۱۱۲- حقیقت گناه چیست و چرا انسان ها میل به گناه دارند؟!

a115_16120000_1_Fixedسؤال: در بهشت زمینه و میل به گناه و کاری که برخلاف عقل و فطرت است، وجود ندارد، اگر چیزی در دنیا حرام شمرده شده، بدان خاطر است که فساد و پلیدی و ناپاکی دارد، اگر چیزی پاک و گوارا و مفید باشد، حرام نمی گردد. دیگر اینکه در بهشت تکلیفی وجود ندارد و افراد مکلّف به انجام دستورات دینی نیستند، [با این وصف آیا در بهشت احکام تکلیفی مثل حجاب برقرار خواهد بود]؟!

پاسخ:این قسمت از سؤال شما را اندکی تغییر دادیم تا هم منظور شما روشن تر شود و هم پاسخ سؤال شما کامل شود. اینکه گفته شده در بهشت زمینه گناه و میل به گناه وجود ندارد، مطلب درستی است و واقعیت همین است.

و همچنین اگر گفته شود در بهشت تکلیف وجود ندارد، آن هم مطلب درستی است.

چون تکلیف اختصاص به عالم دنیا دارد و در زندگی اخروی و در بهشت تکلیف وجود ندارد. اگر در عالم دنیا انسان ها از انجام بعضی از اعمال مثل سرقت، و مزاحمت بر دیگران و کارهای خلاف اصول اخلاقی نهی شده اند، جهت آثار نامطلوبی است که از این گونه اعمال حاصل می شود. یا اگر خوردن چیزی ممنوع و حرام اعلام شده، جهت آثار پلیدی است که از خوردن آن شیء به وجود می آید.

انسان در عالم دنیا به جهت بی اطلاعی از آثار و نتایج زیان بار بعضی از کارها و یا در اثر نوعی عادت کردن به آنها- با وجود علم به آثار زیان بارشان- آن کارها را انجام می دهد، و همچنین در اثر بی اطّلاعی از فواید و آثار ارزشمند بعضی از کارها، و یا به علل دیگری، تمایلی به انجام آنها ندارد. پروردگار عالمیان از جهت الطاف و رحمتی که به بندگانش دارد و از جهت اقتضای ربوبیّتش دستوراتی به آن ها داده و تکالیفی برای آن ها صادر کرده است. به عنوان مثال: روح انسان هم مثل بدن او احتیاج به تغذیه و پاکسازی و رشد دارد، همچنان که انسان لازم است غذا بخورد و آب بنوشد و هوای پاک تنفس کند، تا بدن او رشد لازم را پیدا کند و در صورت آسیب دیدن بدن از ناحیه زخم ها و مریضی ها، و امثال آن ها، آن را معالجه کند، در مورد روح خود که حقیقت وجود اوست، هم لازم است رفتاری مشابه آن انجام دهد.

روح انسان در صورت نوعی ارتباط با خداوند رشد می کند و پاکسازی می شود و آسیب های وارد شده به آن برطرف می شود. ارتباط با خداوند عامل به وجود آمدن صفات کمال مثل پاکی ها و انسان دوستی ها و مهربانی ها و بزرگواری ها و امید و نشاط زندگی و آرامش و اطمینان در آن می شود.

این ارتباط از انجام عملی بنام «نماز» محقق می شود. مرتبه ای از این نوع ارتباط برای سلامت روح و حیات حقیقی انسان بسیار ضروری است، فلذا خداوند خواندن نماز را پنج مرتبه در شبانه روز به عنوان یک تکلیف قطعی و بصورت واجب برای انسان ها معین کرده است.

این مطلب ابتداءً و بدون آموزش در ذهن همه انسان ها برقرار نخواهد بود و فقط انسان های دانشمند و متفکّر و آموزش دیده در مورد خواصّ روح انسان، به آن توجه پیدا می کنند، فلذا عدّه ای از انسان ها از آثار این عبادت باشکوه پر برکت محروم می مانند.

اما عبودیت در مقابل پروردگار عالم ایجاب می کند انسان فرمان پروردگارش را در این زمینه بپذیرد و به آن عمل کند تا فواید و آثار عظیم این نوع ارتباط با خدا را در زندگی دنیوی و زندگی اخروی دریافت کند.

همچنین انسان ناچار به زندگی با دیگران است و در این نوع زندگی خواه و نا خواه با انسان هایی دارای اخلاق و روحیّات متفاوت مواجه خواهد شد. و اختلافاتی بین آن ها به وجود خواهد آمد، گاهی این اختلاف نظرها منجر به برخوردهای نا مطلوب و خشن و حتی به درگیری و جنگ خواهد شد. این انسان احتیاج به تقویت روح خود و قدرت و استقامت و تحمل سختی ها دارد عدّه زیادی از انسان ها به جهت نداشتن قدرت تحمل لازم در ارتباط با دیگران دچار آسیب ها و مشکلات زیادی در زندگی های خود می شوند، گاهی ارتباطات خشن و زیان باری بین آن ها روی می دهد. خانواده های زیادی در اثر عدم قدرت روحی در این زمینه متلاشی می شود، گاهی به خاطر یک موضوع کم اهمیت و پیش پا افتاده، نظام یک زندگی مشترک بین انسان ها از هم می پاشد و زن و مردی از هم با خشونت و ناراحتی جدا می شوند.

277 ـ حکمت تعیین صداق (مَهریه) برای زن ها در امر ازدواج چیست؟!
بخوانید

خداوند در نظام زندگی دینی جهت ایجاد زمینه یک زندگی مطلوب عملی به نام «روزه» را برای انسان ها به صورت یک عمل واجب تعیین فرموده است.

روزه آثار ارزشمند دیگری در روح و جسم انسان دارد، و همین موضوع سبب شده است که به عنوان یک عمل ضروری و واجب بر انسان ها تکلیف شود. اما عده ای از انسان ها از تأثیرات عظیم روحی و جسمی روزه بی اطّلاع هستند، فلذا با بی اعتنایی به این نوع عبادت از آثار آن محروم می مانند.

یک انسان در سنین کودکی و اوایل جوانی به موضوع بهداشت بدن خود و موضوع سلامت بدن در مراحل بعدی عمرش بی توجه است. و احتمال دارد علاقه ای به تمیز کردن دهان و دندان های خود بعد از خوردن غذا نداشته باشد و شاید در اثر اصرار و توصیه و سرزنش یا تشویق پدر و مادر و مربیان خود، مسواک بزند و بعضی وقت ها هم از این کار ضروری یعنی پاک کردن دندان ها با مسواک خودداری کند. و وقتی متوجه آثار زیان بار این بی اعتنایی می شود که یک یا چند تا از دندان های او فاسد شده باشد. فلذا در آموزش های دینی سفارشات اکیدی به مسواک زدن قبل از خواب و بعد از خوردن هر وعده غذا و قبل از وضو و نماز شده است. اما چون واجب شدن این عمل یعنی مسواک زدن، در بعضی مواقع مشقّتی برای انسان ها به وجود می آورد، این عمل مستحب مؤکّد اعلام شده یعنی واجب نشده، اما در حدّ نزدیک به واجب معرفی شده است.

حفظ حجاب برای دختران و بانوان هم یکی از احکام تکلیفی بسیار ضروری است. این حکم شرعی جهات متعددی دارد. سطحی ترین آن جهات این است که یک دختر جوان و یا یک بانوی ازدواج کرده، تصوّر می کند که او به یک رفتار محدود کننده ای مکلّف شده و چون در درون وجود خود، میلی جهت جلوه گری احساس می کند، تمایل دارد به صورتی از تکلیف فاصله بگیرد و یا آن را با نوعی بی میلی ملتزم می شود و یا به صورت ناقص انجام می دهد. اگر حکمت حجاب برای دختران و زنان به زبان علمی و با روش های آموزشی عالمانه تشریح شود، تمامی زنان عاقل و بزرگوار و عفیف و تحصیل کرده، طرفدار و مدافع آن خواهند بود.

اگر زن ها توجه کنند که یکی از عوامل اصلی بد رفتاری مردان یا همسر خود و طلاق ها و از هم پاشیدن خانواده ها شیوع بی حجابی در جامعه است با تمام جدیّت و همت به این تکلیف عمل خواهند کرد و مروّج آن در جامعه خواهند شد.

اما متأسفانه از همه جهات و ابعاد مختلف این تکلیف با شکوه فقط جهت سطحی محدودیّت ناشی از آن مورد توجه قرار می گیرد.

بلی در زندگی بهشتی تکلیف وجود ندارد و همه خواسته های انسان در اختیارش قرار می گیرد، اما حجاب زن های بهشتی نباید به عنوان تکلیف تلقّی شود، بلکه زنان بهشتی به عنوان یک لباس و پوشش که عامل ارزش وجودی بیشتر خواهد شد، به آن تمایل خواهند داشت یعنی حجاب در بهشت نوعی ارزش محسوب خواهد شد و مورد علاقه شدید زنان بهشتی خواهد بود. و این که  می شود گفت که حجاب و پوشش زن های بهشتی، نوعی لباس بسیار زیبا و قیمتی و مورد علاقه شدید آن ها خواهد بود.

الیاس کلانتری

۹۴/۵/۲۷

 

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن