درس هائی از نهج البلاغه، ۱۷

67_1تفسیر خطبه متّقین (همام)

کلیات

*اخلاق فردی و اخلاق اجتماعی انسان

* صفاتی از متقین که ارتباط عمیقی به اخلاق اجتماعی آنها دارد

* اعمالی که مربوط به اخلاق فردی و شخصی انسان است

* اعمالی که مرتبط به زندگی اجتماعی انسان و روابط با دیگران دارد.

* در این عبارت از خطبه شریف امام ـ علیه السلام ـ عمدتاً اخلاق اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است.

*اکثر انسانهابه اخلاق اجتماعی و وظایف خود در باره دیگران توجهی ندارند.

* در آموزش های دینی خوش رفتاری در منزل و با افراد خانواده، و در رأس آنها پدر و مادر اکیداً و شدیداً مورد سفارش قرار گرفته است.

* درزندگی اجتماعی اختلافاتی بین انسانها به وجود می آید، و لازم است انسانها برای رعایت حقوق خود و دیگران به بعضی از اصول اخلاقی پایبند باشند.

* زندگی انسان بدون اجتماع با یکدیگر و همکاری متقابل افراد با یکدیگر تقریباً امکان پذیر نیست.

*ضرورت برقراری نظامی قانونی و با اصول شناخته شده برای تأمین منافع افراد در جوامع انسانی .

*در یک جامعه حتی بسیارکوچک، یکی از افراد آن نمی تواند به هر صورتی که مطابق خواسته های او بود رفتار کند.

*انسانها به رعایت اخلاق اجتماعی حتی جهت رسیدن به منافع خود احتیاج دارند.

* * * * * * * * * *

۱۹-«وَ أَمَّا النَّهَارَ فَحُلَمَاءُ عُلَمَاءُ أَبْرَارٌ أَتْقِیَاءُ» یعنی: اما آن ها (متّقین) هنگام روز بردباران، دانشمندان، نیکوکاران و صاحبان تقوا هستند. حلماء از حلم بمعنی خویشتنداری و بردباری است. این چهار صفت مذکور در کلام شریف امام- علیه السلام- ارتباط عمیقی به اخلاق اجتماعی دارد. لازم به تذکر است که بعضی از رفتارهای انسان عمدتاً جنبه شخصی و خصوصی دارد، یعنی به شخص خود او ارتباط می یابد، مثل نمازی که در شب ها و به دور از توجهات دیگران می خواند و یا روزه های مستحبی که بدون اطلاع دیگران می گیرد و یا ذکر الله و ارتباط با خداوند و راز و نیاز پنهانی با او! و توبه ها و استغفارها و قرائت کتاب خدا در خلوت ها. بعضی دیگر از اعمال ارتباط محدودی با دیگران دارد مثل احترام به والدین و تکریم همسر و فرزند و کمک به یک فقیر بصورت پنهانی و بدون اینکه مورد توجه دیگران قرار بگیرد.

 

اما نوع دیگری از رفتارها و اخلاق انسان ها به جامعه ای که انسان در آن زندگی می کند و گاهی به جوامع انسانی دیگر و حتی عموم انسان ها و به جامعه جهانی ارتباط می یابد. رفتارها و اخلاق نوع اول را می توانیم «اخلاق فردی و شخصی» بنامیم، اما رفتارهای نوع دوم و سوم و امثال آن ها را می شود «رفتارهای اجتماعی» نامید.

رفتارها و اخلاق فردی و شخصی بیشتر به شخص انسان و زندگی شخصی او ارتباط پیدا می کند، و اگر هم در دید وسیع تر ارتباطی با زندگی دیگران داشت، آن ارتباط چندان مورد توجه قرار نمی گیرد. مثل اینکه اگر کسی اهل نمازهای مستحبی و همچنین روزه مستحبی و ذکر و استغفار باشد، این رفتارها در اخلاق و شخصیت او تأثیر گذار خواهد بود و فواید آن اخلاق به دیگران هم خواهد رسید.

در این عبارت از کلام شریف عمدتاً اخلاق اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است! و صفاتی که برای متّقین ذکر شده به این جهت از اخلاق و رفتارهای آن ها مربوط می شود. قابل تذکر است که متأسفانه اکثر انسان ها به اخلاق اجتماعی و وظایف خود در مورد دیگران و مجموع افراد جامعه خود توجهی ندارند و نهایتاً جنبه های شخصی اخلاق و رفتار خود را در نظر می گیرند! و از این بی اعتنائی به اخلاق اجتماعی زیان ها و خسران های زیادی به افراد جامعه و همچنین به شخص خود او و افراد خانواده اش می رسد.

جهتی از اخلاق اجتماعی انسان عمدتاً به افراد خانواده و بستگان نزدیک او ارتباط پیدا می کند. طبعاً وقتی چند نفر انسان در یک خانواده زندگی می کنند، منافع مشترک زیادی با یکدیگر خواهند داشت. مثل اینکه یک مرد بعنوان مدیر یک خانواده، طبعاً وظایفی در مقابل همسر و فرزندان خود باید بعهده بگیرد، یعنی وقتی او تمایل به ازدواج با فردی پیدا می کند، و اقدامی در این جهت انجام می دهد، لازم است لوازم و امکانات یک زندگی مشترک را با همسرش فراهم کند و نیازهای او را تأمین کند و از او مراقبت کند!

همینطور همسر او وقتی پیشنهاد ازدواج یک مرد را می پذیرد و یا خودش به مردی پیشنهاد ازدواج می دهد، باید وظایفی را برای تشکیل یک خانواده و برقراری آن و تأمین منافع مشترک به عهده بگیرد.

همچنین وقتی پدر و مادر یک انسان به کمک او احتیاج دارند، او موظف به مراقبت از آن ها و کمک به آن ها و ملاطفت و مهربانی نسبت به آن ها می باشد، و در مراقبت بعدی کمک به بستگان نزدیک تر مثل برادران و خواهران و دیگران.

 در آموزش های دینی خوشرفتاری در منزل و با افراد خانواده و در رأس آن ها پدر و مادر شدیداً و اکیداً مورد سفارش قرار گرفته است! و برای این گونه رفتارها پاداش های عظیمی از طرف خداوند تعیین شده است.

اما اخلاق و رفتارهای اجتماعی یک انسان و یک مؤمن منحصر به این ها یعنی به عهده گرفتن وظایفی در مقابل والدین و همسر و فرزندان و بستگان دیگر نمی شود، بلکه یک انسان، بالخصوص یک مؤمن و پیرو دین آسمانی لازم است وظایف زیادی را نسبت به همسایگان و شهروندان و مجموع افراد جامعه به عهده بگیرد! چون انسان ها در یک جامعه منافع مشترک زیادی دارند و گاهی بین بعضی افراد اختلافاتی در زندگی اجتماعی و حقوق مشترک به وجود می آید. پس لازم است انسان ها برای تأمین منافع خود و دیگران و برقراری نظامات جامعه به بعضی از اصول اخلاقی در عمل پای بند باشد.

بعنوان مثال: یک جامعه حتی کوچک مثل یک روستا احتیاج به مدرسه ای برای تحصیل کودکان دارد و طبعاً هزینه تأسیس آن مدرسه و برقراری آن را اهل آن جامعه و حکومت باید بپردازند. اگر چه حکومت هم از طریق دریافت مالیات از خود همان مردم، متصدی این کار شود. همچنین یک جامعه که محل سکونت و زندگی عده ای قابل توجه از انسان ها است، احتیاج به برقراری یک بیمارستان و یا درمانگاهی کوچک چه در خود آن جامعه چه نقاط نزدیک به آن دارد برای مراجعه بیماران و معالجه آنها. و باز همچنین افراد یک جامعه به یک پایگاه  و مرکز استقرار عده ای پلیس و امثال آن دارند که امنیت اهل آن جامعه را برقرار کند! و افراد آن جامعه برای ایجاد آن سازمان ها و مؤسسات و اداره آنها لازم است وظایفی بر عهده بگیرند و هزینه هائی برای اداره جامعه بپردازند.

اگر بین افراد آن جامعه اختلافاتی پیش آمد و آن اختلافات منتهی به درگیری ها و مشاجرات و مقابله افراد و گروه ها با یکدیگر شد، رفع آن اختلافات و یا جلوگیری از آنها و ایجاد فضای امن برای مردم و صلح و آرامش بین آنها وظیفه عموم اهل جامعه است.

بطورکلی زندگی اجتماعی فواید عظیمی برای انسانها دارد، تاحدی که زندگی انسان ها بدون اجتماع با یکدیگر و همکاری متقابل افراد تقریباً امکان پذیر نیست!

و اگر یک یا چند نفر ناچار بشوند بطور موقتی و کوتاه مدت در جائی بصورت فردی استقرار یابند، آن نوع زندگی با مشقت ها و محرومیت ها و سختی ها توانفرسائی همراه خواهد بود. یعنی یک فرد و یا یک خانواده طبعاً نمی توانند درمحل سکونت خود یک مدرسه یا یک درمانگاه یا یک نیروگاه برق یا یک مرکز پلیسی و امثال آنها را ایجاد و اداره کنند!

در زندگی اجتماعی طبعاً بین مردم اختلاف نظرها و برخوردهائی پیش می آید. مثل اینکه فردی با رفتارهای خود مزاحم همسایگانش می شود. و آسایش و امنیت آنها را در هم می ریزد و یا فردی در آن جامعه رفتارهای خلاف اخلاق عمومی انجام می دهد و فضای جامعه را دچار اغتشاش می کند و رفتارهای او عامل بد آموزی جوانان و کودکان و اشاعه منکرات می شود.

درس هائی از نهج البلاغه - 18، تفسیر خطبه متّقین (همام)
بخوانید

پس طبعاً برای تأمین آسایش و رفاه و امنیت افراد آن جامعه و تأمین حقوق طبیعی و قانونی انسانها، نیاز به برقراری نظامی قانونی و اخلاق و رفتارهای معّین شناخته شده و مورد پذیرش عموم افراد وجود دارد! و یک یا چند نفر از افراد آن جامعه حق ندارند به صورت دلبخواه و مطابق هواهای نفسانی خود زندگی کنند.

بعنوان مثال: یک فرد از افراد آن جامعه نمی تواند اتومبیل خود را در وسط یک خیابان باریک پارک کند و آنجا را ترک کند و راه عبور مردم را مسدود کند و یا یک یا چند نفر نمی توانند به شبکه آبرسانی جامعه آسیبی بزنند و مردم را از دسترسی به آب مورد نیاز محروم کنند.

حتی در یک جامعه کوچک بنام خانواده یکی از افراد آن جامعه مثلاً پدر و مدیر خانواده نمی تواند به هر صورتی که مطابق خواسته های شخصی او بود، رفتار کند فرضاً همسر و فرزندانش را اذیت کند و حقوق آنها را ضایع کند ویا  همسر او همینطور  لازم است لوازم آسایش مدیر خانواده و فرزندان را در حد توان خود برقرار کند و پدر خانواده و فرزندان هم لازم است از زحمات او قدردانی و او را تکریم کنند! و عشق مادری و وفاداری به همسر را در او تقدیس کنند! و موجبات آسایش و آرامش او رافراهم کنند! و در نظر بگیرند که عدم رعایت حقوق و نیازههای ما در خانواده از طرف مدیر و سرپرست خانواده و فرزندان آثار نامطلوب زیادی به وجود خواهد آورد و ناراحتی و نا امنی ها و احیاناً مشاجرات و بی احترامی به یکدیگر، منشأ آثار زیانباری در کودکان بالخصوص در دوره حمل و دوره شیردادن به نوزادن خواهد شد.

با این توضیحات ـ اگر چه به نحوه فشرده ـ روشن  می شود که انسانها به رعایت اخلاق اجتماعی، حتی جهت رسیدن به حقوق خود، نیاز شدیدی دارند، و لازم است حقوق دیگران و حقوق مشترک بین افراد را در نظر بگیرند و اصول اخلاقی شناخته شده و مورد قبول عموم را رعایت کنند.

آنچه در توضیح عبارات قبلی و رفتارهای متقین درشب ها گفته شد، به اخلاق  فردی آنها محدود می شد. اما عبارت اخیر به اخلاق اجتماعی آنها مربوط می شود. آنها در طول روز انسانهای بردبار هستند، یعنی حوادث  زندگی و رفتارهای انسانهای دیگر آنها را خشمگین نمی کند. آنها انسانهائی بردبار و متحمل هستند. سختی های زندگی با دیگران را تحمل می کنند. و با مردم خوشرفتار هستند.

عده زیادی از انسانها در اثر پیدا کردن اندک احتلاف نظری با دیگران برافروخته و خشمگین می شوند و در آن حالت خشم قدرت خویشتن داری و رعایت اعتدال را از دست می دهند و به بیان دیگر قدرت خویشتن داری در آنها نیست و در حالت خشم هم نظارت و سلطه عقل بر اعمال و رفتارهای آنها، حداقل برای لحظاتی از بین می رود! بالخصوص تکلم آنها، از کنترل و نظارت عقل خارج می شود حتی گاهی سخنانی به زبان می آورند که خطرات عظیمی برای خود آنها و دیگران به وجود می آورد، و حتی منتهی به کشته شدن یک یا چند انسان می شود.

 کسانی که ذاتاً و یا در اثر تربیت دوران کودکی و هر علت دیگری انسانهای بردبار و صبور هستند، لازم است به جهت این نعمت عظیم خدا را شکر کنند! و اما اگر کسانی از مؤمنین و سایر انسانها حلم و صبوری و خویشتن داری مورد نیاز برای زندگی با دیگران را ندارند، لازم است آن را در خود ایجاد کنند و خود را وادار به حِلم و شکیبائی کنند. امام امیر المؤمنین علی ـ علیه السلام ـ فرمود:

«إِنْ لَمْ تَکُنْ حَلِیماً فَتَحَلَّمْ; فَإِنَّهُ قَلَّ مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْم إِلاَّ أَوْشَکَ أَنْ یَکُونَ مِنْهُمْ» (۱)  یعنی اگر انسانِ بردبار و شکیبائی نیستی آن را در خود ایجاد کن و خودت را به آن [یعنی حِلم] وادارکن. زیرا اندک است کسی که خود را به قومی شبیه کند و از آنان نشود. مراد این است که اگر یک انسان که دارای صفت حِلم و شکیبائی نیست، خود را به حِلم وادار کند و رفتار حلیمان را انجام دهد، بعد از مدتی مثل آنها خواهد شد.

امام ـ علیه السلام ـ درکلام دیگری درمقام تشویق انسانها به داشتن «حِلم» و به کار بردن آن در رفتار با انسانها می فرماید:

«أَوَّلُ عِوَضِ الْحَلِیمِ مِنْ حِلْمِهِ أَنَّ النَّاسَ أَنْصَارُهُ عَلَى الْجَاهِلِ»(۲)  یعنی: اولین پاداشی که انسان حلیم (بردبار) از حلم خود دریافت می کند آن است که مردم یاران او خواهند بود علیه جاهل (۳) امام ـ علیه السلام ـ در این کلام مبارک خود انسان ها را به داشتن حِلم و به کار بردن آن تشویق کرده و متذکر فواید آن شده است که اولین فایده آن محبوبیت انسان حلیم بین مردم و طرفداری انسانها از او علیه انسان جاهل می باشد.

متقین مورد وصف دائماً توجه دارند به اینکه انسان در زندگی روزمره و در شرایط خاص و کنار حوادث اجتماعی، با فشارها و سختی های گوناگون مواجه خواهد شد و این وضعیت درمجموع خواه و ناخواه در جوامع انسانی به وجود خواهد آمد، اما اهل تقوا فشارهای ناشی ازروابط با دیگران را تحمل می کنند و ناملایمات زندگی، آنها را از جاده حِلم بیرون نمی برد.

وصف دیگری از متقین در این عبارت ذکر شده و آن علم آنها است و به عبارت صحیح تر عالم بودن آنها است. اما لازم است یک نکته دقیقی در این زمینه مورد توجه قرار بگیرد و آن اینکه صِرف عالم بودن متقین نمی تواند در این عبارت مورد نظر باشد. چون عالم بودن یک انسان به شب یا روز ارتباطی ندارد و انسان عالم هم در روز عالم است و هم در شب! در حالیکه امام ـ علیه السلام ـ در  این عبارت رفتارهای متقین را در روزها ذکر کرده است! می شود گفت آنها در روزها و در برخوردهای اجتماعی با دیگران عالمانه رفتار می کنند و اخلاق آنها اخلاق عالمانه است!

به بیان دیگر می شود گفت منظور مبارک امام ـ علیه السلام ـ آن است که متقین به علم خود در رفتار با دیگران که در روزها انجام می گیرد، توجه دارند و آن علم بصورت کاربردی در زندگی آنها جریان می یابد.

طبعاً مراد از علم متقین در این عبارت،صِرفاً محفوظات  آنها نیست چون  محفوظات علمی انسان به روز یا شب ارتباطی ندارد و انسان محفوظات علمی خود را  در شب و روز در وجود خود دارد! این مطلب متضمن نکات دقیقی است که در ادامه بحث متذکر بعضی از آنها خواهیم شد.

۱۳۹۷/۷/۲۶

الیاس کلانتری

پاورقی ها  :

۱ـ نهج البلاغه، حکمت ۲۰۷

۲ـ همان، ۲۰۶

۳ـ در این کلام شریف حلیم مقابل جاهل یعنی«حلم» مقابل «جهل» قرار گرفته است، و معنی جهل در این قبیل موارد کم طاقتی و کم تحملی می باشد و نباید به نادانی ترجمه شود. و گاهی هم جهل مقابل عقل قرار می گیرد و در آن موارد، مراد از جاهل کسی خواهد بود که قوه عقل خود را به کار نمی برد و به این جهت گاهی به جوان هم جاهل گفته می شود! و در آن قبیل موارد هم معنی جاهل نادان نمی باشد

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن