تحلیلی از سیره رهبران آسمانی – ۷، جریان ازدواج حضرت محمد (ص) با حضرت خدیجه (س)

کلیات

*7628_56024دومین سفر حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ به شام با پیشنهاد حضرت خدیجه جهت تجارت از طرف او

* علل پیشنهاد ازدواج حضرت خدیجه به حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و پذیرش آن پیشنهاد.

* پیشگوئی ورقه بن نوفل، عالم مسیحی و یک عالم یهودی در باره نبوت حضرت محمد(ص)

*ظهور علائمی از نبوت حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ در آینده ، موجب اشتیاق حضرت خدیجه به ازدواج با آن حضرت شد

*حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ قبل از بعثت تابع کدام شریعت بود.

*مراحل متعدد نبوت و اعطاء علم به پیامبران (علیهم السلام )

***********

سفر دوم حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ به شام

یکی از حوادث مهم دوران جوانی حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) سفر دوم او به شام بود. حضرت خدیجه که از بانوان شریف و ثروتمند مکه بود بلحاظ شهرت حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در امانت داری و فضائل اخلاقی دیگر به آن حضرت  پیشنهاد کرد که از طرف او در کاروان تجاری قریش به شام شرکت کند و از طرف او تجارتی انجام دهد و آن حضرت پیشنهاد حضرت خدیجه را پذیرفت و از طرف او در آن سفری تجاری شرکت کرد. حضرت خدیجه مقداری مال و دو غلام خود را در اختیار حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ قرار داد. در آن سفر فضائل اخلاقی بیشتری از آن حضرت آشکار شد و سود تجاری زیادی هم حاصل شد.

شخصیت حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بعد از مراجعت از آن سفر تجاری و انتشار فضایل اخلاقی  و عقل و درایت و کاردانی او مورد توجه بیشتری قرار گرفت. حضرت خدیجه وقتی گزارش حوادث آن سفر و رفتارهای کریمانه حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ را دریافت کرد بیش از پیش متوجه شخصیت آن بزرگوار شد و به او پیشنهاد ازدواج داد. حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ  بعد از مشورت با عموی بزرگوار خود، جناب ابو طالب ـ علیه السلام ـ آن پیشنهاد را پذیرفت و آمادگی خود را برای آن ازدواج اظهار فرمود.

ازدواج حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ با حضرت خدیجه

علت تمایل حضرت خدیجه برای ازدواج با حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و پیشنهاد او، علاوه بر شهرت آن حضرت در امانت داری و فضائل اخلاقی و اینکه او از خاندان با فضیلتی بود، شنیدن موقعیت خاص آن حضرت از دانشمند مسیحی مشهور بنام ورقَه بن نوفل که از بستگان حضرت خدیجه بود! و از یک دانشمند یهودی بود. وقتی میسره غلام حضرت خدیجه حوادث آن سفر تجاری را برای او گزارش کرد از جمله آنچه را از راهبی در شام درباره آن حضرت شنیده بود. حضرت خدیجه آن غلام و همسرش را آزاد می کند و مالی به آنها عطا می کند و نزد ورقَه بن نوفل می رود و جریانات را به او بازگو می کند. ورقَه به او می گوید: صاحب این کرامات پیامبر عربی است (۱) حضرت خدیجه روزی از یک دانشمند یهودی هم شنید. که می گفت: من علائم پیامبر آخر الزمان را در تورات خوانده ام! و مرادش این بود که آن علائم را در وجود حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ می بیند!

در کلام هر دو دانشمند و پیشگوئی های آن ها موضوع ازدواج او با یک بانوی شریف و ثروتمند هم مطرح بود و آن اوصاف هم با شخصیت حضرت خدیجه مطابقت داشت.(۲)  

از مجموع اخباری که در این زمینه در منایع تاریخی ذکر شده، بر می آید که حضرت خدیجه از مدتی قبل هم متوجه شخصیت خاص فوق عادی حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ شده بود، و اینکه بعضی از علائم شخصیت خاص آن حضرت برای اهل مکه و کسانی از دانشمندان که با او  ملاقات کرده بودند، آشکار شده بود. و در آن سفر تجاری هم که در سنین جوانی و بعد از دوران کودکی و نوجوانی ، جریان یافت، علائم دیگری از شخصیت او در این زمینه ظهور کرد.لذا حضرت خدیجه تمایل خود را به ازدواج با آن حضرت اعلام کرد و جریان منتهی به آن ازدواج مقدس و شکوهمند شد.

ازدواج حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ با حضرت خدیجه ـ سلام الله علیها ـ منشأ تحولی در زندگی آن حضرت ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ شد. آن بزرگوار علاقه شدیدی نسبت به حضرت خدیجه ـ سلام الله علیهاـ داشت و کسی را از بانوان در فضایل اخلاقی همشأن او نمی دانست. آن حضرت مدت ۲۸ سال با او زندگی کرد و در این مدت که عمده عمر آن حضرت را بعد از ازدواج تشکیل می داد، او همسر دیگری اختیار نفرمود! و از رفتار آن حضرت چه در زمان حیات حضرت خدیجه ـ سلام الله علیهاـ و چه در زمان بعثت خود آن حضرت به نبوت و رسالت و چه در جریان رحلت و چه در زمان بعد از رحلت او، بر می آید که آن حضرت علاقه و تمایل شدیدی نسبت به شخصیت آن بانوی بزرگوار داشت و لذا بطور دائم حتی بعد از رحلت او به نحو خاصی او را تکریم می کرد و متذکر فضائل او می شد. خدیجه ـ سلام الله علیها ـ بعد از آن ازدواج مبارک همه ثروتش را در اختیار همسرش حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ قرار داد و آن حضرت آن ثروت را در جهت رفع نیازهای فقراء و نیازمندان مصرف می کرد.

حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در زمان ازدواج با حضرت خدیجه ـ سلام الله علیها ـ بیست و پنج سال از عمر مبارکش سپری شده بود. در مورد سنین عمر همسر مکرمه او اختلاف نظر وجود دارد، بعضی از مورخان سن او را در وقت ازدواج با آن حضرت چهل سال ذکر کرده اند و معتقدند که قبل از ازدواج با آن حضرت دو بار ازدواج کرده بود و هر دو همسرش از دنیا رفته بودند. عده ای از مورخان هم معتقدند که حضرت خدیجه ـ سلام الله علیها ـ قبلاً ازدواج نکرده بود و وقت ازدواج با حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ بیست و هفت سال داشت و آن سه تا دختر بنام های زینب و رقیه و ام کلثوم دختران خواهر حضرت خدیجه ـ سلام الله علیها ـ بودند و او آنها را در خانه خودش آورده بود و با آنها زندگی می کرد و آنها را مثل فرزند خود تحت حمایت و مراقبت قرار داده بود.

آموزش های آسمانی ـ 27، تفسیر سوره مدثر
بخوانید

عده ای هم معتقدند آنها دختران حضرت خدیجه بودند از حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ که قبل از حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ به دنیا آمده بودند. و قبل از او هم از دنیا رفتند

در مقالات بعدی و در ادامه تحلیل سیره شریف حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ مجدداً ـ هر چند کوتاه و فشرده ـ به فضائل آن بانوی بزرگوار اشاره ای خواهیم کرد.

زندگی حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ قبل از بعثت

داستان پیامبران و حوادث زندگی آنها در قرآن کریم غالباًاز زمان بعثت آن ها شروع شده، ما هم در این سلسله مقالات در حد امکان از روش به کار رفته در کتاب خدا تبعیت می کنیم ، الا اینکه بعضی از حوادث زندگی وجود مبارک حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ به موضوع نبوت و رسالت آن بزرگوار ارتباط عمیقی دارد و در مورد بعضی از پیامبران هم موضوع مشابه همین است، لذا توجه به بعضی از حوادث عمر مبارک آن حضرت قبل از حادثه بعثت ، ضرورت پیدا می کند، از جمله عقاید و افکار و رفتارهای  عبادی آن حضرت ! اگر چه علم شریعت و روش دعوت آن حضرت و بطور کلی آموزش های خدواند برای انسانها از طریق وحی به قلب شریف پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ می رسید، اما لازمه  مقام نبوت و رسالت و تحقق اهداف آن داشتن نوعی ارتباط بین آن وجود مبارک با پروردگار عالمیان قبل از حادثه بعثت بود. و به بیان دیگر می شود گفت بعثت آن حضرت و اعطاء علم مخصوص به او در چند مرتبه و مرحله انجام گرفته است. یا می شود گفت بعثت آن حضرت به مقام نبوت و رسالت احتیاج به مقدماتی داشت از جمله اعطاء علم و حکمت خاص در سنین قبل از بعثت به او بود! این موضوع در مورد بعضی از پیامبران مثل حضرت یوسف (ع) و حضرت موسی بصورتی صریح ذکر سده است. و می شود گفت در مورد پیامبران دیگر هم این موضوع صادق است و اما به عللی در مورد بعضی از آنها تصریح شده است. خداوند در مورد حضرت یوسف(ع) و در ضمن بیان حوادث زندگی او می فرماید:

«وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَینَاهُ حُکْمًا وَعِلْمًا وَکَذَلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ» (یوسف/۲۲) یعنی: وقتی او به حدّ رشد رسید، به او حُکم و علم دادیم و این چنین پاداش می دهیم محسنان را. اعطاء این نوع علم قبل از زمان بعثت او و در سنین کودکی و نوجوانی  بود. همچنین  در مورد حضرت موسی ـ علیه السلام ـ  فرمود:

 «وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَاسْتَوَى آتَینَاهُ حُکْمًا وَعِلْمًا وَکَذَلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ» (القصص/۱۴) آیه کریمه مثل آیه قبلی است الا اینکه کلمه «استوی» در این آیه علاوه برالفاظ آیه قبلی آمده است! قابل تذکر است که این آیه حاکی از حوادث زندگی حضرت موسی (ع) قبل از جریان بعثت است و آن حضرت ده سال بعد از آن حادثه به  نبوت مبعوث شده بود.

پس می شود گفت علم مخصوص نبوت به پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در چند مرحله عطا شده بود و یا آن نوع علم و حکمت از مقدمان مقام نبوت و رسالت بود. با این بحث به سؤال مشهوری در مورد رسول گرامی ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ قبل ار زمان بعثت هم پاسخ داده می شود و آن اینکه می پرسند: آن حضرت ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ قبل از زمان بعثت و در آن زمان چهل سال چه دینی داشته و به احکام تکلیفی کدام شریعت عمل می کرد؟! در جواب می توانیم بگوئیم که آن وجود مبارک از زمان کودکی تحت تعالیم خاص قرار گرفته بود ـ بطوریکه به نقل  از امیر المؤمنین علی ـ علیه السلام ـ ذکر شد و آن اینکه آن حضرت فرمود:

« وَ لَقَدْ قَرَنَ اللَّهُ بِهِ ( صلی‏الله‏علیه‏وآله )مِنْ لَدُنْ أَنْ کَانَ فَطِیماً أَعْظَمَ مَلَکٍ مِنْ مَلَائِکَتِهِ یَسْلُکُ بِهِ طَرِیقَ الْمَکَارِمِ وَ مَحَاسِنَ أَخْلَاقِ الْعَالَمِ لَیْلَهُ وَ نَهَارَهُ» یعنی وقتی خداوند از زمانی که او را از شیر گرفتند، بزرگترین فرشته از فرشتگان خود را قرین (همراه) او قرار داد [جهت تربیت و مراقبت او] و آن فرشته شب و روز او را در راه های مکارم و محاسن و اخلاق زیبا و پسندیده همراهی می کرد.

پس می شود گفت که آن وجود گرامی در تمام مراحل عمرش تحت آموزش و تربیت اختصاصی قرار داشت و پروردگار عالمیان احکام و رفتارهای خاصی را به او از طریق ملائکه، وحی می کرد و او عبادات و رفتارهای خاصی داشت و مردم از رفتارهای خاص او اطلاعی نداشتند. رفتن آن وجود مبارک به کوه حراء و اقامت طولانی در آن کوه  و تکرار هر ساله این رفتار نشانه ای از صحت این مطلب است. بطوریکه امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ درباره آن حضرت فرمود:

«وَ لَقَدْ کَانَ یُجَاوِرُ فِی کُلِّ سَنَهٍ بِحِرَاءَ فَأَرَاهُ وَ لَا یَرَاهُ غَیْرِی»(۴) یعنی: او در هر سال مجاور کوه حراء می شد. من او را می دیدم و کسی جزء من او را نمی دید!

حاصل کلام اینکه :وجود مبارک حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ قبل از بعثت به مقام نبوت و رسالت ، شریعت مخصوص به خود داشت و به عبادت پروردگارش  به نحوه  خاصی اشتغال داشت و در مجموع تابع «مله ابراهیم » ـ علیه السلام ـ بود. (۵)

به عنوان مثال: عبادت مشهور «صلاه» یعنی نماز از مشترکات شریعت های آسمانی است و همه پیامبران خدا، انسان ها را به انجام این عبادت دعوت کردند. و همچنین عبادتی به نام «صیام» یعنی روزه و عبادت عظیم « حج» یعنی زیارت خانه خدا و بعضی از عبادات دیگر در تمام شریعت ها وجود داشته و پیروان شریعت های مختلف به آنها عمل می کردند، اگرچه در بعضی از شریعت ها آن نوع عبادات تحریف شده و بصورت دیگری در آمده بود.

۱۳۹۶/۱۱/۲

پاورقی ها:

۱ـ فروغ ابدیت ، جعفر سبحانی. ویرایش سوم ، ص۱۹۰

۲ـ همان

۳ـ نهج البلاغه خطبه ـ ۱۹۲، مشهور به خطبه قاصعه ، «الحمد الله الذی  لیس العزّ و الکبریاء …»

۴ـ همان

۵ ـ به شریعت های آسمانی در عرف قرآن کریم «مله ابراهیم » گفته می شود و این نوعی نامگذاری است.

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن