کلام ایام تاریخی – ٦۷۳، ماه خدای سبحان و ضیافت ملکوتی برای انسان ها

*بخش هشتم*
*بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم*
در شماره های قبلی از این سلسله مقالات متذکر نکاتی درباره موضوع «صیام» و نحوه بیان آن شدیم. و همچنین اشاراتی شد به روش اختصاصی به کار رفته در قرآن مجید برای بیان موضوعات. در ادامه آن مباحث و در بخش پایانی آن متذکر نکات دیگری در این زمینه می شویم و مطالب دیگری را در ادامه شماره های مطالب قبلی می آوریم.
پانزدهم: در آیه اول از آیات کریمه مورد بحث، در بیان حکمت تشریع این عبادت به نتایج و آثار و فایده اصلی آن اشاره فرمود و آن عبارت است از حصول «تقوا» در اهل ایمان و ازدیاد آن و بطور کلی التزام به آن در رفتارهای مومنان. توضیح اینکه در آیه کریمه تنها به ذکر این عبادت و تکلیف و وجوب آن اکتفاء نفرمود، بلکه حکمت و فایده اصلی آن را هم متذکر شد.
در نظامهای حکومتی عادی متداول در جوامع انسانی حکومت ها غالبا خواسته های خود را بصورت صرفاً «امر و نهی» از افراد مملکت برقرار می کنند و از مردم می خواهند که فرمانهای حکومتی را بدون در نظر گرفتن آثار و نتایج آن فرمانها اجراء کنند. یعنی حکام و زمامداران و امراء افراد جامعه را موظف می کنند که دستورات آنها را چه بصورت قوانین شناخته شده و چه غیر آن الزاماً مورد عمل قرار بدهند. یعنی اگر فرضاً حکومت یک جامعه اراده کرد که با حکومت مملکت دیگری جنگی به راه بیاندازند، مردم موظف به شرکت در آن جنگ می باشند، مگر حکومت افرادی را از شرکت در آن جنگ معاف کند. و یا اگر در زمانی حکومت مالیاتهایی را بر مردم تحمیل کرد، مردم ملزم به پرداخت آن مالیاتها می شوند،بدون اینکه حق اعتراضی داشته باشند.
البته در بعضی از جوامع انسانی حکومت ها گاهی حق اظهار نظری هم به مردم می دهند و انتخاب شخص حاکم را مثل رئیس جمهور مملکت و یا فرماندار و شهردار یک شهر یا رئیس یک موسسه به آراء مردم و اعضاء یک سازمان و امثال آنها واگذار می کنند. اگر چه این نوع نظر خواهی غالبا جنبه صوری و ظاهری دارد و حاکم اصلی و واقعی غالبا افراد خاص مورد نظر حکومت ها و یا احزاب و قدرتمندان جوامع هستند. اما در هر صورت حکومت ها غالبا با قدرت حکومتی و بدون توجه کامل به منافع و نیازهای مردم و تمایلات آنها خواسته های خود را بر مردم تحمیل می کنند. و یا با فریب دادن گروههایی از افراد یک جامعه و رسیدن به اهداف خاص خود و گاهی بدون رضایت مردم یا اکثر افراد یک جامعه به آنها حکومت می کنند.
اما روش حکومت در جامعه دینی حقیقی و کامل صورت دیگری دارد و بلکه مردم در اثر آموزشهای حقیقی پیامبران خدا – علیهم السلام – و تمایلات فطری و جاذبه های به وجود آمده از اخلاق و رفتارهای پیامبران خدا به قوانین برقرار شده در جوامع دینی، احکام و دستورات نظام حکومتی عمل می کنند.
امر و نهی های حکومت حقیقی دینی عمدتاً جنبه آموزشی و ارشاد دارد و راه های زندگی توأم با آسایش و امنیت و رفاه در آن نوع حکومت ها برای مردم فراهم می شود. اما به جهت اینکه امکان دارد جامعه دینی مورد هجوم و حمله نظامی دشمنان دین خدا قرار بگیرد و خطر درگیری نظامی جامعه دینی را تهدید کند، طبعاً برای برقراری نظام زندگی مبتنی بر دین خدا احتیاج به قدرت نظامی و جنگ دفاعی هم در جامعه دینی پیدا خواهد شد.
اما جنگ و فعالیت های نظامی و لشکر کشی حتی بصورت دفاعی، از اهداف اصلی مردم در جامعه دینی نمی باشد و عمدتاً در زمانی که خطر هجوم و حمله مخالفان و دشمنان دین خدا محتمل باشد و یا شروع شود جنگ از نوع دفاعی ضرورت پیدا می کند و یا اگر گروهی در جامعه دینی و از اهل آن جامعه اقدام به شورش و اغتشاش کنند و امنیت جامعه را به هم بزنند و از طریق آموزش های دینی قابل اصلاح نباشند، حکومت دینی از طریق فعالیت های نظامی و جهاد با آشوب طلبان مواجه می شود. در هر صورت مشکلات جامعه دینی عمدتاً و غالباً از طریق آموزش ها و جهاد علمی و اخلاقی برطرف می شود. یعنی مجموعاً روش حکومت دینی در جوامعی که امکان برقراری در آن ها وجود دارد، عمدتاً و غالباً جنبه آموزشی پیدا می کند و به طور کلی حکومت دینی جنبه مدیریت دارد یعنی قدرت حکومتی در جهت «مدیریت جامعه» به کار می رود و فعالیت های حکومتی عمدتاً جنبه آموزشی پیدا می کند جز در مواردی که نیاز اجتناب ناپذیر به فعالیت های نظامی و استفاده از آن یعنی : «جهاد از نوع جنگ» ضرورت پیدا می کند.
شانزدهم: آنچه گفته شد در نظام حکومت حقیقی دینی صدق می کند که در رأس آن یک شخصیت آسمانی، یعنی یک پیامبر یا امام معصوم -علیهم السلام- قرار می گیرد و یا از طریق افرادی از جامعه دینی که آموزش کامل دینی پیدا کرده اند و تحت نظر مستمر حاکم دینی یعنی همان شخصیت های آسمانی -علیهم السلام- فعالیت می کنند نه جوامعی که عده ای از مسلمین در آن زندگی می کنند، و حتی مسلمین در آن جوامع اکثریت دارند و آن جامعه و آن مملکت، جامعه و مملکت دینی محسوب می شود.
در حقیقت حکومت های برقرار در این نوع از ممالک را می شود حکومت مسلمین نامید و امکان دارد در این نوع از حکومت ها بعضی از قوانین و احکام دینی برقرار باشد و حکومت ها خود را ملتزم به برقراری احکام دینی بدانند و یا ادعا کنند و یا مردم آن ها را ملزم به اجرای احکام دینی نمایند.
صاحبان مقام امامت در دوره بعد از رحلت پیامبر اکرم -صلی الله علیه و آله وسلم- اگر امکان تأسیس حکومت حقیقی دینی در جوامع اسلامی وجود نداشت، از اقدام به برقراری آن نوع حکومت که حق آن ها هم بود، صرف نظر می کردند و با حکومت های برقرار در جامعه دینی در حد امکان همکاری می کردند، همکاری در صورتی که به نفع جامعه دینی و مردم بود، اما حکومت های برقرار در جامعه دینی را به عنوان حکومت حقیقی دینی تأیید و تصدیق نمی کردند و جلو استفاده نامشروع سیاسی حکام را حداقل با کلام و موضع گیری های خود در حد امکان می گرفتند و وظایف دینی خود را از ناحیه آموزش های علمی و اخلاقی و تربیت دانشمندان دینی مورد عمل قرار می دادند.
این مطالب به آن جهت مورد تذکر قرار گرفت که «تأثیر حقیقی و کامل آموزش ها» مورد توجه دقیق تری قرار بگیرد و مقدمه ای باشد برای این موضوع که آموزش انسان ها بصورت حقیقی و کامل و مطلوب و مورد انتظار از ناحیه علم نامحدود خدای سبحان -عزّوجلّ- امکان پذیر است. و در اصل لازم است از ناحیه وحی بر پیامبران -علیهم السلام- بالخصوص وحی بر پیامبر خاتم -صلی الله علیه و آله و سلم- تحقق یابد، به جهت اینکه صورت کامل آموزش های خدای سبحان در آخرین کتاب آسمانی، یعنی: «قرآن کریم» قرار دارد که به آن حضرت -صلی الله علیه و آله و سلم- وحی شده است.
مراد این است که هم اصل معارف دینی از طرف خدای سبحان به پیامبرش [صلی الله علیه و آله و سلم] وحی می شود و هم روش آموزش آن ها و این نوع آموزش در اصل اختصاص به ذات قدوس الله -عزّوجلّ- دارد و رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- آن را از پروردگارش دریافت می کند. به طوری که فرمود:
«إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ ۚ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ» (القصص آیه۵۶) یعنی: تو [ای رسول ما] نمی توانی هر که را دوست داشتی هدایت کنی ولکن الله هر که را خواست هدایت می کند و او داناتر است به هدایت پذیران.
از این آیه کریمه و آیات دیگری مثل آن برمی آید که هدایت بندگان و به طور کلی آموزش آن ها طبق مشیت خدای سبحان تحقق می یابد و روش آن هدایت از طرف پروردگار عالمیان به رسولش وحی می شود. یعنی هدایت انسان ها به طور کلی از رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- نفی نمی شود و آنچه در این آیه کریمه نفی شده، «هدایت استقلالی» است، به طوری که در آیه دیگری فرمود:
«وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ»(الشوری آیه۵۲) یعنی: و تو قطعاً هدایت می کنی به صراط مستقیم.
یعنی اینکه در این آیه کریمه هدایت را به پیامبر خدا نسبت داده است پس دو نوع هدایت در این آیات مورد تذکر است یکی «هدایت استقلالی» که از غیر خدا نفی می شود و اختصاص به او دارد، دیگری «هدایت وابسته به هدایت خداوند» که به پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم- نسبت داده می شود.
به هر حال رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- در جریان بعثت به مقام «نبوت» و «رسالت» و نزول قرآن مجید صاحب علمی شده است که قبلاً در اختیار نداشت، اگر چه قبل از آن هم صاحب فضائل و علوم خاصی بود و از طریق نوعی وحی با پروردگار عالمیان ارتباط داشت و نوعی علم فوق عادی هم به او عطا می شد.
هفدهم: قبلاً متذکر شدیم که در ترکیب و تنظیم و ذکر مطالب در آیات اصلی موردبحث ترتیب خاصی به کار رفته است که اصل آن روش اختصاص به قرآن مجید دارد و لازمه به کار بستن آن اسلوب و آن روش هم علم نامحدود خدای سبحان است، و در این نوشتار به ذکر و توضیح یک مورد از نکات موردنظر می پردازیم:
در آیه اول از آیات کریمه موردبحث، بعد از ذکر اصل عبادت موردنظر یعنی «الصیام» و موضوع اشتراک آن بین اهل ایمان به دین توحیدی و ملل قبل از آن ها، متذکر حکمت «تشریع روزه» شده و به آثار و نتایج و فایده اصلی آن اشاره ای فرمود که عبارت است از «حصول تقوا» به طوری که فرمود:
«لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»
موقعیت موضوع «تقوا» در معارف و اخلاق دینی
تقوا برای خدای سبحان و التزام به آن در معارف «دین خدا» جایگاه بسیار باشکوه و رفیعی دارد. ما قبلاً و در بعضی از مقالات مربوط به ماه مبارک رمضان مطالبی درباره آن و موقعیت آن در معارف دین خدا عرض کردیم و بحث تفصیلی درباره آن را به فرصت های مناسب دیگری موکول نمودیم. حال در این بخش از این نوشتار، جهت روشن تر شدن مطلب مورد بحث و تکمیل جهات دیگری از آن و اثبات مطلب مورد ادعا درباره روش اختصاصی بکار رفته در قرآن مجدداً به بحثی درباره همین موضوع یعنی «تقوا» می پردازیم و ابتداءً قطعاتی از بعضی مقالات قبلی را نقل می کنیم:
روزه و استعداد ورود به بهشت
در آیه کریمه فوق الذکر «روزه» سبب حصول تقوا و به کار بردن آن معرفی شده است، یعنی روزه به منظور به کار بردن تقوا از طرف انسانها برای آنها مقرر شده است و حکمت روزه و علت آن و یا علت اصلی آن حصول تقوا و به کار بردن آن و رفتارهای مبتنی بر آن است در آیاتی از قرآن مجید هم اشاراتی شده است به اینکه بهشت اهل تقوا داده شده و بندگان متقی خدای سبحان وارث آن خواهند بود. به طوری که فرمود:
« تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي نُورِثُ مِنْ عِبَادِنَا مَنْ كَانَ تَقِيًّا» (مریم آیه ۶۳) یعنی: آن است بهشتی که به ارث بندگان خود درمیآوریم، کسانی که اهل تقوا هستند.
باز فرمود: «مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ أُكُلُهَا دَائِمٌ وَظِلُّهَا تِلْكَ عُقْبَى الَّذِينَ اتَّقَوْا وَعُقْبَى الْكَافِرِينَ النَّارُ» (الرعد آیه ۳۵) یعنی: مثل بهشتی که به اهل تقوا وعده داده شده، آن است که نهرهایی در آن جاری است. ثمرات و میوه ها و سایه های [درختان] آن دائمی است، آن است عاقبت کسانی که تقوا ورزیدند و عاقبت کافران آتش [جهنم] است.
و باز در این زمینه فرمود: «وَسَارِعُوا إِلَىٰ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ -الَّذِينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» (آل عمران آیات ۱۳۳ و ۱۳۴) یعنی: سرعت بگیرید به سوی مغفرتی از پروردگارتان و بهشتی که وسعت آن آسمانها و زمین است و آماده شده است برای اهل تقوا – کسانی که انفاق می کنند در گشایش و سختی[ و تنگی معیشت] و کسانی که خشم خود را فرو می برند و از انسانها در می گذرند[ و آنها را می بخشند] و خدا اهل احسان را دوست میدارد.
در آیات کریمه فوق و آیات دیگری در قرآن مجید تصریح شده به اینکه اهل تقوا وارد بهشت می شوند، یعنی تقوا سبب کسب استعدادی در اهل ایمان جهت ورود آنها به بهشت خواهد شد.
ما قبلاً درباره تأثیرات روزه در زندگی انسانها و ارتباط با موضوع تقوا و ورود در بهشت در بعضی از مقالات مربوط به ماه رمضان وارد بحث فشردهای شدیم، و در این نوشتار بعد از تذکری نسبت به آن مباحث جهت دیگری از موضوع را بررسی می کنیم تا ارتباط روزه با تقوا و ارتباط تقوا با ورود به بهشت روشن شود.
تعریف تقوا
تقوا یک نیروی روحی در انسان است که او را در مقابل خطرات و ارتکاب کارهای خلاف رضایت پروردگار و عذاب های او محافظت می کند، و انسان را وادار به انجام فرمان های خدا می کند. انسان دارای تقوا بطور مستمر اعمال خود را تحت مراقبت قرار می دهد.
موضوع تقوا در قرآن مجید با اهمیت بسیار زیادی مطرح شده است، بطوریکه این موضوع بصورت های گوناگون حدود ۲۵۰ مرتبه در کتاب خدا بکار رفته است، دارنده این نیروی روحی «متقی»، یا «تقی» نامیده می شود.
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بطور مکرر انسان ها را به تقوا و التزام به آن سفارش می فرمود و در کلام آن بزرگوار تقوا جایگاه رفیع باشکوهی دارد. تا جائیکه آن را رئیس اخلاق نامیده است. بطوریکه فرمود:
«اَلتُّقَى رَئِیسُ اَلْأَخْلاَقِ»
تقوا در زندگی دنیوی ایجاد نظم می کند و عدالت را در بین آن ها برقرار می کند و مانع تضییع حقوق انسان ها بوسیله دیگران می شود. و جلو اغتشاش ها و بی نظمی ها و ظلم ها را می گیرد.
اما در زندگی اخروی تقوا در اصل – بطوریکه ذکر شد- عامل ورود به بهشت و ذخیره و دارائی انسان برای زندگی دائمی در آنجا خواهد بود. خداوند می فرماید:
«وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ يا أُولِي الْأَلْبَابِ» (البقرة آیه۱۹۷) خداوند- عزّوجلّ- بعد از بیان احکام عبادت شکوهمند حج در این آیه و آیات قبلی، به انسان ها سفارش می کند که برای خود زاد و توشه فراهم کنند و می فرماید که تقوا بهترین ذخیره و توشه است.
در این کلام پر برکت راه های حصول تقوا و ورود به بهشت برای انسان ها ترسیم شده است و همچنین راه های کسب فضائل اخلاقی و کرامت های شخصیتی!
علامه طباطبائی در تفسیر آیات سوره شمس آورده است: تقوا ـ طبق آنچه راغب گفته ـ عبارت است از قرار دادن نفس (خود) در محفظه ای از چیزی که انسان از آن می ترسد و مراد از آن به قرینه مقابله در آیه «فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا» خود داری از فجور و احتراز از اعمال نفی شده است، و در روایات به ورع از محرمات خداوند تفسیر شده است.
تقوا یکی از موضوعات بسیار مهم معارف دین توحیدی است، بطوریکه غالب اعمال عبادی جهت حصول آن مقرر شده است و در اهمیت و موقعیت رفیع آن کفایت می کند آیاتی از کلام خداوند که آن را عامل ورود به بهشت معرفی کرده است»
انسان در حال روزه از اول شروع صبح یعنی «طلوع فجر» تا اول مغرب لازم است از خوردن و آشامیدن و بعضی کارهای دیگر خودداری کند و این عمل یعنی امساک از خوردن و نوشیدن چیزی، رکن اصلی این عبادت است.
البته اعمال دیگری هم برای روزهدار معین شده مثل التزام به اخلاق حسنه و کمک به نیازمندان و دعا و تلاوت زیاد قرآن و امثال آنها، که در کتابهای فقهی و توضیح المسائل علما با شرح و تفصیل ذکر شده است.
«اهمیت این عبادت عظیم در حدی است که غالباً در معارف دینی کنار عبادت مشهور و با شکوه «نماز » ذکر می شود. همچنین اگر یک انسان در سن تکلیف یک روز بدون عذر موجه و معین شرعی مثل مریضی و مسافرت، آن را بشکند یعنی روزه نگیرد، لازم است بجای آن یک روز، دو ماه بعنوان «کفاره » آن گناه روزه بگیرد و یا یک برده آزاد کند و یا شصت نفر فقیر را با شرایط خاصی طعام بدهد!
روزه گرفتن و محرومیت از خوردن و آشامیدن در توجه ظاهری و سطحی، یک عمل و عبادت مجموعاً سنگینی به نظر می رسد. و برای کسانیکه به خوردن غذا در وسط روز عادت کرده اند مقداری با سختی همراه است. البته کسانی که به این عمل و عبادت با شکوه عادت می کنند، هم اصل روزه گرفتن بالخصوص در ماه رمضان یعنی «روزه واجب» و هم اعمال دیگر این ماه جاذبه و لذت شدیدی دارد بطوریکه وقت پایان ماه رمضان اندوه و غصه ای روح آن ها را فرا می گیرد.
اما در هر صورت روزه گرفتن برای عده ای از انسانها بالخصوص روزهای اول مقداری سختی و سنگینی دارد. لذا برای عده ای این سؤال مطرح می شود که حکمت روزه گرفتن چیست؟! و چرا باید مؤمنین در طول یک سال حداقل یک ماه از صبح تا شب از خوردن و آشامیدن خود داری کنند؟! و بطور کلی فایده و یا فواید این عبادت چیست؟ لازم است ابتداءً به این سؤال و امثال آن و سؤالات دیگر مرتبط با آن با صرف نظر از لذت عظیم روزه داری و لذت معنوی افطار کردن در پایان روز و بالاتر از آن لذت عظیم سرور و خوشحالی روزه دار در روز قیامت و در حیات اخروی از پاداش های خداوند ، پاسخ داده شود.
قبل از پرداختن به پاسخ این سؤال لازم است اشاره ای شود به آن بخش از کلام شریف رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ که فرمود:
«هُوَ شَهْرٌ دُعِیتُمْ فِیهِ إِلَی ضِیَافَةِ اللَّهِ وَ جُعِلْتُمْ فِیهِ مِنْ أَهْلِ کَرَامَةِ اللَّهِ» و آن ماهی است که شما در آن دعوت شده اید به مهمانی خدا و از اهل کرامت خدا قرار گرفته اید! قابل توجه است که در عرف اقوام و ملل مختلف احترام به مهمان و تکریم او غالباً با پذیرائی ها بالخصوص پذیرائی با غذا ها و میوه ها و نوشیدنی های مطبوع و مطلوب انجام می گیرد. اماچرا در مهمانی خدا، مهمانان از خوردن و آشامیدن در طول ساعاتی از شبانه روز ممنوع و محروم می شوند؟! جهت توضیح بیشتر این موضوع قطعه ای از یک مقاله مربوط به رمضان سال گذشته را اینجا نقل می کنیم:
«آنچه در مجالس مهمانی متعارف و متداول است، تکریم و احترام مهمان است، بالخصوص اگر مهمان با دعوت میزبان در خانه او و یا بطور کلی مجلس مهمانی حضور یافته باشد! تکریم مهمان به صورت ها و اشکال و انواع مختلفی انجام می گیرد. مثل: استقبال از مهمان و خوش آمد گفتن به او و اظهار خوشحالی از حضور مهمان و برخاستن میزبان از جای خود وقت ورود مهمان و آماده کردن غذاها و نوشیدنی های مرغوب، و بدرقه او هنگام رفتن، و امثال آن ها.
طبعاً تکریم یک مهمان لازم است با شخصیت و موقعیت اجتماعی و اخلاقی و علمی و سن و سال او متناسب باشد. در ماه رمضان سال گذشته مقالاتی تحت عنوان: «ماه رمضان زمان باز شدن درهای آسمان» در همین سایت منتشر شد، در یکی از آن مقالات در زمینه ضیافت خداوند مطلبی نوشته شد که خلاصه آن چنین است.
مهمان را غالباً با پذیرائی از او تکریم می کنند، اما در ماه رمضان که ماه ضیافت خدا نامیده شده، انسان های روزه دار در طول روز از خوردن و نوشیدن و بعضی از خواسته های خود در ممنوعیتی قرار می گیرند، حال این سؤال مطرح می شود که ممنوعیت های روزه به چه منظوری است؟!
در پاسخ این سؤال می گوئیم که پذیرائی از انسان ها در مهمانی ها و سایر مجالس لازم است با موقعیت مهمان و شخصیت اخلاقی و علمی و سن او متناسب باشد یعنی نمی شود در یک مجلس مهمانی از شخصیت های مهم و مشهور علمی و اجتماعی و اخلاقی و در سنین بالاتر، مشابه کودکان پذیرائی کرد. بعنوان مثال اگر یک انسان دانشمند و در سنین بالای عمرش همراه با کودکی خردسال در یک مجلس مهمانی شرکت کرده باشد و میزبان او یک یا چند عدد اسباب بازی مثل یک توپ و یا یک بادکنک و امثال آن ها را جهت سرگرمی آن کودک برای او بیاورد، آیا معقول است که یک یا چند عدد اسباب بازی هم به آن شخص دانشمند دارای موقعیت ممتاز علمی و اجتماعی بیاورد؟!
طبعاً این کار معقول نخواهد بود! بلکه تکریم آن شخصیت مورد نظر لازم است متناسب با موقعیت علمی و اجتماعی او باشد. یا بعنوان مثال اگر یک پدر قبلاً با خریدن یک اسباب بازی و مقداری شکلات و آب نبات و امثال آن ها فرزند خردسالش را خوشحال می کرد، اکنون که آن کودک خردسال قبلی به سن جوانی رسیده و احتیاج به ازدواج و تهیه مسکن و تحصیلات دانشگاهی دارد، آیا معقول است که این پدر به روش سابق یک اسباب بازی برای او تهیه کند؟! یا مقداری پول جهت خریدن یک جعبه مداد رنگی و امثال آن به او بدهد؟!»
با توجه به آنچه ذکر شد لازم است موقعیت اهل ایمان در ماه ضیافت خدا و کرامت آنها در این ماه مورد توجه قرار بگیرد تا آشکار شود که مهمانی خداوند از چه نوعی است و مهمانان خدا در آن چگونه مورد تکریم و پذیرائی قرار می گیرند؟!(۱)
از توجه حتی اجمالی به مطالب فوق الذکر حکمت ذکر موضوع تقوا در اولین آیه مربوط به روزه و قبل از بیان احکام آن و مطالب مربوط به آن روشن می شود. اما مطالب ضروری مربوط به روزه و ارتباط موضوع با نزول قرآن در ماه رمضان در این مقاله به پایان نرسید. فلذا بحث در شماره بعدی ادامه خواهد یافت. ان شاء الله تعالی.
الیاس کلانتری
پاورقی:
۱- وب سایت حکمت طریف، بخش کلام ایام- شماره ۵۳۲،دعوت رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ از انسانها برای ضیافت بهشتی نقش روزه و اثرات آن در زندگی انسان ها