کلام ایام تاریخی – ۶۶۱، ماه شعبان و ایام تاریخی و پرفضیلت آن

بخش دوم

*بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم*

کلیات*

  • جایگاه استغفار در بین اعمال و عبادات ماه های نورانی
  • معنی حقیقی استغفار
  • استغفار اختصاص به گناهان ندارد.
  • استغفار درخواست رحمتی است از خدای سبحان برای بندگان
  • آثار و نتایج استغفار در زندگی انسان ها
  • استغفار پیامبران خدا -سلام الله علیهم- چه علتی داشت در حالیکه آن ها صاحبان مقام عصمت بودند؟
  • اعمالی که پیامبران و امامان معصوم -علیهم السلام- آن ها را درباره خودشان گناه می شمردند.
  • توصیه به استغفار در سحرها در آیات قرآن کریم.
  • معنی کامل کلمه «متقین» در آیات قرآن کریم
  • معنی کامل و حقیقی «محسنین» در آیات قرآن کریم
  • جایگاه رفیع استغفار در آیات قرآن کریم.
  • استغفار برای خود و دیگران
  • استغفار در حضور وجود مبارک رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) 
  • اهل ایمان به استغفار رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- برای آن ها نیاز دارند.

* * * * * * * * * * * * * *  

استغفار در ماه شعبان و آن دو ماه نورانی دیگر

     در سفارشانی که از پیامبر خاتم – صلی الله علیه و آله و سلم – و امامان اهل بیت – علیهم السلام – برای عبادات در این سه ماه معین شده و مورد تاکید زیاد قرار گرفته، «استغفار» جایگاه رفیعی دارد. استغفار یعنی طلب غفران از خداوند برای خود و دیگران. غفران مرتبه ای از رحمت و برکات خدای سبحان و تفضّلات نسبت به بندگان است و غالباً در فرهنگ دین خدا در کنار گناهان و سیّئات و خطاها به کار می رود، تا جائیکه عده ای تصور می کنند که آن درباره گناهان بعمل می آید و اختصاص یه گناهان و بخشیده شدن آنها دارد.

     اما استغفار اختصاصی به گناهان ندارد و بلکه درخواست رحمتی است از خدای سبحان برای بندگان و اگر بنده ای مرتکب گناهان شده بود، استغفار و پذیرش آن از طرف خداوند یعنی عطا و عنایت او به بنده سبب بخشیده شدن گناهان و پاک شدن آثار آنها می گردد و در غیر این صورت استغفار سبب ترفیع درجات بنده در  عبودیت و تقرب بیشتر به خدای سبحان می شود ، مثل استغفاری که پیامبران خدا -علیهم السلام- برای خود و بندگان صالح او انجام می دادند.

     عده ای از دانشمندان و مفسران قرآن کریم که استغفار را اختصاصاً درباره گناهان و بخشیده شدن آنها و از بین رفتن آثار آنها تصور می کنند، درباره استغفار پیامبران خدا دچار مشکلی می شوند، چون همه پیامبران – سلام الله علیهم – در مقام عصمت قرار داشتند و هیچ گناهی مرتکب نمی شدند و خدای سبحان آنها را انسانهای صالحی معرفی نموده است. بعنوان نمونه:

     «وَ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ ۚ كُلًّا هَدَيْنَا  وَنُوحًا هَدَيْنَا مِنْ قَبْلُ وَمِنْ ذُرِّيَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَىٰ وَهَارُونَ  وَكَذَٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ – وَزَكَرِيَّا وَيَحْيَىٰ وَعِيسَىٰ وَإِلْيَاسَ  كُلٌّ مِنَ الصَّالِحِينَ – وَإِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَيُونُسَ وَلُوطًا  وَكُلًّا فَضَّلْنَا عَلَى الْعَالَمِينَ» (الانعام آیات ۸۴- ۸۶) یعنی: به او عطا کردیم اسحاق و یعقوب را و آنها را هدایت کردیم و نوح را قبلاً هدایت کردیم و از ذریه او داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون را [هدایت کردیم] و این چنین پاداش می دهیم محسنان را. و زکریا و یحیی و عیسی و الیاس را که همه آنها از صالحان بودند و اسماعیل و یسع و موسی و هارون و یونس و لوط را و آنها را بر جهانیان فضیلت (برتری) دادیم.

     آیات دیگری در توصیف پیامبران خدا در کتاب آسمانی آمده است که از همه آنها صالح بودن آنها و عصمت آنها ثابت می شود.

در هر صورت استغفار یعنی طلب غفران از خداوند اگر درباره گناهان انسانها بعمل آید، سبب غفران گناهان و اگر گناهی در کار نباشد سبب ترفیع درجات بنده ها خواهد شد. اما بعلت اینکه غالباً  استغفار برای گناهان و درباره آنها به کار رود، عده ای تصور کرده اند که این عمل درباره گناهان و سیّئات و خطاها به کار می رود.

     نکته مهم دیگر اینکه پیامبران خدا – علیهم السلام – و افراد صالح از پیروان آنها، عمل و رفتار و عبادات خود را در مقابل عظمت پروردگار عالمیان اندک و حقیر می شمارند، اگر چه آن اعمال در حقیقت عظیم و کثیر و توام با اخلاص کامل انجام گرفته باشد. یعنی حقیر پنداشتن عمل بنده از طرف خود او و در برابر عظمت پروردگار عالمیان رعایت یک ادب توحیدی است و گاهی هم برای آموزش دیگران به کار می رود. و اگر بنده ای از صالحان و در راس آنها پیامبران خدا درباره شخص خودش جهت گناهانی استغفار کرده، بر حسب واقعیت گناهی در کار نبوده است و بلکه خود او اعمال خود را حقیر و اندک فلذا نوعی گناه محسوب نموده است و به این نوع اعمال «گناه منزلتی» گفته می شود، یعنی: عملی که در اصل و در حقیقت گناه نیست بلکه صاحب عمل آن را برای شخص خود گناه حساب می کند.

     مثل اینکه یکی از اولیاء خاص خداوند، مقدار اندکی غذا در اختیار دارد و خودش هم گرسنه است و نیاز به خوردن آن غذای اندک دارد اما شخص گرسنه ای را می شناسد که او هم احتیاج به غذا دارد، در این صورت او آن غذای اندک را به آن نیازمند عطا می کند و خودش گرسنه می ماند و اگر او آن غذای اندک مورد نیاز خود را مصرف کرد و گرسنگی خود را با آن برطرف می کرد، گناهی مرتکب نشده بود، اما او دیگری را بر خود ترجیح می دهد و نیاز او به غذا را برطرف می کند، اما اگر زمانی آن شخصیت قدسی آن غذا را خودش مصرف کند، خود را گناهکار حساب خواهد کرد. و اعمالی امثال آن.

     خلاصه مطلب اینکه استغفار انسان برای خود و دیگران یک عمل عبادی باشکوه و مورد تاکید زیاد است و بنده لازم است بطور مستمر برای خود و والدین خود و دیگران استغفار کند، حتی برای انسانهای صالح که در مراتب برتر عبودیت برای پروردگار عالمیان قرار دارند.

     خدای سبحان در کتاب آسمانی در مقام توصیف بندگان برتر خود و اهل بهشت و اعمال و رفتارهای آنها می فرماید:

     «الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا إِنَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ – الصَّابِرِينَ وَالصَّادِقِينَ وَالْقَانِتِينَ وَالْمُنْفِقِينَ وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحَارِ» (آل عمران آیات ۱۶ و ۱۷) یعنی: کسانیکه می گویند پروردگارا ما ایمان آورده ایم، پس ذنوب ما را مورد غفران قرار بده و ما را از عذاب آتش نگاه دارد، آن صابران و صادقان و فرمانبرداران و انفاق کننده ها و استغفار کنندگان در «سحر» ها هستند. (۱)

همچنین خدای سبحان می فرماید:

«إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنّات وَ عُیُون – آخِذِینَ ما آتاهُمْ رَبُّهُمْ إِنَّهُمْ کانُوا قَبْلَ ذلِکَ مُحْسِنِینَ – کانُوا قَلِیلاً مِنَ اللَّیْلِ ما یَهْجَعُونَ – وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ – وَ فِی أَمْوالِهِمْ حَقٌّ لِلسّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ»(الذاریات آیات ۱۵-۱۹) یعنی: همان اهل تقوا (پرهیزگاران) در باغ های بهشتی و کنار نهرها خواهند بود و آن ها آنچه را پروردگارشان به آن ها عطا کرده، دریافت خواهند کرد – آن ها قبلاً (و در دنیا) محسنان (نیکوکاران) بودند.

لازم به تذکر است که کلمه «نیکوکاران» معنی کامل کلمه «محسنین» مذکور در این آیات را افاده نمی کند و در ترجمه آیات فوق الذکر از روی ناچاری این کلمه و امثال آن به کار می رود و لازم است آیاتی از قرآن کریم در این زمینه مورد توجه قرار بگیرد، از جمله همین آیات مورد بحث در سوره ذاریات و آیات اول سوره لقمان. به طوریکه فرمود:

«تِلْکَ آیَاتُ الْکِتَابِ الْحَکِیمِ – هُدًى وَرَحْمَةً لِلْمُحْسِنِینَ – الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ بِالآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ – أُولَئِکَ عَلَى هُدًى مِنْ رَبِّهِمْ وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» یعنی: آن ها [یا این ها] آیات کتاب حکیم است – هدایت و رحمتی است برای محسنان – آنان که نماز را بر پای می دارند و زکات می پردازند و به آخرت یقین می آورند [ایمان یقینی] آنان در [مسیر] هدایتی از طرف پروردگارشان قرار دارند و آنان سعادتمندان [و رستگاران] هستند.

این نکته درباره کلمه «متقین» مذکور در آیات اول سوره بقره و آیات دیگری در قرآن مجید هم صدق می کند. یعنی اوصاف حقیقی آن ها همان است که در آیات قرآن ذکر شده است و یک کلمه معادل تقریبی در یک زبان دیگر معنای حقیقی و کامل این نوع کلمات را نمی رساند.

از این آیات هم جایگاه رفیع «استغفار» در اخلاق دین توحیدی آشکار می شود، و روشن می شود که یکی از رفتارهای محسنان و مؤمنان حقیقی و اهل بهشت. استغفار در سحرها است.

البته لازم به تذکر است که استغفار اختصاصی به زمان سحرها یعنی: ساعات آخر شب ندارد و در همه زمان ها انجام می گیرد، الا اینکه در اوقات سحرها آثار و نتایج و پاداش عظیمی برای بندگان دارد.

کلام ایام تاریخی - 619، آموزشهای دین خدا در سیره و کلام معلمان آسمانی (علیهم السلام)
بخوانید

یکی از زمان های مناسب برای استغفار شب ها و روزها و ساعات سه ماه نورانی یعنی ماه رجب و ماه شعبان و ماه مبارک رمضان است و برای استغفار در این ماه ها سفارشات زیادی به عمل آمده است.

استغفار علاوه بر آثار مبارکی که برای خود بندگان دارد، آثار و برکات زیادی هم برای دیگران دارد، یعنی انسان می تواند برای دیگران هم از خدای سبحان درخواست غفران کند. بالخصوص استغفار وجود مبارک رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- برای پیروان دین توحیدی و این موضوع در آیاتی از قرآن مجید مورد تذکر قرار گرفته است. خدای سبحان در کتاب آسمانی می فرماید:

«لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللهَ‌ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ‌ تَوَّاباً رَحيماً» (النساء آیه۶۴) یعنی: اگر آن ها زمانی که به خودشان ظلم کردند، می آمدند نزد تو و از الله استغفار می کردند و رسول [خدا] برای آن ها استغفار می کرد، حتما الله را توبه کننده [یا توبه پذیر] و مهربان می یافتند.

آیه کریمه بطور ضمنی دلالت دارد که انسان ها به استغفار پیامبر خدا برای آن هو احتیاج دارند، یعنی هم لازم است خود آن ها استغفار کنند و هم احتیاج دارند به اینکه پیامبر خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- برای آن ها استغفار کند و طبعاً آن نوع رفتار یعنی رفتن اهل ایمان نزد رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- و استغفار از گناهان خود و استغفار آن حضرت برای آن ها سبب نزول غفران و رحمت و برکات خداوند می شود.

باز خدای سبحان می فرماید:

«وَ إِذا قِیلَ لَهُمْ تَعالَوْا یَسْتَغْفِرْ لَکُمْ رَسُولُ اللّهِ لَوَّوْا رُؤُسَهُمْ وَ رَأَیْتَهُمْ یَصُدُّونَ وَ هُمْ مُسْتَکْبِرُونَ» (المنافقون آیه۵) یعنی: وقتی به آن ها گفته شود بیایید تا رسول الله برای شما استغفار کند، سرهای خود را بر می گردانند و آن ها را می بینی از روی استکبار اعراض می کنند.

این آیه کریمه درباره منافقان و رفتارهای آن ها است و آن ها به جای استغفار برای اعمال خلاف خود و بهره مندی از استغفار رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- از روی استکبار صورت خود را بر می گردانند. خدای سبحان این عمل آن ها را تقبیح فرموده و علامتی برای نفاق آن هو شمرده است.

استغفار ملائکه برای انسان ها

علاوه بر استغفار اهل ایمان برای گناهان یا تقصیرات و کوتاهی های خود در انجام وظایف عبودیت و استغفار رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- برای آن ها گروهی از ملائکه هم برای آن ها استغفار می کنند. خدای سبحان در کتاب آسمانی می فرماید:

«الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيُؤْمِنُونَ بِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ – رَبَّنَا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدْتَهُمْ وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ – وَقِهِمُ السَّيِّئَاتِ وَمَنْ تَقِ السَّيِّئَاتِ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ» (غافر آیات ۷-۹) یعنی: آن هایی که عرش [خدا] را حمل می کنند و آن هایی که اطراف آن [عرش] هستند، پروردگارشان را با حمد تسبیح می گویند و به او [بطور مستمر] ایمان می آورند و استغفار می کنند برای کسانیکه ایمان آورده اند [و می گویند] پروردگارا همه چیز را در وسعت رحمت و علم خود قرار داده ای، پس در غفران خود قرار بده کسانی را که توبه کردند و از راه تو پیروی نمودند و آن ها را از عذاب جهنم نگاه دار. پروردگارا آن ها را وارد کن در باغ های بهشتی دائمی که به آن ها وعده داده ای و با کسانی از پدران و همسران و فرزندان شان که صالح شده اند، همانا تو عزیز و حکیم هستی و آن ها را از بدی ها حفظ کن. و هر کس را که تو از بدی ها حفظ کردی، همانا او را مورد رحمت قرار داده ای و آن است رستگاری [و سعادت] عظیم.

در این آیه کریمه اشاره ای شده است به اینکه ملائکه حاملان عرش خدا و ملائکه اطراف عرش که دائماً در حال تسبیح پروردگارشان هستند و ایمان به او برای اهل ایمان استغفار می کنند و استغفار آن ها هم دائمی است و آن ها از خدای سبحان در خواست می کنند که توبه کنندگان از اهل ایمان را مورد غفران خود قرار دهد و آن ها را از جهنم و سقوط در آن محافظت کند و آن ها را وارد بهشت کند که به انسان ها و اهل ایمان و اعمال صالح وعده داده است. همچنین صالحان از پدران و همسران و فرزندان آن ها را.

قابل توجه است که آن دو گروه از ملائکه یعنی حاملان عرش و ملائکه اطراف عرش بطور مستمر برای هم خود اهل ایمان و هم افراد خاندان آن ها از پدران و همسران و فرزندان استغفار می کنند و از خدای سبحان درخواست می کنند که آن ها را از سقوط در جهنم کند.

خلاصه و حاصل بحث اینکه: استغفار برای اهل ایمان و توبه کنندگان از آن ها بسیار ضروری است و نقش حیاتی در زندگی حقیقی آن دارد و لازم است آن ها دائماً برای خودشان و گناهان و تقصیرات خودشان استغفار کنند. و همچنین از رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- بخواهند که برای آن ها استغفار کند.

اما اگر کسی بگوید که این فضیلت آیا اختصاص به فرمان حیات دنیوی رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- دارد و کسانیکه در یک منطقه با آن حضرت زندگی می کردند و امکان رسیدن به محضر آن بزرگوار را داشتند و بقیه انسان ها از این مرتبه از رحمت و برکات خداوند محروم هستند، در جواب می گوییم نه! و انسان ها در زمان های بعد از رحلت پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم- هم می توانند از الطاف و عنایات و شفاعت آن حضرت بهره مند شوند. چه از طریق رفتن به حرم قدسی او و چه زیارت از راه دور و چه مراجعه به اوصیاء و جانشینان حقیقی او یعنی: ذوات مقدسه امامان اهل بیت -علیهم السلام- و درخواست استغفار از آن بزرگواران. البته بطور مسلم برکات رسیدن به حضور او و درخواست استغفار از او جایگاه خاصی در زندگی اهل ایمان دارد. و ما قبلاً در بعضی از مقالات اخیر در این زمینه مطالبی به عرض خوانندگان مقالات رساندیم.

همچنین قابل تذکر است که سلام اهل ایمان به رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- و صلوات بر او بعد از رحلت او از دنیا هم به آن حضرت می رسد و در این جهت گروهی از ملائکه مأمور به این کار هستند، یعنی رساندن صلوات و سلام اهل ایمان به آن وجود مبارک قدسی همچنانکه خدای سبحان به اهل ایمان دستور داده است که برای او صلوات بفرستند و همچنانکه در سلام نمازها خطاب به آن حضرت عرض می شود:

«السلام علیک ایها النبی و رحمة الله و برکاته»

بر می گردیم به اصل موضوع موردبحث یعنی «استغفار» در ماه های نورانی که یکی از آن ها ماه عظیم و نورانی شعبان است و توصیه معلمان آسمانی -سلام الله علیهم- به اهل ایمان درباره استغفار در فرصت های ایام و لیالی و ساعات ماه شعبان.

لازم به تذکر است -اگر چه بصورت مکرر- که استغفار بنده برای خود و استغفار رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- برای اهل ایمان و همچنین استغفار ملائکه حاملان عرش و دیگر ملائکه برای اهل ایمان و توبه کننده ها از آن ها فواید عظیمی برای آن ها خواهد داشت و این فواید در دنیا سبب ورود به «صراط مستقیم» و رفتن در آن و در آخرت ورود به بهشت و زندگی دائمی در باغ های بهشتی است و برای ارزیابی و سنجیدن بها و قیمت این نعمت عظیم و اجزای آن هیچ معیار و ترازویی در دنیا وجود ندارد یعنی ارزش های آن فوق حد تصور و ادراک عادی در عالم دنیا می باشد. نکته دیگر اینکه درباره استغفار ملائکه درباره انسان و درخواست آن ها از خدای سبحان درباره نجات اهل ایمان از جهنم و ورود آن ها به بهشت احتیاج به یک بحث علمی و عقیدتی و تفسیری مفصلی وجود دارد، اما این فرصت اکنون فراهم نیست و امیدواریم در فرصت مناسبی به طرح این بحث بپردازیم. از جمله اینکه آیا استغفار ملائکه از نوع متداول بین انسان ها است یا نوع دیگری است و اینکه آیا آن نوع استغفار جنبه تشریحی دارد یا تکوینی و مطالبی امثال آن ها.

الیاس کلانتری

پاورقی:

۱- کلمه «ذنب» در یکی از معانی آن شهرت یافته و غالباً درباره گناه به کار می رود، اما این کلمه اختصاص به گناه ندارد. علاقه مندان به این بحث می توانند به تفسیر المیزان، آیات اول سوره فتح مراجعه کنند.

دکمه بازگشت به بالا
بستن