۲۱۶ – آیا خداوند در جریان خلقت آدم (علیه السلام) با ملائکه مشورت کرد؟

سؤال:

آیا خداوند برای خلقت آدم با فرشتگان مشورت کرد، آیا قبل از آدم انسان های دیگری وجود داشتند؟!

پاسخ:

  • خداوند نیازی به مشورت با موجودی ندارد.

  • انسان ها بطور اجتناب ناپذیر به مشورت با یکدیگر نیازمند هستند.

  • از چه جهتی انسان ها نیاز به مشورت با یکدیگر دارند؟!

  • مشورت با یکدیگر جلوه ای از اخلاق دینی مؤمنان است.

  • چرا پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) مأمور شد با مؤمنان مشورت کند؟!

  • محدودیت های مختلف برای انسان ها در شناسایی موجودات.

  • کلام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در مشورت انسان ها با یکدیگر.

  • خداوند هم اصل خلقت آدم  (علیه السلام) و انسان ها، و هم ماده خلقتی آن ها را به ملائکه اطلاع داد.

  • ملائکه از عظمت روحی که خداوند در انسان ها دمید و از کارائی آن بی اطلاع بودند.

**********

مشورت خداوند با مخلوقات خود که کار معقولی نیست و خداوند احتیاج به مشورت با موجودی ندارد. بلکه مشورت در بین انسان ها کار معقول و ممدوحی است! چون انسان ها احتیاج به مشورت با یکدیگر دارند. مشورت با دیگران در اخلاق دینی جایگاه رفیعی دارد، و احتیاج به بحث مستقلی در مورد آن وجود دارد. و ما اینجا فقط به ذکر چند نکته در جهت روشن شدن جواب سؤال اکتفاء می کنیم:

۱- خداوند در مقام توصیف مؤمنان و بیان رفتارهای آن ها، به موضوع مشورت آن ها با یکدیگر اشاره کرده و فرموده است:

«وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَينَهُمْ» (الشوري/۳۸) البته در این آیه به اصل موضوع شورا در اخلاق و رفتار مؤمنان اشاره شده! اما چگونگی آن و اینکه در کدام جهات از زندگی باید مؤمنان با یکدیگر مشاوره کنند، در ظاهر آیه چیزی گفته نشده و طبعاً تفصیل موضوع مثل غالب احکام تکلیفی به بیان و نظر رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) موکول شده است.

۲- خداوند برای اینکه مشاوره با دیگران در امور زندگی بین مؤمنان و در اجتماعات آن ها به جریان بیافتد و متداول شود، حتی به پیامبرش هم دستور می دهد که با مؤمنان مشورت کند، اگر چه پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم)  به علم بی پایان خداوند متصل است و از جهت علمی احتیاجی به مشاوره با افراد جامعه و کسب نظرات آن ها ندارد! اما بجهت اینکه زندگی و رفتارهای آن بزرگوار «اسوه حسنه» برای مؤمنان می باشد، از طرف خداوند مأمور شده است که با مؤمنان مشورت کند و در امور معینی نظر آن ها را جویا شود. و آن حضرت اگر در امر معینی با مردم مشورت می کرد به نظرات آن ها توجه می کرد و در حدود معینی به مقتضای مشورت با آن ها عمل می کرد، حتی اگر نظر اکثر مردم با نظریات شخص او در تعارض بود. این رفتار پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فواید عظیمی برای مؤمنان داشت، از جمله اینکه به انسان ها راه و روش صحیح زندگی بالخصوص زندگی اجتماعی را یاد می داد.

۳- انسان ها هم در شرایط عادی زندگی، و هم در شرایط خاص مثل وقوع جنگ ها و قحطی ها و حوادث خسارت آفرین مثل آتش سوزی ها و طوفان ها و زلزله ها و امثال آن ها، احتیاج به مشاوره با یکدیگر و استفاده از فکر جمعی دارند، لذا مشاوره آن ها با یکدیگر در جهت برطرف شدن مشکلات زندگی، ضرورتی اجتناب ناپذیر است.

مناظرات و محاورات ـ 3 (مناظرات آسمانی)
بخوانید

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در تخطئه استبداد و اعمال رأی شخصی و توصیه به مشاوره می فرماید:

«مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْيِهِ هَلَكَ، وَمَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَكَهَا فِي عُقُولِهَا»(۱) یعنی هر کس به راه استبداد رفت هلاک شد و هر کس با مردم مشورت کرد، با عقول آن ها شریک شد.

۴- انسان وقتی به رأی شخصی خود اتکاء می کند دچار دو تا مشکل می شود، یکی: محدودیت های مختلف علمی خود. دیگری: توجه شدید به یک یا چند جهت محدود از یک موضوع و غفلت از جهات دیگر آن.

توضیح اینکه انسان در مسیر زندگی خود با اشیاء و افکار زیادی ارتباط پیدا می کند، طبعاً شناسائی همه جانبه اشیاء و حوادث مختلف برای او امکان پذیر نیست! و از جهت دیگر حتی علمی که برای انسان در شناسائی پدیده های عالم حاصل شده، همیشه و در همه حال مورد توجه قرار نمی گیرد و امکان بهره برداری از آن همیشه وجود ندارد و امکان دارد علم حاصل شده مورد غفلت قرار بگیرد. لذا انسان وقتی با دیگران مشورت می کند، و نظریات آن ها را دریافت می کند، علمی را که دیگران بدست آورده اند در اختیار او قرار می گیرد و شریک علم آن ها می شود.

در جهت دیگر هم مشورت با دیگران منشأ فوایدی برای انسان خواهد بود و آن موضوع غفلت از علم حاصل شده قبلی است. یعنی ممکن است در بررسی یک پدیده توجه کامل یک انسان به جهتی از آن پدیده موجب غفلت از جهات دیگر شده باشد، اما این نوع غفلت لزوماً در دیگران وجود نخواهد داشت، لذا در صورت مشورت با دیگران، این نوع غفلت از بین می رود.

اما در خداوند عالم نه محدودیت علمی وجود دارد و نه غفلت به چیزی بر ذات مقدس او می تواند حاکم شود. پس او هرگز نیازی به مشورت با موجودی نخواهد داشت. او همه چیز را می داند و بر هر کاری قدرت دارد، و احتیاج به کمک موجودی ندارد و هیچ نوع احتیاج با ذات مقدس او تناسبی ندارد.

با این توضیح مشورت با ملائکه در جریان خلقت آدم (علیه السلام) هم بی معنا است!!! بلکه خداوند جریان خلقت آدم و اراده اش را در این زمینه به ملائکه اطلاع داد! و آن ها چون حکمت اراده او را نمی دانستند، لذا از او سؤال کردند و حکمت آن اراده پروردگارشان را از او جویا شدند، و سؤال کردند. یعنی ملائکه فقط به بُعد جسمانی انسان و ماده خلقتی او توجه داشتند و از عظمت روحی که خداوند اراده کرده بود در وجود آدم قرار دهد، بی اطلاع بودند.

اما اینکه قبل از آدم انسان های دیگری وجود داشتند یا نه؟ این موضوع بطور آشکار در قرآن ذکر نشده است. اما در بعضی از احادیث مربوط به خلقت موجودات، اشاراتی در این زمینه وجود دارد، و از مجموع این اشارات بر می آید که موجوداتی شبیه به انسان قبلاً در روی زمین وجود داشته و مدت ها زندگی کرده اند و در اثر عواملی از بین رفته اند و آدم (علیه السلام) اولین فرد از نوع جدید است.

الیاس کلانتری

۱۳۹۶/۲/۱۶

پاورقی:

۱-نهج البلاغه، حکمت ۱۶۱

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن