کلام ایام تاریخی-۶۸۸، عطایای عظیم خدای سبحان به عالم انسانها در ایام ماه ربیع الاول

*بخش سوم*
*بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم*
بحث در مقاله قبلی منتهی شد به موضوع پایداری آیات قرآن در روح مبارک رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- و اینکه آیات قرآن از طریق نوعی وحی وارد روح آن حضرت شده و این نوع انتقال کلام خدا در وجود مبارک رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- و نزول آن به قلب شریف او از سنخ مطالب فراموش شدنی نیست و بلکه این نوع حضور آیات قرآن در آن وجود مبارک دائمی و پایدار است. یعنی آن حضرت هرگز آیه ای از قرآن مجید را فراموش نمی کرد.
در انتهای آن مقاله متذکر شدیم مراد از این کلام صرفاً الفاظ آیات نیست! یعنی فراموش نکردن قرآن منحصر به الفاظ آیات نیست بلکه تأثیرات اخلاقی و علمی و عرفانی آیات را هم شامل می شود. یعنی حالات روحی و تأثیرات اخلاقی به وجود آمده در روح شریف رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- از دریافت آیات قرآن هم در وجود آن حضرت پایدار بود و هرگز از بین نمی رفت مثل تمایل شدید به اجرای عدالت در رفتارها و محبت به انسان ها و دلسوزی نسبت به آن ها، حتی درباره مخالفان و دشمنان خود و اشتیاق و تمایل قلبی شدید به هدایت و ارشاد انسان ها و نجات آن ها از باتلاق های شرک و کفر و از عذاب ها و مشقت ها و درد و رنج ها و از عذاب آتش جهنم.
لطافت اخلاق رسول خدا -صلی الله علیه وآله و سلم- و عظمت آن که ناشی از رحمت خاص پروردگار عالمیان و وحی او بود، در وجود مبارک آن حضرت پایدار بود -بطوری که قبلاً متذکر شدیم- و هرگز از او جدا نمی شد بطوری که حتی در میدان های جنگ هایی که مشرکان و کافران علیه او به راه می انداختند و نسبت به عموم انسان ها و حتی دشمنان در وجود او برقرار بود.
رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- تا جایی که امکان پذیر بود برای جلوگیری از وقوع جنگ تلاش می کرد حتی با تحمل خطرات، و غالباً در رسیدن به آن هدف مطلوب و مقدس موفق می شد. و فقط تعدادی از لشکرکشی های مشرکان علیه او و علیه دین خدا به زد و خورد منتهی شد و در بقیه موارد بین آن حضرت و سپاه دشمن صلح برقرار می شد.
حاصل بحث اینکه آیات قرآن مجید از طریق نوعی وحی بر قلب پیامبر خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- وارد می شد و آن حضرت وحی خدای سبحان را از آن طریق خاص دریافت می کرد و بین قلب مبارک آن حضرت و آیات قرآن نوعی اتحاد برقرار می شد و آن نوع اتحاد دائمی است و از بین رفتنی نیست.
یعنی نه الفاظ آیات قرآن از ذهن آن وجود مبارک فاصله ای پیدا می کرد و نه تأثیرات علمی و اخلاقی به وجود آمده در اثر دریافت آیات، به بیان دیگر بین آیات قرآن مجید که پیامبر خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- از طریق نوعی وحی آن ها را دریافت کرده بود یعنی از طریق نزول بر قلب او توسط عظیم ترین مَلَک از ملائکه، نوعی اتحاد برقرار می شد و آن اتحاد دائمی بود و صورت استمراری داشت.
اما در آموزش از طرق عادی متداول بین انسان ها امکان فراموشی وجود دارد و همچنین تأثیرات روحی آموزش های علمی و اخلاقی ناشی از آموزش های بصورت عادی آسیب پذیر هستند و آن آموزش ها و آثار اخلاقی ناشی از آن ها گاهی در وجود انسان ها حضور دارند و منشأ فعالیت هایی می شوند و گاهی از صفحه روشن ذهن انسان کنار می روند -بطور موقت یا بطور دائمی- و تأثیرات خود را از دست می دهند.
در این زمینه مثالی ذکر می کنیم و آن اینکه: یکی از اسماء و حسنای پروردگار عالمیان «الرحمن» است و یکی دیگر «الرحیم» از این دو اسم که ذات قدوس الله -سبحانه و تعالی- خود را با آن ها توصیف فرموده، برمی آید که رحمت او بر مخلوقات، بی پایان و دائمی و مستمر است. و در همه عوالم برقرار است. بطوری که فرمود:
«وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ»( الاعراف آیه۱۵۶) یعنی: و رحمت من بر همه چیز وسعت یافته است.
این رحمت عمومی خدای سبحان است که بطور مستمر از طرف او منتشر می شود و به همه موجودات احاطه دارد و قطع شدنی نیست مثل نعمت هایی که خداوند برای عموم مخلوقات خود یا عموم انسان ها آفریده، مانند اعضاء بدن و غذا و آب و آفتاب و نعمت های دیگر.
در مرتبه دیگر نعمت هایی قرار دارند که فقط عده ای از انسان ها از آن ها بهره مند می شوند، اگرچه آن نعمت ها هم از جهتی عمومیت دارند و برای همه انسان ها امکان بهره برداری از آن ها وجود دارد! مثل علم، عقل و آموزش پذیری مطلوب و آنچه توسط پیامبران خدا -علیهم السلام- برای انسان ها فرستاده شده.
اما از این نوع نعمت ها فقط عده ای از انسان ها بهره مند می شوند یا بهره کامل می برند. مثل علم یا نوعی از آن درباره اوصاف موجودات و مخلوقات، و بقیه انسان ها تحت سلطه انواعی از جهل به سر می برند. اما همه انسان ها از ناحیه خلقت خود امکان بهره برداری از این نوع نعمت را دارند و عالم خلقت مانع بهره برداری آن ها نمی شود.
آموزش های پیامبران خدا -علیهم السلام- و علم بر حقایق موجود در عالم و فضای زندگی انسان ها از این نوع نعمت ها می باشند. یعنی اگرچه زمینه دریافت این نوع علم را هم خدای سبحان در وجود همه انسان ها قرار داده است، اما دریافت آن ها و استفاده از آن ها به اراده و تمایلات و اختیار انسان ها ارتباط دارد! یعنی بهره مندی از این نوع نعمت ها در وجود انسان الزامی نیست مثل نعمت تنفس و گردش خون در بدن انسان که بدون اراده و خواست انسان و اعمالی از طرف او در وجودش جریان می یابد.
رحمت عمومی خداوند زمینه استفاده از بعضی مراتب علم نسبت به اشیاء و فضای زندگی دنیوی را برای انسان به وجود آورده است، اما جبری در وجود انسان و فضای زندگی او برای بهره مندی از این نوع نعمت ها وجود ندارد و او هم می تواند از این نوع نعمت ها -مثل علم به اوصاف بعضی پدیده ها- بهره مند شود و امکان دارد نسبت به آن ها بی اعتناء شود و از آن نوع بهره مندی محروم گردد، یا خودش را محروم سازد. مثل علم به اوصاف و صفات و افعال انسان ها و بعضی از جانداران و بعضی از گیاهان و بعضی از حوادث و وقایعی که در فضای زندگی انسان ها قرار دارند و زندگی انسان ها ارتباطی با آن اشیاء و صفات آن ها پیدا می کند.
اتحاد قرآن کریم و عترت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)
این مطلب موردبحث ارتباطی و شباهتی دارد با کلام مشهور نقل شده از رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- درباره قرآن کریم و عترت طاهره – سللم الله علیهم- بطوری که آن حضرت فرمود:
«إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي ما إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بهما لَنْ تَضلُّوا أبَداً و إنّهما لَنْ يَفْتَرِقا حَتى يَرِدا عَلَيَّ الحَوْضَ»(۱) یعنی: من در بین شما دو امانت و یادگاری گرانبها باقی می گذارم یکی کتاب خدا و دیگری اهل بیت خودم و تا وقتی به آن دو تمسک می جویید هرگز گمراه نخواهید شد، و آن دو هرگز از یکدیگر جدا نمی شوند، تا در کنار حوض [کوثر] کنار من بیایند.
در این کلام شریف نوعی اتحاد بین کتاب خدا و اهل بیت رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- مورد اشاره قرار گرفته و از آن بر می اید که بین کتاب خدا و اهل بیت عصمت و طهارت -علیهم السلام- یعنی: صاحبان مقام عصمت و امامت، نوعی اتحاد برقرار است و آن اتحاد دائمی است و هرگز از بین نخواهد رفت. چون آن شخصیت های قدسی و معلمان آسمانی هم در مقامی مثل رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- و نزدیک به آن قرار دارند و تمایلات و فضائل وارد شده در روح شریف رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- در روح متعالی آن ها هم وارد شده و صورت استقرار یافته است، اگرچه از ناحیه آموزش های خاص رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- و آن آموزش ها هم ارتباطی با عالم وحی دارند، آن نوع از وحی که به رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- می رسید.
در سیره شریف امام امیرالمؤمنین علی -علیه السلام- نقل شده است که وقتی یکی از مخالفان آن حضرت با شمشیر خود ضربتی به سر او زد در حالی که امام -علیه السلام- در نماز بود، همان ضربتی که منتهی به شهادت آن وجود مبارک شد، افرادی ضارب امام -علیه السلام- را بازداشت کردند و او در خانه امام -علیه السلام- محبوس شد، آن حضرت به وصی و جانشین و فرزند خود، امام حسن مجتبی -علیه السلام- سفارش فرمود که با او یعنی قاتل امام -علیه السلام- خوش رفتاری نمایند و او را نترسانند.
آن مهربانی شگفت انگیز که از امام -علیه السلام- صادر شده از نوع مهربانی و رأفت عادی نبود که در انسان های مهربان وجود دارد، بلکه نوعی از رأفت و رحمت بود که با روح شریف امام -علیه السلام- اتحاد پیدا کرده بود! اتحاد غیر عادی و فوق عادی و از همان نوعی که در قلب شریف رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- از ناحیه وحی خداوند، توسط بزرگ ترین ملک از ملائکه او وارد شده بود و با آن روح شریف اتحادی پیدا کرده بود.
در سیره شریف رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- نقل شده است که وقتی او در شهر مکه دعوت به دین توحیدی را شروع کرده بود، مزاحمت های مشرکان و مخالفان دین خدا هم علیه او شروع شده بود. در آن وضعیت یک جوان یهودی در پشت بام خانه خود می ایستاد و زمانی که رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- از کوچه نزدیک خانه آن جوان عبور می کرد، او از پشت بام خانه خود خاکستر گرم روی سر آن حضرت می ریخت و به آن صورت مزاحم او می شد.
یک زمان و چند روز مزاحمت او قطع شد، رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- از کسانی که در آن محل حضور داشتند، سؤال کرد که چند روزی است خبری از آن جوان نیست، یعنی حال او را از همسایه ها سؤال کرد. به او گفته شد که آن جوان چند روزی است مریض و بستری شده است! آن حضرت فرمود که لازم است از او عیادتی به عمل آورد و در خانه او حضور یافت جهت عیادت از او که مبتلا به بیماری شده بود. آن جوان و افراد خانواده اش بالخصوص مادر او از آن بزرگواری و کرامت اخلاقی رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- شگفت زده و شرمنده شدند و شدیداً تحت تأثیر قرار گرفتند.
این نوع رفتار کار دیگر انسان ها نیست، حتی انسان های کریم و بزرگوار و صاحبان اخلاق حسنه جز انسانی که ذات قدوس الله -سبحانه و تعالی- بطور مستقیم فضائل اخلاقی و کرامت های انسانی را از طریق نوع خاصی از وحی به او عطا فرموده است.
فضائل اخلاقی و رفتارهای کریمانه رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- خیلی بیشتر از آن است که در یک مقاله یا یک یا چند جلد کتاب بشود آن ها را جمع آوری کرد. حتی آن مقداری از فضائل آن وجود مبارک قدسی را که در منابع تاریخی و حدیثی ذکر شده است. با وجود ممنوعیت نوشتن سخنان آن حضرت از طرف حکومت های بعد از رحلت او و از بین رفتن مقدار زیادی از آن سخنان. اما لازم بود جهت اثبات موضوع موردبحث یعنی آموزش و تربیت رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- از طرف ذات قدوس الله -سبحانه و تعالی- توسط عظیم ترین ملک از ملائکه او و توضیح بیشتر موضوع موردبحث به مواردی از آن «خُلق عظیم» اشاره ای شود.
در این نوشتار متذکر مراتبی از رحمت خداوند بر بندگان شدیم و لازم است به تذکر است که آموزش و پرورش وجود مبارک رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- برای هدایت انسان ها و نجات آن ها از چاه های شرک و کفر مرتبه ای متعالی از انتشار رحمت خداوند در فضای زندگی عموم انسان ها است در مراتبی متناسب یا ظرفیت فکری و علمی انسان ها.
یعنی خدای سبحان از ناحیه آن نوع آموزش اختصاصی ظرفیتی در روح شریف پیامبر گرامی خود پدید آورده که آن وجود مبارک قدسی قدرت انتقال مراتبی از رحمت او را برای عالمیان دارد. اما رحمت بی پایان خداوند به صورت ها و اشکال مختلف و در مجاری معینی جریان می یابد و ما قبلاً در بعضی از مقالات وارد بحثی در این زمینه شدیم، بحثی تحت عنوان «مجاری رحمت خداوند» و در آن بحث استناد و استشهادی شد به آیه کریمه ای از قرآن مجید و آن آیه کریمه در همین نوشتار هم مورد تذکر قرار گرفت(سوره اعراف آیه۱۵۶)
در آن مباحث متذکر شدیم که رحمت خدای سبحان اگرچه بسیار گسترده و فراوان است و به همه چیز وسعت یافته، اما در عین حال آن رحمت وسیع فراوان و بی پایان در مجاری معینی جریان می یابد و انسان لازم است برای دریافت آن سراغ آن مجاری معین برود. بطوری که خدای سبحان در کتاب خود بعد از ذکر اصل موضوع وسعت آن رحمت بی انتها، و در ادامه کلام خود فرمود:
«فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُمْ بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ»(الاعراف آیه۱۵۶) یعنی: پس مقرر خواهم کرد آن [رحمت واسعه] را برای کسانی که تقوا می ورزند و زکات می پردازند و آنان که به آیات ما ایمان می آورند.
قابل توجه و تذکر است که در همین آیه کریمه هم تقوا و هم پرداخت زکات و هم ایمان، با واژه های «مضارع» ذکر شده (يَتَّقُونَ – وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ – يُؤْمِنُونَ) یعنی التزام به تقوا و پرداخت زکات و ایمان به آیات خدای سبحان، در بندگان او، لازم است صورت استمراری داشته باشد. و اینکه این سه پدیده چه مجموعاً و چه تک تک آن ها، از مجاری رحمت واسعه خداوند می باشند.
در آیه کریمه دیگری که مشتمل بر توصیفاتی از رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- از طرف ذات قدوس الله -عزّوجلّ می باشد، موضوع بهره مندی انسان ها از آن مجرای رحمت بی پایان یعنی وجود مبارک رسول خدا -صلی الله علیه و آله و سلم- و قلب شریف او با تفصیلی ذکر شده است و ما آن آیه کریمه را همراه با شرح و توضیحاتی در مقاله بعدی ذکر خواهیم نمود. ان شاء الله تعالی.
الیاس کلانتری
پاورقی:
۱- این روایت شریف در مقالات قبلی