مناظرات – ۲۱ (مناظرات آسمانی)

راه ها و روش های شیطان برای غارت اموال انسان ها

بخش سوم

کلیات

* راههای نفوذ شیطان در قوای ادراکی یا مجموع قوای وجودی انسان

* ارزش های واحد و معین برای اشیاء در دیدگاههای متفاوت و مختلف

* دیدگاههای مختلف و متفاوت انسانها در ارزیابی و قیمت گذاری اشیاء

* وقتی شیطان وارد فضای روحی انسان می شود قوای ادراکی او را دچار اختلال می کند و قدرت تشخیص او بطور موقت و یا بطور دائم از بین می رود.

* در اثر اختلال شیطان در قوای ادراکی انسان، او زشت را زیبا می بیند و زیبا را زشت.

* مطلوبهای فطری انسان

* اشیائی که منفور فطری انسان هستند.

* انسان دارای فطرت سالم وقوای سالم روحی هرگز امنیت را با ناامنی و سلامت را با بیماری و تکریم و احترام را با اهانت یکسان تلقی نمی کند.

* منشأ گرایش به اشیاء و اعمال منفور چیست؟

* چرا عده ای از انسانها از ظلم به دیگران و مزاحمت برای آنها لذت می برند؟

* چرا آن زمامداری که خبر سقوط صدها و هزاران زمامدار ظالم و قدرتمند را شنیده و بعضی از آنها را دیده، باز هم به همان راه پرخطر می رود؟

* منظور از تزیین اشیاء و اعمال از ناحیه شیطان چیست؟

* تزیین حقیقی اشیاء و اعمال از طرف خدا

* تزیین کاذب و فریبنده اشیاء و اعمال از طرف شیطان

* تزیین اشیاء از طرف شیطان طوری است که بعضی از انسانها تمامی دارائی ها حتی حق حیات خود را بخاطر آن اشیاء با ارزش های تقلبی و کاذب از دست می دهند.

* تزیین خدای سبحان مقداری خاک و آب را به گلها و گیاهان ومیوه های متنوع و وجود انسان تبدیل می کند.

* اشیاء و پدیده های اخروی و در بهشت نسبت به اشیاء دنیوی بسیار زیباتر و نفیس تر و دارای کمالات حقیقی دائمی خواهد بود.

* قیمت خانه های بهشتی

* گاهی بعضی از انسانها چنان غرق در جریان کسب مال می شوند که از اصل حیات انسانی و خطراتی که متوجه آن می شود غفلت می کنند!

* انسانهائی که از خرید اشیاء به قیمت گران پشیمان می شوند، گاهی تمامی دارائی خود را برای « هیچ » از دست می دهند.

* آیا قیمت های متداول و رایج برای اشیاء، قیمت حقیقی آنها است؟

* آیا می شود یک واحد مسکونی یا یک اتومبیل را به نصف یا یک سوم و یا یک چهارم قیمت رایج و متداول خرید؟

* چرا بعضی وقت ها میوه های مرغوب رسیده و قیمتی روی درختان می مانند و چیده نمی شوند؟

*  *  *  *  *  *  *  *  *  *

در بخش قبلی بحث منتهی شد به موضوع دیدگاه های مختلف انسان ها در ارزیابی و قیمت و میزان مطلوبیت یا منفوریت بعضی از اشیاء و اعمال و وعده داده شده که در بخش بعدی – یعنی همین بخش – راه های نفوذ شیطان در قوای ادراکی و یا مجموع قوای وجودی او مورد بحث قرار بگیرد. حال بعد از فاصله زیادی که به جهت کثرت مطالب یا بی‌نظمی یا هر دوی آنها پیش آمد، به توضیح موضوع مورد بحث و تکمیل آن می‌پردازیم.

گفته شد که بعضی از اشیاء در نظر عموم انسانها و یا اکثر آنها با داشتن دیدگاه ها و افکار و عقاید مختلف ارزش ثابت و معین و تقریباً یکسان و یا نزدیک به یکدیگر دارند. مثل یک عدد سکه طلا که قیمت مادی آن برای یک انسان شریف و دارای شخصیت ارزشمند اخلاقی یا یک دزد و یک تبهکار ارزش واحد و یکسان و یا شبیه هم دارد. همچنین مقداری ماده غذائی برای یک انسان گرسنه یا یک وسیله نقلیه و امثال آنها.

اما بعضی از اشیاء در نظر و دیدگاه عده‌ای از انسان‌ها ارزش کاملاً متفاوت و متضادی با عده ای دیگر دارد. مثل مال سرقتی و بدست آمده از طریق تبهکاری که برای انسان های دزد و تبهکار ارزشمند می باشد و چنین افرادی برای بدست آوردن آن به عمل پست و رذیلانه و جنایتکارانه ای یعنی دزدی و حتی آدمکشی روی می‌آورند و بعضی دیگر از انسان‌ها نسبت به آن بی اعتناء می شوند و عده‌ای از انسان‌ها مثل افراد شرافتمند و دارای اخلاق حسنه و شخصیت‌های شریف اجتماعی از همان اشیاء نفرت پیدا می‌کنند. علت اصلی وجود و ظهور این دیدگاه های متفاوت و مختلف نسبت به بعضی از اشیاء نفوذ شیطان در قوای ادراکی و بطور کلی روح انسان ها است.

وقتی شیطان وارد فضای روحی انسان می شود، قوای ادراکی او را دچار اختلال می‌کند و قدرت تشخیص حقیقی آن انسان موقتاً یا بطور دائم از بین می‌رود یا ضعیف می‌شود. انسان بطور فطری از بعضی اشیاء و اعمال لذت می‌برد، مثل غذای مرغوب و خانه و مسکن وسیع و زیبا و لباس زیبا و دوستی ها و محبت انسان‌ها به یکدیگر و داشتن دوستان مهربان و وفادار و همچنین کمک به انسان‌ها و عدالت و امنیت و رفاه و آسایش و امثال آنها.

همچنین انسان بطور فطری از بعضی اشیاء و اعمال در وجود خود نفرتی احساس می‌کند، مثل غذای فاسد و طعم و بوی آن و لباس زشت و کثیف و دشمنی‌ها و دزدی و تبهکاری و ظلم و دروغ و دشمنان بدخواه و اهانت و فحاشی انسان ها به یکدیگر و امثال آنها.

اما مطلوبیت و ارزش یا منفوریت و بی ارزشی تعدادی از اشیاء و اعمال در نظرات و دیدگاه‌های انسان‌های مختلف یکسان و یا نظیر و شبیه هم می باشد. مثل نمونه‌هائی که ذکر شد! یعنی یک انسان سالم و دارای ادراکات حقیقی و مصون از آسیب‌ها هرگز ارزش یک قطعه طلا یا جواهرات قیمتی را با قطعه ای خاک یا پوست میوه روی زمین افتاده و یا قطعه ای چوب و امثال آن ها یکسان تلقّی نخواهد کرد.

همچنین یک انسان دارای قوای سالم روحی هرگز امنیت را با ناامنی و خطرات سنگین و سالم بودن را با بیماری و تکریم و احترام را با اهانت و خشونت و رفاه و آسایش و ثروت را با فقر و گرسنگی و بوی عطر خوشبو را با بوی لجن و زباله و مواد غذائی فاسد، یکسان تلقّی نخواهد کرد.

آن زندگی مبتذل و نفرت انگیز که یک فرد معتاد به مواد مخدّر برای خود انتخاب کرده و یا در گرداب و گودال آن افتاده برای عده ای از انسان‌ها متعالی و شخصیت اخلاقی آن مقدار بی‌ارزش و منفور است که اگر حتی تمام دنیا و اشیاء نفیس و قیمتی آن را به او بدهند، باز حاضر نمی‌شود به آن مواد و آن زندگی مبتذل نزدیک شود.

درهرصورت اصل موضوع گرایش و تمایل بعضی از انسان ها به اشیاء آلوده و زیانبار و پلید مورد انکار و محل تردید نیست و انسان ها در فضای زندگی خود با افراد مواجه می‌شوند و یا در جریان اخبار مربوط به آنها قرار می‌گیرند که به اشیاء بسیار پلیدی مثل مواد مخدّر و اموال سرقت شده و حرام و رفتارهای پلیدی مثل اهانت به دیگران و مشاجره و دعوا و خشونت و ظلم به انسان ها و حتی عمل بسیار پلید کشتن انسان ها، علاقه و گرایش پیدا می‌کند و برای بدست آوردن خواسته‌هائی در این جهات حتی جان انسان‌ها و بلکه جان خود را هم به خطر می‌اندازد و زندگی عده ای از مردم و حتی خودشان و افراد خانواده خودشان را تباه می‌کنند.

باید دید منشأ این نوع گرایش به اشیاء و اعمال و رفتارهای پلید نفرت انگیز- نسبت به انسانهای سالم و شریف- چیست چرا عده ای از انسان‌ها از ظلم به دیگران و حتی کشتن انسان ها لذت می برند و یا نسبت به آنها بی‌تفاوت هستند؟!

آن زمامداری که خبر سقوط صدها و هزاران زمامدار ظالم قدرتمند را شنیده و بعضی از آنها را در زمان حیات و حکومت خود دیده، چرا باز هم به همان راه پرخطر ناامن مرگبار می رود؟! آیا عمل پلید آدمکشی لذتی هم در اصل برای انسان‌ها دارد؟! آیا یک حاکم عادی و خیرخواه برای انسان‌ها و مورد احترام افراد مملکت خود و دیگران بیشتر از زندگی خود و حکومت خود لذت می برد؟! یا یک حاکم ظالم و خشن و جبّار؟!

این مباحث و این سؤال ها و پاسخ ها در صورتی موضوعیت و اهمیت و اعتبار پیدا می‌کند که در فضای روح سالم انسان‌ها جریان یابد نه روح آسیب دیده و از تعادل و حالت طبیعی خارج شده!!

مطابق آیات متعددی در قرآن مجید، شیطان وارد فضای روح انسان ها می شود و در آن فضا افساد می‌کند و قوای روحی انسان از ناحیه فعالیت‌های شیطان دچار اختلال می‌شود و در آن صورت انسان زیبا را زشت می بیند و زشت را زیبا.

در بخش قبلی از این مقالات اشاره ای شد به موضوع تزیین اشیاء و اعمال از ناحیه شیطان و آیاتی از قرآن مجید در این زمینه مورد استشهاد قرار گرفت مجدّداً آن آیات را بدون ترجمه ذکر می کنیم.

۱- «فَلَوْلَا إِذْ جَاءَهُمْ بَأْسُنَا تَضَرَّعُوا وَلَکِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَزَینَ لَهُمُ الشَّیطَانُ مَا کَانُوا یعْمَلُونَ» (الأنعام/۴۳)

۲- «تَاللَّهِ لَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى أُمَمٍ مِنْ قَبْلِکَ فَزَینَ لَهُمُ الشَّیطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَهُوَ وَلِیهُمُ الْیوْمَ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ» (النحل/۶۳)

۳- «وَکَذَلِکَ زَینَ لِکَثِیرٍ مِنَ الْمُشْرِکِینَ قَتْلَ أَوْلَادِهِمْ شُرَکَاؤُهُمْ لِیرْدُوهُمْ وَلِیلْبِسُوا عَلَیهِمْ دِینَهُمْ» (الأنعام/۱۳۷)

ترجمه آیات فوق در مقاله قبلی (مناظرات ۲۰) ذکر شد.

منظور از تزیین شیطان این است که او کاری کند که ادراکات انسان دچار اختلال شود و در نتیجه آن انسان اشیاء و اعمال زشت را زیبا ببیند و بر عکس و یا یک شئ و یک عمل با ارزش عادی را ارزشمندتر و گرانبهاتر تصوّر کند. و یا جهل را علم تلقی کند و بر عکس. در اثر تزیین شیطان انسان ها به اشیاء و اعمالی روی می‌آورند که ارزش کاذب و غیر واقعی پیدا کرده است. مثل یک قطعه آهن و مس و امثال آنها که قشری از طلا روی آن را پوشانده و به اصطلاح به آن آب طلا داده شده، اما در حقیقت یک قطعه فلز با ارزش عادی و اندک است، اما انسان فریب خورده برای آن قیمت طلای حقیقی را می پردازد و بعداً متوجه می‌شود که آن شئ طلا نبوده است.

این تزیین شیطان درباره اشیاء و اعمال در حدّی در زندگی انسان ها مؤثر می باشد که گاهی آنها تمام امکانات زندگی و فرصت‌های عمر خود را برای رسیدن به خواسته های بی ارزش و پلید از دست می‌دهند و حتی مرتکب قتل یک یا چند نفر از انسان‌ها هم می‌شوند. بطوریکه در آیه سوم به آن اشاره شد، یعنی مشرکان و بت پرستان گاهی فرزندان خود را هم بدست خود می‌کشتند. یعنی آنها را برای بت‌های خود قربانی می‌کردند تا به زعم خود، ربّ های خیالی یعنی بت های مورد پرستش آنها از آنها راضی شوند!!!

تزیین خدای سبحان درباره اشیاء و اعمال، ارزش حقیقی به آنها می‌دهد مثل تبدیل مقدار آب و خاک به یک بوته گل و درخت و یا یک پرنده زیبا و یک انسان با تمام کمالات و ارزش‌های حقیقی وجودی. این نوع تزیین یعنی تزیین حقیقی و از جانب اراده و فعل خدای سبحان لازمه کمال یابی انسان‌ها و برقراری نظام زندگی حقیقی برای آنها است.

همچنانکه در قرآن مجید فرمود:

«إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْأَرْضِ زِینَهً لَهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَیهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا»(الکهف/۷)

در حقیقت ما آنچه را بر زمین است، زینتی برای آن قرار دادیم تا آنها را امتحان کنیم که کدام یک بهتر عمل خواهند کرد.

یعنی در اثر تزیین خدای سبحان مقداری آب و خاک به هزاران نوع گل و گیاه و درخت با رنگ‌ها و عطرها و ارزش های حقیقی تبدیل شده است، همچنین حیوانات زیبا و در رأس مخلوقات، انسان‌ها با ارزش‌های وجودی حقیقی! به بیان دیگر تزیین خدای سبحان در مورد اشیاء یعنی آفریدن آنها با صورت های زیبا و کمالات و ارزش های حقیقی و خواصّ مطلوب و مفید.

اما اشیاء و پدیده های اخروی و در فضای زندگی بهشتی نسبت به اشیاء دنیوی زیباتر و قیمتی تر و نفیس تر و دارای کمالات حقیقی دائمی خواهد بود و اشیاء زیبای دنیوی صورتی نازل تر و با زیبائی و کمالات محدودتر نسبت به اشیاء بهشتی و در جهاتی مشابه آنها می باشند. بطوریکه خدای سبحان در کتاب آسمانی فرمود:

«وَبَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ کُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَهٍ رِزْقًا قَالُوا هَذَا الَّذِی رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِیهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَهٌ وَهُمْ فِیهَا خَالِدُونَ» (البقره/۲۵)

 یعنی بشارت بده به کسانی که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، که برای آنها خواهد باغ های بهشتی که نهرها از زیر [درختان] آنها جریان خواهد داشت، و هر زمان از ثمرات آنجا رزقی به آنها عطا شود، خواهند گفت این همان است که قبلاً [و در دنیا] رزق ما بوده، و به آنها عطا خواهد شد مشابه آن [نعمت] ها، و برای آنها خواهد بود همسرانی پاک [از همه نواقص] و آنها در آنجا زندگی دائمی خواهند داشت.

اما تزیین شیطان ارزش کاذب و توهّمی به اشیاء می‌دهد و فقط عده‌ای از انسان‌ها آن اشیاء و اعمال را زیبا و خوب می پندارند، آن هم نه برای همیشه، بلکه تا وقتی که شیطان آنها را به پرتگاهی در کنار جاده زندگی بکشاند و آنها از آن پرتگاه سقوط کنند و در آن زمان متوجه صورت و باطن زشت و پلید آن اشیاء و اعمال فریبنده و ارزش‌های کاذب آنها خواهند شد.

مشارکت شیطان در اموال انسانها و انواع آن

 این بحث مقدماتی به منظور روشن شدن اصل این موضوع و چگونگی آن و روش‌های مختلف غارت اموال انسان ها از ناحیه شیطان مطرح شد. اما شیطان از طرق مختلفی اموال انسان‌ها را غارت می کند و آن اموال غارت شده را علیه خود آن انسان ها و در جهت تباه کردن زندگی آنها بکار می‌برد. در این زمینه و برای روشن شدن جهات مختلف موضوع و در پایان این بحث، به ذکر و توضیح چند نکته می‌پردازیم:

مناظرات - 20 (مناظرات آسمانی)
بخوانید

 یکم: انسان ها بعد از طی دوره کودکی و نوجوانی – که عمدتاً تحت سرپرستی و حمایت والدین خود قرار دارند –  و نهایتاً اگر اهل تحصیلات باشند، بعد از اتمام دوره تحصیلی، به کسب مال و امکانات زندگی و بدست آوردن دارائی ها می پردازند! و نیازهای زندگی خود مثل غذا و لباس و مسکن و ازدواج و نیازهای زندگی افراد وابسته به خود مثل فرزندان را عمدتاً از طریق کسب مال تأمین می کنند.

گاهی بعضی از انسان ها چنان غرق در جریان کسب مال می شوند که حتی از اصل حیات انسانی و حکمت پدید آمدن آن غفلت می کنند مثل کودکی که همراه والدین خود به مسافرتی می رود، اما تمام فکر و همت او متوجه نوع غذا و پذیرائی ها در منازل کنار جاده می شود و نه به مقصد مورد نظر توجهی دارند و نه به خطرات احتمالی در جاده و نه دیر یا زود رسیدن به مقصد و امثال آنها.

اغلب انسانها و یا به هر حال عده‌ای از آنها در حدّی به مال و دارائی خود و محافظت از آن و بدست آوردن آن علاقه‌مند می‌شوند که تمامی آسایش و امنیت و نیازهای دیگر خود و وظایف اخلاقی و حتی اصل موضوع خلقت و مقصد آفرینش را بطور کلی فراموش می‌کنند و از صفحه روشن ذهن خود پاک می کنند!

دوم: گاهی اشتغال بعضی از انسانها به کسب مال و سود بیشتر و دارائی های بیشتر در حدی است که به سلامت خود و آینده خود و آینده فرزندان خود و خطراتی که در کمین خود آنها و خانواده تحت تکفّل آنها است بی اعتناء می‌شوند و تنها زمانی که گرفتار مشکل عظیمی از نوع بیماری‌ها ناامنی ‌ها و ناتوانی در اثر پیری و از هم پاشیدن خانواده و فساد زندگی یکی از افراد خانواده خود شدند، بیدار می‌شوند و بدنبال علت گرفتاری ها و خسران ها و بیراهه رفتن ها می گردند.

سوم:  اگر انسانها چیزی را به قیمت گران بخرند و بعداً متوجه شوند آن شئ با همان کیفیت و یا بهتر از آن در جای دیگر ارزان تر از قیمتی که او خریده، عرضه می‌شود از کار خود و خریدن آن شئ پشیمان می‌شوند! اما عده ای اصلاً به اصل ضرورت و لزوم اشیائی که تهیه می‌کنند توجهی ندارند. که مثلاً آیا خریدن فلان شئ ضرورتی داشت؟ آیا بعنوان مثال بودن این همه ظروف آشپزخانه با اشکال و انواع مختلف در خانه های اکثر مردم ضرورتی دارد؟ و نیازی به وجود آنها در خانه می باشد؟

 چهارم: اغلب انسان‌ها و یا عده قابل توجهی از آن ها برای تهیه یک وسیله نقلیه یعنی در زندگی امروزی یک ماشین تلاش می‌کنند و از اینکه آن وسیله نقلیه را به قیمت ارزان‌تر بخرند خوشحال می شوند! اما آیا قیمت حقیقی و عقلانی یک وسیله نقلیه چقدر باید باشد؟ آیا قیمتی که فرضاً امروزه ما انسانها برای خرید یک ماشین و یا تعمیر و اصلاح آن در صورت آسیب دیدن می پردازیم، قیمت حقیقی و عقلانی آن ماشین است؟!

یعنی حتماً و قطعاً قیمت یک ماشین این مقدار باید باشد؟! آیا نمی شود همین ماشین را در یک نظام اقتصادی سالم و عالمانه با نصف این قیمت و یا حتی کمتر از آن بدست آورد؟!

فرضاً از دارائی های بسیار نفیس و ارزشمند در زندگی امروزی یک واحد مسکونی است! و انسان ها علاقه شدیدی به تهیه یک واحد مسکونی دارند و این علاقه و اشتیاق هم بسیار عاقلانه و ممدوح است! اما آیا قیمت حقیقی یک واحد مسکونی چقدر باید باشد؟ اگر یک واحد مسکونی را با محاسبات ساده ای ارزیابی کنیم احتمال دارد به نتیجه شگفت انگیزی برسیم و متوجه شویم که قیمت حقیقی و عقلانی آن نصف و یا یک سوم و یا یک چهارم قیمت متداول امروزی می تواند باشد.

یک واحد مسکونی تشکیل یافته از مقداری زمین و مقداری آجر و سنگ و آهن و گچ و خاک و بعضی از اشیاء دیگر است. اما زمینی که قیمت بیشتر از سایر اشیاء در یک واحد مسکونی دارد، بصورت فراوان و گسترده در فضای زندگی انسان ها وجود دارد و آجر هم تشکیل یافته از مقداری خاک و آب و کاری که روی آن انجام گرفته.

سایرلوازم هم تقریباً همین طور! حال چرا باید یک انسان سالهای طولانی از عمر خود را کار کند و مالی کسب کند و اگر بتواند مقداری از آن را پس انداز کند و بعد بتواند با آن پس انداز اقدام به خرید یک واحد مسکونی کند و مقداری از قیمت آن را بپردازد و بعداً وامهائی دریافت کند و تا سالهای زیاد اقساط آن وام ها را بپردازد و گاهی حتی عمر او کفایت نمی کند که تمام بدهی ها و اقساط مربوط به آن خانه را بپردازد و به آسایشی برسد و بلکه افراد خانواده او ناچار باید آن بدهی را تأمین کنند.

اما حالا بدون در نظر گرفتن موضوع اوضاع اقتصادی و گرانی و ارزانی موجود اشیاء در یک جامعه یا جامعه جهانی و مسائل مربوط به آنها، بلکه صرفاً با محاسبات و بررسی های عقلی آیا قیمت یک واحد مسکونی همین مقدار باید باشد؟ و آیا نمی شود در اثر برقراری یک نظام اخلاقی و فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی متفاوت با آنچه در یک جامعه یا جامعه جهانی برقرار است، یک واحد مسکونی مناسب و برطرف کننده نیازها به نصف یا یک سوم یا یک چهارم و… قیمت های متداول خریداری یا ساخته شود؟

قیمت حقیقی و عقلانی یک کالا جهت تهیه و دریافت و بدست آوردن آن، یک موضوع است اما قیمت ظاهری و متداول، یک موضوع دیگر و گاهی انسانها چند برابر قیمت حقیقی یک کالا جهت تهیه و دریافت و خرید آن می پردازند! آیا آن مال اضافی  به دارائی چه کسانی اضافه می شود و باصطلاح کجا می رود و نصیب چه کسانی می شود؟

بارها مشاهده کردیم که میوه های بسیار زیبا و مرغوب و قیمتی و رسیده روی درختان میوه مانده و آنها را نمی چینند و مصرف نمی کنند و یا نمی فروشند! گاهی از صاحبان باغها سؤال کردیم که چرا این میوه ها روی درختان مانده و آنها را نمی چینید؟ و آنها گفته اند: پولی که از فروش عمده این میوه ها بدست می آید کمتر از هزینه چیدن و در جعبه قرار دادن و بسته بندی کردن و بردن بازار و عرضه کردن می باشد! امام همان میوه ها با قیمت های بسیار گرانی به دست مصرف کننده می رسد. و عده زیادی از انسانها هم بجهت گرانی قیمت ها از دسترسی به آنها محروم می مانند.

پنجم: آنچه گفته شد مربوط می شود به لوازم ضروری زندگی مثل غذا و لباس و مسکن و دارو و بطور کلی هزینه معالجه بیماری ها، اما انسانها گاهی اموال زیادی را می پردازند برای بدست آوردن اشیائی که در اصل مورد نیاز انسانها هم نمی باشند، اگرچه در شرایط زندگی متداول گاهی تهیه و خرید آنها ضروری می شود. مثل اسلحه و لوازم جنگی یعنی وسائل آدم کشی!

اگر اصل این موضوع یعنی صَرف مال و عمر و فراورده های علمی را جهت ساخت و تهیه و خرید اسلحه و وسائل آدمکشی، مورد بررسی و ارزیابی عقلانی قرار بدهیم به چه نتیجه ای خواهیم رسید؟ آیا ساختن وسائل آدمکشی و خرید آن ـ غیر از زمانی که جهت دفاع از کشور و جامعه خود ـ برای زندگی انسان ضرورتی دارد؟ یعنی کشورهای تولید کننده و فروشنده اسلحه که غالباً قدرت نظامی بالاتری هم دارند، احتیاج اجتناب ناپذیری به ساخت و تولید اسلحه دارند؟ باز عرض می کنیم مراد آن نوع و آن مقدار اسلحه نیست که جهت دفاع از کشور خود در مقابل حمله احتمالی ملتهای دیگر مورد نیاز است! بلکه مراد ساختن اسلحه بقصد فروش به دیگران و بدست آوردن مال و دارائی است!

آیا تولید اسلحه و صرف مال و دارائی برای آن و بکار بردن حاصل تحقیقات علمی جهت ساختن نمونه های پیشرفته آن در اصل ـ و نه جهت دفاع ـ کار عاقلانه ای است؟ آیا معقول نیست که آن مقدار کار و هزینه و علم صرف رفاه و آسایش انسانها وساختن فضای مطلوب و زیبا و دلنشین زندگی برای آنها و تحقیقات و پژوهشهای علمی شود؟ و با آن اموال مدرسه ها و دانشگاهها و درمانگاهها و کتابخانه ها و باغها و امثال آنها جهت رفاه و آسایش بیشتر انسانها ساخته شود؟

سرانجام اینکه هر مقدار مالی که انسانها جهت تهیه و بدست آوردن اشیاء غیر ضروری و خرید اشیائی با قیمت های گران و غیر حقیقی و غیر عقلانی و کارهای غیر معقول و غیر حکیمانه مصرف می کنند نصیب شیطان و سپاهیان او می شود و سهم شیطان در اموال انسانها می باشد و این است معنی مشارکت شیطان در اموال انسانها و یا جهاتی از آن!

ششم: نفوذ شیطان در روح انسان و مشارکت او در اموال انسان و سایر فعالیتهای او غالباً نامحسوس و ابتداءً مخفیانه است. اما وقتی این دشمن خطرناک وارد فضای زندگی انسان شد و جای گرفت و عامل اختلال و فساد شد. چهره اصلی و نوع رفتارهای او آشکار می شود و در آن صورت انسان را مبتلا به گرفتاریهای سنگین و شدید و خسرانی عظیم می کند که گاهی قابل جبران نیست و گاهی انسان با تحمل مشقت ها و صرف هزینه های سنگین از تمام یا بخشی از آن گرفتاری ها خلاص می شود و حتی گاهی انسان تا مرحله سقوط در جهنم با آن دشمن پلید همراه خواهد بود.

لذا خدای سبحان بارها در آیات کتاب آسمانی به انسانها هشدار داده است که از شیطان فاصله بگیرند و مانع نفوذ او در فضای روح خود و بطور کلی فضای زندگی خود بشوند. از جمله می فرماید:

« إِنَّ الشَّیْطانَ لَکُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا إِنَّما یَدْعُوا حِزْبَهُ لِیَکُونُوا مِنْ أَصْحابِ السَّعِیرِ »(فاطر/۶) یعنی: در حقیقت شیطان دشمنی برای شما است پس شما هم او را برای خود دشمن بگیرید، جز این نیست که او حزب [پیروان] خود را می خواند تا آنها ملازمان آتش باشند. مراد این است که شیطان دشمنی است بسیار خطرناک برای شما و این جهت علمی موضوع است و شما او را دشمن در نظر بگیرید! و این هم جهت عملی موضوع و بدانید که او انسانها را بطرف آتش جهنم می کشاند، پس از او فاصله بگیرید و از قلمرو قدرت و حکومت او فرار کنید و خود را نجات بدهید.

نجات از دست شیطان و سپاهیان شرور او احتیاج به علمی و اعمالی دارد، آن علم و موفق شدن به انجام آن اعمال از آیات کتاب آسمانی و سخنان و رفتارهای معلمان آسمانی بدست می آید و آنها برای راهنمائی انسانها به راه حقیقی زندگی و همراهی خودشان با انسانها در این سفر مزدی از آنها نمی خواهند و بلکه از طرف پروردگار عالمیان برای راهنمائی انسانها مأموریت دارند و مزد خود را از او دریافت می کنند.

لازم است انسانها اموال خود را از دستبرد و غارت شیطان محافظت کنند و آنها را در جای امن قرار دهند و از آن دزد خطرناک و سپاهیان و دارو دسته او محافظت کنند. تا برای همیشه مالک آن اموال باشند و آنها را از دست ندهند.

اما راه نفوذ شیطان و همکاران او در فضای زندگی انسانها و اموال و دارائی های او وقتی بسته می شود که آن اموال در مسیر تعیین شده از طرف خدا مصرف شود و در آن صورت انسان اموال خود را به خدای غنی حمید قرض داده است و بعداً با ده ها و صدها برابر سود دریافت خواهد کرد.

یعنی انسان فقط در صورتی مالک حقیقی اموالش خواهد شد که آنها را به پروردگار عالمیان قرض دهد! و قرض دادن به خدا یعنی مصرف کردن مال در راهی که او اجازه داده و به آن توصیه فرموده است. مثل تأمین نیازهای خود و افراد خانواده و فقرا و نیازمندان.

اگر بنا هست انسان برای ساختن یا خریدن یک واحد مسکونی در دنیا و در فضای زندگی موقتی این همه مال بپردازد ـ که البته این کار یعنی تهیه مسکن هم بسیار ضروری و ممدوح است ـ برای تهیه خانه ای در زندگی اخروی و در بهشت ـ مراد قصرهای بهشتی است ـ و درهمسایگی پیامبران ، چه مقدار مال و دارائی شایسته است که بپردازد و هزینه کند؟

اگر یک انسان نتواند در فرصت عمر دنیوی و با اموال و رفتارهای خود خانه ای برای سکونت دائمی در بهشت فراهم کند، دچار خسرانی خواهد شد که ابعاد و نوع آن را با هیچ معیاری نمی شود محاسبه کرد.

انسان وقتی اموال خود را به خدای غنی کریم می سپارد، آن اموال از غارت شیطان مصون خواهد ماند و او هر وقت نیازی پیدا کرد اعم از اینکه در دنیا باشد و یا زندگی اخروی آن مال را با ده ها و صدها برابر سود الهی دریافت خواهد کرد و بعد از رحلتش از دنیا هم افراد خانواده اش از آن مال ذخیره شده نزد خدا بهره مند خواهند شد.

الیاس کلانتری

۱۳۹۹/۴/۹

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن