۱۲۸-جهت لذت بردن بیشتر از قرآن چه راهی را باید در پیش گرفت؟!

image_galleryسؤال: چگونه لذت قرآن خواندن را در وجود خود زیاد کنیم؟!

پاسخ: قرآن کریم در اصل دارای عظمت و جاذبه ای بی انتها است. طبعاً هیچ سخن و کلامی در هیچ زمانی پیدا نخواهد شد که دارای جاذبه و حلاوت و لذت بیشتر از قرآن باشد. خداوند عالم جهت آفرینش کلامی با ارزش و جاذبه و حلاوت فراوان و بی انتها ناتوان نبوده و قطعاً قدرت بر این کار را دارد چون او بر هر کاری قادر است و این قدرت بی انتها را در به وجود آوردن قرآن به کار برده است اما بحث ما در این سؤال و پاسخ، باید در جهت نحوه اتصال به این عظمت و جاذبه بی انتها باشد.

و این که چرا بعضی از انسان ها آن لذت عظیم فوق عادی را از خواندن قرآن و مطالعه در آن احساس نمی کنند؟! برای رفع این مشکل چه باید کرد؟!

پاسخ این سؤال را با چند مثال ذکر می کنیم: اگر ما به موقعیت خورشید توجه کنیم و اندکی از نظریات دانشمندان و فراورده های علمی آن ها در این زمینه مطلع شویم در می یابیم که این جرم عظیم آسمانی انرژی عظیمی دارد و حیات نباتات، جانداران و انسان ها با انرژی آن امکان پذیر شده است!

اما طبعاً تمامی این انرژی عظیم و یا آن مقداری که به کره زمین منتقل می شود، قابل بهره برداری نیست یعنی انسان ها نمی توانند آن انرژی عظیم را مهار کرده و تحت سلطه خود در آورند، بلکه استفاده از آن در حد ظرفیت و استعداد های انسان ها امکان پذیر است. یعنی انسان ها در سطوح متفاوتی می توانند از انرژی خورشید بهره مند شوند. مثلاً شخصی بدون توجه به موقعیت خورشید در زندگی متعارف عادی از نور و حرارت آن استفاده می کند، به طوری که اصل حیات جسمانی او و غذا و لباس و بعضی از مایحتاج زندگی او از ناحیه خورشید تأمین می شود، اعم از این که او به نقش خورشید در زندگی خود توجه دارد یا نه! شخص دیگری به لحاظ داشتن یک قطعه زمین قابل زراعت، می تواند بذر گیاهانی را در آن زمین بپاشد و آن جا را آبیاری کند، و محصولات مورد نیاز و انتظار خود را بدست آورد. شخص دیگری می تواند علاوه بر استفاده های متعارف و عمومی، با استفاده از یک نوع تکنولوژی پیشرفته انرژی خورشید را به انرژی برق تبدیل کند و آن را ذخیره کند و مورد انواع بهره برداری ها قرار دهد و امثال آن ها.

اما اگر کسی توجهی به خورشید و نور و حرارت و خواص مختلف آن نور و حرارت نکرد فلذا از کارائی و فواید عظیم انرژی خورشید در مراتب برتر بی بهره می ماند، این محرومیت از ناحیه موقعیت و کمبود استعدادهای خود او است نه از ناحیه خورشید! و این عدم استفاده به اهمیت و موقعیت خورشید لطمه ای نمی زند، یعنی این انسان است که به خورشید نیازمند است! و خورشید نیازی به این که از آن بیشتر یا کمتر استفاده کنند ندارد. حال اگر کسی در اثر تفکر و یا اطلاع از بعضی نظریات دانشمندان، اجمالاً متوجه شود که انرژی خورشید قابل استفاده های فراوان و متنوّعی است و لذا در مقام تحقیق بر آید و بخواهد راه های استفاده بیشتر و پیشرفته تر از انرژی خورشید را بشناسد، او در این صورت به منابع عظیمی از فواید و آثار انرژی خورشید راه خواهد یافت، مثل خود شما که در مقام آشنائی با راه های استفاده بیشتر و بهتر از عظمت بی پایان قرآن مجید قرار گرفته اید! یعنی شما دریافته اید که قرآن دارای عظمت و جاذبه فراوانی است و می خواهید لذت خود را از آن بیشتر کنید!

ما بعد از تذکر یک مثال دیگر- جهت تکمیل این بحث مقدماتی- پاسخ اصلی سؤال شما را بیان می کنیم. رود بزرگی را در نظر بگیریم که آب فراوانی دارد و دائماً در جریان است، و تعدادی از انسان ها که کنار آن رود می آیند و از آن آب بر می دارند، حجم آب آن رود در حدّی است که آب برداشتن تعداد زیادی از انسان ها، تأثیر محسوسی در آن به وجود نمی آورد و هیچ ممانعتی برای آب برداشتن از آن وجود ندارد. اما طبعاً میزان بهره مندی کسانی که به کنار آن رود آمده اند، متناسب با ظرفی است که همراه دارند. اگر کسی هیچ ظرفی همراه نداشت، فقط می تواند مقداری از آن آب بنوشد و یا دست و صورت و بدن و لباس خود را در آن بشوید. اما اگر او ظرفی تهیه کرد، می تواند علاوه بر آن استفاده مذکور، مقداری از آن آب را هم با خود ببرد و ذخیره کند و خود و یا دیگران از آن بهره مند شوند. و اما اگر ظرف آبی را که او همراه آورده، سالم نبود و یا آن ظرف پاک نبود و یا بخشی از حجم آن ظرف با اشیائی پر شده بود، امکان بهره برداری او از آن آب زلال و فراوان از بین خواهد رفت. آثار و فواید قرآن مجید شبیه آب نهر است، و لازمه استفاده از قرآن و لذت بیشتر بردن از آن، داشتن ظرف روحی مناسب و وسیع خواهد بود.

موقعیت حقیقی قرآن کریم

قرآن- به طوری که در بعضی سؤالات قبلی به آن اشاره شد- حقیقتی است دارای مراتب متعدد و انسان ها به تناسب موقعیت علمی و استعدادی خود، می توانند از علوم متمرکز در آن و تأثیرات اخلاقی آن بهره مند شوند. کلام خداوند طوری تنظیم و ترکیب شده است که سطحی از معانی آن قابل فهم افراد مبتدی در علوم و عامه مردم است، و سطوحی از آن در حدّ قدرت فهم دانشمندان، و بهره برداری علمی از این کتاب هرگز متوقف نمی شود و متناسب با علم وفهم و درک دانشمندان، امکان بهره برداری بیشتر از آن حاصل می شود. تأثیرات اخلاقی قرآن هم شبیه موقعیت علمی آن است. یعنی انسان ها در صورت داشتن زمینه روحی مساعد، لذت بیشتری از مجالست با آن می برند و این تأثیرات روحی و لذت ناشی از آن دائماً در حال گسترش خواهد بود.

در این زمینه هم بحث ما شبیه به موضوع نماز خواهد بود که در پاسخ سؤال ۱۲۷ تحت عنوان: «برای لذت بردن بیشتر از نماز و خواندن قرآن چه کاری باید کرد؟!» مطرح شد. یعنی موضوع یک جهت علمی دارد و یک جهت عملی. در بُعد علمی لازم است با اوصاف قرآن و جلالت موقعیت آن در آیاتی از آن و در کلام رهبران آسمانی آشنا شویم و در بُعد عملی آن لازم است با پاکسازی روح خود، زمینه مساعدی در جهت تجلّی جلالت قرآن در آن ایجاد کنیم. در ارتباط با بخش اول به چند مورد از آیات قرآن و سخنان رهبران آسمانی اشاره ای می کنیم:

خداوند می فرماید:

«لَوْ أَنزَلْنَا هَـٰذَا ﭐلْقُرْءَانَ عَلَىٰ جَبَلٍ لَّرَأَیْتَهُ خَاشِعاً مُّتَصَدِّعاً مِّنْ خَشْیَهِ ﭐللَّهِ وَتِلْکَ ﭐلْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ» (الحشر / ۲۱) یعنی اگر ما این قرآن را بر کوهی نازل می کردیم، می دیدی که آن ]کوه[ از خشیت خداوند خاشع می شد و از هم می پاشید.

منظور این است که قرآن دارای عظمت فوق متعارف است، به طوری که اگر آن عظمت به شکلی و صورتی بر کوه نازل می شد، آن کوه متلاشی می شد و از هم می پاشید. علامه طباطبائی در تفسیر المیزان در معنای این آیه می فرماید:

«مراد تعظیم امر قرآن است به جهت اشتمال آن بر حقایق معارف و اصول شرایع و عبرت ها و مواعظ و وعده و وعید و این که آن کلام خداوند عظیم است. و معنای آیه چنین است که اگر جایز بود قرآن بر کوهی نازل شود، غلظت و صلابت و عظمت و قدرت مقاومت آن کوه در مقابل حوادث، تحت تأثیر خشیت خداوند قرار می گرفت و از هم متلاشی می شد، و وقتی حال کوه چنین است، پس جا دارد که انسان وقت خواندن آن یا شنیدن تلاوت دیگران نسبت به پروردگارش حالت خشوع پیدا کند.»(۱)

193-کار حضرت خضر (علیه السلام) در کشتن آن کودک چه توجیهی دارد؟!
بخوانید

از معانی دقیق این آیه بر می آید که قرآن دارای عظمت و جاذبه فوق حدّ فهم انسان های عادی و بلکه بی پایان است. اما طبعاً در انسان ها زمینه مساعد روحی لازم است تا مرتبه ای از آن عظمت در آن ها تجلّی یابد.

باز خداوند در مورد قرآن می فرماید:

«فَإِذَا قَرَأْتَ ﭐلْقُرْءَانَ فَـﭑسْتَعِذْ بِـﭑللَّهِ مِنَ ﭐلشَّیْطَانِ ﭐلرَّجِیمِ» (النحل / ۹۸) یعنی وقتی قرآن می خوانی، پناه ببر به خداوند از شیطان طرد شده. این آیه اشاره ای دارد به این که شیطان در وقت خواندن قرآن و یاد گرفتن آن و توجه به آن، امکان دارد در روح انسان و ادراکات او تأثیری ایجاد کند و زمینه مساعد روحی انسان را برای تأثیر پذیری عمیق از قرآن از بین ببرد، فلذا دستور می دهد که وقت قرائت قرآن و فرا گرفتن آن از تأثیرات شیطان به خداوند پناه ببر.

در کلامی از وجود مبارک رسول اکرم (ص) در توصیف قرآن اوصافی ذکر شده است که دلالت بر عظمت بی پایان آن دارد، اول این کلام شریف با کلمات ذیل شروع شده:«یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّکُمْ فِی دَارِ هُدْنَهٍ وَ أَنْتُمْ عَلَى ظَهْرِ سَفَرٍ»(۲) در قسمتی از این کلام نورانی آن حضرت (ص) می فرماید:

« لَهُ ظَهْرٌ وَ بَطْنٌ فَظَاهِرُهُ حُکْمٌ وَ بَاطِنُهُ عِلْمٌ ظَاهِرُهُ أَنِیقٌ وَ بَاطِنُهُ عَمِیقٌ لَهُ نُجُومٌ وَ عَلَى نُجُومِهِ نُجُومٌ لَا تُحْصَى عَجَائِبُهُ وَ لَا تُبْلَى غَرَائِبُهُ» یعنی قرآن ظاهری دارد و باطنی، و ظاهرش حکم است و باطنش علم، ظاهرش زیبا است و باطنش ژرف و عمیق. ستارگانی دارد و بر ستارگان آن، ستارگان دیگری است. شگفتی های آن فوق حدّ شمارش است و عجائبش هرگز کهنه نمی شود.

امیرالمؤمنین علی (ع) در یکی از خطبه های خود در توصیف قرآن می فرماید:

«مَا جَالَسَ هذَا القُرآنَ أَحَدٌ اِلّا قَامَ عَنهُ بِزِیادَهٍ أَونُقصَانٍ: زِیَادَهٍ فِی هُدًی، أَو نُقصَانٍ مِن عَمیً. وَ اعلَمُوا أنَّهُ لَیسَ عَلَی أحَدٍ بَعدَ القُرآنِ مِن فَاقَهٍ، وَ لالِأَحَدٍ قَبلَ القُرآنِ مِن غِنًی»(۳) یعنی کسی با این قرآن مجالست نمی کند جز این که با زیاده و نقصان از کنار آن بر می خیزد. زیاده در هدایت یا نقصان در نابینایی ]و جهالت[. بدانید بر کسی با وجود قرآن فقری و نیازی نخواهد بود و قبل از قرآن برای کسی بی نیازی حاصل نخواهد شد.

از این کلام شریف هم عظمت و تأثیر بی پایان قرآن در روح انسان ها بر می آید، و این تأثیر پذیری به نوعی است که در هر مرتبه توجه به قرآن و مجالست با آن تجدید می شود، یعنی تأثیری جدید، علاوه بر تأثیرات قبلی در روح انسان به وجود می آید. البته ممکن است به عللی انسان این نوع تأثیر پذیری را در هر مرتبه از توجه به قرآن و مجالست با آن در وجود خود نیابد و این مشکل از ناحیه خود آن انسان است و در این زمینه در ادامه این بحث- به خواست خداوند- تذکراتی خواهد آمد.

امام علی بن الحسین (علیهما السلام) می فرماید:

«لَوْ مَاتَ مَنْ بَیْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لَمَا اسْتَوْحَشْتُ بَعْدَ أَنْ یَکُونَ الْقُرْآنُ مَعِی»(۴) یعنی اگر همه انسان ها بین مشرق و مغرب از دنیا رفته باشند ]و من تنها انسان روی زمین باقی مانده باشم[ اگر قرآن با من باشد، احساس ]تنهائی و [ وحشت نمی کنم. از این کلام شریف هم تأثیر گذاری بی انتهای قرآن در روح انسان ها و لذت بی پایان ناشی از آن بر می آید.

جهت عملی و رفتاری موضوع

لذت بردن بیشتر از قرآن

روش کار در این زمینه جهات مشترکی با موضوع لذت بردن از نماز دارد که در سؤال قبلی به آن اشاره شد.

لازمه لذت بردن زیاد از خواندن قرآن و توجه به معانی آن، توجهات پی در پی به موقعیت و حقیقت قرآن است. لازم است آن چه که در اوصاف قرآن گفته شده، اعم از آیات قرآن و سخنان ذوات مقدسه معصومین (ع) به طور مستمر مورد مراجعه و توجه قرار بگیرد، یعنی از نوع آن چه که در جهت علمی موضوع ذکر شد. اگر به نیازهای انسان ها به قرآن مجید در جلوگیری از بیماری های روحی و افسردگی ها و یا معالجه این نوع ناراحتی ها و امراض توجه شود، کشش روحی انسان نسبت به آن زیاد خواهد شد. لازم به ذکر است که جاذبه مورد نظر و بالاتر از آن در اصل در آیات قرآن وجود دارد و فقط گاهی موانعی بر سر راه انسان قرار می گیرد و مانع نفوذ آن جاذبه فوق عادی در روح او می شود به عنوان مثال: کسانی که به طور مستمر با قرآن ارتباط دارند می دانند که گاهی وقت ها و در بعضی شرایط و بعضی مکان ها، اشتیاق انسان نسبت به قرآن و لذت بردن از آن بیشتر می شود. مثل جاذبه قرآن خواندن در ماه مبارک رمضان که انسان روزه دار است یا جاذبه قرآن در شهر مقدس مکه و فضای مسجدالحرام و کنار کعبه و همچنین مسجد النبی (ص) در مدینه منوره و حرم های مقدس ائمه معصومین (ع) و حتی در درجات پایین تر خواندن قرآن در سایر مساجد و مجالسی که بحث و گفتگوی قرآنی در آن ها برقرار است.

آن چه قابل توجه است این که جاذبه قرآن در کنار کعبه و در اماکنی که نام برده شد و امثال آن ها و در ماه رمضان که در اصل تغییری نکرده، اما به طور آشکار این جاذبه و لذت ناشی از آن  در اماکن و زمان های مذکور بسیار زیادتر می شوند. پس معلوم می شود این جاذبه در اصل در قرآن وجود دارد و قابل ازدیاد تا مراحل بسیار متعالی می باشد، اما روح انسان به جهت در هم ریختگی ناشی از حوادث زندگی و به جهت اشتغال به اشیائی و عوامل دیگری این ظرفیت و استعداد را به طور موقت حتی گاهی به طور دائم از دست می دهد.

خلاصه این که قرآن مجید دارای عظمت بی پایانی است و انسان ها می توانند لذت روحی خود را از خواندن و یاد گرفتن آن ده ها و صدها برابر بیشتر کنند.

قابل توجه است که مهمترین مانع لذت بردن از قرآن القاء آت شیطان در روح انسان است که می شود آن را با «ذکر الله» کثیر و مستمر از بین برد و یکی از انواع و مراتب «ذکر الله» هم خود قرآن مجید است یعنی با مقداری تمرین و مداومت بالخصوص در اوقات مناسب مثل اول صبح و بعد از خواب و استراحت شبانه و قبل و بعد از نمازها، جاذبه قرآن را وارد روح خود کرد.

نکته آخر این که بهترین و مناسب ترین راه لذت بردن از قرآن، حفظ آیات آن است و ما در مقالاتی تحت عنوان «مقدمه ای بر روش حفظ قرآن» در این زمینه بحث کردیم و شما می توانید در ردیف مربوط به حفظ قرآن در همین سایت «حکمت طریف» مقالات مذکور را ملاحظه بفرمائید.

الیاس کلانتری

۹۴/۷/۲۱

پاورقی ها:

۱-المیزان، تفسیر سوره حشر، آیه ۲۱

۲-اصول کافی، دوره چهار جلدی مترجم فارسی، ج ۴، ص ۳۹۸

۳-نهج البلاغه، خطبه ۱۷۶، انتفعوا ببیان الله…

۴-اصول کافی، ج ۴، ص ۴۰۳

 

 

 

 

 

 

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن