۱۲۲-وقتی خداوند نیازهای ما را می داند، چه احتیاجی به دعا وجود دارد؟!

y-b-1-3سؤال: وقتی خدا می داند که به چه چیزی احتیاج داریم چه نیازی به دعا کردن و درخواست از او وجود دارد؟!

پاسخ: دعا کردن به منظور اعلام نیازهای بنده به خداوند نیست، یعنی بنده در مقام دعا نیازهای خود را به خداوند اطلاع نمی دهد، چون خداوند همه چیز را می داند و به همه موجودات عالم و انسان ها و اسرار درونی آن ها علم دارد. در آیات متعددی از قرآن مجید علم خداوند به همه چیز و همه موجودات عالم و نیت های درونی انسان ها و آن چه را انسان ها در درون خود پنهان می کنند یا آن را آشکار می کنند، تذکر داده شده از جمله:

۱- « وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَیْءٍ فَإِنَّ ﭐللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ» (آل عمران / ۹۲) یعنی شما هر چیزی را انفاق می کنید، خداوند به آن دانا است.

۲- «ذَ ٰلِکَ لِتَعْلَمُواْ أَنَّ ﭐللَّهَ یَعْلَمُ مَا فِی ﭐلسَّمَاوَاتِ وَمَا فِی ﭐلْأَرْضِ وَأَنَّ ﭐللَّهَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ» (المائده / ۹۷) یعنی این برای آن است که بدانید خدا آن چه را در زمین و آسمان است می داند و خدا به همه چیز دانا است.

۳- «قُلْ إِن تُخْفُواْ مَا فِی صُدُورِکُمْ أَوْ تُبْدُوهُ یَعْلَمْهُ ﭐللَّهُ وَیَعْلَمُ مَا فِی ﭐلسَّمَاوَاتِ وَمَا فِی ﭐلْأَرْضِ وَﭐللَّهُ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ» (آل عمران / ۲۹) یعنی بگو اگر آن چه را در سینه های شماست پنهان کنید یا آن را آشکار کنید، خدا آن را می داند و او می داند آن چه را در آسمان ها و زمین است و خدا بر هر چیزی قدرت دارد.

پس بنابراین دعا کردن بنده به منظور اطلاع دادن نیازهای خود به خدا نخواهد بود و علت دیگری خواهد داشت. باید این سؤال و امثال آن در مورد دعا تغییر یابد و به شکل دیگری گفته شود. مثلاً گفته شود، علت و حکمت دعا چیست؟! ما انسان ها به چه منظوری باید دعا کنیم؟! در حالی که خداوند نیازهای انسان ها را می داند، به چه منظوری به آن ها دستور دعا داده است؟! در جواب این نوع سؤالات در مورد دعا عرض می کنیم:

خداوند عالم در مورد زندگی انسان ها و اداره زندگی آن ها و تأمین خواسته ها و نیازهای آن ها، در عالم نظامی برقرار کرده است. در آن نظام تعیین شده از طرف خداوند مقرر شده است که بعضی از نیازهای آن ها بدون دعا و درخواست، حتی بدون اطلاع انسان ها به آن ها عطا می شود. مثل تغذیه انسان در مرحله جنینی و قبل از تولد. در این روش دریافت غذا، نه خود جنین دخالتی دارد و نه مادرش و اصلاً جنین علمی نسبت به موضوع درخواست غذا و تأمین آن ندارد و حتی گاهی مادر او هم علمی نسبت به این جریان ندارد.

اما به محض این که این جنین از مادر متولد شد، نحوه تغذیه و تنفس او تغییر می کند و آن جریان متوقف می شود و نیاز او به هوا و اکسیژن آن با عمل تنفس به صورت غیر ارادی و بدون اختیار تأمین می شود و نیازش به غذا هم با اعلام نوزاد از طریق گریه کردن از طرف مادر تأمین می شود. یعنی کودک متولد شده در مرحله نوزادی بدون داشتن علمی به چگونگی آن جریان، از ناحیه اراده خداوند با عملی به نام گریه نیاز خود به غذا را اعلام می کند. گریه کودک به محض تولد، در حقیقت یک نوع دعاست، و به آن «دعای تکوینی» گفته می شود! البته این نوزاد علم فیزیک یاد نگرفته و هیچ اطلاعی هم از موضوع جریان یافتن مایعات به خاطر اختلاف پتانسیل یا اختلاف فشار ندارد، پروردگار او با نوعی وحی، که به آن «وحی تکوینی» گفته می شود، او را هدایت می کند که نیازش را به غذا از طریق گریه به مادر و دیگران اعلام کند، وقتی سینه مادر در اختیار او قرار می گیرد، گریه اش قطع می شود و او شروع می کند به مکیدن سینه مادر، در حالی که دقایقی از تولد او نگذشته و هیچ آموزشی از نوع متعارف بین انسان ها دریافت نکرده است. جالب توجه است که چون نیاز بدن او به اکسیژن بسیار فوری و اضطراری است، دریافت آن ماده حیاتی خود به خود از راه عملی به نام تنفس انجام می گیرد و در این پدیده او هیچ اختیاری ندارد حتی در مراحل بعدی حیاتش و سنین بالای عمرش هم این عمل یعنی تنفس خود به خود و بدون اراده انجام می گیرد. اما نیاز به غذا و آب که مجموعاً در شیر مادر وجود دارد، مانند نیاز به اکسیژن نیست که اگر چند دقیقه به بدن او نرسد، موجب مرگ شود، پس تأمین این نیاز بدن به طریق دیگری انجام می گیرد.

حاصل بحث تا این جا این شد که بعضی از نیازهای وجودی انسان از ناحیه پروردگار او بدون دخالت و خواسته خودش تأمین می شود مثل نیاز به اکسیژن، که از طریق عمل غیر اختیاری تنفس محقق می شود. اما بعضی دیگر مثل غذای نوزاد از طریق نوعی درخواست، تحقق می یابد یعنی اعلام گرسنگی و نیاز به غذا از طریق گریه و نوعی از درخواست در سنین بالاتر با احساس گرسنگی و اظهار آن به والدین با الفاظ قرار دادی جریان خواهد یافت.

در مورد دعا به معنی عرفی هم موضوع شبیه به همین است، به طوری که خداوند می تواند نیازهای بندگانش را بدون درخواست آن ها و دعا به معنای متداول تأمین کند. همچنان که در بعضی جهات از زندگی آن ها همین نظام برقرار است و نیاز مخلوقات از طرف خداوند بدون دعا تأمین می شود. اما بعضی از نیازها هم از طریق دعا و درخواست بنده در اختیار او قرار می گیرد. در آموزش های دینی توجه انسان ها به این موضوع معطوف شده است به طوری که در دعای مشهور ماه رجب « یا مَنْ اَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ…»(۱) که بعد از نمازها خوانده می شود آمده است: « یا مَنْ یُعْطى‏ مَنْ سَئَلَهُ، یا مَنْ یُعْطى‏ مَنْ لَمْ یَسْئَلْهُ وَ مَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ‏ تَحَنُّناً مِنْهُ وَ رَحْمَهً» یعنی ای آن که عطا می کنی به کسی که از تو درخواست کند، و ای آن که به کسی هم که از تو درخواست نکرده و تو را نمی شناسد از روی مهربانی و رحمت عطا می کنی. از این دعای شریف بر می آید که خداوند عالم به بندگانش دو نوع نعمت عطا می کند. یکی نعمت هایی که با دعا و درخواست به آن ها عطا می شود. دیگری نعمت هایی که بدون درخواست به آن ها عطا می شود.

274- آیا فضای عالم پس از مرگ ترسناک است؟!
بخوانید

در همان مثال تغذیه نوزاد انسان و تفاوت آن با نوزاد حیوانات، اگر دقت کنیم این موضوع روشن می شود و جلوه هائی از ربوبیّت خداوند در مورد موجودات برای ما آشکار می شود و آن این که یک حیوان وحشی در بیابان وقتی نوزادی از او متولد می شود رفتارهائی از او سر می زند که مراقبت از نوزاد و تغذیه او را امکان پذیر می کند و نوزاد این حیوان در همان دقایق اولیه تولد بر می خیزد و طرف مادر می رفت و پستان مادر را پیدا می کند و شروع به مکیدن آن می کند، و مادر هم با او همراهی می کند، در حالی که نوزاد انسان به طور متعارف حدود یک سال طول می کشد تا بتواند روی پاهای خود بایستد و اما نوزاد حیوانات غالباً دقایقی و یا ساعاتی بعد از تولد به دنبال مادر راه می افتد و گاهی با همان سرعت مادر می دود. نتیجه این که خداوند می تواند به نوزاد انسان هم آن امکان را فراهم کند که چند دقیقه یا چند ساعت بعد از تولد از جا برخیزد و راه برود و علاوه بر شیر مادر از غذاهای دیگر هم بهره مند شود، مثل آن چه که در غالب حیوانات جریان دارد. اما به هر علت و حکمتی خدا اراده کرده این نظام متداول در مورد زندگی انسان برقرار شود و راهی را که یک نوزاد گوسفند و آهو و امثال آن ها در مدت یک سال یا دو سال طی می کند، فرزند انسان در عرض مدت مثلاً ۱۵ سال یا کمتر و بیشتر طی کند.

بر می گردیم به بحث دعا و موضوع اصلی در این سؤال.

در ابتدای این بحث اشاره کردیم به این که دعای بنده به منظور اطلاع دادن چیزی به خداوند نیست یعنی بنا،بر این نیست که یک بنده با عمل دعا، نیازهای خود را به خداوند اطلاع دهد. بلکه در اثر دعا ظرفیت روحی یک بنده برای دریافت رحمت بیشتری از خداوند، افزایش پیدا می کند. ما این جا رحمت خداوند را به رودخانه ای تشبیه می کنیم که با حجم عظیمی از آب به طور دائم در جریان است و جریان آن هرگز قطع نمی شود، اما میزان بهره برداری انسان ها از آب فراوان آن رودخانه متناسب با ظرفی است که همراه خود آورده اند.

در اثر دعا ظرفیت بنده برای دریافت رحمت خداوند تغییر می کند، فلذا اگر در اثر دعا، بنده تغییری نکند، خواسته او تأمین نخواهد شد. یعنی عدم استجابت دعا از ناحیه بنده است. توضیح این که دعا و درخواست از خداوند شرایطی دارد، اگر بنده در دعای خود آن شرایط را به کار نبرد، در حقیقت دعا نکرده است، اگر چه الفاظ یک دعای معین را به زبان آورده یا از قلب خود عبور داده، اما دعای او دعای حقیقی با شرایط خاص آن نبوده است، اگر چه همین دعای ظاهری او هم تأثیراتی در مجموع زندگی او خواهد داشت و موجب پاداش هائی خواهد شد.

یک فایده عظیم دعا برقراری ارتباط بین بنده و پروردگارش در مرتبه ای متعالی است! و گاهی ارزش این ارتباط و حاصل آن بسیار بیشتر از فواید حاجتی است که بنده آن را از خداوند درخواست می کند، یعنی خود عمل دعا و ارتباط با خداوند از طریق دعا مطلوب تر از چیزی است که بنده از پروردگارش آن را تقاضا می کند. و هر قدر استجابت یک دعا بیشتر به تأخیر بیافتد، سود بنده بیشتر خواهد بود، به شرط استمرار در دعا و نا امید نشدن از استجابت آن.

ما قبلاً در این زمینه به سؤالاتی پاسخ دادیم و شرایط استجابت دعا را در پاسخ آن سؤال ها متذکر شدیم و توصیه می کنیم در این زمینه به آن مباحث تحت شماره ها و عنوان های ذیل مراجعه بفرمائید:

۳۱-چرا دعاهایمان مستجاب نمی شود؟!

۹۲-برای چه چیزهائی باید دعا کرد؟!

۸۵-حکمت خلقت زمین و آسمان و زندگی زمینی انسان چیست؟!

الیاس کلانتری

۹۴/۶/۲۵

پاورقی:

۱-این دعا از وجود مبارک امام صادق (ع) در کتاب های دعا در اعمال ماه رجب نقل شده است.

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن