تجلّی آیات قرآن در سیره عملی امام باقر (ع)

wallpaper_800in600_377بسم الله الرحمن الرحیم

در این نوشته جلوه هائی از ارتباط سیره شریف امام پنجم حضرت محمد بن علی بن الحسین با کلام خدا، قرآن مجید مورد بررسی فشرده ای قرار خواهد گرفت. بین القاب آن بزرگوار مشهور تر از همه «باقر العلوم» است، بطوریکه آن حضرت با این لقب شناخته می شود.(۱) این لقب شریف به صورت «باقر العلم» و «باقر العلم بعد النبی» و «باقر علم الانبیاء» و « باقر علم الدین» و به طور مخفف «الباقر» و امثال آن ها گفته شده است.

اهمیت موضوع وقتی بیشتر می شود که بدانیم وجود مبارک رسول اکرم (ص) این لقب را به او عطا فرموده است! یعنی آن حضرت قبل از تولدش به این لقب شریف از ناحیه جد بزرگوارش ملقب و معرفی شده است.(۲)

جهت روشن شدن ارتباط لقب شریف امام باقر (ع) با عنوان و موضوع مقاله ابتدا به ذکر چند حدیث می پردازیم:

۱-روی میمون القداح عن جعفر بن محمد عن ابیه علیهما السلام قال:

دخلت علی جابر بن عبدالله الانصاری رضی الله عنه، فسلمت علیه فردّ علیّ السلام، ثمّ قال لی من انت؟ و ذلک بعد ما کف بصره فقلت: محمد بن علی بن الحسین (ع) فقال یا بنی ادن منّی فدنوت منه فقبّل یدی، ثمّ أهوی الی رجلی یقبّلها فتنحیت عنه، ثم قالی: ان رسول الله صلی الله علیه و آله یقرأک السلام فقلت: علی رسول الله السلام و رحمة الله و برکاته و کیف ذلک یا جابر؟ فقال:کنت معه ذات یوم فقال لی: یا جابر لعلّک تبقی حتی تلقی رجلاً من ولدی یقال له محمد بن علی بن الحسین (ع)، یهب الله له النور والحکمة فاقرأه منّی السلام (۳) از امام جعفر صادق از پدر بزرگوارش نقل شده که فرمود: وارد شدم بر جابر بن عبدالله انصاری، رضی الله عنه، پس بر او سلام کردم و او جواب سلام داد، سپس به من گفت تو کیستی- و این جریان بعد از آن بود که جابر نابینا شده بود- من گفتم: محمد بن علی بن الحسین (ع) هستم. جابر گفت پسر جان پیش بیا، من نزدیکش رفتم و دست مرا بوسید، و خم شد که پای مرا ببوسد، من کنار کشیدم (مانع از این کار شدم) سپس به من گفت: رسول خدا (ص) به تو سلام فرستاده، گفتم سلام و رحمت خداوند و برکاتش بر رسول خدا (ص) باد، و چگونه بود این جریان؟ او گفت: روزی در محضر آن حضرت بودم، به من فرمود، ای جابر امید است تو زنده بمانی تا مردی از فرزندان مرا در یابی (و با او ملاقات کنی) که نامش محمدبن علی بن الحسین است! که خداوند به او نور و حکمت عطا خواهد کرد، پس سلام مرا به او برسان)

۲-روی عن جابر بن عبدالله فی حدیث مجرّد انه قال: قال لی رسول الله صلی الله علیه و آله: یوشک ان تبقی حتّی تلقی ولداً لی من الحسین (علیه السلام) یقال له محمد: یبقر علم الدین بقراً فاذا لقیته فاقرئه منّی السلام (۴) (از جابر بن عبدالله انصاری در حدیثی جداگانه نقل شده که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود: نزدیک است که تو زنده باشی تا یکی از فرزندان مرا از نسل حسین (علیه السلام) ملاقات کنی که نامش محمد است که او علم دین را می شکافد، وقتی او را ملاقات کردی سلام مرا به او برسان.

۳-عن ابی عبدالله عن آبائه علیهم السلام قال رسول الله صلی الله علیه و آله «… . و هو کتاب فیه تفصیل و بیان و تحصیل و هو الفصل لیس بالهزل و له ظهر و بطن فظاهر حکم و باطنه علم، ظاهره انیق و باطنه عمیق، له نجوم و علی نجومه نجوم لا تحصی عجائبه و لا تبلی غرائبه (۵) رسول خدا صلی الله علیه و آله در مورد قرآن فرمود: کتابی است که در آن است تفصیل و بیان و تحصیل و آن است فصل (جدا کننده) و آن هزل (بی فایده و لعب) نیست. دارای ظاهری است و باطنی، ظاهرش حکم و باطنش علم، ظاهرش زیبا و باطنش عمیق است، ستارگانی دارد و ستارگانش هم ستارگانی دارد.

۴-امیر المؤمنین علی علیه السلام در یکی از خطبه های خود در مورد قرآن فرمود:

«ثم انزل علیه الکتاب نوراً لا تطفأ مصابیحه، و سراجاً لا یخبو توقدّه، و بحراً لا یدرک قعره …» (6) (سپس خداوند کتاب را بر او یعنی رسول گرامیش فرستاد، نوری که چراغ های آن خاموش نشود و کانون نوری که شعله هایش فرو ننشیند و دریائی که به ژرفای آن نتوان رسید)

۵-قال الصادق علیه السلام: «کتاب الله عزوجل علی اربعة اشیاء، علی العبارة و الاشارة واللطائف و الحقایق،فالعبارة للعوامّ و الاشارة للخواص و اللطائف للاولیاء والحقائق للانبیاء (۷). (امام صادق علیه السلام فرمود: کتاب خدا در چهار وجه قرار دارد، بر عبارت و اشاره و لطائف و حقایق، عبارات برای عامّه مردم و اشارات برای خواص و لطائف برای اولیاء و حقایق برای پیامبران است).

در حدیث اول اشاره ای شده به این که خداوند به امام باقر (ع) نور و حکمت عطا می کند و در حدیث دوم ذکر شده است که آن حضرت علم دین را به صورتی می شکافد، و در احادیث بعدی اشاره شده است به این که قرآن مجید مشتمل بر علوم بی پایانی است، به طوری که شگفتی ها و معانی تازه آن هرگز به پایان نخواهد رسید.

این موضوع معانی بی پایان در کلام های ذوات مقدسه معصومین (ع) به طور مکرر ذکر شده است، و در این مقاله جهت اثبات موضوع بحث به ذکر این چند نمونه اکتفا شد. اما شرح موضوع مورد بحث این است که قرآن کریم مشتمل بر علوم و معارف و معانی بی پایانی است. اما این معانی بی پایان در قالب الفاظ محدودی قرار گرفته است. پس طبعاً باید یک نظام و اسلوب ترکیبی خاصی در آن به کار رفته باشد. از جهت دیگر مخاطبان این کتاب تمامی انسان ها هستند، انسان هائی در زمان ها و شرایط فرهنگی و فکری متفاوت و در سطوح علمی و استعدادی گوناگون و با نیازهای علمی مختلف و غیر هم سطح! پس باید این کتاب دارای معانی و معارفی در سطوح متفاوت باشد.یعنی معانی و معارف ملحوظ در آن در لایه های متعدّدی روی هم قرار گرفته باشد، لایه ای متناسب با ادراک و استعداد عامه ی مردم و لایه ای برای دانشمندان و لایه ای برای دانشمندان متعمّق و ژرف نگر به همین صورت برای صاحبان موقعیت های خاص علمی، سطوح دیگری از علوم و معارف و معانی.

امام باقر علیه السلام در یک موقعیت اجتماعی و زمانی مناسب برای شکافتن این پوشش ها و پرده های در بر دارنده معانی عمیق کتاب قرآن قرار داشت و به این کار اقدام کرد و معانی عمیق فوق سطحی را از این دریای علوم به صورت جواهرات گرانبهائی استخراج کرد.

در آیات قرآن کریم هم با بیانات خاصّی به این حقیقت- که قرآن حقیقتی ذو مراتب است- اشاراتی شده و پیروان قرآن به تدبّر و تحقیق در آن توصیه شده اند. به عنوان نمونه:

« إِنَّهُ لَقُرْءَانٌ کَرِيمٌ (۷۷) فِي کِتَابٍ مَّکْنُونٍ (۷۸) لَّا يَمَسُّهُ إِلَّا ﭐلْمُطَهَّرُونَ (۷۹) تَنزِيلٌ مِّن رَّبِّ ﭐلْعَالَمِينَ (۸۰)» (سوره واقعه آیات ۷۷- ۸۰) در این آیات اشاره شده به این که قرآن کریم دارای مقام رفیعی است و در کتابی مکنون یعنی پوشیده قرار دارد و آن مقام از حد افهام عادی انسان ها بالاتر است، به طوری که جز عده ای از انسان ها که همان «مطهرون» هستند به آن مقام قرآن راهی ندارند. مطهرون هم طبق مدلول روایات متعدّدی که از وجود مبارک رسول اکرم (ص) رسیده، ذوات مقدسه معصومین علیهم السلام می باشند.

در مورد دیگری خداوند می فرماید:

«هُوَ ﭐلَّذِي بَعَثَ فِي ﭐلْأُمِّيِّينَ رَسُولاًَ مِّنْهُمْ يَتْلُواْ عَلَيْهِمْ ءَايَاتِهِ وَيُزَکِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ ﭐلْکِتَابَ وَﭐلْحِکْمَةَ» (سوره جمعه آیه ۲) در این آیه چهار نوع فعالیّت برای رسول اکرم (ص) ذکر شده است و آن ها عبارتند از:

۱-تلاوت (پی در پی خواندن) آیات قرآن برای مردم

۲-تزکیه آن ها

۳-تعلیم کتاب به آن ها

۴-تعلیم حکمت به آن ها

طبعاً تعلیم کتاب به مردم غیر از تعلیم حکمت است، همچنان که تعلیم کتاب و حکمت غیر از تلاوت آیات قرآن و یاد دادن الفاظ آن ها می باشد. چون آموزش الفاظ آیات را در عبارت «یتلوا علیهم آیاته» مستقلاً بیان فرموده است، به جهت این که یاد دادن الفاظ آیات برای یک عرب زبان صرفاً با تلاوت آن ها محقق می شود.

توضیح بیشتر این که اگر چه معارف قرآن مجید برای عموم انسان ها است، چه در زمان نزول و چه در زمان های بعدی و این مطلب از آیه بعدی و آیات متعدّدی از قرآن روشن می شود، اما در این آیه مخاطبان اولیه قرآن یعنی مردم شهر مکه و یا عرب معاصر پیامبر اکرم (ص) مورد نظر می باشند، به طوری که در بخش اول آیه فرمود: «هو الذی بعث فی الامین رسولا منهم»

یعنی با یاد دادن الفاظ آیات برای عرب زبانان بخشی از معانی ظاهری و لفظی آن ها روشن می شود و این کار با تلاوت آیات انجام می گیرد، اما سطح دیگری از معانی که به آن ها در این آیه «کتاب» گفته شده، توسط رسول اکرم (ص) انجام می گیرد، و سطح دیگری هم از معانی در آیات قرآن وجود دارد که به آن ها «حکمت» گفته شده، این سطح از معانی هم قابل درک و فهم عده ای از مؤمنان است، باز توسط رسول اکرم (ص) مورد تعلیم قرار می گیرد.

قابل ذکر است که در آیه مورد بحث «کتاب» به معنای قرآن کریم نیست، بلکه مراد از آن نوعی از معانی قرآن است. و این مطلب از این نظر شبیه به مطلبی است که در آیات اول سوره «بیّنه» آمده است، به طوری که می فرماید:

« رَسُولٌ مِّنَ ﭐللَّهِ يَتْلُواْ صُحُفاً مُّطَهَّرَةً (۲) فِيهَا کُتُبٌ قَيِّمَةٌ (۳)» (سوره بیّنه آیات ۲-۳)

در این آیات مراد از «صحف مطهرة» آیات قرآن است و مراد از «کتب قیّمه» معانی موجود در آیات یا نوعی از آن معانی است. چون آن چه که رسول خدا (ص) بر مردم تلاوت می فرمود آیات قرآن بود که به آن ها «صحیفه های مطهرّه» گفته شده وآن چه در آیه قرآن قرار دارد، معانی آیات می باشد که به آن معانی «کتاب های قیّمه» گفته شده بالخصوص که «کتاب» به صورت جمع به کار رفته است، یعنی به طور قطع مراد از «کتب» در این آیه اصل قرآن کریم به صورت یک کتاب به معنای عرفی نمی تواند باشد.

اما این که گفته شد «حکمت» نوعی از معانی آیات قرآن می باشد- که در آیات مذکور از سوره جمعه ذکر شده- و این نوع از معانی قابل فهم و درک عده ای از مؤمنان است و نه همه آن ها، و این مطلبی است که از آیات قرآن استفاده می شود، چون خداوند فرمود: « يُؤتِي ﭐلْحِکْمَةَ مَن يَشَاءُ وَمَن يُؤْتَ ﭐلْحِکْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً کَثِيراً وَمَا يَذَّکَّرُ إِلَّا أُوْلُواْ ﭐلْأَلْبَابِ» (سوره بقره آیه ۲۶۹) طبق مدلول این آیه حکمت از طرف خداوند به کسانی عطا می شود که مورد مشیّت او قرار بگیرند، پس آن هم شامل همه انسان ها نمی شود، و یا به بیان دیگر شامل یک انسان در هر شرایطی نمی شود، بلکه در شرایط خاصی این اعطاء حکمت محقّق خواهد شد.

علامه طباطبائی (رضوان الله تعالی علیه) در تفسیر آیه دوم از سوره جمعه آورده است:

«مراد از تعلیم کتاب بیان الفاظ آیات و تفسیر موارد مشکل آن می باشد و مقابل آن تعلیم حکمت است که عبارت است از معارف حقیقه ای که قرآن متضمّن آن است. (۸) بنا بر آن چه گفته شد و با در نظر گرفتن آثار و فواید و کاربردهای موضوع مورد بحث، چند نکته مهم باید مورد بررسی و توضیح قرار گیرد:

یکم: قرآن کریم دارای معانی و معارف و علوم بی پایانی است و این معانی بی پایان در سطوح و مراتب متعدّدی قرار دارد. مرتبه ای از معانی قرآن در حد فهم و درک عامه مردم می باشد و مرتبه یا مراتبی از آن در حد فهم و درک و نیازهای علمی دانشمندان قرار دارد و لازم است با تدبّر و تحقیق از آیات قرآن استخراج شود. و مرتبه ای از معانی و علوم آن بالاتر از قدرت افهام عادی انسانی است و در حد قدرت علمی ذوات مقدسه معصومین علیهم السلام می باشد، یعنی صاحبان «علم لدنی»، که در قرآن از آن بزرگواران با کلمه «مطهرون» ذکری به میان آمده است.

بنابراین انسان ها به آموزش از صاحبان علوم قرآنی یعنی حجت های پروردگار عالمیان احتیاج مبرمی دارند و از طریق آن ذوات مقدسه می توانند به جریان عظیم علم خداوند متصل شوند. علوم و معارف قرآن مجید در سخنان و رفتارهای آن بزرگواران ذخیره شده است. به طوری که امیر المؤمنین علی (ع) در یکی از خطبه های خود فرمود:

«بل اند مجت علی مکنون علم لو بحت به لا ضطربتم اضطراب الأرشیة فی الطویّ البعیده» (9) یعنی سکوت من در موضوع غصب خلافت مبتنی بر علم پنهانی است که اگر آن را آشکار کنم شما مانند طنابی که در چاه های عمیقی آویخته است دچار لرزش و اضطراب خواهید شد.

دوم: معانی ملحوظ در قرآن دارای انواعی است. از یک لحاظ می شود آن ها را تقسیم کرد به دو نوع ظاهری و باطنی- کما این که در کلامی از وجود مبارک رسول اکرم صلی الله علیه و آله بیان شده و قبلاً در این مقاله ذکر شد- با توجه به این نکته که معانی باطنی هم دارای انواعی است.

معانی باطنی قرآن مثل قطعات جواهرات گرانبهائی است که در گنجینه پوشیده ای قرار دارد و طبقه طبقه روی هم قرار گرفته و هر پوششی شکافته شود، طبقه ای از این جواهرات آشکار می شود و اگر پوشش دیگری بعد از آن شکافته و برداشته شود، باز طبقه دیگری ازجواهرات مکنون آشکار و حاصل خواهد شد.

سوم: آموزش علوم و معارف دین توحیدی به صورت تدریجی و در مراتب متعدّدی انجام می گیرد، ابتدا سطوح ظاهری معارف تعلیم می شود و نتیجه آن قبول اصل دین توحیدی و اصول عقاید آن و التزام به احکام تکلیفی از طرف پیروان و ایمان آورندگان خواهد بود. ایمان در این مرتبه ایمان ابتدائی یا ظاهری خواهد بود، و امکان دارد در بعضی از انسان ها ایمان در همین سطح بماند و به مراحل بعدی نرسد و به ایمان حقیقی تبدیل نشود. اما اگر مراتب بعدی تعلیم انجام یابد و محقّق شود، ایمان پیروان دین توحیدی به «ایمان حقیقی» تبدیل خواهد شد، و یا عده ای از مؤمنان دارای ایمان ظاهری و اولیه و عده ای دارای ایمان حقیقی خواهند بود.

چهارم: علم به معانی باطنی قرآن که گاهی از آن به «تأویل قرآن» تعبیر می شود، اختصاص به بعضی از ذوات مقدسه معصومین علیهم السلام ندارد و این علم به تمامی آن بزرگواران از طرف خداوند عطا شده است، همچنین تعلیم معانی باطنی قرآن هم در وسع قدرت علمی و عملی و مورد علاقه همه آن ها می باشد، اما این تعلیم احتیاج به شرایط زمانی و فرهنگی و اجتماعی و سیاسی مناسب دارد فلذا فرصت شکافتن لایه های این گنجینه بی پایان و استخراج جواهرات آن، عمدتاً برای امام باقر (ع) فراهم شد.

این فعالیّت مقدس علمی در زمان امامت امام صادق (ع) وسعت بیشتری یافت و فضای وسیع تری از عالم از ناحیه تابش نور وحی روشن شد به نحوی که دیگر هرگز این فضای وسیع تاریک نخواهد شد و مشعل های علوم آسمانی هرگز خاموش نخواهد گشت.

روش صحیح حفظ قرآن کریم (30)
بخوانید

اگر چه در زمان های بعدی اختناق شدیدی بر جوامع دینی حاکم شد و حجت های پروردگار یعنی ائمّه معصومین علیهم السلام در محدودیت های سیاسی شدیدی قرار گرفتند و فعالیّت های علمی آن بزرگواران محدود و گاهی ممنوع شد، اما نور منتشر شده از بین رفتنی نیست.

سرانجام نور علوم وحی در دوره تأسیس حکومت جهانی آخرین حجت پروردگار، امام مهدی (ع) با قدرت و سرعت تمام همه عالم را در حیطه خود قرار خواهد داد.

قابل ذکر است که علوم وحی چه به صورت تفسیری از آیات قرآن مجید در حد سطوح ظاهری، چه به صورت بیان معانی باطنی آن ها و چه ذکر روابط عمیق بین آیات از زمان وجود مبارک رسول خدا (ص) شروع شده و به وسیله امیر المؤمنین علی (ع) و امامان بعدی استمرار یافته، اما به عللی، از جمله دو علت اصلی ذیل این فعالیت علمی به امام باقر (ع) نسبت داده شده است:

یعنی این که معانی باطنی قرآن طبعاً بعد از معانی ظاهری قرار دارد و بین آن ها، هم ترتّب زمانی وجود خواهد داشت و هم ترتّب رتبی، پس علی الاصول باید ظواهر قرآن و علوم مربوط به آن ابتدا جریان می یافت تا زمینه های مناسب برای مراتب بعدی فراهم شود. به طوری که عمده فعالیّت های وجود مبارک رسول خدا (ص) صرف به جریان انداختن و تحکیم این مرتبه شد. همچنین عمده فعالیت های امیرالمؤمنین علی (ع) در دوره غصب خلافت جهت جلوگیری از در هم ریختن و از هم پاشیدن و از بین رفتن بنائی شد که رسول خدا (ص) آن را ساخته بود.

دیگری این که شرایط اجتماعی و سیاسی دوره قبل از امام باقر (ع) فرصت فعالیت های علمی گسترده را به ائمه معصومین (ع) نمی داد و آن بزرگواران ناچار به فعالیت های محدودی در این زمینه اکتفا می کردند. اوضاع جامعه به صورتی بود که حتی نوشتن احادیث رسول خدا (ص) از ناحیه حکومت ممنوع شده بود و نوشتن و ضبط و حفظ و انتشار آموزش ها و علوم رسول خدا (ص) جرم سیاسی تلقّی می شد. این ممنوعیت در زمان حکومت عمر شروع شد و تا اوائل قرن دوم هجری برقرار بود و در آن زمان به وسیله عمر بن عبدالعزیز لغو شد.

در نهضت علمی امام باقر (ع) که همان مرحله شکافتن علوم وحی بود آثار شوم محدودیت ها و ممنوعیت ها ی قبلی از بین رفت و علوم پیامبر خدا (ص) و امامان معصوم (علیهم السلام) مجدداً به منزله نهر عظیمی به جریان افتاد.

تا این جا در این مقاله اصل موضوع شکافتن علوم و ارتباط آن با قرآن مورد بررسی قرار گرفت. در این قسمت می پردازیم به ذکر و توضیح نمونه هائی از ظهور و تجلّی معانی آیات در سیره عملی امام باقر (ع) با تذکر این نکته که بحث در معانی باطنی آیات و نحوه ارتباط آن ها با سیره امام باقر و ائمّه معصومین علیهم السلام در حدی که امکان پذیر است و در حیطه فهم های عادی بشری قرار دارد، احتیاج به تحقیقات و تألیفات گسترده و مفصّلی دارد، فلذا در این نوشته به بیان مراتب اولیه این ارتباط ها اکتفا خواهد شد.

تشویق در جهت عمل به قرآن

در مقام تشویق مؤمنان به توجه به قرآن و عمل به آن، آمده است:

عن ابی جعفر علیه السلام قال: «قال رسول الله صلی الله علیه و آله یا معاشر قرّاء القرآن اتقوا الله عزوجل فیما حملّکم من کتابه فانی مسؤول و انتم مسؤولون انی مسؤول عن تبلیغ الرسالة و اما انتم فتسألون عمّا حمّلتم من کتاب الله و سنّتی» (10)

(از امام باقر (ع) نقل شده که فرمود: رسول خدا (ص) فرمود ای گروه قاریان قرآن ملتزم تقوی در مقابل خداوند باشید نسبت به آن چه برای شما از کتابش وظیفه و تکلیف قرار داده است، من مسئول هستم و شما هم مسئول هستید من از رساندن رسالت مسئول هستم و اما شما نسبت به آن چه از کتاب الله و سنت من به شما تکلیف شده است مسئول هستید).

«قاری» در عرف روایات دینی به حافظ قرآن گفته می شود، و اگر کسی حافظ تمام قرآن بود، به طور مطلق به او قاری گفته می شود و اگر حافظ بخشی از قرآن بود، او نسبت به آن بخش قاری محسوب می شود.

امام باقر (ع) در این روایت، کلام رسول خدا (ص) در مورد قرآن و عمل به آن را بازگو و احیاء کرده است. قابل توجه است که خود آن حضرت حجت پروردگار است و کلامش برای مؤمنان حجت و سند دینی محسوب می شود، اما در عین حال مطلب مورد نظر خود را از کلام رسول خدا (ص) بیان می کند. در این نوع رفتار یعنی آموزش انسان ها با کلام رسول خدا (ص) آیاتی از قرآن مورد توجه قرار گرفته- که هم خود آن حضرت به آن ها عمل می کند، هم دیگران را به عمل به آن ها تشویق می کند- از جمله :

۱-« لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِي رَسُولِ ﭐللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن کَانَ يَرْجُواْ ﭐللَّهَ وَﭐلْيَوْمَ ﭐلْئَاخِرَ وَذَکَرَ ﭐللَّهَ کَثِيراً » (سوره احزاب آیه ۲۱)

۲-« قُلْ أَطِيعُواْ ﭐللَّهَ وَأَطِيعُواْ ﭐلرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْکُم مَّا حُمِّلْتُمْ وَإِن تُطِيعُوهُ تَهْتَدُواْ وَمَا عَلَى ﭐلرَّسُولِ إِلَّا ﭐلْبَلَاغُ ﭐلْمُبِينُ» (سوره نور آیه ۵۴)

۳-« وَأَطِيعُواْ ﭐللَّهَ وَأَطِيعُواْ ﭐلرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّمَا عَلَىٰ رَسُولِنَا ﭐلْبَلَاغُ ﭐلْمُبِينُ» (سوره تغابن آیه ۱۲)

۴-« قُلْ إِن کُنتُمْ تُحِبُّونَ للَّهَ فَـتَّبِعُونِي يُحْبِبْکُمُ للَّهُ وَيَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ (۳۱) قُلْ أَطِيعُواْ للَّهَ وَلرَّسُولَ فإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّ للَّهَ لَا يُحِبُّ لْکَافِرِينَ» (32) (سوره آل عمران آیه ۳۱-۳۲)

در آیه اول «اسوه» بودن رسول اکرم (ص) برای مؤمنان ذکر شده، مؤمنان حقیقی که مستمراً به خداوند و روز قیامت توجه دارند و اهل ذکر کثیر هستند، یعنی مؤمنان دائم الذکر. در آیه دوم اطاعت از الله و رسول به انسان ها تکلیف شده و آن ها موظف به این کار شده اند، و این که رسول خدا (ص) مکلّف و موظّف به ابلاغ رسالت خداوند است و مؤمنان هم موظّف به تکالیفی از طرف خداوند هستند، و در صورت اطاعت از الله و رسولش مشمول هدایت خداوند در مراتب بعدی قرار گرفته و مهتدی (هدایت یافته) خواهند شد تحمیل در این روایت شریف مطابق آن چه در آیه سوره نور آمد به معنای تکلیف و موظّف کردن می باشد.

در آیه سوم اصل اطاعت از الله و رسول مورد توجه قرار گرفته و این که رسول خدا فقط وظیفه ابلاغ رسالت را به عهده دارد و بی اعتنائی به این دستور و روی برگرداندن از آن آثار زیانباری خواهد داشت و خود انسان ها مسئول عواقب آن خواهند بود.

در دو آیه آخری آثار مبارک تبعیت از رسول خدا (ص) و آثار شوم بی اعتنائی به فرمان های پروردگار و عدم اطاعت از آن ها ذکر شده است.

در روایت دیگری که از آن حضرت نقل شده، مؤمنان و اهل قرآن به قرائت مستمر آن و توجه بیشتر به آن تشویق شده اند. فرمود:

«من قرأ القرآن قائما فی صلاته کتب الله له بکل حرف مائة حسنة و من قرأه فی صلاته جالساً کتب الله بکل حرف خمسین حسنة و من قرأه فی غیر صلاته کتب الله له بکل حرف عشر حسنات» (11) یعنی هر کس قرآن را در نمازش بخواند در حالی که ایستاده است خداوند برای هر حرفی یکصد حسنه برای او می نویسد (مقرّر می کند) و اگر کسی آن را قرائت کند در نمازش در حالی که نشسته است خداوند برای هر حرفی پنجاه حسنه برای او خواهد نوشت و کسی که آن را قرائت کند در غیر نماز خداوند مطابق هر حرفی ده حسنه خواهد نوشت.

امام باقر (ع) از ناحیه علمی که خداوند به او عطا فرموده آثار عمیق باطنی آیات و حفظ و تلاوت آن را در حالات مختلف یعنی در نماز و غیر آن در عالم فوق دنیا مورد توجه قرار داده و به گوشه ای از قوانین پروردگار و تحقّق اراده او در جهان بعدی اشاره ای کرده است، و بیان این مطالب جلوه هائی از توجه به معانی باطنی قرآن محسوب می شود.

این روایت قریب المعنی است با روایتی که در این زمینه از وجود مبارک حضرت سیدالشهداء امام حسین بن علی علیهما السلام نقل شده است. آن حضرت فرمود:

«من قرأ آیة من کتاب الله عزّوجلّ فی صلاته قائماً یکتب له بکل حرف مائة حسنة فاذا قرأ ها فی غیر صلاة کتب الله له بکل حرف عشر حسنات و ان استمع القرآن کتب الله له بکل حرف حسنة… (۱۲)

یعنی هر کس آیه ای از قرآن را در نمازش بخواند در حالی که ایستاده نماز می خواند، مطابق هر حرفی یکصد حسنه برای او نوشته می شود و وقتی که در غیر نماز آن را بخواند مطابق هر حرفی ده حسنه خداوند برای او خواهد نوشت. اما اگر قرآن را استماع کند- قرائت دیگری را گوش دهد- مطابق هر حرفی خداوند یک حسنه برای او خواهد نوشت.

با توجه به این دو روایت، روشن می شود که اصل مطلب مورد بحث اولین بار از وجود مبارک امام حسین (ع) نقل شده و امام باقر (ع) آن را بازگو فرموده و مجدداً به جریان انداخته است. و این قبیل روایات دلائل اثبات همان مطلبی است که قبلاً ذکر شد و آن این که یکی از فعالیت های امام باقر (ع) آشکار کردن و به جریان انداختن علومی بود که از رسول خدا (ص) و امامان معصوم علیهم السلام به صورتی مکنون باقی مانده بود.

توجه به زندگی اخروی و بی اعتنائی به دنیا

در سیره عملی آن حضرت علیه السلام نقل شده است که یک روز آن حضرت از منزل خارج شد و بر خورد به جابر بن یزید جعفی و این سخنان را با او می گفت:

«اصبحت والله یا جابر محزوناً مشغول القلب» یعنی صبح کردم ای جابر با اندوه و حزن با قلبی مشغول.

جابر به آن حضرت عرض کرد:

«جعلت فداک ما حزنک و شغل قلبک کل هذا علی الدنیا» یعنی فدایت شوم اندوه و گرفتگی دل تو برای چیست؟ آیا این حالات برای دنیا است؟

امام فرمود:«لا یا جابر و لکن حزن همّ الآخرة، یا جابر من دخل قلبه خالص حقیقة الایمان شغل عما فی الدنیا من زینتها، انّ زینة زهرة الدنیا انّما هو لعب و لهو و انّ الدّار الآخرة لهی الحیوان.

یا جابر انّ المؤمن لا ینبغی له یرکن و یطمئن الی زهرة الحیاة الدنیا، و اعلموا انّ ابناء الدنیا هم اهل غفلة و غرور و جهالة و انّ ابناء الآخرة هم المؤمنون العاملون الزاهدون، اهل العلم و اهل فکرة و اعتبار و اختبار، لا یملّون من ذکر الله» (13)

یعنی ای جابر اندوه و نگرانی من برای آخرت است، ای جابر هر کس که خالص حقیقت ایمان در دلش وارد شود، باز می ماند از آنچه در دنیا است، از زینت آن، چون زینت زندگی دنیا فقط بازی و سرگرمی است و زندگی اخروی، زندگی حقیقی است.

ای جابر برای یک مؤمن شایسته نیست که به زینت و زیبایی ظاهری دنیا گرایش پیدا کند و با آن آرامش یابد، بدان که فرزندان ]اهل[ دنیا همان اهل غفلت و فریب خوردن و اهل جهالت هستند، اما اهل آخرت همان مؤمنان اهل عمل و زاهدان هستند، آن ها اهل علم و فکر و پند پذیری و رشد هستند که از ذکر الله هیچ وقت ملول نمی شوند.

در این قطعه از کلام امام باقر (ع) آیات زیادی از قرآن مجید مورد توجه قرار گرفته و ظهور و تجلّی آشکار یا لطیف دارد. از جمله:

۱-« إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى ﭐلْأَرْضِ زِينَةً لَّهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً (۷) وَإِنَّا لَجَاعِلُونَ مَا عَلَيْهَا صَعِيداً جُرُزاً (۸)» (سوره کهف آیه۷-۸)

۲-« وَلَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْکَ إِلَىٰ مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجاً مِّنْهُمْ زَهْرَةَ ﭐلْحَيَاةِ ﭐلدُّنيَا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَرِزْقُ رَبِّکَ خَيْرٌ وَأَبْقَىٰ» (سوره طه آیه ۱۳۱)

۳-« وَمَا هَذِهِ ﭐلْحَيَاةُ ﭐلدُّنْيَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ ﭐلدَّارَ ﭐلْئَاخِرَةَ لَهِيَ ﭐلْحَيَوَانُ لَوْ کَانُواْ يَعْلَمُونَ» (سوره عنکبوت آیه ۶۴)

۴-« يَا أَيُّهَا ﭐلنَّاسُ إِنَّ وَعْدَ ﭐللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّکُمُ ﭐلْحَيَاةُ ﭐلدُّنْيَا وَلَا يَغُرَّنَّکُم بِـﭑللَّهِ ﭐلْغَرُورُ» (سوره فاطر آیه ۵)

۵-« إِنَّمَا ﭐلْمُؤْمِنُونَ ﭐلَّذِينَ إِذَا ذُکِرَ ﭐللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ ءَايَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَاناً وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ يَتَوَکَّلُونَ (۲) أُوْلَـٰئِکَ هُمُ ﭐلْمُؤْمِنُونَ حَقّاً لَّهُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ کَرِيمٌ (۴) »(سوره انفال آیه ۲-۴)

در آیات سوره کهف اشاره به این شده که آنچه بر روی زمین قرار دارد، به منزله ی زینت زمین است و حقیقت آن ها غیر از جلوه های ظاهری آن ها می باشد، و این زینت به منظور امتحان انسان و آماده شدن او برای زندگی متعالی در عالم آخرت در زمین قرار داده شده است، البته امتحان به معنای خاص قرآنی مورد نظر است نه به معنای متعارف و متداول بین انسان ها.

در آیه دوم، (آیه سوره طه) از توجه به متاع زندگی دنیا و دلخوش کردن و مشغول شدن به آن و ارزشمند تلقّی کردن به آن نهی شده است و توجّهات به زندگی اخروی و رزق ارزشمند و پایدار و حقیقی آن معطوف شده است.

در آیه سوم، (آیه سوره عنکبوت) حقیقت زندگی دنیا که عبارت است از لهو و لعب- در قیاس با زندگی آخرت- و زندگی اخروی که همان زندگی حقیقی است توصیف شده است.

در آیه چهارم، (آیه سوره فاطر) به انسان هشدار داده شده که به وعده خداوند مبنی بر تحقّق زندگی اخروی اتّکا کنند و برای آن زندگی خود را آماده نمایند و فریب زندگی دنیا را نخورند و شیطان آن ها را نسبت به خداوند فریب ندهد.

در آیات سوره ی انفال صفات و اوصاف و رفتارهای مؤمنان معرّفی شده، به طوری که آنان چنان شیفته ذکر الله شده اند که شنیدن اسماء الله و به طور کلی یاد خداوند عالم آن ها را تحت تأثیر قرار داده و آن ها دچار حالت وجلت قلبی می شوند و اگر آیات قرآن بر آن ها تلاوت شود حالت ازدیاد ایمان در آن ها به وجود می آید و آن ها دائماً در مقام توکّل به خداوند قرار دارند. و آن ها همان مؤمنان حقیقی هستند، رفعت نزد پروردگار و مغفرت و رزق بهشتی در انتظار آنان است.

نمونه های فراوان دیگری از تجلّی آیات قرآن در سیره شریف امام باقر (ع) وجود دارد که مجال طرح و بررسی آن ها به لحاظ حجم محدود مقاله وجود ندارد و این نوشته در حدّ اشارات اجمالی نسبت به این موضوع گسترده بود، امید است اهل تحقیق و پژوهش در این زمینه به صورت فردی و گروهی تحقیقات عمیق و مفصّلی را به عمل آورند.

الیاس کلانتری

۱۳۹۱/۱۰/۱۲

پاورقی ها:

۱-کشف الغمّه فی معرفة الائمّه، تألیف ابوالحسن علی بن عیسی بن ابی الفتح الاربلی، ج ۲ ، ص ۳۰۴، چاپ دارالاضواء بیروت- لبنان

۲-الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، تألیف شیخ مفید، انتشارات علمیّه اسلامیّه، ج ۲ ، ص ۱۵۷

۳-همان، ص ۱۵۶

۴-همان، ص ۱۵۷

۵-اصول کافی، تألیف شیخ کلینی ( دوره چهار جلدی مترجم فارسی)، انشارات علمیّه اسلامیّه ، ج ۴، ص ۳۹۸

۶-نهج البلاغه، خطبه ۱۹۸

۷-بحارالانوار، تألیف شیخ محمّد باقر مجلسی، چاپ مؤسسه الوفاء بیروت- لبنان، ج ۹۲، ص ۱۰۳

۸-المیزان فی تفسیر القرآن، تألیف علّامه محمّد حسین طباطبائی، چاپ دارالکتب الاسلامیّه، ج ۱۹، ص ۳۰۶

۹-نهج البلاغه، خطبه ۵

۱۰-اصول کافی، ج ۴، ص ۴۰۸

۱۱-همان، ج ۴، ص ۴۱۴

۱۲- همان

۱۳-تحفل العقول عن آل الرسول، تألیف شیخ ابو محمّد حرّانی، چاپ انتشارات آل علی- قم، ص ۵۰۶،

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن