کلام ایام تاریخی-۶۸۹، عطایای عظیم خدای سبحان به عالم انسانها در ایام ماه ربیع الاول

*بخش چهارم*
*بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم*
*کلیات*
- رحمت خداوند در اصل بی انتها و بی پایان است
- اگرچه رحمت خداوند بی پایان است، اما همان رحمت بی پایان در مجاری معینی جریان می یابد.
- انسان برای دریافت مراتب برتر رحمت خداوند، لازم است سراغ مجاری رحمت او برود.
- مراتبی از رحمت خداوند بدون دخالت خود انسان به او می رسد.
- کسب و دریافت مراتبی از رحمت خداوند، به افعال انسان ارتباط می یابد.
- برای جلوگیری از محرومیت از رحمت خداوند چه کاری لازم است انجام بگیرد؟
- مثال هایی برای استفاده بیشتر از نعمت ها و رحمت پروردگار عالمیان
- چگونه می شود میزان بهره مندی از رحمت خداوند تغییر یابد؟
- نیاز مستمر انسان به تحقیقات در عرصه علم پزشکی
- ارتباط استفاده از علوم پزشکی و دستورات پزشکان با رفتن به سوی مجاری رحمت خداوند
- قوای قرار گرفته در وجود انسان از ناحیه خلقت
- حکمت احساس گرسنگی و تشنگی در وجود انسان
- تمایلات جسمانی در جانداران و تفاوت آن ها با زندگی انسان
- لذت های توهمی و لذت های حقیقی
- عوامل اصلی دردها و رنج ها در زندگی انسان
* * * * * * * * * * * * *
در شماره قبلی از این سلسله مقالات اوصافی از رسول خدا حضرت محمد -صلی الله علیه و آله و سلم- ذکر شد و محور آن مباحث موضوع آموزش و تربیت اختصاصی آن وجود مبارک قدسی از طرف ذات قدوس «الله» -عزّوجلّ- بود، توسط اعظم ملائکه او. در آن کلام متذکر شدیم که رحمت خدای سبحان بی انتها و بی پایان است، اما همان رحمت بی پایان در مجاری معینی جریان دارد و لازم است انسان ها جهت بهره مندی از بعضی مراتب آن رحمت در کنار و مسیر آن جریانات و آن مجاری قرار بگیرند یا سراغ آن ها بروند، اگرچه بعضی مراتب آن رحمت واسعه هم بدون دخالت انسان ها به آن ها می رسد. مثل اصل وجود و حیات انسان ها و اعضاء بدن آن ها و بعضی از صفات انسانی که بدون دخالت خود انسان ها به آن ها عطا می شود و آن عطا یا بدون دخالت آن ها بطور مستمر در اختیار آن ها قرار می گیرد. مثل خورشید و نور و حرارت آن و اعضاء بدن انسان مثل چشم و گوش و دست و پا و امثال آن ها و مثل آب باران و خاصیت روئیدن نباتات و رشد آن ها و تبدیل مقداری آب و خاک به گیاهان و مواد غذایی که انسان ها نیاز اجتناب ناپذیری به آن ها دارند.
حال در ادامه آن بحث و تکمیل آن، عرض می کنیم بعضی از عطایای پروردگار عالمیان به انسان ها از طرق مختلف و به کار بستن روش های مختلفی حاصل می شود. در مقابل آن نوع نعمت ها و عطایایی که بدون دخالت خود انسان در اختیار او قرار می گیرد. بنابراین لازم است انسان برای بدست آوردن آن نوع از نعمت ها از علوم و فنونی بهره مند شود یعنی علومی را یاد بگیرد و إلا از بعضی مراتب رحمت خداوند بی بهره خواهد ماند. جهت روشن شدن بیشتر این موضوع چند مثال ذکر می کنیم:
مثال یکم: در منظومه شمسی که کره زمین بخشی از آن مجموعه را تشکیل می دهد جرم آسمانی بسیار عظیمی به نام خورشید وجود دارد از آن جرم عظیم که حجم آن یک میلیون و چند صد هزار برابر کره زمین است نور و حرارت بسیار زیادی منتشر می شود.(۱)
مقداری از این نور و حرارت بدون دخالت انسان ها و بدون فعالیتی از آن ها، زندگی عادی و عمومی آن ها را تأمین می کند. قطعاً بدون حرارت و نور خورشید امکان حیات برای انسان ها وجود نخواهد داشت. یعنی هم اصل حیات انسان ها در روی زمین نیازمند خورشید است و هم حیات جانداران و گیاهان از ناحیه نور و حرارت خورشید به وجود می آید، هم میزان حرارتی که از تابش آفتاب حاصل می شود و انسان برای زنده ماندن به آن حرارت نیازمند است.
اما انسان ها می توانند میزان بهره مندی از خورشید را افزایش دهند و مراحل و مراتب آن بهره مندی را بالاتر ببرند. بعنوان مثال انسان ها می توانند در زمین های زراعی و یا حتی در حیاط خانه خود درختان و گیاهانی بکارند و از محصول آن نوع زراعت سبزی ها و میوه هایی بدست آورند و یا در سدهایی که می سازند و آب ها را در آن ها ذخیره می کنند، فواید دیگری از آن آب های ذخیره شده ببرند، مثل بدست آوردن انرژی برق از سدها یا پرورش ماهی و امثال آنها. باز بعنوان مثال انسان ها توانسته اند از به وجود آمدن جریان الکتریکی در اثر تابش نور خورشید که اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم مورد توجه قرار گرفت و در اواسط قرن بیستم به شکل کاربردی درآمد، انرژی الکتریکی قابل توجهی بدست آوردند، که در زمان ما حاصل و امکان پذیر شده است.
مثال دوم: انسان در طول دوره حیات دنیوی خود گاهی مبتلا به بعضی از بیماری ها می شود، یا در اثر برخورد با بعضی از اشیاء زخم هایی در بدن او وارد می شود. بعضی از بیماری ها مثل سرماخوردگی و سردرد و پیدایش درد در اعضاء بدن و قسمت هایی از آن، بدون معالجه و به تدریج و در اثر گذشت ساعات و روزها از بین می روند و بهبودی حاصل می شود. مثل زخم های سطحی که در پوست بدن به وجود آمده التیام پیدا می کند. اما اغلب بیماری ها از طریق معالجه اطباء و به کار بردن اعمالی و مصرف کردن داروهایی از بین می روند. یعنی انسان جهت حصول صحت بدن و از بین رفتن بیماری و قطع درد و بطورکلی از بین رفتن آثار بیماری احتیاج به علم طب و تجربیات پزشکان دارد. و اگر بیماران سراغ پزشکان نروند و دستورات طبی آن ها را به کار نبرند و از داروها استفاده نکنند، دچار عوارض دردآور و ضایعات بدنی و روحی خواهند شد و بعضی ها در اثر اهمال در این زمینه امکان دارد سلامت و آسایش خود را از دست بدهند و حتی علاوه بر آسایش و آرامش، امکان دارد حیات خود را هم از دست بدهند و در سنین پایین تر از عمر خود از دنیا بروند.
پس انسان ها احتیاج مستمری به پزشکان و تجربیات و علوم طبی آن ها و خواص داروها و شناسایی آن خواص دارند. همچنین هر چه علم پزشکی بیشتر گسترش یابد و پیشرفت کند، انسان ها از ناحیه کشفیات دانشمندان آن علم به آسایش بیشتری می رسند. امروزه نسبت به زمان های گذشته علل و عوامل ابتلاء به بعضی بیماری ها کشف شده و همچنین خواص طبی بعضی از گیاهان شناخته شده و خیلی از بیماران از ناحیه این نوع تحول در عالم طب بدنی صحت و آرامش خود را به راحتی بدست می آورند، درحالی که قبل از بعضی تحولات علمی در این زمینه مبتلایان به بعضی از بیماری ها تا آخر عمر خود از ناحیه ابتلاء به آن ها با درد و رنج و مشقت زندگی می کردند و یا حیات خود را از دست می دادند و می مردند.
موضوع ابتلاء به بیماری ها و بدست آوردن صحت و سلامت و شفا یافتن از ناحیه علوم و تجربیات پزشکان و مصرف داروها و خواص گیاهان دارویی هم به موضوع «مجاری رحمت خداوند» ارتباط دارد. زندگی با روشی که در آموزش های وحیانی به انسان ها آموزش داده شده، مثل رعایت اصول بهداشتی بدن انسان و زمان غذا خوردن و اکتفاء به میزان غذای موردنیاز بدن و خودداری از مصرف غذای زیاد و رعایت فاصله مناسب بین وعده های خوردن غذا و امثال آن ها و نحوه استفاده از داروها در صورت ابتلاء به بیماری ها هم از این نوع ارتباط است.
مثال سوم: در وجود انسان ها قوائی از ناحیه خلقت قرار داده شده «مثل قوه حس» و «قوه عقل» وجود قوای اصلی روح انسان و فروعات آن ها برای برقراری حیات انسان و ادامه حیات او ضروری است. «قوه حس» انسان را به خوردن مواد غذایی و نوشیدن آب و امثال آن ها وادار می کند. خدای سبحان در وجود انسان تمایلی نسبت به غذاها و نوشیدنی ها قرار داده است. و انسان ها بطور طبیعی و عادی از خوردن مواد غذایی و نوشیدن آب و مایعات دیگر لذتی احساس می کنند و آن نوع لذت در بعضی شرایط مثل فاصله زیاد بین وعده های غذا خوردن و نوشیدن آب، شدیدتر می شود. اگر آن نوع احساس لذت در وجود انسان نبود و انسان از جهت طبیعی و جبر تکوینی به خوردن غذا و نوشیدن مایعات وادار نمی شد. ای بسا بعد از مدتی در اثر نرسیدن مواد غذایی به بدن او دچار آسیب ها می شد و در اثر ضعف ناشی از آن وضعیت حیات خود را از دست می داد.
احساس گرسنگی و تشنگی در انسان و تمایل به غذا و آب و لذت بردن از آن ها از الطاف عظیم پروردگار عالمیان به انسان ها است و از عوامل اصلی ادامه حیات جانداری در او می باشد.
اما دریافت غذا و آب و ملذّات جسمانی در انسان هدف و مقصد زندگی او نیست، بلکه آن ها وسیله حیات جسمانی و ادامه آن نوع از حیات هستند، و لذتی هم که در وجود انسان نسبت به آن اشیاء وجود دارد، ناشی از حکمت و رحمت و اقتضای «ربوبیت الله» -عزّوجلّ- می باشد نه هدف آفرینش او.
حیات جانداری در انسان وسیله و مقدمه رسیدن به زندگی متعالی انسانی است نه هدف اصلی از خلقت او. این نوع حیات را تمامی جانداران در عالم دنیا دارند و به تنهایی آن نوع حیات فضیلتی محسوب نمی شود. و انسان بدون ورود در عالم حیات مخصوص نسبت به سایر جانداران فضیلتی ندارد.
این نوع حیات در جانداران دیگر غیر از انسان انتهای سیر تکاملی آن هاست و هدف از خلقت آن ها در این نوع حیات رسیدن به کمالات جسمانی است، لذا مراحل تکاملی جانداران -غیر از انسان- با سرعت زیاد نسبت به انسان طی می شود، بطوری که بعضی از جانداران در عرض یک یا چند سال اندک و حتی بعضی از آن ها در عرض چند ماه به بالاترین مراتب تکاملی خود می رسند و ما قبلاً در بعضی از مقالات عرض کردیم که بچه یک گوسفند و یک آهو و بعضی از امثال آن ها یکسال یا دوسال بعد از تولد به مرحله کمال می رسند. در حالی که آن مرحله از تکامل جسمانی در انسان در ده و پانزده سال تحقق می یابد.
اما در انسان تکامل جسمانی مقدمه ورود به فضای حیات متعالی دیگری به نام «حیات انسانی» یا «حیات طیبه» و یا «حیات معقول» است. تحولات جسمانی انسان همراه با تحولات عقلانی اوست، و این نوع تحول احتیاج به زمان مناسبی دارد و حقیقتی علاوه بر تحول صِرف جانداری دارد.
انسان اگر در فضای آموزش وحیانی قرار نگیرد امکان خروج از عالم محسوسات را پیدا نخواهد کرد و در همین عالم محبوس خواهد ماند چون تمام قوای روحی او در رسیدن به لذت های جسمانی مصرف خواهد شد. مثل اینکه یک کودک خردسال تمامی قوای جسمی و روحی خود را جهت بدست آوردن و خوردن مقداری از شیرینی جات و اشیائی شبیه آن ها و از انواعی مثل آن ها صرف می کند و هیچ کاری با ضررهای ناشی از خوردن آن اشیاء مثل بعضی از بیماری ها و دندان درد و اعتیاد به بعضی اشیاء زیان آور ندارد، اگرچه او در سنین فعالیت عقلی صدها و هزاران برابر آن لذت اعتیادی و توهمی بخاطر از دست دادن یک یا چند دندان سالم دائمی، رنج خواهد برد و اندوهگین خواهد شد و از اهمال خود در حفظ سلامت بدن و بعضی از اعضاء و اجزاء آن پشیمان خواهد گشت.
یا فرضاً یک انسان که به نوشیدن چای داغ عادت کرده اگر مبتلا به سرطان مری شد، پشیمانی شدید او از آن رفتار هزاران برابر آن لذتی خواهد بود که از نوشیدن چای داغ احساس می کرد، لذتی که اصل آن هم توهمی بوده، چون نوشیدن چای داغ هیچ گونه لذت حقیقی ندارد. و آن پشیمانی هم وقتی بشنود که در تحقیقات پزشکی روشن شده است که غذا و چای داغ در عده زیادی از انسان ها سبب ابتلاء به سرطان مری شده است بیشتر و بیشتر خواهد بود.
مثال چهارم: انسان ها در عالم دنیا که به منزله جاده حیات حقیقی است دچار مشکلات زیادی می شوند. این مشکلات گاهی و در بعضی از شرایط زندگی و در بعضی از جوامع انسانی شدت و وسعت زیادی دارد. اما ابتلاء به مشکلات و مشقت ها مثل فقر و نا امنی و محرومیت از آسایش و رفاه از لوازم زندگی انسان ها نیستند و انسان ها در اصل و بطور عادی و طبیعی مجبور به زندگی مشقت آور توأم با درد و رنج نیست و در نظام زندگی حقیقی مشقت ها و سختی ها و محرومیت ها قابل اصلاح و برطرف شدن است.
اما تغییرات و تحولات اساسی در زندگی احتیاج به علمی و رفتارهایی دارد که حصول و تحقق آن ها امکان پذیر است. قابل توجه است -بطوری که قبلاً توضیح داده شد، منشأ فساد در فضای زندگی انسان ها- اعمال انسان ها است و این مطلب در قرآن کریم مورد تصریح قرار گرفته است.
یکی از مشکلات زندگی انسان ها بالخصوص در زمان حاضر نوعی احساس یکنواختی و عدم تمایل به اصل حیات و ادامه آن در عده ای از انسان ها است منظور این است که عده ای از انسان ها از زندگی خود لذتی نمی برند و اشتیاقی در آن ها برای ادامه این نوع حیات عادی و روزمره مشاهده نمی شود. در حالی که حیات انسانی حقیقی و قرار گرفتن انسان در عرصه آن نوع زندگی، زیباترین پدیده خلقت خداوند است و لذت بردن از اصل حیات و لوازم و ابزارهای آن و استمرار آن لذت امکان پذیر است.
تمایلات قلبی و روحی در وجود انسان نسبت به بعضی از اشیاء و پدیده های عالم را خدای سبحان آفریده است و زیبایی و جاذبه های اشیاء هم از طرف خداوند و صفات و افعال اوست. و خدای سبحان برای هر کاری قدرت دارد و آن ذات قدوس بطور مکرر در کتاب آسمانی فرموده است که او بر هر کاری قادر است. بعنوان مثال:
- «إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» (البقره آیه۲۰)
- «أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» (البقره آیه۱۰۶)
- «بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» (آل عمران آیه۲۶)
- «وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» (آل عمران آیه۱۸۹)
- «وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» (المائده آیه۱۷)
در آیات فوق الذکر و ده ها آیه دیگر در قرآن کریم این موضوع مورد تصریح قرار گرفته است که خدای سبحان بر هر کاری قادر است و این مطلب برای تمام اهل تعقل و تفکر روشن است و مسلّم و یقینی.
قابل تذکر است که جمال و زیبایی اشیاء و مخلوقات خدای سبحان برای اهل تعقل و تفکر و صاحبان عقل سلیم آشکار و قابل مشاهده است و این قبیل از انسان ها آن جمال اعطائی ذات قدوس «الله» را در اشیاء مشاهده می کنند و به آن ایمان می آورند و از برقراری نظام حاکم بر عالم از طرف خداوند بطور مستمر لذت می برند، لذتی که هرگز قطع نمی شود و از بین رفتنی نیست.
در نظر اهل تفکر و تعقل و صاحبان ادراکات سالم و اهل قلب سلیم، نظام خلقت زیباست، اعم از زیبایی ظاهری و فیزیکی و قابل رؤیت حسی و یا زیبایی عقلی و روحی و حکیمانه. و عده ای از انسان ها هم زیبایی صفات و افعال خدای سبحان و مخلوقات او را در روح خود دریافت می کنند.
اما در نظام زندگی دنیوی بعضی از پدیده ها از جمله قوای ادراکی انسان ها آسیب پذیر هستند و دارایی های معنوی و باطنی انسان ها امکان دارد مورد سرقت قرار بگیرد و در آن صورت گروه هایی از انسان ها از مشاهده زیبایی های نظام خلقت و از تجلی جمال پروردگار عالمیان در اشیاء و پدیده ها محروم خواهند شد، و این نوع محرومیت یا موقتی و قابل جبران خواهد بود و یا دائمی و غیرقابل اصلاح و جبران.
حاصل قسمت آخر بحث اینکه خدای سبحان بر هر کاری قادر است، پس طبعاً او قادر است برای آفریدن زیباترین اشیاء و همچنین قادر است در قلوب انسان ها تمایل و کشش زیادی نسبت به انواعی از اشیاء به وجود آورد. إلا اینکه زیبایی در بعضی از اشیاء و مخلوقات بصورت ظاهری و آشکار است و در بعضی دیگر ظهور و دریافت آن احتیاج به تعقل و تدبر دارد.
خدای قادر بر همه چیز هم اشیایی آفریده است که زیبایی حسی و ظاهری هم در آن ها قرار دارد مثل انسان زیبا و پرنده زیبا و درخت و گل زیبا! و هم اشیایی که زیبایی عقلی و روحی و معنوی دارند مثل محبت و غیرت و عفت و وفاداری و شجاعت و صداقت و نوعدوستی و امثال آن ها.
گاهی در وجود انسان ها و روح آن ها اختلالاتی روی می دهد و قوای روحی آن ها دچار آسیب هایی می شود و قوای ادراکی آن ها در بعضی از جهات زندگی و نسبت به بعضی از اشیاء و پدیده ها قدرت کامل خود را از دست می دهد. در آن صورت آن روح آسیب دیده نخواهد توانست ارزش ها و کمالات و زیبایی های بعضی از اشیاء را دریافت کند، پس لازم است انسان با نوعی علم و ادراک مصون از اختلال و آسیب ناپذیر هم آشنا شوند.
این بحث در این نوشتار به پایان نرسیده و در شماره بعدی ادامه خواهد یافت. ان شاء الله تعالی.
الیاس کلانتری
پاورقی:
۱- عده ای از فیزیک دانان معتقدند که حجم خورشید حدود یک میلیون و سیصد هزار برابر حجم زمین است.