مناظرات ـ ۱۷ ( مناظرات آسمانی )

مناظره و گفتگوی خدای سبحان با انسانها (بنی آدم) و ملائکه و ابلیس

کلیات

*کسب مال غالباً و در زندگی اکثر انسان ها مهمترین فعالیت روزمره آن ها می باشد.

*انسان ها ضروری ترین امور زندگی خود را تحت الشعاع کسب مال و اشتغال به آن قرار می دهند.

*انسان ها از ناحیه اهمال و غفلت خود درباره امور ضروری زندگی و اشتغال کامل به کسب مال دچار آسیب ها و زیان های زیادی می شوند.

*محور این مباحث، حرص انسان ها برای کسب مال و ازدیاد آن و انتقاد از این نوع رفتارها نیست.

*چرا انسان ها از طریق غارت اموال دیگران و تضییع حقوق آن ها می خواهند به خواسته های خود برسند؟!

*چگونه انسان راضی می شود که اموال او در اختیار دشمنانش قرار بگیرد؟!

*غصب اموال انسان ها و بخشیدن آن به دیگران و بالخصوص دشمنان و مخالفان.

*قتل عام کشاورزان شوروی از طرف حکومت کمونیستی آن کشوز.

*قتل عام های ده ها میلیونی مردم از طرف حکومت های کمونیستی شوروی و چین.

*ریشه های اصلی جنگ های زمان ما تولید و فروش سلاح و رسیدن کشورهای قدرتمند به سود مالی زیاد است.

*پر سودترین فعالیت های اقتصادی در زمان ما تولید اسلحه و فروختن آن به ملل دیگر است.

*ایجاد جنگ به بهانه های مختلف برای فروش اسلحه بیشتر و کسب مال زیاد.

* * * * * * * * * *

مشارکت شیطان با انسان ها در اموال آن ها

از جمله رفتارهای شیطان درباره انسان ها مشارکت او در اموال آن ها است. بطوریکه در آیه مورد بحث (آیه ۶۴ از سوره اسراء) آمده است. مشارکت شیطان در اموال انسان ها از طرق مختلفی جریان می یابد.

انسان ها در اثر کار و فعالیت و صَرف فرصت های عمر خود مالی را کسب می کنند تا از آن در امور زندگی خود و بعضی از افراد وابسته به خود بهره برداری کنند. کسب مال غالباً و در اکثر انسان ها مهمترین فعالیت روزمره آن ها محسوب می شود و در عده ای از انسان ها تقریباً قسمت عمده اوقات آن ها و فرصت های عمرشان در همین جهت صَرف می شود. تا جائیکه عده ای از آن ها کارهای ضروری زندگی مثل رسیدگی به بهداشت بدن و روح خود و ارتباط با دوستان و بستگان و عیادت بیماران و مشارکت با دیگران در امور خیر و مطالعه و رسیدگی به زندگی و نیازهای افراد نیازمند از بستگان و دوستان و آشنایان و اموری از این نوع را، تحت الشعاع کسب مال و اشتغال به آن قرار می دهند و گاهی حتی به امور ضروری در امر تحصیل و تربیت و تأمین بهداشت فرزندان، آنچنان که لازم است نمی رسند و بعداً از ناحیه این نوع کوتاهی ها و غفلت ها دچار آسیب ها و خسران های زیاد می شوند.

عده ای از انسان ها هم علاوه بر اشتغال تمام وقت و بیش از حدّ عادی، با تمام جدیّت و به کار بستن همه قوای وجودی و امکانات زندگی بطور کلی در مسیر کسب مال و ازدیاد آن فعالیت می کنند و از هر طریق ممکن و از هر راه و بیراهه ای به قصد کسب مال و ازدیاد و ذخیره کردن آن با شتاب تمام بطرف آن مقصد حرکت می کنند، اعمّ از اینکه به آن مقصد مطلوب خود برسند یا نرسند.

کسب مال و ازدیاد آن طوری در اخلاق و رفتارهای انسان ها نفوذ کرده است که عده زیادی از آن ها، با اینکه مالی که کسب می شود از طریق قانونی و شرعی و شرافتمندانه است یا از طرق دیگر، کاری ندارند و همّ و غمّ آن ها بدست آوردن مال زیاد و بردن سود زیادِ فوری و آنی است حتی بدون توجه به عواقب کار خود.

بحث اصلی در این بخش حرص انسان ها برای کسب مال و ازدیاد آن و انتقاد از این نوع رفتارها نیست و این نوع بحث احتیاج به فرصت دیگری دارد و محور اصلی این بحث به مشارکت شیطان در اموال انسان ها و غفلت صاحبان مال و زیان های حاصل از آن مربوط می شوند.

توضیح اینکه: وقتی انسان ها- بلکه عده ای از آن ها- بخاطر جمع مال و ازدیاد آن دست به هر کاری اعمّ از مشروع و قانونی و غیر آن دست می زنند و از طرق مختلف مثل اشتغال زیاد به کار و حتی احتکار و گرانفروشی و حتی سرقت و غارت اموال دیگران و تضییع حقوق آن ها اموالی را بدست می آورند! تا جائیکه در اثر این نوع فعالیت های نامشروع و غیر قانونی بین عده ای اختلافات و مشاجراتی پیش می آید و حتی عده ای از انسان ها در این اختلافات پیش آمده آسایش و بلکه جان خود را هم از دست می دهند، چرا اموال خود را باشدت علاقه ای که به آن دارند، بی جهت و یا برای امور بی ارزشی از دست می دهند، و خود دچار محرومیت ها و فقرها می شوند.

اگر در شرایط عادی به عده ای از انسان ها گفته شود که در سن معیّنی از عمر شما و یا هر چند سال یکبار و یا سالی یکبار اموال شما را محاسبه خواهند کرد و نصف آن اموال و یا یک سوم و یا بخشی از آن ها را مأموران حکومتی از شما خواهند گرفت و به بستگان یا دوستان یا بعضی از همسایه های شما خواهند داد، آیا شما به این کار راضی هستید؟! طبعاً عموم آن ها و یا اکثریت قریب به اتفاق آن ها رضایتی به آن نخواهند داشت و از آن جریان نگران و ناراضی خواهند شد.

اما اگر به انسان ها گفته شود که در زمان های معینی بخشی از اموال خود را به میل خود به بعضی از دشمنان خود بدهند طبعاً هیچ انسان عاقلی موافقتی و تمایلی به این دستور و توصیه و پیشنهاد نشان  نخواهد داد. و اگر حکومتی انسان ها را به این نوع کار الزام کند و آن ها مجبور به اجرای آن حکم و دستور حکومتی بشوند عده ای با نارضایتی، کامل و از روی ناچاری آن دستور را اجرا خواهند کرد و عده ای حتی با حکومت و قدرت آن مقابله خواهند کرد. بعنوان مثال: وقتی حکومت کمونیستی برقرار شده در اتحاد جماهیر شوروی کشاورزان را مجبور کرد که زمین های زراعی و اموال خود را در اختیار حکومت قرار دهند و خودشان در مزارع کار کنند و مزد دریافت کنند! آن اقدام با مخالفت و نارضایتی شدید مردم مواجه شد و آن ها با حکومت مقتدر کمونیستی که بطور عادی و روزمره و با هر بهانه ای مردم را قتل عام می کرد، به مقابله برخواستند و در نتیجه حکومت کمونیستی با بیرحمی و سفاکی شدید اقدام به کشتار مردم کرد بطوریکه نقل کرده اند در یک روز توسط ارتش سرخ یک میلیون کشاورز را قتل عام کرد! و همینطور این قتل عام ها در جهات مختلف و حوادث گوناگون جریان داشت و بطور کلی در کشور شوروی و کشور چین- بدنبال آن- ده ها میلیون انسان بجهت عدم پذیرش قوانین نظام کمونیستی که مالکیت انسان ها را از بین می برد، بدست عمّال حکومتی کشته شدند.

مجموعاً و بطور کلی در طول تاریخ و در جوامع مختلف انسان های زیادی در ارتباط با موضوع مال و دارائی آسایش و حقوق خود و حتی حقّ حیات و جان خود را از دست داده اند! چه در راه کسب مال و چه ذخیره و نگهداری آن!

و این موضوع کسب مال و ازدیاد آن چه در سطح افراد جوامع مختلف و چه در سطح ملت ها و حکومت ها دائماً جریان داشته و امروزه شدت و وسعت بیشتری پیدا کرده است. بطوریکه بعضی از ملت ها و حکومت ها برای کسب مال زیاد به تولید سلاح های مختلف و وسایل آدمکشی پیشرفته روی آورده اند و فعالیت های علمی و تحقیقات خود را عمدتاً در جهت ساختن و تولید سلاح های خطرناک تر و پیشرفته تر صرف می کنند.

از طرف دیگر هم برای اینکه این سلاح ها فروخته شود و سود مالی زیاد عاید دوبت ها و حکومت های سازنده آن ها شود، با نیرنگ ها و مکاری ها و انتشار دروغ ها جنگ هائی ایجاد می کنند و ملل مختلف را به جان یکدیگر می اندازند! در نتیجه عده ای از انسان ها کشته می شوند و لوازم زندگی و مساکن و امنیت آن ها از بین می رود تا عده ای تبهکار و آدمکش مال زیادی بدست آورند و در مسیر گسترش فساد آن را هزینه کنند.

طبعاً این جریان خیلی دردناک است که افراد انسانی در جوامع مختلف و بین ملت ها مجبور شوند که دارائی و امکانات زندگی و آسایش خود را در راه رسیدن عده ای تبهکار و ضدّ انسان به مال زیاد از دست بدهند و بجای آن خشونت و عداوت و ناامنی و مشقّت و محرومیّت و گرسنگی و حتی مرگ خریداری کنند.

کمک به دشمن و تقویت او

گفته شد که انسان های زیادی از راه های مشروع و قانونی و شرافتمندانه و همچنین بعضی ها از راه های غیر قانونی و رذیلانه اقدام به کسب مال و اندوختن آن می کنند! و عده ای از انسان ها هم در حفاظت از مال خود، متحمّل مشقّت ها و خطرات و حتی مقابله با حکومت ها می شوند و امنیّت و آسایش و حتی گاهی جان خود را هم از دست می دهند.

انسان های زیادی هم بجهت علاقه شدید به مال و دارائی و نگهداری آن، از پرداخت مالیات اموال خود به دولت ها و حکومت ها خودداری می کنند. در حالیکه اداره یک جامعه طبعاً مستلزم هزینه هائی است و اگر مالیات در یک کشور و از ناحیه یک دولت و حکومت بطور عادلانه تعیین شود، طبعاً رفتار عاقلانه و شرافتمندانه پرداخت مالیات تعیین شده خواهد بود.

با این وصف از دست دادن مالی که انسان ها با تحمّل مشکلات و حتی گاهی انجام اعمال غیر قانونی و غیر شرعی و خطرناک و مجموعاً با صَرف فرصت های گرانبهای عمر خود آن را بدست می آورند، برای آن ها ناراحت کننده و بلکه گاهی بسیار درد آور خواهد بود و اگر تمام یا بخشی از اموال عده ای از انسان ها در جریان زندگی و حوادث آن از بین برود، بشدت ناراحت می شوند. این دوست داشتن شدید مال در بعضی از انسان ها سبب بخل و امساک و خودداری از هزینه کردن آن در امور ضروری مثل ایجاد آسایش برای خود و افراد خانواده و بستگان و دوستان و تأمین نیازهای ضروری آن ها، می شود و گاهی عده ای از انسان ها برای حفظ مال خود و بدست آوردن مال بیشتر، خود را در معرض خطراتی قرار می دهند و حتی گاهی جان خود را هم در این راه از دست می دهند.

در این صورت چگونه خواهند بود که در جریان بعضی از حوادث زندگی تمام یا بخشی از اموال خود را از دست بدهند. مثلاً کسی که در امر کسب مال شریک آن ها شده در جریان خیانتی مال آن ها را از دستشان خارج کند و آن ها از ناحیه رفتارهای شریک خود از تمام یا بخشی از اموال خود محروم شوند و دچار خسران ها و زیان های سنگینی شوند. طبعاً اگر یک انسان عاقلی بخواهد در یک امر تجاری و تولیدی برای کسب مال و سود با فردی یا افرادی مشارکت کند، لازم است درباره آن فرد یا تک تک آن افراد اطلاعاتی پیدا کند و اگر در امانت داری و درستکاری و شخصیت اخلاقی آن فرد یا یکی از آن افراد تردیدی پیدا کند، جانب احتیاط را رعایت کند! بطوریکه یا از مشارکت با چنان فردی خودداری کند و یا در بستن قراردادها و سپردن کار به او دقت و مراقبت لازم را به کار ببندد! و همچنین اگر در ضمن کار و در جریان مشارکت، عدم امانتداری و خیانتی از شریک خود مشاهده کرد، در اولین فرصت آن مشارکت را بر هم بزند و از او جدا شود و یا هر تدبیر لازم درباره او را به کار ببندد.

مناظرات ـ 18 ( مناظرات آسمانی )
بخوانید

این رفتارهای عاقلانه درباره یک شریک در صورتی انجام می گیرد که انسان نگران از بین رفتن تمام یا بخشی از اموال خود در اثر خیانت شریکش می شود، اما اگر آن شریک اموال غارت کرده از یک انسان را در جهت دشمنی با او و علیه او به کار ببرد، در آن صورت وضعیت او خطرناک تر و عامل ناراحتی و حزن و اندوه و پشیمانی شدیدتر خواهد شد و در صورت وجود چنین احتمالی دقت و مراقبت و احتیاط بیشتری لازم است به کار بسته شود.

شریک خائن و بسیار خطرناک برای انسان

توضیحات فوق جهت زمینه سازی برای موضوع اصلی مورد بحث در این نوشتار ذکر شد یعنی: موضوع مشارکت شیطان در اموال انسان ها. خدای سبحان در آیه کریمه مورد بحث در این مقالات (یعنی آیه ۶۴ از سوره إسراء) به فرزندان آدم یعنی انسان ها اطلاع داده است که شیطان در اموال آن ها مشارکت خواهد داشت. و این موضوع از قطعیات و یقینیات است. و در حقیقت امری است از طرف پروردگار انسان ها به شیطان بطوریکه فرمود:

«وَ شارِکْهُمْ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ» یعنی: مشارکت کن با انسان ها در اموال و اولاد آن ها. البته لازم به توجه است که مراد «امر تکوینی» خدای سبحان به شیطان می باشد همچنانکه در بخش قبلی از این سلسله مباحث متذکر اصل موضوع و توضیح آن شدیم! یعنی «امر تکوینی» در مباحث قبلی مورد توضیح قرار گرفت! و گفته شد که منظور از آن در این مباحث خاصیت و صفاتی است که پروردگار عالمیان در خلقت اشیاء و مخلوقات به آن ها عطا کرده است و یا آن ها بعداً آن صفات را پیدا کرده اند! و آن صفات در وجود آن ها نفوذ کرده است.

سرانجام اینکه شیطان در اموال انسان ها مشارکت می کند و در هر فرصتی که برای او حاصل شود، تمام یا بخشی از آن اموال را غارت می کند و در نتیجه مالی که انسان ها با تحمّل مشکلات و صَرف فرصت های عمر خود آن را کسب کرده اند، نصیب شیطان می شود و در وقتی خود انسان به آن اموال نیاز و یا نیاز شدید دارد، متوجه می شود که دستش خالی است و هیچ مالی در اختیار ندارد! و متوجه می شود که آن مال مورد علاقه او که جهت کسب آن مقدار زیادی تلاش کرده بود، حتی گاهی اصل عمر خود و قوای وجودی خود را برای آن صرف کرده بود، در اختیار دشمن او قرار گرفته و آن دشمن منفور او از همان مال جهت ایجاد مشقّت ها و گرفتاری ها و تباه کردن نظام زندگی او بهره برداری کرده است.

شیطان چگونه در اموال انسان ها مشارکت می کند؟

موضوع مشارکت شیطان در اموال انسان ها صورت های آشکار و پنهان زیادی دارد! یعنی بعضی از جهات موضوع روشن و آشکار است، اما جهات پنهان زیادی هم دارد لذا بلحاظ اهمیت زیاد آن لازم است توجه دقیقی به این موضوع معطوف شود. اصل موضوع و چگونگی آن مشتمل بر نکات مهم متعدّدی است و در این بخش از بحث بعضی از آن نکات را متذکر می شویم:

یکم: اصل موضوع مشارکت شیطان در اموال انسان ها اهمیت زیادی برای آن ها دارد. چون مالی که انسان آن را از طریق مشروح کسب می کند در اصل از عطایای پروردگار عالمیان است و لازم است در جهات ضروری و برای رفع نیازهای خود انسان صاحب مال و اعضاء خانواده و بستگان و دوستان و نیازمندان مصرف شود. لذا وقتی آن مال از دست انسان خارج می شود و تلف می شود برای انسان ناراحتی و حزن و اندوه خواهد داشت. بالخصوص اگر کسب آن مال با زحمت ها و تلاش ها همراه باشد.

دوم: اگر مالی از انسان تلف شود و از بین برود و از ناحیه آن مال ثمر و فایده ای برای او به وجود نیاید او دچار خسران و زیان و ناراحتی خواهد شد تا چه رسد که مال انسان در اختیار دشمن او قرار بگیرد.

سوم: اگر دشمن انسان مالی از او را غصب کند و از دست او خارج کند و در جهت دشمنی با خود او آن مال را هزینه کند و از آن ناحیه ضربه ای به او بزند و به خواسته های خودش برسد، ناراحتی و پشیمانی و افسوس صاحب مال بیشتر خواهد شد.

چهارم: اگر یک انسان با مالی که در اختیار دارد چیزی را بخرد و بعداً متوجه شود که آن چیز خریداری شده تقلّبی است مثل طلای تقلّبی و امثال آن، طبعاً او از خریدن آن شئ و فریب خوردن از فروشنده پشیمان و محزون خواهد شد، چون مال و دارائی او از بین رفته و تلف شده است.

اما اگر آن شئ خریداری شده مثلاً از نوع مواد غذائی و یا دارو باشد که مصرف آن ها زیان آور باشد، پشیمانی او بیشتر خواهد شد، چون هم مال او از بین رفته و هم از ناحیه مصرف مواد غذائی فاسد و داروهای تقلّبی آسیب بدنی به او رسیده است!

پنجم:  اگر انسان مبتلا به نوعی بیماری شود و یا یکی از افراد خانواده و یا بستگان او بیمار شوند. در حالیکه با هزینه کردن مقداری مال آن مشکل برطرف می شد، اما اهمال کند و از هزینه کردن خودداری کند و در نتیجه آن بیماری شدت پیدا کند و زمانی برسد که دیگر قابل معالجه نیست، پشیمانی شدیدی برای او عازض خواهد شد، بطوریکه رنج ناشی از آن پشیمانی خیلی شدید خواهد بود و آن لذت توهّمیِ امساک و جمع کردن مال در مقابل آن پشیمانی و رنج شدید چیزی به حساب نخواهد آمد.

ششم: اگر انسان مالی بدست آورد چه از طریق کسب و کار حلال و قانونی و شرافتمندانه و چه بدون زحمت زیاد، مثل اینکه ارثی به او برسد و کالائی که داشت گرانتر شود و او از فروش آن ثروت زیادی بدست آورد و آن پول حاصل شده در حدّی باشد که بتواند با آن خانه ای برای سکونت خود و افراد خانواده اش تهیه کند، اما او اهمال کند و یا فریب نظریات شخص دیگری را بخورد و آن مال در یک معامله غیر ضروری و خریدن اشیاء بی ارزشی تلف شود و او دیگر نتواند خانه ای تهیه کند، پشیمانی او بسیار شدید خواهد شد.

هفتم: اگر یک انسان مالی را که بدست آورده حبس کند و در امور سود آور به کار نبرد و یا آن را برای رفع نیازهای خود و دیگران بالخصوص افراد فقیر مصرف نکند و بعداً آن مال به صورتی از بین برود باز او دچار پشیمانی زیادی خواهد شد که لذت توهمی ناشی از جمع کردن و حبس آن مال در مقابل رنج ناشی از پشیمانی او بسیار ناچیز و محقّر خواهد بود.

 تمامی این موارد که بعنوان مثال ذکر شد و موارد فراوان دیگر در مشارکت شیطان در اموال انسان هاجریان می یابد! و انسان ها غالباً زمانی متوجه زیان ها و خسران های عظیم در این زمینه می شوند که دیگر دیر شده و امکان جبران آن زیان ها وجود ندارد و پشیمانی آن ها از اهمال در این زمینه دائمی خواهد بود. مگر عده قلیلی از انسان ها که یا ابتداءً راه نفوذ شیطان در فضای زندگی خود و مشارکت او در اموال خود را مسدود کردند و یا با دریافت اولین ضربات و مشاهده اولین علائم از مشارکت شیطان با آن ها متذکر شده و خود و اموال خود را در پناه خدای سبحان و محافظانی از طرف او قرار دادند و آن ها کسانی هستند که همیشه و هم در زندگی دنیوی و هم زندگی اخروی مالک اموال و دارائی های خود خواهند بود و بطور دائم از آن اموال سودی عایدشان خواهد شد و آن هم سودی فراوان و دائمی.

هشتم: نکته بسیار مهمی در این زمینه وجود دارد که غالباً مورد غفلت و بی توجهی اکثر مردم قرار می گیرد. و آن عبارت است از قیمت حقیقی و اصلی اشیاء مورد نیاز انسان و قیمت گزاف و غیر حقیقی که گاهی انسان جهت بدست آوردن اشیاء مورد نیاز خود می پردازد.

انسان ها به بعضی از اشیاء نیاز شدید اجتناب ناپذیر دارند مثل غذائی که هر روز مصرف می کنند و لباسی که می پوشند و مسکنی که برای سکونت خود و افراد خانواده خود احتیاج دارند. اما این نوع اشیاء و یا مواد اولیه تشکیل دهنده آن ها بصورت فراوان در فضای زندگی آن ها قرار دارد و در حقیقت این نوع اشیاء مورد نیاز باید خیلی آسان از ناحیه کار و فعالیت خود انسان ها حاصل شود و یا با قیمت بسیار نازلی از دیگران خریداری شود! اما عجیب اینکه عده ای از انسان ها از بدست آوردن مقدار اندکی از مایحتاج روزانه و بسیار ضروری خود محروم می شوند. عده ای دائماً گرسنه هستند و یا داروی مورد نیاز خود را نمی توانند تهیه کنند و هزینه معالجه بیماری های خود را در اختیار ندارند و عده ای مسکنی برای سکونت خود نمی توانند تهیه کنند و عده ای امکان ازدواج و تشکیل خانواده برای آن ها فراهم نمی شود و امثال آن ها.

حال باید دید علت این محرومیت ها چیست؟! آیا مواد غذائی در فضای زندگی انسان ها کم است؟! مگر نه این است که اراده پروردگار عالمیان آب و خاک را به انواع مواد غذائی تبدیل می کند و انسان با کاشتن مقداری بذر و هسته درختان میوه و اندکی فعالیت، صدها و هزاران برابر بذر کاشته شده محصول برمی دارند. مگر یک ساختمان مسکونی از مقداری خاک و آجر و چوب وفلز ساخته نمی شود و این اشیاء هم در فضای زندگی انسان ها بطور فراوان وجود دارد.

باید دید علت اینکه فقط عده ای از انسان ها می توانند مسکن مورد نیاز خود را تهیه کنند و بقیه از داشتن مسکن مطلوب و مورد نیاز محروم می شوند چیست؟! و همینطور محرومیت عده ای از انسان ها از غذای مورد نیاز و لوازم دیگر زندگی.

ادامه این بحث و نتیجه گیری از آن و ارتباط شیطان با انسان ها در مسیر زندگی آن ها و راه برطرف شدن مشکلات آن ها- ان شاء الله تعالی- در بخش بعدی خواهد آمد.

الیاس کلانتری

۱۳۹۸/۱۰/۹

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن