کلام ایام تاریخی – ۶۷۶، ماه ذوالحجة و فضائل و ایام تاریخی آن (۲)

*بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم*

در بعضی از مقالات ماه ذوالحجة در سال های قبل شرح و توضیحی درباره رویداد تاریخی غدیر خم نوشته شد. اولین مقاله مربوط به آن رویداد مهم تاریخی با عنوان و شماره ذیل: کلام ایام-۹، عید استمرار رهبری آسمانی، در بخش کلام ایام منتشر شد. یعنی: این عنوان: «عید استمرار رهبری آسمانی» برای آن مقاله معین شد و توضیحی جهت انتخاب این عنوان در آن مقاله و بعضی از مقالات سال های بعد درباره ماه ذوالحجة و ایام تاریخی آن ذکر شد. از انتشار آن مقاله بیش از ده سال گذشته است. بنابراین مناسبت خواهد داشت که موضوع آن رویداد عظیم تاریخی مجدداً مورد توجه قرار بگیرد، لذا قطعاتی از آن مقاله و بعضی از مقالات بعدی را در این نوشتار ذکر کنیم تا زمینه مناسب برای مطالب جدیدی درباره آن فراهم شود.

موضوع موردنظر در تاریخ دین خدا با نزول آیه ای در قرآن مجید شروع می شود. خدای سبحان فرموده:

«يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ۖ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ ۚ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ»(المائده آیه۶۷) یعنی: ای رسول [ما] آنچه را که از طرف پروردگارت بر تو نازل شد، آشکارا ابلاغ کن و اگر این کار را انجام ندادی رسالت پروردگارت را انجام نداده ای و الله تو را از مردم حفظ می کند و الله گروه کافران را هدایت نمی کند.

با نزول این آیه کریمه در زمان برگشت رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- و همراهان او از سفر حج که ده ها هزار نفر بودند مأموریت و رسالت جدیدی بر عهده پیامبر خدا قرار گرفت. آیه کریمه سیاق عجیبی دارد و مشتمل بر نکات دقیق تفسیری است و بعضی از آن نکات را به صورت فشرده بیان می کنیم:

۱-از بین اسامی و القاب وجود مبارک رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) آن حضرت با عنوان رسالت مورد خطاب قرار گرفته است، معلوم می شود حکم مورد نظر در این آیه از اهمیت خاصی برخوردار است، آن حضرت در تمام قرآن ۱۴ مرتبه با عبارت «یا ایّها النبیّ» مورد خطاب خداوند قرار گرفته و فقط دو بار در تمام قرآن در مقام  خطاب به او «یا ایّها الرسول» گفته شده، یکی همین آیه مورد بحث و یک مورد دیگر در همین سوره مائده در آیه شماره ۴۱. در این نوشته فرصت ورود در بحث «تفاوت نبی و رسول» وجود ندارد، کسانی که طالب تحقیق و مطالعه در این موضوع باشند می توانند به تفسیر المیزان آیه ۲۱۳ سوره بقره مراجعه بفرمایند.

۲-جهت رساندن رسالت خداوند به مردم، بلاغ از باب تفعیل به کار رفته است یعنی آن حضرت مؤظف به تبلیغ موضوع مورد نظر شده است نه «بلاغ» و نه حتی «بلاغ مبین»، غالباً در قرآن برای بیان موضوع آموزش و رساندن پیام های خداوند کلماتی مثل بلاغ و ابلاغ و بلاغ مبین به کار می رود و این کلمه در تمام قرآن شش بار از باب تفعیل به کار رفته که دو موردش در همین آیه مورد بحث قرار دارد. و روشن می شود که این موضوع لازم بود به صورت خاصی به مردم رسانده شود که موضوع «تبلیغ» در مورد آن تحقق یابد.

۳-موضوع بسیار مهم و شگفت انگیز در آیه این است که به طور ضمنی از الفاظ آن بر می آید که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از بیان موضوع مورد بحث، نگران بود، یعنی نوعی نگرانی در آن بزرگوار وجود داشت که خداوند جهت رفع آن به او وعده حمایت داده و وعده داده است که او را خطراتی که احتمال دارد از ناحیه مخالفان متوجه او شود، حفظ خواهد کرد. آن بزرگوار در جنگ ها دائماً در معرض خطر کشته شدن قرار داشت، و هرگز در هیچ یک از میدان های جنگ کوچکترین نگرانی از مجروح یا کشته شدن از خود نشان نداد. و همیشه در صف مقدم جنگ و در نزدیکترین فاصله با دشمن قرار داشت در حالی که مهمترین قصد آن ها کشتن او بود. به طوری که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در این زمینه می فرماید:

«كُنّا اِذَا احْمَرَّ الْبَأْسُ اتَّقَیْنا بِرَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله فَلَمْ یَکُنْ أَحَدٌ مِنَّا أَقْرَبَ إِلَى الْعَدُوِّ مِنْهُ» یعنی: وقتی آتش جنگ شعله ور می شد ما به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) پناه می بردیم، و هیچ یک از ما نسبت به دشمن از او نزدیکتر نبودیم.

پناه بردن امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در جنگ ها در حالی که آن حضرت عهده دار حفاظت از وجود شریف رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و دفع خطرات از او بود، احتیاج به توضیحی دارد و ما قبلاً در مقاله ای تحت عنوان «تجلّی رحمت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در جنگ ها» در این زمینه توضیحی آورده ایم.

پس طبعاً نگرانی آن حضرت از ناحیه احتمال خطر جانی برای خود نمی باشد و بلکه مربوط می شود به موضوع دیگری مثل اغتشاشی که منافقین در جامعه دینی ایجاد کنند و درگیری و جنگ داخلی که بین پیروان حقیقی دین خدا و مخالفان منافق به وجود آید و امثال آن ها.

۴-لحن عتاب آمیز در آیه حاکی از اهمیت خاص موضوع می باشد! نه این که پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بنا داشته باشد اندکی تعلّل و اهمال -العیاذ بالله- در تبلیغ رسالت خداوند به کار ببرد. این لحن جهت آموزش و تذکر اهمیت خاص موضوع به انسان ها است. یعنی اهمیت موضوع مورد نظر در حدی است که اگر تبلیغ نشود، رسالت خداوند به طور کلی تبلیغ نخواهد شد و این که این رسالت معادل تمام رسالت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) است و اگر انجام نگیرد رسالت خداوند محقّق نخواهد شد و این موضوع با اهمیت استثنائی، موضوع «استمرار رهبری آسمانی» است. یعنی برای همیشه و در همه زمان ها یک رهبر آسمانی بین انسان ها خواهد بود که رهبری جوامع انسانی را به عهده خواهد داشت، یا تحت عنوان «نبی» یا «رسول» یا «امام معصوم» (علیهم السلام).

وجود مبارک رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بعد از نزول این آیه و دریافت این نوع مأموریت دستور توقف صادر فرمود و همه همراهان در بیابانی بین مکه و مدینه نازل شدند آن منطقه به «غدیرخم» مشهور شد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) دستور دادند که بعضی از کاروان هایی که از این منطقه عبور کرده بودند برگردند و همچنین صبر کردند کاروان های بعدی هم برسند و او در آن اجتماع عظیم خطبه ای خواندند که مشتمل بر کلیات آموزش های دین توحیدی بود و در آن خطبه موضوع خلافت و ولایت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را به همگان اعلام فرمودند و از آن ها خواستند که این موضوع را در بلاد مختلف و شهرها و مناطق زندگی خود به طور آشکار به مردم اطلاع دهند.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بعد از اعلام موضوع خلافت امام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) دستور دادند مردم با آن حضرت به عنوان جانشین رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)  بیعت کنند. نحوه رفتار رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در این حادثه و مکانی که خداوند برای تبلیغ این رسالت انتخاب فرمود نشان دهنده نکته ای است با اهمیت انحصاری آن و آن این که موضوع رسالت خداوند در امر جانشینی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) باید به نحوی به مردم اعلام شود که کوچکترین شبهه ای در این زمینه در ذهن کسی باقی نماند و راه عذرها برای مخالفین و منافقین بسته شود.

قابل توجه است که چند روز قبل از این زمان یعنی روز هجدهم ماه ذی الحجّه شخص رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و همراهان و گروه هایی عظیم از مؤمنان در شهر مکه قرار داشتند و در مسجد الحرام و یا عرفات و یا مشعر الحرام بالخصوص در منا فرصت های مناسبی برای اجتماعات و ابلاغ پیام ها و آموزش مردم وجود داشت، کما این که در اجتماعاتی که در حین مناسک حج تشکیل شد، وجود مبارک رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آموزش های متعددی به مردم دادند و سفارشات زیادی به آن ها کردند از جمله توصیه به خوشرفتاری با زنان ! اما موضوع خلافت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در آن اجتماعات ذکر نشد و خداوند انجام این رسالت را در بیابان های بین مکه و مدینه به پیامبرش ابلاغ فرمود که تشکیل یک اجتماع عظیم در آن مکان با مشکلاتی همراه بود. طبعاً این موضوع علت خاصی باید داشته باشد و آن این که نباید آن حادثه با اهمیت اختصاصی، تحت الشعاع موضوع و حادثه دیگری قرار بگیرد، بلکه باید استقلال آن رعایت شود.(۱)

در سال بعد از آن مقاله ای در چهار بخش تحت عنوان و شماره های ذیل نوشته شد.

  • کلام ایام -۹۰، عید غدیر و ادامه رهبری آسمانی (و با شماره های ۹۱-۹۲ و ۹۳)

در این مقالات موضوع «رهبری آسمانی» و استمرار آن با تفصیلی مورد بحث قرار گرفت و در این نوشتار قطعاتی از آن مقالات را نقل می کنیم:

استمرار رهبری آسمانی

ایمان به نبوت، و رهبری آسمانی از ارکان اصلی معارف دین آسمانی است، و در ردیف ایمان به الله و روز قیامت قرار دارد. بطوریکه در آیات قرآن مجید گاهی بعد از ایمان به الله، ایمان به روز قیامت و گاهی ایمان به پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) یا بطور کلی رسولان خدا (علیهم السلام) ذکر شده است. به عنوان نمونه:

۱-«يؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيوْمِ الْآخِرِ» (آل عمران/۱۱۴)

۲-«مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيوْمِ الْآخِرِ» (البقرة/۶۲)

۳-«يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي نَزَّلَ عَلَى رَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ» (النساء/۱۳۶)

۵-«وَالَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَلَمْ يفَرِّقُوا بَينَ أَحَدٍ مِنْهُمْ» (النساء/۱۵۲)

ایمان به رسولان خدا (علیهم السلام) و رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) محدود به موضوع دریافت وحی از خداوند و انتقال آن به انسان ها نمی شود، بلکه ارتباط می یابد به موضوع عصمت پیامبران و اطاعت از آن ها و موضوع رهبری کامل و همه جانبه آن ها نسبت به انسان ها. بطوریکه در سومین آیه فوق الذکر بطور ضمنی به آن اشاره شده است. توضیح اینکه: در آیه ۱۳۶ سوره نساء، ایمان به رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و کتاب قرآن و کتاب های آسمانی قبلی، جدا از هم ذکر شده است. یعنی اگر نقش پیامبر خدا در جامعه دینی فقط خواندن آیات خدا و یاد دادن آن ها به مردم بود، شامل ایمان به کتاب نازل شده بر او هم می شد و لازم نبود آن دو جدا از هم ذکر شوند.

البته با صرف نظر از این نکته هم اصل مطلب در جای خود ثابت شده است. و آن اینکه ایمان به رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) شامل اطاعت از آن بزرگوار و رعایت ادب مخصوص توحیدی در مورد او و ایمان به موقعیت علمی و ایمانی خاص او و فرا گرفتن همه آموزش ها از سخنان و رفتارهای او می باشد. خداوند می فرماید:

«هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يتْلُو عَلَيهِمْ آياتِهِ وَيزَكِّيهِمْ وَيعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ»(الجمعة/۲) در این آیه چهار نوع فعالیت و نقش برای رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) ذکر شده است و آن ها عبارتند از:

الف:تلاوت آیات خدا به مردم

ب:تزکیه آن ها با آموزش های اخلاقی

ج:آموزش کتاب (نوعی از معانی قرآن) به آن ها

د:آموزش حکمت (نوع خاصی از معانی قرآن) به آن ها.

در توصیف دیگری در مورد رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و وظایف مؤمنان نسبت به آن حضرت می فرماید:

«الَّذِينَ يتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِي الْأُمِّي الَّذِي يجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ يأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَينْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيحِلُّ لَهُمُ الطَّيبَاتِ وَيحَرِّمُ عَلَيهِمُ الْخَبَائِثَ وَيضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»(الأعراف/۱۵۷) در این آیه اوصافی از پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و رفتارهای آن بزرگوار ذکر شده است و آن ها عبارتند از:

الف:آن حضرت نبی و رسول و امّی بود. هر یک از این سه کلمه در بیان تفصیلی احتیاج به توضیحاتی دارند که فعلاً از بیان آن ها صرف نظر می شود.

ب:آن حضرت در کتاب های آسمانی معرفی شده بود.

ج:او انسان ها را امر به معروف و نهی از منکر می کرد.

د:او طیّبات را به مردم حلال و خبائث را بر آن ها حرام می کرد- با سخنان و اعمال و رفتارهای خود- البته معیار طیّبات و خبائث در این آیه و آیات مشابه معیار خاصی است و مطلب احتیاج به تفصیلی دارد.

ه:او قیودات سنگین و مشقّت ها و غُل هائی را که از زندگی غیر دینی بر آن ها بود باز می کرد.

و:کسانی که به آن حضرت ایمان آوردند و او را تکریم و تعظیم و یاری کردند و از نوری که همراه او نازل شده، تبعیت کردند، آن ها رستگارانند.

اوصاف مذکور در آیه اختصاص به مقام عصمت دارد و حجت پروردگار عالمیان قادر به انجام آن اعمال می باشد و انسان های عادی در هر مرتبه از کمالات وجودی باشند، نمی توانند در آن مقامات قرار بگیرند و حتی به آن ها نزدیک شوند.

از طرف دیگر انسان ها نیاز کامل همه جانبه به رهبری آسمانی دارند و ایمان به رهبری آسمانی یک امر ضروری است و بدون آن هرگز یک جامعه متعالی مورد نیاز انسان ها تشکیل نخواهد شد. و این ضرورت اصل زندگی انسان ها را تشکیل می دهد و یک امر حاشیه ای و جنبی در کنار زندگی انسان ها نیست.

جانشین پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) باید علم و قدرت و درایت و مدیریت و سایر صفات کمالیه آن حضرت را داشته باشد و باید مثل او باشد و چنین شخصی جز حجت پروردگار و امام معصوم شخص دیگری نمی تواند باشد.

در روز غدیر با اعلام موضوع خلافت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و «تبلیغ» یعنی بیان کامل و آشکار آن به صورتی که وجود مبارک رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) انجام داد، رسالت کامل خداوند محقّق شد. و دین خدا کامل شد و نعمت او به صورت تمام به انسان ها عطا شد. و خداوند آن را به عنوان روش زندگی کامل آسمانی برای انسان ها پسندید، همچنان که فرمود:

«الْيوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا»(المائدة/۳) یعنی امروز دین شما را برای شما کامل و نعمت خود را بر شما تمام کردم.

با تحقّق چنین موقعیتی برای دین خدا و جامعه اسلامی، کافران از نابودی دین خدا مأیوس شدند، یعنی اعلام استمرار رهبری آسمانی و تجلّی آن در شخصیت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) با آن موقعیت شناخته شده و تجلّی کرده از او، آرزوی از هم پاشیدن نظام دین خدا با فعالیت ها و کارشکنی های کافران امکان پذیر نخواهد بود. چون امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) همان علم، همان قدرت، همان مدیریت و سایر صفات رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) را داشت. بطوریکه طبق «آیه مباهله» آن بزرگوار، «نفس رسول خدا» (صلّی الله علیه و آله و سلّم) محسوب شده است. خداوند فرمود:

کلام ایام - 124، مبعث رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم و نزول برکات بی پایان
بخوانید

«فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ»(آل عمران/۶۱) طبق نقل قطعی سیره نویسان وجود مبارک رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) در جریان مباهله از مردان فقط امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را با خود همراه آورده بود، یعنی آن حضرت در این صورت نفس رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) محسوب شده است.(۲)

جهت کامل تر شدن موضوع مورد بحث قطعه دیگری را از مقاله دیگری نقل می کنیم:

«بعد از نزول آیه کریمه پیامبر خدا -صَلِّیَ ٱللّٰهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ- به همراهان دستور داد در همان منطقه نازل شوند و همچنین دستور داد که به کاروان هایی که از آن مکان عبور کرده و رفته اند، اعلام کنند که برگردند و در مکان موردنظر اجتماع کنند و همچنین مقداری مکث کنند تا کاروان های بعدی برسند.

پیامبر خدا -صَلِّیَ ٱللّٰهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ- در آن اجتماع عظیمی که از پیروان «دین خدا» تشکیل یافت موضوع «نزول وحی» خدای سبحان و رسالت جدیدی را که بر عهده او قرار گرفته بود، با روش و بیان و رفتار خاصی به مردم اعلام فرمود.

آیه کریمه مورد بحث (آیه تبلیغ) و آیه دیگری که در ارتباط با آن نازل شد و رفتار خاص پیامبر خدا -صَلِّیَ ٱللّٰهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ- در آن جریان مشتمل بر نکات تفسیری و عقیدتی و اخلاقی بسیار دقیق و لطیفی هستند که متذکر بعضی از آن نکات با بیانی مختصر می شویم:

یکم: قبلا متذکر شدیم که چند روز قبل از هجدهم ماه ذی الحجة و زمان برگزاری مناسک حج در شهر مکه و در مسجد الحرام و در اماکن مربوط به حج یعنی «صحرای عرفات» و در «مشعر الحرام» و مجموعاً در آن «مواقف کریمه» و «مشاهد شریفه» بالخصوص در «منا» فرصت های بسیار مناسبی برای تشکیل اجتماعات و آموزش های دین خدا و بیان احکام آن وجود داشت اما اجتماع موردنیاز برای اعلام و ابلاغ موضوع «رسالت جدید» پیامبر خدا -صَلِّیَ ٱللّٰهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ- در آن اماکن تشکیل نشد و بلکه فرمان پروردگار عالمیان درباره موضوع مورد نظر در وسط راه و بیابان های بین مکه و مدینه نازل شد که تشکیل آن اجتماع عظیم با مشکلات زیادی همراه بود.

به طور قطع آن کار حکمتی داشت و طبعاً هیچ یک از اراده ها و کارهای خدای سبحان بدون حکمت نیست از جمله همین فعل او یعنی نزول وحی مشتمل بر فرمان خاص و ابلاغ رسالت خاص برای پیامبر اکرم -صَلِّیَ ٱللّٰهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ- و مأموریت جدید برای او در آن شرایط زمانی و در آن مکان.

در توضیح موضوع اشاره ای شد به اینکه موضوع موردنظر یعنی اعلام خلافت آن حضرت نسبت به رسول خدا -صَلِّیَ ٱللّٰهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ- و ادامه رهبری آسمانی و موضوع امامت به معنی خاص و «تبلیغ» آن موضوع -به آن معنی که گفته شد- احتیاج به حصول شرایط خاصی داشت و اگر آن جریان در شهر مکه و در کنار عبادت حج انجام می یافت استقلال و عظمت خاص موضوع دچار اختلال می شد و مخالفان دین خدا با دروغ ها و شیطنت ها و فعالیت های تبلیغی خود به عظمت بنای «امامت آسمانی» لطمه هایی می زدند و حقایقی را درباره آن می پوشاندند! کما اینکه بعد از رحلت رسول خدا -صَلِّیَ ٱللّٰهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ- عده ای از منافقان و همچنین کفار و مخالفان دین خدا در این زمینه فعالیت زیادی داشتند و تلاش کرده اند که آن رویداد عظیم را به موضوعات دیگری ارتباط دهند و آن را کمرنگ و کم اهمیت نشان دهند و آن تلاش در طول تاریخ بعد از رحلت رسول اکرم -صَلِّیَ ٱللّٰهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ- ادامه یافته و امروز و در زمان ما هم ادامه دارد!

به عنوان نمونه می توانیم به بعضی از نظریات تفسیری عده ای از مفسران قرآن از اهل سنت اشاره ای نماییم و آن اینکه عده ای در تلاش برای خاموش کردن «نور خدا» که در آن رویداد تجلی یافته و منتشر شده، در تفسیر آیه «اکمال دین» گفته اند این موضوع یعنی اکمال دین و اتمام نعمت خداوند برای انسان ها با اعلام بعضی از احکام دینی درباره گوشت های حرام تحقق یافت و با بیان این موضوع در آیه مورد نظر دین خدا کامل شد.

در جواب آن عده از مفسران عرض می کنیم که آیه کریمه موردنظر حاکی از یک رویداد عظیمی است و حقایق متجلی در آن قابل کتمان نمی باشد. برای توضبح کامل موضوع آیه کریمه را مجدداً ذکر می نماییم. خدای سبحان بعد از آیه تبلیغ و رفتار رسول خدا -صَلِّیَ ٱللّٰهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ- درباره آن فرمود:

«الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا ۚ فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ ۙ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ»﴿ المائده/آیه۳﴾ یعنی: امروز کسانی که کافر شدند، از نابودی دین شما مأیوس گشتند، پس از [کارشکنی و مخالفت] آن ها نترسید، بلکه از من [خدا] بترسید، امروز دین شما را برای شما کامل کردم و نعمت خودم را برای شما به درجه متعالی و کامل رساندم و اسلام را برای شما [به عنوان دین و آیین زندگی] پسندیدم.

ما از کسانی که آن نظریات سخیف را درباره آیه کریمه اظهار کرده اند، سؤال می کنیم: آیا هیچ عقل سالمی می پذیرد که مخالفان دین خدا که در آرزوی رحلت رسول خدا -صَلِّیَ ٱللّٰهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ- و نابودی دین خدا بودند، با اعلام اینکه خوردن بعضی از انواع گوشت ها حرام است، از نابودی دین خدا مأیوس شوند؟

در آیه کریمه فرمود که امروز آن هایی که کافر شدند از دین شما یعنی نابودی آن مأیوس شدند و خطاب به پیروان دین خدا فرمود که پس از آن ها یعنی کافران نترسید و از من [یعنی خدا] بترسید! حال سؤال می کنیم که در آن روز چه رویداد مهمی وقوع یافته که در نتیجه کافران از نابودی دین خدا مأیوس شده اند ؟ آیا با اعلام حرمت خوردن چند نوع گوشت، دین خدا کامل می شود و کافران از نابودی و شکست آن مأیوس می گردند؟

به طور قطع لازم است این موضوع با اهمیت خاص مورد توجه دقیق قرار بگیرد که آن رویداد عظیم که موجب مأیوس شدن کافران از نابودی و شکست دین خدا شد، کدام رویداد بوده است؟ قطعاً اعلام حرمت خوردن چند نوع گوشت نمی تواند سبب یأس کافران از دین خدا و نابودی آن شود. ضمناً قابل توجه است که قبل از آن رویداد عظیم یعنی نزول «آیه تبلیغ» و آیه «اکمال دین» چند بار در آیات قرآن موضوع حرمت گوشت های حرام اعلام شده بود. به طوری که خدای سبحان فرمود:

«إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ»﴿ البقره/آیه۱۷۳﴾

و فرمود:

«إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ»﴿ النحل/آیه۱۱۵﴾

و همچنین فرمود:

«قُلْ لَا أَجِدُ فِي مَا أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنْزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ»﴿ الانعام/آیه۱۴۵﴾

در هر سه آیه کریمه حکم حرمت خوردن بعضی از گوشت های حرام اعلام شده است و هر سه آیه قبل از جریان غدیرخم و سوره مائده نازل شده است. و اصلاً بدون نیاز به این استدلال هم ظهور موضوع آشکار است و معقول نیست که کافران با اعلام حرمت خوردن گوشت های حرام از نابودی دین خدا مأیوس شوند، و قطعاً در آن روز یک رویداد بسیار عظیمی وقوع یافته است که سبب یأس کافران از دین خدا شده است.

دوم: آیه کریمه مورد بحث که یأس کافران را از شکست و نابودی دین خدا اعلام کرده به طور قطع از رویداد بسیار مهمی خبر می دهد به ارکان اساسی دین خدا و بقای اصل آن بنای باشکوه ارتباط دارد و حفاظت خاص خدای سبحان از آن نظام زندگی آسمانی، چون فرمود:

«وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا» و اهمیت موضوع معادل اهمیت بعثت رسول خدا -صَلِّیَ ٱللّٰهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ- به مقام «رسالت» و «نبوت» می باشد و روشن شدن کامل موضوع بحث احتیاج به توضیحی دارد و آن اینکه:

کفار منطقه جزیرة العرب و بعد از آن ها کافران دیگر بعد از ظهور دین خدا و دعوت پیامبر خاتم -صَلِّیَ ٱللّٰهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ- از عموم انسان ها و جهانیان برای ایمان به آن و مبارزه با انواع کفر و شرک مخالفت های خود را شروع کردند. مخالفت های کافران با پیامبر خدا -صَلِّیَ ٱللّٰهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ- و دینی که آورده و به جهانیان عرضه کرده، ابتداءً به صورت اذیت پیروان آن و شخص پیامبر -صلی الله علیه و آله و سلم- خدا شروع شد و سرانجام به حمله نظامی و ایجاد جنگ های متعدد و پی در پی منتهی شد.

اما هیچ یک از انواع مخالفت های کافران مانع روی آوردن مردم به طرف دین خدا بالخصوص نسل جوان نمی شد و روز به روز تعداد ایمان آورنده ها افزایش می یافت. جاذبه های قدسی آیات قرآن و جاذبه شدید اخلاق عظیم و لطیف رسول خدا -صَلِّیَ ٱللّٰهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ- عواملی بودند که هیچ مخالفتی و هیچ قدرتی نمی توانست با آن ها مقابله کند و از تأثیرات آن ها بکاهد، تا چه رسد به اینکه آن ها را نابود کند.

عده زیادی از مردم با شنیدن چند آیه از قرآن کریم -حتی گاهی یک آیه- و مشاهده رفتاری کریمانه و جاذب از رسول خدا -صَلِّیَ ٱللّٰهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ- به دین خدا روی می آوردند، بالخصوص جوانانی که روحشان با افکار شرک آمیز و با بت پرستی آلوده نشده بود و پاکی فطرت آن ها از بین نرفته بود.

در زمان اندکی و بعد از هجرت پیامبر خدا -صَلِّیَ ٱللّٰهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ- و پیروان او به یثرب (مدینه) و تأسیس حکومت دینی در آن شهر و ارسال نامه های دعوت به سران کشورهای بزرگ آن زمان و دعوت ملت های مختلف به سوی دین خدا و بحث و گفتگوها با دانشمندان ممالک دیگر دین خدا شهرت جهانی یافت و نمایندگان ملل مختلف و دانشمندان آن ها به طرف مرکز جهانی اسلام و شهر مدینه روی آورند. در بین گروه ها و هیئت هایی که جهت تحقیق درباره دین خدا و پیامبر -صَلِّیَ ٱللّٰهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ- به مدینه می آمدند مسیحیان و پیروان حضرت عیسی -علیه السلام- موقعیت رفیعی داشتند.

در قرآن کریم هم این موضوع مورد تذکر قرار گرفته به طوری که خدای سبحان فرمود:

«لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَى ذَلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُونَ – وَإِذَا سَمِعُوا مَا أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ – وَمَا لَنَا لَا نُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَمَا جَاءَنَا مِنَ الْحَقِّ وَنَطْمَعُ أَنْ يُدْخِلَنَا رَبُّنَا مَعَ الْقَوْمِ الصَّالِحِينَ – فَأَثَابَهُمُ اللَّهُ بِمَا قَالُوا جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ جَزَاءُ الْمُحْسِنِينَ»﴿ المائده/آیه۸۲-۸۵﴾ یعنی: قطعاً شدید ترین انسان ها در عداوت نسبت به ایمان آورنده ها، یهود و مشرکان را خواهی یافت و نزدیک ترین انسان ها در دوستی با ایمان آورنده ها کسانی را خواهی یافت که گفتند ما نصرانی هستیم. این پدیده بخاطر آن است که در بین آن ها گروهی از کشیشان دانشمند و عابدان خدا ترس هستند و آنان استکبار نمی ورزند و زمانی که شنیدند آن چه را بر پیامبر خدا نازل شده می بینی که چشم های آنان پر از اشک می شود به سبب آن چه از حق شناخته اند. و می گویند پروردگارا ما ایمان آوردیم پس ما را از شاهدان به حقانیت پیامبر و قرآن محسوب فرما. و ما را چه می شود که ایمان نیاوردیم به الله و آن چه از حق به سوی ما آمد و در حالی که امید داریم پروردگارمان ما را در زمره قوم صالح در آورد. پس الله آن ها را بخاطر این کلامشان که گفتند [و عقاید صحیحشان] باغ های بهشتی را پاداش می دهد که نهرهایی در آن باغ ها جریان دارد.

در آیات کریمه علت دشمنی یهود و مشرکان را با دین خدا و پیروان آن به طور ضمنی و علت مودت نصاری (مسیحیان) با آن ذکر شده، و تصریحی شده به اینکه مودت (محبت و دوستی) نصاری از ناحیه بودن دانشمندان متواضع بین آن ها بود و اینکه آن ها اهل استکبار نبودند و زمینه روحی در آن ها برای ایمان آوردن به تمام حقایق هستی و آنچه بعد از حضرت عیسی-علیه السلام- و نزول انجیل به پیامبر خاتم نازل شده یعنی قرآن مجید مساعد بود. لذا وقتی می شنیدند آنچه را بر رسول -صَلِّیَ ٱللّٰهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ- اشک از چشمان آن ها سرازیر می شد از ناحیه آنچه از حق شناخته اند.

آن ها ایمان خود را به آنچه از پروردگارشان نازل شده بود، اعلام می کردند و از پروردگارشان درخواست می کردند که آن ها را از شاهدان مکتوب و محسوب فرماید. و اینکه با ایمان به آنچه خدا نازل فرموده و حقی که به سوی آن ها آمده، امید داشتند که الله آن ها را وارد بهشت کند.

در آیات کریمه فوق نکات بسیار دقیق و لطیفی قرار دارد، اما به جهت رعایت اختصار در مقالات و اینکه اصل موضوع موردبحث در این آیات، مورد نظر این موضوع نیست و در اصل استناد به این آیات کریمه جهت اثبات اصل موضوع ایمان دانشمندان مسیحی و استکبار یهود در مقابل آن ها به عمل آمد، ما از ورود به بحث تفصیلی درباره تفسیر این آیات خود داری می کنیم و فقط اشاره ای می نماییم به اینکه علت مخالفت گروهی از مسلمین و همراهان پیامبران خدا -صَلِّیَ ٱللّٰهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ- در جریان «غدیرخم» و استقبال اکثر آن ها از آن جریان شباهتی داشت با مخالفت و دشمنی یهود با دین خدا و پذیرش و استقبال دانشمندان مسیحی از ان. و ما به خواست خداوند بحث مناسبی در ادامه این مقاله و در شماره بعدی عرضه خواهیم نمود. ان شاء الله تعالی.(۳)

در این نوشتار مجموعاً موضوع: «استمرار رهبری آسمانی» مورد بحث قرار گرفت و با نقل قطعاتی از بعضی مقالات قبلی مجدداً این موضوع اصلی و محوری مورد تذکر قرار گرفت و موضوع رهبری آسمانی از طرف شخصیت های قدسی معینی یعنی ذوات مقدسه صاحبان مقام امامت و عصمت و باصطلاح «امامان معصوم» -علیهم السلام- بصورت فشرده بیان شد. در این مقاله به این مقدار از بحث مربوط به «کمال دین خدا» و ذکر بعضی از نکات تفسیری آن و همچنین «آیه تبلیغ» اکتفاء می کنیم و ادامه بحث درباره روزهای تاریخی ماه لازم به تذکر است که جهت شروع ماه محرم الحرام و لزوم انتشار مقالات مربوط به نهضت مقدس حسینی -علیه السلام- رفتاری از حضرت سیدالشهداء امام حسین -سلام الله علیه- را که قبلاً و در زمان برگزاری مناسک حج و در کنار شهر مکه وقوع یافت مورد تحقیق و بررسی قرار دهیم به نحوی که ارتباط آن با جریان «عید غدیر» و عید «اکمال دین» روشن شود و شروعی باشد برای مقالات ماه محرم. ان شاء الله تعالی.

الیاس کلانتری

پاورقی ها:

۱- وب سایت حکمت طریف، بخش کلام ایام، شماره-۹، عید استمرار رهبری آسمانی

۲- همان، شماره-۹۰، عید غدیر و ادامه رهبری آسمانی

۳- همان، شماره-۶۳۰، عید کامل شدن دین خدا برای جهانیان

دکمه بازگشت به بالا
بستن