مناظرات و محاورات ـ ۱۶ ( مناظرات آسمانی )

مناظره و گفتگوی خدای سبحان با انسانها (بنی آدم) و ملائکه و ابلیس

کلیات

  • معنی دقیق و تفصیلی ولایت شیطان.

  • عاقبت کسانی که شیطان را ولی خود می گیرند.

  •  معنای حق بودن وعده خدا.

  • اجر و پاداش عظیم کسانی که راه زندگی را با هدایت الهیه طی می کنند.

  •  علم به اینکه شیطان دشمن انسان ها است به تنهائی برای نجات از شرور او کافی نیست.

  • انسان ها جهت مقابله با شیطان و نجات از کیدهای او چه تدبیری باید به کار ببرند؟

  • اقوام و ملل مختلف جهت دفاع از حیات و حقوق خود در مقابل دشمنان هزینه زیادی را متحمّل می شوند.

  • ارتباط دو عامل فریب انسان ها با یکدیگر.

  • شیطان از چه راه هائی انسان ها را می فریبد؟

  •  موقعیت انسان در عالم دنیا.

  • شیطان از چه راه هائی به انسان ها حمله می کند؟!

  • شیطان حتی امکان دارد از طریق عواطف انسان ها و روحیه کمال طلبی آن ها در فضای روحشان نفوذ کند.

بحث در موضوع مناظرات و گفتگوی خدای سبحان با فرزندان آدم (انسانها) به ذکر مثالهائی از قرآن مجید در معرفی شیطان و هشدارها درباره او و رفتارهایش منتهی شد. در مثال سوم استشهاد شد به آیه سوم و چهارم از سوره حج. در آیه چهارم آن سوره خدای سبحان به انسانها هشدار می دهد که بر شیطان مقرر شده است که اولیاء خود را بفریبد و بطرف جهنم و آتش عظیم آن بکشاند. بحث در این مقاله را از توضیح همین موضوع ادامه می دهیم.

ولایت شیطان و معنی دقیق و تفصیلی آن

ولایت از «وَلی» بر وزن «فَلس» بمعنی نزدیک بودن دو شئ به یکدیگر می باشد، بطوریکه فاصله ای بین آنها نباشد. ولایت در معانی متعددی بکار می رود بطوریکه در همه آنها موضوع نزدیک بودن ملحوظ شده است. ولی به دوست، سرپرست، حاکم، اداره کننده یک امر و یاری کننده و امثال آنها گفته می شود. تولّی یعنی دوست گرفتن و سرپرستی و نزدیک شدن به یک موجود می باشد. در آیه کریمه محل بحث به نتیجه «تولّی» انسان درباره شیطان اشاره ای شده بطوریکه فرمود:
«کُتِبَ عَلَیْهِ أَنَّهُ مَنْ تَوَلَّاهُ فَأَنَّهُ یُضِلُّهُ وَ یَهْدِیهِ إِلى‌ عَذابِ السَّعِیرِ» (حج/۴) یعنی: اگر کسی شیطان را ولی خود بگیرد و به او نزدیک شود، شیطان او را گمراه خواهد کرد و از جاده حقیقی زندگی خارج کرده و بطرف آتش جهنم خواهد کشاند.

و این خاصیتی است و صفتی است که در شیطان وجود دارد، بطوریکه گمراه کردن انسانها و کشاندن آنها بسوی آتش جهنم کار اصلی او است و این صفت و این رفتار همیشه با او خواهد بود و از او جدا نخواهد شد.

مثال چهارم: خدای سبحان در آیات دیگری در مقام هشدار به انسانها درباره شیطان و اتّخاذ موضع مناسب و رفتن در پناهگاه امن توحیدی خطاب به انسانها می فرماید:
«یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّکُمُ الْحَیَاهُ الدُّنْیَا وَلَا یَغُرَّنَّکُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ، إِنَّ الشَّیْطَانَ لَکُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا إِنَّمَا یَدْعُو حِزْبَهُ لِیَکُونُوا مِنْ أَصْحَابِ السَّعِیرِ،الَّذِینَ کَفَرُوا لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ مَغْفِرَهٌ وَأَجْرٌ کَبِیرٌ» (فاطر/۵ـ۷) یعنی: ای انسانها وعده خدا حقّ است پس زندگی دنیا شما را نفریبد و [شیطان] فریبکار نسبت به الله شما را نفریبد ـ در حقیقت شیطان برای شما دشمنی است، پس شما هم او را دشمنی در نظر بگیرید و جز این نیست که او حزب [همراهان و افراد حزب] خود را می خواند تا سرانجام از اهل جهنم بشوند.

مراد از وعده خدا در این آیات بلحاظ قرار گرفتن مقابل حیات دنیا، زندگی اخروی و پاداشها و مجازات های اعمال انسان است. یعنی خدای سبحان به انسانها وعده داده است که اگر راه زندگی را مطابق اوامر و احکام هدایتی او طی کنند، در انتهای زندگی کوتاه دنیوی وارد فضای زندگی شکوهمند و مطلوب و حقیقی اخروی خواهند شد یعنی اهل زندگی دائمی در بهشت خواهند بود و اجر و پاداش های عظیم و گرانبهائی برای ایمان و رفتارهای خود در دنیا دریافت خواهند کرد. اما در صورت تخلف از فرمانهای پروردگار خود و در نتیجه پیروی از شیطان، در جهنم و عذابهای عظیم آن سقوط خواهند کرد! و زندگی دنیوی مقدمه آن زندگی مطلوب و راه منتهی به آن است و مبادا زیبائیها و جاذبه های آن ـ اعم از حقیقی یا کاذب و زینت یافته ـ انسان را بفریبد و بخود مشغول کند و گرفتار بندهای شیطان کند و از رسیدن به آن مقصد عظیم با شکوه باز دارد و بسوی پرتگاههای هولناک کنار جاده زندگی بکشاند و عامل سقوط او شود.
نکات ظریف و دقیق متعددی در این آیات وجود دارد و ما ناچار فقط به بعضی از آنها اشاره می کنیم:
الف: در آیه شماره ـ ۵ موضوع فریب انسانها و صفت فریبکاری را به دو عامل نسبت داد یکی: زندگی دنیوی، دوم: غَرور یعنی فریبکار! مراد از غَرور هم بلحاظ تصریح در آیه بعدی و مجموعاً قرائن موجود در این چند آیه، شیطان می باشد.
ب: این دو عامل فریب یعنی: زندگی دنیا و شیطان با یکدیگر ارتباط دارند، بطوریکه شیطان انسانها را از طریق ایجاد گرایش به زندگی دنیوی و تزیین کاذب آن می فریبد و آنها را در منزل ها و استراحتگاههای کنار جاده محبوس می کند و مانع رفتن آنها بسوی مقصد می شود.
ج: شیطان در مقام فریب انسانها و کشاندن آنها بطرف جهنم طبعاَ لازم است از عواملی استفاده کند از جمله وعده های دروغین! و لازم است لذتی هرچند آلوده و موقتی و از نوع اعتیادی به آنها ارائه دهد تا آنها از ناحیه علاقه پیدا کردن به آن لذتها ـ اگرچه از نوع موقتی یا کاذب و اعتیادی ـ به دنبال او حرکت کنند! مثل بعضی وعده های کاذب که انسانها در دنیا برای فریفتن دیگران به آنها می دهند! و فریب خورده ها بعداً متوجه دروغ بودن و غیر واقعی بودن آنها می شوند و مثل تزئین بعضی اشیاء فلزی و امثال آنها با آب طلا و وانمود کردن آن اشیاء به اینکه طلای حقیقی می باشد. و مثل وعده هائی که افراد علاقه مند به ازدواج با فردی به یکدیگر می دهند و مدتی بعد یا اخلاق و رفتار خود را تغییر می دهند و یا از عهده انجام وعده خود بر نمی آیند اگرچه انسانهای صادقی باشند و قصد فریفتن فرد مقابل خود را هم نداشته باشند.
د: علم به اینکه شیطان دشمن انسانهاست و صِرف توجه به اینکه کار او فریفتن انسانها می باشد، و همچنین توجه به اینکه او آدم و همسرش را فریفت و در نتیجه سبب اخراج آنها از بهشت و گرفتار شدن در امواج مشقت ها شد، برای در امان ماندن از عداوت و دشمنی او کافی نیست! بلکه لازم است انسانها در مقابل فعالیت های او دست به اقداماتی بزنند و مقابل او و کیدها و نقشه های او موضع مناسبی اتخاذ کنند. همچنانکه در بین اقوام و ملل مختلف و در طول تاریخ، افراد انسانی و حکومتها برای مقابله با دشمنان و آسیب زدن آنها به فضای زندگی خودشان قوای نظامی و سلاح های زیادی را آماده می کنند و فعالیت های نظامی و دفاعی پرهزینه ای را متحمل می شوند و با وجود احتمال خطر زخمی شدن یا کشته شدن، در میدان های جنگ حاضر می شوند و اقدام به دفاع از منافع و دارایی های خود و فضای زندگی خود و دیگران می کنند!
خدای سبحان در آیه شماره ـ ۶ از این آیات به ذکر موضوع عداوت شیطان نسبت به انسانها اکتفا نکرده و بلکه فرموده:
« فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا » یعنی: پس شما هم او را دشمنی در نظر بگیرید! لازمه این که انسان شیطان را دشمن خود در نظر بگیرد این است که موضوع دشمنی او را با خودش مورد توجه کامل قرار دهد و راههای نفوذ او را در فضای زندگی و قلب و روح خود مسدود کند و برای توفیق در این کار هزینه مناسب برای آن را بپردازد. البته هزینه مبارزه با شیطان و استقامت در مقابل فریبکاری او و خنثی کردن نقشه های او فقط جنبه مالی ندارد و بلکه شامل رفتارهای خاصی هم می شود.
اما انسان می تواند در این مبارزه و جهاد از امدادهای پروردگارش و هدایت او و پیامبرانش بهره مند شود، یعنی او در این مبارزه تنها نیست بلکه نصرت الهی از طرق مختلف به او خواهد رسید به طوریکه گروهی از ملائکه او را در این راه و دراین میدان یاری خواهند کرد.

مناظرات و محاورات ـ 17 ( مناظرات آسمانی )
بخوانید

هـ: در این آیات ابتداءً اشاره ای شده است به «حق» بودن وعده خدا یعنی نظام حاکم بر عالم از مشیت و اراده خدای سبحان بصورتی برقرار شده است که جاده زندگی به مقصد مورد نظر او منتهی می شود. و تحقق اراده او همان وعده های او است و وعده های او بطور قطع تحقق خواهد یافت! چون اراده او بر همه عالم و همه موجودات حاکم است! و هرگز و در هیچ شرایطی وعده های او تخلف پذیر نخواهد بود. از جمله وعده های اصلی و کلی او حادثه قیامت و برقراری نظام زندگی اخروی می باشد و زندگی دنیوی جهت رسیدن به آن مقصد عظیم و مطلوب برقرار شده است. توضیح مطلب اینکه انسان در این زندگی موقعیت یک مسافر را دارد و همچنین موقعیت کشاورزی که اشیاء مورد نیاز زندگی اخروی را از فرصت همین زندگی دنیوی باید تهیه و ذخیره کند و قبل از رحلت خود به آن عالم بفرستد. یعنی زندگی دنیوی زمان زراعت و فضای آن است و زندگی اخروی زمان و فضای برداشتن محصول و بهره برداری از آن!

پس در این فرصت اندکِ زراعت و وقت محدود آن نباید به بازی و سرگرمی پرداخت و بلکه باید قوای وجودی و همه امکانات خود را جهت زراعت بیشتر و بهتر و پرورش آن بکار برد و زمان لذت بردن و بهره مندی و آسایش در وقت برداشت محصول تحقق خواهد یافت.

در زمان زراعت و دوره پرورش آن در حد رفع نیازهای ضروری می شود از فرصت عمر و امکانات و دارائی ها بهره مند شد و بهره برداری کامل را به زمان برداشت محصول موکول کرد و اگر رفتار انسان غیر از این باشد، او دچار خسران و زیان عظیمی خواهد شد.

اما امکان دارد در همین زندگی زودگذر که انسان باید از آن عبور کند و ذخیره ای برای زندگی حقیقی خود فراهم کند، شیطان او رابفریبد و به اشیائی مشغول کند و فرصت عمر و امکانات زندگی او را سرقت کند و طبعاً در این فریبکاری او اشیاء فریبنده و لذتهای توهّمی و غیر حقیقی را به او نشان خواهد داد و سراب را بصورت آب در مسیر دید او جلوه گر خواهد کرد مثل لذتی که یک فرد معتاد ـ بمعنی عرفی ـ از اشیائی می برد که البته آن نوع لذت، حقیقی نیست بلکه لذت توهمی اعتیادی است. لذا خدای سبحان به بندگان خود هشدار می دهد و شیطان را برای آنها معرفی می کند و راههای مقابله با او و نجات از بندها و دامهای او را به آنها نشان می دهد.

در بحث فوق اصل نزدیک شدن به شیطان و همراهی با او و ولایت او را متذکر شدیم و بعد از بیان مطالب دیگری درباره او به توضیح موضوع «تولّی شیطان » و چگونگی آن خواهیم پرداخت.

و: در بعضی از مباحث قبلی متذکر شدیم که خدای سبحان نه تنها به شیطان مهلت داد، بلکه بر حسب ظواهر آیات، طرق مختلف فریفتن انسانها را هم به او نشان داد، بطوریکه فرمود:

« وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِکَ وَأَجْلِبْ عَلَیْهِمْ بِخَیْلِکَ وَرَجِلِکَ وَشَارِکْهُمْ فِی الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ وَعِدْهُمْ  وَمَا یَعِدُهُمُ الشَّیْطَانُ إِلَّا غُرُورًا » (الاسراء/ ۶۴) این آیه کریمه و ترجمه آن در مباحث قبلی مورد استشهاد قرار گرفت و گفته شد که امر خدای سبحان به شیطان در این آیات و همچنین مهلت داده شده به او جنبه تکوینی دارد و به معنای عرفی و رایج و متداول بین انسانها نمی باشد! چون خدای حکیم علیم طبعاً امر به زشتی ها و خلافکاری ها و فریبکاری ها نمی کند. اما اگر این امور جنبه تکوینی داشته باشد اشکالات در این زمینه برطرف می شود. چون در آن صورت مراد از آن بیان خواصی خواهد بود که شیطان پیدا کرده و معرفی رفتارهای او!

به هر حال در این آیات چهار رفتار کلی و اصلی شیطان درباره انسانها مورد تذکر قرار گرفته است و آنها عبارتند از:

ـ حمله شیطان به انسانها از طرق مختلف و با روش های مختلف

ـ مشارکت شیطان با انسانها در اموال

ـ مشارکت شیطان با انسانها در اولاد آنها

ـ وعده های شیطان به انسانها و فریبکاری او

در این قسمت از بحث  یکی از چهار عنوان و رفتار از شیطان را درباره انسانها بصورت فشرده ای توضیح می دهیم و بقیه بحث را به شماره بعدی موکول می کنیم:

حمله شیطان به انسان ها با روش های مختلف

آیه کریمه در بخش اول اشاره ای دارد به اینکه شیطان از طرق مختلف و با ابزارها و قوای مختلف به انسانها حمله می کند و بر سر آنها فریاد می زند. هم با صوت خود آنها را بطرف خود می کشاند و هم با پیاده ها و سواره های خود بر آنها می تازد! بنابراین مراقبت انسانها از خود و دارائی های خود باید بطور کامل و دقیق انجام بگیرد!  و انسان نباید نسبت به رفتارها و قدرت و روشهای کار او بی اعتناء بماند و دچار غفلتی شود چون این اهمال و غفلت و بی خیالی و مجموعاً عدم شناسائی شیطان و رفتارهای او و عدم پیشگیری از فریبکاری او، فاجعه عظیمی به بار خواهد آورد و انسان را دچار مشقت های زیاد و زیانها و خسران ها و گرفتاری ها خواهد کرد، حتی در عده زیادی از انسانها سبب سقوط در جهنم و عذاب عظیم آن خواهد شد.

پس اگر انسان موفق شد راه نفوذ شیطان در روح خود را از یک جهت ببندد، نباید درباره او دچار غفلت و اهمال شود چون ممکن است او از طریق دیگری در فضای روحش نفوذ کند و از آن طریق دیگر او را بفریبد. یعنی فرضاً اگر شیطان نتواند از طریق علاقه و اشتیاق به مال و دارائی شخصی را بفریبد، احتمال دارد از طریق خودخواهی و تکبّر، یا علاقه به شهرت و امثال آن ها در روح او نفوذ کند.

حتی آن دشمن خطرناک برای انسان امکان دارد از طریق عواطف انسانی و یا نوعی کمال طلبی در فضای روح او وارد شود! بطوریکه او، آدم- علیه السلام- و همسرش را نه از طریق علاقه به مال دنیا و نه علاقه به شهرت و محبوبیّت و نه تکبّر و خودخواهی بلکه از طریق یک نوع تمایل به کمال طلبی او و همسرش را فریب داد. و از این طریق به هدف و خواسته خود رسید. و سبب اخراج آن ها از بهشت شد.

پس بنابراین لازم است طرق مختلف نفوذ شیطان در روح انسان و قوای مختلف او در دشمنی با انسان ها مورد توجه و شناسائی قرار بگیرد و تمامی آموزش های خدای علیم حکیم با جدیّت تمام از آیات قرآن مجید و سخنان رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- دریافت شود و تمامی دستورات پروردگار عالمیان برای مصونیّت از شرور آن دشمن خطرناک به کار بسته شود.

این بحث در مقاله بعدی ادامه خواهد یافت. ان شاء الله تعالی

الیاس کلانتری

۱۳۹۸/۱۰/۰۶

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن