کلام ایام تاریخی – ٦۷۱، ماه خدای سبحان و ضیافت ملکوتی برای انسان ها

*بخش ششم*

*بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم*

در مقالات ماه رمضان امسال ابتداءً اصل خطا به وجود مبارک رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- درباره اوصاف و فضائل ماه مبارک را ذکر کردیم. خطابه شریف در مقالات ماه رمضان سال گذشته با توضیحات تفسیری و شرح مختصر عبارات آن ذکر شده بود، و در اولین بخش از مقالات امسال جهت توجه مکرر آن را مجدداً آوردیم.

در همان مقاله اول عناوین و موضوعات اصلی مقالات ماه رمضان سال های قبل را هم ذکر کردیم که مجموعاً-۲۰۰ عنوان بود. و بعد از آن به شرح و توضیح بعضی از فواید و کاربردهای خطبه شریف پرداختیم. در مقاله شماره-۶۶۷ قبل از شروع بحث اصلی، مقدمه ای را درباره موضوع «روش اختصاصی به کار رفته در قرآن کریم» در بیان موضوعات آوردیم و بعد از آن و در اول مقاله بخش سوم -مقاله شماره ۶۶۸- متذکر آیاتی از قرآن کریم درباره ماه رمضان و وجوب «صیام» (روزه) در آن ماه برای پیروان دین خدا شدیم.

در این مقالات بعضی از نکات تفسیری آیات مورد شرح و توضیح قرار گرفت. اما این بحث در فرصت ماه مبارک رمضان به پایان نرسید و امیدواریم از فرصت های دیگری به بیان نکاتی از آن آیات موفق شویم.

در این بخش از مقالات موردبحث به بیان و شرح و توضیح یک موضوع محوری درباره ماه رمضان و اوصاف قرآن کریم و ارتباط آن دو یعنی ماه رمضان و قرآن کریم می پردازیم که در همه زمان ها به آن بحث و توجه مکرر به آن احتیاج داریم.

آیات موردنظر را مجدداً در این مقاله جهت توجه بیشتر و دقیق تر می آوریم:

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ – أَيَّامًا مَعْدُودَاتٍ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ وَأَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ – شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَنْ كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ» (البقره آیات ۱۸۳تا۱۸۵) یعنی: ای کسانی که ایمان آورده اید، روزه بر شما مقرر [و واجب] شد، همچنان که بر کسانی که قبل از شما بودند، مقرر شده بود، باشد که پرهیزکاری کنید. این [عبادت] در روزهای معینی [بر شما] مقرر شده است، اما اگر کسی از شما مریض بود یا در حال سفر تعدادی از روزهای دیگر را [روزه بگیرد] و بر کسانی که طاقت [بر روزه گرفتن] ندارند، کفاره ای معین شده به اندازه طعامی برای یک مسکین. پس کسی که با میل و رغبت کار خیری را انجام دهد. برای او بهتر خواهد بود و اگر شما روزه بگیرید برای شما بهتر خواهد بود اگر می دانستید. ماه رمضان همان است که قرآن در آن نازل شد برای هدایت انسان ها. آن دارای نشانه هایی آشکار از هدایت و عامل تشخیص حق از باطل است. پس هرکس از شما در این ماه [در محل زندگی خود] حضور داشت باید [در آن] روزه بگیرد و کسی که مریض یا در حال سفر بود باید [به شماره آن روزها] تعدادی از روزهای دیگر روزه بگیرد. خدا برای شما آسانی [و آسایش] اراده می کند و اراده سختی [و سنگینی] نمی کند. و برای این که شماره مقرر را تکمیل کنید و این که خدا را تکبیر نمایید برای این که شما را هدایت کرد و باشد که شکر بعمل آورید.

قابل توجه دقیق است که در آیه ۱۸۵ از آیات فوق الذکر و در بین بحث درباره روزه و احکام آن به موضوع نزول قرآن و اوصافی از آن اشاره ای شده است. توضیح اینکه در آیات کریمه فوق الذکر محور مباحث عبادتی به نام «صیام» (روزه) و بعضی از احکام و حکمت تشریع آن است، و نهایتاً در آن زمان انجام آن عبادت عظیم هم ذکر شده است که ماه مبارک رمضان است. اما در آیات کریمه علاوه بر زمان انجام آن عبادت زمان نزول قرآن و بعضی از اوصاف آن هم مورد توجه و تذکر قرار گرفته است. توضیح بیشتر اینکه اگر مراد از بیان «ماه رمضان» فقط زمان انجام عبادت موردنظر بود، ذکر موضوع نزول قرآن کریم در ماه رمضان ضرورتی نداشت! پس لازم است ذکر این موضوع یعنی نزول قرآن در ماه رمضان دارای حکمت خاصی باشد. در توضیح و شرح این موضوع یعنی نزول قرآن در ماه رمضان و اوصافی از آن و همچنین در وجوب روزه و نزول قرآن و فضائل آن لازم است ارتباطی وجود داشته باشد و یا چند ارتباط!

در این موضوع چند نکته علمی و اخلاقی قابل بحث و توجه عمیق است و آن ها عبارتند از:

یکم: لازم است در شرح و توضیح معانی آیه کریمه (آیه۱۸۵) این نکته مورد توجه قرار بگیرد که آیا مراد از ذکر این مطلب اصل نزول قرآن است یا نزول آن در ماه رمضان. یعنی در آیه کریمه مطلب اصلی و محوری، نزول قرآن است! یا فضائل ماه مبارک رمضان و یا بیانی از اوصاف و فضائل قرآن؟ از جمله نزول آن در ماه رمضان.

دوم: از ترکیب الفاظ آیه کریمه و آیات قبلی بر می آید که یکی از فضائل قرآن کریم نزول آن در ماه رمضان است و خدای سبحان در کلام خود به این فضیلت خاص اشاره ای فرموده و پیروان قرآن از افراد دانشمند و متفکر لازم است در این زمینه تدبّری انجام دهند، تدبر در معانی عمیق آیات، علاوه بر معانی لفظی ظاهری آن ها.

لازم است این موضوع مورد بررسی علمی خاص قرار بگیرد که آیا آموزش مطالب علمی یا اخلاقی در زمان خاص تأثیر خاص یا متفاوتی در انسان ها دارد؟ و اینکه اگر قرآن در غیر ماه رمضان نازل می شد، در آموزش های آن برای انسان ها و نوع بهره مندی انسان ها از آن تفاوتی به وجود می آمد؟

سوم: این موضوع در فضائل «شب قدر» و موقعیت خاص آن هم در بین شب های عادی و ماه های سال صدق می کند. می دانیم که در قرآن کریم تصریحی شده به اینکه قرآن کریم در شب قدر و در ماه رمضان نازل شده است. به طوری که خدای سبحان در کتاب آسمانی فرمود:

«إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيلَةِ الْقَدْرِ»(القدر آیه۱) و همچنین فرمود:

«إِنَّآ أَنزَلۡنَٰهُ فِي لَيۡلَةٖ مُّبَٰرَكَةٍۚ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ»(الدخان آیه۳) این آیات هم لازم است مورد تدبر عمیق قرار بگیرد و روشن شود که آیا در آن ها و آیات دیگر مرتبط با آن ها «شب قدر» مورد توصیف و تکریم و تعظیم قرار گرفته است یا «قرآن کریم» یا هر دو و اگر هر دو حقیقت مورد تکریم خاص قرار گرفته، کدامیک از آن ها در این آیات مطلوب اصلی و محور مطالب می باشد و کدامیک وابسته به آن و یا فرعی بر آن.

چهارم: به جهت اهمیت خاص مطلب چه درباره فضائل ماه رمضان و چه شب قدر توضیح بیشتری نسبت به آن ذکر می کنیم و آن اینکه:

یک وقت به یک انسان خیری و سودی از چیزی و از جایی می رسد که ارزش مادی آن مورد توجه قرار می گیرد مثل اینکه چیزی را که قبلاً خریده به قیمت بیشتری می فروشد و سود زیادی برای او حاصل می شود. اما شخص دیگری به جهت یک رفتار جوانمردانه و اقدام برای نجات یک یا چند انسان از خطر زخمی شدن یا کشته شدن، مورد تحسین انسان های دیگر قرار می گیرد و به او جایزه ای داده می شود که ارزش مالی آن به اندازه ای است که شخص اول از خرید و فروش بدست آورده است. ارزش مالی هر دو دریافتی یکسان است، اما جایزه ای که او جهت یک رفتار اخلاقی و فداکارانه بدست آورده یک نوع ارزش معنوی هم دارد و آن ارزش متناسب با نوع رفتار او و نوع کاری که انجام داده متفاوت خواهد بود.

زمان دریافت یک شئ هم شبیه همان است یعنی یک وقت انسان کتابی را از یک کتابفروش می خرد و از اینکه کتاب موردنظر خود را پیدا کرده و آن را با قیمت مناسبی خریده است، مسرور می شود، اما یک وقت دوستی آن کتاب موردنظر را به دوستش هدیه می کند و در اول یا آخر کتاب هم یک جمله محبت آمیز می نویسد و آن را امضاء می کند. در این صورت آن کتاب نوع دوم ارزشی بیشتر از کتاب نوع قبلی در نظر دریافت کننده خواهد داشت و آن ارزش بالاتر از قیمت کتاب و ارزش مادی آن خواهد بود. و اما اگر نویسنده آن کتاب یک جلد از آن را به یکی از دوستانش هدیه کند، آن ارزش متناسب با شخصیت علمی و اجتماعی و شهرت آن نویسنده متفاوت خواهد بود.

کلام ایام -۵۲۹، دعوت رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- از انسانها برای ضیافت بهشتی
بخوانید

پنجم: این موضوع یعنی ارزش های متفاوت اشیایی که ارزش مالی و عادی آن ها یکسان و اندازه هم می باشد، اما مجموع ارزش های آن ها با یکدیگر متفاوت است درباره پدیده های علمی و اخلاقی و امثال آن ها هم صدق می کند. به عنوان مثال اگر گروه هایی از انسان ها را در نظر بگیریم که تحت آموزش هایی قرار گرفته اند مثل گروهی دانش آموز در سنین کودکی و نوجوانی، گروهی نظامی و گروهی دانشجو و گروهی که آموزش داده می شوند جهت معلمی در مدارس، و مواد مورد تعلیم هم در جلسات و کلاس ها، یکسان و شبیه هم باشد. یعنی مواد مورد تعلیم یکسان باشد، اما روش های تعلیم نسبت به متعلمین در شرایط مختلف تفاوت هایی با یکدیگر داشته باشد. طبق آنچه در برنامه های آموزشی مشاهده می شود، تأثیرات متفاوت خواهد بود.

یعنی: مطالب علمی یکسان در متعلمین با موقعیت های متفاوت آثار متفاوتی در آن ها خواهد داشت و این تفاوت ها به عوامل و علل مختلفی مربوط می شود مثل سن متعلمین و سن معلمان و موقعیت اخلاقی آن ها و عوامل دیگر.

در بعضی از کلاس های درسی برای موضوع نوع تأثیر مطالب علمی در شنونده ها و متعلمین در سطح دانشگاه ها و سطوح پایین تر و برای معلمان مثالی عرض می کردیم که مورد توجه زیادی قرار می گرفت بالخصوص درباره معلمان قرآن اینکه عرض می کردیم:

فرض کنیم در یک جلسه درسی یک معلم و استاد یکی از خطبه های امیرالمؤمنین علی -علیه السلام- را از کتاب شریف نهج البلاغه به افراد حاضر در یک جلسه درسی آموزش دهد و آن استاد آشنایی عمیقی با این کتاب پیدا کرده باشد و سخنان او در تدریس کلام امیرالمؤمنین به طور کامل مطابق مراد آن حضرت در آن خطبه باشد و معانی موردنظر در آن خطبه را به طور کامل فهمیده باشد. آیا تأثیر سخنان او در شنونده ها به اندازه تأثیر کلام شخص امام -علیه السلام- خواهد بود. یعنی اگر عده ای از انسان ها که معرفتی نسبت به مقام قدسی امیرالمؤمنین علی -علیه السلام- داشته باشند -مثل اصحاب خاص آن حضرت- و در مجلسی در حضرت آن وجود مبارک قدسی حضور یافته باشند و خطابه ای را مستقیماً از خود آن حضرت استماع کنند، و گروهی هم در مجلس دیگری همان خطابه را از یک خطیب دانشمند بشنوند، اثر پذیری آن دو گروه از همان خطبه به اندازه هم خواهد بود؟ جواب سؤال روشن است و تفاوت این دو نوع تأثیر بسیار زیاد خواهد بود.

این مطالب و این مثال ها به جهات ظاهری این موضوع موردبحث یعنی تأثیرات و ارزش های متفاوت اشیاء و رفتارها و سخنان در شرایط متفاوت مربوط می شود و ارزش های متفاوت در جهات باطنی و معنوی هم شبیه همین مطالب است.

تأثیرات خاص آیات قرآن در انسان ها

در مطالب مذکور در این نوشتار، تا اینجا جهاتی از این موضوع محوری مورد توجه و توضیح قرار گرفت و حاصل بحث و خلاصه آن این بود که اشیاء با ارزش یکسان گاهی ارزش های متفاوتی در نظر انسان ها پیدا می کنند و این ارزش های متفاوت به عوامل متعددی وابستگی پیدا می کنند، و انسان ها هم نسبت به آن ارزش ها دیدگاه های متفاوتی دارند. حال می خواهیم ارزش خاص «کلام خدا» عزّوجلّ را مورد بحث قرار دهیم از ناحیه زمان نزول آن و ارتباط ارزش های آن با ماه رمضان و شب قدر نکات محوری موضوع را در ادامه نکات قبلی ذکر می کنیم:

ششم: قبلاً متذکر شدیم که در آیات کریمه مورد بحث در بین موضوع «صیام» و وجوب آن و بعضی از احکام آن اشاره ای شده به موضوع نزول قرآن در ماه رمضان و بعضی از اوصاف آن مثل اینکه فرمود:

«هُدًى لِّلنَّاسِ» در حالی که در آیات اول همین سوره در توصیف آن فرمود:

«هُدًى لِلْمُتَّقِینَ» (البقره آیه۲)

کتاب آسمانی در آیات دیگری هم شبیه آیات فوق مورد توصیف قرار گرفته است. از جمله:

  •  «إِنَّآ أَنزَلۡنَٰهُ فِي لَيۡلَةٖ مُّبَٰرَكَةٍۚ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ» (لقمان آیه۳)
  •  «إِنْ هُوَ إِلا ذِکْرٌ لِلْعَالَمِینَ» (ص آیه۸۷)
  •  «لِیُنْذِرَ مَنْ کَانَ حَیًّا وَیَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْکَافِرِینَ» (یس آیه۷۰)

در آیات مورد بحث در توصیف ماه رمضان و بیان فضائل آن و همچنین درباره روزه و جلالت و اوصاف دیگری از آن به نزول قرآن در ماه رمضان اشاره ای شده -بطوری که قبلاً متذکر شدیم- یعنی مطلب اصلی مورد تذکر ظاهراً و در یک نگاه سطحی بیان موقعیت «صیام» و وجوب آن و اشتراک این عبادت در بین ملت های قبلی و اهل اسلام و ایمان است. اما به بیان این مطلب اکتفاء نشده و بلکه در ضمن احکام آن به نزول قرآن هم در ماه رمضان اشاره ای شده است. و طبعاً اگر مراد بیان وجوب روزه و اهمیت و موقعیت خاص آن بود، ذکر مطلب به صورتی که در آیه ۱۸۳ آمده کفایت می کرد، پس ذکر موضوع نزول قرآن در ماه رمضان ضرورتی پیدا کرده و یا بهتر است گفته شود یکی دیگر از مطالب اصلی آیات موضوع نزول قرآن در ماه رمضان است، علاوه بر موضوع روزه و وجوب آن. اما بر حسب ظاهر روشن نیست که مراد خدای سبحان در این آیات در اصل موضوع روزه است و اهمیت و به طور کلی موقعیت آن بین احکام عبادی و یا بیان پدیده ای به نام نزول قرآن و همچنین اوصاف آن یا به بیان دیگر اوصافی از آن که به این عبادت عظیم ارتباط دارد.

می شود گفت در آیات مورد بحث یکی از اوصاف قرآن کریم مورد توجه و تذکر قرار گرفته و مطلب بسیار مهمی در آن ذکر شده که لازم است به صورت اجمالی آن ایمان آورد و درک صورت تفصیلی آن احتیاج به استمداد از صاحبان «علم لدنّی» و معلمان آسمانی دارد. اما این مقدار می شود فهمید -با افهام عادی- که در قرآن کریم عظمتی و قدرتی وجود دارد که در غیر ماه رمضان امکان نزول آن در شرایط عادی وجود ندارد. به بیان دیگر نزول قرآن به عالم دنیا احتیاج به ظرفیتی دارد که در غیر ماه رمضان و غیر شب قدر آن ظرفیت برای پذیرش تمام قرآن و حقایق بی پایان آن وجود ندارد.

در این صورت هم عظمت خاص قرآن مجید و هم عظمت ماه رمضان و شب قدر مورد توجه خاص قرار می گیرد، اما تفصیل مطلب و صورت کامل آن در حد قوه ادراکی دانشمندان قرآن شناس و صاحبان تفکرات برتر است و ادراک مراتبی از آن عظمت فقط در قدرت علمی و ادراکی صاحبان «علم لدنّی» قرار دارد.

هفتم: مراد از نزول قرآن در ماه رمضان و شب قدر ظاهراً «نزول دفعی و صورت کامل» آن است، به جهت اینکه نزول تدریجی آن اختصاص به ماه رمضان و شب قدر نداشته است و در همه ماه ها و شب های دیگر در غیر ماه رمضان هم قرآن نازل شده است. اما فرصت مناسبی درباره این دو نوع نزول اکنون وجود ندارد و علاقه مندان به این موضوع می توانند به تفسیر المیزان، تفسیر سوره قدر و سوره دخان مراجعه نمایند.

هشتم: اینکه گفته شد نزول قرآن کریم در ماه رمضان و در شب قدر و ارتباط آن با موضوع روزه متضمن معانی بسیار رفیع و دقیقی است و درک آن برای عامه مردم در شرایط عادی مقدور نیست، احتمال دارد در ذهن عده ای از اهل ایمان مشکلی و ابهامی به وجود آورد، پس ذکر آن در قرآن حکمتی دارد؟ در جواب این اشکال عرض می کنیم که در قرآن کریم انواعی از معانی و در سطوح مختلف قرار دارد. به طوری که مرتبه ای از معانی آن قابل فهم عامه مردم هم می باشد و مراتب برتر اختصاص به صاحبان فهم و درک برتر دارد و مرتبه نهایی آن در حد فهم انبیاء و معلمان آسمانی -علیهم السلام- است. ان شاء الله تعالی.

الیاس کلانتری

 

دکمه بازگشت به بالا
بستن