درس هائی از نهج البلاغه، ۱۶

67_1تفسیر خطبه متقین (همام)

کلیات

*متقین از ناحیه توجهات پی در پی و انجام اعمال صالح و پاکی روح مرتبه ای از علم به بهشت و نعمت های آن را در همین زندگی دنیوی دریافت می کنند.

*متقین در دنیا در موقعیتی قرار می گیرند مثل اینکه بهشت در مقابل چشمان آنها قرار گرفته است.

*منظور از زفیر و شهیق جهنم و آتش آن چیست؟!

*پرده های رنگارنگ فریبنده دنیا از مقابل چشمان متقین کنار رفته و آنها آن طرف این پرده ها را می بینند.

*متقین اموال خود را کجا مصرف می کنند؟!

*تأثیر آیات تشویقی و تخویفی در ادراکات متقین .

* توجه خاص متقین از عالم دنیا به بهشت و جهنم.

* متعالی ترین و برترین و مهم ترین درخواست امام حسین ـ علیه السلام ـ از خداوند

*ترسیمی از حالات متقین در نمازهای شب

* * * * * * * *

 16ـ«فَاِذا مَرُّوا بِآیَه فیها تَشْویقٌ رَکَنُوا اِلَیْها طَمَعاً، وَ تَطَلَّعَتْ نُفُوسُهُمْ اِلَیْها شَوْقاً، وَ ظَنُّوا  اَنَّها نُصْبَ اَعْیُنِهِمْ» یعنی: وقتی به آیه ای می رسند که در آن تشویقی [به بهشت و پاداش خداوند] وجود دارد، با امیدواری به آن تکیه می کنند و نفوسشان از اشتیاق به سوی آن پر می کشد و می پندارند که بهشت موعود و پاداش های خداوند مقابل چشمان آنها قرار گرفته است. یعنی آنها به صرف تلاوت الفاظ آیات قرآن اکتفاء نمی کنند بلکه نوری از آیات قرآن در دلهای آنها نفوذ می کند، و وقتی به آیات مربوط به بهشت و نعمت های آن می رسند، اشتیاق ورود به جوار پروردگار عالمیان فضای روح آنها را پر می کند، و آنها آنچنان تحت جاذبه آیات تشویقی قرار می گیرند، که گوئی بهشت و نعمت های آن مقابل چشمان آنها قرار گرفته است.

متقین از همین عالم دنیا مرتبه ای از علم به بهشت و نعمت های آن را دریافت می کنند. و مرتبه ای از لذت روحی آنها از همین زندگی دنیوی شروع می شود. این حالت روحی در آنها از توجهات پی در پی مستمر و انجام اعمال صالح و پاکی روح حاصل می شود. آنها از ناحیه بی اعتنائی به متاع دنیا و فراغت از اشتغال به آن، روح خود را آزاد کرده اند و پرده های فریبنده و رنگارنگ زندگی حقیر دنیا را از مقابل دیدگان واقع بین خود کنار زده اند، و اگر مالی هم در اختیار شان قرار گرفت آن مال را عمدتاً جهت رفع نیازهای ضروری اهل و خاندان خود و دیگران و بطور کلی نیازمندان صَرف می کنند و درباره خود به زندگی ساده و کم هزینه ای اکتفاء می کنند. روح آنها محبوس و گرفتار نیست و آزادانه در فضای زندگی دنیا بسوی آن مقصد متعالی در حال پرواز هستند.

۱۷ـ «وَ اِذا مَرُّوا بِآیَه فیها تَخْویفٌ اَصْغَوْا اِلَیْها مَسامِعَ قُلُوبِهِمْ، وَ ظَنُّوا اَنَّ زَفیرَجَهَنَّمَ وَ شَهیقَها فى اُصُولِ آذانِهِمْ» یعنی وقتی به آیه ای از قرآن می رسند که ترساننده و هشدار دهنده [به عذابهای جهنم] است، گوشهای قلب خود را به آن می سپارند، و چنین می پندارند که زفیر و شهیق جهنم در درون گوشهایشان فرو می رود.

زفیر: خارج کردن نَفَس است وقتی با صدا و حزن همراه باشد و همچنین به صدای آتش گفته می شود که بشدت می سوزد. شهیق در نفس کشیدن مقابل زفیر است و مجموعاً به صدای بسیار وحشتناک جهنم در دو حالت مختلف آن ، زفیر و شهیق گفته می شود.

متقین وقتی به آیات تخویفی، یعنی آیات مربوط به جهنم و عذابهای آن و آیات مربوط به مجازات های خداوند در مقابل گناهان می رسند و آنها را تلاوت می کنند، در کمال نگرانی به آن آیات توجه می کنند و توجهات آنها به این نوع از آیات بقدری عمیق است که گوئی جهنم ـ پناه می بریم به رحمت و غفران خداوند ـ مقابل آنها قرار گرفته و آنها صدای وحشتناک آتش جهنم را می شنوند.

مجموعاً عمده توجهات متقین موضوع بهشت و جهنم است و اشیاء و کارهای دیگر و رفع نیاز های زندگی دنیوی حداقل فکر و قوای وجودی آنها را به خود اختصاص می دهد رفتارهای آنها مثل مسافری است که با تمام اشتیاق و جدیت رو به طرف مقصدی بسیار مهم و مطلوب در حرکت است، و اندکی از  وقت و امکانات خود را صرف مقداری استراحت در کنار جاده و صرف مقداری غذا جهت رفع گرسنگی می کند و تمام همت او در رسیدن سریع تر به آن مقصد مطلوب است، بالخصوص که اگر امکان وقوع خطراتی در جاده وجود داشته باشد و هم اینکه در آن مقصد مدتهای طولانی و یا تا آخر عمر اقامت خواهد کرد و احتیاج به مال و دارائی و مسکن و لوازم دیگر زندگی خواهد داشت.

وقتی مقصد یک مسافر بسیار مطلوب و محل زندگی دائمی او باشد و همچنین خطراتی هم در جاده او را تهدید کند و خطر سقوط از پرتگاههای کنار جاده هم وجود داشته باشد، طبعاً عمده فکر و ذکر آن مسافر به ادامه سفر با سرعت مناسب و صَرف وقت اندک برای استراحت در کنار جاده و همراه داشتن و ذخیره کردن لوازم زندگی مورد نیاز درمقصد خواهد بود

 اما در مقابل گروه عظیمی از انسانها هستند حتی عده ای از کسانی که عقیده به زندگی اخروی و بهشت و جهنم دارند، که فکر و قوای ذهنی آنها و همه امکانات زندگی آنها به همین زندگی موقتی و متاع آن تعلق یافته و روح آنها در دامهای یا پرتگاههای کنار جاده محبوس شده و سقوط کرده! در حدی که اندک توجهی به اینکه هر ساعتی و هر روزی امکان دارد زندگی دنیوی آنها به پایان برسد و آنها منتقل شوند به عالمی که آنجا را نمی شناسند و همه امکانات زندگی آنها هم از دستشان خارج شود و در اختیار دیگران قرار بگیرد و آنها در عالم بعدی و محل زندگی دائمی احتیاج زیادی به لوازم زندگی از نوع متناسب با آنها خواهند داشت و لازم خواهد شد که مسافت طولانی را طی کنند تا به مقصد مورد نیاز خود برسند.

تفسیر خطبه متقین (همام)
بخوانید

یک علت اصلی توجهات عمیق متقین به مقصد حیات و نگرانی از پرتگاههای جاده منتهی به آن، قرائت مکرر و زیاد آیات قرآن در نماز و غیر آن است! آنها با آیات خداوند مأنوس هستند و از توجه به آنها شدیداً لذت می برند، حال چه تلاوت آیات، یا تفکر در معانی آنها، و چه تدبر در موضوعات مطرح شده در آیات، چه مطالعه در تفسیر آیات و معانی عمیق و دقیق آنها.

در مجموع قرآن کریم در صدها آیه و بلکه بیشتر از حدود یک هزار آیه موضوع زندگی اخروی و نحوه آن و فضای آن زندگی یعنی بهشت و نعمت های آن و خطر سقوط در جهنم و عذابهای آن ذکر شده و طبعاً متقین مورد بحث، با تلاوت زیاد قرآن روزی ده ها و صدها بار در معرض تأثیرات عمیق عموم آیات مربوط به بهشت و جهنم فرا می گیرند و آن وضعیت روحی مورد بحث از همین توجهات پی در پی حاصل می شود.

۱۸ـ «فَهُمْ حَانُونَ عَلَی أَوْسَاطِهِمْ ،مُفْتَرِشُونَ لِجِبَاهِهِمْ وَ أَکُفِّهِمْ وَ رُکَبِهِمْ وَ أَطْرَافِ أَقْدَامِهِمْ یَطْلُبُونَ إِلَی اللَّهِ تَعَالَی فِی فَکَاکِ رِقَابِهِمْ »یعنی: آنها [ برای خداوند در حال نماز] قامت خود را خم می کنند و پیشانی و کف دستها و زانوها و نوک انگشتان پاهای خود را بر زمین می گسترانند، از خداوند درخواست می کنند که گردنهای آنها را از آتش جهنم آزاد کند.امام ـ علیه السلام ـ وضعیت و حالت متقین را، در نماز شب با زیباترین صورتها و رساترین عبارات ترسیم فرموده است! و حالت قیام و رکوع و سجده آنها را در نمازهای زیاد و طولانی در شبها مجسم کرده است. این عبارات با چند رکعت نماز کوتاه در شبها تناسبی ندارد!بلکه بطور آشکار دلالت به نماز های زیاد و طولانی و با حضور قلب دارد.

قیام و رکوع و سجده از بارزترین اجزاء نماز است در رفتارهای متقین نمازهای واجب شبانه روزی و نمازهای مستحبی یعنی نوافل ، بالخصوص نماز در شب ، موقعیت رفیعی دارد! آنها با اشتیاق و احساس لذت خاصی، نماز می خوانند و نشاط روحی آنها و قوای روحی برای فعالیت ها و آرامش قلوب آنها از نمازهای طولانی و زیاد تأمین می شود.

 نماز نوعی «ذکر الله» است! و تلاوت آیات قرآن هم، نوعی ذکر الله است و بخشی از نماز هم مشتمل بر تلاوت سوره ها و آیاتی از قرآن است و انسان در حال نماز، بالخصوص نمازهای مستحبی آن هم در شب و وقت فراغت از امور زندگی دنیوی و بصورت دور از توجهات دیگران گوئی در مسیر نهری زلال از عطری خوشبو قرار گرفته و در نتیجه تمام وجود او معطر می شود و بوی خوش آن عطر در تمام فضای روح او نفوذ می کند.

آنها در حال نماز و قیام و رکوع وسجود آن بطورمستمر از پرودگار عالمیان و رحمت بی پایان او، نجات از آتش جهنم را در خواست می کنند. و این خواسته در رأس تمام مطلوبها و دعاهای آنها قرار دارد.

عظمت موضوع نجات از آتش جهنم و ورود به بهشت در حدی است که هیچ معیاری برای ارزیابی و سنجش بهای حقیقی آن وجود ندارد و این عظمت بالاتر از حد قدرت تفکر و ادراک انسان در دنیا است و ادراک حقیقی و کامل آن بعد از خروج انسان و قوای ادراکی و روح او از عالم دنیا امکان پذیر خواهد شد!

برای روشن شدن جهتی از این عظمت و جلالت، کفایت می کند توجه به کلامی ازحضرت سید الشهداء امام حسین (علیه السلام) که در آخر دعای مشهور خود در روز عرفه در صحرای عرفات، اظهار کرده و آن کلام این است.

«اَسْئَلُکَ اَللّهُمَّ حاجَتِىَ الَّتى اِنْ اَعْطَیْتَنیها لَمْ یَضُرَّنى ما مَنَعْتَنى وَاِنْ مَنَعْتَنیها لَمْ یَنْفَعْنى ما اعْطَیْتَنى، اَسْئَلُکَ فَکاکَ رَقَبَتى مِنَ النّارِ» (۱)  

یعنی: پروردگارا از تو درخواست می کنم آن حاجتم را که اگر آن را به من عطا کنی، دیگر از هر چیز دیگری محرومم کنی زیانی به من نمی رساند، اما اگر [ آن را عطا نکنی و ] مرا از آن محروم سازی ، هر چیز دیگری را عطا کنی نفعی برای من نخواهد داشت، از تو درخواست می کنم نجات خودم را از آتش!!! یعنی ارزش این یک حاجت از تمام درخواستهای دیگر بالاتر و برتر است وبا وجود آن هیچ مشکلی در کار نخواهد بود وبا نبود آن تمام دارائی ها هیچ ارزشی نخواهد داشت.

بسیار جالب توجه است که این سخن از شخصیتی صادر شده است که خود او وبرادر بزرگوارش امام حسن مجتبی  ـ علیهما السلام ـ طبق فرموده پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه آله و سلّم ـ دو سرور جوانان اهل بهشت و در روز قیامت به منزله دو گوشواره عرش پروردگار خواهند بود.

امام حسین ـ علیه السلام ـ که زینتی برای بهشت است و رفعت مقام او نزد پروردگار عالمیان فوق حد ادراک عادی انسانها است! اما عنایات و الطاف پروردگار عالمیان ـ جل جلاله ـ و عزت و کبریا و عظمت او و درمقابل عظمت مجازات او و قطع توجه و عنایت او از بنده ها در حدی است که امام ـ علیه السلام ـ چنین درخواستی را از مقام او دارد

 1397/6/15

الیاس کلانتری

پاورقی:

۱ـ دعای عرفه اما حسین (علیه السلام )

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن