کلام ایام تاریخی – ۶۵۸، فضائل ماه رجب و روزها و شب های تاریخی آن

بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم*

بخش چهارم*

علت بیانات مو‌‌ٔکد فضائل ماه رجب در 

روایات معلمان آسمانی (علیهم السلام)

     بطوریکه در بررسی روایات نقل شده از معلمان آسمانی – علیهم السلام – مشاهده می شود، آن ذوات مقدسه تأکیدات زیادی برای اعمال ماه رجب در سخنان و رفتارهای خودشان بعمل آورده اند. بالخصوص روزه ماه رجب، حتی یا یک یا چند روز از آن. اهمیت و ارزش و پاداش روزه گرفتن در ماه رجب در حدی است که علاوه بر سفارش آن در تمام ایام ماه، حتی یک یا چند روز از آن هم مورد تأکید زیادی قرار گرفته مثل روز اول و وسط و آخر آن و روزهای سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم و روز بیست و هفتم و چند روز آخر ماه.

     اعمال و عبادات دیگری برای مجموع ایام این ماه و بعد از نمازهای شبانه روزی و شبهای وسط ماه و شب و روز بیست و هفتم معین شده است و در رأس آن اعمال، دعاهای مخصوص و نمازها و استغفار زیاد قرار دارد. جهت آشنائی با اعمال مخصوص این ماه لازم است به کتابهای دعا مراجعه شود و کتاب مشهور مفاتیح الجنان تالیف شیخ عباس قمی رحمة الله علیه سهل الوصول و در دسترس می باشد. اما علت تأکید زیاد معلمان آسمانی – علیهم السلام – درباره فضائل این ماه و عبادات مخصوص معین شده در آن از طرف ذوات مقدسه صاحبان مقام عصمت لازم است مورد توجه عمیقی قرار بگیرد، در حدی متناسب با آن تأکیدات و تذکرات خاص.

     لازم به ذکر است که یکی از وظایف مقام نبوت و رسالت و امامت، آموزش معارف خاص و متعالی فوق عادی برای انسانها است، علاوه بر آموزشهای متعارف عادی در احکام تکلیفی و اعتقادی و اخلاقی، مثل آموزش «حکمت» که برای عده ای از اهل ایمان و پیروان دین خدا امکان پذیر و مؤثر است. بطوریکه خدای سبحان فرمود:

     «یوتی الحکمة من یشاء و من یوت الحکمة فقد اوتی خیرا کثیرا و ما یذکر الا اولوا الالباب» (البقره/۲۶۹) یعنی: او [خدای سبحان] به هرکس خواست حکمت عطا می کند و به کسی که حکمت عطا شده، خیر فراوانی داده شده است و متذکر [این مطلب] نمی شوند جز صاحبان عقل خالص.

     در عالم دنیا و ظاهر آن پدیده هائی وجود دارد که حاکی از رحمت و برکات پروردگار عالمیان و فضل عظیم اوست مثل تبدیل یک دانه از گیاهان به ده ها و صدها دانه مشابه آن دانه ای که کاشته شده و تبدیل مقداری آب گل آلود در مزرعه و باغ و بطور کلی در زمین به یک درخت میوه که هر سال ده ها و صدها و هزاران عدد میوه و تبدیل آن دانه ها و میوه ها و سبزی های به وجود آمده به اعضاء بدن انسان و دیگر اشیاء مورد نیاز زندگی آنها. طبعاً تبدیل مقداری خاک و عمدتاً آب به موادغذایی و دارویی و تبدیل بخشی از آن مواد غذایی به اجزا بدن انسان حاکی از علم و قدرت بی پایان و قوانینی که او در طبیعت برقرار کرده است و حاکی از ربوبیت او می باشد.

     این نوع از پدیده ها و تحولات در عالم دنیا و الطاف خدای سبحان و علم و قدرت او برای انسانها در اصل خلقت و رشد بدن او برای عموم، قابل فهم و درک است، اگر چه با تذکرات دانشمندان  و اهل تعقل و تفکر. و عده ای از انسانها هم نسبت به همین پدیده های ظاهری بی اعتناء هستند اگر چه بطور دائم از ناحیه الطاف و رحمت گسترده پروردگارشان بهره مند می شوند.

     اما تحولاتی که در عالم دنیا و در فضای زندگی انسانها تحقق می یابد محدود و منحصر به این موارد ظاهری نیست. بلکه در عالم ملکوت که عالمی است بسیار عظیم تر و وسیع تر از عالم دنیاست و از همین عالم دنیا هم شروع می شود و در حقیقت باطن این عالم می باشد، پدیده های عظیم تری در جریان است که با زندگی انسانها ارتباط دارد.

     درباره اصل زندگی دنیا و ظاهر آن و ارتباط آن با زندگی فوق دنیا خدای سبحان در کتاب آسمانی می فرماید:

     «وعد الله لا یخلف الله و عده و لکن اکثر الناس لا یعلمون – یعلمون ظاهرا من الحیاة الدنیا و هم عن الاخرة هم غافلون – اولم یتفکروا فی انفسهم ما خلق الله السماوات و الارض و ما بینهما الّا بالحق و اجل مسمیً و انّ کثیرا من الناس بلقای ربهم لکافران» یعنی: [آن] وعده خداوند است و، الله از وعده خود تخلف نمی کند و اما بیشتر انسانها نمی دانند. آنها ظاهری از زندگی دنیا را می دانند و آنها از آخرت در غفلتی هستند – آیا آنها در وجود خود نیاندیشیدند که الله آسمانها و زمین و بین آنها را نیافرید جز به حق و سرآمدی معین شده و همانا بسیاری از مردم نسبت به ملاقات پروردگارشان کافر [و بی اعتناء] هستند.

     آیات کریمه متضمن چند نکته علمی و اخلاقی هستند از جمله این حقیقت که عالم آخرت باطن این عالم است، در مقابل عالم دنیا که ظاهر است. و این دو عالم با یکدیگر در ارتباط هستند.

     پدیده های باطنی این عالم قابل ادراکات عادی و متعارف انسانها نیستند. اما اعمالی که از انسانها صادر می شود یک صورت ظاهری دارند که قابل مشاهده برای عموم انسانها هستند و یک صورت باطنی که علم به آنها اختصاص به گروهی از انسانها دارد و آنها در اصل پیامبران خدا و صاحبان مقام عصمت و امامت یعنی امامان معصوم – علیهم السلام – هستند.

     ما هر وقت اصطلاح « معلمان آسمانی» را به کار می بریم منظور  وجو مبارک رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – و حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا – سلام الله علیها – و دوازده امام معصوم – سلام الله علیهم – هستند.

     آن ذوات مقدسه دارای علم و قدرت ادراکی خاص فوق عادی هستند و در قرآن کریم از آنها با کلمه «مطهرون»‌ یاد  شده، بطوریکه خدای سبحان فرمود:

     «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» (الاحزاب آیه ۳۳) یعنی:‌جز این نیست که الله می خواهد ناپاکی را از شما خاندان دور کند و شما را پاکیزه گرداند.

    از این آیه کریمه مقام عصمت و دوری از هرگونه آلودگی که یکی از آنها جهل است از خاندان عصمت و طهارت و اهل بیت رسول الله – صلی الله علیه و آله و سلم – بر می آید  و خداوند آنها را به نحو خاصی طاهر قرار می دهد.

     و در آیات کریمه دیگری در وصفی از آن ذوات مقدسه و علم به مقام خاص متعالی قرآن کریم فرمود:

     «انه لقران کریم – فی کتاب مکنون – لایمسه الا المطهرون – تنزیل من رب العالمین» (الواقعه آیات ۷۷ تا ۸۰)  یعنی: آن قرآنی است گرانقدر [و رفیع] در کتابی [و مقامی برتر از افق ادراکات عادی انسانها] قرار دارد – و انسانها دسترسی به [عمق حقایق و معارف و معانی] آن را ندارند جز مطهرون – و آن صورت از قرآن از طرف پروردگار عالمیان تنزیل یافته است.

     در این آیات کریمه اشاره ای شده است به مقام و موقعیت خاص قرآن مجید که در «کتاب مکنون» قرار دارد و دسترسی به آن مقام در وسع قدرت علمی و ادراکی گروه خاصی از انسانها قرار دارد و آنها «مطهرون» هستند که طاهر از هرنوع آلودگی می باشند از جمله جهل. و آن مقام قبل از تنزیل قرآن مجید است. از این آیات برمی آید که قرآن کریم در دو مقام قرار دارد یکی مقام قبل از تنزیل که در کتاب مکنون قرار دارد و علم به آن مقام اختصاص به «مطهرون» دارد که طبق احادیث نقل شده از وجود مبارک پیامبر خاتم – صلی الله علیه و آله و سلم – آنها اهل بیت عصمت و طهارت – عیلیهم السلام – می باشند.

     مقام دوم قرآن، مرتبه بعد از تنزیل آن حقیقت عظیم است از طرف «رب العالمین» برای آموزش انسانها.

     در بعضی از مقالات سالهای گذشته در ایام ماه رجب و ماه شعبان و ماه رمضان متذکر شدیم که علاوه بر جریان عادی رحمت و برکات پروردگار عالمیان، مراتب متعالی و فوق عادی دیگری در بعضی از ایام سال و یا بعضی از ساعات شبانه روز و بعضی شرایط خاص روحی انسانها در فضای زندگی آنها جریان می یابد مثل ساعات آخر شب و ساعتی در روز که نزدیک وقت نماز ظهر است و ساعات عصر روز پنجشنبه و شب و روز جمعه و عید قربان و عبد غدیر و عید فطر و در کنار بعضی از اعمال و عبادات مثل زمان اقامه نماز و وقت نزول باران و زمانی که اهل ایمان در میدان جنگ دفاعی با کفار مجروح یا شهید می شوند و در مجلس عقد ازدواج و مجلس عیادت از یک مریض و امثال آنها شرکت می کنند.

کلام ایام ـ ۲۶1، نگاه آسمانی به عطایای الهی
بخوانید

     یکی از زمانهای خاص فوق عادی برای جریان رحمت خدای سبحان، ایام ماه رجب و خصوصاً بعضی از شب ها و روزها و ساعات این ماه عظیم است. درباره عظمت خاص ماه رجب و وسعت رحمت پروردگار عالمیان در ایام آن در همین مقالات و مقالات سالهای قبل نکاتی مورد تذکر قرار گرفت، اما در این نوشتار می خواهیم تأکیدات معلمان آسمانی – علیهم السلام – را درباره فضائل ماه رجب و عبادات مخصوص آن مورد توجه و تذکر بیشتر قرار دهیم.

     اکثر انسانها غالباً به «اصل اشیاء» مورد نیاز خود در ایام زندگی و ساعات شبها و روزها توجه دارند و اینکه آن اشیاء را چگونه بدست آورند و چگونه از آن بهره برداری کنند و چگونه بعضی از آن اشیاء را ذخیره کنند و به چه قیمتی آنها را خریداری کنند یا بفروشند و امثال آن نوع توجهات. اما غالباً به ارتباط آن اشیاء با مشیت و فعل خداوند توجه لازم و مناسب را به کار نمی برند مگر بصورت سطحی و گذرا و اتفاقی و لذا بهره مندی آنها از آن اشیاء سطحی و اندک است. در حالیکه اگر این نوع توجه به اشیاء مورد نیاز بیشتر بود، استفاده و بهره مندی آنها از همین اشیاء حیلی بیشتر می شد و بهره مندی آنها استمرار پیدا می کرد و در عالم بعدی هم ادامه می یافت.

     خدای سبحان در کتاب خود فرمود:

     «اعملو آل داود شکراً و قلیل من عبادی الشکور» (سبأ آیه ۱۳) یعنی: ای آل داود [برای نعمت های پروردگارتان] شکری [مناسب] بعمل آورید و اندکی از بندگان من اهل شکر [دائمی و زیاد] هستند.

     لازم به تذکر است که در بعضی از مقالات قبلی و اخیراً درباره شکر و فواید آن مطالبی بصورت تفصیلی ذکر شد و متذکر شدیم که یکی از فواید قطعی و حتمی شکر، ازدیاد نعمت های خداوند است. یعنی شکر برای نعمت های خداوند، عبادتی است بسیار پرفایده و از جمله فواید آن افزایش آن نعمت ها خواهد بود.

     اما جای تأسف و تأثر است که اکثر انسانها به همان بهره مندی اندک دنیوی و مراتب ظاهری آنها اکتفاء می کنند و ازدیاد نعمت ها را از تلاش بیش از حد لازم و از طرق دیگری غیر از طریق شکر  حتی گاهی از طرق غیر مشروع توقع دارند، و نه از طرقی که خدای سبحان برای آنها هموار ساخته و نشان داده است.

       در نتیجه بهره مندی عموم انسانها جز عده قلیلی از آنها از نعمت های پروردگار عالمیان اندک است، همچنانکه در آیه کریمه فوق الذکر به آن اشاره ای شد و فرمود:‌

     «و قلیل من عبادی الشکور»

     اما راههای بهره مندی از نعمت های فراوان خدای سبحان و بهره مندی دائمی از آنها بر روی انسانها باز است و رحمت و برکات و نعمت های عظیم تر و بیشتر خداوند از ناحیه او برای بندگان و مخلوقات او بسته نمی شود و اگر عده ای از بندگان محرومیت هائی دارند، آن محرومیتها از ناحیه خود آنها و اعمالشان می باشد.

     تحریم بعضی از نعمت ها و یا کم کردن آنها، اعم از تحریم تکوینی و یا تشریعی از طرف پروردگار عالمیان به منظور جلوگیری از ظلم بیشتر ظالمان و فساد بیشتر آنهاست، چون امکانات انسانهای ظالم و فاسد و تبهکار ابزارهایی است در دست آنها برای تضییع حقوق دیگران و اشاعه فساد بیشتر. خدای سبحان در این زمینه فرمود:

      «فبظلم من الذین هادوا حرّمنا علیهم طیبات احلّت لهم و بصدهم عن سبیل الله کثیراً – و اخذهم الربا و قد نهوا عنه و اکلهم اموال الناس بالباطل و اعتدنا للکافرین منهم عذاباً الیماً (النساء آیه ۱۶۰ و ۱۶۱) یعنی: به جهت ظلمی که یهودیان مرتکب شدند، ما تحریم نمودیم برای آنها اشیاء پاکیزه ای را که برای آنها حلال شده بود، و به جهت زیاد(؟) از راه خدا باز می داشتند.

     منظور این است که علت تحریم بعضی از نعمت ها برای یهودیان ظلم آنها به دیگران و بازداشتن مردم از راه خدا بود، یعنی آنها با اعمال خود و امکانات زندگی که در اختیار داشتند راه خدا را صدّ می کردند و مانع رفتن انسانها به راه  خدا می شدند.

     باز می گردیم به مطلب اصلی مورد بحث در این نوشتار و آن بحث را ادامه می دهیم. قبلاً عرض شد که در بعضی زمانها  بعضی از مکانها و بعضی از شرایط زندگی رحمت و برکات فراوانی از طرف خدای غنی کریم به فضای زندگی انسانها جریان می یابد. جریان رحمت و برکات خدای سبحان شامل هم زندگی دنیوی انسانها می شود و هم ادامه آن زندگی و در مقصد حقیقی آفرینش.

     دیگر اینکه جریان های متعالی نعمت ها پروردگار عالمیان در همه جهات ظهور و تجلی آشکاری ندارد یا حداقل مورد توجه کامل و دقیق و عمیق همه انسانها قرار نمی گیرد. بلکه عده اندکی از بندگان خداوند ارتباط نعمت ها و امکانات زندگی با الطاف پروردگار عالمیان را مورد توجه لازم قرار می دهند.

     و دیگر اینکه علم کامل و گسترده به فضای جریان رحمت پروردگار عالمیان و شناسایی کامل آن فضا برای همگان در عالم دنیا امکان پذیر نیست. به بیان دیگر انسانهای دارای ادراکات عادی محدود، علمی نسبت به ملکوت آسمانها و زمین ندارند و این علم و ادراک برای پیامبران خدا و بطور کلی برای «معلمان آسمانی» – سلام الله علیهم – امکان پذیر است. بطوریکه خدای سبحان درباره پیامبر خود حضرت ابراهیم – علیه السلام – فرمود:

     «کذلک نری ابراهیم ملکوت السماوات و الارض و لیکون من الموقنین» (الانعام آیه ۷۵) یعنی: این چنین ملکوت آسمانها و زمین را به ابراهیم نشان می دهیم، تا از اهل یقین باشد.

     منظور این است که خدای سبحان در مرحله ای از عمر حضرت ابراهیم، علم و ادراک خاصی به آن حضرت عطا فرمود که از ناحیه آن علم  ادراک او «ملکوت آسمانها و زمین» را می دید و این ارائه ملکوت برای ابراهیم استمرار داشت.

     در این نوشتار مجال و فرصت بحث تفصیلی درباره «ملکوت» و عالم ملکوت و ملکوت آسمانها و زمین وجود ندارد و این مباحث احتیاج به فرصت مناسب دیگری دارد و اجمالاً اشاره ای می کنیم به اینکه اعمال انسانها یک صورت ظاهری و مشهود دارد و یک صورت باطنی که به آن ملکوت عمل گفته می شود که صورت باطنی اعمال و نتایج و آثار آنها می باشد.

      ذوات مقدسه معملان آسمانی – علیهم السلام – دائماً در فضای جریان رحمت و برکات خدای سبحان قرار داشتند و خدای سبحان ملکوت آسمانها و زمین را به آنها نشان می داد و آنها اشتیاق شدیدی داشتند به آموزش انسانها درباره عالم ملکوت و ملکوت اعمال و اشیاء و جهت جلب توجه انسانهای دارای ادراکات عادی خود را به سختی ها می انداختند و مشقت های زیادی را تحمل می کردند.

     کلمه «ملکوت» به حکومت هم گفته می شود و ملکوت همه عوالم در اختیار خداوند است و معلمان آسمانی به جهات مختلف حکومت خدای سبحان به عالمیان و همه عوالم دارند

وظایف و اعمال و رفتارهای اهل ایمان درباره ماه رجب و زمانهای خاص آن

     این موضوع در این چند مقاله عملاً مورد بحث و توضیح قرار گرفت و گفته شد که روزه ماه رجب در رأس اعمال و عبادات مخصوص این ماه قرار دارد و علاوه بر آن در مورد بعضی از اعمال و عبادات مثل استغفار و دعاهای خاص تأکیدات بیشتری بعمل آمده و بخواست خداوند در مقالات بعدی مطالب دیگری در آن زمینه گفته خواهد شد. ان شاء الله تعالی.

الیاس کلانتری

دکمه بازگشت به بالا
بستن