به نعمت ها و نعمت ها را به شکر وصل می کند.
پس بطور قطع بلحاظ این کلام و امثال آن حمد و شکر دو نوع حقیقت هستند که در جهاتی با یکدیگر مشابهت و در جهاتی تفاوت دارند. در معنای «حمد» گفته شده مراد از آن ستایش در برابر فعل جمیل اختیاری است و چون همه افعال جمیل از طرف خدای سبحان هستند، لذا حمد مخصوص الله است.
اما شکر عبارت است از اظهار ارتباط یک نعمت با خداوند. یعنی بهره مندی از نعمت با انتقال توجه به منعم و عطاکننده آن نعمت. می شود گفت: شکر اخص از حمد است.
یعنی: بنده از جهت توجه به تمام افعال جمیل که در عالم تحقق می یابد پروردگار عالمیان را «حمد» می کند، چون هر فعل جمیلی از هر فاعلی صادر شود، در حقیقت فعل خداوند است. اما شکر برای عطایا پروردگار عالمیان و عنایات او انجام می گیرد درباره بنده یعنی شکر بخشی از حمد است.
سرانجام اینکه خدای سبحان از بندگان خود طلب حمد و شکر کرده و این نوع درخواست از الطاف و عنایات و نعمت های اوست، چون در اثر حمد و شکر نعمت های خداوند افزایشی پیدا می کند – بطوریکه گفته شد – و به انسانها ی شاکر نعمت های دیگری عطا می شود
و لازم به تذکر است که خدای سبحان به حمد و شکر بندگان و هیچ یک از اعمال آنها و هیچ چیز دیگر احتیاجی ندارد و او غنی و حمید است و این بندگان هستند که به حمد و شکر او احتیاج دارند.
۴- « وَ اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ» یعنی: و اظهار گواهی می کنم بر اینکه معبودی نیست جز الله که او تنها است و شریکی برای او نیست.
حضرت صدیقه طاهره – سلام الله علیها – در این عبارت از خطبه شریف متذکر توحید ذات قدوس الله – عزّوجلّ – شده و عبارت مشهور توحیدی را به زبان آورده و این رفتار، رعایت ادب جمیل توحیدی است. یعنی ذکر «الله» و انحصار «الوهیت» به آن ذات قدوس و نفی آن از غیر او.
متأسفانه در ترجمه های قرآن مجید – جز در موارد قلیلی – مترجمان قرآن به یکی از دقایق معانی این عبارت شریف در ترجمه های خود کم توجه بوده اند و آن اینکه هم کلمه «الله» را به خدا ترجمه می کنند و هم کلمه «اله» را، در حالیکه «الله» و «اله» دو کلمه جدا از هم هستند و دو معنی متفاوت دارند.
الله عَلَم (اسم خاص) است بر پروردگار عالمیان که تنها خالق و رب و معبود در عالم است و بهتر است به آن ذات قدوس در تمام زبان ها «الله» گفته شود و از ترجمه آن به کلماتی مثل خدا و خداوند و امثال آنها خودداری شود. اما اگر هم بلحاظ اینکه کلمه «خدا»درباره او متداول و مشهور شده و دوست دارند آن را به کار ببرند، حداقل کلمه دیگر بصورت مترادف با آن به کار نرود و مثلاً فقط کلمه خدا درباره آن ذات قدوس استعمال شود. لذا صحیح نیست هم کلمه «الله» در زبان فارسی به «خدا» و یا «خدای واقعی» ترجمه شود و هم کلمه «اله». لذا ترجمه صحیح این عبارت شریف با صرف نظر کردن از معنائی که برای کلمه «الله» به کار رفته و ومشهور شده، لازم است بصورت ذیل باشد.
«هیچ معبودی نیست جز الله» یعنی: در ترجمه این عبارت مشهور که حاکی از توحید الله است یعنی « لا اله الا الله» این عبارت به کار برود
ضمناً قابل تذکر است که مشرکان عالم عموماً منکر الله بعنوان خالق موجودات نبودند و عقیده به خالقیت آن ذات قدوس داشتند و آنها منکر «ربوبیت» الله بودند، یعنی الله را خالق موجودات می دانستند و نه «رب» آنها و «ربوبیت» و «الوهیت» را به بعضی از مخلوقات الله نسبت می دادند. این مطلب در آیات زیادی از قرآن مجید ذکر شده از جمله:
« وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ ۚ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ ۚ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ » (لقمان آیه۲۵)
یعنی: اگر از آنها [مشرکان] بپرسی چه کسی آسمانها و زمین را آفریده خواهند گفت الله، بگو حمد مخصوص الله است، بلکه اکثر آنها نمی دانند.
۵- « کَلِمَةٌ جَعَلَ الْاِخْلاصَ تَأْویلَها، وَ ضَمَّنَ الْقُلُوبَ مَوْصُولَها، وَ اَنارَ فِی التَّفَکُّرِ مَعْقُولَها، الْمُمْتَنِعُ عَنِ الْاَبْصارِ رُؤْیَتُهُ، وَ مِنَ الْاَلْسُنِ صِفَتُهُ، وَ مِنَ الْاَوْهامِ کَیْفِیَّتُهُ» یعنی: کلمه ای که اخلاص را تأویل [نتیجه] آن قرار داد و قلوب را متضمن وصل آن ساخت. و در پیشگاه تفکر و اندیشه شناخت آن را آسان نمود. (۵) چشمها از دیدن او ناتوان و زبان ها از توصیف او و اوهام از کیفیت او عاجزند.
کلام شریف متضمن تفصیلی است بر موضوع شهادت یعنی گواهی و اظهار آن درباره توحید ذات قدوس الله – عزّ و جلّ – این گواهی صرفاً یک موضوع عقیدتی و اظهار آن به زبان و بصورت یک کلام نیست. بلکه رفتاری است مبتنی بر ایمان خالصانه به الله و الوهیت او و توحید کامل در عمل و رفتار. یعنی تأویل آن اخلاص نسبت به پروردگار عالمیان است. تأویل هم در این کلام و امثال آن به معنی نتیجه است.
حضرت صدیقه طاهره آثار ایمان به الله و توحید او را در این کلام مورد توجه و تذکر به اهل ایمان قرار داده و آثار آن را بطور اجمالی بیان فرموده که در رأس آن آثار اخلاص نسبت به پروردگار عالمیان قرار دارد.
اخلاص نسبت به خداوند یعنی: خالص شدن در عبادت نسبت به او و بندگی محض و اطاعت کامل از او و اجرای دستورات او. آنچه خدای سبحان از بندگانش می خواهد، اخلاص در دین است، یعنی همه افعال انسان در جهت اطاعت از خدا و برای رضای او انجام بگیرد و انسان خواسته های خود را تحت سلطه فرمانهای پروردگارش درآورد. خدای سبحان فرمود:
« أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ» (الزمر آیه ۳) یعنی: آگاه باشید [و توجه کنید] که دین [و عبادت] خالص برای خداوند است.
و در همان سوره و در آیه یازدهم فرمود:
« قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصًا لَهُ الدِّينَ» یعنی: بگو [ای پیامبر] من مأمور شده ام که الله را عبادت کنم در حالی که دین را برای او خالص کرده ام.
و باز در آیه چهاردهم فرمود:
« قُلِ اللَّهَ أَعْبُدُ مُخْلِصًا لَهُ دِينِي» یعنی: بگو من فقط الله را عبادت [بندگی و اطاعت] می کنم در حالیکه دین خود را برای او خالص کرده ام.
از این آیات کریمه و آیات دیگری در قرآن مجید بر می آید که مشرکان مکه پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – را تحت فشارهایی قرار داده بودند که او از دعوت به توحید و نفی شرک دست بردارد و متعرض عقاید و افعال بت پرستان نشود. پاسخ این درخواست مشرکان را خدای سبحان خودش بعهده گرفت و درخواست غیر مشروع و غیر معقول آنها را رد کرد و به پیامبرش دستور داد که به آنها بگوید: من بنده الله هستم و در مسیر اطاعت از او قرار دارم و تمام فرمانهای او را بطور کامل و خالص به کار می بندم و هرگز از این راه که عبارت است از دینداری خالص خارج نمی شوم و به اختیار من نیست که درخواستهای شما را قبول کنم.
خدای سبحان در این نوع آیات می خواست که فشارهای سیاسی و اجتماعی و مزاحمت های مشرکان را نسبت به پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم – از بین ببرد و بهانه های مشرکان را برای عدم پذیرش دین خدا باطل کند، لذا اعلام فرمود رسول او بنده ای است که لازم است فرمانهای او را اجراء کند و برای آن کار مأموریت دارد. و او می خواست به مردم اعلام کند که مشرکان با خدای سبحان و فرمانهای او مخالفت دارند و بی جهت و ناروا پیامبر او را اذیت می کنند و مزاحم او می شوند.
بحث در شرح و تفسیر این بخش از خطبه شریف در این شماره به پایان نرسید و در شماره بعد ادامه خواهد یافت. ان شاء الله تعالی.
الیاس کلانتری
۱۴۰۴/۱۰/۰۳
پاورقی ها:
- نهج البلاغه، بخش حکمت ها، شماره – ۱۳
- همان، بخش خطبه ها، شماره ۱۹۳
- نهج البلاغه، بخش حکمت ها، شماره – ۱۳۵
- نهج البلاغه «بخش خطبه»، شماره – ۱۱۴
- تأویل و یا تأویل قرآن از موضوعات بسیار مهم قرآنی است و معنی عمیق تخصصی دارد و علاقه مندان می توانند به تفسیر المیزان آیه هفتم از سوره آل عمران و یا کتاب قرآن در اسلام علامه طباطبائی مراجعه کنند.