تفسیری از دعاهای معصومین (علیهم السلام)، ۲

images

در بخش قبلی از این سلسله مقالات گفته شد که خداوند بعضی از نیازهای انسان ها را از طریق دعا و درخواست آن ها تأمین می کند و در آیات متعددی از قرآن به بندگان خود دستور دعا داده است. و اشاره ای شد به اینکه از یک نظر نعمت ها و عطایای پروردگار از دو طریق به انسان ها می رسد، یکی از طریق دعا و درخواست- به معنی عرفی- و دیگری بدون درخواست و حتی گاهی بدون توجه انسان ها و دریافت کننده های عطایا!

حال اگر کسی بگوید علت و حکمت این نوع رفتار خداوند کدام است و چرا خداوند همه نیازهای بندگان خود را بدون دعا به آن ها عطا نمی کند و آن ها احتیاج به دعا پیدا می کنند؟!!!

در جواب این سؤال عرض می کنیم: در جانداران دیگر- غیر از انسان- غالباً نیازهای آن ها به زندگی و وسایل و لوازم آن از ناحیه الهامات غریزی و مجموعاً هدایت تکوینی حاصل می شود. و در انسان هم بخشی از نیازهای او از همین طریق و شبیه به آن ها تأمین می شود اما نوعی از لوازم زندگی، بالخصوص نوع انسانی آن یعنی «زندگی انسانی» لازم است از طریق دعا حاصل شود. بطور کلی به این سؤال دو نوع پاسخ می شود داد: یکی پاسخ اجمالی و در حد اصل سؤال، دیگری پاسخ تفصیلی و بصورت بیان چگونگی این سنت و اراده خداوند- عزّوجلّ- و ما پاسخ تفصیلی را به فرصت دیگر و مناسبتی در تفسیر متن بعضی از دعاها موکول می کنیم، اما به پاسخ اجمالی این سؤال در همین بحث اشاره ای می کنیم و آن اینکه:

انسان بجهت نوع زندگی خود و خواص روحی که در او دمیده شده و ارزش های وجودی خود و مقصد عظیمی که خداوند از آفرینش او برای او در نظر گرفته، احتیاج به دعا دارد و دعا در روح او تأثیراتی ایجاد می کند که او به آن ها احتیاج دارد و این احتیاج بطور مستمر در وجود او برقرار می باشد! بطور قطع دعا به منظور اطلاع دادن از نیازهای انسان به خداوند نیست، بلکه علم خداوند به همه چیز احاطه دارد، و حتی به نیازهایی که خود انسان ها به آن ها علم یا توجه ندارند! قابل توجه است که دعا باید در انسان، تغییری ایجاد کند نه در خداوند! و اگر دعا به صورتی بود که در انسان تغییری ایجاد کرد و ظرفیت وجودی و روحی او را برای دریافت رحمت پروردگار گسترش داد، آن دعا بطور قطع مستجاب خواهد شد!

ما بقیه مطالب مربوط به دعا بالخصوص بحث علمی و عقیدتی مربوط به استجابت دعا را به مباحث تفسیری اصل دعاها موکول می کنیم و با اشاره ای به یک موضوع اساسی در دعاهای ذوات مقدسه معصومین (علیهم السلام) این مبحث مقدماتی را به پایان می رسانیم و وارد بحث در شرح و تفسیر بعضی از دعاها خواهیم شد. و آن موضوع عبارت است از اینکه:

خداوند در تمام عوالمی که آفریده، نظامات و سنت هائی را برقرار کرده است و آن سنت ها بطور مستمر در همه عوالم جریان دارد، آن چه دانستن آن برای انسان ها بسیار ضروری است و نقش اساسی کامل در زندگی آن ها دارد، این است که اراده های خداوند و الطاف و نعمت های او برای انسان ها از طریق آن نظامات و آن سنت ها جریان می یابد و انسان ها برای دسترسی به الطاف و نعمت های پروردگار عالم، احتیاج به شناسائی آن نظامات و سنت ها دارند. اما شناسائی کامل آن نظامات و سنت ها احتیاج به علم و بصیرت و قدرت روحی رهبران آسمانی یعنی ذوات مقدسه پیامبران خدا و اهل بیت عصمت و طهارت ( سلام الله علیهم اجمعین) دارد. در کلام ذوات مقدسه معصومین (علیهم السلام) و در دعاهای آن ها نظامات حاکم بر عالم و سنت های پروردگار به صورت های کامل معرفی شده است.

انسان ها می توانند از طریق آشنائی با ذخائر علمی متمرکز در دعاهای رهبران آسمانی به منابع عظیمی از علم و قدرت پروردگار عالمیان راه یابند.

رحمت خداوند اگر چه بی پایان است، اما در مجاری معینی جریان می یابد و ما می توانیم آن ها را «مجاری رحمت خداوند» بنامیم. علم رهبران آسمانی و قدرت روحی آن ها می تواند عامل برقراری ارتباط بین انسان ها و مجاری رحمت خداوند شود.

جالب توجه است که محرومیت انسان ها از مراتبی از رحمت خداوند و بعضی از نعمت های او به همین موضوع ارتباط دارد و اکثر انسان ها به این موضوع علم یا توجه ندارند. یعنی جهل آن ها نسبت به سنت های خداوند و مجاری رحمت او یا غفلت از بعضی جهات موضوع، موجب محرومیت ها و فقرها و گرفتاری ها می باشد. و بطور کلی بهره مندی زیاد از نعمت ها و یا محرومیت و کم بهره بودن عده ای از انسان ها، به موقعیت علمی و فکری و عقیدتی و رفتاری خود آن ها مربوط می شود و آن ها ندانسته و از ناحیه بی اطلاعی، آن محرومیت ها را به خداوند نسبت می دهند- بمعنای متعارف- و عده ای در این موضوع سر در گم هستند و یا اصلاً فکری نمی کنند و یا فکرشان به جائی نمی رسد. بعنوان مثال:

اگر ساختمانی را در نظر بگیریم که پنجره های آن رو به آفتاب نیست و آفتاب داخل آن ساختمان یا بعضی از اطاق های آن نمی تابد. و کسانی که در آن ساختمان یا بعضی از اطاق های آن زندگی می کنند، از فواید و آثار تابش نور آفتاب محروم هستند. آیا این محرومیت در این صورت به آفتاب و قوانین حاکم بر تابش نور آن مربوط می شود، یا موقعیت ساختمان؟! آیا محرومیت ساکنان آن ساختمان از ناحیه کمبود نور آفتاب است!! و یا به منظور صرفه جوئی و ذخیره کردن آن می باشد؟! و آیا اگر عده ای در این زمینه از نور آفتاب محروم و یا کم بهره شدند، نور و حرارت آفتاب ذخیره می شود؟! جواب این سؤالات روشن است و این محرومیت فقط از ناحیه موقعیت ساختمان است. و نور حرارت آفتاب با وجود فراوانی عظیم آن به داخل این نوع ساختمان نخواهد تابید. تابش نور آفتاب یک پدیده قانونمند است و هرگز به سراغ کسانی که در ساختمان های زیر زمینی قرار دارند، نخواهد رفت، بلکه این انسان ها هستند که باید خود را در معرض تابش آن منبع عظیم نور و حرارت قرار بدهند. رحمت خداوند هم در جهات مختلف زندگی شبیه همین جریان تابش آفتاب است، یعنی بصورت قانونمند و در مجاری معین جریان دارد و لازم است انسان ها جهت بهره مندی از آن و ازدیاد بهره مندی و گسترش آن، مجاری مورد بحث را شناسائی کنند! و به سراغ آن ها بروند.

تفسیری از دعاهای معصومین (علیهم السلام)، 4
بخوانید

علم و یا جهل انسان ها نسبت به سنت های پروردگار عالم و مجاری رحمت او، آن سنت ها را تغییر نمی دهد و مسیر جریان قانونمند رحمت او را عوض نمی کند. آنچه در این نظام قانونمند اهمیت اساسی دارد آن است که خداوند این سنت ها را به انسان ها معرفی کرده است و مجاری رحمت خود را به آن ها نشان داده است. عامل معرفی سنت های خداوند علم و رفتار و سخنان رهبران آسمانی است! و بی اعتنائی به آموزش های آن ها سبب محرومیت ها و خسران ها عظیم هم در زندگی دنیوی و هم در مقصد آفرینش انسان یعنی زندگی اخروی خواهد شد.

بعنوان مثال: در رفتارهای متداول بین انسان ها غالباً بخشش مال و انفاق آن به دیگران در صورت داشتن مال و ثروت بیشتر از حد نیاز انجام می گیرد. یعنی وقتی یک فرد از انسان ها مقداری مال بیش از حد نیاز خود و یا خانواده خود را در اختیار داشت، گاهی مقداری از آن و یا نهایتاً همه آن مقدار اضافه بر نیاز را به دیگران عطا می کند، اما اگر درآمد یک فرد و یا پس انداز او کمتر بود و فقط جهت رفع نیازهای خود او کفایت می کرد، او انفاق را غالباً قطع می کند! و در رفتارهای انسان ها  غالباً متداول نیست که انسان فقیر مقداری از مال اندکی را که در اختیار دارد، انفاق کند! اما می بینیم در سخنان امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) مطلبی شگفت انگیز و بر خلاف رفتار متداول بین غالب انسان ها به آن ها گفته شده، و آن مطلب عبارت است از توصیه به انفاق در صورت ابتلاء به فقر و کمبود مال. بطوریکه آن حضرت فرمود:

«إِذَا أَمْلَقْتُمْ فَتَاجِرُوا اللَّهَ بِالصَّدَقَهِ»(۱) یعنی وقتی فقیر شدید از طریق صدقه دادن، با خداوند تجارت کنید! منظور امیرالمؤمنین این است که صدقه دادن فقر را برطرف می کند، چون خداوند صدقه انسان و انفاق او را به نیازمندان، چند برابر پاداش می دهد!

همچنین امام علی (علیه السلام) کلام دیگری در این زمینه دارد و آن اینکه می فرماید:

«اسْتَنْزِلُوا الرِّزْقَ بِالصَّدَقَهِ»(۲) یعنی: رزق خدا را با صدقه دادن بسوی خود نازل ]و جاری[ کنید.

امام (علیه السلام) در این دو قطعه از کلام خود، یکی از سنت های خداوند را به انسان ها معرفی کرده است و آن اینکه انفاق مال بالخصوص وقتی که انسان دچار فقر و تنگی معیشت شده، عامل ازدیاد رزق و رفاه می شود، چون خداوند به انفاق انسان ها، بالخصوص از مال اندک خود پاداش چند برابر عطا می کند. موضوع ازدیاد مال و رسیدن به رفاه در اثر انفاق در تعدادی از آیات قرآن ذکر شده است، بطوریکه خداوند می فرماید:

«مَثَلُ الَّذِینَ ینْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّهٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِی کُلِّ سُنْبُلَهٍ مِائَهُ حَبَّهٍ وَاللَّهُ یضَاعِفُ لِمَنْ یشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ» (البقره/۲۶۱) یعنی: مثل کسانیکه اموال خود را در راه خدا انفاق می کنند مانند دانه ای است که هفت سنبل برویاند و در هر سنبلی صد دانه باشد، و خداوند برای کسانیکه که مشیّتش تعلق بگیرد چندین برابر عطاء می کند و خداوند وسعت دهنده علیم است.

آیات دیگری هم در قرآن در این زمینه وجود دارد و این آیه را بعنوان نمونه ذکر کردیم. پس این سنت خداوند در عالم دنیا و در فضای زندگی انسان ها برقرار است، چه انسان ها آن را بدانند و چه ندانند و چه به آن توجه و عمل کنند و چه از آن غافل یا به آن بی اعتناء باشند!

این نوع توجه به سنت های خداوند که هیچ گونه غفلتی در آن دخالت ندارد، و هیچ گونه بی اعتنائی به آن راه پیدا نمی کند، مخصوص حالات روحی رهبران آسمانی است و بخش عظیمی از آموزش های آن ها در ضمن دعاهائی که از آن بزرگواران نقل شده قرار دارد.

بیان تفصیلی در مورد مجاری رحمت خداوند و ارتباط دعاهای ذوات مقدسه معصومین (علیهم السلام) با آن ها و سنت های خداوند را به مباحث مربوط به شرح و تفسیر دعاهای انتخاب شده موکول می کنیم.

الیاس کلانتری

۱۳۹۵/۱۱/۲۵

پاورقی ها:

۱-نهج البلاغه، حکمت ۲۵۸

۲-همان، حکمت ۱۳۷

 

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن