۱۲۴- چگونه می شود تسلّط بر نفس پیدا کرد و مانع خشم شد؟!

familyسؤال: انسان چگونه می تواند جلو عصبانیت خود را بگیرد و در برخورد با دیگران مثل افراد خانواده، و یا مخالفان تحملش بیشتر شود؟!

پاسخ: انسان احتیاج اجتناب ناپذیری برای زندگی با دیگران دارد و ضرورتاً باید با دیگر انسان ها به صورت اجتماعی زندگی کند. زندگی با دیگران فواید عظیمی برای انسان ها دارد، بطور کلی تحقق اغلب خواسته ها و تأمین نیازها بدون ارتباط و همزیستی با دیگران امکان پذیر نیست. طبعاً در زندگی مشترک با دیگران بین انسان ها اختلاف ها و اصطکاک هائی پیش خواهد آمد. – برای توضیح بیشتر به سؤال ۸۴ تحت عنوان «حکمت به کار بستن اخلاق شهروندی چیست؟!» مراجعه شود.

بروز اختلاف نظر بین انسان ها در زندگی اجتماعی غالباً اجتناب ناپذیر است، چون انسان ها در امور زندگی دیدگاه های مختلفی دارند، حتی بین انسان هائی که یک نوع آموزش دیده اند و در یک جامعه حتی در یک خانواده زندگی کرده اند، مثل دو برادر و یا دو خواهر! و یا برادر و خواهر!. یعنی وقتی بین برادران و خواهران در یک خانواده در مسائل گوناگون زندگی اختلاف نظر وجود دارد، طبیعی است بین یک زن و شوهر و یا دو نفر همکار، یا بین همسایه ها اختلاف نظر وجود خواهد داشت.

اما انسان ها می توانند با وجود اختلاف نظر در مسائل زندگی و تضاد منافع با دیگران و نیاز اجتناب ناپذیر به زندگی اجتماعی، با افراد دیگر مثل اعضاء خانواده و همکاران و همسایه ها و شهروندان در صلح و صفا و دوستی و محبت زندگی کنند.

متأسفانه به علت فقدان آموزش لازم در زندگی انسان ها و بعضی علل دیگر، اختلافات بین آن ها روز به روز گسترش می یابد و زندگی انسان ها با تلخی ها و خشونت ها و مشقت های زیادی جریان می یابد. این اختلافات در بین اعضاء یک خانواده یا منجر به از هم پاشیدن پیوندها و طلاق و جدائی همسران از یکدیگر می شود یا ادامه زندگی با مشقت ها و بی مهری ها و عدم انس و محبت بین اعضاء خانواده.

در مقیاس دیگر و در سطح جوامع انسانی هم غالباً روابط دوستانه و محبت به یکدیگر و صفا و صمیمیت جای خود را به خشونت ها و بدخواهی ها نسبت به دیگران و نفرت از دیگران می دهد، به طوری که انسان ها لذتی از زندگی در کنار دیگران و مجالست ها و همزیستی ها احساس نمی کنند.

پیدایش این وضعیت علل متعددی دارد و برای رفع مشکلات ناشی از آن هم باید مطالعات و بررسی های گوناگونی انجام بگیرد و انسان ها جهت زندگی توأم با آسایش و محبت به یکدیگر و ایجاد روابط محبت آمیز و دوستانه باید با روش های عالمانه و مؤثر آموزش ببینند، اما در حد جواب به سؤال مطرح شده نکاتی را متذکر می شویم.

برای جلوگیری از عصبانیت و خشونت در برخورد با دیگران و داشتن روابط تؤام با آرامش و صلح و صفا و محبت با دیگران توجه به چند نکته در بُعد علمی و اخلاقی ضروری است و آن ها عبارتند از:

۱-اختلاف نظر و روش و سلیقه بین انسان ها غالباً اجتناب ناپذیر است و ما انسان ها باید این نوع اختلافات را در دیگران باصطلاح به رسمیت بشناسیم و به انسان ها حق بدهیم که در مسائل زندگی دیدگاه های متفاوت با ما داشته باشند. وقتی ما می بینیم بین برادران و خواهران که در یک خانواده بزرگ شده اند و تقریباً آموزش و پرورش آن ها مثل هم و شبیه به هم بوده، نظرات و دیدگاه های مختلف وجود دارد، چگونه توقع داریم که بین یک زن و شوهر، یا یک پدر و فرزند و یا مادر و فرزند اختلاف نظر وجود نداشته باشد؟! در حالی که تربیت آن ها با یکدیگر متفاوت بوده و شرایط فرهنگی در زمان های مختلف تغییر کرده و امثال آن ها.

۲-انسان ها برای زندگی با دیگران و داشتن روابط سالم اجتماعی باید آموزش مناسب دریافت کنند، آن هم نه صِرف آموزش سنتی یک جامعه، و وقتی این آموزش مورد نظر انجام نمی گیرد، طبیعی است که از انسان ها رفتارهای خلاف انتظار ما صادر خواهد شد. یعنی وقتی رفتاری از کسی صادر شد که خلاف انتظار ما بود، باید فکر کنیم که آیا آن شخص در خصوص آن رفتار آموزشی دیده است؟! آیا آن رفتار در نظر او هم خلاف کاری محسوب می شود؟! اگر بگوئیم بعضی رفتارها در فرهنگ یک جامعه نامطلوب تلقی می شود و افراد آن جامعه به طور کلی با آن رفتار آشنا هستند و خلاف اخلاق بودن آن را می دانند پس بنابراین از نظر عقلی و اخلاق شناخته شده در جامعه نباید مرتکب آن رفتار شوند! در جواب می شود گفت: معلوم نیست این آموزش در مورد همه افراد جامعه تحقق یافته باشد، و همگان خود را مؤظف به رعایت آن اصل اخلاقی بدانند.

۳-رفتارهای انسان ها عمدتاً مبتنی بر شخصیت اخلاقی آن ها است. خداوند می فرماید:

«قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَىٰ شَاکِلَتِهِ فَرَبُّکُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَىٰ سَبِیلاًَ» (الاسراء / ۸۴) یعنی بگو [ای پیامبر] هر کس مطابق «شاکله» خود عمل می کند و پروردگار شما داناتر است به این که چه کسی راه یافته تر است! شاکله به سجیّه و طریق و مذهب گفته شده، می شود آن را شخصیت اخلاقی معنا کرد. در این آیه خداوند اعمال انسان ها را بر شاکله آن ها مترتب کرده، یعنی عمل انسان مناسب و موافق شاکله او خواهد بود (المیزان) البته شاکله انسان برای رفتارهای او اقتضاء ایجاد می کند نه اجبار، و سرانجام عمل انسان از اختیاری بودن خارج نمی شود. اما در غالب انسان ها کشش شاکله او برای عمل بسیار قوی است و مقاومت در مقابل آن به راحتی محقق نمی شود.

271- آیا آیات قرآن در فطرت انسان قرار دارد؟!
بخوانید

پس بنابراین وقتی کسی سخنی می گوید یا عملی انجام می دهد که یا از نظر ما عمل مطلوبی نیست و یا به طور کلی عقلاء و یا اعضاء جامعه آن را عمل نامطلوبی تلقی می کنند، باید دید شخص مورد بحث اولاً آیا می داند که آن عمل معین عمل خوبی نیست؟! و اگر می داند آیا قدرت خودداری از آن عمل را در وجود خود دارد، بالخصوص وقتی که مثلاً خشمگین است و یا به هر صورت در حال اعتدال روحی نیست.

یک عامل مهم در تشکیل شاکله انسان وراثت او است. یعنی صفاتی از پدر و مادر یا اجداد انسان به او منتقل می شود و انسان ها اختیاری در این زمینه از خود ندارند. و غالباً نسبت به این موضوع بی اعتنا هستند. عامل دیگر تربیت او در دوره کودکی است! که انسان اختیار قابل اعتنائی در این زمینه نداشته است! می ماند یک سهم برای عقل در رفتارها! آن هم معلوم نیست این سهم در انسان ها با شاکله های مختلف چه مقدار است و چه مقدار تأثیر در رفتارهای آن ها دارد. پس بنابراین انسان ها را نمی شود در مقابل رفتارهائی که از آن ها سر می زند زیاد مؤاخذه کرد و بلکه باید به شرایط روحی و تربیتی و سنّی و وراثتی آن ها توجه کرد. در این صورت دیگر در مقابل رفتارها و گفتارهای انسان ها جائی برای عصبانیت و خشم ما باقی نمی ماند.

حتی گاهی رفتارهای او از سلطه عقلش خارج می شود در این صورت تسلطی بر رفتار و گفتارش نخواهد داشت. و احتمال دارد از او رفتاری سر بزند که در حال عادی تمایل به آن رفتار نداشت، یا سخنی بگوید که تمایلی در حال عادی به گفتن آن نداشت، فلذا وقتی ما با یک انسان خشمگین مواجه می شویم باید سعی کنیم به او کمک کنیم تا به حالت عادی برگردد و سخنان زمان عصبانیت او را به حساب نیاوریم و یادآوری نکنیم. باید در نظر بگیریم که در حال خشم وضعیت روحی انسان بحرانی می شود، حتی گاهی پیش می آید که یک انسان در حالت خشم سخنانی را به زبان آورده که بعداً آن را انکار می کند یا به طور کلی فراموش کرده است.

۵-تحمل بدرفتاری دیگران از ارکان اخلاق حسنه است و خیلی از انسان ها تمایل به آن دارند ولی قدرت لازم بر این کار را ندارند، همچنان که در این سؤال، مورد نظر می باشد، اما برای رسیدن به این مقصود متعالی راه هائی وجود دارد. از جمله توجه به پاداش عظیم خداوند.

انسان باید توجه کند به این نکته که وقتی به جهت اجرای فرمان پروردگار خشم خود را فرو می خورد و از مقابله با دیگران و از اهانت به آن ها خودداری می کند، خداوند اجر عظیمی به او عطا خواهد کرد و از گناهان او به تناسب میزان صبر و تحملش خواهد گذشت و عمل او را در صرف نظر کردن از خطاهای دیگران عبادت محسوب خواهد کرد و پاداش صابران را به او عطا خواهد فرمود.

باید در نظر بگیرد که خوشرفتاری با دیگران بالخصوص با اعضاء خانواده موجب رضای پروردگار و جریان رحمت و برکات خداوند و ازدیاد رزق و دفع خطرات و مصیبت ها خواهد شد. وجود مبارک رسول خدا (ص) فرمودند:

«خَیْرُکُمْ خَیْرُکُمْ لِنِسَائِهِ ، وَ أَنَا خَیْرُکُمْ لِنِسَائِی»(۱) یعنی بهترین شما کسی است که نسبت به همسرش خوشرفتار باشد و من خوشرفتارترین شما هستم نسبت به همسرانم.

باز از آن حضرت نقل شده است که فرمود:

«مَن صَبر علی سوء خُلقِ إمراته أعطاه الله مِن الاجر ما أعطی أیوب (علیه السلام) علی بلائه. و مَن صَبَرَت علی سوء خُلقِ زوجها أعطاها الله مثل ثَواب آسیه»(۲) یعنی اگر مردی بدرفتاری زنش را تحمل کند خداوند عالم به او پاداش حضرت ایوب را در مقابل بلا و مصیبت هایش عطا خواهد کرد و اگر یک زن بدرفتاری شوهرش را تحمل کند خداوند به او اجر آسیه را خواهد داد- آسیه همسر فرعون یکی از زنان بهشتی است-

در مورد بدرفتاری با همسر و اذیت او، از وجود مبارک پیامبر اکرم (ص) نقل شده است که فرمود:

« فأیّ رجل لطم امراته لطمه، اَمَرَالله عزوجل مالک خازن النیران فیلطمه علی حر وجهه سبعین لطمه فی نار جهنم؛»(۳) یعنی هر مردی که سیلی به صورت همسرش بزند خداوند عزّوجلّ به مالک، نگهبان جهنم دستور خواهد داد هفتاد سیلی به صورت او بزند.

۶-کسی که توفیق عبودیت برای خدای رحمان را پیدا کرده و تاج بندگی او را روی سرش گذاشته لازم است به مقتضای این عبودیت عمل کند و در نتیجه لیاقت و شایستگی ورود به بهشت و زندگی در آن جا را پیدا کند و لازمه این توفیق انجام فرمان های خداوند و آراستن روح خود به فضائل اخلاقی است. خداوند فرمود:

«وَعِبَادُ ﭐلرَّحْمَـٰنِ ﭐلَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى ﭐلْأَرْضِ هَوْناً وَإِذَا خَاطَبَهُمُ ﭐلْجَاهِلُونَ قَالُواْ سَلَاماً» (الفرقان / ۶۳) یعنی بندگان خدای رحمان کسانی هستند که در روی زمین با آرامی و تواضع راه می روند و اگر مورد خطاب جاهلان قرار گرفته اند به آن ها سخنان دلنشین و ملایم می گویند.

الیاس کلانتری

۹۴/۶/۳۱

پاورقی ها:

۱-من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، چاپ دارالکتب الاسلامیه، ج ۳، ص ۲۸۱

۲-بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۱۰۰، ص ۲۱۳

۳-مستدرک الوسایل، میرزا حسین نوری، چاپ مؤسسه آل البیت، ج ۱۴، ص ۲۵۰

 

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن