آموزش های آسمانی- ۲۹، تفسیر سوره مدّثّر

۷image_gallery– «وَلِرَبِّکَ فَاصْبِرْ» یعنی: برای پروردگارت صبر کن. مراد این است که دعوت انسان ها بسوی دین خدا و انتشار معارف آن بصورتیکه مورد پذیرش انسان ها قرار بگیرد سختی ها و مشکلات زیادی خواهد داشت و لازم بود رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- آن سختی ها را تحمّل کند و در مقابل آن مشکلات مقاومت بورزد.

صبر یعنی امساک و خویشتن داری و حبس نفس. بنظر راغب صبر عبارت است از حبس نفس بر چیزی که عقل و شرع آن را اقتضاء می کنند، یا از چیزی که از آن باز می دارند، پس صبر لفظ عامی است که بحسب اختلاف موقعیت ها، معانی متعدّدی پیدا خواهد کرد.(۱)

این دستور از نوع دستورات متعارف و متداول و عادی اخلاقی نیست بلکه چون کار رسالت با وجود زمینه های نامساعد و شیوع انواع بت پرستی و موضوع مقابله با مشرکان و بت پرستان طبیعی بود که با مشکلات عظیمی مواجه خواهد شد!

و لازمه غلبه بر آن مشکلات به کار بستن صبر و استقامت عظیمی بود. لذا فرمود: «برای پروردگارت صبر کن» یعنی لازم بود آن صبر و استقامت متناسب با احساس عظمتی از پروردگار عالمیان و جهت حصول رضایت او و با امیدواری به حمایت و امدادی از جانب او همراه باشد. و یعنی به نسبتی که آن رسول گرامی از پروردگارش در قلب و روح خود احساس عظمت می کند و نسبت به ذات قدّوس او محبت و اشتیاق دارد، برای معرفی دین او و انتشار حقایق آن، زحمت ها و درد و رنج ها و سختی ها و مشقّت ها را تحمّل کند.

صبر بطور کلی یعنی با در نظر گرفتن انواع آن- که ذیلاً ذکر خواهد شد- منشأ آثار ارزشمند و مطلوبی برای روح انسان است و عامل تقویت روحیه استقامت در مقابل مشکلات و روابط  بین انسان ها می شود و انسان در مقابل مشکلات زندگی نیاز شدیدی به آن دارد. صبر وقتی جهت رضای پروردگار و به دستور او انجام بگیرد، آثار پربرکتی در روح انسان ایجاد خواهد کرد و موجب تصفیه روح از آلودگی ها و ناخالصی ها خواهد شد.

یکی از خواص روح انسان این است که در اثر انواع صبر در مجموع، لطافت و رقّت خاصی پیدا می کند و بر عکس تصوّر عامه انسان ها، تمتّعات و لذت های ناشی از متاع زندگی دنیوی، عامل تعالی انسان نمی باشد، بلکه فشارهای ناشی از صبر، روح انسان را مقاوم کرده و به آن تعالی و عظمت و استعداد لذت بردن بیشتر را خواهد داد.

صبر از یک نظر به سه نوع تقسیم می شود:

۱-صبر در برابر گناه

۲-صبر در عبادت پروردگار

۳-صبر در مصیبت ها و حوادث ناگوار.

در نوع اول انسان در مقابل میل به گناه و کشش به آن مقاومت می کند و برای رضای پروردگار خواسته های نفس خود را مورد بی اعتنائی قرار می دهد. مثل انسان خشمگین که نفسش او را وادار به تندخوئی و اهانت به دیگران و فحاشی به انسان ها می کند. اما او مقاومت می کند و از عدالت خارج نمی شود و از ارتکاب اعمال خلاف عقل و شرع و اخلاق کریمانه، خودداری می کند.

در نوع دوم با وجود عدم تمایل نفس به یک عمل، انسان خود را به آن عمل وادار می کند، و یا در مقابل عدم تمایل نفس به کیفیت خاصی از یک عمل، همان عمل را با کیفیت معارض با خواسته نفس انجام می دهد. مثلاً در عین حال که بخشیدن مقداری از مال به نیازمندان، مخالف خواسته نفس اوست و کششی به آن کار ندارد، خود را در جهت مخالف کشش نفس قرار می دهد و با خواسته آن مخالفت می کند و خود را به انفاق مال به نیازمندان وادار می کند و یا وقتی به کارهای غیر ضروری اشتغال دارد و یا به لغویات مشغول است، و نفس او در عین حال که در اصل نماز را دوست دارد ولی تمایل به نماز اول وقت و رها کردن آن کار و یا آن اعمال لغو را ندارد، خود را به نماز خواندن در اول وقت وادار می کند.

در نوع سوم، در مقابل مصیبت ها مثل از دست دادن مال و یا صحّت بدن و یا فوت یکی از بستگان، شکیبائی می کند و از حوزه عبودیّت کامل و تسلیم در مقابل خواست پروردگارش خارج نمی شود و از خود استقامت نشان می دهد و با ذکر مستمر پروردگار به روح خود آرامش می بخشد.

سختی ها و مشکلات امر دعوت دینی

از همین آیات مورد بحث و آیات دیگری در قرآن مجید و از حوادث تاریخی در جریان ظهور پیامبران خدا و فعالیت های آموزشی آن ها نسبت به مردم، آشکار می شود که دعوت دینی همه پیامبران خدا با سختی ها و مشکلات زیادی همراه بوده و آن شخصیت های آسمانی بطور مستمر مورد اذیّت مخالفان خود و کفّار و مشرکان قرار می گرفتند. این موضوع و این نوع حوادث، تأمّل برانگیز است و لازم است مورد تحقیق و ریشه یابی متناسب با اهمیّت خاصّ آن، قرار بگیرد، و به چند نکته اساسی در این زمینه توجه بیشتری مبذول شود و اهمّ آن ها عبارتند از:

۱-تمام پیامبران خدا، انسان ها را بطرف نظامی از زندگی دعوت می کردند که بطور کلی و در جهات مختلف دارای ارزش ها و مطلوبیّت های خاص فوق عادی و سرانجام لذت های بی پایانی بود. پس طبعاً باید انسان ها از رفتن بسوی آن استقبال می کردند و به آن علاقه نشان می دادند و با پیامبران خدا در مسیر آموزش انسان ها همراهی و همکاری می کردند. پس باید دید مخالفت ها و کارشکنی ها و مقابله با پیامبران از طرف عده ای از مردم یا گاهی اکثریّت آن ها چه علتی داشت؟!

۲-آموزش ها و اعمال دینی و مجموعاً عبادت خدا بطور کامل با فطریات انسان ها و نیازهای ذاتی آن ها موافق و همراه است و انسان ها بلحاظ کشش های روحی خود به آن ها نیازمند و علاقه مند هستند. پس باید عامل مخالفت خیلی قویتر از خواسته های فطری باشد و باید دید آن کدام است.

۳-مخالفت با پیامبران خدا و کارشکنی در جریان آموزش های آن ها، عمدتاً از افرادی در سنین بالای عمر ظهور می یافت و جوانان در این جهت در موقعیت دیگری قرار داشتند و غالباً زودتر به پیامبران گرایش پیدا می کردند و به آن ها ایمان می آوردند.

۴- مخالفت با دین خدا غالباً و در عمده موارد در آغاز دوره رسالت پیامبران و دعوت دینی آن ها شکل می گرفت، اما بعد از مدتی و در اثر گذشت زمان، از آن مخالفت ها کاسته می شد و مخالفان کمتر و ضعیف تر می شدند و مردم بیشتر به پیامبران خدا و دین آسمانی گرایش پیدا می کردند و به آن ها ایمان می آوردند.

۵-پیامبران خدا- سلام الله علیهم- تماماً دارای شخصیّتی مطلوب و محبوب بین انسان ها و دارای فضائل اخلاقی فراوانی بودند و این موضوع مورد تأیید حتی مخالفان و دشمنان آن ها هم بود! و غالباً کسی مدعی نمی شد که از اخلاق و رفتار یکی از پیامبران خدا رنجشی پیدا کرده یا از ناحیه رفتارهای آن بزرگواران به او ظلمی شده است و امثال آن ها.

6- آموزش های آسمانی
بخوانید

علل اصلی مخالفت ها با دین خدا و پیامبران

بنابر آنچه ذکر شد لازم بود انسان ها به محض شروع دعوت دینی یک پیامبر بسوی او بروند و به او ایمان بیاورند و از او حمایت کنند و در امر دعوت دینی با او همکاری کنند، اما جریان غالب در زمان بعثت و ظهور پیامبران عمدتاً مخالفت ها و کارشکنی ها بوده است و عده اندکی از انسان ها در مسیر ایمان به پیامبران و همراهی و همکاری با آن ها وارد می شدند.

در بررسی علل اصلی مخالفت ها با پیامبران خدا با توجه به آنچه ذکر شد، حقایق عظیمی آشکار می شود که عمده آن ها برمی گردد به موضع گیری دین خدا در برابر شرک و بت پرستی و مشکلات نشأت گرفته از آن در زندگی انسان ها.

برنامه اصلی دین خدا ایجاد یک نوع نظام زندگی است که از علم خدا نشأت گرفته و عهده دار ساختن و هموار کردن جاده ای است امن برای انسان ها در فضای زندگی آن ها جهت رسیدن به مقاصد و خواسته های حقیقی انسان ها بوده است.

از طرف دیگر حکومت های مستقر در جوامع انسانی غالباً در زمان استقرار خود قدرت های زیادی بدست می آورند. و بر مردم تسلّط می یابند و از قدرت حکومتی جهت رسیدن به منافع خود اعمّ از منافع قانونی و شناخته شده و یا منافع غیر قانونی و نامشروع و پنهانی، بهره برداری می کنند. طبعاً برنامه آموزشی پیامبران خدا با اهداف حکومت های خودکامه و جبّار و مسلّط بر اراده مردم، درگیری پیدا می کند و آن ها با قدرت حکومتی خود به مخالفت با پیامبران برمی خیزند و در این نوع مخالفت، از حمایت عامه مردم و افراد جاهل بیشتر بهره برداری می کنند.

طبعاً حکومت های خودکامه و جبّار برای جلب حمایت مردم دروغ هائی هم می بافند و به پیامبران و دین خدا نسبت می دهند! اگرچه عده قلیلی از انسان های آزاد اندیش و دانشمند آن دروغ ها را باور نمی کنند. اما باید دید تعداد آن انسان های آزاد اندیش و عاقل و دانشمند در جوامع انسانی در قیاس با مردم عوام و بی اطّلاع در چه سطحی قرار دارد.

این نوع مخالفت مردم عوام با پیامبران خدا در اثر تحریک حکومت های خودکامه و بطور کلی افراد جاهل جوامع انسانی موارد مشابهی هم دارد و آن مخالفت با دانشمندان و کسانی است که ابتکاراتی در عالم علوم مختلف عرضه کرده اند.

در تاریخ جوامع انسانی و ملل مختلف نمونه های زیادی از مخالفت با دانشمندان و ابتکارات و نوآوری آن ها در عالم علوم مشاهده می شود.

بعنوان نمونه می شود به مخالفتهایی که در جریان اختراع «ماشین بخار» توسط «دنی پاپن» فیزیکدان فرانسوی جریان یافت اشاره کرد به طوری که کشتی بخاری که او ساخته بود توسط مخالفانش شکسته شد. یعنی در برابر آن اختراع که تحولات عظیمی هم در عالم صنعت ایجاد کرد، مخالفتها و کار شکنی هایی به راه افتاد.

 یا مخالفتهایی که با کشفیات و فعالیتهای تحقیقی و پژوهشی «لوئی پاستور» به راه افتاد و دیگر امثال آنها! به طور کلی در تاریخ فعالیتهای علمی دانشمندان و نو آوری ها و اختراعات وکشفیات علمی، حوادث زیان بار و حزن انگیز زیادی به وقوع پیوسته و دانشمندان زیادی مورد اذیت ها و مزاحمت ها قرار گرفته اند و عده ای از آنها حتی جان خود را هم از دست داده اند و به دست مخالفان کشته شده اند. محاکمه گالیله دانشمند و مخترع مشهور ایتالیایی که از نظریه «کوپر نیک» ستاره شناس و ریاضی دان لهستانی دفاع می کرد در تاریخ مشهور است و اگر او از نظریه علمی خودش صرف نظر نمی کرد و باصطلاع توبه نمی کرد بنا بود در دادگاه تفتیش عقاید (انگیزاسیون) محکوم به اعدام و بطور زنده سوزانده شود همچنان که «جردانو برونو» به جهت عدم اعتقاد به نظریه «زمین مرکزی» اعدام شد.

تفاوت پیامبران خدا با دانشمندان عادی انسانی

گفتیم که مخالفت با پیامبران و جلوگیری از فعالیت علمی و آموزشی آنها مشابهاتی هم در طول تاریخ در مورد دانشمندان عادی انسانی داشت. یعنی همچنان که عده ای از مردم جاهل با پیامبران خدا و دین آسمانی به مخالفت بر می خواستند و مزاحمتهایی برای پیامبران خدا ایجاد می کردنند و حتی گاهی اقدام به کشتن آنها می کردند، مثل اقدام علمای یهود برای کشتن حضرت عیسی(ع) و کشتن حضرت زکریا و حضرت یحیی. در مورد عده زیادی از دانشمندان عادی انسانی هم شبیه این وضعیت در نقاطی از جهان برقرار بوده است.اما مزاحمت برای پیامبران خدا از طرف مخالفان دین خدا شدید تر و گسترده تر از مخالفت با دانشمندان عادی انسانی بود و مشکلات آن بزرگواران بیشتر و گسترده تر بود. شدت مخالفت ها با پیامبران علل متعددی داشت از جمله:

الف: دعوت پیامبران خدا و فعالیتهای آنها درباره دین انسانها بود و انسانها قوی ترین کشش های روحی و علاقه های قلبی را نسبت به دین خود دارند. یعنی: دین انسانها اعم از «دین حقیقی» یا «دین تقلبی» و بطورکلی «دین بشری» مطلوبیت شدید و جایگاه رفیعی در بین تمایلات آنها پیدا می کند. یعنی انسانها وابستگی شدیدی به دین خود دارند. که حتی گاهی همه دارائی های خود و بلکه جان خود را هم برای آن هزینه می کنند.

منظور ما در این بحث معنی لغوی و اصلی کلمه «دین» است و نه معنی اصطلاحی آن، ومنظور از آن مجموعه عقاید و افکار و روش زندگی است که هیچ انسانی بدون آن نمی تواند زندگی کند. و بطور کلی همه انسانها دارای نوعی دین هستند، چه دین توحیدی و آسمانی یعنی «دین خدا» و چه صورت های تقلبی از دین خدا و چه ادیان بشری. حتی در این دیدگاه، مشرکان و بت پرستان هم دارای نوعی دین هستند. دین آنها یا صورت تحریف یافته ای از یک دین آسمانی است و یا نظامی است متولد شده از افکار و نظرات یک حاکم و زمامدار و یا یک و یا چند دانشمند!

بهرحال انسانها علاقه و وابستگی شدیدی نسبت به دین خود دارند حتی دین بت پرستی! و پیامبران خدا لازم بود دین انسانها را اصلاح و تکمیل کنند. و انحرافات بوجود آمده در آن را برطرف کنند و این نوع فعالیت با مخالفت عده زیادی از آنها مواجه می شد.

این بحث در بخش بعدی ادامه خواهد یافت. ( ان شاء الله تعالی )

۱۳۹۷/۹/۲۵

الیاس کلانتری

پاورقی:

۱- مفردات راغب، کلمه صبر

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن