چرا مردان از مشورت با زنان نهی شده اند؟

پرسش و پاسخ - 3

  • چرا در اخلاق دینی به زنان توجه کمتری شده است؟

  • مثلاً مردان از مشورت با زنان نهی شده اند؟

پاسخ: این نهی از مشاوره عمومیت ندارد و بلکه استثنایی در مورد آن آمده، به‌طوری‌که از امیرالمؤمنین علی (ع) نقل شده که فرمود:

«ایاک و مشاوره النساء الا من جربت بکمال عقل» (بحار الانوار ج ١٠٣‏ ص ٢۵٣ به نقل از تنزالفوائد ص ١٧٧)

تو را بر حذر می‌دارم از مشاوره با زن‌ها‏، مگر آن عده که کمال عقلی در مورد آن‌ها تجربه کرده باشی. یعنی عده‌ای از زن‌ها که دارای کمال عقلی هستند‏، مورد این نهی قرار ندارند.

اما در مجموع در موارد متعددی مردان از مشورت با زن‌ها نهی شده‌اند و علت آن این است در معارف دین توحیدی زن‌ها از بعضی مسئولیت‌های سنگین و خشن معاف شده‌اند. این به‌جهت ملاطفت با آن‌ها و تأمین آسایش آن‌ها است. بعضی از کارهای خشن اجتماعی و سیاسی مثل شرکت در جنگ‌ها و امر قضاوت‏، موجب از بین رفتن لطافت خاص روحی آن‌ها می‌شود. این موضوع هم عامل لطمه‌خوردن آن‌ها از جهت روحی و در نتیجه ناآرامی‌ها و ناراحتی‌ها و امراض روحی می‌شود، و هم عامل آسیب‌دیدن کودک او چه در دوره نوزادی و چه مراحل بعدی حتی در مرحله جنینی می‌شود.

طبعاً این نهی از مشاوره در جهات مربوط به امور داخلی خانه و تربیت فرزندان نمی‌باشد و بلکه به‌جهت قرائن موجود در این قبیل کلام‌ها‏، شامل مسایل اجتماعی و کارهای معینی است که ورود در آن‌ها، عامل نگرانی و اضطراب و ناامنی روحی در زن‌ها خواهد شد.

این عدم‌مشاوره اهانت به زن و بی‌اعتنایی نسبت به او نیست، بلکه نوعی ملاطفت و حفاظت حقوق آن‌ها و آرامش روحی آن‌ها است، و معاف‌ کردن آن‌ها از فشارها و سختی‌های زندگی اجتماعی. این دستور باید با دستورات و سفارشات رسول خدا (ص) و ائمه معصومین در خوش‌رفتاری با زن‌ها و ملاطفت با آن‌ها به‌صورت توأم در نظر گرفته شود.

نکته دیگر این‌که جنس زن به‌جهت موقعیت خلقتی خود می‌تواند منشأ تأثیرات روحی مهمی در مرد باشد و عقل او را تحت تأثیر عواطف و احساساتش قرار دهد. و این موقعیت در اصل یک نوع ارزش و کمال در جنس زن می‌باشد و لازمه زندگی خاص او و از جمله الطافی است که خداوند نسبت به این موجود به‌کار برده است. و دستور به مستوربودن زن و داشتن حجاب هم در همین زمینه قرار دارد. و از بین رفتن نظام دینی و فطری در زندگی زن، این حق طبیعی او را از بین برده و ارزش وجودی او را تقلیل داده است. و یک علت عدم‌تمایل مردان به ازدواج با زنان و یا به هم‌خوردن نظام خانواده بعد از ازدواج و رواج طلاق در این حد در جوامع مختلف، همین اختلاط غیرعاقلانه مرد و زن در اجتماع می‌باشد.

50-آیا دین و معارف آن قابل نقد و بررسی است؟
بخوانید

نظامی که خداوند عالم برای زندگی انسان‌ها تعیین کرده، آسایش و نیازهای طبیعی و روحی او را تأمین می‌کند و به هم خوردن آن و جایگزینی نظام آشفته و درهم آمیخته‌ای که از علم آمیخته به جهل بعضی از انسان‌ها نشأت گرفته، این همه اغتشاش و خشونت و بی‌بند و باری به‌وجود آورده است.

تصمیماتی که انسان‌ها برای زندگی می‌گیرند باید ناشی از علم خداوند و مطابق دستورات او باشد تا نیازهای طبیعی و حقیقی انسان‌ها را تأمین کند، نه مطابق احساسات و تأثیراتی که در برخورد با بعضی از انسان‌ها به‌صورت آنی ایجاد می‌شود.

ضمناً قابل‌تذکر است که این نهی از مشورت با زنان اختصاص به مشورت یک مرد با فقط زن خود ندارد، بلکه شامل زنان دیگر هم می‌شود. احتمال دارد در این صورت تأثیرپذیری یک مرد در اجتماع و محل کار از صحبت با یک زن، زندگی او را تحت تأثیر قرار دهد و سرانجام زندگی او با همسر و فرزندانش از هم بپاشد، هم‌چنان‌که به‌طور مستمر در جوامع مختلف این قبیل حوادث واقع می‌شود. سرانجام این‌که صحبت با همسر و تأمین خواسته‌های حقیقی و طبیعی او یک مسأله است و مشورت با او در امور اجتماعی یک مسأله دیگر! و لزوماً این دو موضوع به هم مرتبط نمی‌باشند.

الیاس کلانتری

۹۱/۱/۹

 

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن