مقدمه ای بر روش حفظ قرآن (۱)

یکی از پرسش هایی که خوانندگان مجله از اولین شماره های انتشار آن از ما داشته اند، چگونگی حفظ قرآن و توضیح و تبیین روش های موجود بوده است، ما نیز با توجّه به گستردگی امر حفظ قرآن در کانون های قرآن و دیگر مراکز سراسر کشور و استقبالی که شاهد آن هستیم، به دنبال آن بودیم تا قبل از پرداختن به روش های حفظ با آوردن مقدمه ای مفصّل که در بردارنده بسیاری از ابهامات و اشکالات باشد، مباحثی در مجله داشته باشیم.

لذا فرصت را مغتنم شمرده و گفت گویی را با جناب آقای الیاس کلانتری ترتیب داده ایم. ایشان استاد محترم دانشگاه و از قرآن پژوهان بزرگی است که سالیانی چند در خدمت قرآن کریم بوده اند و از محضر اساتید بزرگی چون مرحوم علامه طباطبایی و آیت اللّه سید مرتضی شبستری بهره

برده اند. وی در باب حفظ، اهمیت آن، معرفی و نقد و بررسی روش های مختلف، تألیفاتی چند دارند و در زمره حافظان قدیمی کشور هستند.در گفتگوی مفصّلی که با ایشان داشتیم، زوایای مبهم و تاریک بسیاری از مفاهیم روشن شد. ایشان معتقدند: حفظ چیزی جز یادگیری نیست و مسأله حفظ در صدر اسلام وسیله فهم و یادگیری قرآن بوده است، لذا از زاویه ای خاص بدان نگریسته اند. حاصل آن گفتگو به صورت مقالاتی مستقل در چند شماره تقدیم می گردد. «بشارت»

ادعای من این است که در زمان پیامبر اکرم (ص) بیشتر آشنایی مردم با قرآن فقط از طریق حفظ قرآن بوده است و حفظ قرآن یک امر تفنّنی، استحبابی و جدای از زندگی مردم نبوده که بعضی به این کار بپردازند و بعضی نپردازند، بلکه مردم از این طریق با وحی و کلام الله و معانی و احکام آن آشنا می شدند. بنده برای اثبات ادعای خود دلایلی دارم که بطور اجمالی به آن اشاره می کنم:

مردم در آن زمان آیات را حفظ می کردند و به تناسبی که آیات در ذهنشان بود با دین خدا آشناتر بودند و در نهایت معانی که برایشان مبهم بود، به وسیله رسول خد برطرف می شد به طوری که مردم می آمدند و ده آیه ده آیه از پیامبر اکرم (ص) یاد می گرفتند و آن را چند بار تکرار و حفظ می کردند و گاهی می آمدند پیش پیامبر می خواندند و آن حضرت ده آیه دیگر به آنها تعلیم می داد. در کتابهای حدیثی ما روایات متعددی در این باره وارد شده است.

امّا ممکن است گفته شود: این مهم با حفظ و یا در ذهن داشتن معانی آیات بصورت کلی نیز تأمین می شود. و نیازی به حفظ الفاظ نیست بنده عرضم این است که ترجمه آیات معانی بلند و رفیع آنها را با خود ندارد.

من مثالی برای شما بیان می کنم تا ببینید آیا می شود معانی بلند الفاظ آیات را در ترجمه تأمین کرد. در ترجمه «بسم الله الرحمن الرحیم». می نویسیم: به نام خداوند بخشنده مهربان. به نظر من در ترجمه تک تک الفاظ این آیه به مشکل بر می خوریم و آن اینکه: اسم در قرآن به دو معنا به کار رفته است ۱ـ اسم لفظی که در فارسی معادل نام است. ۲ـ اسم حقیقی که به یکی از اوصاف شئ گفته می شود. می دانیم که مراد از اسم در قرآن مجید همیشه اسم لفظی نیست، مثلاً وقتی می فرماید: «ان هذا الا اسماء سمیتموها انتم وآبائکم ما انزل الله بها من سلطان؛ [خطاب حضرت یوسف، به بت پرستان مصر است که] این اسمهایی که برای این بتها به کار می برید، اینها را خودتان انتخاب کرده اید و خداوند دلیلی برای این کار نفرستاده است». (سوره یوسف، آیه ۴۰) منظور حضرت در اینجا اسم لفظی نیست، چون اسم لفظی یک بت را لازم نیست خداوند عالم تعیین کند. می خواهد بفرماید: شما معتقدید اینها رازق هستند، ولی به طور قطع چنین نیست، اگر قرار بود اینها رازق باشند، باید از ناحیه خداوند این قدرت رازقیت را پیدا می کردند و اگر شما تصور می کنید، اینها شفا دهنده هستند باید خداوند شفا دهندگی را به اینها بدهد که واسطه انتقال رحمت می شوند، پس اسم به معنای حقیقی یعنی یکی از اوصاف شئ. بنابر این معادل واژه «اسم» همیشه نمی تواند واژه «نام» در فارسی باشد. واژه الله هم که قابل ترجمه نیست اسم علم را نمی توان ترجمه کرد مثل تمامی اسم های عَلَم دیگر چنانکه کلمات فردوسی و یا تهران و… قابل ترجمه نیستند.

تجلّی آیات قرآن در سیره عملی امام حسن عسکری (علیه السلام)
بخوانید

و «الرَّحمن» نیز به عنوان صیغه مبالغه در این ترجمه ها منعکس نشده است. ما می گوییم: بخشنده در حالی که بخشنده معنای «وهّاب» است، نه «الرحمن». حال الرحمن را وقتی به بخشنده معنا کردیم دو اشتباه انجام گرفته است: یکی اینکه معنای الرحمن بخشنده نیست و دیگر اینکه اگر معناش شبیه به این هم باشد، معنای مبالغه در آن منعکس نیست. حال اگر قرار باشد ما قرآن را یاد بگیریم آیا آن معانی رفیع و متعالی که خداوند در قرآن لحاظ کرده در این ترجمه ها منعکس شده است یا خیر؟ در بعضی موارد قطعاً خیر، چنین نیست. به قول یکی از علما که مثال خیلی خوبی می زد و می گفت: شما زیبایی حضرت یوسف را ملاحظه کن. خیلی زیبا بوده است که عده ای با دیدن آن جمال دستشان را می برند و حواسشان پرت می شود. آیا ترجمه و وصف زیبایی یوسف به اندازه خود جمال حضرت یوسف تأثیر دارد؟

حال برمی گردیم به موضوع حفظ قرآن. آیا اگر کلامی را قدرت خداوند تنظیم کرده نتوانستیم در ذهن جای بدهیم کلامی را که انسان تنظیم کرده می توانیم. یعنی حفظ خود قرآن که اساس الهی دارد از حفظ معنای آن خیلی راحت تر است. ما بالأخره معنای آیه را باید یاد بگیریم یاد گرفتن یعنی چی؟ یاد گرفتن یعنی حفظ کردنی که فراموش نشود. ما فکر می کنیم که یاد گرفتن معنای آیه، یک مسأله است و حفظ یک مسأله دیگری و دومی را سخت تر می دانیم، در حالیکه می خواهم بگویم عکس است ما مطلبی را خوانده ایم آن مطلب مادامی که در ذهن ماست و ملکه ذهنی شده باشد بدرد ما می خورد و اگر مطلبی را خواندیم و یادمان رفت، آن دیگر مال ما نیست. اگر می خواهیم با قرآن آشنا شویم دو راه داریم: یکی حفظ همین الفاظ قرآنی که جنبه اعجاز دارند و دارای معانی بلند و گاه غیر قابل ترجمه اند.

و دیگری حفظ معانی و الفاظی که به صورت ترجمه و تفسیر در دست داریم. که یک نوع ترکیب و معماری بشری در آن بکار رفته است گرچه مصالح آن خداوندی است. به نظر من راه دوم قطعاً مشکل تر است و آنقدر هم مفید است. پس حفظ آیات یعنی یادگیری دقیق قرآن که جایگزینی هم ندارد.

پدید آورنده : الیاس کلانتری ، شماره ۱۷ نشریه بشارت، صفحه ۵۶

دکمه بازگشت به بالا
بستن