۱۲- آیا انسان نمی دانسته که چه مسئولیتی را می پذیرد؟

سؤال: در سوره احزاب آیه ۷۲ بیان شده که انسان به‌‌خاطر آن‌که ظلوم و جهول بود بار امانت الهی را قبول کرد. آیا این به این معنی است که انسان لیاقت این موضوع را نداشته و نمی‌دانسته چه مسئولیتی را قبول می‌کند؟

پاسخ: در آیه مورد نظر گفته نشده که انسان به‌خاطر آن‌که ظلوم و جهول بود، بار امانت الهی را قبول کرد. معنای ایه این نیست! بلکه در آیه گفته شده که ما امانت را بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه کردیم، آن‌ها از پذیرش آن ابا کردند و از آن ترسیدند، اما انسان آن را حمل کرد، علاوه بر این مطلب در مورد امانت و عظمت آن و حمل آن به‌وسیله انسان، مطلب دیگری هم در آیه گفته شده و آن این‌که انسان «ظلوم و جهول» است. یعنی در آیه مورد بحث چهار مطلب اصلی بیان شده است:

  1. عرضه امانت به آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها
  2. ابا و خودداری آن‌ها از حمل امانت و ترسیدن از آن
  3. حمل امانت از طرف انسان
  4. ظلوم و جهول‌بودن انسان

پس مطلب ذکرشده در سؤال معنای حقیقی و کامل آیه نیست. اما در این آیه برعکس تصور اولیه و سطحی که عده‌ای هم چنین تصوری دارند انسان به‌جهت حمل امانت مورد تخطئه و نکوهش قرار نگرفته است. چون اگر گفته شود انسان به‌جهت ظلوم و جهول‌بودن امانت خداوند را پذیرفت، اشکالی پیش می‌آید و آن این‌که اگر انسان به‌جهت این‌که ظلوم و جهول و ظلم و جهل او عامل پذیرش و حمل امانت شد، خداوند علیم و حکیم چرا امانت را به انسان عرضه کرد؟! و اگر کسی فرضاً بگوید: خداوند امانت را به انسان عرضه نکرده و خود او فضولی کرده و آن را بدون این‌که خداوند عرضه کند، حمل کرده، طبعاً این نظر هم مورد پذیرش عقل نخواهد بود. پس طبعاً خداوند خواسته که انسان امانت را حمل کند و اصلاً او را طوری آفریده که شایستگی حمل امانت را داشته باشد و این استعداد را خداوند به انسان عطا کرده و امانت هم به حق به انسان عطا شده و یا بهتر هست بگوییم به انسان عرضه شده و او هم به حق آن را حمل کرده است، و خداوند در این آیه این حقیقت را بیان می‌کند و بعد از بیان آن حقیقت دیگری را هم بیان می‌کند و آن ظلوم و جهول‌بودن انسان است.

75- در چه شرایطی خداوند دستور قتل مشرکان را صادر کرده است؟
بخوانید

در این آیه به‌طور ضمنی و غیرصریح اشاره شده است که امانت موردنظر حقیقتی بسیار باعظمت و سنگین است، به‌طوری‌که آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها قدرت و استعداد و شایستگی حمل آن را ندارند. اما انسان این قدرت و شایستگی را -حداقل به‌ طور بالقوه-  دارد و در حقیقت او در این زمینه به‌لحاظ استعدادی که در وجودش قرار دارد، با عظمت‌تر از آسمان و زمین و کوه است. اگر هم انسان به‌طور ضمنی در این ایه ضعیف و حقیر تلقی شود نه به‌لحاظ استعداد ذاتی و ظرفیت روحی او است، بلکه در صورت خاصی او حقیر خواهد بود و در شرایط دیگری- توضیح آن خواهد آمد- او می‌تواند قدرت و عظمتی بیش‌تر از آسمان و زمین و کوه‌ها پیدا کند.

اما حقیقت دیگر این‌که این انسان در حد استعداد و قدرت فعلی خود هم ظلوم است و هم جهول است، حال که او ظلوم و جهول است، مشکل مهم دیگری هم در مسیر زندگی او قرار گرفته و آن حمل امانت که کار بسیار عظیم و خطرناکی است، پس او احتیاج به آموزش و امداد و علم و قدرتی خاص دارد آموزش و امداد از طرف خداوند. این نیاز انسان به خداوند و قدرت و علم بی‌پایان او به‌طور مستمر باید جریان یابد. انسان به‌تنهایی و بدون‌اتصال و ارتباط با خداوند در مرحله‌ای معین و به‌صورتی خاص و دریافت آموزش‌ها و امداد از طرف او نمی‌تواند از عهده حمل امانت الهی بربیاید و این کار عظیم و خطیر از ناحیه علم و قدرت دریافتی از طرف خداوند به نتیجه مطلوب خواهد رسید.

حال مراد از امانت در این آیه هر حقیقتی می‌خواهد باشد، که البته آن هم احتیاج به بحث و تحقیق و تدبر در قرآن، و البته روشن‌شدن معنی حقیقی امانت به فهم حقیقی معانی آیه و معنای مورد بحث کمک خواهد کرد.

مرحوم علامه طباطبایی بعد از بحثی دقیق در این آیه و معنی امانت می‌فرماید: مراد از امانت «ولایت الهیه» است …

این موضوع احتیاج به بحث قرآنی و عقلی مفصلی دارد که در این نوشته امکان آن نیست و به فرصت خاصی در این زمینه نیازمند می‌باشد.

الیاس کلانتری

۹۱/۱۱/۲۵

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن