۱ – هویت ما ایرانی است یا اسلامی یا هر دو؟

هویت ما ایرانی است یا اسلامی یا هر دو؟ فرهنگ ایرانی یک فرهنگ غنی است و چه بسا بسیاری از آموزه‌هایی که امروزه به اسلام نسبت می‌دهیم از فرهنگ ایرانی ما نشات گرفته باشد.

پاسخ: مگر منافاتی وجود دارد بین ایرانی بودن و  اسلامی بودن؟ مثل این‌كه گفته شود ما ایرانی هستیم، یا دانش‌دوست و دانشمند، ما ایرانی هستیم یا آدم‌های دارای فهم و شعور و فرهنگ‌دوست، یا ما ایرانی هستیم یا آدم‌های مهربان و با شخصیت اخلاقی؟! عالم علم و تفكر این تنگ نظری‌ها را نمی‌پذیرد.

اگر فرهنگ ایرانی غنی است، این غنا عمدتاً از فرهنگ اسلامی نشأت گرفته است. طبیعی است كشوری كه چهارده قرن فرهنگ دین توحیدی در آن منشأ تحولات علمی و اجتماعی بوده، دارای فرهنگی غنی باشد. برای اهل تحقیق و تفكر و آشنا به تاریخ ایران و جهان روشن است كه غنای فرهنگی ایران از ناحیه علوم اسلامی است. ادبیات ایرانی سرشار از آیات قرآن و سخنان ذوات مقدسه معصومین a است.

در كتاب مثنوی مولوی بیش از دو هزار آیه قرآن مورد استفاده و استشهاد و تفسیر قرار گرفته است. گلستان سعدی مملو است از آیات قرآن و احادیث پیامبر اكرم(ص). غنای علمی و عرفانی غزلیات حافظ بعضاً انعكاسی از معانی آیات قرآن است. به‌طوری‌كه خود او می‌گوید:

صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ

هرچه كردم همه از دولت قرآن كردم

یا می‌گوید:

در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از هر طرف كه رفتم جز وحشتم نیفزود
عشقت رسد بفریاد ار خود بسان حافظ

از گوشه‌ای برون آی ای كوکب هدایت
زنهار از این بیابان وین راه بی‌نهایت
قرآن ز بر بخوانی با چارده روایت

این چند مورد به‌عنوان مثال ذكر شد، و هزاران از این نمونه‌ها در فرهنگ و ادبیات و علوم متداول در تاریخ كشورمان ایران حكایت از منشأ این غنای فرهنگی دارد.

این‌كه گفته شود: چه‌بسا بسیاری از آموزه‌هایی كه امروزه به اسلام نسبت می‌دهیم از فرهنگ ایرانی ما نشأت گرفته است، این مطلب از كجا برمی‌آید، و دلیل صحت آن چیست؟! موضوع با این اهمیت كه صرفاً از توهم یك یا چند انسان ثابت نمی‌شود.

فرهنگ اسلامی مبتنی بر آیات قرآن و علم پیامبر اسلام (ص) است و این منابع سال‌ها قبل از ورود مسلمین به ایران تكمیل شده و پرونده‌های آن‌ها بسته شده بود و این موضوع برای كسی كه اندك اطلاعی از تاریخ اسلام دارد به‌طور كامل آشكار است. دینی كه در مدت زمانی كوتاه بخش عظیمی از جهان را به‌طور مستقیم و مناطق زیاد دیگری را به‌طور غیرمستقیم متحول كرده چه نیازی به فرهنگ ایرانی دارد. كتاب آسمانی این دین تمامی انسان‌های عالم را به مقابله دعوت می‌كند، در حد آوردن سوره ای مثل سوره های  آن، چه ارتباطی بین فرهنگ آن و فرهنگ یك كشور معینی وجود دارد كه مدت‌ها بعد از نزول كتاب آسمانی آن دین و اتمام آن، وارد آن كشور شده است.

جهت اطلاع بیشتر سؤال‌كننده و دیگران به ذكر نظریات كوتاهی از بعضی دانشمندان غیرمسلمان اشاره‌ای می‌كنیم، دانشمندانی كه در مقام پژوهش و تحقیق شهرت جهانی پیدا كرده‌اند:

دكتر گوستاو لوبون مستشرق فرانسوی می‌گوید:

معجزه بزرگ پیامبر اسلام این بود كه توانست پیش از مرگ خود قافله پراكنده‌ای را گرد هم آورد و از این كاروان سرگردان و پریشان ملت واحدی تشكیل دهد، بدان‌سان كه همه را در برابر یك دین خاضع كرده فرمان‌بر و مطیع یك پیشوا بگرداند … شكی نیست كه حضرت محمد از زحمات خود نتایج و بهره‌هایی گرفت كه هیچ‌یك از ادیان قبل از اسلام و از آن جمله دین یهود و نصاری، چنین بهره‌هایی نصیب آنان نگشت و از این‌رو آن حضرت حق بسیار بزرگی بر گردن اعراب دارد … ما اگر بخواهیم ارزش اشخاص را به كردار و آثار نیكشان بسنجیم به‌طور مسلم حضرت محمد (ص) بزرگ‌ترین مرد تاریخ است … ما این دین بزرگی را كه او آورد و مردم را بدان دعوت كرد، برای پیروانش یكی از نعمت‌های بزرگ خداوندی می‌شماریم.[۱]

توماس كارلایل مستشرق انگلیسی می‌گوید:

164-حکمت آفرینش اشیاء ممنوع چیست؟!
بخوانید

خداوند عرب را به‌وسیله اسلام از تاریكی‌ها به‌سوی روشنایی‌ها هدایت نمود و در پرتو آن، ملت خموش عرب را در آن سرزمین مرده زنده كرد، درحالی‌كه عرب از آغاز آفرینش جز گروهی بی‌نام و نشان و بیابان‌گرد و تهی‌دست نبودند كه در بادیه به سر می‌بردند نه صدایی از آنان برمی‌خواست و نه حركتی از آنان محسوس بود، خداوند وقتی كه پیامبری را با نور وحی و رسالت، برای هدایت آنان فرستاد، گمنامی را به شهرت، حیرت و سردرگمی را به بیداری، پستی را به سرفرازی، عجز و ناتوانی را شهرت، و جرقه را به شراره تبدیل كرد، نور او همه‌جا تابید، روشنایی همه‌جا را فراگرفت و شعاع هدایت او شمال و جنوب و شرق و غرب جهان را به هم پیوست به‌طوری‌كه هنوز یك قرن از ظهور اسلام نگذشته بود كه حكومت اسلامی یك پای در هند و پای دیگر در اندلس نهاد.[۲]

البته قابل‌ذكر است كه ایرانیان خدمات زیادی به انتشار معارف اسلامی كردند، ایران به‌جهت سابقه تمدنی كه داشت صورت حقیقی دین توحیدی را پذیرفت كه همان پیروی از اهل‌بیت رسول خدا(ص) می‌باشد. زمینه‌های ارزشمند فرهنگی در ایران موجب گسترش حقایق عمیق دینی شد. و در این زمینه ایران و ایرانیان موقعیت ممتاز قابل‌تحسینی دارند و این موضوع از جمله پیشگویی‌های رسول اكرم (ص) می‌باشد و آن حضرت ایرانیان را به‌لحاظ موقعیت علمی و ایمانی مدح فرموده‌اند. به‌طوری‌كه در جوامع حدیثی و كتب تفسیری نقل شده است كه وقتی رسول خدا (ص) آیه سوم از سوره جمعه را تلاوت فرمود: «وَءَاخَرِینَ مِنْهُمْ لَمَّا یَلْحَقُواْ بِهِمْ وَهُوَ ﭐلْعَزِیزُ ﭐلْحَکِیمُ» دست خود را گذاشت روی شانه سلمان فارسی و فرمود: «اگر ایمان در ثریا باشد كسانی از این ملت [یعنی ایرانی] آن را به‌دست خواهند آورد» و باز نقل‌شده، كه آن حضرت فرمود: «اگر علم در ثریا باشد كسانی از این ملت [ایرانیان] به آن خواهند رسید»[۳]

الیاس کلانتری

۱۳۹۰/۳/۱۱

[۱]. تمدن اسلام و عرب ترجمه سیدهاشم رسولی (تهران:كتابفروشی اسلامیه) ص.۱۲۸-۱۳۰. به‌نقل از كتاب تاریخ اسلام تألیف مهدی پیشوایی ص۸.۸.

[۲]. الابطال، ترجمة عربی به قلم محمد البساعی (قاهره: ط۳، ۱۳۴۹ هـ .ق)، ۹ به‌ نقل از كتاب تاریخ اسلام تألیف مهدی پیشوایی ص.۸

[۳]. تفسیرالمیزان، جلد ۱۹، ص۳۱۰ (چاپ دارالكتب الاسلامیه)

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن