کلام ایام تاریخی – ۶٨٢، نهضت مقدس حسینی -علیه السلام- تجلی بی پایان عظمت و ارزش های دین خدا (۳)

*بخش سی و دوم*
*بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم*
*کلیات*
- نکاتی از کلام امیرالمؤمنین علی -علیه السلام- درباره ارزش و قیمت دین خدا
- هزینه اموال برای بدن در زمان گرفتاری ها
- سپر قرار دادن وجود انسان برای حفاظت از دین خدا
- در چه زمانی و چه وضعیتی لازم است وجود انسان سپر دین او قرار بگیرد
- در چه شرایطی سپر قرار دادن انسان جهت حفظ دین او ضرورت پیدا می کند.
- هدف اصلی و محوری در قیام مقدس حسینی (علیه السلام)
- احضار امام حسین -علیه السلام- به دارالاماره در وقتی که عادی و مورد انتظار نبود.
- رفتن امام حسین -علیه السلام- به دارالاماره همراه عده ای از نزدیکان بصورت مسلح.
- امام حسین -علیه السلام- نگران محبوس شدن بود نه کشته شدن.
- توجه مجدد به کلام امیرالمؤمنین علی -علیه السلام- درباره ارزش حقیقی دین خدا
- ارزش حقیقی وجود انسان در کلام امام امیرالمؤمنین (علیه السلام)
- ارزش دین انسان در سیره معلمان آسمانی
* * * * * * * * * * * *
در شماره قبلی یعنی مقاله شماره۶۸۱، از این سلسله مقالات، کلامی از امام امیرالمؤمنین علی -علیه السلام- مورد بحث قرار گرفت و شرح و توضیحی برای بعضی از نکات آن کلام شریف ذکر شد. در این نوشتار نکات دیگری از آن کلام مبارک را مورد بررسی و شرح و توضیح قرار می دهیم:
چهارم: نیاز انسان به مراقبت و محافظت از بدن خودش و افراد خانواده و در درجات بعدی بستگان و دوستان و سرانجام افراد جامعه ای که در آن زندگی می کند و همنوعان خود، امری است که جنبه استمراری دارد و انسان ها دائماً به این نوع توجه احتیاج دارند! اما این نوع احتیاج در بعضی از زمان ها و شرایط اجتماعی و وقوع بعضی از حوادث بیشتر احساس می شود و بیشتر مورد توجه قرار می گیرد. توضیح اینکه اگر به افراد یک جامعه گفته شود که مقداری از اموال خود را برای بهداشت جامعه خود اختصاص دهند و همچنین برای دریافت نوعی آموزش درباره جلوگیری از شیوع انواعی از بیماری ها وقتی را اختصاص بدهند و برای برقراری آن نوع آموزش ها مالی را اختصاص بدهند، حداقل عده قابل توجهی از انسان ها به آن نوع هشدارها اعتنایی نمی کنند و کمکی برای حصول آن مطلوب یعنی برقراری اصول بهداشت بدنی انجام نمی دهند.
البته در شرایط عادی زندگی عملاً و خواه و ناخواه افراد تعداد قابل توجهی از جوامع انسانی برای برقراری نظام بهداشتی در جامعه خود اموالی را هزینه می کنند، بصورت پرداخت مالیات ها و بصورت های مختلف، اما این نوع هزینه ها و تحمل نتایج آن ها غالباً بصورت الزامی انجام می گیرد و نه از روی علاقه قلبی و داوطلبانه و از روی اشتیاق و تمایلات.
بعنوان مثال: اگر به جوانانی که بهره مند از صحت و سلامت و نشاط و تحرک خاص جوانی و نوجوانی هستند، گفته شود که علاوه بر برنامه های عادی برقرار در مدارس و دانشگاه ها، جهت بعضی از آموزش های مربوط به بهداشت و پیشگیری از ابتلاء به بعضی بیماری ها ساعاتی از اوقات بعضی از روزها و هفته ها را در فضای مدرسه و دانشگاه حضور یابند! غالباً استقبال قابل توجهی به آن دعوت از آن ها ظهور نمی یابد و اعتنایی به آن نمی کنند. مثل اعتناء و توجهی که برای تماشای یک مسابقه ورزشی از خود نشان می دهند.
اما اگر در یک شهر و یا یک کشور و به هر حال در یک منطقه نوعی بیماری از انواع بسیار خطرناک آن شیوع پیدا کرده باشد از انواعی که سریعاً به دیگران سرایت می کند، در آن شرایط تذکرات بهداشتی پزشکان بیشتر و سریعتر مورد توجه قرار می گیرد و غفلت و بی اعتنایی متداول عادی حداقل در گروهی از انسان ها از بین می رود و اثر پذیری در مقابل هشدارها و تذکرات پزشکان بیشتر می شود.
لذا احتمالاً به همین منظور امام امیرالمؤمنین علی -علیه السلام- متذکر موضوع «حضور بلیّه» شده، چون در آن موقعیت یعنی در زمانی که انسان گرفتار بلیّه ای شود، صرف کردن مال برای حفاظت از جان و فدا کردن مال برای جان، ضرورت و لزوم بیشتری پیدا می کند و این نوع تذکر تأثیر بیشتر و سریعتر خواهد داشت.
تأثیر خاص تذکر به سپر قرار دادن نفس (جان) برای دین خدا در زمان وقوع جنگ ها
درباره حفظ دین خدا و حمایت از آن با سپر قرار دادن نفس و هزینه کردن آن هم موضوع شبیه همین است. و امام -علیه السلام- متذکر اهمیت خاص اصل آن شده و همچنین متذکر زمان مناسب برای آن. یعنی اینکه فرمود:
«وَ إِذَا نَزَلَتْ نَازِلَةٌ فَاجْعَلُوا أَنْفُسَكُمْ دُونَ دِينِكُمْ» یعنی وقتی حادثه و فاجعه ناگواری نازل شد، نَفس ها (جان هایتان) را سپر دینتان قرار دهید.
منظور این است که ارزش وجود و جان انسان بیشتر از اموال اوست و ارزش دین انسان هم بیشتر از نفس و جان اوست و اگر دین انسان در معرض خطر عظیمی قرار گرفت و تعارضی بین حفظ جان انسان و حفظ دین او پیش آمد، لازم است اهل ایمان جان های خود را فدای دینشان سازند و از دینشان حتی با تحمل خطر کشته شدن حمایت نمایند.
باز جهت تأکید بیشتر عرض می کنیم که سپر قرار دادن نفس (جان) انسان برای حفاظت از دین خدا، امری است که همیشه مورد نیاز می باشد! اما وجود قدسی امام امیرالمؤمنین علی -علیه السلام- اشاره ای فرموده است به زمان نزول حادثه و فاجعه ناگوار و خطرناک، یعنی: زمانی که حادثه ناگوار عظیمی برای دین خدا روی می دهد، که در آن وضعیت خاص امر حفاظت از دین خدا ضرورت یا ضرورت بیشتر پیدا می کند و اهل ایمان موظف می شوند حتی با تحمل خطر کشته شدن از دین خدا حمایت کنند و مانع آسیب دیدن ارکان آن بنای مقدس شوند.
ارزش و اعتبار و قیمت دین خدا لازم است از دیدگاه ها و جهات مختلفی مورد بررسی و تحقیق قرار بگیرد و جهت ایجاد زمینه لازم برای آن بررسی و تحقیق اصل این نکته مورد تذکر قرار گرفت و در این نوشتار و در ادامه مباحث محوری در نهضت مقدس حسینی -علیه السلام- این موضوع مورد بحث و بررسی بیشتر قرار خواهد گرفت. ان شاء الله تعالی. اما تذکر این نکته ابتداءً مورد نیاز بود که از رفتارهای امام -علیه السلام- و تفکر و تدبر درباره آن ها، حتی در مواردی از توجه فشرده اجمالی درباره بعضی از آن رفتارها روشن می شود که محور اصلی در جریان قیام و نهضت مقدس حسینی -علیه السلام- روشن می شود که هدف اصلی و محوری رفتارهای آن حضرت در مقابله با حکومت بنی امیه و حتی حاکمان قبل از برقراری حکومت بنی امیه حمایت از دین خدا و جلوگیری از وارد شدن آسیب ها به ارکان اصلی آن بود و آن وجود مبارک قدسی و همراهان و پیروان او و پرورش یافته ها در مکتب او در آن هدف مقدس و متعالی به رفیع ترین مراتب پیروزی و فلاح رسیدند.
از اولین ساعتی که حضرت امام حسین -سلام الله علیه- را به دارالاماره مدینه احضار کردند، رفتارهای خاص مربوط به نهضت مقدس از آن حضرت شروع شد و اولین رفتار آن بود که به فرستاده حاکم مدینه فرمود که او برگردد و فرمود: خود من به دارالاماره خواهم آمد.
امام -علیه السلام- راضی نشد به اینکه تحت الحفظ مأمور یا مأموران حکومتی به دارالاماره برود و بلکه به منزل خود رفت و به عده ای از مردان خاندان رسالت به طرف دارالاماره حرکت کرد. امام -علیه السلام- به همراهان خود فرمود که با خود سلاح حمل کنند یعنی: بطور مسلح همراه او با دارالاماره بروند، اما تا ضرورتی پیش نیامده وارد دارالامارا نشوند و بیرون بایستند.
صدور آن رفتار از امام -علیه السلام- شگفت انگیز و غیر منتظره بود، و آن وجود قدسی هرگز محافظی با خود همراه نمی برد، حتی در میدان های جنگ زمان حکومت امیرالمؤمنین علی -علیه السلام- یعنی: جنگ های جمل و صفین و نهروان، تا چه رسد به شهر مدینه که محل زندگی او بود و عده زیادی از طرفداران و شیعیانش در آن شهر سکونت داشتند.
همچنین قابل توجه است که امام -علیه السلام- به همراهان فرمود که بصورت مسلح او را همراهی کنند و اما وارد دارالاماره نشوند و اگر ضرورتی پیش آمد و او آن ها را احضار کرد وارد شوند و از او در امری که پیش آمده حمایت کنند تا حکومت مدینه نتواند او را مجبور به اطاعت درباره یک امر سیاسی و حکومتی کند که مورد قبول او نیست.
بعضی از رفتارهای امام حسین -علیه السلام- در مقالات سال های قبل و علت و حکمت آن ها مورد بحث قرار گرفت و بعضی دیگر در ادامه این سلسله مقالات و از اینجا به بعد مورد تحلیل و توضیح قرار خواهد گرفت و اما در این بخش مجدداً به محور اصلی رفتارهای باشکوه آن وجود مبارک قدسی اشاره ای شد، تا ارتباط مطالب با محور اصلی رفتارها مورد توجه بیشتری قرار بگیرد.
قبلاً کلامی از امام امیرالمؤمنین علی -علیه السلام- درباره جهاد و ضرورت تجلی ارزش و قداست آن در رفتارها و مجموعاً ارزش خاص دین خدا بیان شد و جهاتی از آن کلام شریف و نکاتی از آن مورد توضیح و تفسیر و تحلیل قرار گرفت و در این نوشتار به ذکر و توضیح نکات دیگری از آن می پردازیم و بخواست خدا بعد از بیان آن نکات مورد نظر بحث در توضیح و تحلیل رفتارهای وجود مبارک امام حسین -علیه السلام- در نهضت قدسی عاشورا ادامه خواهد یافت.
کلام شریف امام امیرالمؤمنین علی -علیه السلام- را مجدداً ذکر می کنیم و به توضیح و تحلیل نکات دیگری از آن می پردازیم:
«إِذَا حَضَرَتْ بَلِيَّةٌ فَاجْعَلُوا أَمْوَالَكُمْ دُونَ أَنْفُسِكُمْ وَ إِذَا نَزَلَتْ نَازِلَةٌ فَاجْعَلُوا أَنْفُسَكُمْ دُونَ دِينِكُمْ وَ اِعْلَمُوا أَنَّ اَلْهَالِكَ مَنْ هَلَكَ دِينُهُ وَ اَلْحَرِيبَ مَنْ سُلِبَ دِينَهُ أَلاَ وَ إِنَّهُ لاَ فَقْرَ بَعْدَ اَلْجَنَّةِ وَ لاَ غِنَى بَعْدَ اَلنَّارِ»
امام -علیه السلام- بعد از اشاره ای به ارزش حقیقی دین خدا در این کلام شریف متذکر، نکته ای در توضیح آن شده و می شود گفت در ادامه کلام خود درباره ارزش حقیقی آن عطیه عظیم الهی مطلب دیگری را در ارتباط با مطلب اصلی بیان فرموده است. در این بخش از کلام مورد بحث نکات دیگری از آن را در ادامه بیان نکات قبلی متذکر می شویم:
چهارم: امام -علیه السلام- در ادامه کلام مبارک خود فرمود:
«وَ اِعْلَمُوا أَنَّ اَلْهَالِكَ مَنْ هَلَكَ دِينُهُ» این بخش از کلام موردبحث بیان دیگری است از ارزش دین خدا -همچنان که ذکر شد- امام -علیه السلام- فرمود: هلاک شد، کسی است که دینش هلاک شود، [و از بین برود].
هلاک معانی متعددی دارد و بعضی از آن معانی با یکدیگر جهات مشترکی دارند و مجموعاً به مرگ عادی و کشته شدن و ضایع شدن و تباه شدن و زیانکاری و امثال آن ها گفته می شود. اینکه بعضی از اهل لغت گفته اند که آن در مقام ذمّ و مرگ بی ارزش به کار می رود و در آن نوعی تحقیر موردنظر می باشد، این مطلب عمومیت ندارد و به احتمال قوی این نوع معنا درباره کلمه «هلاک» بعداً متداول شده، اما در زمان نزول قرآن و در آیاتی که این کلمه در آن ها به کار رفته به این معنی بطور مطلق دلالت نداشت. می شود گفت دلالت این کلمه به معنای مورد بحث با وجود قرائنی صحت دارد و بدون به کار رفتن قرینه ای، صرفاً به معنی مرگ است.
در این کلام شریف مورد بحث نقل شده از امیرالمؤمنین علی -سلام الله علیه- هم به معنی مرگ و از بین رفتن و تباه شدن است که هم درباره انسان به کار رفته و هم درباره دین آن انسان.
منظور امام -علیه السلام- آن است که ارزش حقیقی وجود انسان دین اوست، یعنی: دین حقیقی که خدای سبحان او را به آن هدایت کرده و به او عطا فرموده است و اگر دین انسان از بین برود، دیگر وجود او در حقیقت ضایع و تباه شده است و دیگر وجود او هیچ ارزشی نخواهد داشت.
پنجم: امام -علیه السلام- در ادامه کلام شریف خود فرمود:
«اَلْحَرِيبَ مَنْ سُلِبَ دِينَهُ» یعنی: غارت شده کسی است که دینش غارت شده باشد.
حریب: به کسی گفته می شود که تمام دارایی و مالش مورد غارت قرار گرفته شود و هیچ چیزی برای او باقی نماند.
منظور امام -علیه السلام- آن است که ارزش حقیقی وجود انسان «دین» اوست یعنی: دین حقیقی که خدای سبحان او را به آن هدایت کرده و به او عطا فرموده است و اگر آن دین از او گرفته شود، اصل وجود او ضایع و تباه شده است و وجود او دیگر هیچ ارزشی نخواهد داشت.
طبعاً درک این نوع ارزش درباره دین خدا که به انسان عطا شده احتیاج به تدبر و تفکر و کسب استعدادی دارد و قبلاً در این زمینه متذکر نکاتی شدیم و دیدگاه گروه هایی از انسان ها را بیان کردیم. اما این موضوع یعنی ارزش حقیقی دین خدا را به دو صورت کلی می شود مورد بررسی و تحقیق قرار داد. یکی از ناحیه توجه اجمالی به کلام و رفتارهای شخصیت های قدسی و معلمان آسمانی و ارزشی که آن ذوات مقدسه برای دین خدا اظهار می کردند، بطوری که همه دارایی های معنوی و همه فرصت های عمر خود را در راه حمایت از آن و انتشار حقایق آن به کار می بستند، بصورت تبعیت و پیروی در اعمال خود از آن ها.
دیگری بررسی و تحقیق تفصیلی و تدبر و تفکر در کلام خدا و تفسیر و توضیح آیاتی از آن درباره ارزش حقیقی دین خدا در سیره شریف آن شخصیت های قدسی و انجام آموزش ها و سفارشات آن ها در تمام جهات زندگی و رفتن در راهی که آن ها به طرف مقصد حقیقی آفرینش انسان نشان داده اند و آن جاده را علامت گذاری کرده اند و چراغ هایی در سرتاسر آن روشن ساخته اند.
مناسبتی در این سلسله مقالات و بررسی رفتارها و بطور کلی سیره شریف حضرت سیدالشهداء امام حسین -سلام الله علیه – و پرورش یافته های حکمت او برای یک بحث استدلالی درباره ارزش حقیقی دین توحیدی وجود دارد که آن بحث استدلالی تفصیلی را به شماره بعدی موکول می کنیم. ان شاء الله تعالی.
الیاس کلانتری